فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی کردستان - سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 82، خرداد و تیر 1395)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 82، خرداد و تیر 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/27
  • تعداد عناوین: 12
|
  • شهاب الدین بهرامی کلاشگران، آزاد معروفی*، فرزین رضاعی، ابراهیم قادری، کامبیز حسن زاده صفحات 1-10
    زمینه و هدف
    علی رغم استفاده از داروهای مختلف در درمان اختلال دوقطبی، حدود 50 درصد از بیماران به طور کامل درمان نمی شوند. به منظور تقویت درمان استفاده از داروهای مختلف از جمله داروهای ضدتشنج جدید و آنتاگونیست های سروتونین- دوپامین مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به نقش احتمالی آنتاگونیست های گیرنده های NMDA بر تغییرات خلقی، این مطالعه به منظور بررسی تاثیر ممانتین بر مانیای حاد به عنوان درمان کمکی همراه با لیتیم و ریسپریدون انجام گرفت.
    روش بررسی
    در یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسو کورکه بر روی40 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی در فاز حاد مانیا انجام شد. بیماران هر دو گروه تحت درمان با رژیم دارویی یکسان شامل ریسپریدون و لیتیوم قرار گرفتند. در گروه مداخله، ممانتین خوراکی به مقدار 5 میلی گرم در روز تجویز و پس از 96 ساعت به 20 میلی گرم در روز رسانده شد. بیماران گروه کنترل، در این مدت دارونما دریافت کردند. شدت علائم پیش از شروع درمان و سپس در هفته های 1، 2، 4 و 6 پس از درمان بر اساس مقیاس نمره دهی مانیای یانگ اندازه گیری شد. عوارض کلینیکی ممانتین در همین فواصل با استفاده از چک لیست بالینی ارزیابی گردید.
    یافته ها
    در پایان مطالعه شدت علائم مانیا در هر دو گروه کاهش یافت، اگرچه سرعت و میزان کاهش علائم مانیا در گروه دریافت کننده ممانتین تفاوت معنی داری با گروه دارونما نداشت (784/0P =). همچنین شایع ترین عوارض دارویی در دو گروه شامل بی قراری (000/1=P)، لرزش (501/0=P) و سرگیجه (605/0P =) بود، که بیماران دو گروه از این نظر هم تفاوت معنی داری با هم نداشتند.
    نتیجه گیری
    با در نظر گرفتن محدودیت های مطالعه مانند کم بودن نمونه ها و کوتاه بودن مدت ارزیابی بیماران، این مطالعه نشان داد که افزودن ممانتین با دوز 20 میلی گرم در روز به رژیم دارویی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی در فاز مانیا به مدت شش هفته تاثیری بر سرعت و میزان بهبود علائم مانیا ندارد.
    کلیدواژگان: ممانتین، اختلال دو قطبی، درمان
  • قاسم یزدان پناه، تینا دیهیم، حبیب الله پیروی، حسن نیک نژاد* صفحات 11-21
    زمینه و هدف
    میزان نور عبوری از پرده ی آمنیون، تاثیر بسزایی در کیفیت بینایی پس از پیوند این بیومتریال در ترمیم قرنیه دارد. در این مطالعه نقش عواملی مانند ناحیه ی جداسازی پرده ی آمنیون از جفت و هم چنین لایه های آن از نظر بافت شناسی، بر توانایی عبور نور از پرده آمنیون (شفافیت) بررسی شده است.
    روش بررسی
    پرده های آمنیون از نواحی دیسک و پریفرال (2 سانتی متر خارج از لبه ی دیسک) جفت به دست آمدند. میزان عبور نور از بافت های تهیه شده به صورت سالم و پس از حذف لایه های اپی تلیال و اسفنجی اندازه گیری شد. ضخامت پرده های آمنیون با استفاده از آنالیز کامپیوتری عکس های برش های بافتی اندازه گیری شد.
    نتایج
    پرده های آمنیون موجود در ناحیه ی پریفرال جفت، نور را بیشتر از بافت های قرار گرفته بر روی دیسک عبور می دهند. بررسی های بافت شناسی تفاوت ساختاری بین سلول های اپی تلیال ناحیه ی جفت با ناحیه ی پریفرال را نشان دادند. حذف سلول های اپی تلیال علاوه بر افزایش شفافیت بافت ها، باعث از بین رفتن اختلاف میزان عبور نور از پرده های آمنیون نواحی دیسک و پریفرال شد، در حالی که همچنان ضخامت این دو ناحیه پس از حذف لایه ی اپی تلیال با هم تفاوت معنادار داشت.
    نتیجه گیری
    سلول های اپی تلیال پرده ی آمنیون که دارای خواص سلول های بنیادی است، نقش اساسی را در توانایی عبور نور از پرده ی آمنیون دارد و ضخامت تاثیر معناداری بر میزان عبور نور ندارد.
    کلیدواژگان: پرده آمنیون، سلول های اپی تلیال، میزان عبور نور، نواحی جفت، ضخامت
  • مهرنگار رجچان نژاد، رویا لاری*، ناصر مهدوی شهری، لیلا ایزی، علی بیرجندی نژاد صفحات 22-33
    زمینه و هدف
    داربست ایده آل برای مهندسی بافت، باید از ماتریکس خارج سلولی تقلید کند تا سبب تسهیل رشد و تمایز سلول ها شود. داربست های زیستی از سلول زدایی بافت های حیوانی یا انسانی حاصل می شوند ماتریکس خارج سلولی بافت های طبیعی را می توان برای کاربردهای ترمیمی حتی به صورت زنوژنیک، استفاده نمود. در این تحقیق برای اولین بار سلول زدایی کامل بافت پوست انسان (اپیدرم به همراه درم) صورت گرفت. این محصول می تواند به منظور استفاده های کلینیکی در درمان سوختگی های شدید مورد استفاده قرار گیرد. عدم جداسازی اپیدرم از درم می تواند در حفظ بیشتر رطوبت بدن تا ترمیم کامل زخم های پوستی مشارکت داشته باشد.
    روش بررسی
    بافت های پوست انسانی با ترکیب سه روش فیزیکی (انجماد آهسته، انجماد- ذوب سریع)، آنزیمی (تریپسین 25/0 درصد به مدت 18 ساعت) و شیمیایی (sodium dodecyl sulfate (SDS 1 درصد به مدت 12 ساعت) سلول زدایی شدند . سپس داربست های سه بعدی تهیه شده با تعداد 105×5 سلول کشت داده شدند. سرانجام، نمونه ها در هفته های 2،1، 3 و 4 بعد از کشت با رنگ آمیزی های مختلف مورد بررسی های هیستولوژیکی قرار گرفتند.
    یافته ها
    مطالعات میکروسکوپی داربست با رنگ آمیزی های مختلف، حذف سلول ها و حفظ رشته های کلاژن را در بافت پوست انسان تایید نمودند. با مطالعه ی آزمایشگاهی رفتار سلول ها در هفته های مختلف کشت، چسبندگی و تکثیر سلول ها ی L929 مشاهده گردید. در آنالیز های آماری درصد تراکم سلولی در هفته ی دوم در مقایسه با سایر هفته ها اختلاف معناداری را نشان داد 001/0>Pاز هفته سوم تعداد سلولها کاهش پیدا کردند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که ECM به جا مانده از پوست انسانی، داربست مناسبی برای استقرار، رشد و تمایز سلول های L929 می باشد.از طرف دیگر، به دلیل تراکم بالای فیبرهای کلاژن و تخلخل پایین داربست های تهیه شده، هیچ نفوذ و مهاجرتی به درون درم روی نداد.
    کلیدواژگان: ماتریکس خارج سلولی، پوست انسان، سلول زدایی، سلول های فیبروبلاستی L929، داربست
  • افشین الماسی، فوزیه حاتمی، اعظم شریفی *، تورج احمدی جویباری، رسول کاویان نژاد، فرزاد ابراهیم زاده صفحات 34-42
    زمینه و هدف
    از آنجا که وجود فرزند معلول در خانواده به عنوان یک منبع استرس، سلامت جسمی و روانی والدین به خصوص مادر را به خطر می اندازد و از سویی افزایش تاب آوری توانایی فرد در مقابله با عوامل استرس زا را افزایش می دهد، پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی آموزش مهارتهای مقابله با استرس بر تاب آوری مادران دارای فرزند معلول انجام گردید.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع نیمه تجربی(با طرح پیش آزمون-پس آزمون) و با گروه کنترل می باشد. در این پژوهش 60نفر از مادران دارای فرزند معلول مراجعه کننده به مرکز بهزیستی شهر کرمانشاه در سال 1392 به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده، یک بسته آموزش مهارت مقابله با استرس و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون(CD-RISC) بود. نتایج با استفاده از نرم افزارSPSS 20 تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده نشان داد آموزش مهارت های مقابله با استرس برافزایش سطح تاب آوری مادران دارای فرزند معلول تاثیر مثبت و معنی داری دارد(001/0>P).
    نتیجه گیری
    در اکثر برنامه های آموزشی مهارتهای مقابله با استرس، به خود فرد دارای معلولیت اهمیت داده می شود و نیاز خانواده که نقش اصلی مراقبت از وی را به عهده دارد، نادیده گرفته می شود. بنابراین با توجه به نتیجه این مطالعه توصیه می شود، کلیه مراکز مشاوره ای و درمانی، برنامه های آموزشی جهت والدین دارای فرزند معلول را در راس سیاستها و برنامه ریزی های خود قرار دهند.
    کلیدواژگان: تاب آوری، مهارت های مقابله با استرس، مادران، فرزند معلول
  • سمانه سادات علوی، غلامعلی حمیدی، حمیدرضا بنفشه، مریم حسینی، سید مهدی تخت فیروزه، نسترن افسرده، اژدر حیدری* صفحات 43-52
    زمینه و هدف
    ویسفاتین یا نیکوتین فسفوریبوزیل ترانسفراز یک سایتوکاین پیش التهابی است که تحت تاثیر گلوکز خون و انسولین قرار می گیرد.در دیابت سایتوکین های پیش التهابی مانند پروستاگلندین E2 و نیتریک اکساید سطح ویسفاتین را افزایش می دهند و ویسفاتین نیز بیان آنها را تحریک می کند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آنزیم سیکواکسیژناز و سیستم نیتررژیک بر سطح ویسفاتین در دیابت بود.
    روش بررسی
    دیابت در 70 موش بزرگ آزمایشگاهی بوسیله استرپتوزوسین (STZ) القاء شده و نمونه ها بوسیله سلکوکسیب، ال آرژنین و L-NAME هر یک به تنهایی و سلکوکسیب به همراه ال آرژنین و یا به همراه L-NAME تحت درمان قرار گرفتند. برای مقایسه گروه ها از آنالیز واریانس یک طرفه و متعاقب آن تست توکی (نرم افزارspss) استفاده گردید.
    یافته ها
    در همه گروه های درمانی کاهش معنادار درسطح قند خون و تری گلیسرید مشاهده شد (05/0>P). در گروه دریافت کننده L-NAME سطح انسولین بصورت معنادار (001/0>P) کاهش یافت در حالی که در گروه های دریافت کننده سلکوکسیب به تنهایی (05/0>P) یا همزمان با ال آرژنین و L-NAME افزایش معنادار سطح انسولین مشاهده شد (01/0>P). سطح سرمی ویسفاتین در حیوانات دیابتی در مقایسه با گروه کنترل غیردیابتی بصورت معنادار افزایش یافت (05/0>P). درمان با ال آرژنین تاثیر معناداری بر افزایش سطح ویسفاتین داشت (05/0>P). سلکوکسیب باعث کاهش سطح ویسفاتین شد (01/0>P). بعلاوه درمان با سلکوکسیب به همراه L-NAME و یا به همراه ال آرژنین تاثیر بیشتری در کاهش ویسفاتین داشت (01/0>P).
    نتیجه گیری
    سطح سرمی ویسفاتین در دیابت افزایش می یابد. مهار سیکلواکسیژناز 2 سبب کاهش سطح ویسفاتین شده که بخشی از این تاثیرات در ارتباط با سیستم نیتررژیک می باشد. به نظر می رسد که سطح گلوکز و انسولین خون تاثیر مستقیمی بر سطح ویسفاتین نداشته و نقش اصلی بر عهده سایتوکاین های پیش التهابی باشد.
    کلیدواژگان: نیکوتین آمید فسفوریبوزیل ترانسفراز، سلکوکسیب، نیتریک اکساید، دیابت ملیتوس، استرپتوزوتوسین
  • رضا قراری عارفی، مرضیه ثاقب جو *، مهدی هدایتی، رزیتا فتحی صفحات 53-64
    زمینه و هدف
    عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) به طور گسترده ای در مغز بیان می شود، اما به میزان قابل توجهی در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر کاهش می یابد. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی و مصرف امگا 3 بر سطح BDNF هیپوکامپ موش های آلزایمری شده بود.
    روش بررسی
    بدین منظور 60 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (سن 12 هفته و میانگین وزن 91/11±31/222 گرم)، به 6 گروه آلزایمری تمرین، آلزایمری تمرین + مکمل امگا 3، آلزایمری + مکمل امگا 3، کنترل سالم، کنترل آلزایمری و شم تقسیم شدند. القای آلزایمر، با تزریق هوموسیستئین (دوز 6/0 مولار) به درون بطن مغز انجام شد. تمرین با سرعت 20 متر در دقیقه (با شدت 55-50 درصد VO2max)، به مدت 60 دقیقه در هر جلسه و 5 روز در هفته روی نوار گردان اعمال شد. گروه های مکمل در مدت 8 هفته، روزانه 800 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن موش، مکمل امگا 3 دریافت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی داری 05/0 P< انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد، 8 هفته تمرین هوازی و مصرف امگا 3 بر سطح BDNF هیپوکامپ موش های صحرایی آلزایمری شده تاثیر معنی دار نداشت(06/0=P).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می رسد تمرین هوازی و مصرف امگا 3 بصورت کوتاه مدت نمی تواند سطح BDNF هیپوکامپ موش های آلزایمری را افزایش دهد. اما ممکن است، تمرینات هوازی با شدت بالاتر همراه با مصرف امگا 3 با مقدار و دوره مصرف طولانی تر بتواند سطح BDNF هیپوکامپ را تحت تاثیر قرار دهد.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، بیماری آلزایمر، عامل نوروتروفیکی مشتق از مغز، هیپوکامپ، هوموسیستئین
  • مریم صدرنیا، محمد ارجمندزادگان*، ریما ژلداکووا صفحات 65-74
    زمینه و هدف
    ترکیبات آمونیوم چهار ظرفیتی می توانند جهت کنترل رشد قارچها در بیمارستانها و جلبکها در استخرها مورد استفاده قرار گیرند. هدف تحقیق انجام شده بررسی اثر ترکیبات آمونیوم چهارظرفیتی تولید شده بر جلبک ها و قارچها می باشد.
    روش بررسی
    طی این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی ، هشت نوع نمک آمونیوم چهار ظرفیتی با تفاوت در گروه های قرار گرفته در جایگاه های R1 و R2 سنتز شدند. این مواد از ترکیبات 4،4 – آمینومتیل بی فنیل تولید شده و از نظر گروه های قرار گرفته در بخش بی فنیل و گروه آمینی با هم تفاوت دارند. جهت بررسی اثر این مواد روی کپکها، کشت آنها در محیط پوتیتودکستروزآگار محتوی ترکیبات تولیدی و نیستاتین به روش مدالیون انجام شده و قطر هاله کپک در کشتهای تست با شاهد مقایسه شد.اثر ترکیبات تولیدی بر جلبک کلورلا ولگاریس سویه 157 در محیط کشت جامد گلوکز نمکی در اتاق رشد در نور و دمای مناسب به مدت 5-3 روز بصورت هاله ممانعت از رشد جلبک مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    اثر ضد کپکی ترکیب 149 بر کپکهای مورد استفاده در تحقیق 100% بوده و مشابه اثر آنتی بیوتیک نیستاتین می باشد. این اثر برای ترکیبات 188 و 178 از 68% تا 100% بوده و برای مدت طولانی ادامه داشته و حتی پس از 7-3 روز در محیط کشت باقی بوده و رشدی مشاهده نشد. میزان افزایش اثر ممانعت کنندگی از رشد جلبکها توسط ماده 188 نسبت به مواد 149 و 178 با افزایش غلظت دارای شدت بیشتری بود. با افزایش 3 برابر غلظت ماده 188 میزان هاله ممانعت از رشد به 1/2 برابر ولی در مورد مواد 149 و 178 اندازه هاله ، 45/1و 38/1 برابرافزایش یافت.
    نتیجه گیری
    ترکیبات تولیدی بر سلولهای یوکاریوتیک اثر کنترلی داشته و دارای اثرات ضد کپکی و ضدجلبکی مشابه می باشند. با افزایش اثر ضد کپکی، اثرات ضدجلبکی این مواد نیز افزایش می یابد. استفاده از این مواد در صنعت توصیه می شود.
    کلیدواژگان: ترکیبات آمونیوم چهارظرفیتی، اثر ضدمیکروبی، جلبک، کپک
  • سامان غلامرضایی، مجید طاعتی* صفحات 75-84
    زمینه و هدف
    ورزش و ملاتونین به تنهایی تاثیر قابل ملاحظه ای بر فعالیت های مغزی مانند یادگیری و حافظه دارند. هدف از این مطالعه مشخص نمودن تاثیر متقابل ملاتونین و ورزش در یادگیری و حافظه فضایی موش بزرگ آزمایشگاهی است.
    روش بررسی
    در این مطالعه که از نوع تجربی می باشد گروه ها (7 سر رت ویستار در هر گروه) در دو آزمایش 1 و 2 به ترتیب عبارت بودند از: (مداخله1) بدون ورزش + حامل ملاتونین، ورزش + حامل ملاتونین، بدون ورزش + ملاتونین، ورزش + ملاتونین. (مداخله2) بدون ورزش + سرم فیزیولوژی، ورزش + سرم فیزیولوژی ، بدون ورزش + لوزیندول، ورزش + لوزیندول (مهار کننده گیرنده های M1 و M2 ملاتونین). تزرق داخل صفاقی دارو ها 5/0 ساعت قبل از برنامه ورزشی ترد میل (1ساعت در روز) بمدت 15 روز انجام گرفت. سپس حیوانات با استفاده از ماز آبی موریس از نظر یادگیری و حافظه فضایی مورد بررسی قرار گرفتند. در خاتمه تحلیل آماری اطلاعات بدست آمده توسط روش آماری آنالیز واریانس دو طرفه انجام گرفت.
    یافته ها
    ملاتونین موجب کاهش معنی دار یادگیری و حافظه فضایی رت ها در هر دو شرایط ورزش و بدون ورزش شد. مهار گیرنده های ملاتونین با لوزیندول توانست موجب بهبود حافظه فضایی در شرایط بدون ورزش شود اما هیچ تاثیری بر یادگیری و حافظه فضایی در شرایط ورزش نداشت.
    نتیجه گیری
    این یافته نشان می دهد که اثرات مفید ورزش بر روی یادگیری و حافظه فضایی مستقل از ملاتونین و گیرنده های آن به انجام می رسد.
    کلیدواژگان: ملاتونین، ورزش، یادگیری، حافظه فضایی
  • روزیتا کلوندی، شعله درویشی*، کامبیز داوری صفحات 85-93
    زمینه و هدف
    پروپولیس یکی از مهمترین محصولات زنبور عسل است که به عنوان یک آنتی بیوتیک طبیعی میتواند جایگزین خوبی برای آنتی بیوتیک های صنعتی و کاهش استفاده غیر ضروری از آنها باشد. ساختمان شیمیایی این ماده طبیعی در مناطق مختلف جهان متفاوت است و همچنین حلالی که جهت عصاره گیری پروپولیس به کارمی رود می تواند تاثیر زیادی بر روی فعالیت ضدمیکروبی آن بگذارد. هدف از این مطالعه بررسی خواص ضد میکروبی عصاره های الکلی و روغنی پروپولیس تولید شده در استان کردستان روی باکتری های استافیلوکوکوس اپیدرمایدیس، استرپتوکوکوس موتانس و انتروباکترآئروژنز میباشد .
    روش بررسی
    پس از جمع آوری پروپولیس از مناطق مختلف استان کردستان و تهیه عصاره های الکلی و روغنی حداقل غلظت مهارکنندگی(MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) روی سه سویه باکتری با استفاده از روش رقیق سازی در محیط مایع تعیین شد.
    یافته ها
    میانگین قطر هاله عدم رشد عصاره الکلی)با حلال اتانول 96 درجه و دی متیل سولفواکساید( بصورت معنی داری بیشتر از عصاره روغنی میباشد01/0>P . حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) عصاره الکلی پروپولیس برای باکتری های استافیلوکوکوس اپیدرمایدیس PTCC1435 ، استرپتوکوکوس موتانس PTCC1683 و انتروباکترآئروژنز PTCC1221 به ترتیب 0/16mg/ml ، 0/32 ، 0/65 و حداقل غلظت کشندگی(MBC) نیز به ترتیب 0/65 mg/ml ، 1/31 و 1/31 به دست آمد. حداقل غلظت مهارکنندگی(MIC) عصاره روغنی پروپولیس برای باکتری های استافیلوکوکوس اپیدرمایدیس PTCC1435 ، استرپتوکوکوس موتانس PTCC1683 و انتروباکتر آئروژنز PTCC1221 به ترتیب mg/ml 2/62 ،1/31 ، 1/31 و حداقل غلظت کشندگی (MBC) نیز برای هر سه باکتری 2/62 mg/ml به دست آمد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که پروپولیس اثرات ضدمیکروبی قابل توجهی دارد. لذا می توان پروپولیس را در صنایع داروسازی و غذایی به کار گرفت.
    کلیدواژگان: پروپولیس، حداقل غلظت مهارکنندگی رشد(MIC)، حداقل غلظت کشندگی (MBC)، استافیلوکوکوس اپیدرمایدیس، استرپتوکوکوس موتانس، انتروباکترآئروژنز
  • علی شالیزار جلالی *، غلامرضا نجفی، سعید نفیسی صفحات 94-102
    زمینه و هدف
    کارایی بالینی دوکسوروبیسین که به عنوان یک داروی ضد سرطان بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، به واسطه آسیب به بافت های طبیعی محدود گشته است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثرات محافظتی احتمالی عصاره هیدروالکلی میوه هندوانه ابوجهل در برابر سمیت تولید مثلی دوکسوروبیسین می باشد.
    روش بررسی
    برای انجام این مطالعه تجربی تصادفی شده شاهد دار، 24 سر موش نر بالغ به گروه های شش تایی تقسیم شدند. دو گروه از موش ها دوکسوروبیسین را به میزان 5/1 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت داخل صفاقی در روز های 1، 7، 14، 21، 28 و 35 دریافت کردند. یک گروه از گروه های فوق، عصاره هیدروالکلی میوه هندوانه ابوجهل را به میزان 200 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت داخل صفاقی چهار ساعت پس از تجویز دوکسوروبیسین دریافت می نمود. گروه شاهد و گروهی که تنها عصاره را دریافت می کرد نیز در نظر گرفته شد. توان باروری اسپرم های اپیدیدیمی پس از 35 روز در تمامی حیوانات مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های این مطالعه با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تست تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    دوکسوروبیسین کاهش معنی داری در میزان باروری و رشد رویان و نیز افزایش بارزی را در میزان توقف رشد رویان موجب گردید(05/0>P). تجویز همزمان عصاره هیدروالکلی میوه هندوانه ابوجهل فراسنجه های فوق را به سمت مقادیر طبیعی سوق داد.
    نتیجه گیری
    چنین به نظر می رسد که عصاره هیدروالکلی میوه هندوانه ابوجهل می تواند واجد اثرات محافظتی بالقوه ای در سمیت های تولید مثلی ناشی از دوکسوروبیسین باشد.
    کلیدواژگان: دوکسوروبیسین، هندوانه ابوجهل، باروری، اسپرم، موش
  • علی حیدریان پور*، فاطمه ضمیری دلیر صفحات 103-111
    زمینه و هدف
    با توجه به اثرات مفید جسمانی وروانشناختی ورزش هوازی و اینکه امروزه اختلالات قاعدگی وعوارض ناشی از آن یکی مهمترین مسایل خانوادگی و اجتماعی مطرح است هدف ازپژوهش حاضر بررسی تاثیر8 هفته تمرین هوازی با شدت متوسط بر روی اختلالات چرخه قاعدگی و سطوح هورمونهای استروژن و پروژسترون می باشد.
    روش بررسی
    در این تحقیق 20 زن دارای اختلالات قاعدگی به طور تصادفی به دو گروه تجربی (میانگین سنی1/3±6/23 سال، قد 2/4±161سانتی متر، و وزن 2/6±2/58 کیلوگرم) و کنترل (میانگین سنی2/3±4/23سال، قد 1/5±162سانتی متر، و وزن 1/7±5/57کیلوگرم) تقسیم گردیدند. گروه تجربی 8 هفته تمرین هوازی با شدت 60-85% ضربان قلب بیشینه را انجام دادند. قبل و پس از دوره ی تمرین از همه ی آزمودنی ها در فاز فولیکولار، برای اندازه گیری متغیرهای هورمونی نمونه ی خونی گرفته شد. آزمودنی ها به پرسش نامه های تعیین سطح اختلالات قاعدگی پاسخ دادند. سطح هورمون های استروژن و پروژسترون نیز با استفاده از روش الکتروکمی لومینسانس اندازه گیری گردید. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS V.20 در سطح معنی داری (05/0 P≤) استفاده شد.
    یافته ها
    داده های حاصل از پژوهش نشان داد که در گروه تجربی مقیاس دیداری سنجش درد بعد از 8 هفته فعالیت متوسط هوازی ، کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل و مقادیر قبل از 8 هفته تمرین ورزشی داشته است(01/0> P). افزون براین، سطوح هورمون های استروژن و پروژسترون نیز افزایش معنی داری نسبت به گروه کنترل ومقادیر قبل از 8 هفته تمرین ورزشی را نشان دادند(05/0> P).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های تحقیق حاضر می توان نتیجه گیری کرد که استفاده از تمرینات منظم هوازی با شدت متوسط، احتمالابا افزایش سطح هورمونهای استروژن وپروژسترون می تواند از بروز برخی اختلالات قاعدگی پیشگیری ویا از علایم آن بکاهد. بنابراین تمرینات هوازی را می توان به عنوان روشی پیشگیرانه، درمانی یا کمک درمانی برای کنترل دیسمنوره و دیگر اختلالات قاعدگی مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: تمرینات استقامتی، استروژن، پروژسترون، اختلالات قاعدگی
  • برهان منصوری، افشین ملکی، بهروز داوری، جمال کریمی، وحید مومنه صفحات 112-121
    زمینه و هدف
    ماهی یکی از مهمترین موجودات آبزی در زنجیره غذایی انسان می باشد که قابلیت تجمع فلزات سنگین در بافت های مختلف خود را دارد. در این راستا، هدف این مطالعه بررسی غلظت پنج فلز سنگین (کادمیوم، سرب، کروم، مس و روی) در بافت های آبشش، کبد و ماهیچه ماهیان کپور معمولی، شیرماهی و آمور در رودخانه گاماسیاب در سال 1393 به همراه تجمع زیستی و برآورد میزان پتانسیل خطر مصرف این آبزیان می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی بوده و سه گونه ماهی در رودخانه گاماسیاب در فصول پاییز و زمستان 1393 صید شدند. روش آماده سازی بافت ها بصورت هضم تر بوده و قرائت فلزات توسط دستگاه ICP انجام شده است. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد آنالیز قرار گرفتند.
    یافته ها
    حد مجاز مصرف روزانه ماهی برای فلزات کادمیوم، سرب، کروم، مس و روی در سه ماهی مورد مطالعه در این تحقیق به ترتیب 021/0، 18/0، 5/3، 3/13 و 4/20 میکروگرم در روز برای یک فرد بالغ با وزن 70 کیلوگرم بدست آمد. شاخص HQ بود در این مطالعه برای تمامی فلزات سنگین کمتر از 1 بود.
    نتیجه گیری
    شاخص های ریسک مصرف ماهیان (HQ) ماهیان این مطالعه کمتر از 1 بدست آمد و نشان دهنده سالم بودن مصرف این ماهیان می باشد. اما از آنجاییکه فلزات سنگین خاصیت تجمع زیستی دارند پایش فصلی این منطقه از نظر فلزات سنگین امری مهم به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: ماهی، سمیت، فلز سنگین، رودخانه گاماسیاب
|
  • Dr Shahabeddin Bahrami Kalashgaran, Dr Azad Maroufi*, Dr Farzin Rezaei, Dr Ebrahim Ghaderi, Dr Kambiz Hassanzadeh Pages 1-10
    Background And Aim
    Despite the use of different drugs in the treatment of bipolar disorder, about 50 percent of the patients are not completely cured. To strengthen the treatment effect, various medications including new antiepileptic drugs and serotonin-dopamine antagonists have been studied. Considering the potential role of NMDA receptor antagonists on the mood changes, this study was conducted to investigate the effects of memantine on acute mania as an adjunctive therapy to lithium and risperidone.
    Material and
    Method
    Our study was a double-blind randomized clinical trial which included 40 patients with bipolar disorder in the acute phase of mania. Patients in both groups were treated with the same drug regimen (including risperidone and lithium). In the intervention group, an oral dose of memantine, 5 mg/day was started and increased to 20 mg / day after 96 hours. Patients in the control group received placebo. Severity of the symptoms before starting treatment and at the 1st, 2nd, 4th and 6th weeks after treatment was measured based on the Young Mania Rating Scale. We estimated clinical side effects of memantine by using a clinical check list.
    Results
    At the end of the study, severity of manic symptoms decreased in both groups, but speed and rate of reduction of the symptoms of mania were not significantly different in the memantine group compared with the placebo group (p=0.784). The most common side effects in both groups included; restlessness (p=1.000), tremor (p=0.501), and dizziness (p=0.605), which were not significantly different in both groups.
    Conclusion
    Considering the limitations such as small sample size and short period of the study, addition of memantine 20 mg /day to the treatment regimen of the patients with bipolar disorder in the manic phase, for six weeks, had no effect on the rate and extent of symptoms of mania.
    Keywords: Memantine, Bipolar disorder, Therapy
  • Dr Ghasem Yazdanpanah, Dr Tina Deihim, Dr Habibollah Peirovi, Dr Hasan Niknejad* Pages 11-21
    Background And Aim
    The light transmittance through amniotic membrane (AM) has a major effect on the visual acuity after transplantation of this biomaterial for reconstruction of the cornea. In this study, we evaluated role of placental region of extracted AM and histological layers of the amnion on the light transmission ability (transparency).
    Material and
    Method
    The AMs were obtained from disk and peripheral (2 cm away from disk edge) regions of the placenta. The light transmission rates of the prepared intact tissues and also of the tissues after removal of the epithelial and spongy layers were measured. We determined the thicknesses of AMs by evaluating the photos of histological sections using software analyses.
    Results
    Peripheral region of the AM was more transparent than the disk region. Histological studies revealed structural differences between epithelial cells of disk and peripheral regions. Removal of the epithelial cells increased the transparency of AMs and omitted the transparency difference between disk and peripheral regions, while, the thickness of the AMs samples of the two regions had significant differences after removal of the epithelial layer.
    Conclusion
    The epithelial cells of the AM, which have stem cell characteristics, play a major role in the light transmission ability of the AM, and thickness of the membrane had no significant impact on its light transmission rate.
    Keywords: Amniotic membrane, Epithelial cells, Light transmission, Placental region, Thickness
  • Mehrnegar Roghan Nezhad, Dr Roya Lari *, Dr Naser Mahdavi Shahri, Leila Izi, Dr Ali Birjandi Nejad Pages 22-33
    Background And Aim
    Ideal scaffold for tissue engineering must be a mimic of extracellular matrices that facilitates proliferation and differentiation of the cells. Biological scaffolds are prepared from decellularization of human or animal tissues. Extracellular matrix of natural tissues can be used as a scaffold for regenerative applications, even xenogenically. In this study, for the first time complete human skin tissue (dermis plus epidermis) was decellularized. This matrix can be used in the clinics for the treatment of severe burns. Unseparated epidermis from the dermis may cause the skin to maintain higher levele of moisture until complete healing.
    Material and
    Methods
    Human skin tissues were decellularized by combination of three
    Methods
    physical (slow freezing and snap freeze–thaw), enzymatic (trypsin 0.25% for 18 hours) and chemical (sodium dodecyl sulfate- SDS 1% for 12 hours). Then, the prepared decellularized 3D matricies with 5×105 of cells were cultured. Finally, histological studies were performed after 1, 2, 3 and 4 weeks of culture by different stains.
    Results
    Histological studies confirmed cell elimination and also preservation of collagen fibers in the human skin matrix. In vitro analysis of cellular behaviors showed adhesion and proliferation of L929 fibroblast cell line in the culture in different weeks. Statistical analysis indicated significant induction of cell densities at the end of the 2nd week (p
    Conclusion
    The results indicated that remnants of ECM of the human skin can be a suitable matrix for adherence, proliferation and differentiation of L929 cells. On the other hand, because of high density of collagen fibers and low porosity of prepared scaffolds, we found no penetration and migration into the dermis.
    Keywords: Extracellular matrix, Human skin, Decellularization, L929 fibroblast cells, Scaffold
  • Dr Afshin Almasi, Foozieh Hatami, Azam Sharifi*, Dr Toraj Ahmadijouybari, Rasoul Kaviannezhad, Farzad Ebrahimzadeh Pages 34-42
    Background And Aim
    Handicapped child in the family is a source of stress which can affect physical and mental health of the parents, especially mothers. Increase in resiliency increases ability to manage stressors. The aim of this study was to determine the effect of stress coping skills training on the resiliency of mothers with handicapped children.
    Material and
    Methods
    This semi experimental study with pre-test, post-test design and control group included 60 mothers with handicapped children who had been referring to the Kermanshah welfare center in 2013. They were selected by using convenient method and then divided randomly into two groups. In this study we used a coping skill training package and Connor and Davidson Resiliency Scale (CD-RISC). SPSS 20 software was used for data analysis.
    Results
    The results showed that coping skills training resulted in a significant increase in resiliency level in the mothers with disabled children (P
    Conclusion
    In most of the coping skills training programs, handicapped children were the center of attention and their families that take care of them had been ignored. Therefore, training programs for parents with handicapped children is at the forefront of planning policies.
    Keywords: Resiliency, Stress coping skills, Mothers, Handicapped child
  • Samaneh Sadat Alavi, Dr Gholamali Hamidi, Hamid Reza Banafsheh, Maryam Hosseini, Seyed Mehdi Takhtfiroozeh, Nastaran Afsordeh, Dr Azhdar Heydari* Pages 43-52
    Background And Aim
    Nicotinamide phosphoribosyltransferase (NAMPT)/ (visfatin) have been proposed as proinflammatory cytokine that is influenced by blood glucose or insulin. In diabetes mellitus proinflammatory agents such as prostaglandin E2 and nitric oxide can increase visfatin synthesis and visfatin stimulates their expression. The aim of this study was to determine the effect of cyclooxygenase and nitrergic system on serum visfatin level and some biochemical parameters in diabetic rats.
    Material and
    Methods
    Male Wistar rats were rendered diabetic by streptozotocin (60 mg/kg, i.p.). Animals were treated with celecoxib (5 mg/kg) or L-arginine (50 mg/kg) or L-NAME (50 mg/kg) alone or with combinations of celecoxib and L-arginine or celecoxib and L-NAME. Using SPSS software, we used one way analysis of variance followed by tukey test for data analysis.
    Results
    All treated groups showed significant decrease in blood glucose and triglyceride levels (P
    Conclusion
    Serum visfatin level increased in streptozotocin- induced diabetes. Inhibition of cyclooxygenase-2 by celecoxib, resulted in decreased visfatin level and part of this effect was due to interaction with nitrergic system. It seems that blood glucose and insulin do not affect visfatin level directly, but proinflammatory cytokines play the main role in its synthesis.
    Keywords: Nicotinamide phosphoribosyltransferase, Celecoxib, Nitric oxide, Diabetes mellitus, Streptozotocin
  • Reza Gharari Arefi, Dr Marzieh Saghebjoo*, Dr Mahdi Hedayati, Dr Rozita Fathi Pages 53-64
    Background And Aim
    Brain-derived neurotrophic factor (BDNF) is widely expressed in the brain, but it is reduced significantly in the brain of the patients with Alzheimer''s disease. The aim of the present study was to assess the impact of low intensity aerobic training and Omega-3 consumption on hippocampal BDNF levels in male rat with homocysteine induced Alzheimer’s disease.
    Material and
    Methods
    60 Wistar male rats (12 weeks old and mean weight of 222.31±11.91 g) were divided into six groups, including: Alzheimer’s rat with training, Alzheimer’s rat with training㩧3 intake, Alzheimer’s rat supplement of Omega 3, healthy control rat, Alzheimer’s control rat and sham. Alzheimer''s disease was induced by injection of homocysteine (0.6M) into the rat brain ventricle. Training with a speed of 20 meters per minute (intensity of 50-55% VO2max) was done for 5 days a week on the treadmill. Each session lasted 60 minutes. The supplement groups received, 800 mg per kg of Omega-3/day for 8 weeks. We used one-way analysis of variance for data analysis. P
    Results
    The results of this study showed that, 8 weeks of aerobic training and intake of omega-3, had no significant effect on the BDNF level in the hippocampus of Alzheimer induced rats (P=0.06).
    Conclusion
    According to the results of this study, it seems that aerobic training and use of omega-3 in the short-term cannot increase BDNF levels in the hippocampus of Alzheimer induced rats. But it is possible that aerobic training with higher intensity along with use of higher amounts of Omega-3 for longer periods may affect the BDNF level in the hippocampus.
    Keywords: Aerobic training, Alzheimer's disease, Brain, derived neurotrophic factor, Hippocampus, Homocysteine
  • Dr Maryam Sadrnia, Dr Mohammad Arjomandzadegan *, Dr Rima Jeldakova Pages 65-74
    Background And Aim
    Quaternary ammonium compounds can be used for growth control of fungi in hospitals and algae in swimming pools. The aim of this study was to evaluate antifungal and antialgal effect of new quaternary ammonium compounds.
    Material and
    Methods
    In this experimental study, eight tetravalent ammonium salts with different positions in R1 and R2 were synthesized. These compounds were synthesized from 4,4 – Amino methyl biphenyls compounds and were different from each other in biphenyls and amine groups. To determine their effects on molds, they were cultured in potato-dextrose-agar (PDA) medium containing nistatin on the basis of Medallion method. The diameter of inhibitory growth zones for mold in the test cultures were compared with those of the control cultures. The effect of the new compounds on algae strains Clorella vulgaris 157 was evaluated by using glucose solid medium exposed to suitable light at room temperature for 5-3 days. Zones of inhibition were detected.
    Results
    Antifungal effect of compound 149 on the molds was 100%, similar to the effect of Nistatin. This effect was from 68% to 100% for compounds 188 and 178 respectively and lasted for a long time in the culture medium, even after 3 to 7 days no growth was observed. By increasing the concentration of the compounds, compound No. 188 showed a higher inhibitory growth rate for algae in comparison to compounds No. 149 and NO. 178. Three times increase in the concentrations of the compounds resulted in 2.1, 1.45 and 1.38 times increase in the diameters of the zones of inhibition for the compounds No. 188, No. 149 and NO.178 respectively.
    Conclusion
    Compounds used in this study had similar inhibitory effects on eukaryotic cells and their antifungal and anti-algae effects were similar. Increase in antifungal effects led to increased anti algae effect. Use of these compounds is recommended in the industry.
    Keywords: Quaternary ammonium compounds, Antifungal effect, Algae
  • Saman Gholamrezaei, Majid Taati* Pages 75-84
    Background And Aim
    Physical exercise and melatonin have considerable effects on cognitive functions such as spatial memory and learning performance. The aim of this study was to clarify the possible interaction between the exercise and melatonin and its effects on spatial memory and learning performance in rats.
    Material and
    Method
    In this experimental study groups of rats underwent 2 interventions. In experiment 1, Wistar rats were divided into groups (7 in each group), as follows: sedentary-vehicle, treadmill exercise-vehicle, and sedentary-melatonin and treadmill exercise-melatonin. In experiment 2, groups were designed as; sedentary-saline, treadmill exercise-saline, sedentary-lozindole and treadmill exercise-lozindole (M1 and M2 melatonin receptor blocker). The animals received drugs and vehicles intraperitoneally, 30 minutes before treadmill exercise, every day for fifteen consecutive days. Then their learning and spatial memory performance was evaluated using Moris water maze task. Data analysis was performed by two way analysis of variance.
    Results
    Melatonin significantly attenuated learning and memory performance in both exercised and non-exercised rats. Blocking the melatonin receptors by lozindole improved spatial memory in the rest condition, but had no significant effect on the learning and spatial memory after exercise.
    Conclusion
    The findings of this study indicated that exercise had beneficial effects on learning and spatial memory independent of melatonin and its receptors.
    Keywords: Melatonin, Exercise, Spatial memory, Learning
  • Rozita Kalvandi, Dr Shoaleh Darvishi *, Dr Kambiz Davari Pages 85-93
    Background And Aim
    Propolis is one of the most important bee products used as a natural antibiotic alternative for industrial antibiotic production in order to reduce unnecessary usage of antibiotics. The chemical structure of this natural product in different regions of the world is different. The solvent used for extraction of propolis can have a significant impact on its antimicrobial activity. The purpose of this study was to evaluate the antimicrobial properties of ethanol and oil extracts of propolis produced in Kurdistan Province on Staphylococcus epidermidis, Streptococcus mutans and Entrobacter aerogenes.
    Material and
    Methods
    After collecting propolis from different parts of Kurdistan Province, ethanol and oil extracts were prepared. Minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum bactericidal concentration (MBC) for the three above mentioned strains of bacteria were determined by using broth dilution method.
    Results
    Use of alcoholic solvent (96% ethanol and dimethyl sulfoxide) resulted in a greater mean diameter of growth inhibitory zone in comparison to oil extract (p
    Conclusion
    Propolis showed significant antimicrobial effects in our study therefore, it can be used in the food and pharmaceutical industries.
    Keywords: Propolis, Minimal inhibitory ioncentration (MIC), Minimum bactericidal concentration (MBC), Staphylococcus epidermidis, Streptococcus mutans, Enterobacter aerogenes
  • Dr Ali Shalizar Jalali*, Dr Gholamreza Najafi, Dr Saeid Nafisi Pages 94-102
    Background And Aim
    Clinical efficacy of doxorubicin (DOX), a widely used antineoplastic drug, is limited by causing damage to normal tissues. The aim of this study was to determine the possible protective effects of Citrullus colocynthis pulp hydroalcoholic extract (CCE) on reproductive toxicity induced by DOX treatment.
    Material and
    Methods
    In this randomized controlled experimental study, 24 adult male mice were divided into groups of 6 animals. DOX was administered to two groups of the mice at a dose of 1.5 mg/kg intraperitoneally on days 1, 7, 14, 21, 28 and 35. One of these groups received CCE at a dose of 200 mg/kg intraperitoneally four hours after DOX treatment. This study also included two other groups: vehicle-treated control group and a group which received only CCE. Epididymal sperm fertilizing capacity of all animals were evaluated after 35 days. Data were analyzed by one-way analysis of variance followed by Tukey test for post hoc comparisons.
    Results
    DOX treatment resulted in a significant decrease in the fertilization rate and embryonic development along with increased rate of embryo growth arrest. Concomitant administration of CCE with DOX, restored all mentioned parameters to normal values.
    Conclusion
    These findings suggested a possible potential role for CCE in the protection of DOX-induced reproductive toxicities.
    Keywords: Citrullus colocynthis, Doxorubicin, Fertility, Sperm, Mouse
  • Dr Ali Heidarianpour*, Fatemeh Zamiri Dalir Pages 103-111
    Background And Aim
    Considering the physical and psychological benefits of aerobic exercise and complications of menstrual disorders as familial and social problems, this study was conducted to investigate the effects of 8 weeks of moderate intensity aerobic exercise on menstrual cycle disorders and levels of estrogen and progesterone in non athlete women.
    Material and
    Methods
    In this study, 20 women with menstrual disorder were randomly divided into two experimental (age: 23.6±3.1 years, height: 161.0±4.2 cm, weight: 58.2± 6.2 kg) and control groups (age: 23.4±3.2 years, height: 162±5.1cm, weight: 57.5± 7.1kg). The experimental group performed 8 weeks of moderate intensity aerobic exercise with 60-85% MHR. Before and after the training period, blood samples were taken from the subjects in the follicular phase to measure the levels of sex hormones. The subjects were asked to fill out the standard questionnaire for identification of the kind of menstrual disorders. Levels of progesterone and estrogen hormones were measured using electrochemiluminescence method. Data analysis was performed by using SPSS20. p
    Results
    In the experimental group, we found a significant decrease in Visual Analog Scale for Pain (VAS Pain) after 8 weeks of moderate intensity exercise compared to pre exercise stage and also control groups (p
    Conclusion
    Regular moderate intensity endurance exercise decreases menstrual disorders probably due to increase in the estrogen and progesterone secretion. Therefore, these exercise training programs can be used as a preventive, therapeutic or adjunctive measure to control dysmenorrhea and other menstrual disorders.
    Keywords: Endurance Training, Estrogen, Progesterone, Menstrual disorders
  • Borhan Mansouri, Dr Afshin Maleki, Dr Behrooz Davari, Jamal Karimi, Vahid Momeneh Pages 112-121
    Background And Aim
    Fish are considered as one of the main aquatic organisms in the food chain. They have the potential to accumulate large amounts of heavy metals in their tissues. The purpose of this study was to measure the levels of five heavy metals (Cd, Pb, Cu, Cr, and Zn) in the gill, liver, and muscle tissues of common carp, Capoeta trutta, and Grass carp in the Gamasyab River in 2015 as well as bioaccumulation study and hazard quotient determination (HQ).
    Material and
    Methods
    This was a cross-sectional study in which three species of fish in the Gamasyab River were caught in autumn and winter. The tissue preparation method was chemical digestion. Concentrations of heavy metals were measured using an ICP apparatus. Data were analyzed using SPSS version 16.
    Results
    Permissible limits of ingestion of heavy metals per day through consumption of the three aforementioned fish for an adult person with mean body weight of 70 kg were 0.021, 0.18, 3.5, 13.3, and 20.4 micrograms for cadmium, lead, chromium, copper and zinc, respectively, in this study. The Hazard Quotients (HQ) index was below 1 for all heavy metals.
    Conclusion
    The Hazard Quotients (HQ) index of fish consumption in this study was less than 1 and indicated that consumption of these fish was harmless. But since heavy metals have the property of bioaccumulation, seasonal monitoring of heavy metals in this region is essential.
    Keywords: Fish, Toxicity, Heavy metal, Gamasyab River