فهرست مطالب

پژوهش های آسیب شناسی زیستی - سال هجدهم شماره 4 (پیاپی 48، زمستان 1394)
  • سال هجدهم شماره 4 (پیاپی 48، زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقالات مروری
  • ساجده خورشیدی، عاطفه سلوکی، حمید میرزاده*، سعیده مزینانی صفحات 1-23
    در سال های اخیر الکتروریسی با قابلیت ایجادمیکرو-نانوالیاف پلیمری مشابه ساختار لیفی ماتریس خارج سلولی توجه بسیاری را در تولید داربست های مهندسی بافت به خود معطوف ساخته است. شبیه سازی آرایش لیفی ماتریس خارج سلولی در بدن، نسبت سطح به حجم بالا، میزان تخلخل قابل توجه و پیوستگی کامل خلل و فرج ها از مهم ترین مزایای ساختارهای الکتروریسی شده می باشد. درصد تخلل بالا و پیوستگی خلل وفرج در این داربست ها، چسبندگی و رشد مناسب سلولی را به دنبال خواهد داشت. اما به سبب کوچکی اندازه ی حفرات و تراکم بالای الیاف، نفوذ سلولی در داربست-های الکتروریسی شده محدود است. نفوذ سلولی اندک در داربست های الکتروریسی کاهش مهاجرت سلولی به بخش های داخلی ساختار، توزیع غیر یکنواخت جمعیت سلولی در کل داربست، رگزایی کم و نفوذ اندک بافت را به دنبال دارد. در واقع داربست الکتروریسی شده بیش از آن که یک محیط سه بعدی برای اسکان و فعالیت های سلولی فراهم آورد یک بستر دو بعدی محسوب می شود. تا کنون روش های اصلاح شده الکتروریسی یا اصلاحات پس از فرآیند بسیاری برای حل این مشکل پیشنهاد شده است که تغییرات کوچک در پارامترهای الکتروریسی تا روش های پیچیده با نیازمندی های خاص را مورد توجه قرار داده است. در بسیاری از این تلاش ها مستقیما با دستکاری مشخصات نمونه ی الکتروریسی شده نفوذ سلولی بهبود یافته است. حال آن که در برخی دیگر تشویق مهاجرت سلولی بدون تغییر ویژگی های نمونه ی الکتروریسی شده مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله ی مروری سعی بر این است تلاش های انجام شده در زمینه ی بهبود نفوذ سلولی در نانوالیاف الکتروریسی شده به تفضیل ارائه گردد.
    کلیدواژگان: الکتروریسی، مهندسی بافت، داربست، نفوذ سلولی
  • مقاله پژوهشی
  • محمدرضا اکبری، علی احمدی، جعفر سلیمیان* صفحات 25-31
    هدف مطالعه
    ایران یکی از کانون های اندمیک وبا بوده و تشخیص سریع بویژه در مواقع طغیان بیماری، اهمیت حیاتی دارد. استفاده از آنتی بادی علیه اجزای LPS یکی از روش های مهم تشخیص باکتری است. هدف این مطالعه، استخراج و تخلیص LPS ویبریو کلرا و ارزیابی آنتی بادی پلی کلونال تولید شده علیه آن به منظور تشخیص وبا می باشد.
    مواد و روش ها
    ویبریوکلرا تهیه و در محیط TCBS کشت داده شد. لیپوپلی ساکارید به روش فنل داغ- آب، استخراج، تخلیص و دیالیز گردیده و میزان پروتئین، قند، خلوص، و فعالیت بیولوژیک آن اندازه گیری شد. جهت تولید آنتی بادی، ابتدا باکتری کشته شده به خرگوش تزریق شده و سپس طی سه نوبت،LPS همراه با ادجوان ناقص فروند تزریق گردید. قبل و پس از تزریق بوسترها، خونگیری به عمل آمده و میزان آنتی بادی علیه پیکر سروتیپ های اینابا، اوگاوا باکتری، علیه LPS سروتیپ هیا اینابا و اوگاوا، و علیه چندین باکتری مشابه دیگر با تکنیک الیزا تعیین شد.
    نتایج
    میزان پروتئین در LPS تخلیص شده در حد صفر، قند آنmg/ml 5/0، تیتر فعالیت آن 1024، و دارای سه باند 2/5، 4 و 14/5 کیلودالتنی بود. آنتی بادی های تهیه شده در خرگوش، قادر به شناسایی باکتری سروتیپ اواگاوا و اینابا و همچنین LPS خالص بودند. آنتی سرم علیه سروتیپ اوگاوا و اینابا قادر به واکنش متقاطع علیه یکدیگر بودند اما با سایر گونه های ویبریو و نیز سایر باکتری ها واکنش نشان ندادند. تیتر آنتی بادی علیه LPS برای سروتیپ اوگاوا 32000: 1 و برای سروتیپ اینابا 1:16000بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به هزینه کم تولید و حساسیت بالا، و نظر به اهمیت و لزوم تشخیص بیماری وبا در کشور، می توان از آنتی سرم تولید شده در این مطالعه بعنوان ابزار تشخیص اولیه در تشخیص وبا و افتراق سویه های 01 از غیر 01 در غالب تست های ایمنولوژی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: ویبریو کلرا، لیپوپلی ساکارید، تولید آنتی بادی پلی کلونال، تشخیص سریع
  • مهدی علیخانی*، سمانه ادیب، شهاب میرشاه ولدی، ابوالفضل خیمه، طاهره مدرسی، مرجان صباقیان صفحات 33-48
    هدف
    بدست آوردن آنتی بادی اختصاصی با ایمن سازی توسط پروتئین نوترکیب و خالص سازی به کمک پپتید مصنوعی به عنوان روشی جدید (مدل PrIPeP ).
    مواد و روش ها
    آنتی ژن پروتیینی با همسانه سازی ژن کامل SRY روی وکتورpET28a و بیان پروتئین نوترکیب آن در سویه Bl21 باکتری اشریشیاکلی تولید شد. پپتیدی اختصاصی از این پروتئین نیز طراحی و پس از سنتز برای ساخت ستون خالص سازی مورد استفاده قرار گرفت. پروتیین نوترکیب در ادجوانت فروند امولسیفای (emulsify) شد و طبق جدول زمانی استاندارد برای ایمن سازی در خرگوش مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان شاهد، پپتید سنتز شده به پروتئین حامل KLH کنژوگه و مانند پروتیین نوترکیب برای ایمن سازی مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی نتایج، ابتدا صحت ایمن سازی به وسیله تکنیک الایزا مورد بررسی قرار گرفت. سپس آنتی سرم حاصل از تزریق پروتیین نوترکیب (Pro-antisera) با استفاده از ستون خالص سازی شامل پپتید کنژوگه به سفارز خالص سازی شد)مدل PrIPeP). آنتی سرم حاصل از تزریق پپتید کنژوگه به KLH (Pep-antisera) نیز با همین ستون خالص سازی شد. در نهایت، اختصاصیت و حساسیت آنتی بادی های خالص شده نسبت به پروتیین نوترکیب SRY و همچنین چند شاهد منفی (پروتئین نوترکیب HSFY، RBMY و RPS4Y) با استفاده از تکنیک وسترن بلات مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    تیتراسیون (titration) با تکنیک الایزا نشان داد ایمن سازی برای هر 2 نوع آنتی ژن بخوبی و به طور اختصاصی انجام شد. همچنین آنالیز آنتی بادی های خالص کلاس IgG با تکنیک وسترن بلات نشان داد اختصاصیت و حساسیت آنتی بادی در هر دو گروه بالا است.
    نتیجه گیری
    نشان دادیم که با استفاده از مدلPrIPeP می توان از یک سو به آنتی بادی های اختصاصی دست یافت که علیه ساختار طبیعی پروتئین تولید شده اند و از سوی دیگر از چالش های کنژوگاسیون پپتید به پروتئین حامل اجتناب کرد.
    کلیدواژگان: طراحی آنتی ژن، آنتی ژن های پپتیدی و پروتئین نوترکیب، تولید آنتی بادی اختصاصی، مدلPrIPeP
  • روح الله کاظمی، عسل اخویان تهرانی، محیات جعفری، جعفر امانی، امیر موسوی، علی هاتف سلمانیان* صفحات 49-63
    هدف
    اشرشیا کلی انتروهموراژیک (EHEC) با قدرت تولید سم شبه شیگا نوع 2 (Stx2) عامل اصلی اسهال خونی باکتریایی است. این پاتوژن در برخی موارد می تواند منجر به سندرم اورمی همولیتیک (HUS) و نارسایی کلیوی با درجه مرگ ومیر بالا شود. تولید Stx2 اصلی ترین عامل بیماری زائی سویه های EHEC است و ازاین رو خنثی سازی سم با آنتی بادی های سرمی اختصاصی به عنوان راهکار اصلی در روش های پیشگیری و درمان ضد HUS مطرح است. در این تحقیق، همسانه سازی، بیان پروتئین نوترکیب، خالص سازی و ایمنی زایی زیرواحد B سم Stx2 (Stx2B) که عامل اتصال سم به سلول های هدف است را شرح داده شده است.
    مواد و روش ها
    ژن stx2B با استفاده از PCR تکثیر و در ناقل بیانی pET28a همسانه سازی و ناقل بیانی به E. coli BL21-DE3 منتقل شد. پروتئین نوترکیب rSTX2B پس از ارزیابی بیان با استفاده از ستون نیکل خالص سازی شد. پروتئین rSTX2B تخلیص شده به عنوان کاندید ایمنی زایی به روش زیرپوستی در سه مرحله به موش های نژاد Balb/c تزریق شد. تولید آنتی بادی سرمی ضد rSTX2B در خون موش های ایمن شده با استفاده از آزمون الیزا مورد ارزیابی قرار گرفت. خنثی سازی سم در شرایط in vitro بر روی سلول های Hela و در شرایط in vivo با آزمون چالش موش های ایمن با سم Stx2 بررسی شد.
    نتایج
    با بررسی میزان IgG القا پاسخ ایمنی عمومی در موش های ایمن شده تائید شد. نتایج آزمون سلول های Hela نشان داد که سرم موش های ایمن قادر به خنثی سازی سم است. در آزمون چالش حدود 70 درصد از موش های ایمن زنده ماندند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که پروتئین نوترکیب rSTX2B می تواند منجر به القا پاسخ ایمنی خنثی کننده در موش گردد و می تواند به عنوان یکی از اجزا اصلی واکسن علیه EHEC به کار برده شود.
    کلیدواژگان: سم شبه شیگا، باکتری اشرشیا کلی انتروهموراژیک، ایمنی زایی، کاندید واکسن
  • نسرین مجیدی، منصوره موحدیان*، زهره مظاهری صفحات 65-73
    هدف
    انجماد شیشه ای به عنوان روش مناسب و موثری برای فریز و نگه داری جنین ها شناخته شده می باشد. در برخی از شرایط مانند آماده نبودن آندومتر گیرنده میتوان جنین های اضافی را مجددا فریز نمود تا بعدا مورد استفاده قرار گیرد. اطلاعات در مورد اثرات انجماد مجدد بر روی جینین ها اندک می باشد، لذا این مطالعه اثرات انجماد مجدد را بر روی میزان تکوین و بیان ژن های آپوپتوزی و لانه گزینی جنین های موش بررسی می کند.
    مواد و روش ها
    موش های ماده نژاد NMRI 8-6 هفته با استفاده از تزریق IU5/7 PMSG و 48 ساعت بعد IU 5/7 HCG تحریک تخمک گذاری و سپس در کنار موش نر قرار داده شدند. پس از بررسی پلاک واژنی، جنین های 8 سلولی جمع آوری شده و به سه گروه شامل گروه کنترل (جنین های غیر انجمادی)، گروه آزمون یک (جنین های 8 سلولی یک بار منجمد شده) و گروه آزمون دو (جنین های بلاستوسیست اولیه دو بارمنجمد شده) تقسیم شدند. در پایان پس از استخراجRNA ، بیان ژن های Bcl-2 ، Bax و ErbB4 با تکنیک Real time PCR ارزیابی گردید. داده های حاصل با آزمون Chi-Square و ANOVA مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج این مطالعه نشان داد که میزان تشکیل بلاستوسیست ثانویه و دژنراسیون و بیان ژن های مورد مطالعه در گروه انجماد مجدد نسبت به گروه غیر انجمادی تفاوت معنی داری داشت.
    نتیجه گیری
    فرآیند انجماد و گرم کردن در مرحله هشت سلولی تاثیری بر میزان تکوین وبیان ژن های مورد مطالعه ندارد اما پس از انجماد مجدد در مرحله بلاستوسیست اولیه، میزان تکوین و بیان ژن های Bax و Bcl2و ErbB4 تغییر می یابد.
    کلیدواژگان: انجماد شیشه ای مجدد، آپوپتوز، بیان ژن لانه گزینی، بلاستوسیست
  • علی ملکی، مهرداد روانشاد*، سید یدونس حسینی، محمد غلامی صفحات 75-79
    هدف مطالعه
    امروزه ویروس هپاتیت C به عنوان یک مشکل سلامت در تمام دنیا مطرح می باشد. عفونت HCV در اکثر موارد مزمن می شود و در ادامه به سمت فیبروز و سیروز و کارسینومای سلولهای کبدی پیش می رود. بسیاری از تغییرات در سلول به واسطه پروتئین های ویروسی صورت می گیرد. هدف از این پژوهش، ارزیابی تاثیر پروتئین Core ویروس هپاتیت C بر روی القای روند فیبروژنز در سلول می باشد.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش از رده سلولی LX-2 که از منشاء سلول های ستاره ای کبد (Hepatic Stellate Cell) می باشند، استفاده گردید. پلاسمید بیان کننده پروتئین core HCV به سلول ها ترانسفکت شد. پس از 72 ساعت، استخراج RNA وپس از تیمار با DNase، cDNA تولید گردید. سلول های کنترل مثبت نیز با هورمون فیبروتیک لپتین تیمار شدند. در آخر با استفاده از تکنیک Real-Time PCR میزان بیان ژن α-SMA اندازه گیری شد و مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
    نتایج
    یافته ها نشان دادند که پروتئین core ویروس هپاتیت C باعث افزایش بیان معنی دار در بیان ژن α-SMA می شود (0.05>p). بیان ژن α-SMA در سلول های تیمارشده با لپتین بیشتر از سلول های تیمارشده با HCV core بوده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های بدست آمده، عفونت HCV عامل موثر در پیشبرد هپاتیت مزمن به سمت فیبروزه شدن بافت کبد می باشد و در این میان، پروتئین Core ویروس هپاتیت C میتواند مسیر فیبروژنز در هپاتیت ویروسی را القا کند.
    کلیدواژگان: ویروس هپاتیت c، فیبروز کبدی، پروتئین مرکزی (core)، اکتین های آلفا عضله صاف، Real، Time PCR
  • مقاله کوتاه
  • امیر اسماعیل نژاد مقدم *، غزاله گودرزی، هاتف قاسمی حمید آبادی، علیرضا خلعتبری، علیرضا عبدانی پور، هما محسنی کوچ اصفهانی، نورالله رضایی صفحات 85-93
    هدف
    مایع مغزی- نخاعی (Cerebrospinal fluid، CSF) دارای طیف گسترده ای از مولکول ها، فاکتورهای نوروتروفیک است که برای نورون زایی ضروری می باشد. سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان (Bone marrow mesenchymal stem cells، BMSCs)، سلول های چند توانی هستند که قابلیت تمایز به سلول های با فنوتیپ شبه عصبی را تحت القای فاکتورهای رشد مناسب دارند. با توجه به نقش انکارناپذیر اسید رتینوئیک (Retinoic acid، RA) در نوروژنز، هدف از این مطالعه القای تمایز BMSCs به سلول های شبه عصبی در حضور مایع مغزی- نخاعی، رتینوئیک اسید و ترکیب توام CSF و RA می باشد.
    مواد و روش ها
    BMSCsموش صحرایی جداسازی و شناسایی شدند. مایع مغزی- نخاعی از قنات بزرگ جنین های رت نژاد ویستار 19 روزه تهیه شد. سپس BMSCs بمدت 12 روز تحت القاء 5٪ مایع مغزی- نخاعی (گروهCSF )، 10-6 μM اسید رتینوئیک (گروه RA) و ترکیب توام CSF و RA (گروهCSR ) قرار گرفتند. مورفولوژی سلول های تمایز یافته بوسیله میکروسکوپ معکوس ارزیابی شد و رشد آکسون با استفاده از نرم افزار Image J اندازه گیری شد. با استفاده از ایمونوسیتوشیمی بیان نشانگرهای خاص عصبی Nestin) و (MAP-2 مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    نتایج
    مورفولوژی خاص نورونی در سلول های تمایز یافته مشاهده شد. حداکثر طول آکسون در روز دوازدهم القا در گروه CSR دیده شد. نتایج ارزیابی ایمونوسیتوشیمی بیان نشانگر پیش ساز عصبی (نستین) را در تمام گروه های تحت القاء نشان داد. در حالیکه بیان مارکر MAP-2 که بعنوان نشانگر سلول عصبی بالغ شناخته می شود در گروه تحت القای توام مایع مغزی- نخاعی و اسید رتینوئیک دیده شد.
    نتیجه گیری
    این یافته ها پیشنهاد می کند که مایع مغزی-نخاعی به همراه اسید رتینوئیک منجر به تمایز سلول هایی با فنوتیپ عصبی و گلیالی در شرایط In vitroاز BMSCs می گردد.
    کلیدواژگان: BMSCs، مایع مغزی، نخاعی، اسید رتینوئیک، سلول های شبه نورونی، تمایز
|
  • Sajedeh Khorshidi, Atefeh Solouk, Hamid Mirzadeh *, Saideh Mazinani Pages 1-23
    In recent years, electrospinning with capability to form polymeric nano /micro fibers has gained substantial attention to fabricate tissue engineering scaffolds. The morphological resemblance to native extracellular matrix (ECM), high surface to volume ratio, high porosity and pore interconnectivity are amongst the most brilliant features of electrospun structures. The high surface area to volume ratio and interconnected pores of these fibrous meshes confer desirable cell attachment and growth. However, due to small pore sizes and high packing density of electrospun nanofibers, cell penetration into a conventional electrospun mat is completely restrained. Scarce cell infiltration in turn prohibits cell migration into internal parts of scaffold, causes inhomogeneous cell distribution throughout the structure, limits vascularization and impedes tissue ingrowth. In fact, traditional electrospun nanofibrous scaffolds in practice act as two-dimensional (2D) surfaces, rather than 3D microenvironments. So far, a number of approaches have been employed to solve the mentioned problem ranging from simple variations in electrospinning parameters to intricate post-processing modifications. Some efforts directly manipulate the electrospun mat characteristics to enhance cell penetration, while others combine cells with scaffolds or encourage cells to migrate into internal parts with different stimuli. In present study, we have tried to provide an overview of different approaches offered for improving cell infiltration in electrospun scaffolds.
    Keywords: Electrospinning, Tissue Engineering, scaffold, Cell infiltration
  • Mohammadreza Akbari, Ali Ahmadi, Jafar Salimian* Pages 25-31
    Background and Objective
    Iran is one of the endemic foci of cholera and early detection, especially in times of disease outbreaks, is of vital importance. Antibodies against the components of LPS are one of the important ways for bacterial detection. The purpose of this study was to Extraction and purification of lipopolysaccharide of Vibrio cholerae, and evaluation of antibodies produced against it for detection of cholera
    Materials and Methods
    Vibrio cholerae was cultured in TCBS. LPS was extracted by hot phenol water method, purified and dialyzed. The content of protein and sugar, purity, and its biological activity was measured. To produce antibodies, the killed bacteria were injected into the rabbits and then over three times, LPS was injected with Freund's incomplete Adjuvant. Before and after the booster injection, blood samples were taken and the amount of antibodies against the serotypes Inaba and Ogawa, the LPS of serotypes Inaba and Ogawa, and several other similar bacteria were determined by ELISA technique.
    Results
    The amount of protein in purified LPS was about zero, sugar was 0.5 mg/ml, titer activity 1024, and has three 5.2, 4 and 5.14 KD bands. Antibodies produced in rabbits were able to identify the bacterial Inaba and Oagwa serotype, and also pure LPS. Ogawa and Inaba serotypes cross react against each other but not with other species of Vibrio and also other bacteria. LPS antibody titer against serotype Ogawa and serotype Inaba were 1:32000 and 1:16000, respectively.
    Conclusion
    Due to the low cost production and high sensitivity, and the importance of diagnosis of cholera in Iran, the antiserum produced in this study can be used as a tool for early screening of cholera and discrimination of O1 strains from non O1 as in Immunologic tests.
    Keywords: Vibrio cholerae, LPS, polyclonal antibodies, rapid detection
  • Mehdi Alikhani *, Samane Adib, Shahab Mirshahvaladi, Abolfazl Kheimeh, Tahereh Modarresi, Marjan Sabbaghian Pages 33-48
    Objective
    Achieving mono-specific antibodies through immunization with recombinant proteins and subsequent purification by synthetic peptides (PrIPeP model).
    Methods
    SRY gene was cloned on Pet-28a vector and the recombinant protein was expressed in E. Coli, BL21 strain. The purified antigen was emulsified in Freund adjuvant and injected to rabbits according to a standard time table. Then, a specific peptide was designed, synthsized and conjugated to sepharose 4B for making affinity purification column. As a control, the peptide was conjugated to KLH and used for immunization as above. Antisera against conjugated peptide (Pep-antisera) and SRY recombinant protein (Pro-antisera) were evaluated by ELISA and then subjected to affinity purification column. Sensitivity and specificity of the purified antibodies against SRY recombinant protein as well as negative controls (recombinant HSFY, RBMY and RPSFY) were assessed by western blot analysis.
    Results
    Titration by ELISA experiment confirmed proper immunization and specificity of both antigens. Moreover, specificity and sensitivity of IgG class purified antibodies were validated by western blot analysis.
    Conclusion
    By applying PrIPeP model, it is possible to develop antibodies which were raised against native structure of a protein whilstavoiding challenges of peptide-career protein conjugation.
    Keywords: antigen design, peptide, recombinant protein antigens, specific antibody production, PrIPeP model
  • Rouhollah Kazemi, Asal Akahavian Tehrani, Mahyat Jafari, Jafar Amani, Amir Mousavi, Ali Hatef Salmanian* Pages 49-63
    Objective
    Enterohemorrhagic Escherichia coli (EHEC) which produce shiga like toxin type 2 (Stx2) is the major cause of bloody diarrhea. This pathogen could lead to hemolytic uremic syndrome (HUS) and renal failure with high mortality rate. Stx is the major virulence factor of EHEC and the neutralization of toxin by specific antibodies is known as the best way to prevention and even cure of HUS. In this study, cloning, expression, purification and immunization of Stx2 B subunit which is responsible for toxin binding to the target cell surface, was described.
    Materials And Methods
    The stx2B gene was amplified by PCR and subcloned into pET28a expression vector and transformed into E. coli BL21-DE3. The expression of recombinant protein was evaluated and rSTX2B was purified by Ni-NTA column. The purified rSTX2B was administered subcutaneously to Balb/c mice in three separate doses as an immunogenic candidate. The raising of anti-rSTX2B antibodies in immunized mice sera was evaluated by Elisa assay. The neutralizing immune responce was verified by an in vitro assay on Hela cells and an in vivo assay on mice by challenging of them with lethal dose of Stx2.
    Results
    The IgG titration was verified the inducing of humeral response in immunized mice. The Hela cell assay indicate that Stx2 toxin was neutralized by immune mice sera. In the challenge assay 70% of immunized mice were survived.
    Conclusion
    These results indicate that recombinant rSTX2B can induce neutralizing immune response in mice and can be used as a major component in EHEC vaccines development.
    Keywords: Shiga like toxin, Enterohemorrhagic Escherichia coli, Immunization, Vaccine candidate
  • Nasrin Majidi Gharenaz, Mansoureh Movahedin *, Zohreh Mazaheri Pages 65-73
    Introduction
    Vitrification as a convenient and effective method for freezing and storing of embryos are known. In some situations, such as unsuitable endometrial, extra embryos could be re-vitrified for using in future. There is inadequate data on the effects of re-vitrification on embryos, so the effects of re-vitrification on the development rate and expression of apoptotic and implantation genes was evaluated
    Material and
    Methods
    In this study, six-eight week old female (NMRI) mice were used. Mice were super ovulated with 7.5 IU PMSG and 7.5 IU HCG. Females were mated with males from the same strain and inspected for the presence of vaginal plugs on the following morning. Females with the presence of vaginal plugs were considered to be pregnant and were killed 62 h post HCG injection. Eight-cells embryos were flushed from oviduct and divided to three experimental groups including: fresh, vitrified –warmed 8-cells embryos and re-vitrified –warmed blastocyst embryos. Finally, RNA was extracted and expression of Bax, Bcl-2 and ErbB4 genes was evaluated by Real time PCR. Data was analyzed by Chi-square and ANOVA tests.
    Result
    The results of this study showed that there was significant difference in blastocyst formation rate, degeneration rate and Bax, Bcl-2 & ErbB4 genes expression in re-vitrified embryos comparing with fresh embryos.
    Conclusion
    According to the result of this study, Vitrification and warming process didn’t effect the developmental rate and Bax and Bcl2 and ErbB4 genes expression in the eight-cell stage embryos, but after re-vitrification in the early blastocyst stage, the development rate and expression of Bax and Bcl2 and ErbB4 genes altered.
    Keywords: Re, vitrification, Apoptosis, Implantation, Blastocyst
  • Ali Maleki, Mehrdad Ravanshad *, Seyed Younes Hosseini, Mohammad Gholami Pages 75-79
    Objective
    Hepatitis C virus is considered as a health problem all around the world. In most cases, HCV infection becomes chronic and may proceeds to fibrosis, cirrhosis and hepatocellular carcinoma. Many pathological effects in cells may occur by viral proteins. The purpose of the current study was to evaluate the effect of hepatitis C Virus Core protein on the cells to induction of fibrogenesis process.
    Materials And Methods
    In this study, the LX-2 cell line originated from hepatic stellate cells was used. Plasmid which expressed HCV core protein was transfected to the cells. After 72 hours, RNA was extracted and was treated with DNase, and afterward cDNA was synthesized. Positive control cells were treated with the leptin fibrotic hormone. Finally, by using Real-Time PCR technique, the α-SMA gene expression were measured and statistically analyzed.
    Results
    Our findings demonstrated that the core protein of hepatitis C virus would increases the expression of α-SMA gene expression significantly (p
    Conclusion
    According to our findings, HCV infection is impressive factor in the development of chronic hepatitis to hepatic fibrogenesis. It was concluded the core protein of HCV could induce fibrogenesis process in viral hepatitis c infection.
    Keywords: HCV, Core protein, hepatic fibrotic, ? SMA, Real, Time PCR
  • Amir Esmseilnejadmoghadam*, Ghazaleh Goudarzi, Hatef Ghasemi Hamidabadi, Alireza Khlatbari, Alireza Abdanipour, Homa Mohseni Kouchesfehani, Nourollah Rezaei Pages 85-93
    Cerebrospinal fluid (CSF) has a broad range of molecules and neurotrophic factors which are essential for neurogenesis. Bone marrow mesenchymal stem cells (BMSCs) are multipotent stem cells that can differentiate into the cells with neural-like phenotype under the induction of appropriate growth factors. According to the significant role of Retinoic acid (RA) in neurogenesis, The aim of this study is differentiation of BMSCs into neuron-like cells using CSF, RA and combinative form of CSF and RA.
    Material and
    Methods
    Rat BMSCs were isolated and characterized. The CSF was prepared from cisterna magna of 19 days Wistar rat embryos. Then BMSCs were induced by 5% CSF (CSF group), 10-6 µM Retinoic acid (RA group) and CSF plus RA (CSR group) for 12 days. Morphology of differentiated cells was examined by inverted microscope and axonal outgrowth was measured using the image J software. In addition, the expression of neural-specific markers (Nestin and MAP-2) was examined by Immunocytochemistry.
    Results
    The specific - neuronal morphology was observed in differentiated cells. The maximum axon length was seen in CSR group on 12th day of induction. The results of immunocytochemistry showed that the neuroprogenitor marker (Nestin) was expressed in all treated groups. However, MAP-2, as a mature neural marker, was expressed in CSR group.
    Conclusion
    The findings suggest that CSF accompanied RA lead to differentiation of cells with neuronal and glial phenotypes from BMSCs in vitro.
    Keywords: BMSCs, Cerebrospinal fluid, Retinoic acid, Neuron, Like Cells, Differentiation