فهرست مطالب

جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای - پیاپی 19 (تابستان 1395)
  • پیاپی 19 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/04/11
  • تعداد عناوین: 14
|
  • اکبر کیانی، وحید پاسبان عیسی لو *، احد بدلی، رضا کانونی صفحات 1-16
    هدف این پژوهش سنجش درجه توسعه انسانی شهرستان پارس آباد (شامل چهار شهر پارس آباد، اصلاندوز، اسلام آباد و تازه کند) بر اساس پاره ای از شاخص های توسعه انسانی به منظور دستیابی به میزان و علل نابرابری های شهرستان همراه با ارائه راهکارهایی به منظور حل مشکلات توسعه انسانی، تسهیل امر برنامه ریزی و درنهایت افزایش ضریب توسعه انسانی این نقطه از استان می باشد. نوع تحقیق کاربردی – توسعه ای و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از مدل سیستم استنتاج فازی (FIS) در محیط متلب صورت گرفته است. در این تحقیق درمجموع تقریبا از 40 شاخص تقلیل یافته به دو عامل توسعه اجتماعی (شامل اشتغال، خدمات اجتماعی و بهداشت) و توسعه فرهنگی (شامل آموزش، عوامل فرهنگی و انحرافات اجتماعی) برای مقطع زمانی 1390 استفاده شده است. تجزیه وتحلیل های مربوط به تمام مراحل پژوهش بخصوص تعریف شاخص ها، انتخاب توابع عضویت مربوطه، تشکیل پایگاه داده ها، قانون سازی و درنهایت خروجی گرفتن از داده ها در محیط متلب انجام شده است. پس از تجزیه وتحلیل داده ها به وسیله این مدل نتایج به دست آمده بیانگر این واقعیت است که مدل سیستم استنتاج فازی با تکیه بر پایگاه دانش و استنتاجات گام به گام مربوطه مدل مناسبی برای تشریح جزئیات مربوط به شاخص های اولیه و ثانویه و درنهایت برآورد توسعه انسانی می باشد. همچنین نشان می دهد که میان شهرهای این شهرستان به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه انسانی چه در داخل شهرستان و چه در رابطه با شهرهای دیگر استان تفاوت های اساسی وجود دارد و به غیراز شهر مرکزی پارس آباد که با وزن نهایی 0.507 در گروه نیمه برخوردار قرار دارد بقیه شهرهای این شهرستان جزء مناطق محروم تلقی می شوند.
    کلیدواژگان: توسعه انسانی، سیستم استنتاج فازی، شهرستان پارس آباد، متلب
  • محمد علی سرگزی* صفحات 17-26
    آسایش حرارتی در عین وابستگی به ویژگی های فیزیولوژیک انسان، متاثر از مجموع عوامل اقلیمی همچون درجه حرارت، رطوبت نسبی، جریان هوا و... است. از این رو، در مباحث مربوط به تعیین محدوده آسایش حرارتی انسان، تاثیر ترکیب عوامل اقلیمی بر آسایش فیزیکی او مورد بررسی قرار می گیرند. از دیگر سو، مصرف انرژی در ساختمان ها با دماهای تعریف شده به عنوان حد پایین و بالای آسایش ارتباط مستقیم داشته و بر این اساس، در فرایند توسعه همگام با محیط زیست، به منظور کاهش مصرف انرژی در تامین گرمایش و سرمایش بناها، ارزیابی آسایش حرارتی به صورتی بومی ضروری است. بررسی ها نشان می دهد آزمایش ها و مطالعات اندکی وجود دارد که مشخص کننده شرایط مطلوب آسایش از نظر دما و رطوبت باشند. این موضوع در خرد اقلیم هایی همچون منطقه سیستان به دلیل دوری از مرکز و نبود امکانات کافی، شدت بیشتری پیدا می کند. بدین منظور، این مقاله در صدد است تا به کمک تحلیل ها و داده های موجود، شرایط مطلوب هوای داخل ساختمان را برای اقلیم گرم و خشک این منطقه به دست آورد. بر اساس نتایج این تحقیق ضمن محاسبه حد پایین و بالای محدوده آسایش در منطقه سیستان معلوم می شود، در چه زمانی از سال مشکلات حرارتی (عدم آسایش) وجود داشته و راهکارهای طراحی باید چگونه باشند. روش پژوهش بر اساس ثبت اطلاعات اقلیمی کلی و خاص منطقه در نرم افزار، اصلاح اطلاعات و تحلیل آنهاست. نتایج تحقیق نشان می دهد، در منطقه سیستان ماههای معتدل (قرار گرفتن دمای محیط در محدوده آسایش) حداقل بوده و در نه ماه سال نیاز به گرمایش و سرمایش وجود دارد. در این شرایط معمار باید تلاش کند با بهره گیری از راهکارها و تمهیدات معمارانه، مصرف انرژی در ساختمان را به منظور تامین گرما و سرما به حداقل برساند.
    کلیدواژگان: اقلیم سیستان، طراحی منطبق با اقلیم گرم و خشک، محدوده آسایش حرارتی، تنظیم شرایط محیطی، توسعه پایدار
  • محمدرحیم رهنما*، بایزید شریفی صفحات 27-42
    هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت شاخص های راهبرد توسعه شهری (حکمروایی خوب، بانکی بودن، قابل زیست بودن، رقابتی بودن) در شهر اشنویه از دیدگاه سه گروه مسئولین، شهروندان و نخبگان شهری است که توسط بانک جهانی و سازمان ائتلاف شهرها پیشنهاد شده اند. روش پژوهش به کار گرفته شده توصیفی - تحلیلی است. در این راستا، 355 پرسشنامه بین شهروندان، 50 پرسشنامه بین نخبگان شهری و 50 پرسشنامه بین مسئولین و کارشناسان ادارات و سازمان های شهر اشنویه تکمیل شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس چند متغییره MANOVA استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، میانگین کلی شاخص های CDS در شهر اشنویه از دیدگاه مسئولین برابر با 80/2 و از دیدگاه هر دو گروه شهروندان و نخبگان شهری برابر با 46/2 است. از نظر هر سه گروه، میانگین تمامی شاخص های CDS در شهر اشنویه از میانگین نظری پرسشنامه ها که (3) است، کمتر بوده است. در کل میانگین نظرات دو گروه نخبگان شهری و شهروندان نسبت به وضعیت شاخص های CDS در شهر اشنویه بسیار به هم نزدیک است و وضعیت شهر را به لحاظ شاخص ها نامناسب توصیف کرده اند؛ اما میانگین نظرات مسئولین در مقایسه با دو گروه دیگر متفاوت است و از دیدگاه مسئولین، میانگین شاخص ها به حد متوسط، بسیار نزدیک است. نتایج حاصل از آزمون مانوآ نیز نشان می دهد که بین نظرات گروه های مختلف شهری به لحاظ شاخص های CDS تفاوت معناداری وجود دارد و فقط در شاخص بانکی بودن با رویکرد فناوری اطلاعات است که بین میانگین نظرات گروه ها تفاوتی دیده نمی شود؛ در حالی که در سایر شاخص ها بین دیدگاه های گروه ها نسبت به شاخص ها تفاوت معناداری وجود دارد.
    کلیدواژگان: راهبرد توسعه شهری (CDS)، حکمروایی شهری، شاخص های CDS، شهر اشنویه
  • حمیدرضا تلخابی، پرویز ضیائیان فیروزآبادی *، محمد سلیمانی مهرنجانی، احمد زنگانه صفحات 43-54
    در دهه های اخیر، مسائل گسترش شهری و تغییرات پوشش اراضی، از موضوعات مهم در مقیاس ملی و جهانی بوده است که برای شناخت ماهیت، ابعاد و کارکردهای عوامل و فرایندهای پیش گفته، تکنیک های مختلفی به کار گرفته شده است که در این میان تکنولوژی سنجش از دور به دلیل تولید تصاویرماهواره ایباقدرتتفکیکطیفیو مکانیبالا، به عنوانوسیله ای کارآمد برایآشکارسازیو ارزیابیتغییرات شناختهشدهاست. تحقیق حاضر از نوع توصیفی و اکتشافی است و با استفاده از داده ها و تصاویر ETM+،TM،MSS سال های 1973، 1985، 2000 و 2011 ماهواره لندست؛ روند تغییرات پوشش اراضی را مورد بررسی قرار داده است. تصاویر ماهواره ای در محیط نرم افزاری ARC GIS10.1 به روش طبقه بندی نظارت شده از نوع حداکثر مشابهت (MLC) با انتخاب نمونه های آموزشی، طبقه بندی شدند و برای به دست آوردن شدت تغییرات، از روش تفریق باندهای مشابه طیفی و منطق فازی استفاده شد. نتایج بررسی نشان داد که به تبع افزایش جمعیت و گسترش مساحت شهر، شدت تغییرات فازی برای دوره زمانی 1985-1973 معادل 84843/0، برای دوره 2000-1985 معادل 92983/0 و برای دوره 2011-2000 معادل 92795/0 بوده است. همچنین مساحت اراضی شهری در طول سه دوره فوق، به ترتیب 6/7، 2/15 و 9/11 کیلومتر مربع افزایش یافته و در طول دوره 38 ساله، از 9/14 به 8/49 کیلومتر مربع رسیده که روند گسترش متوسط سالانه شهر به میزان 18 0/9کیلومتر مربع و میزان همبستگی بین افزایش جمعیت و افزایش مساحت شهر 976/0 بوده است.
    کلیدواژگان: تغییرات پوشش اراضی، تصاویر ماهواره ای، آشکارسازی تغییرات فازی، گسترش شهری، شهر اراک
  • حسین یغفوری *، دیمن کاشفی دوست صفحات 55-70
    امروزه شهرها بویژه در کشورهای در حال توسعه، با توجه به رشد جمعیت و شهرنشینی نیازمند توجه به برقراری عدالت اجتماعی و فضایی در برخورداری مطلوب از خدمات و امکانات مختلف شهری هستند؛ اما موضوع خدمات رسانی نامناسب به مناطق و کاستی های موجود در تامین این خدمات و امکانات با مفهوم عدالت در تضاد است. پژوهش حاضر به دنبال بررسی نحوه توزیع خدمات شهری در محلات شهر پیرانشهر است. روش مطالعه توصیفی-تحلیلی است و بدین منظور از مدل های AHP، میانگین نزدیک ترین همسایه، تکنیک TOPSISو مدل تحلیل شبکه بهره گرفته شده است. برای انجام این عملیات از نرم افزارهای ARC GIS، SuperDecisionاستفاده شدهاست. بدین صورت که نحوه توزیع خدمات شهری در سطح شهر نشان داده شد و محلات شهری از نظر میزان برخورداری سطح بندی شده ؛ سپس نتایج در قالب نمودار و نقشه GISترسیم گردیده اند. نتایج تحقیق بیانگر وجود نابرابری اجتماعی و فضایی به لحاظ برخورداری از خدمات شهری و تفاوت های چشم گیر بین محلات شهر پیرانشهر است؛ به گونه ای که برخوردارترین محله با درجه 58/0 فاصله زیادی با محروم ترین محله با درجه برخورداری 04/0 دارد.
    کلیدواژگان: خدمات شهری، توزیع خدمات شهر، عدالت اجتماعی، شهر پیرانشهر
  • کرامت الله زیاری، مصطفی صفایی رینه*، محمود آروین صفحات 71-90
    با توجه به مسائلی که در زمینه توزیع فضایی خدمات در کشورهای درحال توسعه وجود دارد، نظیر فقدان سلسله مراتب مراکز توزیع در سطح منطقه، موضوع توزیع فضایی خدمات بیش از پیش مورد توجه قرارگرفته است؛ بنابراین، هدف این مقاله مشخص کردن چالش های موجود براساس مولفه های بهداشتی-درمانی از طریق رتبه بندی شهرستان های استان خوزستان و همین طور ارائه الگوهای بهینه سازی در توزیع فضایی خدمات است. روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و مبتنی بر منابع اسنادی و کتابخانه ای است. برای سطح بندی از روش تصمیم گیری ویکور و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS، GISو Excelاستفاده شده است. نتایج پژوهش، نشان دهنده توزیع نابرابر خدمات بهداشتی- درمانی در شهرستان های استان خوزستان است که شهرستان اهواز با امتیاز صفر در بالاترین سطح توسعه و شهرستان باوی با امتیاز 1 در پایین ترین سطح قرارگرفته اند. همچنین ضریب همبستگی شاخص ویکور با تعداد جمعیت 0.652 و با درصد شهرنشینی 0.642 بوده که همبستگی بالایی است. در پایان با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل، الگوی توزیع فضایی بهینه خدمات بهداشتی- درمانی در استان خوزستان پیشنهاد گردیده است.
    کلیدواژگان: عدالت فضایی، توزیع فضایی، خدمات بهداشتی، درمانی، مدل ویکور، شهرستان های استان خوزستان
  • سعید ملکی، ذبیح الله ترابی، سجاد منفرد *، رضا احمدی، جعفر سعیدی صفحات 91-106
    مشارکت عمومی، ملازمه نزدیک و تنگاتنگی با جامعه مدنی دارد؛ جامعه ای که اساس قدرت را بر مردم استوار گردانیده است. این امر پاسداشت حقوق کسانی است که در یک جامعه انسانی عضو هستند. بی شک، در چنین جامعه ای ساختار قدرت از قاعده آن نیرو می گیرد. در کشور ما نیز علی رغم وجود زمینه ها و پیشینه مشارکت و روحیه همکاری و تعاون در عرصه های مختلف، این خصیصه اجتماعی تاکنون فرصت بروز و ظهور کافی و فراگیر نیافته و به تقویت، حمایت و گسترش سامانه های نوین در این زمینه نیازمند است. در واقع هدف کلی این پژوهش مشخص نمودن و اولویت بندی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدات پیش روی توسعه مشارکت عمومی در استان گلستان است. روش تحقیق، ترکیبی از روش های توصیفی-تحلیلی و ژرفانگر بوده و دارای ماهیتی کاربردی است. اطلاعات به شیوه پیمایشی- کتابخانه ای جمع آوری شده و جامعه آماری مورد استفاده را کارشناسان و اساتید خبره در زمینه های توسعه مشارکت عمومی تشکیل می دهند. در این پژوهش سعی شده است با استفاده و بهره گیری از مدل تحلیلی (SWOT) به شناسایی مسائل اساسی در بخش های مرتبط و تاثیرگذار در توسعه مشارکت عمومی در استان گلستان پرداخته شود، سپس برای درک بهتر موضوع به رتبه بندی مولفه ها و معرفه ها توسعه مشارکت عمومی با استفاده از مدل سلسله مراتب فازی (FAHP) پرداخته ایم. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که عامل وجود فرهنگ کار، اعتماد به نفس و اعتماد ملی و همچنین گرایش مردم و سازمان های مردم نهاد به مشارکت به عنوان بااهمیت ترین عوامل در زمینه توسعه مشارکت مطرح هستند.
    کلیدواژگان: مشارکت عمومی، استان گلستان، توسعه، FAHP، . SWOT
  • محمدرضا پورمحمدی، کیومرث نعیمی*، فرزانه درویشی صفحات 107-122
    مسکن یکی از مقوله های مهمی است که بشر همواره با آن دست به گریبان بوده و برای دگرگونی و یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن در تلاش بوده است؛ بنابراین، مسکن یک نیاز است، اما فراتر از نیاز آنچه که ایده آل آدمی است، دسترسی به مسکنی مناسب است؛ از این رو، در مقاله حاضر به بررسی کیفیت مسکن مناسب در محلات شهری به صورت موردی در محلات سکونتگاهی شهر بیجار می پردازیم. روشبررسیاینپژوهش،مبتنیبررویکردتوصیفی-تحلیلیاست. جهتجمع آوریاطلاعاتموردنیاز،ازروش میدانی- کتابخانه ایو همچنین از مجموعه داده های موجود در مرکز آمار ایران، برای تحلیل کیفیت مسکن در محلات شهر بیجار استفاده شده است. در نهایت با توجه به اهداف موردنظر در این تحقیق، تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از تکنیک SAWو آنتروپی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل14 شاخص مورد استفاده در تحقیق، نشان می دهد که در سطح محلات شهر بیجار، محلات حلوایی و قلعه برجگه با بیشترین امتیاز و محلات محمود آباد، تخت علیا و تخت سفلی با کمترین امتیاز؛ به ترتیب، دارای بالاترین و پایین ترین میزان از منظر شاخص های کیفیت مسکن هستند.
    کلیدواژگان: کیفیت مسکن، محلات شهری، SAW، شهر بیجار
  • آزاده مهری، عبدالرسول سلمان ماهینی* صفحات 123-142
    امروزه به دلیل وجود بحران های محیط زیستی حاصل از استفاده غیر منطقی و تبدیل زمین، ارزیابی توان بوم شناختی و آمایش کاربری ها در سرزمین قبل از اجرای توسعه، امری ضروری است. روش های متفاوتی در جهان برای ارزیابی و آمایش سرزمین استفاده می شوند. روش های رتبه بندی براساس شباهت به راه حل ایده آل (TOPSIS) و تخصیص کاربری ها بر اساس اهداف چندگانه (MOLA)، از جمله روش های ارزیابی و آمایش چندمعیاره هستند. در این مقاله از روش های TOPSIS و MOLA برای آمایش رستری سرزمین در حوضه حبله رود استفاده شده است. برای این منظور، از نقشه های توان بوم شناختی، اقتصادی و اجتماعی به عنوان معیار ارزیابی استفاده شد و کاربری های آبزی پروری، باغداری، توسعه و مرتعداری به عنوان گزینه های ارزیابی در نظر گرفته شدند. در ابتدا روش آنتروپی برای وزن دهی نقشه های توان استفاده شد. سپس، روش TOPSIS برای اولویت بندی کاربری ها در منطقه استفاده شد. روش های آنتروپی و TOPSIS هر دو به شکل رستری در نرم افزار ایدریسی اجرا شدند. در مرحله بعد به منظور مقایسه نتایج، روش MOLA نیز در نرم افزار ایدریسی برای آمایش کاربری ها استفاده شد. نتایج حاصل از دو روش، مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفت. همچنین، به منظور بررسی نحوه چینش کاربری ها، پارامترهای سیمای سرزمین برای نقشه های آمایش نهایی به وسیله نرم افزار FRAGSTATS محاسبه شد. نتایج نشان داد روش های TOPSIS و MOLA هردو نقشه های آمایش مطلوبی را ارائه می کنند؛ اما نحوه چینش کاربری ها در منطقه در آنها متفاوت است؛ به طوری که نتایج آنها تنها در 41/57 درصد مساحت منطقه با یکدیگر هم پوشانی دارند. تحلیل پارامترهای سیمای سرزمین نشان داد کاربری ها در روش TOPSIS دارای پیوستگی بیشتری هستند؛ در حالی که در روش MOLA کاربری ها در بعضی مناطق دارای پراکندگی هستند. هر دو روش مورد استفاده دارای نواقص و مزایایی هستند و یکی از مسائل مهم در مطالعات آمایش سرزمین ارائه راهکارهایی برای بهبود این روش ها و یا حتی استفاده از نتایج ترکیبی این مدل هاست.
    کلیدواژگان: TOPSIS، آنتروپی، MOLA، آمایش سرزمین
  • مسعود صفایی پور، سمیرا مرادی مفرد*، محمدرضا امیری فهلیانی صفحات 143-160
    توسعه پایدار یکی از جامع ترین مفاهیم در دهه های اخیر است. این واژه در مفهوم گسترده آن به معنی اداره و بهره برداری صحیح و کارا از منابع مالی، نیروی انسانی برای دستیابی به الگوی مصرف مطلوب است که با به کارگیری امکانات فنی، ساختار و تشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسل امروز و آینده به طور رضایت بخش امکان پذیر می شود؛ پس می توان گفت، توسعه پایدار یک اصل سازمان دهنده برای زندگی انسان است. در این راستا، هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی و اولویت بندی شاخص های توسعه پایدار شهری در مناطق شهر زنجان و ارائه راهکارهایی به منظور توسعه پایدار شهری در این شهر است. در پژوهش حاضر، روش تحقیق براساس نوع هدف، کاربردی و براساس نوع روش، توصیفی- تحلیلی است؛ بنابراین، در تبیین ادبیات و سوابق موضوع و ارائه مدل شبکه ای پژوهش، از مطالعات کتابخانه ای و برای جمع آوری اطلاعات با توجه به ماهیت تحقیق از روش های میدانی استفاده گردیده است. همچنین به منظور ارزیابی و اولویت بندی شاخص های ارائه شده از روش فرایند تحلیل شبکه های (ANP) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مناطق چهارگانه شهر زنجان از لحاظ میزان برخورداری از شاخص های منتخب توسعه متفاوت بوده، همچنین بین شاخص های منتخب و روند توسعه پایدار در شهر زنجان رابطه معناداری وجود دارد. از میان شاخص های مورد بررسی، «شاخص اقتصادی با امتیاز 330381/0» و «کالبدی با امتیاز 283131/0» بیشترین سهم را در توسعه پایدار شهری در مناطق شهر زنجان ایفا می کنند. سایر شاخص ها به مراتب تاثیر مستقیمی بر روند توسعه پایدار مناطق چهارگانه شهر زنجان داشته اند.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، شاخص های توسعه، مدلANP، زنجان
  • کیومرث حبیبی، مهین نسترن، مهرداد محمدی صفحات 161-180
    شهرها و فضاهای عمومی شهری به مثابه موجودات زنده، نیازمند سرزندگی و نشاط هستند. خلق و ارتقای سرزندگی در یک فضای شهری، مستلزم همسو بودن ویژگی های فضا در پاسخگویی به نیازهای شهروندان و به خصوص جوانان بوده که به نوبه خود می تواند افزایش حضور مستمر و کیفیت زندگی آنها را به دنبال داشته باشد. هدف از این پژوهش ارائه، سنجش و ارزیابی شاخص های سرزندگی فضاهای شهری است. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای و تحلیلی- توصیفی، مطالعات رفتاری جوانان و شناخت نیازهای آنان، معیارهای سرزندگی فضاهای شهری در ارتباط با کیفیت زندگی جوانان، در چهار سطح دسته بندی و استخراج گردیده است. سپس، بر اساس معیارهای سطح چهارم به طراحی پرسشنامه بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت اقدام گردید. میانه نظری پاسخ ها در این تحقیق عدد سه در نظر گرفته شد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 101 پرسشنامه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده در بین جوانان در خیابان نظر شرقی شهر اصفهان که یکی از فضاهای سرزنده شهر است، تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS19استفاده شد. روش تحلیل این تحقیق بر مبنای تکنیک تحلیل رگرسیونی چند متغیره سلسله مراتبی استوار بوده است. نتایج نشان از میانگین امتیاز 3.37 سرزندگی خیابان نظر شرقی بوده که بیشتر از میانه نظری است و سرزندگی این خیابان در حد خوب ارزیابی شده است. امتیاز بعد سرزندگی اقتصادی خیابان نظر شرقی اصفهان با 4.43 بیشتر از امتیاز بعد سرزندگی اجتماعی (3.14) و سرزندگی محیطی (3) است. با توجه به تحلیل های آماری اهمیت سرزندگی محیطی برای جوانان در خیابان نظر شرقی با 711/. = ß بیشتر از ابعاد سرزندگی اقتصادی و سرزندگی اجتماعی است. نتایج نشان می دهد که وضعیت تحصیلی دارای رابطه معنی داری با سرزندگی درک شده توسط جوانان است؛ به عبارتی با افزایش تحصیلات، درک سرزندگی فضای شهری نیز افزایش یافته است. در پایان با بحث پیرامون نقش سرزندگی فضاهای شهری در کیفیت زندگی جوانان، پیشنهادهایی برای ارتقای کیفیت سرزندگی فضای شهری ارائه گشته است.
    کلیدواژگان: فضای عمومی شهری، سرزندگی، کیفیت زندگی، خیابان نظر شرقی، شهر اصفهان
  • غلامرضا امینی نژاد، سمیرا زندی فر، محمدرضا فرودی جهرمی صفحات 181-200
    گنبد نمکی، دشتی حد فاصل دو گسل پی سنگی کازرون (شمال) و برازجان (جنوب) است. این دو گسل بخشی از سیستم گسلی راستالغز راستگرد قطر- کازرون هستند که بخش شمالی این سیستم گسلی در خشکی ایران زمین واقع است. هدف از این پژوهش، بررسی مورفولوژی کوه نمک دشتی با استفاده از روش های میدانی، عکس های هوایی، ماهواره ای، نقشه توپوگرافی و تهیه نقشه 1:50000 زمین شناسی و سپس بررسی و شناخت پدیده های درونی و بیرونی موثر در شکل دهی مورفولوژی گنبدنمکی دشتی است.تعدادی از ساختارهای مورد مشاهده در منطقه، مرتبط با فرایند گنبدزایی به وجود آمده اند و در مقابل برخی از مورفولوژی ها ربطی به فرایندهای تکتونیکی تشکیل گنبد ندارند. از جمله ساختارهای مرتبط با گنبد نمکی می توان به انواع مختلف کارست ها، نمک شارها، گسل های معکوس محیطی که دور تا دور محدوده گنبد دیده می شوند، ساختار سفره (Nappe)، چین های روده ای که در داخل لایه های ژیپسی تشکیل شده اند، چین های در ارتباط با گسل و دیگر ساختارها اشاره کرد و همچنین تعدادی از ساختارها در ارتباط با گنبدزایی نیستند؛ مانند چشمه های نمکی، آبشارها، دره های گل کلمی، ستون های فرسایشی، تنگه ها و... . تعدادی از این مورفولوژی ها در اثر انحلال و تعدادی در اثر تکتونیک منطقه ایجاد شده اند و دلیل تشکیل گروهی دیگر از این مورفولوژی ها هر دو پارامتر انحلال و تکتونیک منطقه است.
    کلیدواژگان: گنبد نمکی، مورفولوژی، انحلال، تکتونیک، کارست
  • مجتبی مهرپویان، محسن جامی، محمد مهدی خطیب، نازنین سرحدی صفحات 201-216
    اگرچه در طول دو قرن اخیر، فعالیت لرزه ای مهمی در طول گسل تبریز مشاهده نشده؛ اما بررسی های صحرایی نشان دهنده گسلش فعال در طول این گسل است. بر اساس شواهد صحرایی، در طول این گسل عوارض متعدد زمین ریختی مرتبط با گسلش فعال دیده می شود که احتمال رخداد زمین لرزه ای مخرب توسط این گسل در آینده دور از انتظار نیست. گسل تبریز از 2 قطعه اصلی تشکیل شده است. این گسل در طول خود دارای هندسه یکسانی نبوده و بر اساس تغییرات در هندسه سطح گسلش، می توان این گسل را به سه بخش تقسیم نمود. بخش شمالی از شمال فرودگاه تبریز تا شهر صوفیان امتداد داشته و منطبق بر قطعه شمالی گسل تبریز است. در این بخش، گسل تبریز سبب قرار گرفتن رسوبات میوسن بر روی رسوبات جوان کواترنری شده و دارای شیبی نسبتا زیاد به سمت NE است. بخش میانی، از شمال فرودگاه تبریز تا شرق شهرک باغمیشه تبریز امتداد داشته و سبب قرار گرفتن رسوبات میوسن بر روی رسوبات جوان کواترنری شده و دارای شیبی به سمت NE است. همچنین سطوح تراسی حاکی از بالا آمدگی بلوک شمالی این گسل است. بخش میانی و بخش شمالی گسل تبریز توسط ساختاری Pull-Apart از هم جدا شده اند. در نهایت بخش جنوبی گسل تبریز که از شرق شهرک باغمیشه تبریز تا شهر بستان آباد امتداد داشته و سبب قرار گرفتن رسوبات پلیو-کواترنری با مرز گسله بر روی رسوبات میوسن شده است. بخش جنوبی گسل تبریز بر خلاف بخش میانی و جنوبی این گسل، دارای شیبی به سمت SW است. در هر 3 بخش فوق گسل تبریز سبب جابجایی راستبر رسوبات شده و دارای مولفه فشاری است.
    کلیدواژگان: گسل تبریز، گسلش فعال، زمین ریخت، هندسه گسل
  • اعظم صفرآبادی، سعیده مویدفر، دکترحمیدرضا وارثی، رسول بلاغی صفحات 217-230
    سکونتگاه غیر رسمی از عوامل عمده ایجاد ناپایداری در مناسبات شهری، بویژه در کشورهای در حال توسعه است. اسکان غیر رسمی به طور عمده با تصرف و ساخت غیر رسمی زمین و مسکن، عدم رعایت ضوابط و مقررات رسمی و متعارف شهرسازی، کمبود شدید خدمات زیرساختی، رشد سریع کالبدی و جمعیتی، اشتغال غالب غیر رسمی، ناپایداری سازه ای و تاسیساتی، ناپایداری درآمد، بستر کالبدی مناسب برای رشد آسیب های اجتماعی و شکل گیری خرده فرهنگ های کجرو و ایجاد پایگاه مجرمین و بزهکاران اجتماعی شناخته می شود. این پدیده در اثر رشد شهرنشینی، مهاجرت های روستا شهری و فقر شهری به وجود آمده است. رویکرد توانمندسازی، راهکاری است که با تاکید بر ماهیت درونزای حل مشکل، می تواند زمینه های کاهش آثار منفی سکونتگاه های غیر رسمی را فراهم آورد. این پژوهش با هدف توانمندسازی سکونتگاه غیر رسمی حسن آباد شهر یزد برای ارائه الگوی مناسب ساماندهی آن انجام شده است. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و از نوع کاربردی و توسعه ای است. داده ها از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و نیز تکمیل پرسشنامه جمع آوری و با بهره گیری از روش تحلیل عاملی نیازهای محله اولویت بندی و راهکارهای توانمندسازی ارائه شده است. در بررسی 34 گویه مطالعه شده عوامل موثر در توسعه پایدار محله به 9 عامل کاهش یافت و با توجه به میزان همبستگی هر یک از گویه های بارگذاری شده در عوامل، عناوین مناسب انتخاب شد. این عوامل 124/67 درصد واریانس را پوشش می دهند که عامل زیست محیطی با 152/19 بیشترین درصد واریانس و عامل مهارت آموزی با 696/3 کمترین درصد واریانس را داشته است؛ بنابراین، با توجه به درصد واریانس، عوامل بر اساس شدت اثرگذاری در توانمندسازی محله به صورت زیست محیطی، اجتماعی، آموزشی، درمانی-ورزشی، مشارکتی، کالبدی، اقتصادی، زیرساختی و مهارت آموزی اولویت بندی شدند.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، اسکان غیررسمی، توانمندسازی، حسن آباد، یزد
|
  • Dr. Akbar Kiani, Ahad Badali, Vahid Pasban Issalu, Reza Kanooni Pages 1-16
    This study aims to evaluate the human development in the city of Pars Abad (including Pars Abad, Aslan Dooz, Islam Abad and Taze kand) based on some human development indicators, to identify the rate and the causes of inequalities in this city, to introduce possible solutions for facilitating planning, and ultimately, to reduce human non-development rate in the region. It is an applied -developmental research using descriptive- analytical method. It also uses the Fuzzy Inference System (FIS) model in MATLAB. In this research, 40 reduced indicators are divided into two factors, social development (including employment, health, and social services), and cultural development (including education, cultural factors and social deviations) in a specified period, 2011. The analysis of all research stages, in particular, defining indices, selecting relevant membership functions, forming a database, establishing rules and ultimately getting output from the date was done in MATLAB. After analysis of the data by this model, the obtained results showed that FIS model, relying on knowledge base and its corresponding stepwise conclusions, is a good model for describing the details of the primary and secondary indicators as well as human development. Likewise, it showed that among the towns of this city, there are significant differences in terms of its human development indicators, whether in the city or in relation with other towns. Except the capital city of Pars Abad with a final weight of 0.507, which is located in the semi- deprived category, other towns of this city are considered in deprived areas.
    Keywords: human development, FIS, Pars Abad city, MATLAB
  • Mohammad Ali Sargazi Pages 17-26
    Thermal comfort depends on physiological characteristics of human being and, at the same time, is affected by climatic factors such as temperature, relative humidity, air flow, etc. Therefore in determining the scope of issues related to human thermal comfort, the influence of combination of climate factors on human thermal comfort is examined. On the other hand, energy consumption in buildings is directly related to temperatures which are defined as the low and the high levels of comfort range, and accordingly in the process of development and in concordance with the environment, it is necessary to evaluate thermal comfort locally so we will be able to reduce energy consumption in cooling and heating buildings. Studies show that there are few studies that determine the optimal condition of comfort regarding temperature and humidity. This is more critical in micro-climates like Sistan due to the great distance from the capital and the absence of sufficient facilities. With the help of analysis of the current data, this research tries to reach and define the optimal indoor temperature for the hot and dry climate of the area. According to the results of this research, in addition to calculation of the scope of the low and the high levels of comfort range in Sistan, it is found out in what time of the year there is lack of comfort and how the designing strategies should be. The method of the research is based on registering general and specific climate information of the area in the software, modifying the data and their analysis. The results show that in Sistan the temperate months (in which indoor temperature is in comfort range) are only three months and in the other nine months of a year, there is a need for cooling and heating. In this situation by using architectural guidelines and arrangements , the architect should try to minimize the amount of energy which is used in buildings for cooling and heating purposes .
    Keywords: climate of Sistan, designing in concordance with hot, dry climate, thermal comfort range, adjusting the environment, sustainable development
  • Dr. Mohammad Rahim Rahnama, Bayzid Sharifi Pages 27-42
    The main objective of this study was to evaluate the status of the city development strategy Indicators (Good governance, Bankability, Livability, Competitiveness) in Oshnaviyeh city from the view of three groups (Officials, Citizen, Urban Elites) which have been proposed by the World Bank and the Cities Alliance Organization. The used research method is descriptive_ analytical one . In this regard, 355 questionnaires between urban citizens, 50 questionnaires between the urban elites and 50 questionnaires between the officials and experts from bureaus and organizations in Oshnaviyeh city have been completed. For data analysis, the SPSS software and MANOVA multivariate variance analysis test were used. Results show that; the total mean of CDS indices in Oshnaviyeh city from the viewpoint of officials is equal to 2.80, and from the view of both citizen groups and urban elites is equal to 2.46.From the view point of the three groups, the mean of all CDS indices in Oshnaviyeh city is less than the theoretical mean of questionnaires which is (3). I total, the mean of the views of the two groups of Urban elites and citizens comparing with the status of CDS indices in Oshnaviyeh city are very close to each other and have described the city status from the view point of indices as inappropriate.But the mean of the official's views in comparing with the two others is different and from the view of the officials, the indices mean is very close to the average limit. The results of MANOVA test also shows there exists significant difference between the opinions of various urban groups in terms of CDS indices . Only no difference can be observed between the Bankability indicator and Information Technology approach. , While in the other indices, there is a significant different between the perspectives of groups toward the indices.
    Keywords: Urban Development Strategy(CDS), urban governance Indicators CDS, Oshnaviyeh City
  • Hamid Reza Talkhabi, Dr. Parviz Ziyaian Firoozabadi, Dr. Mohammad Soleymani Mehr Nejati, Dr. Ahmad Zanganeh Pages 43-54
    In recent decades, problems of urban growth and land cover changes has been one of the most important issues on a global and national scale that different technologys were used for the recognition of the nature, dimension and functions of the aforesaid causes and process , among these the remote sensing technology due to its ability to produce high spatial and spectral resolution satellite images is known to be an effective tool for the detection and evaluation of changes. The present study is descriptive – analytical approach which uses Landsat ETM , TM, MSS images acquired in 1973, 1985, 2000 and 2011 in order to analyze the trend of land cover and land use changes. To obtain the magnitude of changes, band subtraction method and fuzzy logic were used. Satellite images were classified using Maximum Likelihood Classifier (MLC) in ARCGIS10.1 software. Results show that as a consequence of increasing population and expanding of urban areas, fuzzy magnitude of changes were equal to 0.84843, 0.92983 and 0.92795 for the periods of 1973-1985, 2000-1985, and 2000-2011 respectively. The urban area have increased 7/6, 15/2, and 11/9 square kilometers during these three periods. And during 38 years, urban area has reached from 14.9 to 49.8 square kilometers which shows an average annual growth rate of 0.918 km2 and correlation between population growth and urban expansion is 0.976.
    Keywords: land cover changes, Satellite Images, Detection of Fuzzy changes, urban expansion, Arak
  • Dr. Hossein Yaghfoori, Diman Kashefi Doust Pages 55-70
    Today's cities, especially in developing countries, due to population growth and urbanization require attention to the spatial and social justice in optimum enjoying of different favorable urban facilities and services. But the issue of unsuitable servicing the areas and deficiencies in providing such services and facilities are in contrast with the concept of justice. This study tries to evaluate the distribution method of urban services in all neighborhoods of Piranshahr city. The research method is of descriptive –analytical one and for this purpose, AHP, Average of Nearest Neighbor , TOPSIS technique and Network Analysis models have been used. To perform these process, ARC GIS and Super Decision softwares have been used, In a way that the distribution of municipal services in the city were shown and urban neighborhoods were ranked from the view point of having urban services . The results were plotted in the form of GIS maps and charts. The obtained results showed that there is a noticeable social inequality in Piranshahr neighborhoods in service accessibility because the rich ones access is about 0.58 has a great distance with the poorest one which is about 0.04.
    Keywords: urban services, distribution of social services, social justice, Piranshahr City
  • Dr. Keramatollah Ziyari, Mostafa Safaiee Rine, Mahmoud Arvin Pages 71-90
    According to the problems which exist in the distribution of spatial services in developing countries, such as lack of hierarchy of distribution centers in the region, this issue has more than ever considered.The purpose of this article is identifying the existing challenges based on health components through ranking counties of Khuzestan province and providing an optimum model for Spatial Distribution Service.The research methodology is descriptive – analytical and based on documentation and library resources. VIKOR decision making method was used for ranking and SPSS, GIS & Excel softwares have been used for analysis of data. Finally the results indicates the unequal distribution of health and treatment services in the counties of Khuzestan province,in which Ahvaz city with a score of zero is placed at the highest level of development and Bavi with a score of 1 is placed at the lowest level. .Also, the correlation coefficients of VIKOR indexes with Population number was 0.652 and VIKOR index with percent of Urbanization was 0.642 which shows a high correlation. At the end, according to the obtained results, Optimization pattern of spatial distribution of health services has been suggested in Khuzestan province.
    Keywords: spatial quality, spatial distribution, health services, VIKOR model, counties of Khuzestan province
  • Dr. Saeid Maleki, Zabihollah Torabi, Sajad Monfared, Reza Ahmadi, Jafar Saeidi Pages 91-106
    Public participation is associated closely with civil society, a society that has based his power on people. This is the protection of the rights of those who are members of a community. Undoubtedly, in such a society, Power Structure takes his Power from its principle. In our country, despite the presence of the backgrounds and basis of participation and cooperation spirit in various fields, this social feature has not yet achieved the opportunity for a sufficient and comprehensive appearance and requires to reinforcement , support and development of new systems in this area. In fact, the overall goal of this research is to identify and prioritize the strong and weak points, opportunities and threats that public participation development in Golestan province is faced with. The research method is a combination of descriptive and analytical method and depth oriented and it has an applied nature. Information is collected by Surveying - Library method and Statistical Society is formed by experts in the field of public participation. In this study , it is tried to use the analytical model (SWOT) to identify key issues and related and effective sectors in developing of public participation in Golestan. Then for the better understanding of the matter, the Components and definiteness of development of Public participation were ranked by using fuzzy hierarchy (FAHP) model. The results of this research show that the work culture, self confidence , national trust and the tendency of NGOs and people to participate are considered as the most important factors in the field of development of participation.
    Keywords: public participation, Golestan, development, FAHP, SWOT
  • Dr. Mohammad Reza Pourmohammadi, Farzane Darvishi, Kiomars Naimi Pages 107-122
    Mankind has always been struggling with housing as a significant need and has been trying to find a decent and rational answer to it. Thus, despite housing being a vital need, having access to ideal housing is the concern. Therefore, this study seeks to examine and analyze the quality of houses in the residential areas of “Bijar” city. The method of this study is based on a descriptive- analytical approach. For collecting the essential data, field research and library- based methods have been used, with the existing data in Iran’s statistics center for evaluating the housing quality in different districts of Bijar. At the end, considering the purpose of the research, the collected data has been analyzed using SAW technique and Entropy. The results based on the analysis of 14 indexes demonstrate that among different districts of Bijar, Halvayi and Ghalé Borjgah were the highest in terms of housing quality, with Mahmoud Abad, Takhte Alia and Takhte Sofla being the lowest.
    Keywords: Housing Quality, Urban Neighborhoods, SAW, bijar
  • Azade Mehri, Dr. Abdolrasool Salman Mahini Pages 123-142
    Environmental crises of today caused by the irrational use and land conversion, have made ecological evaluation and land use planning ever more essential. Different methods are used in land evaluation and land use planning. Technique for Order Preference by Similarity to Ideal Solution (TOPSIS) and Multi-Objective Land Allocation (MOLA) are two of the multi-criteria evaluation and land use planning techniques. In this paper, TOPSIS and MOLA were used in raster based land use planning in Hable-Rood Basin. Ecological, economic and social evaluation maps were used as criteria and aquaculture, gardening, town and rural development and rangeland management were considered as the alternatives of land uses. Entropy method was used for weighting evaluation maps and then TOPSIS was employed to prioritize land uses in the study area. Both entropy and TOPSIS were implemented in raster format through Idrisi software and for comparison, the MOLA module was used in Idrisi software. The results of the two methods were compared and analyzed. Also, to examine the spatial pattern of the resulting land use maps, landscape metrics were calculated using FRAGSTATS software. The results showed that spatial patterns of the TOPSIS and MOLA are different with an overlap of 57.41 percent. Analysis of landscape metrics showed that spatially land uses are compacted in TOPSIS, while in MOLA they are dispersed in some areas. Both methods have their advantages and disadvantages. An important issue in current land use planning practices is enhancement of these methods for which we suggested a combination of the results obtained through the two methods.
    Keywords: TOPSIS, Entropy, MOLA, Land use planning
  • Dr. Masoud Safaei Pour, Samira Moradi Mofrad, Mohammad Reza Amiri Fahliani Pages 143-160
    Sustainable development is one of the most comprehensive concepts in recent decades.In the broad sense of the term, it means the proper and efficient administration and operation of financial resources, human resources to achieve optimal utilization that is achieved by the application of technical possibilities, structure and organization for today's generation and future needs in a satisfactory manner. So we can say that sustainable development is an organizing principle for human life .The purpose of this study was to evaluate and prioritize indicators of sustainable urban development in the city of Zanjan and provide solutions for sustainable urban development in the city.In this study, the method based on objective is applicable and based on the type is of descriptive-analytical one. So in explaining the history and literature of the subject and presenting research network model , library studies and for collecting information with respect to the research nature, field methods were used.As well as to evaluate and prioritize the presented index , the Network Analysis Process (ANP) has been used.The results of the study show that the four areas of the zanjan city in terms of having development indicators are different and also thee is a significant relation between the nominated indicators and sustainable development trend in Zanjan city. Among the studied indicators, economical indicator with 330381/0 " points and physical one with a 283131/0 "points play the greatest share in sustainable urban development in the areas of the Zanjan city.Other indicators are much direct impact on the sustainable development of quad city area of Zanjan.
    Keywords: sustainable development, development indicators, ANP model, Zanjan
  • Dr. Kiomars Habibi, Dr. Mahin Nastaran, Mehrdad Mohammadi Pages 161-180
    Cities and public spaces need vitality and vigor as vital organs. Creating and improving public space vitality require adopted attributes of space due to responding Citizens and particularly young people needs, that in turn can be led to the increase of continues presence and quality of their life. So the goal of this paper is the assessment and evaluation of indicators of public space vitality that due to this aim by using documentary and analytical-descriptive method, during study of young behavior and their needs, indicators of public space vitality categorized in 4 groups in relation with young quality of life. Then based on fourth group of indicators, research questionnaire was designed according to Likert scale option. By using Kokran formula and random sampling, 101 questionnaires were completed by young people in Nazar Sharghi Street that is one of the vital spaces in Isfahan city. These questionnaires analyzed based on Hierarchical multi variable regression and in SPSS 19. The result of analyzing shows that the average of vitality in Nazar Sharghi Street is 3.37 that is over the 3 as a middle norm. Also the average of economic vitality is 4.43 that is more than social vitality average (3.14) and environmental vitality average (3). Furthermore statistical analyses indicate that the importance of environmental vitality is more than economic or social vitality for young people with Beta ratio 0.711. Also a significant relationship was observed between education and perception of vitality. In other word by increasing education among people, their perception of vitality in space was increased. Finally by discussing about the role of public space`s vitality in young people quality of life, some suggestions for improving vitality in public space are offered.
    Keywords: Public Space, Vitality, Quality of Life, Nazar Sharghi Street, Isfahan
  • D.R. Gholamreza Amininejad, Dr. Samira Zandifar, Dr. Mohammad Reza Forodi Jahromi Pages 181-200
    Plain salt dome is located between two faults of Kazeroon peisangi (north) and Borazjan (south) . These two faults are dextral strike-slip fault system of Ghatar –kazeroon that the northern segment of the fault system is located in desert area of Iran. The aim of this study was to evaluate the morphology of the plain salt mountain using field method, aerial photos, satellite photos, topographic maps and mapping of 1: 50,000, geological and then the review and recognition of the effective internal and external phenomenon in forming the morphology of the plain salt dome. A number of observed structures in the region have been created associated with the process of dome formation and in contrast some of morphologies have no any relation with the tectonic processes of dome formation, among the structures relevant with salt dome , it can be referred to different types of Karsts, salt fluxes, environment reverse faults which can be observed around the dome's area, table structures (Nappe), intestinal folds, which have been formed within the gypsum layers, the folds associated with fault and other structures and also some of the structures are not associated with the dome formation such as salty springs, waterfalls, cauliflower valleys, abrasive columns , gorges and . . .a number of these morphologies have formed due to break up and a number due to the tectonic of the area and the reason for forming another group of morphologies are the both break up and tectonic of the area.
    Keywords: salt dome, morphology, break up, tectonic, karst
  • Mojtaba Mehrpouyan, Mohsen Jami, Dr. Mohammad Mehdi Khatib, Nazanin Sarhadi Pages 201-216
    Although during the last two centuries , no important seismic activity has been observed along e Tabriz fault, but field surveys show the active faulting along this fault. Based on the field evidences, different morphological features relevant with faulting can be observed along this fault, So, possibility of occurrence of destructive earthquake by this fault in future is not unlikely. Tabriz Fault is composed of two main pieces. This fault in its length has not the same geometry and based on the changes in the geometry of fault rupture level, it can be divided in to three parts. The northern part is continued from the north part of Tabriz airport up to Soofiyan city and is compatible on the northern part of Tabriz fault. In this part, Tabriz fault has caused Miocene sediments to be laid on young Quaternary sediments and has a relatively steep slope toward north east. The middle part is continued from the north part of Tabriz airport up to the east of Baghmisheh town and has caused Miocene sediments to be laid on young Quaternary sediments and has a relatively steep slope toward north east . Also, terrace surfaces indicate rising the northern block of this fault. The middle and northern part of Tabriz fault has separated from each other by a Pull-Apart structure . finally, the south part of Tabriz fault, which is continued from the east of Baghmisheh, Tabriz up to Bostanabad city , has caused Plyv- Quaternary sediments with the fault border to be laid on Miocene sediments. The south part of Tabriz fault unlike to its middle and southern part has a gradient toward south west. In both of the third faults, Tabriz fault has caused the sediment movement to the right and has a pressure component.
    Keywords: Tabriz fault, Active faulting, Geomorphology, Geometry
  • Dr. Azam Safarabadi, Dr. Saeideh Moeidfar, Dr. Hamid Reza Varesi Pages 217-230
    Informal settlements are the major factors of creating instability in the cities especially in developing countries. informal settlement is mainly known with the informal occupation of the land and housing, lack of observing the official and conventional rules and regulations of urbanization, severe lack of infrastructural services, physical and demographic rapid growth, dominant informal occupation, structural and installation instability , instable income, appropriate physical bed for the growth of social pathologies and formation of deviant subcultures and creation of social bases of criminals and offenders. This phenomenon has been created due to the growth effect ot urbanization, rural-urban migrations and urban poverty.Enabling approach is a solution that through emphasizing on the endogenous nature of the problem resolving , can provide grounds for reducing the negative effects of informal settlements. This study has been conducted to the aim of empowering the informal settlement of Hasanabad Yazd to provide an appropriate model for its organization. The research method is of descriptive – analytic one and of applied and developmental type. The data were collected through library and documentary studies and also filling questionare and by using factor analysis, the local reqirements were prioritized and soluitions for empowermnent has been presented. While reviewing the studied 34 questions, the effective factors on the sustainable development of the local area was decresed to 9 (nine) factors and with respect to the correlation rate of each loaded question in factors, the appropriate title was selected. These factors cover 67.124 % of the variance , in which environmental factor with19.152 % has had the greatest percentage of variance and training with 3.696 % has had the lowest percentage of variance. Thus, with respect to the percentage of variance, the factors were prioritized based on the severity of the impact on empowerment of the communities as environmental, social, educational, health, sport, participatory, physical, economical, infrastructure and skills training.
    Keywords: sustainable development, informal settlements, empowerment, Hasanabad, Yazd