فهرست مطالب

بیماری های پستان ایران - سال نهم شماره 1 (بهار 1395)
  • سال نهم شماره 1 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/04/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مهدی رحمانیان، سید مرتضی نقیب *، امیر صیفوری، علی اکبر زارع، کیوان مجیدزاده صفحات 7-13
    مقدمه
    نانوذرات کلسیم فسفاتی از جمله نانو هیدروکسی آپاتیت خواص فیزیکی، شیمیایی و زیستی مناسبی را از خود نشان داده و جایگاه ویژه ای در کاربردهای پزشکی ترمیمی به خود اختصاص داده اند. در کنار خواص ترمیمی کلسیم فسفات ها در بافت های استخوانی، در سال های اخیر اثر مهارکنندگی هیدروکسی آپاتیت، به عنوان یک کلسیم فسفات، بر روی بسیاری از سرطان ها گزارش شده است.
    روش بررسی
    در این مقاله نانو ذرات بتا تری کلسیم فسفات به روش هم رسوبی سنتز و خواص فیزیکی- شیمیایی آن با آنالیزهای ساختاری SEM، FTIR و XRD بررسی شد. اثرات مهارکنندگی نانو ذرات بتا تری کلسیم فسفات بر روی رشد و تکثیر رده سلولی سرطان پستان MCF-7 بررسی گردید.
    یافته ها
    مطالعات سلولی برون تنی توسط آزمون MTT نشان داد که اثر مهارکنندگی به غلظت نانو ذرات تری کلسیم فسفات وابسته است. علاوه بر این، مشاهدات نشان داد که بیشترین میزان اثر مهارکنندگی در غلظت mg.L-150، 78% است.
    نتیجه گیری
    اثر مهارکنندگی نانو ذرات تری کلسیم فسفات با افزایش غلظت کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: نانو ذرات بتا تری کلسیم فسفات، اثر مهارکنندگی، MCF، 7، سرطان پستان
  • داود خورشیدی، معصومه سرمدیان *، مهناز خرم جاه صفحات 14-20
    مقدمه
    شواهد پژوهشی نشان داده اند که افزایش سطوح گلوبولین متصل به هورمون جنسی در کاهش خطر سرطان پستان نقش مهمی دارد. هدف این مطالعه بررسی اثر تمرینات هوازی- مقاومتی بر سطوح سرمی گلوبولین متصل به هورمون جنسی و برخی شاخص های چاقی در زنان یائسه چاق و دارای اضافه وزن بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه 24 زن یائسه چاق و دارای اضافه وزن با میانگین سن 9/3±6/54 سال و شاخص توده بدن 7/4±4/31 کیلوگرم بر متر مربع به طور تصادفی در دو گروه تجربی (14نفر) و کنترل (10نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 10 هفته در یک برنامه تمرینات هوازی (با شدت 65 تا 75% ضربان قلب بیشینه) و مقاومتی (با شدت 55 تا 65% یک تکرار بیشینه) شرکت نمودند. وزن، شاخص توده بدن، دور کمر، درصد چربی بدن و سطوح سرمی گلوبولین متصل به هورمون جنسی در وضعیت پایه و پس از 10 هفته تمرین اندازه گیری شدند.
    یافته ها
    پس از 10 هفته، تفاوت معنی داری در سطوح سرمی گلوبولین متصل به هورمون جنسی بین دو گروه مشاهده نشد. همچنین تفاوت معنی داری در مقادیر وزن، شاخص توده بدن، دور کمر و درصد چربی بدن بین دو گروه نشان داده نشد.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد 10 هفته تمرین هوازی- مقاومتی با شدت متوسط بر سطوح گلوبولین متصل به هورمون جنسی و ترکیب بدن زنان یائسه چاق و دارای اضافه وزن تاثیری نداشت. به نظر می رسد در پاسخ به تمریناتی که با کاهش بافت چربی بدن همراه نباشند در سطوح گلوبولین متصل به هورمون جنسی تغییر مطلوبی ایجاد نمی شود.
    کلیدواژگان: گلوبولین متصل به هورمون جنسی، تمرین ورزشی، یائسگی
  • مهدی حمصیان اتفاق*، محمدحسین ندیمی شهرکی صفحات 21-30
    مقدمه
    هر عاملی که باعث افزایش احتمال ابتلا به سرطان پستان در فرد شود عامل خطر محسوب می گردد. آگاهی از این عوامل خطر در تعیین زنانی که خطر بالای ابتلا به سرطان پستان دارند کمک کننده است و همچنین این اجازه را می دهد تا با مداخله در برخی از عوامل خطر فردی و اجتماعی، خطر بروز سرطان را در فرد و جامعه تعدیل کرد. هدف از این تحقیق ارایه مدلی ریاضی جهت تعیین میزان ریسک ابتلا به بیماری سرطان پستان در افراد مراجعه کننده به مراکز غربالگری می باشد.
    روش بررسی
    داده هایی که در این مقاله جهت ارزیابی مورد استفاده قرار گرفته اند از کنسرسیوم نظارت بر سرطان پستان (BCSC) وابسته به موسسه ملی سرطان آمریکا اقتباس و جهت انجام تحلیل داده های این مقاله از نرم افزار Weka استفاده شده است. این مطالعه بر روی 6318638 نفر مراجعه کننده به مراکز غربالگری در کشور آمریکا از سال 2000 تا 2009 صورت گرفته است. جهت خوشه بندی موثر داده ها از الگوریتم EM نیز بهره برده شده است.
    یافته ها
    همه عوامل خطر به طور یکسان خطر سرطان پستان را افزایش نمی دهند، بعضی از آنها، عوامل خطرناک تری بوده و خطر ابتلا را بیشتر بالا می برند. لذا با تعیین ضریب تاثیرگذاری در جامعه آماری نمونه می توان به مدلی دست یافت که بر اساس آن امکان پیش بینی احتمال ابتلا به سرطان سینه وجود خواهد داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که با استفاده از الگوریتم EM و خوشه بندی موثر می توان میزان تاثیرگذاری هر یک از عوامل خطر را در یک مجموعه داده مورد بررسی قرار داده و برای هر یک ضریبی را به عنوان ضریب موثر بدست آورده و در نهایت با جمع این ضرایب در مقدار عامل خطر میزان ریسک ابتلا به خطر سرطان سینه را پیش بینی نمود.
    کلیدواژگان: سرطان سینه، ریسک فاکتور، داده کاوی، غربالگری، الگوریتم EM
  • فاطمه سادات عسگریان، مسعود میرزایی*، صدیقه سادات عسگریان، سید مهرداد جزایری صفحات 31-36
    مقدمه
    سرطان پستان از جمله شایع ترین سرطان های زنان بشمار می آید و میزان بروز آن در زنان ایرانی در حال افزایش است. هرچند تفاوت هایی در بروز بیماری درنقاط مختلف کشور دیده می شود، این مطالعه با هدف بررسی روند بروز سرطان پستان در شهرستان های تابع دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شده است.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی بوده و از داده های ثبت سرطان دانشگاه علوم پزشکی کاشان که طی سال های 1380-1390 در شهرستان کاشان جمع آوری شده، استفاده کرده است. روند استاندارد شده بر اساس سن بروز بیماری و داده های مورد استفاده از برنامه ثبت سرطان در این بازه زمانی ارایه و بحث شده است.
    یافته ها
    در مجموع طی یازده سال 1380- 1390، 464 مورد بیمار مبتلا به سرطان پستان گزارش شده است. میزان بروز تا سن 59 سال با افزایش سن افزایش و از سن 60 به بالا کاهش پیدا کرده است. میزان بروز سرطان پستان از سال 1380 تا 1390 روند افزایشی داشته است.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاکی از روند روبه افزایش بروز سرطان پستان در شهرستان کاشان است. همچنین نتایج بیانگر این است که سرطان پستان شایع ترین سرطان زنان می باشد که عمدتا در دهه های 4و5 زندگی مشاهده می گردد. بنابراین لزوم اجرای برنامه های پیشگیری و آگاهی در زمینه عوامل خطر در جمعیت زنان و نیز اجرای برنامه های غربالگری در جمعیت های پر خطرتاکید دارد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، روند، بروز، اپیدمیولوژی
  • یدالله رمضانی، سید غلامعباس موسوی، لیلا گلفام، زهرا مهدوی راد، سید مهدی تخت فیروزه صفحات 37-44
    مقدمه
    سرطان اصلی ترین علت مرگ و میر در کشورهای توسعه یافته و دومین علت عمده مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه به شمار می آید. سرطان پستان در ایران شیوع بالایی پیدا کرده است. لذا این مطالعه با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی کاشان از عوامل خطرساز سرطان پستان انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی بود. از 1000 پرسشنامه توزیع شده، 941 پرسشنامه به صورت کامل تهیه شد. پرسشنامه شامل بخش اول شامل اطلاعات دموگرافیک و بخش دوم شامل 9 سوال جهت آگاهی از عوامل خطرساز سرطان پستان بود. امتیازات بر اساس گروه بندی ضعیف، متوسط و خوب طبقه بندی شد. داده ها پس از جمع آوری وارد نرم افزار SPSS 16 شده و جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون های آماری کروسکال والیس استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان می دهد از مجموع 941 پرسشنامه جمع آوری از دانشجویان، 323 نفر متاهل و 618 نفر مجرد بودند. میانگین نمره آگاهی دانشجویان از نمره 9 برابر با 77/5 بود که آگاهی متوسطی را از عوامل خطرساز سرطان پستان نشان می دهد. دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی با میانگین نمره 62/7 بیش ترین آگاهی را نسبت به دانشجویان سایر دانشکده ها داشته اند. میانگین نمره آگاهی دانشکده پزشکی، بهداشت و پیراپزشکی نیز به ترتیب برابر 98/5، 36/5 و 12/4 بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی کاشان آگاهی متوسطی از عوامل خطرساز سرطان پستان دارند. بنابراین آموزش های لازم جهت آگاهی و اطلاع رسانی دقیق تر به دانشجویان به عنوان متولیان امر بسیار ضروری است.
    کلیدواژگان: نگرش، عوامل خطرساز، سرطان پستان
  • علی محمد لطیف، محمد مومنی، رابعه صرام*، مهدی آقاصرام، علی پوراحمدی، زهرا حاج ابراهیمی صفحات 45-56
    مقدمه
    سرطان پستان یکی از شایع ترین علت مرگ و میر در زنان محسوب می شود. پیش بینی صحیح سرطان پستان دارای اهمیت است. وجود علایم و ویژگی های مختلف این بیماری، تشخیص را برای پزشکان دشوار می کند. داده کاوی امکان تحلیل داده های بالینی بیماران برای تصمیم گیری های پزشکی را فراهم می کند. هدف این مقاله، ارایه یک مدل برای افزایش دقت پیش بینی سرطان پستان است.
    روش بررسی
    در این مطالعه، پرونده پزشکی 574 بیمار مبتلا به سرطان پستان با تعداد 32 ویژگی مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات بیماران از پایگاه داده استاندارد بیمارستان فوق تخصصی مرتاض یزد جمع آوری شده است. هر یک از بیماران حداقل به مدت یک سال تحت پیگیری بوده اند. به منظور ارایه مدل پیش بینی سرطان پستان از الگوریتم ژنتیک و داده کاوی استفاده می شود.
    یافته ها
    مدل پیشنهادی با روش های درخت تصمیم گیری، نایو بیز و نزدیک ترین همسایه مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که دقت پیش بینی مدل پیشنهادی برابر با 973/0 بوده است. همچنین برای روش های نایو بیز، درخت تصمیم گیری و نزدیک ترین همسایه دقت پیش بینی به ترتیب برابر با 913/0، 929/0 و 951/0 می باشد.
    نتیجه گیری
    در پیش بینی سرطان پستان، مدل پیشنهادی نسبت به سایر مدل های مورد مقایسه دارای حداقل میزان خطا و بیش ترین دقت و صحت است. روش نایو بیز، حداکثر میزان خطا و کم ترین دقت را دارا می باشد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، الگوریتم ژنتیک، داده کاوی، افزایش دقت پیش بینی
|
  • Mahdi Rahmanian, Morteza Naghib*, Amir Seyfoori, Ali Akbar Zare, Keivan Majidzadeh, A Pages 7-13
    Introduction
    Calcium phosphate nanoparticles such as nano hydroxyapatite have shown excellent physical, chemical and biological properties and have allocated special place in regenerative medicine applications. Recently, the inhibitory effect of hydroxyapatite, as a calcium phosphate, on many cancers has been reported.
    Methods
    In this article β-tricalcium phosphate was synthesized using co-precipitation method and its physicochemical properties were studied (SEM, FTIR and XRD). Inhibitory effect of beta-tricalcium phosphate nanoparticles on the growth and proliferation of breast cancer cell line MCF-7 was investigated.
    Results
    In vitro MTT assay studies showed that the inhibitory effect was dependent on the concentration of tricalcium phosphate nanoparticles. In addition, the results demonstrated that the inhibitory effect was 78% attributed to 50 mg. L-1 concentration of tricalcium phosphate nanoparticles.
    Conclusion
    In lowest concentrations, the inhibitory effect of tricalcium phosphate nanoparticles was higher than others.
    Keywords: Tricalcium Phosphate Nanoparticles, Inhibitory Effect, MCF, 7, Breast Cancer, Side Effect
  • Davood Khorshidi, Masomeh Sarmadiyan*, Mahnaz Khoramjah Pages 14-20
    Introduction
    Research evidences showed that increased levels of sex hormone binding globulin play an important role in reducing breast cancer risk. The purpose of this study was to investigate the effects of aerobic - strength exercise training on sex hormone binding globulin levels and some obesity indices in overweight and obese postmenopausal women.
    Methods
    Twenty four postmenopausal women (age, 54.6±3.9 years and Body mass index, 54.6±3.9 kg/m2) were randomly assigned into experimental (n=14) and control (n=10) groups. Subjects of experimental group were performed ten weeks of training including aerobic exercise (65-75% of MHR) and resistance exercise (55-65% of 1RM). Body weight, Body mass index, waist circumference, body fat percent and sex hormone binding globulin levels measured at baseline and after exercise training program.
    Results
    The results showed that after 10 weeks, no significant difference was observed in the sex hormone binding globulin levels between the two groups. Moreover, no significant differences were found in body weight, waist circumference, body mass index and body fat percent between the two groups.
    Conclusion
    This study showed that ten weeks of aerobic- strength exercise training with moderate intensity has no significant effect on sex hormone binding globulin levels and body composition in overweight and obese postmenopausal women. It seems that sex hormone binding globulin dose not favorable change in response to exercise training that does not led to reduction in body fat mass.
    Keywords: Sex Hormone Binding Globulin, ExerciseTraining, Menopouse
  • Mahdi Hemmasian Etefagh, Mohammad Hossein Nadimi Shahraki Pages 21-30
    Introduction
    Anything that increases a person's chance of developing breast cancer is risk factor. Awareness of these risk factors to identify women who have a high risk of developing breast cancer may be helpful. It also allows intervening in individual and social risk factors and adjustment the incidence of cancer in the individual and our community. The aim of this study is to provide a mathematical model to determine the risk of breast cancer in screening centers.
    Methods
    In this study we used the data from Breast Cancer Surveillance Consortium (BCSC) in National Cancer Institute in USA from 2000-2009 on 6318638 people. For clustering we used EM algorithm and executed in Weka software to cluster this data.
    Results
    All of the risk factors do not increase the risk of breast cancer in a same mode. Some of these factors are more dangerous and increases the risk raise more than from another risk. Therefore, to determine the impact factor of the population could be achieved in a model upon which to predict the likelihood of breast cancer will be there.
    Conclusion
    The results of this study shown that using EM algorithm and effective clustering may be effective, any of the risk factors studied in a dataset and for each factor as effective coefficient obtained, and finally the sum of these impact factors on the risk of breast cancer risk factors, the risk can be predicted.
    Keywords: Breast Cancer, Risk Factor, Data Mining, Screening, EM Algorithm
  • Fatemeh Asgarian, Masoud Mirzaei*, Sedigheh Asgarian, Mehrdad Jazayeri Pages 31-36
    Introduction
    Breast cancer is the most common cancer in Iranian women and the incidence is increasing. There is a variation in the incidence of breast cancer across the country. Little is known about secular trend of incidence of the cancer in different cities of the country. This study aims to investigate the incidence and secular trend of breast cancer in Kashan city during 2000-2010.
    Methods
    This was a descriptive study, in which data were extracted from the cancer registry system of Kashan University of Medical Science and the university affiliated pathology labs in Kashan during 2000-2010. Age standardized incidence rate was used for data from the cancer registry system.
    Results
    In this study, over ten years 469 breast cancer cases were reported. The incidence increased with increasing age before 59 years, but it decreased in patients with greater than 60 years .Breast cancer incidence rate showed increasing trend in the period of study.
    Conclusion
    The findings of this study showed that the incidence rate of the cancer is increasing. The cancer was the most common cancer, especially in fourth and fifth decades of women’s life. Prevention programs and awareness of related risk factors should be given to all women and performing screening would be helpful in female population at risk.
    Keywords: Breast cancer, Trend, incidence, Epidemiology
  • Yadollah Ramezani, Gholam Abbas Moosavi, Leila Golfam, Zahra Mahdavirad, Mahdi Takhtfiroozeh Pages 37-44
    Introduction
    Cancer is considered as the main cause of death in the developed countries and the second leading cause of death in the developing countries. Breast cancer has a high prevalence in Iran. Therefore, this study was done to investigate the awareness of female students of Kashan University of Medical Sciences about the risk factors of breast cancer.
    Methods
    This study was a cross-sectional study. Out of 1,000 questionnaires, 941 were fully responded. The first section of the questionnaire contained the demographic data and the second part consisted of 9 questions about risk factors of breast cancer. According to the information the students had about breast cancer, points of weak, average and good were assigned. Using SPSS 16 software, all the collected data were entered and then Kruskal-Wallis test was used for statistical analysis.
    Results
    Results showed that out of 941 questionnaires, 323 were married and 618 were single. The average point assigned to the students for their knowledge about risk factors was 5.77 out of 9 which showed moderate awareness. Nursing and midwifery students with the average scores of 7.62 had the highest awareness among other faculty students. The average awareness score of faculty of Medicine, Health and Paramedical was 5.98, 5.36 and 4.12 respectively.
    Conclusion
    The results of this study show that female students of Kashan University of Medical Sciences had a moderate awareness about risk factors of breast cancer. Therefore, training is necessary and should be provided to the students who will be responsible in future.
    Keywords: Awareness, Risk Factor, Breast Cancer
  • Ali Mohammad Latif, Mohammad Momeny, Rabeyeh Sarram*, Mahdi Agha Srram, Ali Pour Ahmadi, Zahra Haj Ebrahimi Pages 45-56
    Introduction
    The correct prediction of breast cancer disease is of great importance. The presence of different signs and characteristics of the disease has made it difficult for physicians’ to diagnose. Data mining allows the analysis of the patients’ medical data for medical decisions. The goal of this paper is to present an accurate model designed for predicting breast cancer disease.
    Methods
    In this study, the medical case files of 574 patients with breast cancer diseases with 32 features were examined. Patient information was acquired from the Mortaz General Hospital Standard Database and selected. Genetic Algorithm and Data mining are used for the purpose of presenting a model for the prediction of Erythemato-Squamous disease.
    Results
    The suggested model was compared with the Decision Tree, Nayo-Biz and Nearest Neighbor methods. Results show that the prediction accuracy of the suggested model was 0.973, also for other methods the accuracy of prediction was 0.913, 0.929 and 0.951 respectively.
    Conclusion
    In the prediction of breast cancer disease, the suggested model acquired the least error and the most accuracy and validation in comparison with other methods. The Nayo-Biz method has the most error and least accuracy.
    Keywords: Breast Cancer, Genetic Algorithm, Data Mining, Prediction