فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و سوم شماره 1 (پیاپی 62، بهار 1395)
  • سال بیست و سوم شماره 1 (پیاپی 62، بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/02/25
  • تعداد عناوین: 18
|
  • مهدی معمری*، محمد فیاض، معصومه عباسی خالکی، ضیاءالدین الماسی صفحات 1-13
    دانش بومی دانشی است که افراد یک جامعه براساس تجربه و انطباق با فرهنگ های محلی و محیط زیست در طول زمان کسب کرده اند. این دانش بر پایداری جوامع و فرهنگ و همچنین برای حفظ منابع ژنتیکی جهت ادامه بقاء آن استفاده می شود و فهرستی ذهنی از منابع بیولوژیکی محلی، نژادهای حیوانات، گیاهان محلی، محصولات کشاورزی و گونه های درختی می باشد. این دانش ممکن است شامل اطلاعاتی از قبیل درختان و گیاهان که با یکدیگر بخوبی رشد می کنند یا گیاهانی شاخص مانند گونه هایی که شوری خاک را نشان می دهند و یا اینکه گونه هایی که در شروع بارندگی گل می دهند، باشد. این مطالعه در استان خراسان شمالی انجام شد. این استان بین مدارهای ̋42°36 و ̋14°38 شمالی و نصف النهارهای ̋31°56 و ̋30°58 شرقی در شمال شرقی ایران واقع شده است. در این مطالعه، جامعه آماری دامداران، شبانان و کهنسالانی بودند که بطور سنتی از مراتع استفاده می کنند. برای انجام مصاحبه و تکمیل پرسشنامه ها، از هر طایفه عشایری یا روستا 3 نفر انتخاب شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه، تکمیل پرسشنامه ها و مشاهده فعالیت های شبانان و دامداران در عرصه انجام شد. برای امتیازدهی و ارزش گذاری کمی سئوالات در گونه های مورد نظر، از طیف لیکرت استفاده شد. نتایج بررسی ها نشان داد در زمینه های مختلف مدیریت چرای دام در مرتع، ازجمله پراکنش دام و بهره برداری یکنواخت از مرتع، شب چر، انتخاب محل استراحت دام، انتخاب محل چرای دام، قطعه بندی مرتع با روش های سنتی و سالم بودن آب شرب دام، دامداران و شبانان دانش زیادی دارند که آنها را بکار می گیرند و می تواند در امر مدیریت مرتع مورد استفاده قرار گیرد. از طرفی بررسی ها نشان داد که دامداران و شبانان به رعایت ظرفیت چرای دام و جلوگیری و یا کاهش چرای انتخابی دام در مرتع عملا توجه چندانی ندارند.
    کلیدواژگان: دانش بومی، مدیریت چرای، مرتع، شبان، خراسان شمالی
  • پریا کمالی، رضا عرفانزاده*، سیدحمزه کهنوج صفحات 14-22
    تعیین کیفیت علوفه گونه های مراتع یکی از عواملی است که جهت مدیریت اصولی مراتع لازم و ضروری است. بنابراین درصد ازت چهارده گونه مرتعی که از گونه های غالب و مهم در پوشش گیاهی در مراتع خشک و بیابانی شهرستان کهنوج (جنوب استان کرمان) هستند، در دو مرحله (رشد رویشی و پس از بذردهی) توسط دستگاه کجلدال اندازه گیری شد و سپس پروتئین خام آنها احتساب گردید. پروتئین گونه های مختلف توسط آزمون تجزیه واریانس یکطرفه مقایسه و از آزمون t زوجی جهت مقایسه پروتئین خام هر گونه گیاهی بین دو مرحله فنولوژیکی استفاده شد. همچنین برای مقایسه پروتئین حد بحرانی برای حالت نگهداری با متوسط پروتئین مرتع در هر مرحله رویشی از آزمون مقایسه t با یک مقدار ثابت استفاده شد. نتایج نشان داد پروتئین گونه های گیاهی در هر کدام از مراحل فنولوژی دارای تفاوت معنی داری با یکدیگر بودند، بطوری که در مرحله رویشی، بیشترین میانگین درصد پروتئین خام مربوط به گونه Astragalus triboloides با 6/19 درصد بود و گونه Ziziphus spina-christi با میانگین 22/4 درصد دارای کمترین درصد پروتئین بود. در مرحله پس از بذردهی بیشترین پروتئین مربوط به گونه Rhaziastricta با 85/14 درصد و کمترین میزان پروتئین مربوط به گونه Stipa capensis با 23/5 درصد بود. پروتئین خام درتمامی گونه ها به استثناء دو گونه سیر نزولی از خود نشان داد. همچنین مقایسه پروتئین خام با پروتئین مورد نیاز بر اساس جداول NRC برای بز نژاد رائیینی که دام غالب منطقه است نشان داد که بطور کلی میانگین پروتئین گونه های گیاهی در مرحله رویشی بیشتر از پروتئین حد بحرانی بود. اما این اختلاف برای مرحله دوم معنی دار نبود. حفظ و گسترش گونه هایی که میزان درصد پروتئین خام آنها بالا و تغییرات پروتئین در آنها در طول دوره رشد ناچیز می باشد (از قبیل Tavernieracuneifolia)، تاکید می گردد.
    کلیدواژگان: کیفیت علوفه، پروتئین خام، مرحله فنولوژیکی، مراتع مناطق خشک
  • زهره اکبری*، سید حمیدمتین خواه، محسن نائل صفحات 23-28
    با توسعه جمعیت در روی کره زمین، بشر همواره به فکر تامین منافع آنی خود بوده و توجهی به طبیعت اطراف خود نداشته است. کمبود آب در مناطق خشک کشور اصلی ترین عامل محدودکننده جهت گسترش پوشش گیاهی در طرح های بیابان زدایی محسوب می گردد؛ به طوری که درحال حاضر بیش از 70 درصد اعتبارات پروژه های بیولوژیک بیابان زدایی و تثبیت شن های روان صرف عملیات تامین آب و آبیاری در مناطق بیابانی کشور می شود. این پژوهش در بخشی از عرصه بیابانی واقع در دشت سجزی به مدت نه ماه و با هدف دستیابی به روشی که بتواند موجب استقرار و زنده مانی هرچه بیشتر نهال ها و افزایش بهره وری آب گردد به مرحله اجرا گذاشته شد. در این پژوهش گونه سیاه تاغ تحت تیمارهای کف پوش پلاستیکی و شاهد (تیمار بدون کف پوش پلاستیکی) در منطقه کشت شد. در تیمار کف پوش پلاستیکی به جهت ممانعت از آب دزدی شکاف های موجود در منطقه از فیلم های پلاستیکی منفذدار استفاده گردید. هر دو تیمار تحت شرایط کاملا یکسان قرار داشتند. این پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی متعادل به اجرا درآمد. طی دوره آزمایش شاخص هایی نظیر ارتفاع گیاه و قطر متوسط تاج پوشش گونه اندازه گیری شد. داده های بدست آمده از این ارزیابی ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتیجه تجزیه واریانس داده های بدست آمده نشان داد که روش کف پوش پلاستیکی، روش مناسب تامین آب جهت پرورش نهال سیاه تاغ در این مناطق بیابانی با تبخیر و تعرق بسیار شدید و بادهایی با سرعت بسیار زیاد هستند. دلیل موفقیت روش کاشت به صورت کف پوش پلاستیکی به خاطر جلوگیری از خارج شدن آب مورد نیاز برای رشد گیاه است، زیرا وجود درز و شکاف هایی در زمین سجزی سبب خروج آب و عدم دسترسی آن برای گیاه می باشد که این امر سبب هدر رفت آب و رشد کم گیاهان می شود ولی در روش کاشت معمولی، آب مدت کمی پس از آبیاری از طریق شکاف ها از دسترس گیاه خارج می شود و در نتیجه در مدت کوتاهی نهال ها نیاز به آب داشته و به همین دلیل از رشد و نمو کمتری برخوردار می باشند.
    کلیدواژگان: بیابان زدایی، کف پوش پلاستیکی، سیاه تاغ، دشت سجزی
  • غلامحسین رحمانی*، رضا باقری، احمد پورمیرزایی صفحات 29-36
    ارزش رجحانی عبارت از انتخاب گونه های در دسترس در چرای آزاد توسط دام میباشد. این تحقیق به منظور تعیین ارزش رجحانی گونه های گیاهی با اهمیت مراتع نیمه استپی بید خیری در گردنه خان سرخ شهرستان بردسیر در استان کرمان توسط دام (گوسفند کرمانی) در طی دوره چرایی از اردیبهشت تا شهریور 1392 به مدت 5 ماه صورت گرفت. متوسط بارندگی منطقه حدود 270 میلیمتر در سال میباشد انجام شد. سپس داده های بدست آمده به کمک نرم افزار SAS در یک طرح فاکتوریل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت و مقایسه میانگین ارزش رجحانی و گروه بندی آنها با استفاده از آزمون چند دامنه ای دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که بین گونه های مورد مطالعه و همچنین بین اثرات متقابل گونه در ماه اختلاف معنی داری در سطح یک درصد وجود داشت. ارزش رجحانی گندمیان یکساله و چند ساله نسبت به سایر گونه ها در طول فصل چرا در رتبه بالاتری بود.
    کلیدواژگان: ارزش رجحانی، روش زمان سنجی، کوه پنج
  • سید مرتضی ابطحی*، امرعلی شاهمرادی، عباس کیانی پور صفحات 37-50
    مطالعه گیاهان مرتعی و چگونگی رفتار آنها در اکوسیستم، اطلاعات پایه ای را در مورد نحوه عمل پوشش گیاهی در دسترس قرار می دهد که لازمه شناخت دقیق تر اکوسیستم های مرتعی جهت برنامه ریزی و مدیریت صحیح مراتع می باشد. در این تحقیقات اکولوژی گونهStipagrostis Karelini در شن زارهای استان اصفهان مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا نقشه رویشگاه تهیه و خصوصیات رویشگاهی شامل پستی و بلندی، اقلیم، خاک، گونه های همراه و چگونگی حضور این گونه در پوشش گیاهی تعیین گردید. همچنین فنولوژی و سیستم ریشه گونه یاد شده بررسی شد. نتایج مطالعه نشان داد که این گونه گیاهی در شن زارهای منطقه ریگ بلند کاشان با ارتفاع 750 تا 1150 متر از سطح دریا در تمامی جهات شیب رویش دارد. خاک رویشگاه های آن دارای بافت های شنی تا شنی – لومی است. هدایت الکتریکی خاک در نقاط مختلف رویشگاه و نیز درعمق های مختلف آن متفاوت است و دامنه ds/m 2/5 -3 را شامل می شود. دامنه اسیدیته خاک در این رویشگاه ها 2/8 – 5/7 می باشد. متوسط بارندگی سالانه رویشگاه های طبیعی این گیاه، 140 – 80 میلی متر و میانگین دمای حداقل و حداکثر بین 8/3 و 6/33 ، حداقل مطلق دما 12- و حداکثر مطلق دما 8/47 درجه سانتی گراد می باشد. رشد رویشی این گونه مرتعی از اواخر اسفند شروع می شود. زمان ظهور گلها در اردیبهشت ماه است و در اواسط خردادماه بذرها می رسند. ریشه های استیپاگروستیس از نوع افشان و به رنگ روشن بوده واطراف ریشه ها راغلافی از ماسه پوشانده و انشعابات آن تا عمق یک متر و به شعاع حدود 2 متر در سطح شنزار حرکت می کند.
    کلیدواژگان: Stipagrostis Karelini، ات اکولوژی، فنولوژی، ریگ بلند کاشان، تثبیت ماسه
  • محمدحسن بهمدی، علیرضا شهریاری* صفحات 51-57
    یکی از راه های مهم سازگاری با خشکی و جلوگیری از روند بیابان زایی، استفاده مفید از منابع آب است و باید سعی کرد تا حد ممکن از ریزش های جوی و جریان های سطحی به نحو مطلوب استفاده شود. به منظور انجام تحقیق از منطقه ای استفاده شد که از لحاظ شرایط توپوگرافی، شیب عمومی منطقه، جهت دامنه ها، تراکم شبکه هیدروگرافی، بافت و ساختمان خاک، جهت باد از شرایط یکسانی برخوردار بودند که شامل سه منطقه: 1- اجرای عملیات هلالی آبگیر. 2- اجرای عملیات کنتور فارو 3- شاهد، می باشند. سپس 15 ترانسکت 100 متری در هر منطقه بصورت تصادفی- سیستماتیک در نظر گرفته شد و تعداد 30 پلات روی آنها توزیع شدند. سطح پلات ها با روش حداقل سطح در منطقه 16 متر مربع محاسبه شد. در هر یک از پلات ها پارامتر های گیاهی نظیر درصد پوشش ، تراکم و تولید اندازه گیری و محاسبه شد. داده های جمع آوری شده از نظر همگنی واریانس ها با آزمون لون و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش های آماری تجزیه واریانس یک طرفه برای احراز اختلاف بین مناطق و آزمون توکی برای آنالیز تفاوت ها، توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که بین 3 منطقه در سطح 05/0 اختلاف معنی داری وجود دارد. آماربرداری انجام شده در این تحقیق بیانگر آن بود که هلالی آبگیر و کنتور فارو نسبت به شاهد تاثیر بیشتری در جهت احیاء و افزایش پوشش گیاهی دارند. همچنین عملیات هلالی آبگیر تاثیر مطلوب و موثرتری در جهت افزایش پوشش گیاهی دارد.
    کلیدواژگان: احیاء پوشش گیاهی، کنتور فارو، هلالی آبگیر، حوزه آبخیز رومه و دهنو
  • فاضل امیری *، ابراهیم گویلی صفحات 58-69
    ارزیابی اراضی مرتعی به معنی شناسایی و ارزیابی تولید بالفعل و بالقوه، به منظور بهره برداری بهینه دامهای اهلی از این منبع با ارزش طبیعی است. تعیین کیفیت علوفه یکی از مهمترین عواملی است که جهت مدیریت تغذیه ای مناسب دامهای اهلی از مراتع لازم است. در این تحقیق ارزش غذایی چند گونه مهم مرتعی، در مراتع نیمه خشک زاگرس مرکزی در سال 1389 مورد بررسی قرار گرفت. از 12 گونه غالب در تیپ های گیاهی منطقه یا سه تکرار از اندام های قابل چرای دام در مرحله رشد رویشی در پلات های نمونه برداری 2 متر مربعی (تعیین شده از طریق اندازه نمونه) به روش قطع گونه نمونه تهیه گردید. شاخص های مهم کیفی از قبیل: درصد ماده خشک، درصد ازت، پروتئین خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی عاری از همی سلولز، خاکستر و چربی خام، درصد ماده خشک قابل هضم، درصد ماده خشک مصرفی، انرژی متابولیسمی و ارزش غذایی نسبی برای گونه های مورد مطالعه تعیین گردید. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از روش تجزیه واریانس استفاده شد. همبستگی بین پارامترهای کیفی بر اساس شاخص نسبی کیفیت در محیط نرم افزارهای MVSP، Mosaic، and PC-ORD تعیین شد. برای همه گونه ها، پروتئین خام و شاخص ارزش غذای نسبی با قابلیت هضم ماده خشک همبستگی مثبت، ADF با هضم ماده خشک، پروتئین خام و شاخص ارزش غذای نسبی همبستگی منفی داشتند. نتایج این تحقیق نشان داد که، بجزء برای درصد ماده خشک، در مورد سایر شاخص های کیفیت علوفه بین گونه های مختلف تفاوت معنی داری از نظر آماری وجود دارد (05/0P<). تقریبا در همه گونه های گراس مورد مطالعه سطوح NDF و ADF بالاتر باعث کاهش کیفیت علوفه این گونه ها شده است. همچنین بر اساس شاخص های اندازه گیری شده بالاترین کیفیت علوفه مربوط به گونه Cachrys acaulis با 46/289=RVF و گونه Agropyron trichophorom کمترین کیفیت علوفه را دارا بود (89/87=RVF).
    کلیدواژگان: گراس، لگوم، کیفیت علوفه، ارزش غذایی نسبی
  • زهرا خادمت الرسول*، رضا قضاوی، سید حجت موسوی صفحات 70-79
    توسعه صنعت گردشگری در مکان هایی که پتانسیل بالقوه جذب گردشگر را دارند می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در جهت رشد و توسعه همه جانبه جوامع به کار گرفته شود. استان فارس به لحاظ داشتن پتانسیل های بیشمار طبیعی، تاریخی و فرهنگی از قطب های مهم گردشگری ایران محسوب می شود. از جمله این موارد می توان به مناطق کویری و بیابانی آن اشاره نمود. هدف از این پژوهش بررسی و ارزیابی جاذبه های گردشگری بیابانی کویر شیراز و تعیین استراتژی های توسعه پایدار گردشگری با استفاده از مدل SWOT می باشد. در این راستا، ابتدا توانمندی ها و محدودیت های منطقه مطالعاتی شناسایی و پس از مشورت با متخصصین، پرسشنامه هایی بر این مبنا تدوین و در بین گردشگران حاضر در منطقه و کارشناسان منابع طبیعی استان پخش گردید. سپس نتایج حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از مدل SWOT و آزمون های آماری در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که از منظر کارشناسان و گردشگران کویر شیراز در ماتریس استراتژی ها و اولویت های اجراییSWOT در محدوده شماره یک (قوی) قرار می گیرد و استراتژی لازمه توسعه اکوتوریسم بیابان در این منطقه، استراتژی رشد و ساخت خواهد بود.
    کلیدواژگان: اکوتوریسم، گردشگری بیابان، مدل SWOT، کویر شیراز
  • صلاح الدین زاهدی*، مینا بیات، فرهنگ قصریانی صفحات 80-91
    در طی چند دهه گذشته تغییرات وسیعی در کاربری و پوشش اراضی حوزه آبخیز سد قشلاق سنندج روی داده است. مراتع منطقه دچار تغییرات وسیع شده، به کاربری های دیگر تبدیل و یا کیفیت خود را از دست داده اند. ادامه این روند علاوه بر کاهش تولید علوفه مراتع و به طبع آن افت تولید محصولات دامی و افزایش بیکاری و مهاجرت به شهر، منجر به افزایش میزان فرسایش و تولید رسوب و کاهش حجم مخزن دریاچه سد قشلاق و تقلیل عمر اقتصادی آن خواهد بود. در این مطالعه کوشش بعمل آمد تا سیر تغییرات زمانی در کاربری های مختلف پوشش زمین در بخشی از حوزه آبخیز سد قشلاق سنندج از سال 1987 و سال 2010 تغییرات در طی مدت 23 سال با استفاده از تفسیر و آنالیز داده های چندزمانه از سنجنده (TM) ماهواره لندست5 به نقشه تبدیل گردد. در این راستا از داده های موجود منطقه و اطلاعات میدانی برداشت شده نیز بعنوان داده کمکی استفاده گردید. بیشترین میزان تغییر کاربری با مساحت 4857 هکتار کاهش مربوط به کاربری مراتع کلاس2 (با درجه کیفی متوسط) می باشد، در رتبه های بعدی مراتع کلاس3 (با درجه کیفی فقیر) با رقم 2983 هکتار افزایش و اراضی آبی کشاورزی با 1641 هکتار افزایش قرار گرفته اند. نتایج این مطالعه نشان داد که سطح مراتع متوسط در منطقه کاهش و به مراتع فقیر و اراضی کشاورزی آبی تبدیل شده اند که نشان دهنده چرای شدید در منطقه مورد مطالعه و تبدیل مراتع حریم اراضی کشاورزی و منابع آب به اراضی کشاورزی است.
    کلیدواژگان: مراتع، تغییرات پوشش زمین، سد قشلاق، لندست5
  • فریده ثقفی خادم*، علی احسانی، معصومه شهابی صفحات 92-107
    اکثر مراتع کشور در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده اند. تجدید پوشش طبیعی اکوسیستم های مرتعی در این مناطق بدلیل بارندگی های بسیار کم، بهره برداری غیر اصولی و نابهنگام از روند کندی برخوردار می باشد. مطالعه فنولوژی گیاهان مرتعی از فاکتورهای مهم در اعمال مدیریت جهت بهره برداری بهینه از گیاهان است. از طرفی بروز خشکسالی و تنش های متاثر از آن موجب تغییر در مراحل رشد گیاه و همچنین تاثیر در عملکرد علوفه مرتع می گردد. گونه های گندمی Bromus kopetdaghensisDrobow، Festuca arundinacea Schreb، Stipa arabica Trin. & Rupr و Poa bulbosaL. از عناصر اصلی مناطق نیمه استپی تا جنگل های خشک مراتع خراسان و از گونه های نسبتا خوشخوراک و مورد تعلیف دام بشمار می روند. در این تحقیق مطالعه فنولوژی (مدل درجه- روز رشد) برای گونه های ذکر شدهطی سال های 1389-1386 انجام گردید. همچنین مطالعه شرایط رطوبتی و طبقات خشکسالی با استفاده از نمایه بارش استاندارد شده (SPI) در مراتع بینالود استان خراسان رضوی در دوره آماری بیست ساله انجام شد. اثرات دوره های مختلف تنش خشکسالی بر ظهور اندام های گیاهی و طول دوره رشد رویشی و زایشی بررسی گردید. نتایج نشان داد که رشد زایشی در دوره وقوع خشکسالی کوتاه تر بوده است. در شرایط خشکسالی سال 1387 دوره رویشی گونه ها نسبت به بقیه سال ها زودتر آغاز شده و تغییر از حالت رویشی به زایشی در دوره کوتاه تری اتفاق افتاد. نتایج حاصل از بررسی درجه-روز رشد نشان داد، دامنه تغییرات از حداکثر 12/2814 درجه سانتی گراد در سال 1389 تا حداقل 95/2406 درجه سانتی گراد در سال 1387 در نوسان بود. در نتیجه نتایج حاصل از مدل درجه - روز رشد به همراه اطلاعات تغییرات ذخیره هیدرات کربن گونه های مهم مرتع در مراحل مختلف رشد، می تواند مدیریت مرتع را در تنظیم زمان ورود و خروج دام از مرتع یاری دهد.
    کلیدواژگان: فنولوژی، نمایه بارش استاندارد، درجه، روز رشد، گونه های مهم مرتعی و مراتع بینالود استان خراسان رضوی
  • محسن پادیاب، سادات فیض نیا* صفحات 108-117
    به منظور تعیین میزان کاهش نفوذپذیری در ایستگاه پخش سیلاب گچساران و به دلیل اینکه پشته های ابتدایی و نزدیک به هر کانال آبرسان بیشتر متاثر از هر بار سیل گیری می باشند، در چهار نقطه از هر کدام از نوارهای اول و دوم هر دو کانال آبرسان و در عمق 15-0 سانتی متری از سطح زمین اقدام به نمونه برداری گردید به طوری که در چهار خط میانی پشته ها و در 16 نقطه نمونه برداری صورت گرفت؛ همچنین به منظور مقایسه و تعیین تغییرات نفوذپذیری عرصه پخش، در محلی که فاقد اجرای عملیات پخش سیلاب بوده (جوار عرصه پخش) به صورت تصادفی در چهار نقطه با عمق مشابه، نمونه برداری انجام شد. سپس نمونه ها با سری الک های استاندارد دانه بندی شده و میزان نفوذپذیری هر نقطه با استفاده از جداول مربوطه تخمین زده شد. نتایج نشان داد که نفوذپذیری در عرصه پخش سیلاب کاهش چشمگیری یافته است به طوری که در نوار اول کانال آبرسان اول (TA1) میزان کاهش حدود پنج برابر عرصه شاهد بوده است و در نوار دوم کانال آبرسان اول (TA2)، حدود شش برابر کمتر از منطقه شاهد بوده است. همچنین در طول نوارهای اول و دوم کانال آبرسان دوم (TB1وTB2) میزان نفوذپذیری، به ترتیب حدود دو و پنج برابر کمتر از نتایج بدست آمده از عرصه شاهد می باشد و به طور متوسط نفوذپذیری عرصه پخش سیلاب حدود چهار برابر، از زمان اجرا کاهش یافته است. کاهش افزاینده نفوذپذیری عرصه های پخش سیلاب در طول دفعات آبگیری، مهمترین عامل محدود کننده اجرا و نگه داری این نوع طرح های تغذیه مصنوعی می باشد و با پوشش دادن این حالت در کل سطح عرصه پخش، با دفعات آبگیری متعدد، عمر مفید و تاثیر این روش را در افزایش سطح سفره های آب زیرزمینی کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: پخش سیلاب، نفوذپذیری، دانه بندی، ایستگاه گچساران
  • مرتضی خداقلی *، مرتضی اکبرزاده صفحات 118-127
    این پژوهش به منظور نشان دادن رفتار رویشی Andrachne fruticosus L.، Artemisia sieberi Besser،EuphorbiadecipiensBoiss & Buhse، Noaea mucronata Forssk، Scariola orientalis Sojak، Stachys inflate Benth، Stipa arabica Trin & Rupr و گونه های یک ساله در طی سال های 1387 الی 1389 در مرتع سه میمه انجام گردید. تعیین تولید و مصرف با استفاده از پایه های متوسط صورت گرفت و هرساله تعداد 8 پایه متوسط از گیاه به ازای همه ماه های فصل رویش و چرا در داخل محدوده قرق، برای اندازه گیری تولید و به همین تعداد در عرصه چرا شده برای اندازه گیری باقیمانده تولید منظور گردید و از تفاضل آنها مقدار مصرف مشخص شد. نتایج نشان داد که سال ها و ماه های مختلف تاثیر معنی داری بر تولید گونه های موردبررسی داشته است (01/0P<). داده های سال های 1389-1387 نشان داد که تولید متوسط شش گونه دائمی و یک ساله های موردبررسی در منطقه 9/255 کیلوگرم علوفه خشک در هکتار و سهم گونه Artemisiasieberi و یک ساله ها در تولید بالا و به ترتیب به میزان 2/38 و 9/32 درصد کل علوفه بود. تغییرات تولید کاملا تحت تاثیر تغییرات حجم و پراکنش بارش منطقه قرار داشته و ضریب همبستگی بین آنها در همه گونه ها بجز Euphorbia decipiens ازنظر آماری معنی دار بود. تولید گونه های موردبررسی در سال 1387 با وقوع شدیدترین خشکسالی بسیار نوسان داشت. در سال پر تولید گونه ها بین 5/4 تا حدود 20 برابر سال کم تولید علوفه تولید نمودند. در همه گونه ها بیشترین میزان علوفه در اردیبهشت ماه تولید شد. میزان مصرف در سال های مختلف متفاوت بوده و به جز Euphorbiadecipiens تمامی گونه ها در سال 1388 بیشترین مصرف را داشته اند. همچنین گونه های یک ساله در سه سال موردبررسی بیشترین میزان مصرف را به خود اختصاص داده اند.
    کلیدواژگان: تولید علوفه، مصرف علوفه، سایت سه میمه، درصد بهره برداری
  • احمدرضا پناهیان*، حمیدرضا ناصری، مجید کریمپور ریحان، محمد جعفری، سید علیرضا حسینی صفحات 128-137
    یکی از راه های کاهش گازهای گلخانه ای در اتمسفر، جذب کربن توسط اندام های گیاه و ترسیب آن در خاک است. کشت گیاهان و مدیریت مناسب، موجب افزایش بیوماس گیاهان بومی در نتیجه افزایش سطح فتوسنتز کننده و جذب کربن، افزایش مقدار ورودی کربن به خاک می گردد. حاشیه جاده ها از جمله مناطقی است که قابلیت جذب کربن را دارند و از پتانسیل اکولوژیکی بالایی نیز برخوردار هستند. در این تحقیق میزان ذخیره کربن در درمنه زارهای حریم جاده ایوانکی – گرمسار مورد اندازه گیری قرار گرفت. بدین منظور تعداد 10 پلات 120 متر مربعی در طول سه ترانسکت 1000 متری به صورت تصادفی جهت برداشت نمونه گیاهی و در هر یک از پلات ها در پای بوته ها و در فضای بین بوته ها، پروفیل خاک حفر شده و نمونه گیری خاک در سه لایه سطحی متاثر از ماده آلی، لایه زیر سطحی و لایه گسترش ریشه و اعماق بین 0 – 10، 10 – 30 و 30 – 50 سانتیمتری در پنج تکرار آزمایش برداشت شد. نتایج نشان داد کل کربن ترسیب شده پروفیل خاک برابر 518/59 تن در هکتار و مجموع کربن آلی ذخیره شده بیوماس اندام هوایی و اندام زیرزمینی گیاه درمنه برابر 8/340 کیلوگرم در هکتار است. جهت افزایش ترسیب کربن در مراتع، گزینه های کاربردی مدیریت اکوسیستم باید بر سه محور خاک، بیوماس و لاشبرگ استوار باشند. با ایجاد پوشش گیاهی حریم جاده ها علاوه بر ذخیره سازی کربن می توان به کاهش و کنترل فرسایش و کاهش آلودگی صوتی کمک نمود همچنین باعث بوجود آمدن کریدور اکولوژیکی، چشم انداز عمومی و ایجاد میکروکلیما می گردد.
    کلیدواژگان: ترسیب کربن، حریم جاده، درمنه، گرمسار
  • حمزه علی شیرمردی*، آتوسا مجیری، مصطفی سعیدفر، محمدرضا طاطیان، پرویز غلامی صفحات 138-149
    چرای دام از مراتع می تواند منجر به تغییر ترکیب پوشش گیاهی شود. در این تحقیق اثر چهار شدت مختلف چرایی سنگین، متوسط، سبک و قرق (بدون چرا) بر شاخص های پوشش گیاهی به منظور اصلاح شیوه های مدیریتی و برنامه ریزی مناسب جهت بهره برداری پایدار از مراتع در منطقه کرسنک و بارده استان چهارمحال و بختیاری مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور نمونه برداری از پوشش گیاهی به صورت ثبت درصد تاج پوشش گونه های گیاهی در شدت های مختلف چرایی انجام گردید. در این تحقیق از روش آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون تی و آنالیز تطبیقی متعارفی جهت بررسی تغییرات پوشش گیاهی استفاده شد. نتایج نشان داد گونه هایی مانند Agropyron repens، Bromus tomentellus، Astragalus effusus و Poa bulbosa حضور بیشتری در قرق و شدت چرای سبک داشتند. گونه های Boissiera squarrosa، Echinops leiopolyceras،Sisymbrium irio و Euphorbia heteradeniaحضور بیشتری در شدت چرای سنگین داشتند. با توجه به آسیب دیدن پوشش گیاهی و کاهش گونه های خوشخوراک در اثر فشار چرای دام، بهره برداری از مرتع در حد چرای متوسط توصیه می گردد
    کلیدواژگان: پوشش گیاهی، ترکیب گیاهی، شدت چرا، کرسنک و بارده، چهارمحال و بختیاری
  • لیلا کاشی زنوزی، شهرام بانج شفیعی، حسین سعادت صفحات 150-160
    در این تحقیق به منظور بررسی ارتباط پراکنش گونه های مرتعی Astragalus microcephalus، Bromus tomentellus و Onobrichis cornuta با برخی خصوصیات فیریکی و شیمیایی خاک، پس از تلفیق نقشه های کاربری اراضی، درصد شیب و زمین شناسی و تشکیل واحدهای کاری همگن در حوزه آبخیز زیلبرچای، تعداد 35 نمونه پروفیل خاک به روش Stratified Random Sampling تهیه شدند. سپس خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک شامل بافت، اسیدیته، هدایت الکتریکی، آهک و ماده آلی اندازه گیری شد. با تلفیق نقشه پراکنش گونه های گیاهی با نقشه واحدهای اراضی، عوامل خاک مربوط به هریک از این گونه ها به دست آمد. ابتدا، ارتباط حضور این گونه های مرتعی با عوامل خاک، با استفاده از روش رگرسیون لجستیک بررسی شد و بعد در آن واحدهای اراضی که گونه های مزبور، تشکیل تیپ مرتعی As.mi-Br.to-On.co را داده اند، نقشه تراکم پوشش گیاهی، با استفاده از تصاویر ماهواره لندست و شاخص NDVI تهیه شد. مقادیر درصد سطحی تراکم پوششی تیپ مرتعی As.mi-Br.to-On.co با استفاده از مدل تراکم سطحی محاسبه گردید. بر اساس نتایج آزمون Paired Samples test بجز اسیدیته و هدایت الکتریکی خاک اختلاف معنی داری بین مقادیر اندازه گیری شده در عمق های 15-0 و 45-15 سانتی متری خاک وجود نداشت. تجزیه و تحلیل آماری رابطه خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در عمق های 15-0 و 45-15سانتی متری خاک، بر اساس روش رگرسیون چند متغیره خطی انجام شد. ضریب تبیین مدل رگرسیون چندمتغیره خطی برای تراکم پوششی 30، 50، 65، 85 و 100 درصد برای عمق 15-0 سانتی متر خاک به ترتیب 47/0، 47/0، 52/0، 74/0 و 74/0 به دست آمد. همچنین مقادیر ضریب تبیین رگرسیونی در عمق 45-15 سانتی متری خاک برای عوامل اسیدیته و هدایت الکتریکی خاک در تراکم پوششی 30، 50، 65، 85 و 100 درصد به ترتیب 24/0، 31/0، 32/0، 42/0 و 69/0 محاسبه شدند که نشان می دهد تراکم پوشش گیاهی تیپ مرتعی As.mi-Br.to-On.co تحت تاثیر مقدار ماده آلی و pH و بافت خاک در عمق 15-0 سانتی متری خاک منطقه مطالعاتی بوده است.
    کلیدواژگان: رگرسیون چند متغیره خطی، رگرسیون لجستیک، شاخص NDVI، درصد تراکم سطحی، زیلبرچای
  • حسن یگانه *، حسین آذرنیوند، ایرج صالح، حسین ارزانی، حمید امیرنژاد صفحات 161-176
    یکی از مهمترین خدمات و کارکردهای اکوسیستم مرتعی، کارکرد حفظ خاک است که این موضوع بخصوص در مناطق پر شیب و کوهستانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آنجا که کارکرد حفاظت خاک نیز همانند بسیاری از دیگر خدمات این اکوسیستم، فاقد بازاری برای تعیین ارزش آنهاست، در سال های اخیر روش های جدیدی به منظور برآورد این ارزش ابداع شده است. در مقاله حاضر ارزش عملکرد حفاظت از خاک در حوزه آبخیز تهم زنجان برآورد شده است. بدین منظور ابتدا میزان فرسایش و رسوب در منطقه مورد مطالعه با استفاده از مدل EPM در هر یک از زیرحوضه ها در وضعیت موجود بررسی شد. در ادامه با انجام نمونه برداری از خاک و تجزیه آزمایشگاهی، میزان مواد مغذی خاک محاسبه شد و با استفاده از نتایج حاصل از تجزیه خاک و استفاده از روش هزینه فرصت، ارزش اکوسیستم مرتعی در نگهداری از مواد مغذی خاک به تفکیک زیرحوضه ها برآورد شد. همچنین به منظور تعیین کارکردهای کاهش میزان از دست رفتن اراضی و کنترل رسوبات از رویکرد هزینه فرصت استفاده شد. جمع بندی ارزش اقتصادی کل کارکردهای حفاظت خاک در منطقه مورد مطالعه نشان می دهد ارزش اکوسیستم های مرتعی منطقه تهم حدود 44/1 میلیارد ریال در سال برآورد شد که ارزش اقتصادی هر هکتار مرتع برای کارکردهای حفاظت خاک نیز حدود 104 هزار ریال تعیین شد. در میان تیپ های گیاهی منطقه مورد تحقیق، تیپ Feov-Asmi-Brto با ارزش 171 هزار ریال در هکتار در سال بیشترین ارزش اقتصادی کارکرد حفاظت خاک را دارا می باشد. ارزش گذاری خدمات حفظ خاک اکوسیستم مرتع می تواند اطلاعات دقیق تری را در اختیار مدیران و برنامه ریزان به منظور حفاظت از منابع طبیعی قرار دهد و منجر به تدوین برنامه هایی دقیق تر در این زمینه شود.
    کلیدواژگان: ارزش اقتصادی مرتع، خدمات اکوسیستمی، حفاظت خاک، روش هزینه فرصت و حوزه آبخیز تهم
  • داریوش قربانیان *، احسان زندی اصفهان، محمد امیرجان صفحات 177-187
    گیاه عجوه (Aellenia subaphylla) گونه ای بوته ای چندساله، مقاوم به شوری و خشکی است که در مراتع قشلاقی و میان بند استان سمنان پراکنش دارد. در نیمه دوم تابستان و اوایل پاییز علوفه قابل توجهی تولید می کند و بشدت توسط شتر چرا می شود. برای تعیین ارزش غذایی آن در سه مرحله رشد رویشی، گلدهی و بذردهی، از سرشاخه های 10 پایه در سه تکرار به شکل تصادفی نمونه برداری شد. سپس نمونه ها خشک و آسیاب شد. شش ویژگی مهم کیفیت علوفه شامل قابلیت هضم ماده خشک (DMD)، کربوهیدرات محلول در آب (WSC)، پروتئین خام (CP)، الیاف خام (CF)، انرژی متابولیسمی (ME) و دیواره سلولی منهای همی سلولز(ADF) سنجش و تعیین شد. میانگین DMD برابر14/35 درصد، CP برابر 35/17 درصد، CF برابر 93/40 درصد، WSC برابر9/13 درصد، Ash برابر 58/6 درصد، ME برابر97/3 مگاژول برکیلوگرم علوفه خشک وADF برابر 45/60 درصد برآورد شد. نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین صفات نشان داد که بیشترین مقدار پروتئین خام (CP) در مرحله گلدهی(6/20 درصد) و کمترین مقدار در مرحله بذردهی (02/13 درصد) مشاهده شد. با توجه به اینکه حداقل میزان پروتئین خام (CP) برای بیشتر دام ها در حالت نگهداری 5/7 درصد گزارش شده، لذا می تواند پروتئین خام را تامین کند. در مرحله گلدهی، پروتئین خام (CP) افزایش معنی دار نشان داد لذا شرایط بهره برداری از علوفه در زمان گلدهی مناسب تر است. میانگین قابلیت هضم ماده خشک (DMD)، کربوهیدرات محلول در آب (WSC) و انرژی متابولیسمی (ME) در مرحله بذردهی به طور معنی داری بیشتر از سایر مراحل رشد رویشی و گلدهی بود، لذا مرحله بذردهی نیز برای تغذیه دام قابل توصیه است. با توجه به پراکنش این گونه در مراتع قشلاقی و میان بند، زمان بهره برداری از علوفه ی آن منطبق با مرحله گلدهی و بذردهی است. از سوی دیگر بذر زیادی نیز تولید می کند، لذا کیفیت علوفه در مرحله بذردهی افزایش می یابد. با توجه به اینکه طی مراحل گلدهی و بذردهی، کیفیت علوفه گیاه قابل قبول است، لذا با اجرای مدیریت صحیح و اصولی مرتع می توان استفاده مناسبی از این گونه برای تغذیه دام بعمل آورد.
    کلیدواژگان: کیفیت علوفه، انرژی متابولیسمی، قابلیت هضم، مراحل فنولوژیکی، استان سمنان
  • زهرا اسلامیان، مهدی قربانی، طیبه مصباح زاده، حامد رفیعی صفحات 188-196
    بیابان زایی و تخریب سرزمین چرخه ای معیوب از معضلات زیست محیطی را ایجاد کرده و باعث تشدید روند تخریب شده است. چالش های اقتصادی- اجتماعی و بحران های سیاسی، بخشی از تبعات تخریب سرزمین محسوب می شود، که در نهایت می تواند افزایش خطر آسیب پذیری جوامع تحت تاثیر را درپی داشته باشد. برای تقویت تاب آوری جوامع محلی در مقابله با هر گونه بلایای طبیعی ضرورت دارد تا اثرات این پدیده ها شناسایی شده و بر اساس اولویت بندی این اثرات نسبت به حل هریک از آنها اقدام کرد. از این رو، هدف این تحقیق بررسی و اولویت بندی اثرات اجتماعی– اقتصادی با شدت متوسط بیابانی شدن در منطقه نصرآباد از دیدگاه جوامع محلی و جلب مشارکت روستاییان در راستای بیابان زدایی می باشد. در این تحقیق از روش تاکسونومی عددی برای اولویت بندی اثرات اجتماعی- اقتصادی بیابانی شدن استفاده شده است. با استفاده از رابطه کوکران و با توجه به جمعیت منطقه مورد مطالعه (5579 نفر) 80 نمونه برای تحقیق تدوین و جمع آوری شد. در این تحقیق با توجه به وضعیت متوسط فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه، شیوع گردوغبار و مشکلات زیست محیطی رتبه اول را از نگاه جوامع محلی به خود اختصاص داده است. مردمان ساکن منطقه بیش از هر کس دیگری راه های تعامل با این اکوسیستم شکننده را در طول زمان تجربه کرده و دریافته اند. از این رو، این شیوه های تعامل باید به عنوان کلید حل چالش های بیابان زایی محسوب شوند که این بهترین و شاید آخرین فرصت برای مقابله همه جانبه با بیابان زایی باشد.
    کلیدواژگان: اثرات اقتصادی، اجتماعی، بیابانی شدن، تاکسونومی عددی، جامعه محلی، منطقه نصرآباد
|
  • Mehdi Moameri*, Mohammad Fayaz, Masoume Abbasi Khalaki, Ziaaddin Almasi Pages 1-13
    This study was conducted in northern Khorasan province to investigate the indigenous knowledge of herders about livestock grazing management. In this study, the statistical population included herders and elderly people who use the rangelands traditionally. In each tribe or village, three people were selected to do interview and complete the questionnaires. Data collection was conducted using interviews and questionnaires, as well as observing the herder's activities in the field. The Likert scale was used for scoring and quantitative evaluation of questions for the study species. Our results confirmed the wide knowledge of herders used in different aspects of livestock grazing management including livestock distribution and uniform utilization of rangeland, night grazing, selecting the resting and grazing place for livestock, segmentation of rangeland with traditional methods, and ensuring the safety of drinking water for livestock. On the other hand, results showed that, actually, herders paid little attention to observing livestock grazing capacity and preventing or reducing selective grazing.
    Keywords: Indigenous knowledge, grazing management, rangeland, shepherd, Northern Khorasan
  • Parya Kamali, Reza Erfanzadeh*, Seyed Hamzeh Kahnoooj Pages 14-22
    Determining the forage quality of plant species is among the factors necessary for proper range management. Therefore, the crude protein of 14 species was measured in two phenological stages in Kahnuj (Kerman province) using Kjeldahl methodology. The crude protein content of the study species was compared using ANOVA, and a paired t test was used to compare the crude protein content of each species between the two phenological stages. In addition, one-sample t-test was used to compare the average crude protein with critical level. According to the obtained results, the protein content of the study species showed significant differences at each phenological stage, so that in the vegetative stage, the highest and lowest crude protein was recorded for Astragalus triboloides (19.61%) and Ziziphus spina-christ (4.18%), respectively. In seed ripening stage, the highest and lowest crude protein content was recorded for Rhazia stricta (14.85%) and Stipa capensis (5.23%), respectively. The crude protein showed a downward trend for all species except two. The average content of crude protein measured at vegetative stage was higher as compared with the critical level. However, this difference was not significant for the second stage. Overall, preservation and development of species having high percentage of crude protein with low changes in protein during the growing season like Taverniera cuneifolia is recommended.
    Keywords: forage quality, crude protein, Phenological stage, Dry rangeland
  • Zohre Akbari*, Seyed Hamid Matinkhah, Mohsen Nael Pages 23-28
    This research was aimed to achieve a method resulting in further establishment and survival of Haloxylon ammodendron seedlings as well as increased water productivity. The study was conducted in the Sejzi plain for nine months. In this experiment, Haloxylon ammodendron was cultivated in the study area under two treatments: plastic film and control. Porous plastic films were applied to avoid water loss. Both treatments were under the same conditions.This project was carried out in a completely randomized design over a period of nine months. During this period, indicators such as seedling height and crown diameter were measured. Data were analyzed by SPSS software. Our results clearly showed that the plastic film was a suitable water-supplying technique for the growth of Haloxylon ammodendron seedlings in such areas with severe evapotranspiration and high-speed winds. The land of Sejzi is porous, leading to the water loss; therefore, the success of this method is related to avoiding the loss of water needed for plant growth.
    Keywords: Desert combat, Plastic lining, Haloxylon ammodendron, Sejzi plain
  • Gholamhosein Rahmani*, Reza Bagheri, Ahmad Pourmirzaee Pages 29-36
    Preference value is defined as selection of available species by livestock. In this study, the preference value of 12 perennial species and annual grasses was determined for five months in semi-steppe rangelands of Kerman. The average annual rainfall of the study area is 270 mm. The obtained data were analyzed using SAS statistical software based on a factorial design and mean comparisons were performed by Duncan's Multiple Range Test. According to the results, significant differences were found among the study species as well as the interaction effect of species in month (P
    Keywords: preference value, video chronometry, Koh, Panj
  • Seyed Morteza Abtahi*, Amrali Shahmoradi, Abbas Kianipour Pages 37-50
    This research was aimed to investigate the autecology of Stipagrostis karelini in the sand dunes of Isfahan province. Initially, the habitat map was prepared and characteristics including topographyclimate, soil, associated species, and the presence of this species in vegetation cover were determined. In addition, the phenology and root system of the mentioned species was investigated. According to the results, this species grows on the sand dunes of Kashan (Rig Boland) at an altitude of 750 to 1150 meters above sea level on all slope aspects. The habitat has a sandy and sandy-loam textured soil. Soil electrical conductivity varies in different parts of the habitat as well as at different soil depths, ranging between 2.5-3 ds m-1. Soil pH of the habitat ranges between 7.5 and 8.2. The average annual precipitation in the natural habitats of this species is 80-140 mm. The mean minimum and maximum temperatures are 3.8 °C and 33.6 °C respectively The absolute minimum and maximum temperature are -12 °C and 47.8 °C, respectively. The vegetative growth of this species starts from late March. The flowers appear in May and seeds ripen in mid-June. The study species has a fibrous root system, around which is covered with sand and the root penetrates the sand up to one meter at a radius of about 2 meters.
    Keywords: Stipagrostis Karelini, Autecology, phenology, Rige Boland of Kashan, sand fixation
  • Mohammad Hasan Bahmadi, Alireza Shahryari* Pages 51-57
    The beneficial use of water resources is one of the important ways of compatibility with drought and preventing desertification process. It should also be tried to use rainfall and surface currents as effectively as possible. The study area including three sites (crescent pond, contour furrow, and control) had the same conditions in terms of topography, general slope, aspect, hydrographic network density, soil texture, and soil structure. Then, 15 transects of 100 meters were laid in each site in a random-systematic way on which 30 plots were established. The plot size was calculated to be 16 square meters using the minimal area method. In each plot, vegetation parameters such as canopy cover percentage, density, and production were measured. The collected data were examined in terms of the homogeneity of variances with Leven test, and the normality of the data was tested using the Kolmogorov-Smirnov test. The differences among the study sites were analyzed with one-way ANOVA using SPSS software. The results showed significant differences among the three study sites (P
    Keywords: Vegetation restoration, Contour Furrow, Enclosure, Romeh, Dehno watershed
  • Fazel Amiri*, Ebrahim Gavili Pages 58-69
    In this study, the nutritive value of several important range species was investigated in semiarid rangelands of central Zagros in 2010. Sampling was performed within the 2-square-meter plots by clipping method. The important forage quality indices; Nitrogen (N), Crude Protein (CP), Ash, Ether Extract (Ee), Natural Detergent Fiber (NDF), Acid Detergent Fiber (ADF), Digestible Energy (DE), Dry Matter Digestibility (DMD), Metabolizable Energy (ME), Dry Matter Intake (DMI) and Relative Feed Value (RFV) were analyzed. Analysis of variance was used to analyze the data. The correlation between quality parameters was determined based on the relative quality index in MVSP, Mosaic, and PC-ORD software. There was a positive correlation between CP, DMD, DMI, and RFV for all species; however, a negative correlation was found between ADF, CP, and RFV. The results of the statistical analysis showed that forage quality of species (Leguminoseae and Gramineae) was significantly different (P
    Keywords: Leguminoseae, Gramineae, forage quality, Relative feed value
  • Zahra Khdematolrasoul*, Reza Ghazavi, Seyed Hojat Mousavi Pages 70-79
    Tourism development in places that have the potential to attract tourists could be employed as an effective tool for comprehensive growth and development of communities.Fars province is considered as one of the important tourism centers in Iran in terms ofhaving numerous natural, historical, and cultural potentials, among which desert regions could be mentioned. This research was aimed to evaluate the desert tourism attractions of Shiraz Desert and determine the strategies for sustainable tourism development using SWOT. In this regard, initially, the capabilities and limitations of the study area were identified and after consultation with experts, questionnaires were developed and given to the tourists in the region and natural resources experts. Then, the results of questionnaires were analyzed using SWOT and statistical tests in SPSS software. According to the obtained results, growth and development strategy is recommended for development of desert ecotourism.
    Keywords: Ecotourism, Desert tourism, SWOT model, Shiraz Desert
  • Salahaddin Zahedi*, Mina Bayat, Farhang Ghasriani Pages 80-91
    In the past decade, extensive changes have occurred in the land use and land cover of Qeshlaq dam watershed. The rangelands of the study area have undergone extensive changes, converted to other land uses, or lost their quality. The continuation of this process not only reduces the forage production and consequently livestock production but also increases unemployment and migration to the city, leading to increasing soil erosion and sediment yield as well as reduced size of the dam reservoir and reduced economic life. This research was aimed to detect and provide the map for the land-cover changes in the study area during 1987 and 2010 using TM Landsat 5 satellite images. In this regard, the available data of the study area and the data collected from field were used as ancillary data. Maximum land-use changes, with a reduction of 4857 ha in area, were related to the class II rangelands, followed by class III rangelands with an increase of 2983 ha, and agricultural irrigated lands with an increase of 1641 ha, respectively. Our results clearly confirm the heavy grazing in the study area and conversion of rangelands to agricultural lands.
    Keywords: rangelands, Land, cover changes, Qeshlaq dam, Landsat5
  • Farideh Saghafi Khadem*, Ali Ehsani, Masoumeh Shahabi Pages 92-107
    Studying the phenology of range species is an important factor in management actions for optimal utilization of these species. On the other hand, drought and stresses arising from it cause to the changes in plant growth stages, affecting forage yield. Bromus kopetdaghensis ¡ Festuca arundinacea ¡ Stipa arabica and Poa bulbosa are the main elements of semi-steppe areas to dry forests of Khorasan rangelands as relatively palatable species, grazed by livestock. In the current research, phenology of the mentioned species was studied during 2007-2010. Moisture conditions and drought classes were also studied by Standardize Precipitation Index (SPI) in rangelands of Binalood, Khorasan Razavi province in a twenty-year period. Effects of different drought periods were investigated on emergence of plant organs and the period length of vegetative and reproductive stages. Results showed that reproductive growth was shorter during drought period. Under drought conditions of 2008, vegetative growth was started earlier compared to other years and the change from vegetative to reproductive stage occurred in a shorter period. Results of growth degree-day showed that the range was from 2814.12 in 2010 to 2406.95 centigrade degree in 2008. Consequently, GDD model could be used with relatively high accuracy in determining the appropriate time for livestock entry and exit.
    Keywords: phenology, standardized precipitation index, growth degree days, mail species in rangeland, Binaloud rangeland
  • Mohsen Padyab, Sadat Feiznia* Pages 108-117
    In order to determine the amount of reduced permeability in the Gachsaran floodwater spreading station, sampling was performed at four points of the first and second strips of both channels and at a depth of 0-15 cm from the ground. Totally, samples were taken at 16 points. In addition, in order to determine the permeability changes of the spreading site, random sampling was performed in a place near the study site at four points with the same depth and no water spreading operations.Then, the samples were granulated with a series of standard sieves and the permeability of each point was estimated using the respective tables. According to the obtained results, permeability showed a significant reduction in flood spreading site, on average four times less than that of the start of the project. The reduced permeability of flood spreading areas is the most important limiting factor for implementation and maintenance of this type of artificial recharge projects.
    Keywords: Floodwater spreading, permeability, granolumetery, Gachsaran station
  • Morteza Khodagholi*, Morteza Akbarzadeh Pages 118-127
    This study was conducted to demonstrate the growth behavior of Andrachne fruticosus L, Artemisia sieberi Besser¡ Euphorbia decipiens Boiss and Buhse¡ Noaea mucronataForssk¡ Scariola orientalis Sojak¡ Stachys inflate Benth¡ Stipa arabica Trin & Rupr and annual species in the Soh rangelands of Meimeh, Isfahan during 2008 to 2010. To determine the production and consumption of the study species, a number of eight individuals for each species were selected for all months of growing and grazing season within the exclosure area as well as in the grazing area. Results showed that different years and months had significant effect on production of the study species (P
    Keywords: Production, consumption, Meime Soh site, percent of consumption
  • Ahmadreza Panahian*, Hamidreza Naseri, Majid Karimpour Reyhan, Mohammad Jafari, Seyed Alireza Hoseini Pages 128-137
    Carbon absorption by plant tissues and sequestration in soil is one of the ways to reduce greenhouse gases in the atmosphere. The cultivation of plants and proper management lead to increased biomass of native plants, increased photosynthesis level and carbon adsorption as well as increasing the amount of carbon input to soil.Roadside is among the areas having the ability to absorb carbon with a high ecological potential. The aim of this research was to measure the carbon storage in the sagebrush stands of the Eyvanakey-Garmsar roadside. For this purpose, 10 plots of 120 square meters were randomly established along three transects of 1,000 meters. In each plot, soil profiles were dug at the foot of the plants and the space between them, and soil samples were taken at three depths of 0-10 cm, 10-30 cm, and 30-50 cm in five replications. According to the obtained results, the total carbon sequestration in the soil profile was calculated to be 59.518 tons per hectare, and the total organic carbon stored in the aboveground and underground biomass of sagebrush was equal to 340.8 kg per hectare. To increase carbon sequestration in rangelands, the applied ecosystem management options must be based on three criteria including soil, biomass, and litter. Overall, plant cultivation in the roadside will result in reduced erosion and noise pollution as well as creating ecological corridor, landscape, and microclimate.
    Keywords: Carbon sequestration, Roadside, Artemisia sieberi, Garmsar
  • Hamzeh Ali Shirmardi*, Atosa Mojiri, Mostafa Saeedfar, Mohamadreza Tatian, Parviz Gholami Pages 138-149
    Livestock grazing can lead to changes in plant composition. In this study, the effect of four grazing intensities including heavy, moderate, light and no grazing (exclosure) were studied on vegetation indices in order to improve management practices and proper planning for sustainable use of rangelands in Karsanak and Bardeh area in Chaharmahal & Bakhtiari province of Iran. Therefore, vegetation sampling was done to record canopy cover percentage and vegetation composition under four grazing intensities. Data were analyzed by one-way ANOVA, t-test,andordination method (CCA) to assess vegetation changes under different grazing intensities. Results showed that plant species such as Agropyron repens, Bromus tomentellus, Astragalus effuses and Poa bulbosa were more found in exclosure and light grazing area.The major species found in heavy grazing area were Boissiera squarrosa, Echinops leiopolyceras, Sisymbrium irio and Euphorbia heteradenia. Due to the vegetation damage and reduction of palatable species, a moderate grazing is recommended in the study rangeland.
    Keywords: Vegetation cover, Plant composition, Grazing intensity, Karsanak, Bardeh, Chaharmahal, Bakhtiari province
  • Leila Kashi Zenouzi, Shahram Banedj Schafiee, Hosein Saadat Pages 150-160
    This research was aimed to investigate the relationship between the distribution of range species including: Astragaluss microcephalus, Bromus tomentellus, Onobrichis cornuta and some soil physicochemical properties. After overlaying the maps of land-use, slope percentage, and geology, and forming the homogenous land units in the Zilber Chay Watershed, 35 soil samples were taken by stratified random sampling method. Soil physicochemical properties including texture, pH, EC, lime, and organic matter were measured. The soil factors related to each of these range species were obtained by overlaying the maps of range species distribution with land unit maps. First, the relationship between the presence of these range species with soil factors was investigated using logistic regression method. Then, the vegetation density map was prepared using Landsat satellite images and NDVI index for the land units in which the range vegetation type As.mi-Br.to-On.co was found. The values of area density percentage for the vegetation cover related to the range type As.mi-Br.to-On.co were calculated using area density model. According to the results of paired samples test, there was no significance difference among the measured values at 0-15 and 15-45 cm soil depths, except for soil acidity and electrical conductivity. The statistical analysis of the relationship between soil physiochemical properties at 0-15 and 15-45 cm soil depths was performed using multiple linear regression method. The determination coefficient of multiple linear regression model was calculated to be 0.24, 0.31, 0.32, 0.42 and 0.69, respectively, for the vegetation densities of 30, 50, 65, 85 and 100% at 0-15 cm soil depth. In addition, the regression coefficients of soil acidity and electrical conductivity were calculated to be 0.24, 0.31, 0.32, 0.42, and 0.69, respectively, for the vegetation densities of 30, 50, 65, 85, and 100% at 15-45 cm soil depth. This result indicated that the vegetation density of As.mi-Br.to-On.co was affected by the amount of organic matter, pH, and soil texture at 0-15 cm soil depth in the study area.
    Keywords: Multiple linear regression, logistic regression, NDVI Index, area density percentage, Zilber Chay Watershed
  • Hasan Yeghaneh*, Hosein Azarnivand, Iraj Saleh, Hosein Arzani, Hamid Amirnejad Pages 161-176
    In this study, the economic value of soil conservation function was estimated for the Taham watershed, Zanjan. Therefore, the amount of erosion and sedimentation in the study area was determined using EPM models. Soil nutrient levels were determined with soil sampling and laboratory analysis, and the value of rangeland ecosystems in the maintenance of soil nutrients were estimated separately using the results of soil analysis and opportunity cost method. In addition, the opportunity cost method was used to determine the functions of reduced loss of lands and sediment control. According to the results obtained for total economic value of soil conservation functions, the value of rangeland ecosystems in the study area was estimated to be 1.44 billion Rials per year, and the economic value per hectare rangeland was determined to be 104000 Rials. Among the vegetation types investigated, the highest economic value was recorded for Feov-Asmi-Brto (171000 Rials per hectare per year). The valuation of soil conservation function can provide accurate information for managers and planners for natural resources conservation, leading to develop more accurate plans in this field.
    Keywords: Economic value of rangeland, ecosystem functions, soil conservation, opportunity method, Taham watershed basin
  • Daryoush Ghorbanian*, Ehsan Zandi Esfahan, Mohammad Amirjan Pages 177-187
    Aellenia subaphylla is a perennial plant species and resistant to drought and salinity, distributed in the winter rangelands and at the margins of the interior deserts such as Damghan desert. In early autumn that available forage is reduced in rangelands, this species produces a considerable forage in addition to a good annual growth. To study the forage quality of Aellenia subaphylla at three growth stages of vegetative, flowering and seeding stages, the branches of 10 species were randomly sampled with three replications. Then the samples were dried and milled. Six forage quality traits including DMD, WSC, CP, CF, ME and ADF were measured. The average of DMD, CP, CF, WSC, Ash, ME, and ADF were estimated to be 35.14%, 17.35%, 40.93%, 13.9%, 6.58%, 3.97 MJ kg-1 dry matter, and 60.45%, respectively. The results of ANOVA and mean comparisons of the traits studied indicated that the forage quality of Aellenia subaphylla was affected by phenological stages. The highest and the lowest CP content were observed at flowering and seeding stages, respectively. The minimum amount of CP for most domestic or wild herbivores for maintenance is reported to be 7.5%. Therefore, this species could supply the CP requirements of livestock. In the flowering stage, ADF and CP increased significantly while a significant reduction was observed in CF, indicating that flowering stage could be recommended for forage utilization. In addition, the average values of DMD, WSC and ME at seeding stage were significantly higher than those of vegetative and flowering stages. Therefore, seeding stage could also be recommended for livestock nutrition. Our results clearly showed that the best time for forage utilization of Aellenia subaphylla, distributed widely in the winter rangelands, was consistent with flowering and seeding stages. On the other hand, this species produces a large amount of seeds, increasing the forage quality at seeding stage. Given that the forage quality of the species studied here was acceptable during flowering and seeding stages, a proper use of this species could be taken into consideration for livestock feed through a sound range management.
    Keywords: Aellenia subaphylla, forage quality, metabolizable energy, digestibility, phenological stages, Semnan Province
  • Zahra Eslamian, Mehdi Ghorbani*, Tayebeh Mesbah Zadeh, Hamed Rafiee Pages 188-196
    Desertification and land degradation have created a defective cycle of environmental problems, and have intensified degradation trend. Economic-social challenges and political crisis are considered parts of the consequences of land degradation, which may increase the vulnerability of the affected societies. To strengthen the resilience of local communities to cope with any natural disaster, it is necessary to identify and prioritize the impact of these phenomena to solve them based on prioritization of these effects. The aim of this study was to evaluate and prioritize the social - economic impact with moderate desertification in the Nasrabad region from the perspective of local communities and the participation of the villagers in line with desertification. In this study, numerical taxonomy was used to prioritize socio-economic impacts of desertification. Using the Cochran formula and given the population of the study area (5579 Person), 80 samples were collected. In this study, due to the average wind erosion, the first rank was allocated to the spread of dust and environmental problems from the perspective of local communities. The people of the region, more than anyone else, have experienced and understood the ways of interacting with these fragile ecosystems over time. Therefore, these interaction methods should be considered as the key to solving the challenges of desertification or as the best and perhaps last chance to deal with it comprehensively.
    Keywords: Social, economic impacts, desertification, numerical taxonomy, local communities, Nasr Abad Region