فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال هفتاد و یکم شماره 2 (پیاپی 286، بهار 1395)
  • سال هفتاد و یکم شماره 2 (پیاپی 286، بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/04/21
  • تعداد عناوین: 15
|
  • هاجر پاپی، عبدالعلی موحدی نیا*، رحیم عبدی صفحات 127-133
    زمینه مطالعه
    تنظیم میزان الکترولیت ها و آب در آبزیان به دلیل وجود سطح تراوای وسیع که با محیط در تماس می باشند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو جهت تنظیم اسمزی و حفظ هومئوستاز مایعات بدن سازش ها و مکانیسم های متنوعی در سطوح مختلف زیستی توسعه پیدا کرده است.
    هدف
    هدف از مطالعه حاضر تعیین تغییرات و سازش سلول های غنی از میتوکندری به عنوان یک سلول بسیار مهم پاسخ دهنده به این تغییرات تحت تاثیر شوری های مختلف محیطی در ماهی صبیتی (Sparidentex hasta) که از گونه های بسیار مهم و اقتصادی در منطقه جنوبی کشور می باشد بوده است.
    روش کار
    برای این منظور تعداد 180 قطعه بچه ماهی صبیتی 3 ماهه در محدوده وزنی g 150 و طول حدود cm 25-20 به مدت یک هفته در تیمار با شوری های (ppt 5، 20، 40 و 60) که بر اساس مطالعات سایر محققین انتخاب شده بودند قرار داده شدند. مکان یابی آنزیم Na+، K+-ATPase در بافت پوششی آبشش در سلول های غنی از میتوکندری آبشش در شوری های مختلف محیطی طی روند سازش به روش ایمونوهیستوشیمیایی با استفاده از آنتی بادی 5 IgGα انجام گرفت.
    نتایج
    مکان یابی NKA نشان داد که سلول های غنی از میتوکندری به تعداد زیاد در اپیتلیوم فیلامنتی و به ندرت در اپیتلیوم لاملایی قرار دارند.
    شدت واکنش پذیری اپیتلیوم آبشش نسبت به آنتی بادی به کار رفته در طول دوره و در تیمار های ppt 5 و 60 روند افزایشی ولی در تیمار ppt 20 روند نزولی را نشان داد.
    نتیجه گیری نهایی: بطور کلی، قدرت تحمل و سازش پذیری ماهی صبیتی نسبت به تغییرات شوری محیط، بدلیل ایجاد تغییرات سریع در سلول های غنی از میتوکندری جهت تنظیم میزان ورود و خروج آب و الکترولیت ها می باشد. به این صورت که در شرایط جدید ایجاد شده جهت تطابق سلول، تغییراتی در سطح دهانه های راسی صورت می گیرد که میزان آنزیم های ناقل الکترولیت ها در غشای پایه ای - جانبی را تنظیم و همچنین فعالیت میتوکندری های سلول های غنی از میتوکندری را با شرایط جدید تطبیق می دهد.
    کلیدواژگان: اکوفیزیولوژی، ایمونوهیستوشیمی، مکان یابی، سلول غنی از میتوکندری
  • زهره خاکی*، محمدحسن زاده، سامره قوامی، امیر احمد مقیمی نیاکی، ناهید اطیابی، فتانه نادری نژاد صفحات 135-143
    زمینه مطالعه
    در پرورش طیور استرس گرمایی مهم می باشد.
    هدف
    ارزیابی اثر ملاتونین خوراکی وافزایش زمان تاریکی بر پروفایل بیوشیمی سرم جوجه های گوشتی متاثر از استرس گرمایی(HS) می باشد.
    روش کار
    تعداد200 قطعه جوجه گوشتی یک روزه آرین به صورت کاملا تصادفی به 4 گروه (تاریکی،ملاتونین، کنترل منفی ومثبت) تقسیم شدند. جوجه های گروه ملاتونین به مقدار mg/kg 40 جیره ازسن 30 تا 40 روزگی ملاتونین دریافت کردند وجوجه های گروه تاریکی ازسن10 تا40 روزگی تحت تاثیربرنامه نوری خاصی قرارگرفتند. همه گروه ها به جزگروه کنترل منفی از 35 تا 40 روزگی روزانه به مدت 6 ساعت درمعرض استرس گرمایی (1±39) بودند. میانگین وزن جوجه در پایان 6 هفتگی اندازه گیری گردید. درسن30، 35 و40 مقادیراسید اوریک، گلوکز، توتال پروتئین، آلبومین، گلوبولین، میزان فعالیت AST و کراتینین مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون Tukey در نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    دراین مطالعه در سن 30 روزگی هیچ یک از پارامتر های بیوشیمی تفاوت معنی داری را نشان ندادند . در 35 روزگی فقط اسید اوریک گروه ملاتونین نسبت به گروه کنترل منفی افزایش معنی داری یافته است. همچنین در40 روزگی نیز میزان اسید اوریک درگروه ملاتونین نسبت به گروه های دیگر دارای افزایش معنی دار می باشد زیرا ملاتونین نقش مهمی در سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی دارد و اسید اوریک در جوجه ها یک آنتی اکسیدان مهم محسوب می شود. گلوکز سرم گروه کنترل مثبت، در مقایسه با گروه های دیگر در40 روزگی به طورمعنی داری افزایش یافته. بنابراین تاریکی و تجویز ملاتونین توانسته است موجب کاهش استرس گرمایی گردد. سایرپارامتر های بیوشیمی معنی دار نبودند. در مطالعه حاضر، گروه تاریکی میانگین وزنی کمتری را از خود نشان دادند. درصد تلفات به ترتیب در گروه های کنترل منفی، تاریکی، ملاتونین و کنترل مثبت صفر،4 ، 5 و 10 % می باشد.
    نتیجه گیری نهایی: نتایج نشان می دهد که دوره تاریکی و تجویز خوراکی ملاتونین درجیره می تواند منجر به کاهش استرس حرارتی گردد.
    کلیدواژگان: پروفایل بیوشیمی، جوجه گوشتی، دوره تاریکی، استرس حرارتی، ملاتونین
  • هاشم خندان بارانی*، عبدالعلی راهداری، نرجس سنچولی صفحات 145-152
    زمینه مطالعه
    تاثیر نوکلئوتید خوراکی در بهبود شاخص های رشد، عملکرد غذایی و سیستم ایمنی در مهره داران و گونه هایی از ماهیان در مطالعات مختلف نشان داده شده است.
    هدف
    تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر نوکلئوتید خوراکی بر شاخص های رشد، ترکیب لاشه و پاسخ به استرس حاد در بچه ماهیان سفیدک سیستان (Schizothorax zarudnyi) انجام گرفت.
    روش کار
    تعداد 120 قطعه بچه ماهی با میانگین وزنی g 5/0±58/7 با چهار جیره غذایی حاوی مقادیر مختلف نوکلئوتید (15/0%، 25/0 % و 50/0%) و صفر درصد به عنوان گروه شاهد به مدت 8 هفته غذادهی شدند. بچه ماهیان در چهار تیمار و سه تکرار به ازای هر تیمار، در 12 مخزنL 300 به طور تصادفی رهاسازی شدند و غذادهی به مقدار روزانه 3% وزن بدن در 3 وعده انجام شد. در پایان دوره پرورش پارامترهای رشد اندازه گیری و نتایج ثبت گردید. همچنین به منظور آزمایش استرس تعدادی از ماهیان فوق تحت استرس حاد دمایی و pH قرار گرفتند و میزان کورتیزول و گلوکز آنها قبل و بعد از استرس اندازه گیری شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که مکمل نوکلئوتید بر روی شاخص های رشد، ضریب تبدیل غذایی، نسبت بازده غذایی و بقا اثر معنی دار نداشت (05/0p). در آزمایشات استرس مشخص شد که پس از انجام استرس میزان کورتیزول و گلوکز به طور معنی داری نسبت به قبل استرس افزایش یافت (05/0>p). در تیمارهای تغذیه شده با نوکلئوتید میزان کورتیزول به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد بود (05/0>p) و کمترین میزان کورتیزول در تیمار تغذیه شده با جیره حاوی 50/0% نوکلوتید مشاهده شد.
    نتیجه گیری نهایی: بنابراین ترکیب نوکلئوتیدی مورد استفاده در مطالعه حاضر موجب بهبود رشد در ماهی سفیدک نشد و لی توانست باعث بهبود پاسخ به استرس در این ماهی گردد.
    کلیدواژگان: استرس حاد، کورتیزول، گلوکز، نوکلئوتید، ماهی سفیدک سیستان
  • شهین ثابت سروستانی*، محمدرضا رضوانی، محمد جواد ضمیری، شهرام شکر فروش، هادی آتشی، نجمه مصلح صفحات 153-161
    زمینه مطالعه
    به دنبال ممنوعیت استفاده از محرک های رشد آنتی بیوتیک در بسیاری از کشورهای جهان، علاقه زیادی به پیدا کردن جانشین مناسب برای آنتی بیوتیک ها در تولیدات پرندگان به وجود آمد.
    هدف
    هدف از این پژوهش بررسی اثر دو سطح از نانو مس (mg/kg 0 و 100) و دو سطح از الیگوساکارید مانان (g/kg 0 و 1) به عنوان محرک های رشد طبیعی بر گوارش پذیری مواد مغذی و عملکرد رشد در جوجه های گوشتی است.
    روش کار
    در انتهای هفته دوم پرورش، 160 قطعه جوجه گوشتی از سویه تجاری کاب 500، به چهار تیمار تقسیم شدند. به ازای هر تیمار چهار تکرار و در هر تکرار 10 قطعه جوجه قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل (2×2)، در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد.
    نتایج
    تفاوت معنی داری در گوارش پذیری مواد مغذی و عملکرد رشد بین پرندگانی که مکمل های مورد آزمایش را خوردند با گروه شاهد مشاهده نشد (05/0نتیجه گیری نهایی: الیگوساکارید مانان و نانو مس بر عملکرد رشد و گوارش پذیری مواد مغذی در جوجه های گوشتی اثر معنی داری نداشت. در دوزهای مصرفی، استفاده همزمان از مس و الیگوساکارید مانان نیز اثر مثبتی بر صفات مورد بررسی در جوجه های گوشتی نداشت.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، گوارش پذیری، عملکرد رشد، الیگوساکارید مانان، نانو مس
  • فریده بخشی، ابراهیم حسین نجدگرامی*، احمد ایمانی، کوروش سروی مقانلو صفحات 163-169
    زمینه مطالعه
    فناوری تولید بیوفلوک روشی برای تجزیه پسماندهای آلی به وسیله میکروارگانیزم ها و تولید توده های بیوفلوک است.
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور بررسی امکان کاربرد این فناوری در پرورش متراکم بچه ماهیان کپورمعمولی (Cyprinus carpio) انجام شد.
    روش کار
    ماهیان مورد مطالعه با میانگین وزنی g 2/0 ± 58 به مدت یک ماه، با تیمارهای غذایی 100 % غذای کنسانتره (شاهد)، 75 % غذای کنسانتره همراه تیمار بیوفلوک، 50 % غذای کنسانتره همراه تیمار بیوفلوک و 25 % غذای کنسانتره همراه تیمار بیوفلوک تغذیه شدند. در پایان دوره شاخص های رشد و ترکیب بدنی بچه ماهیان بررسی شدند. همچنین برای سنجش سیستم ایمنی، چالش یا مواجهه باکتریایی با باکتری Aeromonas hydrophila با تزریق درون صفاقی به میزان CFU/ml 107× 12 انجام شد. برای اثبات معنی دار بودن نتایج بدست آمده، از آزمون آماری واریانس یک طرفه و تست تکمیلی توکی استفاده شد.
    نتایج
    بر اساس نتایج این تحقیق، بالاترین میزان رشد در تیمار دوم مشاهده شد که با تیمارهای سوم و چهارم اختلاف معنی دار داشت (05/0>p). کمترین میزان رشد در تیمار چهارم مشاهده شد که با تیمارهای شاهد و دوم اختلاف معنی دار داشت (05/0>p). میزان خاکستر در ماهیان تیمار شاهد بطور معنی داری کمتر از سایر تیمارها بود (05/0>p). بالاترین میزان تلفات (2/64٪) در تیمار شاهد مشاهده شد (05/0>p)، در حالیکه تیمارهای تغذیه شده با بیوفلوک تلفات نداشتند.
    نتیجه گیری نهایی: با استفاده از این روش از میزان غذای مصرفی تا 50 % کاسته می شود، بدون آن که روی شاخص های رشد و بقای ماهی تاثیر منفی داشته باشد. علاوه براین، مقاومت ماهیان پرورش داده شده در این سیستم دربرابر عوامل بیماریزا به طور چشمگیری افزایش می یابد و میزان مصرف آب در طول دوره پرورش 99 % کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: بیوفلوک، کپور معمولی، سیستم متراکم
  • مهدی سلطانی*، اسماعیل پیرعلی خیرآبادی، حسینعلی ابراهیم زاده موسوی، سعید میرزرگر، سمیرا محمدیان، پرویز شایان صفحات 171-178
    زمینه مطالعه
    استرپتوکوکوزیس با عامل استرپتوکوکوس اینیایی یکی از بیماری های مهم صنعت آبزی پروری در مناطق مختلف جهان از جمله ایران می باشد.
    هدف
    در این مطالعه تنوع ژنتیکی ایزوله های استرپتوکوکوس اینیایی بدست آمده از مزارع قزل آلای تعدادی از استان های کشور مورد توجه قرار گرفته است.
    روش کار
    پس از نمونه گیری، کشت باکتریایی و جداسازی کوکسی های گرم مثبت و کاتالاز منفی از یکصد مزرعه واقع در 8 استان کشور، ایزوله های گونه اینیایی به روش PCR تایید و سپس تنوع ژنتیکی آنها به روش RFLP مطالعه شد.
    نتایج
    نتایج حاصله از کشت موجب جداسازی 77 ایزوله کوکسی گرم مثبت و کاتالاز منفی شد که در مطالعات PCR تنها 27 ایزوله آنها متعلق به گونه اینیایی بود. نتایج RFLP با استفاده از 9 آنزیم هضمی موجب شناسایی 29 قطعه (باند) با وزن های مولکولی متفاوت (62bp-940) شد. مطالعه رابطه فیلوژنی این ایزوله ها، آنها را در دو خوشه قرار داد بطوریکه 26 ایزوله در یک خوشه و یک ایزوله در خوشه دیگر قرار داشت. بجز یک ایزوله از استان مازندران، سایر ایزوله های استان های تهران، گیلان، مازندران، چهارمحال و بختیاری، لرستان و فارس از شباهت بسیار بالایی (بیش از 99%) برخوردار بودند.
    نتیجه گیری نهایی: ایزوله های استرپتوکوکوس اینیایی عامل استرپتوکوکوزیس در مزارع قزل آلای ایران از تنوع ژنتیکی اندکی برخوردار است.
    کلیدواژگان: تنوع ژنتیکی، قزل آلای رنگین کمان، RFLP، استرپتوکوکوس اینیایی، استرپتوکوکوزیس
  • میلاد شاعری*، اردشیر محیط، زربخت انصاری پیراسرایی، محسن تقی زاده صفحات 179-185
    زمینه مطالعه
    بهبود نرخ جوجه دهی در مرغ های مادر مسن توجیه اقتصادی دارد.
    هدف
    هدف این تحقیق، اثر اسانس شوید روی کیفیت تخم مرغ، فراسنجه های پلاسما و قدرت جوجه درآوری در مرغ های مادر گوشتی بود.
    روش کار
    تعداد 80 قطعه مرغ و 8 خروس از سویه راس 308 در سن 105هفتگی انتخاب و به طور تصادفی به 4 تیمار، 2 تکرار و 10 زیر مشاهده در هر تکرار تقسیم بندی شدند. یک تیمار به عنوان شاهد (فاقد اسانس) در نظر گرفته شد و تیمارهای دیگر از ml 10، 20 و 40 اسانس به ازای هر kg 100 خوراک، به مدت 4 هفته تغذیه شدند.
    نتایج
    بین تیمارها از نظر شاخص زرده و واحد «هاو» تفاوت معنی داری مشاهده نشد. اما در صفاتی مانند خصوصیات ظاهری تخم مرغ، وزن پوسته، نسبت درصد پوسته، ضخامت پوسته، رنگ زرده و وزن تخم مرغ بین تیمارها تفاوت معنی دار وجود داشت. اسانس شوید اثر معنی داری روی میزان تری گلیسرید پلاسما، HDL پلاسما و کلسترول زرده تخم مرغ نداشت. ولی اسانس شوید میزان کلسترول پلاسما را به طور معنی داری افزایش و میزان گلوگز پلاسما را به طور معنی داری کاهش داد. با این وجود، اسانس شوید درصد جوجه درآوری را به طور معنی داری افزایش داد.
    نتیجه گیری نهایی: نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از اسانس شوید در جیره مرغ های مادر گوشتی، به طور معنی داری درصد جوجه درآوری را افزایش داد (05/0>p).
    کلیدواژگان: جوجه درآوری، داروی گیاهی، مرغ مادر
  • صمد لطف الله زاده *، احمدرضا میرزایی، محمد قلی بیکی، سعید بکایی صفحات 187-195
    زمینه مطالعه
    ویتامینA ازویتامین های محلول درچربی است که قابل ذخیره دربدن (بخصوص درکبد) می باشد و تامین آن تنها از طریق جیره امکان پذیر می باشد.
    هدف
    بررسی حاضر با هدف تعیین عیار ویتامین A و بتا کاروتن در سطح گاوداری های پرواری شهرستان گرمسار و تاثیر فصل و مدیریت تغذیه بر روی آنها به انجام رسیده است.
    روش کار
    با مراجعه به دامپروری های پرواری شهرستان گرمسار تعداد 100 نمونه خون از دام های 6 گاوداری پرواری درفصول سرد سال و نیز 100 نمونه خون از گاوهای پرواری 5 دامپروری در فصول گرم، اخذ شد. همچنین با مراجعه به کشتارگاه شهرستان گرمسار 50 نمونه خون و همزمان بافت کبد از گاوهای پرواری کشتار شده در هر یک از فصول یاد شده در همان سال اخذ گردید. عیار سرمی ویتامین A و بتا کاروتن و نیز غلظت کبدی ویتامین A و بتا کاروتن با استفاده از روش های بیوشیمیایی استاندارد اندازه گیری شد.
    نتایج
    نتایج حاصل از مطالعه فوق نشان داد که میانگین عیار سرمی و کبدی ویتامین A گاوهای پرواری شهرستان گرمسار در طول سال تقریبا در محدوده طبیعی تعریف شده برای نوع گاو قرار دارد، اما عیار سرمی بتاکاروتن بسیار پائین بوده و کمتر از میزان تعریف شده برای نوع گاو بود. میانگین عیار سرمی ویتامین A در گاوهای پرواری در فصل سرد به طور معنی داری از عیار سرمی این ویتامین در فصل گرم بیشتر بود (05/0>p)، اما عیار سرمی بتاکاروتن در فصل گرم به مراتب بیشتر از عیار سرمی بتاکاروتن در فصل سرد بود (05/0>p). غلظت کبدی ویتامین A گاوان پرواری در شهرستان گرمسار در دو فصل گرم و سرد با یکدیگر اختلاف معنی داری را نشان نمی داد، ولی غلظت کبدی بتا کاروتن گاوان در فصل گرم به طور معنی داری از بتا کاروتن کبدی در فصل سرد بیشتر بود (05/0>p).
    نتیجه گیری نهایی: نتایج حاصل از مطالعه فوق نشان داد که عیار سرمی و کبدی ویتامین A در گاوهای پرواری در شهرستان گرمسار در محدوده طبیعی تعریف شده برای نوع گاو بوده و با وجود پائین بودن عیار سرمی بتاکاروتن در این گاوها به دلیل تامین این ویتامین از طریق جیره غذایی به هیچ وجه کمبود این ویتامین در گاوهای پرواری این شهرستان دیده نمی شود.
    کلیدواژگان: بتاکاروتن، گوساله پرواری، مدیریت تغذیه، فصل، ویتامین A
  • جمال نوری نژاد*، سعیده حیدری نژاد، یزدان مظاهری، کاوه خزاییل صفحات 197-204
    زمینه مطالعه
    سوراخ مگنوم یک نشانه مهم قاعده جمجمه و یک ناحیه انتقالی بین ستون مهره ای و جمجمه است که به دلیل داشتن رابطه تنگاتنگ با مغز و طناب نخاعی از منظر آناتومی مقایسه ای، رشد و نمو انتوژنی، بالینی و اصلاح نژاد مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
    هدف
    مطالعه مورفولوژی و مورفومتری ناحیه پس سری جمجمه گاومیش نر رودخانه ای بالغ و نابالغ اکوتیپ خوزستان بود.
    روش کار
    هفت پارامتر ناحیه پس سری و شکل سوراخ مگنوم در 20 جمجمه گاومیش نر رودخانه ای بالغ و نابالغ اکوتیپ خوزستان مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    سوراخ مگنوم به صورت چهار شکل دایره ای، تخم مرغی، بیضی و چهار ضلعی بود. در هر دو گروه سوراخ مگنوم دایره ای شکل، بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده بود و در گروه بالغ سوراخ مگنوم چهارضلعی و در گروه نابالغ بیضی کمترین فراوانی را داشت. میانگین عرض، طول سوراخ مگنوم و شاخص سوراخ مگنوم در گروه سنی زیر 2 سال به ترتیب برحسب میلی متر، 70/2 ±60/38، 72/1± 34/35، 02/4± 26/92 و در گروه بالاتر از 2 سال به ترتیب برحسب میلی متر، 51 /1 ±67/40، 33/2 ±35/36 و 65/3 ±23/90 بودند. در بین تمامی پارامترها تنها بیشترین فاصله بین قاعده های زایده های وداجی و طول زایده وداجی در دو گروه سنی اختلاف معنی داری را نشان دادند.
    نتیجه گیری نهایی: تنوع اشکال سوراخ مگنوم در گاومیش بیشتر از شتر یک کوهانه و سگ بود. میانگین طول و عرض سوراخ مگنوم، بیشترین فاصله بین پایه زایده های وداجی، طول زایده وداجی، طول و عرض کندیل های پس سری در گاومیش بیشتر از میانگین ابعاد به دست آمده در گونه های گزارش شده بود. اندازه شاخص سوراخ مگنوم گاومیش های مطالعه حاضر کمتر از 100 بود که با یافته های سایر محققان در مورد خرگوش، سگ های نژاد ژرمن شفرد و پیکینژ مطابقت دارد.
    کلیدواژگان: سوراخ مگنوم، مورفولوژی، مورفومتری، جمجمه، گاومیش
  • ریحانه هوشمند عباسی، زهرا طوطیان *، محمدتقی شیبانی، سیمین فاضلی پور، حسین لیمویی صفحات 205-210
    زمینه مطالعه
    یکی از مهم ترین شیرین کننده های مصنوعی آسپارتام است که در موادغذایی مختلف مورد مصرف زیادی دارد.
    هدف
    این مطالعه به منظور ارزیابی تاثیر آسپارتام بر هیستولوژی و هیستومتری دوازدهه انجام گرفت.
    روش کار
    40 سر موش سوری ماده نژاد Balb/C در سن 21 روزگی انتخاب و وزن اولیه آنها تعیین گردیدند. موش های گروه های تیمار،آسپارتام را به میزان 400mg/kg، 200mg/kg، 100mg/kgوزن بدن به مدت 6 هفته و موش های گروه کنترل فقط آب مقطر دریافت نمودند. در پایان دوره آزمایش، موش ها مجددا وزن گیری شدند. سپس از دوازدهه مقاطع بافتی تهیه و به روش H & E رنگ آمیزی گردید. پس از مطالعه بافت شناسی، داده های هیستومتریک به وسیله میکروسکوپ نوری مجهز به نرم ا فزار Axiovision جمع آوری گردید.
    نتایج
    تغییرات وزن بدن در گروه های تیمار (400mg/kg، 200mg/kg، 100mg/kg وزن بدن) به ترتیب 18/1±57/5، 89/0± 47/4 و 57/0± 84/5 بود که در مقایسه با گروه کنترل (81/0 38/9) کاهش معنی دار نشان داد (05/0>p). مطالعه هیستولوژی نشان داد که در دوز 200mg/kg، میزان تخریب بافتی سلول ها و ساختارهای مخاط نسبت به دوزهای 100mg/kg و 400mg/kg وزن بدن بیش تر بوده است. در بررسی هیستومتریک، فراوانی کرک های دوازدهه، ارتفاع کرک های دوازدهه و ضخامت مخاط دوازدهه، تنها در گروهی که آسپارتام را به میزان 200mg/kg وزن بدن مصرف کرده بودند، در مقایسه با گروه کنترل، دارای افزایش معنی داری بود (05/0>p). در حالی که پهنای کرک ها (عرض راس، بخش میانی و قاعده) در همه گروه های تیمار نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری را نشان داد (05/0>p). ضخامت عضلات دوازدهه در گروه های تیمار نسبت به گروه کنترل اختلاف معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری نهایی: براساس این مطالعه می توان بیان کرد که آسپارتام می تواند موجب تغییرات هیستولوژیک و هیستومتریک دوازدهه گردد.
    کلیدواژگان: آسپارتام، دوازدهه، هیستومتری، موش
  • حسین کشاورز، علی رسولی*، گودرز صادقی هشجین، فرهنگ ساسانی، مصطفی معین، هادی تبرایی، سپیده غفاری صفحات 211-217
    زمینه مطالعه
    آسم ناشی از آسپرین (AIA) با علائمی همچون انقباض حاد برونش ها در حدود 10% از افراد مبتلا به آسم بدنبال مصرف آسپرین یا داروهای مشابه بروز می کند. مکانیسم های ایجاد AIA بطور کامل شناخته نشده اند، اما به نظر می رسد مهار آنزیم سیکلواکسیژناز در بروز آن دخیل باشد.
    هدف
    مقایسه اثرات داروهای شبه آسپیرین بر پاسخ دهی مجاری هوایی در خوکچه هندی مبتلا به آسم آلرژیک تجربی.
    روش کار
    42 عدد خوکچه هندی نر (300g-250) بطور تصادفی در هفت گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، آلرژیک، کتوپروفن، ایندومتاسین، سلکوکسیب و آسپیرین (با دوز بالا و پایین). در همه حیوانات بجز گروه کنترل، بوسیله تزریق داخل صفاقی اوآلبومین و هیدروکسید آلومینیوم آلرژی ایجاد شد و چالش با اوآلبومین استنشاقی در روز 18 صورت گرفت. در طی 24 ساعت قبل از چالش، حیوانات سه دوز خوراکی از داروهای فوق و یا محلول کربس هنسلیت در گروه های کنترل و آلرژیک، هر 12 ساعت یکبار دریافت کردند (دوز آخر درست نیم ساعت قبل از چالش تجویز گردید). در روز 19 با ایجاد مرگ آرام در حیوانات، پاسخ دهی قطعات مجزای نای آنها با استفاده از دوزهای تجمعی هیستامین و استیل کولین در حمام بافت مطالعه گردید.
    نتایج
    ایندومتاسین و کتوپروفن بطور معنی دار پاسخ دهی نای را در تمامی غلظت های هیستامین و استیل کولین افزایش دادند. میزان Emax برای استیل کولین و هیستامین برحسب گرم به ترتیب در گروه های ایندومتاسین (1/0±5/3 و 1/0±5/3) و کتوپروفن (1/0± 3/4 و 2/0±1/5) بیشتر از گروه های کنترل (1/0± 5/1 و 1/0±5/1)، آلرژیک، سلکوکسیب، آسپرین با دوز بالا و آسپیرین با دوز پایین بود (0.05>p).
    نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان داد که ایندومتاسین و کتوپروفن (و نه آسپرین و سلکوکسیب) میتوانند موجب افزایش پاسخ دهی مجاری هوایی و تشدید علایم آسم در این مدل حیوانی شوند.
    کلیدواژگان: پاسخدهی مجاری هوایی، آلرژی، آسم ناشی از آسپیرین، داروهای مهارکننده سیکلواکسیژناز
  • سراج بیتا *، مهرزاد مصباح، علی شهریاری، مسعود قربانپور نجف آبادی صفحات 219-227
    زمینه مطالعه
    استفاده از اصول شیمی سبز در سنتز نانو مواد دارای اهمیت ویژه ای در بحث نانوبیوتکنولوژی و زیست پزشکی می باشد، بنابراین اخیرا سنتز نانوذرات نقره با استفاده از گیاهان و جلبک های دریایی با روش بیولوژیکی به دلیل سازگاری این روش با محیط زیست خیلی متداول شده است.
    هدف
    هدف از این مطالعه سنتز زیستی نانوذرات نقره با استفاده از عصاره الکلی جلبک Sargassum angustifoliumو بررسی سمیت آن در ماهی کپور معمولی می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه سنتز زیستی نانوذرات نقره با استفاده از عصاره الکلی جلبک سارگاسوم با روش خارج سلولی انجام شد. در این روش عصاره گیری با استفاده از متانول صورت گرفت، سپس غلظت کشنده نانوذره نقره مذکور بر اساس روش استاندارد O.E.C.D به صورت ساکن (static renewal) و به مدت 96 ساعت در ماهی کپور معمولی مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    بر اساس نتایج میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، نانوذرات سنتزشده دارای شکل کروی و با اندازه nm 062/0± 31/42 بودند. نتایج سمیت نشان داد که میزان LC50 در زمان های 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از مجاورت ماهیان با نانوذرات نقره سنتز شده به ترتیب mg/l 004/0 ± 91/77، 012/0 ± 56/50، 007/0 ± 01/29 و 019/0 ± 73/9 و میزان حداکثر غلظت مجاز و LOEC، به ترتیب mg/l 97/0 و 5/2، محاسبه شد.
    نتیجه گیری نهایی: آنالیزهای مربوط به مشخصه یابی و تعیین ویژگی های نانوذرات نشان دهنده تایید سنتز نانوذرات نقره و احیاء یون های نقره توسط عصاره الکی جلبک سارگاسوم می باشد. طبق نتایج به دست آمده از تست سمیت، میزان تلفات در ماهی کپور معمولی با افزایش غلظت و افزایش زمان مجاورت روند افزایشی نشان داد که نشان دهنده سمی بودن این ماده در غلظت های بالا برای ماهی کپور معمولی می باشد.
    کلیدواژگان: سنتززیستی، سمیت، جلبک دریایی Sargassum angustifolium، نانوذرات نقره، کپور معمولی
  • زهرا فضل الهی، پرویز تاجیک، خسرو حسینی پژوه، گلشید جاودانی شاهدین* صفحات 229-236
    زمینه مطالعه
    در بالغین، سلول های بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs) تنها سلول های بنیادی هستند که قادر به انتقال اطلاعات ژنتیکی به نسل بعد می باشند. با در نظر گرفتن این که یک SSC منفرد می تواند به تعداد زیادی از اسپرماتوزوآ تبدیل شود، دستکاری ژنتیکی این سلول ها یک تکنولوژی نوین با کاربردهای عملی در گونه های مختلف حیوانی را مهیا می سازد.
    هدف
    در این مطالعه ارزیابی انتقال ژن (EGFP)رEnhanced Green Fluorescent Protein به کلونی های اسپرماتوگونی گاوی از طریق حامل لیپوزومی و بهترین روز انکوباسیون در جذب ژن توسط کلونی های اسپرماتوگونی بررسی شد.
    روش کار
    کارایی انتقال ژن خارجی EGFP به SSCs از طریق Lipofection در سه روز از شروع کشت کلونی های اسپرماتوگونی (روز4،6 و8) توسط میکروسکوپ فلورسنت ارزیابی شد .توسط رنگ آمیزی ایمنوسیتوفلورسنت علیه مارکرهای OCT4 و Vimentin، ماهیت SSCs و سلول های سرتولی تایید شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که کلونی های ترانسفکت شده از طریق lipofection در هر سه روز انجام ترانسفکشن در مقایسه با گروه های شاهد به طور معنی داری افزایش یافت (0.05>p). کلونی های ترانسفکت شده در مقایسه با گروه های بدون حامل ژن خارجی نیز بالاتر بود (معنی دار) نرخ آلوده سازی کلونی زمانی که ترانسفکشن در روز 4 کشت انجام شد بود بیشتر بود.
    نتیجه گیری نهایی: نتایج بدست آمده از این مطالعه پیشنهاد می کند که لیپوفکتامین می تواند به منظور انتقال مستقیم DNA خارجی به کلونی اسپرماتوگونی به ویژه در روز 4 کشت به صورت ایمن به کار رود.
    کلیدواژگان: ترانسفکشن، سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی، lipofectamine
  • مسعود ادیب مرادی *، علی کلانتری حصاری، حسن مروتی، فرزاد اسدی، حمیدرضا مرادی صفحات 237-244
    زمینه مطالعه
    در طب سنتی کشورهای آسیایی از جمله ایران، این تصور وجود دارد که کافور می تواند در کاهش میل جنسی افراد نقش داشته باشد. تا به امروز هنوز صحت این باور به اثبات نرسیده است همچنین مطالعات در این زمینه نیز بسیار محدود می باشد.
    هدف
    در تحقیق حاضر علاوه بر بررسی دقیق تر اثرات کافور بر کیفیت اسپرم موش سوری، نقش ویتامین E بعنوان یک آنتی اکسیدانت در درمان عوارض ناشی از کافور بررسی شد.
    روش کار
    در این تحقیق از30 قطعه موش سوری نر بالغ (balb/c) 25- 20 گرمی در 5 گروه مورد استفاده قرار گرفتند.
    گروه اول کنترل (CO)، دریافت کننده سرم فیزیولوژی، گروه 2 و 3 بعنوان کنترل شم، به ترتیب دریافت کننده روغن زیتون تنها (OL) و گروه دریافت کننده ترکیبی از ویتامین E و روغن زیتون (OL+E)، و نهایتا دو گروه تجربی دریافت کننده کافور تنها (CA) و گروه دریافت کننده کافور به همراه ویتامین Eر(CA+E). کافور با دوز mg/kg 30 و ویتامین E نیز با دوز mg/kg 100 و بصورت روزانه تهیه شدند. تمام مواد به صورت خوراکی (گاواژ) تجویز شدند. بعد از اتمام دوره درمان 35 روزه، نمونه اسپرم از قسمت دم اپی دیدیم اخذ و از نظر شمارش کلی و بررسی میزان تحرک، میزان زنده بودن، بلوغ هسته و آسیب DNA مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    نتایج
    نتایج نشان دهنده کاهش معنی دار تعداد اسپرم ها، درصد اسپرم های زنده، افزایش در میزان اسپرم های نابالغ و عدم تغییر در میزان تحرک و آسیب DNA اسپرم در گروه دریافت-کننده کافور بود. ویتامین E بعنوان یک آنتی اکسیدانت توانسته بود اثرات کافور بر میزان زنده مانی و بلوغ اسپرم ها را کاهش دهد (05/0>p).
    نتیجه گیری نهایی: می توان نتیجه گرفت که کافور بر پارامترهای کیفیت اسپرم در موش سوری تاثیر داشته و ویتامین E بعنوان یک آنتی اکسیدانت، تا حدی عوارض ناشی از دریافت کافور در رابطه با کیفیت اسپرم را می تواند تعدیل کند.
    کلیدواژگان: کافور، موش سوری، اسپرم، ویتامین E
  • مسعود طاهر، شعبان رحیمی*، محمد امیر کریمی ترشیزی، عباس عاشوری، سکینه بابایی صفحات 245-253
    زمینه مطالعه
    سالمونلا انتریتیدیس یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده بیماری در طیور است. برخی از ترکیبات گیاهی به دلیل داشتن اثر ضد باکتریایی و هم چنین ترکیباتی مانند بره موم و پروبیوتیک می توانند همانند آنتی بیوتیک ها در کنترل و یا پیشگیری از عفونت ناشی از سالمونلا مؤثر باشند.
    هدف
    این مطالعه به منظور مقایسه اثر عصاره رزماری، آویشن، بره موم، آنتی بیوتیک و پروبیوتیک بر سیستم ایمنی، میکروفلور دستگاه گوارش و فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی چالش یافته با سالمونلا انتریتیدیس طراحی شده است.
    روش کار
    تعداد 420 قطعه جوجه گوشتی یک روزه نر سویه کاب در هفت گروه شامل گروه های عصاره اتانولی رزماری، عصاره اتانولی بره موم، عصاره اتانولی آویشن، پرو بیوتیک و ویرجینیامایسین (10٪) و دو گروه شاهد منفی و مثبت گروه بندی شده و به مدت 6 هفته پرورش داده شدند. بعد از سپری شدن دوره پرورش جوجه ها خون گیری و ذبح شدند و اثر تیمارهای فوق بر آنها مورد آزمایش قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج نشان داد که عصاره های گیاهی و پروبیوتیک می توانند باعث بهبود سیستم ایمنی، کاهش لیپید های سرم خون، کاهش باکتری های مضری چون سالمونلا و اشریشیاکلی و نیز افزایش میکروارگانیزم های مفیدی نظیر باکتری های اسید لاکتیک در دستگاه گوارش پرنده شوند.
    نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان داد که عصاره های گیاهی و پروبیوتیک را می توان به عنوان جایگزینی برای آنتی بیوتیک ها در جیره جوجه های گوشتی بکار برد.
    کلیدواژگان: رزماری، آویشن، جوجه های گوشتی، سیستم ایمنی، سالمونلا انتریتیدیس
|
  • Hajar Papi, Abdolali Movahedinia*, Rahim Abdi Pages 127-133
    Background
    Regulation of electrolytes levels and water in fish is very important because of its vast permeable surfaces that are in contact with the environment. Therefore, for homeostasis and osmoregulation, various adaptation mechanisms at different biological levels have been developed.
    Objectives
    The aim of this study was to determine the changes and adaptations of mitochondria-rich cells as an important cellular response to these changes.This was influenced by different environmental salinities in fish Sparidentex hasta which are very important economic species in the southern region of the country.
    Methods
    180 fish, aged three months, 20 - 25 cm in length and weighing about 150 gr were exposed directly to different concentrations of salt (5, 20, 40 and 60 ppt) for 1 week. Localization of the Na , K +ATPase in mitochondria-rich cells in gill epithelial were studied in different environmental salinities during the adaptation period. was performed by using IgGα5 as immunohistochemistry method.
    Results
    NKA localization showed that the mitochondria-rich cells are in the filament and rarely in lamellar epithelium. Intensity reactive of the antibody used during the period showed an increase in 5 and 60 ppt and decrease in 40 ppt.
    Conclusions
    Generally, tolerance and compatibility of Sparidentex hasta to salinity changes are due to rapid changes in mitochondria-rich cells to regulate the entry and exit of water and electrolytes. So to adapt with the new condition of environment some changes in the apical openings appear that regulate the amount of the carrier electrolyte enzymes in basolateral membrane. It also causes adaption of mitochondria activity to the new condition.
    Keywords: ecophysiology, immunohistochemistrya, immunolocalization, mitochondria rich cell
  • Zohreh Khaki*, Mohammad Hasanzadeh, Samereh Ghavami, Amir Ahmad Moghimi Niaki, Nahid Atyabi, Fataneh Naderinejad Pages 135-143
    Background
    Heat stress is very important in poultry production.
    Objectives
    To evaluate the effect of oral elatonin supplementation and increasing of dark period on biochemical profile of broiler chickens under Heat Stress (HS).
    ETHODS: A total of 200 day- old broiler (Arian) chicks were randomly allocated in to 4 groups (dark ,melatonin, negative and ositive controls). Melatonin group received 40 mg melatonin/kg diet from 30-40 days of age and chickens of dark group were xposed to a special lighting schedule from 10-40 days of age. All groups (except negative control) were daily exposed to HS (39± 1 c) for 6 hours per day from 35-40 days of age. At the end of 6 weeks, body weight was measured. At 30, 35, and 40 days, serum uric acid, glucose, total protein, albumin, globulin, activity of AST and creatinine were measured. ata was analyzed by ANOVA and Tukey test in SPSS software.
    Results
    In 30 days, there was no significant difference etween groups. In the day 35, only serum uric acid of melatonin group was significantly increased in comparison with egative control. Also, serum uric acid of melatonin group increased significantly in 40 days in comparison with other roups, as melatonin plays an important role in the antioxidant defense system and uric acid is an important antioxidant in chickens. Serum glucose of positive control compared to other groups significantly increased in 40 days. Other biochemical parameters were not significant. In this study,the mean body weight of dark group was significantly decreased. The percentage of mortality rate in negative control, dark, melatonin and positive control treatments was zero, 4 ,5 and 10% respectively.
    Conclusions
    These results demonstrate that dark period and oral melatonin supplementation can decrease HS.
    Keywords: biochemical profile, broiler, dark period, heat stress, melatonin
  • Hashem Khandan Barani*, Abdolali Rahdari, Narjes Sanchooli Pages 145-152
    Background
    Dietary nucleotide has been shown to improve growth indices, nutritional function and higher vertebrates in fish.
    Objectives
    We investigated the effect of different levels of dietary nucleotide on growth parameters, whole-body composition and fluctuations of cortisol and glucose due to acute stress in Snow trout (Schizothorax zarudnyi).
    Methods
    One-hundred-twenty Snow trout fingerlings with average weight 7.58±0.05g, were fed with four levels of dietary nucleotides including 0 (control), 0.15, 0.25, and 0.5 percent for 8 weeks. Ten fingerlings were stocked into each 300l tank with triplicate in four treatments and fed three times daily at 3-5% body weight rate. At the end of feeding trial, weight gain, Weight gain rate, feed efficiency, Food efficiency ratio and survival were computed. Also, the numbers of fish that were exposed to acute stress (temperature and pH).
    Results
    The results showed that none of the nucleotide-supplemented diets had any significant effect on growth indices (p>0.05). None of the dietary treatments resulted in any significant changes to dry matter, ash and protein. The only significant difference was observed in the fat (p>0.05). The fish fed 0.25% nucleotide showed higher whole lipid compared to other dietary treatments. Stress test results showed no significant difference at the beginning of the experiment, whereas after, acute stress cortisol levels were significantly higher in trials. The lowest response was observed in trial with 0.50% nucleotide and the highest was in control groups. Glucose levels were not significantly different, neither before nor after acute stress.
    Conclusions
    The nucleotide composition used in the present study failed to provide significant effects on growth of Snow trout juveniles but could improve response to acute stress.
    Keywords: acute stress, cortisol, glucose, nucleotide, Schizothorax zarudnyi
  • Shahin Sabet Sarvestany*, Mohammad Resvani, Mohammad Javad Zamiri, Shahram Shekarforoush, Hadi Atashi, Najmeh Mosleh Pages 153-161
    Background
    Following the ban on the use of growth stimulant antibiotics in many countries, interest has arisen in finding a suitable alternative for antibiotics in poultry production.
    Objectives
    The aim of this study was to investigate the effect of supplementation of two levels of nano-copper (0 and 100 mg/kg) and two levels of mannan oligosaccharide (0 or 1 g/kg) as natural growth stimulants on digestibility of nutrients and performance in broiler chicks.
    Methods
    At the end of the second week of breeding, 160 Cobb-500 broiler chicks were assigned in four treatment groups. For each treatment, four replicates (10 chicks per replicate) were considered. Experiment was conducted as a 2×2 factorial model in a completely randomized design.
    Results
    No significant differences in digestibility of nutrients and growth performance between birds that ate the supplements with control group were observed (p>0.05).
    Conclusions
    Mannan oligosaccharides and nano-copper on growth performance and nutrient digestibility in broiler chicks had no significant effect. At the doses used, concomitant supplementation of copper and mannan oligosaccharide did not have a positive effect on traits that were studied in broilers.
    Keywords: broiler chick, Digestibility, Growth performance, mannan oligosaccharide, nano oxide copper
  • Farideh Bakhshi, Ebrahim Hossein Najdegerami*, Ahmad Imani, Korosh Sarvi Moghanloo Pages 163-169
    Background
    Biofloc technology is considered a method that degrades organic waste by microorganisms and produces bacterial flocculation.
    Objectives
    This study was performed to evaluate of the application of biofloc technology in the rearing of common carp (Cyprinus carpio) fingerlings in intensive culture.
    Methods
    The experiment was designed in four treatments (Commercial diet as a control, 75% commercial diet Biofloc, 50% commercial diet Biofloc, 25% commercial diet Biofloc) with carp fingerlings (Initial weight 58 ± .2 g) over a period of one month. Water exchange in Biofloc treatments was 1% during 24 h while water flow through system was used in control. At the end of experiment, all fish were intraperitoneally injected with 12×107 colony forming units (CFU) of Aeromonas hydrophila per fish.
    Results
    The results of the experiment indicated that the highest weight gain was observed in fingerlings fed 75% commercial diet Biofloc that differed significantly from the group fed 25% commercial diet Biofloc (p0.05). Also, Biofloc significantly increased ash content in muscle (p
    Conclusions
    The results suggest that the Biofloc technology can increase growth performances of carp fingerlings in intensive system and decrease water exchange via quality improvement.
    Keywords: biofloc technology, common carp, intensive system
  • Mahdi Soltani*, Esmaeil Pirali Kheriabadi, Hossein Ali Ebrahimzadeh Mossavi, Saeed Mirzargar, Samira Mohamadian, Parviz Shayan Pages 171-178
    Background
    Strepotococcosis caused by Streptococcus iniae is one of the important emerging bacterial diseases in aquaculture sector worldwide.
    Objectives
    In this study, the genetic diversity of S. iniae strains was assessed in some rainbow trout farms in Iran.
    Methods
    Gram positive and catalase negative bacterial isolates were first obtained from 100 trout fish farms in 8 states using routine bacteriological and molecular (PCR) works. The genetic diversity of these bacterial isolates was then assessed using restriction fragment length polymorphism (RFLP) method.
    Results
    Seventy-seven strains of Gram positive and catalase negative cocci were isolated from diseased trout. PCR analysis resulted in identification of 27 strains as S. iniae. RFLP analysis of these strains using 9 digestive enzymes resulted in production of 29 bands with different molecular weight (62-940bp). Phylogenetic relationship of these strains grouped them in two distinct clusters. Twenty-six strains from Tehran, Mazandaran, Gilan, Lorstan, Fars and Charmaha-va-Bakhtiary provinces showed high homogeneous similarity above 99%, while one strain from Mazandaran province showed some differences with other strains.
    Conclusions
    S. iniae isolates in trout aquaculture in Iran possess low genetic diversity.
    Keywords: genetic diversity, rainbow trout, RFLP, Streptococcus iniae, strepotcoccosis
  • Milad Shaeri*, Ardshid Mohit, Zarbakht Ansari Pirasaraei, Mohsen Taghizadeh Pages 179-185
    Background
    Improvement of hatchability in aging broiler breeder has economic justification.
    Objectives
    The main objective of this study was to determine the effect of dietary Anethum graveolens essential oil on egg quality, some plasma metabolites and hatchability in broiler breeder hens.
    Methods
    A total number of eighty hens and eight cocks from Ross 308 strain of 105 weeks old were divided into four groups with two replicates within each (10hens 1cock). The diets were supplemented with out essential oil (Control) and with 10, 20 and 40 ml essential oil/100kg diets for four weeks.
    Results
    There were no significant differences among the groups in Haugh unit and yolk index. While, there were significant differences in egg weight, egg shape index, shell thickness, shell ratio, yolk color and shell weight. Plasma triglyceride, high density lipoprotein cholesterol (HDL-C) and egg yolk cholesterol concentration were not influenced by dietary essential oil of Anethum graveolens. Whereas essential oil increased plasma cholesterol significantly, it also significantly decreased plasma glucose. Hatchability and fertility were positively affected by supplementation of essential oil in the diet.
    Conclusions
    Results of this study showed that supplementing diet with Anethum graveolens essential oil improved hatchability of total eggs set of broiler breeders.
    Keywords: chick, herbs, reproductive performance
  • Samad Lotfolazadeh*, Ahmad Reza Mirzaie, Mohammad Gholibeyki, Saeid Bokaie Pages 187-195
    Background
    Vitamin A is a lipid soluble vitamin which can be stored in the body organs (especially in liver) and its supply is only through ration.
    Objectives
    The present study has been conducted to evaluate vitamin A status of feedlot cattle in the city of Garmsar and impact of season and nutritional management on it.
    Methods
    During the study 100 blood samples were taken from feedlot cattle of 6 farms in cold seasons of one year and 100 samples from 5 farms in warm seasons of the same year. Also, 50 blood and liver samples of slaughtered feedlot cattle were taken from Garmsar slaughter house in each of the mentioned seasons. Serum and hepatic tissue concentrations of vitamin A and beta carotene were measured by using standard biochemical methods. Student’s t-test and Tukey’s HSD tests were used for analysis of the results and p
    Results
    The results of present study showed that mean serum and hepatic concentration of vitamin A in feedlot cattle in the city of Garmsar was in defined normal range for cattle and these animals did not show any vitamin A deficiency, but mean serum beta carotene concentration was at a very low level and lower than defined normal range for this species. Mean serum vitamin A concentration of feedlot cattle in cold seasons was significantly higher than that in warm seasons (p0.05).
    Conclusions
    From the results of the present study it can be concluded that serum and hepatic concentration of vitamin A in feedlot cattle of the city of Garmsar was in normal reference range of cattle, and in spite of very low concentration of serum beta carotene concentration, due to supplementation of this vitamin in feed, vitamin A deficiency did not occur in these cattle.
    Keywords: beta carotene, feedlot cattle, nutrition management, season, vitamin A
  • Jamal Nourinezhad*, Saeideh Heidarinejad, Yazdan Mazaheri, Kaveh Khazaeel Pages 197-204
    Background
    The foramen magnum (FM) is an important landmark of the skull base and a transition zone between spine and skull as well as its close relationship to the brain and the spinal cord. So the FM has gained considerable interest due to its comparative anatomy, ontogeny, clinical, and animal breeding viewpoints.
    Objectives
    The aim of this study was to determine morphology and morphometry of the occipital area of 20 mature and immature male Khouzestan river buffaloes.
    Methods
    7 parameters of the occipital area and the shape of the FM in the skull of 20 mature and immature male Khouzestan river buffaloes were analyzed.
    Results
    The FM had 4 shapes including round, egg, oval, and tetragonal. In the mature and immature groups, the highest frequency of the FM shape belonged to oval. In the mature and immature groups, the tetragonal FM shape and the oval FM shape had the lowest frequency, respectively. The mean of the width, the length of the FM and the index of the FM in mature group was 38.60± 2.70, 35.34± 2.33, and 92.26±26 mm, respectively and 40.67± 1.51, 36.35± 2.33, and 90.23±3.65 mm in immature group, respectively. Amongst of the all parameters, the width and the length of the jugular process only differed significantly between mature and immature groups.
    Conclusions
    The variations of the FM shape in river buffalo were more than those of reported animals. The mean of the length and the width of the FM, the jugular processes width, the length of the jugular process, the length and width of the occipital condyles of male river buffaloes were greater than those of reported animals. The index of the FM in river buffalo was less than 100, which corresponded with the findings in rabbit, German shepherd and Pekingese dogs.
    Keywords: foramen magnum, morphologic, morphometric, skull, water buffalo
  • Reyhaneh Hooshmand Abbasi, Zahra Tootian*, Mohammad Taghi Sheibani, Simin Fazelipour, Hossein Limouei Pages 205-210
    Background
    One of the most artificial sweeteners is Aspartame which is commonly used in a variety of foodstuffs.
    Objectives
    This study has been carried out in order to evaluate the effects of Aspartame on histology and histometry of duodenum.
    Methods
    Forty female Balb/C mice, 21 days of age were selected and initial weight was determined. The treatment groups received 100, 200 and 400 mg/kg of Aspartame for 6 weeks, control group received only distilled water. At the end of experiment, the mice were reweighed. Then the duodenal tissue sections were prepared and stained with H&E. Besides the histological study, histometric data were collected by a light microscope equipped with Axiovision software.
    Results
    The body weights in treatment groups (100, 200 and 400 mg/kg) were 5.57±1.18, 4.47±0.89 and 5.84±0.57 respectively, which in comparison with the control group (9.38±0.81) showed a significant difference (p
    Conclusions
    Based on this study, it can be concluded that Aspartame can cause some histological and histometrical changes in duodenum.
    Keywords: aspartame, duodenum, histometry, mouse
  • Hossein Keshavarz, Ali Rassouli*, Goudarz Sadeghi Hashjin, Farhang Sassani, Mostafa Moein, Hadi Tabarraei, Sepideh Ghaffari Pages 211-217
    Background
    Aspirin-induced asthma (AIA) with symptoms such as acute bronchoconstriction occurs in about 10% of asthmatic individuals following ingestion of aspirin or other aspirin-like drugs. The mechanisms involved in AIA are not fully understood but it seems that inhibition of cyclooxygenase (COX) can play a role in such attacks.
    Objectives
    This study aimed to compare the effects of aspirin-like drugs on airway responsiveness in an animal model of allergic asthma.
    Methods
    42 male guinea pigs (250-300 g) were randomly divided into seven groups: control, allergic, ketoprofen, indomethacin, celecoxib, and aspirin (high and low doses). All animals except control group were sensitized by i.p. injections of ovalbumin and Al (OH)3 suspensions and then challenged by inhalation of ovalbumin solution on day 18. The animals received three oral doses of the aforementioned drugs or normal saline in control and allergic groups with 12 hr intervals within 24 hr before ovalbumin challenge. On day 19, animals were euthanized and the responsiveness of isolated tracheas was studied using cumulative doses of histamine and acetyl choline in an organ bath.
    Results
    Indomethacin and ketoprofen significantly increased the trachea responsiveness to acetyl choline and histamine at all concentrations. Emax values for acetyl choline and histamine in indomethacin were respectively (3.5±0.1, 3.5±0.1 g) and ketoprofen (5.1±0.2, 4.3±0.1) groups were greater than those of control (1.5±0.1, 1.5±0.1), allergic, celecoxib, high dose aspirin and low dose aspirin groups (p
    Conclusions
    It was concluded that indomethacin and ketoprofen (but not aspirin and celecoxib) can exacerbate the asthmatic conditions in this animal model.
    Keywords: airway responsiveness, allergy, aspirin, induced asthma, cyclooxygenase inhibitor drugs
  • Seraj Bita*, Mehrzad Mesbah, Ali Shahryari, Masoud Ghorbaanpoor Najafabadi Pages 219-227
    Background
    Application of green chemistry to the synthesis of nanomaterials is of vital importance in medicinal and technological aspects. Recently, synthesis of silver nanoparticles using plants and marine macro algae to adapt this approach to the environment, has become more popular.
    Objectives
    The purpose of this study is biological synthesis of silver nanoparticles using seaweed, Sargassum angustifolium, and determining its toxicity in common carp.
    Methods
    First, synthesis of silver nanoparticles using Sargassum algae was conducted and then acute toxicity of these silver nanoparticles was investigated at static renewal condition during 96 hours in common carp according to standard methods (1998) OECD.
    Results
    TEM analysis showed that the average size of the bionanoparticles was found to be 32.54 nm and spherical in shape. The toxicity results showed that the LC50 at 24, 48, 72 and 96-h after exposure was 79.54 ± 0.007, 52.17 ± 0.006, 30.62 ± 0.008 and 11.34 ± 0.016 mg/l respectively.
    Conclusions
    Analysis related to the characterization of the properties of silver nanoparticles proves bioreduction of silver ions by sargassum seaweed extract. According to the results the mortality rates of common carp showed an increasing trend with increasing concentration and exposure time, which indicates the toxicity of this substance in high concentration for common carp.
    Keywords: biosynthesis, common carp, Sargassum angustifolium seaweed, silver nanoparticles, toxicity
  • Zahra Fazle Elahy, Parviz Tajik, Khosro Hoseini Pajooh, Golshid Javdani Shahedin* Pages 229-236
    Background
    Spermatogonial Stem Cells (SSCs) are the only stem cells in adults that can transfer genetic information to future generations. Considering that a single SSC gives rise to a vast number of spermatozoa, genetic manipulation of these cells is a potential novel technology with practical application to various animal species.
    Objectives
    The aim of this study was to evaluate Enhanced Green Fluorescent Protein (EGFP) gene transfection into bovine spermatogonial colonies via liposome carrier and assess the best incubation day in uptake exogenous gene by spermatogonial colonies.
    Methods
    Transfection efficiency EGFP gene through lipofection was determined different in three days (day 4, 6 and 8) after the beginning of the culture by fluorescent microscope. Immunofluorescent staining against OCT4 and vimentin led to the confirmation of the nature of both SSCs and sertoli cells.
    Results
    Results showed that the transfected colonies through lipofection increased significantly (p
    Conclusions
    It was concluded that lipofectamine can be used safely for direct loading of exogenous DNA to spermatogonila colony, particularly during the fourth day of culture.
    Keywords: lipofectamine, spermatogonial stem cells, transfection
  • Masood Adibmoradi*, Ali Kalantari Hesari, Hassan Morovvati, Farzad Asadi, Hamid Reza Moradi Pages 237-244
    Background
    In traditional medicine in some Asian countries, including Iran, there is a belief that camphor is a suppressor of sexual activity. Not only has the validity of this hypothesis not been established, but also studies in this field are very limited.
    Objectives
    In this study, we investigated the effects of camphor on sperm quality in mice, and to protect sperm damage vitamin E as an antioxidant was used.
    Methods
    This study was conducted on 30 adult male mice (balb/c) with weight range 20-25 gr in 5 groups. First group was control (CO) and treated with normal saline, groups 2 and 3 were sham groups treated respectively with Olive oil (OL) and the combination of olive oil and vitamin E (OL), and finally, two experimental groups were treated using camphor (CA) and camphor with vitamin E (CA). Camphor at doses of 30 mg/kg/day and vitamin E at doses of 100 mg/kg/day were prepared. All materials were administered orally (gavage). After 35 days semen were collected from tail of epididymis, and then total count, motility, viability, nuclear maturity, and DNA damage were examined.
    Results
    Results showed significant reduction in sperm total count, percentage of viability, increase in the number of immature sperms and no significant difference in rate of motile sperms and sperms with damaged DNA in groups that received Camphor was observed. Vitamin E as a strong antioxidant administered lightly was able to reduce the effects of Camphor on viable and mature sperms (p
    Conclusions
    It can be concluded that Camphor could affect on mice sperm quality and vitamin E as an antioxidant, was able to slightly reduce Camphor effects in sperm quality.
    Keywords: sperm, mice, Camphor, vitamin E
  • Masoud Taher, Shaban Rahimi*, Mohammad Amir Karimi Torshizi, Abbas Ashouri, Sakineh Babaei Pages 245-253
    Background
    Salmonella Enteritidis in poultry is one of the main causes of illness that can be controlled effectively by some plant compounds, antibiotics and probiotics.
    Objectives
    This study compares the effect of rosemary, thyme, propolis, antibiotic and probiotic on the immune system and blood parameters of broilers challenged with Salmonella Enteritidis.
    Methods
    Four hundred and twenty 1-day- old male broiler chicks Cobb strain were divided into seven groups: including rosemary ethanol extract, ethanol extract of propolis, ethanol extract of thyme, and probiotics, virginiamycin (10%) and positive and negative controls, and were reared for 6 weeks. At the end of experiment chickens were sampled and slaughtered.
    Results
    The results showed that plant extracts with probiotics can improve the immune system, reduce serum lipids, reduce harmful bacteria such as Salmonella and E.coli and increase the beneficial bacteria such as lactic acid bacteria.
    Conclusions
    This study showed that the herbal extracts and probiotics can be used as an alternative to antibiotics in broiler diets.
    Keywords: rosemary, thyme, broilers, the immune system, Salmonella Enteritidis