فهرست مطالب

Geopersia - Volume:6 Issue: 1, 2016
  • Volume:6 Issue: 1, 2016
  • تاریخ انتشار: 1395/01/30
  • تعداد عناوین: 11
|
  • محسن موذن، مهدی قادری، هادی عمرانی صفحات 1-18
    سنگ مادر سنگها دگرگونی رسی منطقه گرمی چای در آذربایجان شرقی در شمال غرب ایران رسوبات غنی از رس با ماهیت فرسایش یافته بوده است که به احتمال زیاد از یک سنگ اولیه آندزیت تا آندزیت بازالت منشا گرفته و در یک محیط تکتونیکی حاشیه فعال قاره ای رسوب کرده اند. سنگ مادر سنگهای دگرگونی گرمی چای قبل از دگرگونی هوازدگی شیمیایی ضعیف تا متوسطی را تحمل کردند. آندالوزیت، کردیریت، بیوتیت و موسکویت حاصل دگرگونی در شرایط فشار پایین و دمای متوسط هستند. کردیریت در تمامی این سنگها به سودومورف پنیت تجزیه شده اند. برخی از نمونه های سنگی دارای هر دو کانی آندالوزیت و کردیریت هوازده به صورت درشت بلور هستند در حالیکه نمونه های دیگر حاوی تنها آندالوزیت و یا تنها کردیریت هوازده هستند. دما و فشار محاسبه شده برای دگرگونی نشان می دهد که محدوده فشاری 1 تا 5/2 کیلوبار و دما بین 500 تا 600 درجه سانتیگراد بوده است. فراوانی اکسیدهای اصلی در تمامی نمونه های تجزیه شده مقادیر مشبهی نشان می دهند در حالیکه مقادیر برخی عناصر فرعی به ویژه روی تفاوت معنی داری بین نمونه ها ی با مجموعه کانی شناسی متفاوت نشان می دهند. تفادت مقادیر این عناصر فرعی می تواند نقش مهمی در مجموعه کانی شناسی سنگها ایفا کند.
    کلیدواژگان: سنگ رسی دگرگون، سنگ مادر، هوازدگی شیمیایی، دگرگونی، مجموعه کانی، شمال غرب ایران
  • فاطمه ناصری، محمدحسین قبادی صفحات 19-33
    آب و هوای سرد، پارامتر مناسبی برای توسعه ترک های کششی و کاهش شکنندگی سنگ است. بنابراین در این مقاله سعی بر بررسی سنگ آهک های متخلخل همه کسی و پیش بینی شکنندگی آنها در طی چرخه های انجماد و ذوب شدن شده است. هر چرخه از آزمایش انجماد و ذوب شدن شامل 16 ساعت انجماد و 8 ساعت ذوب شدن است. ویژگی های ژئومکانیکی و شاخص های شکنندگی (B1, B2, B3) سنگ آهک ها در طی چرخه های انجماد و آب شدن از چرخه (سنگ غیر هوازده) تا چرخه 40 اندازه گیری شده اند. آنالیز آماری شامل رگرسیون ساده و چندمتغیره به منظور شناسایی پارامترهای ژئومکانیکی که نسبت به سایر پارامترها تحت تاثیر پیشرفت چرخه های انجماد و ذوب شدن قرار گرفته و برای پیش بینی شکنندگی مناسبتر هستند، بکار رفته اند. از دیدگاه آنالیز رگرسیون ساده، تمامی پارامترهای ژئومکانیکی شامل مقاومت کششی، مقاومت فشاری تک محوری، سرعت موج p، تخلخل و جذب آب (به استثنای دانسیته خشک) ارتباط خوبی با شاخص شکنندگی نشان داده اند. در این تحقیق؛ پیش بینی یکپارچه شکنندگی به منظور توسعه مدل های چند متغیره (MR) و شبکه عصبی مصنوعی (ANN) با تعدادی پارامتر آماری (R ، RMSE، VAF و ME) و بر اساس خصوصیات ژئومکانیکی بررسی شده است. بر طبق آماره های بدست آمده، مدل هایی که بر اساس n، Vp و می باشند کارایی بیشتری نشان می دهند. علیرغم این حقیقت که Vp در رگرسیون ساده ضریب انطباق خوبی با چرخه های انجماد و آب شدن و B3 (R= 0.74 و R= 0.55) دارد، اما اثر آشکاری بر B3 در مدل های MR ندارد. همچنین پارامترهایی با ضریب تعیین کم در رگرسیون ساده (=0.15) نمی توانند سبب بهبود مدل ها در رگرسیون چند متغیره شوند.
    کلیدواژگان: سنگ آهک های متخلخل چرخه های انجماد، مدل های چند متغیره (MR)، شبکه عصبی مصنوعی (ANN)
  • وحید رستگاریان، مجتبی حیدری*، بهروز رفیعی، یزدان محبی صفحات 35-43
    این پژوهش برای پیش بینی ویژگی های دوام سنگ های حاوی کانی های رسی در مناطق ایلام، سرپل ذهاب و تجرک انجام شده است. دستگاه دوام جدید با استوانه های متحد المرکز هم محور قطعات خرد شده در اندازه های 2 تا 4/25 میلیمتر را در حال چرخش از هم جدا می کند. بر اساس توزیع اندازه دانه ها، شاخص نسبت تخریب(DR) برای ارزیابی دوام سنگ ها مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از نمودار *ΔDR-N بدست آمده از آزمایش دوام دینامیکی، ویژگی های دوام سنگها توصیف شد. که امکان تخمین دوام سنگها در تعداد چرخه های بیشتر و پیش بینی اثر فرایندهای هوازدگی را فراهم می کند. این پیش بینی، یک روش موثر هنگامی که داده ها محدود و یا غیر قابل دسترس هستند را فراهم می کند. لذا یک رده بندی جدید برای ارزیابی دوام سنگها معرفی شد. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که مارن آهکی سازند گورپی( G-2،G-3) و آهک مارنی سازند پابده(P-3) در رده سنگ های با دوام متوسط تا بالا قرار می گیرند.
    کلیدواژگان: شکفتگی، سنگ های حاوی کانی های رسی، دوام پذیری، شاخص نسبت تخریب
  • فریدون قدیمی*، محمد قمی، احسان ملکی صفحات 45-61
    زون ماگمایی ارومیه دختر در ایران به عنوان یک کمربند چند فلزی شناخته شده است که دارای سنگ میزبان کانسارهای پورفیری، کانسار اسکارن چند فلزی است.در این تحقیق تحلیل آماری چند متغیره برای شناسایی آنومالی های ژئوشیمیایی مورد توجه است.تحلیل های آنالیز فاکتوری مرحله به مرحله ، آنالیز خوشه ایو مدل فراکتال برای شناسایی آنومالی های عناصری چون طلا،مس، سرب، روی، نقره، مولیبدن، تنگستن، قلع و آرسنیک برای کانسارهای اسکارنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مشخص شد که کمربند ارومیه -دختر میزبان طلا در این منطقه است. به علاوه مشخص شد که تلفیق روش های آماری و مدل فراکتال ابزار های مناسب برای شناسایی آنومالی های ژئوشیمیایی هستند.
    کلیدواژگان: رسوب آبراهه ای، تحلیل آماری، مدل غلظت، مساحت فراکتال، کانسار اسکارن طلا، ایران
  • کبری شیخ *، غلامعباس کاظمی، نورعلی داموغ صفحات 63-73
    نرخ نفوذ و هدایت هیدرولیکی از پارامترهای بسیار مهم برای ارزیابی هیدرولوژی محیط های زیر سطحی می باشند. خصوصا در بحث چاه های دفع آبهای اضافی و طرح های تغذیه مصنوعی هر دو ویژگی باید با دقت بررسی شوند تا فهم بهتری از عملکرد این طرحها بدست آید. در این تحقیق جدید، آب تانکر و رواناب بارندگی در یک چاه با عمق 5/22 متر، که 15 متر از آن در نهشته های واریزه ای خشک و 5/7 متر پایین آن در سنگ بستر مارنی نفوذ ناپذیر قرار دارد تزریق گردید تا امکان استفاده از این چاه برای ذخیره رواناب بارندگی در زمستان و بازیافت آن در تابستان مورد ارزیابی قرار گیرد. با استفاده از داده های سرعت بالا آمدن و پایین رفتن هد هیدرولیکی، نرخ نفوذ در اعماق مختلف چاه محاسبه گردید. همچنین هدایت هیدرولیکی نهشته های واریزه ای با استفاده از نمودار توزیع دانه بندی نمونه های براشت شده برآورد گردید. نتایج نشان داد که نرخ نفوذ ارتباط نزدیکی با هدایت هیدرولیکی دارد به طوریکه حداکثر نرخ نفوذ در اعماق 10 و 11 متری و حداکثر هدایت هیدرولیکی در عمق 10 متری می باشد. یافته های جدید حاصل از این آزمایش شامل 1) وجود ارتباط معکوس بین حداکثر هد ایجاد شده در هر مرحله از تزریق و نرخ نفوذ و 2) نقش کلیدی زون ارتباطی بین سنگ بستر و نهشته های واریزه ای در فرار آب تزریق شده، میباشد.
    کلیدواژگان: چاه تغذیه، تزریق آب، نرخ نفوذ، هدایت هیدرولیکی، دانه بندی خاک
  • امیر هاتفی اردکانی *، محمد اختصاصی صفحات 75-88
    امروزه استفاده از سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تبدیل به یکی از ابزارهای قدرتمند و مقرون به صرفه جهت شناسایی و اکتشاف منابع آب زیرزمینی قابل دسترس شده است. در مقاله حاضر واحدهای سنگ شناسی، خطواره ها، شیب، توپوگرافی، تراکم زهکشی، پوشش گیاهی و خطوط همباران از طریق تکنیک های سنجش از دور و GIS تشکیل و پس از وزندهی در کلاس های مختلف از طریق تحلیل سلسله مراتبی، حوضه مهدی شهر از نظر نواحی بالقوه آبهای زیرزمینی تقسیم بندی گردید. نتایج نشان داد که از بین 7 معیار مورد بررسی توسط نظرات خبرگان و روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی، معیار زمین شناسی و خطواره به ترتیب با اهمیت نسبی 33/0 و 22/0 دارای بیشترین اهمیت نسبی و ارجحیت بالا جهت پتانسیل یابی آبهای زیرزمینی در منطقه می باشد. همچنین در منطقه مورد مطالعه آبرفت های کواترنری شامل تراس های قدیم و جدید و رسوبات رودخانه ای دارای بیشترین اهمیت نسبی و مطلوبیت و ذخایر تراسی و مخروط افکنه های کوهپایه ای قدیمی مرتفع و جدید کم ارتفاع و جلگه های آبرفتی به عنوان مناطق بالقوه خوب آبهای زیرزمینی محسوب می شوند. تراکم زیاد خطواره ها در سازندهای ماسه سنگی شمشک و باروت و همچنین آهک های ضخیم لایه سازندهای تیزکوه، لار و زیارت، مناطق خوب و بالقوه آبهای زیرزمینی را تشکیل داده اند.
    کلیدواژگان: AHP، GIS، آب زیرزمینی، سنجش از دور
  • غلام حسین کریمی، رحیم باقری*، فرزانه گره زاده صفحات 89-103
    سفره های کارستی مهمی در غرب و جنوب غرب ایران وجود دارد که یکی از آنها منطقه کارستی منصور آباد در استان فارس-شیراز می باشد. آب شرب این منطقه توسط چهار حلقه چاه پمپاژ از این سفره کارستی تامین می گردد که متاسفانه آب برخی از این چاه ها دچار مشکل کدورت شده اند. مقدار هدایت الکتریکی در این منطقه از 703 تا 1096 μmohs/cm متغیر می باشد. روند تغییرات غلظت یونهای اصلی در تمامی چاه ها مشابه بوده که دلیل بر یکسان بودن منشا آنها دارد. یکی از فرایندهای مهم ژئوشیمایی در منطقه دولومیت زدایی بوده که در اثر انحلال ژیپس و بالتبع انحلال دولومیت و رسوب کلسیت اتفاق افتاده است. مقادیر غلظت فلزات سنگین در آبهای منطقه مورد مطالعه کم و در حد شرب و استاندارد جهانی می باشد. از نظر بیولوژیکی، این آبها استاندارد لازم جهانی جهت شرب را دارند. آب چاه های شماره 1، 2 و 3 با توربیدیتی حدود 5 NTU دارای مشکل کدورت بوده و بالاتر از حد استاندارد جهت شرب می باشند؛ بنابراین فقط چاه شماره 4 جهت شرب در این پمپاژ شده و مورد استفاده قرار می گیرد. به احتمال زیاد بدلیل وجود بین لایه های رسی در سازند کارستی منطقه و انحلال و فرسایش آنها در طی جریان آب زیرزمینی در بین آنها، می تواند دلیل اصلی بروز مشکل کدورت در آب این چاه ها در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: آب شرب، هیدروژئوشیمی، سفره های کارستی، میکروارگانیسم توربیدایتی
  • پیمان افضل*، مهدی رضایی صفحات 105-116
    هدف از این مطالعه یافتن اثر روش-های تخمین کریجینگ معمولی و عکس فاصله وزن دار بر روی جدایش آنومالی های ژئوشیمیایی حاصل از نمونه های خاک برجا با استفاده از روش فرکتالی عیار-مساحت در منطقه ایرانکوه واقع در ایران مرکزی می باشد. نخست واریوگرام ها و بیضوی ناهمسانگردی برای مدلسازی توزیع عیار سرب و روی ساخته شدند. سپس منحنی فرکتالی براساس نتایج حاصل از این روش های تخمین ترسیم شده و واریانس تخمین هر یک از جوامع آنومالی تعیین شدند. براساس مقایسه بین واریانس های تخمین جوامع و آنومالی های گوناگون مشخص شد که واریانس های تخمین برای آنومالی های حاصل از روش تخمین کریجینگ معمولی کمتر از روش عکس فاصله وزن دار است. آنومالی های شدید و بالای سرب و روی حاصل از مدلسازی فرکتالی براساس روش کریجینگ معمولی دارای واریانس کمتر از آنومالی های متناظر ناشی از روش تخمین عکس فاصله وزن دار است. براساس نتایج حاصله آنومالی های اصلی سرب و روی در شمال غربی محدوده قرار دارند.
    کلیدواژگان: عکس فاصله وزن دار، کریجینگ معمولی، واریانس تخمین، روش فرکتالی عیار، مساحت، ایرانکوه
  • آتوسا هنرمند، محمد وحیدی نیا*، عباس قادری صفحات 117-128
    مطالعه توالی زسوبات همی پلاژیک اواخر سانتونین پسین- کامپانین پسین سازند آب تلخ در برش بهادرخان (مرکز حوضه کپه داغ) ما را قادر ساخت تا براساس مجموعه روزن داران شناور و کف زی تغییرات بوم شناسی دیرینه را بررسی نماییم. سنگ شناسی برش بهادرخان متشکل از شیل آهکی، مارن آهکی، مارن و بصورت پراکنده چندین واحد سنگ آهک چاکی می باشد. وضعیت مرزهای زیرین و بالایی آن با سازندهای آبدراز و نیزارهمشیب و پیوسته است. از آنجا که روزن داران ابزار مناسبی برای بررسی های بوم شناسی دیرینه می باشند به منظور بررسی تغییرات عمق دیرینه از آنها به 3 روش استفاده شد: 1- معادلات تعیین عمق و روش Van derz van (نسبت روزن داران شناور به کف زی)(P/B، 2- مدل مورفوتایپی Leckie (1987) و 3- بررسی تغییرات پوسته روزن داران کف زی و نسبت روزن داران کف زی آگلوتینه به آهکی، همچنین با هدف بررسی میزان اکسیژن و مواد مغذی از مدل Trox نسبت روزن داران کف زی سطح زی به درون زی (Ep/In) استفاده شده است. بر اساس این شمارش های آماری 4 مرحله تغییرات عمق و شرایط محیطی را در این برش در محدوده سنی اواخرسانتونین پسین- کامپانین پسین مشاهده شد. طبق بررسی ها در زمان کامپانین پیشین نسبت P/B و کف زی درون زی بالاست که این نشانه بالا بودن سطح آب و محیط یوتروفیک است که درچنین محیطی میزان اکسیژن کم و مواد مغذی بالا می باشد. سپس در اواخرکامپانین پیشین و ابتدای کامپانین میانی سطح آب پایین می آید و محیط به سمت شرایط الیگوتروفیک پیش میرود، طی کامپانین میانی و ابتدای کامپانین پسین سطح آب مجددا افزایش می یابد و نهایتا در زمان کامپانین پسین و با تغییر سنگ شناسی به ماسه سنگهای سازند نیزار ما شاهدکاهش در نسبت P/B و پایین آمدن سطح آب و افزایش در سطح اکسیژن وکاهش مواد مغذی می باشیم .
    کلیدواژگان: سازند آب تلخ، بوم شناسی دیرینه، روزن داران شناور و کف زی، حوضه کپه داغ
  • اعظم ماهانی پور*، امینه نجف پور صفحات 129-148
    در مطالعه حاضر تجمع نانوفسیل های آهکی در توالی رسوبات کامپانین پسین – مایستریشتین پیشین در سازند گورپی مورد مطالعه قرار گرفته است. در این مطالعه برای اولین ماتریکس تطابقی برای بررسی تجمع نانوفسیلهای آهکی و بازسازی شرایط محیطی استفاده شد. تحلیل کمی تجمع نانوفسیلهای آهکی جهت بررسی حوادث آب و هوایی و تفسیر تغییرات درجه حرارت آبهای سطحی بر روی نمونه ها انجام شد. تجمع نانوفسیل های آهکی بر اساس درجه حرارت به سه گروه گونه های بسیار سرد، سرد و گرم تقسیم می شوند. اگرچه گونه های شاخص آبهای بسیار سرد (Ahmuellerella octoradiata و Gartnerago segmentatum) نادر می باشند (کمتر از یک درصد)، اما گونه های شاخص آب سرد (Eiffellithus turriseiffelii، Prediscosphaera cretacea، Micula staurophora، Zeugrhabdotus spp.، Arkhangelskiella cymbiformis، Biscutum constans، Tranolithus orionatusو Lucianorhabdus cayeuxii) و گرم (Watznaueria barnesae، Uniplanarius trifidus، Uniplanarius sissinghii، Ceratolithoides spp. و Broinsonia spp.) بسیار رایج هستند. تعداد گونه های شاخص آب گرم بیش از تعداد گونه های آب سرد است و یک روند معکوس بین آنها دیده می شود. با در نظر گرفتن شاخص درجه حرارت (Temperature Index=TI)، چهار روند مهم نوسانات آب و هوایی، از درجه حرارت گرمتر به سمت فازهای سردتر (دو مرحله سردشدگی و دو مرحله گرم شدگی) در محدوده مورد مطالعه ثبت شده است. بر طبق داده های ثبت شده، دو حادثه سردشدگی واضح به ترتیب در کامپانین پسین و مایستریشتین پیشین ثبت شده است.
    کلیدواژگان: کامپانین پسین، مایستریشتین پیشین، نانوفسیل های آهکی، حادثه سردشدگی، سازند گورپی، حوضه زاگرس
|
  • Mohssen Moazzen*, Mahdi Ghaderi, William S. Downey, Hadi Omrani Pages 1-18
    The protoliths of metamorphosed argillaceous rocks from the Garmichay area in the East Azerbaijan province of NW Iran were clayrich sediments of reworked nature, originating most likely from an andesite to andesite-basalt source and deposited in an active continental margin tectonic setting. The protoliths of the Garmichay metapelites experienced low to moderate chemical weathering. Andalusite, cordierite, biotite, and muscovite are produced due to metamorphism under low-pressure and medium-temperature conditions. Cordierite throughout the whole assemblages is altered to the pseudomorphs pinite. Some rock samples contain both andalusite and altered cordierite as porphyroblasts, whereas others contain only andalusite or altered cordierite. Pressure and temperature estimates indicate that pressure for metamorphism was in the range 1-2.5 kbar with temperature between 500-600C. Major oxides abundance show similar values in all analyzed samples, while concentration of some minor elements, especially zinc, show meaningful differences in rocks with different metamorphic mineral assemblages. The variations in the abundance of these minor elements may have played important role in the control of the mineral assemblages present.
    Keywords: Chemical Weathering, Metamorphism, Metapelite, Mineral Assemblage, NW Iran, Protolith
  • Mohammad Hosein Ghobadi, Fateme Naseri* Pages 19-33
    The cold climate is a favorable parameter for the development of tension cracks and decrease of rock brittleness. Therefore, this paper attempts to investigate the Hamekasi porous limestone in order to predict the brittleness indices during freeze-thaw cycles. The freeze– thaw test was executed for one cycle including 16 h of freezing, and 8 h of thawing. The geo mechanical properties and brittleness indices (B1, B2, B3) of limestones were measured across freeze-thaw cycles from cycle 0 (fresh rock) to cycle 40. Statistical analyses, including simple and multiple regressions, were applied to identify those geomechanical parameters that are most influenced by the progression of freeze-thaw cycles and more appropriate for the brittleness prediction. Based on simple regression, all geomechanical properties including tensile strength ( t  ), uniaxial compressive strength ( c  ), P-wave velocity (Vp), porosity (n), and quick absorption index (QAI) (except dry density ( d  )) demonstrated good correlations with brittleness index (B3). The integrated prediction of brittleness is put forward to develop some models by multiple regression (MR) and artificial neural network (ANN) with some statistic parameters (R, RMSE, VAF and ME), based on all geomechanical properties examined in this research. It is concluded that models based on n, Vp and d  exhibited high performance according to the obtained statistic parameters. In spite of the fact that Vp has good correlation coefficient (R) with freeze-thaw cycles, and B3 (R2= 0.74, and 0.55, respectively) in simple regression, it does not have a prominent effect on B3 in MR models. Also, parameters with low correlation coefficient in simple regression ( d  =0.15) cannot improve the model performance in ANN methods.
    Keywords: ANN Models, Brittleness Indices, Freeze–Thaw Cycles, Multiple Regression Models, Porous Limestone
  • Mojtaba Heidari*, Behrouz Rafiei, Yazdan Mohebi, Vahid Rastegarian Pages 35-43
    A research program was conducted on different clay-bearing rocks selected from the Ilam, Sarpol-e Zahab and Tajarak regions (Iran) to predict their slaking characteristics. The new durability apparatus (nested mesh drums) separates disintegrated particles varying from > 25.4 to
    Keywords: Clay, Bearing Rocks, Disintegration Ratio, Durability, Slaking
  • Feridon Ghadimi*, Mohammad Ghomi, Ehasan Malaki Pages 45-61
    Iranian Cenozoic magmatic belt, known as Urumieh-Dokhtar, is recognized as an important polymetallic mineralization which hosts porphyry, epithermal, and polymetallic skarn deposits. In this regard, multivariate analyses are generally used to extract significant anomalous geochemical signature of the mineral deposits. In this study, stepwise factor analysis, cluster analysis, and concentration– area fractal model have been used to delineate geochemical anomalies associated with skarn mineralization, based on Au, Cu, Pb, Zn, Ag, Mo, W, Sn, and As stream sediment data. These results indicate that the Urumieh-Dokhtar belt potentially hosts Au skarn deposits. The hybrid method combining the statistical analysis and C-A fractal model is an effective tool to identify geochemical anomalies.
    Keywords: Au Skarn Deposit, Concentration Area Fractal Model, Iran, Statistical Analysis, Stream Sediment
  • Kobra Sheikh Leiveci*, Gholam Abbas Kazemi, Noorali Damough Pages 63-73
    Infiltration rate and hydraulic conductivity are immensely important parameters for evaluating the hydrology of subsurface environments. Specifically, in disposal wells schemes and in artificial recharge plans both properties must be correctly assessed to better analyze the performance of these installations. In a new research, tanker water and rainfall runoff were injected into a 22.5 m deep well dug in a 15 m thick dry overburden and the underlying impermeable marl bedrock (7.5 m) to evaluate the feasibility of using the well to store winter runoff in the overburden for recovery in the summer. Rates of rise and fall in the hydraulic head were measured, and infiltration rate in various depths were calculated. Also, hydraulic conductivity of the overburden was calculated using particle distribution curves of the overburden samples. Infiltration rate showed close correlation with the hydraulic conductivity. Maximum infiltration rate occurs at depths of 10-11 m; depth of 10 m is the most conductive interval. New findings have come out of this experience including 1. negative correlation between maximum head generated in a specific injection event and the rate of infiltration and 2. the important role of the contact zone between bedrock and the overburden in draining the injected water.
    Keywords: Hydraulic Conductivity, Infiltration Rate, Recharge Well, Soil Grain Size, Water Injection
  • Amir Hossein Hatefi Ardakani*, Mohammad Reza Ekhtesasi Pages 75-88
    Nowadays the use of remote sensing and Geographic Information System (GIS) is one of the most powerful cost effective tools to identify and discover the available groundwater resources. In this paper, Lithological Units, Lineaments, Slope, Topography, Drainage density, Vegetation and Isohyets lines have been achieved by stations and through remote sensing and GIS techniques. All layers of different classes were initialized through hierarchical analysis to potential areas of groundwater and after modeling in GIS Environment, Mahdishahr zone was classified according to the potential groundwater basins. The results show that in the 7 reviewed criteria by the expertise and Analytical Hierarchy Process, geological criterion and lineaments with the relative importance of 0.33 and 0.22, respectively, have greatest importance and priority for potentiality of groundwater in the region. Also in the studied area, Quaternary Alluvium consisted of old and new terrace and river sediments have the highest relative importance and desirability and terrace resources and the elevated old and low height new Foothill Alluvial fans are considered as good potential areas of groundwater. Shemshak Sandstone formations and Barut with a high density lineaments and Tizkouh formation with the thick layers of limestone and Barut are also good areas for groundwater.
    Keywords: AHP, GIS, Groundwater, Remote Sensing
  • Gholam Hossein Karami, Rahim Bagheri *, Farzaneh Gharehzadeh Pages 89-103
    Important karstic aquifers exist in west and southwest of Iran. Mansour-Abad Karstic region is located in Shiraz, southwest of Iran. It supplies the drinking water for the whole area by 4 pumping water wells, some of which have water turbidity problem. The present research aims to assess the hydrogeochemistry and turbidity problem in the karstic water production wells. The EC varies between 703 (in well No.1) and 1096 µmohs/cm (in well No.4). All water wells have similar ion concentration trend, indicating the same origin. The dissolution of gypsum during dedolomitization process induces the transformation of dolomite to calcite in the study area, especially in well No.4. The concentrations of most trace elements in the study area are lower than the standard value. Bacteriological water parameters are outside the accepted limits recommended by WHO for drinking water. Wells No. 1, 2 and 3 have turbidity values greater than limited values for drinking water which is about 5 TU; therefore, only well No.4 is used as drinking water resource in the study area. Most probably, interference of clay mineral layers with groundwater flow is one of the main causes of turbidity in some wells.
    Keywords: Drinking Water, Hydrochemistry, Karst Aquifer, Microorganism, Turbidity
  • Mehdi Rezaie, Peyman Afzal* Pages 105-116
    This study aims to recognize effect of Ordinary Kriging (OK) and Inverse Distance Weighted (IDW) estimation methods for separation of geochemical anomalies based on soil samples using Concentration-Area (C-A) fractal model in Irankuh area, central Iran. Variograms and anisotropic ellipsoid were generated for the Pb and Zn distribution. Thresholds values from the C-A log-log plots based on the estimation methods revealed the presence of various geochemical anomalies within estimation variances which were compared in both methods. The comparison among the estimation variances for different geochemical anomalies based on the C-A fractal model indicated that the estimation variance is less in the OK method especially for extremely and highly Zn-Pb anomalies. The estimated variances for different Zn anomalies via OK and C-A fractal method are lower than fractal modeling obtained by IDW estimation. However, extremely and highly Pb anomalies due to OK method have estimation variances lower than IDW method. Based on the results, main Zn and Pb anomalies are situated in the NW part of the area.
    Keywords: Concentration Area (C, A) Fractal Model, Estimation Variance, Inverse Distance Weighted (Idw), Irankouh, Ordinary Kriging (OK)
  • Atusa Honarmand, Mohammad Vahidinia*, Abbas Ghaderi Pages 117-128
    Study of a late Late Santonian to Late Campanian hemipelagic succession from Abtalkh Formation at the Bahadorkhan section (Central Kopet-Dagh) enabled us to verify paleoecology changes based on planktonic and benthic foraminifera assemblage. Bahadorkhan section is consisted of calcareous shale, lime marl, marl, and a few dispersed chalky limestone beds. Upper and lower boundaries of Abtalkh Formation are conformable with Abderaz and Neyzar formations. Since foraminifera are proper tools for paleoecological investigations, we used them in three methods to analyze the changes of paleobathymetry: 1) Van der Zwaan’s equations of determining depth and method (the ratio of planktonic foraminifera to benthic), 2) Leckie''s morphotype model, and 3) investigating the changes of benthic foraminifera and the ratio of agglutinated benthic foraminifera to the utilized calcareous benthic foraminifera. Trox model (the ratio of epifaunal to infaunal (Ep/In)) was also used with the goal of identifying oxygen level and nutrients. According to the statistical counting, four stages of changes in depth and environmental conditions in this section with age range of late Late Santonian- Late Campanian were observed. According to the analysis, in the Early Campanian, P/B ratio and infaunal benthic are high which indicates the high level of water and eutrophic environment. In such an environment, nutrient and oxygen levels are respectively high and low. Then, at end of the Early Campanian and the beginning of Middle Campanian, water level decreases, and the environment moves toward oligotrophic conditions. During Middle Campanian and the early Late Campanian, water level increases again. Finally, during Late Campanian and along with the change of lithology to Neyzar Formation sandstones, we will witness the decrease of P/B ratio, water level drop, oxygen level increase, and nutrient decrease.
    Keywords: Abtalkh Formation, Kopet, Dagh Basin, Paleoecology, Planktonic, Benthic Foraminifera
  • Azam Mahanipour*, Amineh Najafpour Pages 129-148
    A succession of Late Campanian- Early Maastrichtian is analyzed from Gurpi Formation with regard to the calcareous nannofossils. Correlation Matrix was applied for the first time to the entire nannofossil assemblage to reconstruct environmental conditions. A detailed quantitative calcareous nannofossil analyses is performed on samples in order to further investigate the climate events, and interpret changes of surface water temperature. The calcareous nannofossil assemblage is divided into 3 groups as cold, cool and warm water taxa. Although cold water taxa (Ahmuellerella octoradiata and Gartnerago segmentatum) are rare (less than 1%), cool (Eiffellithus turriseiffelii, Prediscosphaera cretacea, Micula staurophora, Zeugrhabdotus spp., Arkhangelskiella cymbiformis, Biscutum constans, Tranolithus orionatus and Lucianorhabdus cayeuxii) and warm (Watznaueria barnesae, Uniplanarius trifidus, Uniplanarius sissinghii, Ceratolithoides spp. and Broinsonia spp.) water taxa are more frequent. The number of warm water taxa is higher than the number of cool water taxa and a reverse trend can be observed between them. Concerning the temperature index (TI), four important trends of climate variability from warmer to cooler phases (two cooling phases and two warming phases) have been documented at the studied interval. According to the recorded data, two pronounced cooling event are observed at Late Campanian and Early Maastrichtian, respectively.
    Keywords: Calcareous Nannofossil, Cooling Event, Gurpi Formation, Iran, Late Campanian, Early Maastrichtian, Zagros Basin