فهرست مطالب

  • پیاپی 1 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/29
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدحسین رامشت، فرهاد باباجمالی، محسن پورخسروانی صفحات 1-22
    پردازش مفاهیم و دیدگاه های جدید در حوزه معرفت شناسی علوم، ضمن طرح اصول و قوانین جدید، معیارهای ارزیابی، پردازش و حل مسائل را نیز تغییر می دهد. از جمله این مفاهیم و تئوری های جدید، که در حوزه دانش جغرافیا مطرح می گردد، کوپلینگ است. کوپلینگ مفهومی است که از یک زوج فرایند همسو و مرتبط با یکدیگر حکایت دارد. به عبارت دیگر کوپلینگ تبیین کننده، فرآیندهای هماهنگ مکمل، در راستا و جهتی همسو است. این مفهوم می تواند مارا در شناسایی و فهم بسیاری از پدیده ها که ظاهرا با هم ارتباط چندانی ندارند رهنمون ساخته و علت تامه متفاوتی را برای آنها مطرح سازد. این پژوهش سعی دارد ضمن تبیین مفهوم کوپلینگ در جغرافیا، هویت مدنی ایران را در قالب این تئوری بررسی نماید. به طور کلی نتایج تحقیق نشان می دهد که مفهوم کوپلینگ با مفاهیمی چون دوال و ثنویت تفاوت ماهوی دارد اگر چه ممکن است تکنیک های بکار گرفته شده در مورد تحلیل اعداد و ارقام یکسان باشد. همچنین نتایج حاکی از آنست که پیوند ژنریک میان چاله ها و چکادهای مجاور آنها به عنوان کوپل های هماهنگ و همسو تاثیر مستقیمی بر تکوین کانون های مدنی ایران داشته است. به عبارت دیگر رابطه استقرار کانون های مدنی ایران با قلل، یک پیوند زمانی است که هویت مدنی شهری در ایران بر این اساس بنیان گرفته است. حتی بزرگی و توان اکولوژیکی چنین شهرهایی در ایران بستگی تام با مساحت طبقه ارتفاعی بالای 2500 متر و حجم کوهستانها در این ارتفاع دارد.
    کلیدواژگان: رابطه ژنریک، کوپلینگ، مدنیت، همبستگی
  • علی زنگی آبادی، سارا میرزایی صفحات 23-42
    هدف از این پژوهش، ارزیابی شاخص های توسعه فضای سبز شهری، دست یابی به میزان نابرابری های منطقه ای و در نهایت سطح بندی مناطق 22 گانه شهر تهران ازنظر برخورداری از فضای سبز است. روش تحقیق در این پژوهش «توصیفی، قیاسی و تحلیلی» است. جامعه آماری آن، 22 منطقه شهرداری تهران است. لذا پس از گردآوری اطلاعات و داده های آماری و پردازش آن به وسیله نرم افزارهای SPSS و ArcGIS وضعیت فضای سبز مناطق شهری تهران تحلیل و شاخص های توسعه پایدار فضای سبز استخراج گردید و با استفاده از تحلیل GSSDI (شاخص توسعه پایدار فضای سبز) و فن TOPSIS، به سطح بندی وضعیت فضای سبز مناطق پرداخته شد تا براساس آن، مناطق محروم و در اولویت توسعه فضای سبز شناسایی گردد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که متوسط سرانه فضای سبز به دست آمده برای مناطق شهر تهران در سال 1388، 5/9 مترمربع است که تقریبا نصف حداقل سرانه پیشنهادی برای شهر تهران (10 مترمربع) براساس طرح جامع آن در سال 1386 است. کمترین سرانه، متعلق به منطقه ده با سرانه 0/16 مترمربع با جمعیت 329507 نفر و مساحت 8159515،08 مترمربع و بیشترین سرانه فضای سبز متعلق به منطقه سه با سرانه 15 مترمربع با جمعیتی در حدود جمعیت منطقه ده، 321496 نفر و مساحت 29299512.3 متر مربع است.
    کلیدواژگان: تحلیل فضایی، شاخص توسعه پایدار فضای سبز، TOPSIS، شهر تهران
  • محمدحسین سرایی، نعمت شاه کرمی، حجت انیژ، محسن کمانداری صفحات 43-62
    چالش های موجود دنیای به شدت شهری شده امروز لزوم بازنگری مدیریت شهری را ضروری ساخته و مدیریت شهری نوین به دنبال طرح هایی در انطباق با ویژگی های بومی و محلی می باشد.از موثرترین شیوه های برخورد با مسائل شهری، ظرفیت سازی نهادها، مدیریت کارآمدتر و انتخاب الگوی بهینه برای مدیریت این مسائل می باشد.یکی از الگوهای مطرح شده در مدیریت شهری، حکمروایی مطلوب شهری می باشد که به عنوان مدیریت شفاف و پاسخ گو با هدف نیل به توسعه اقتصادی،اجتماعی عادلانه و پایدار تعریف شده است. هدف این تحقیق بررسی و ارزیابی از جایگاه نظام حکمروایی مطلوب شهری در ساختار مدیریتی شهرخرم آباد می باشد. شیوه جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه بوده وتجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss ومدل swot صورت گرفته است. حجم نمونه تحقیق با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر از شهروندان و 34 نفر از کارشناسان و متخصصان مدیریت شهری انتخاب شده است. نتایج بدست آمده از مدل سوات نشان می دهد که موقعیت شهر خرم آباد از میان چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی موقعیت تدافعی قرار دارد.نتایج بدست آمده از آزمون T نشان می دهد که نظر شهروندان در مورد شاخص های حکمروایی مطلوب مثبت نمی باشد و فاصله اطمینان تفاوت میانگین نیز منفی می باشد که نشان می دهد شاخص های اندازه گیری شده میانگینی پایین تر از مقدار آزمون که در اینجا عدد3 می باشد، دارند. همچنین از دیدگاه کارشناسان غیر از دو شاخص پاسخگویی و قانون مداری بقیه شاخص ها نامطلوب ارزیابی شد.
    کلیدواژگان: حکمروایی مطلوب، مدیریت شهری، شاخص ها، خرم آباد
  • علی اصغر عبدالهی، امین کاکادزفولی، انیس کاکادزفولی صفحات 63-86
    بسیاری از جوامع به منظور تقویت پایه های توسعه و رفع و تعدیل عدم تعادل ها و انبوه مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیشان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامه ریزی و شناسایی امکانات و منابع بالفعل و بالقوه شان هستند. بدین منظور هدف کلی از این مطالعه، ارزیابی درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان کرمان از لحاظ شاخص های رفاهی زیر بنایی و بهداشتی و فرهنگی با استفاده از مدل SAW می باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش با استفاده از 29 متغیر در سه بخش بهداشتی، رفاهی زیر بنایی و فرهنگی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای که از سالنامه آماری و نتایج سرشماری90 استان کرمان استخراج شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بالاترین میزان توسعه یافتگی در هر سه بخش بهداشتی و درمانی، رفاهی و زیر بنایی و فرهنگی متعلق به شهرستان کرمان و کم توسعه یافته ترین آن در بخش بهداشتی - درمانی متعلق به شهرستان ارزوئیه و در بخش رفاهی زیر بنایی متعلق به شهرستان فاریاب، و در بخش فرهنگی به شهرستان فهرج اختصاص دارد و همچنین در بخش بهداشت و درمان، 13/04 درصد از شهرستان های استان توسعه یافته، 73/91 درصد در حال توسعه و 13/04 درصد کمتر توسعه یافته می باشند و در بخش رفاهی زیر بنایی، 21/73 درصد از شهرستان ها توسعه یافته، 52/17 درصد درحال توسعه و 26/08 درصد دیگر کمتر توسعه یافته هستند و در بخش فرهنگی، 8/69 درصد از شهرستان ها توسعه یافته و 91/30 درصد درحال توسعه می باشند.
    کلیدواژگان: شاخص توسعه، برنامه ریزی منطقه ای، استان کرمان، مدل SAW
  • حسین غضنفرپور، محدثه حامدی، سمیرا حسن زاده صفحات 87-104
    توسعه شهرنشینی و وجود بلایای طبیعی و انسان ساز و اثرگذاری آن ها بر روند توسعه و پیشرفت کلان شهرها و ارائه راهکارهای بدیع و بهینه برای حفظ جان انسانها بسیار ضروری است. ارائه مدلی پویا برای تخلیه اضطراری جمعیت در زمانی کوتاه، افزایش سرعت و کیفیت ارائه خدمات، هنگام و بعد از بحران، از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف تحقیق شناسایی و یافتن بهترین مسیر، جهت تخلیه جمعیت در مواقع اضطراری است. مسئله اساسی تحقیق این است که به علت عدم پیش بینی قبل از حادثه، تخلیه اضطراری پر از حادثه با مشکلات اساسی روبرو می شود. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است. به منظور شناسایی شاخص ها و معیارهای موثر جهت تخلیه اضطراری، از نظرات کارشناسان و جهت رتبه بندی معیارها از نرم افزار Expert Choice در GIS و از الگوریتم ژنتیک به دلیل سادگی و سرعت بالای آن جهت تحلیل در شبکه های با ابعاد بالا، برای رسیدن به نقاط امن، استفاده شده است. برای آماده سازی داده های لایه های اطلاعاتی مربوط به معابر و بلوکهای شهری، همچنین عرض معابر از پایگاه داده GIS شهرداری کرمان استفاده شده است. نتایج تحقق نشان می دهد که روش پیشنهادی ضمن در نظر گرفتن تراکم جمعیت و عرض معابر، کوتاه ترین مسیر برای رسیدن به نقاط امن را می یابد. بنابراین می توان بطورموثری از آن برای تخلیه اضطراری استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تخلیه اضطراری، الگوریتم ژنتیک، منطقه 3 شهر کرمان، مدل بهینه
  • امیر کرم، حمیده افشارمنش، زهرا شریفی، مرضیه آقاعلیخانی صفحات 105-124
    تمایل به شهر نشینی و افزایش سریع جمعیت شهرها، منجر به توسعه فیزیکی و کالبدی شهرها گردیده است. از آنجا که پدیده های طبیعی، اثر بسزایی در توسعه فیزیکی شهر دارند، مطالعه دینامیسم محیط طبیعی و خصوصیات زمین می تواند از خسارات جبران ناپذیری که در نتیجه توسعه فیزیکی بی برنامه شهر به وجود می آید، جلوگیری کند. در این پژوهش سعی شده، با شناسایی و ارزیابی عوامل اثرگذار، جهات بهینه و راهبردی آینده توسعه فیزیکی شهر کرمان مشخص شود. بدین منظور از معیارهای شیب، ارتفاع، کاربری زمین، خطر زمین لرزه، خاک، فاصله از جاده، فاصله از رود، فاصله از شهر، فاصله از روستا و لایه های اقلیمی دما و بارش استفاده شده است. هر کدام از معیارها با توجه به توابع فازی و سپس عملگر های ضرب، جمع و مقادیر مختلف گامای فازی (0/5 ، 0/7، 0/9) روی آن ها اجرا شده است. در نهایت جهت انتخاب گامای بهینه فازی، با توجه به بازدید میدانی و شناخت منطقه و با به کارگیری تصاویر ماهواره ای مشخص شد که گامای 0/9 ، مناسب ترین همخوانی را دارد. نقشه نهایی به پنج کلاس، تناسب بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و بسیار کم طبقه بندی گردید و نتایج نشان داد که سطوح با تناسب بسیار زیاد در شمال شرقی شهر کرمان، بهترین ناحیه و بخش های دیگری در جنوب،غرب و شمال غرب، نواحی مناسب دیگری را برای توسعه شهری تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، تناسب زمین، توسعه فیزیکی، شهر کرمان، مدل فازی
  • جمال محمدی، علی باقری کشکولی صفحات 125-150
    هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین فقر و گسترش انواع مختلف خشونت های شهری در سطح محله های شهر یزد است. با توجه به اهداف تحقیق، نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری، افراد مجرم در43 محله شهر یزد است. شاخص های تحقیق شامل: شاخص های فقر به عنوان متغیرهای مستقل و شاخص های خشونت شهری به عنوان متغیرهای وابسته می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی ارتباط بین متغیرهای تحقیق، از آزمون های آمار استنباطی مانند: ضریب رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر و همچنین از شاخص نزدیکترین همسایه و مدل ویکور برای رتبه بندی میزان خشونت در محله های شهر یزد استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد اکثر محله هایی که دارای بیشترین میزان فقر هستند؛ غالبا نقاط داغ خشونت نیز در همان محله ها بیشتر است. در این ارتباط، بر اساس مدل تحلیل مسیر، شاخص پایین بودن میزان درآمد و بیکاری دارای بیشترین تاثیر و دسترسی به خدمات، دارای کمترین تاثیر در افزایش فقر و خشونت شهری می باشند. همچنین در مورد اثر مستقیم، مولفه سطح سواد دارای کمترین اثر و مولفه میزان بیکاری دارای بیشترین اثر در افزایش خشونت های شهری بوده است که ضریب همبستگی چندگانه با مقدار 0/741 رابطه بین گسترش میزان فقر و افزایش میزان خشونت و کاهش احساس امنیت در سطح محله های شهر یزد را تایید می نماید. در نهایت راهکارهایی جهت از بین بردن فقر و کاهش خشونت شهری در سطح محله های شهر یزد ارائه شده است.
    کلیدواژگان: فقر، خشونت شهری، بی نظمی اجتماعی، شکاف اجتماعی و اقتصادی، محله های شهر یزد
  • میرنجف موسوی، رسول ملکی نظام آباد، علی باقری کشکولی صفحات 151-172
    اماکن مذهبی چون مساجد، امامزاده ها، زیارتگاه ها و... همواره عناصر و مولفه های جذب گردشگران مذهبی داخلی و خارجی بوده است. مسجد جامع عتیق شیراز نمونه ای از این مکان های زیارتی و عبادتی است که از منظر مکان نگاری نقشی مرکزی و محوری در ساختار تاریخی - فرهنگی شهر شیراز دارد. این مسجد دارای آثار معماری تاریخی و مذهبی بی بدیلی است که در معرض آسیب های طبیعی و انسانی قرار دارد. هدف از این پژوهش بررسی نقش مسجد جامع عتیق شیراز به لحاظ وضعیت معماری، کارکرد نیایشی و غیرنیایشی در توسعه گردشگری مذهبی است. با توجه به اهداف تحقیق و مولفه های مورد بررسی، نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی - تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه و مطالعه اسناد و مدارک است. حجم نمونه 145 گردشگر است که بر اساس نمونه گیری کوکران در سطح اطمینان 95 درصد محاسبه شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل لیزرل (تحلیل مسیر) و همچنین مدل پرالونگ برای بررسی ارزش گردشگری مسجد استفاده شده است. مساله اصلی در این پژوهش، بررسی عدم توجه وآگاهی از مولفه ها و کارکردهای معماری و نیایشی و غیرنیایشی مسجد جامع عتیق در رونق گردشگری مذهبی است. ارزش گردشگری مسجد جامع عتیق شیراز با استفاده از روش پرالونگ نشان می دهد که شاخص معماری مسجد جامع با ارزش 0/841 بیشترین نقش را در جذب گردشگران مذهبی داشته است. همچنین، مدل سازی معادلات ساختاری نیز نشان می دهد بین مولفه های معماری مسجد جامع عتیق شیراز و کارکردهای نیایشی و غیرنیایشی مسجد جامع رابطه متقابل و دوسویه برقرار است، اما وزن هر یک از مولفه ها متفاوت است. بر این اساس، برآورد ضرایب استاندارد شده مدل ساختاری تاثیرات مولفه های معماری مسجد جامع عتیق را بر روی توسعه گردشگری مذهبی در مسجد جامع عتیق شیراز با ضریب مستقیم و مثبت 0/93، کارکرد های نیایشی مسجد با ضریب مستقیم و مثبت 0/85 و همچنین کارکرد غیرنیایشی نیز با ضریب مستقیم و مثبت 0/64 تایید می کند.
    کلیدواژگان: گردشگری مذهبی، معادلات ساختاری، تحلیل لیزرل، مسجد جامع عتیق شیراز
|
  • Pages 1-22
    Processing new perspectives and concepts in the field of epistemology of science, while introducing new laws and principles, alters evaluation, processing, and resolving criteria. Included in these new concepts and theories of geography is the concept of coupling. Coupling is a concept related to a couple of the concurrent process. In other words, Coupling explains coordinate and complementary processes that move in the same direction. This concept could help us identify and understand many phenomena which, on the surface, do not have much relationship with each other; it also helps provide an explanation for them. This study tries to explain the concept of coupling in geography, and examines Iranian civil identity accordingly. In General, the results of the research show that the concept of coupling is basically different from such concepts as dualism, although the techniques used for the analysis of facts and figures were the same. Results also suggest that the generic link between the hole and the adjacent peaks had direct impact on the development of Iran's civil centers. In other words, the relationship between the establishments of the Iranian civil centers with peaks is a time-based union. Even the vastness of the cities and their ecological capacities in Iran depend wholly on the land area of the levels higher than 2500 meters and the volume of mountains in this altitude.
    Keywords: Generic relationship, Couplings, Civility, Unity
  • Pages 23-42
    The purpose of this study is to examine the indicators for urban green space, realizing the level of regional inequality, and rating the 22 districts of Tehran regarding their enjoyment of green space. The method of this study is standard descriptive and analytical. The statistical population is the 22 municipality districts of Tehran. Therefore, after statistical data collection and its processing by the software SPSS and Arc GIS, the situation of Tehran’s urban green space was analyzed and indicators of sustainable development of Tehran’s green space were derived. Using GSSDI (indicators of sustainable development for green space) and TOPSIS techniques, the level of green space areas were classified, and based on that, the deprived areas and priorities were identified. The results show that the average green space per capita obtained for areas of Tehran in 1388 was 5, 9 square meters, which is almost half the minimum recommended for Tehran (10 square meters) based on its comprehensive plan in 1386. The lowest green space per capita belongs to district 10 with 0. 16 square meters per capita and with a population area of 329507 and an area of 8159515. 08 square meters; the highest green space per capita belongs to district 3 with 15 square meters of green space per capita, with a population of 321496, (about the population of district 10) and an area of 29299512. 3 square meters.
    Keywords: Spatial analysis, Indicators of sustainable development of green space, GSSDI, TOPSIS, Tehran
  • Pages 43-62
    Available challenges in today’s strongly civic world has impelled the necessity of revising civic management and modern civic management is following plans conforming native and local characteristics. The important thing under these conditions is to have suitable methods for managing these developments and their effects. Institutional capacity building, more efficient management, and selection of the optimum management model are among the most effective ways of dealing with these urban problems. One of the propounded models in urban management is desirable urban governance that has been defined as transparent and accountable management with the goal of achieving equitable and sustainable economic and social development. The purpose of this research was to study and evaluate the management structure of Khorramabad as compared with desirable urban governance. The descriptive-analytic research method was used, data was collected using questionnaires, SPSS and the SWOT model were employed to analyze the data. And sample size was determined using Cochran’s formula. Results showed that among the four possible aggressive, conservative, defensive, and competitive positions, Khorramabad had the worst one (the defensive position). Results of the T-test showed that citizens did not have a positive view concerning the governance indices, and that the confidence interval for the difference between the means was negative too. This shows that measured indices had means lower than that of the test (which was three in this research). Moreover, the experts believed the two indices of accountability and law abidance were desirable but the others were not.
    Keywords: Desirable governance, Urban management, Indices, Khorramabad
  • Pages 63-86
    In order to strengthen the foundations of development and the removal and adjustment of imbalances and economic, social and cultural problems of many communities, it is needed to plan and identify their actual and potential resources more than ever. Therefore, using the SAW, the aim of this study was to assess the degree of development of the towns of Kerman province, in terms of infrastructure, health and cultural welfare indicators. The research method is descriptive - analytical. In this study, 29 variables in the health, welfare-infrastructure, and culture are used. Data was collected based on library-research method, using the statistical yearbook, and the results of the census carried out in 1390 in Kerman. The results showed that the highest levels of development, in all three sectors − health, welfare, and cultural infrastructure belong to the city of Kerman, and the least developed level in the health sector belongs to Orzuiyeh, in the welfare sector is owned by the city of Faryab, and in the cultural sector belongs to the city of Fahraj. Also, in the health sector 13, 04% of the cities are developed, 73. 91 % of cities are developing, and 13. 04% of them are underdeveloped. In the welfare-infrastructure sector, 21. 73 % of cities are developed, 52. 17 % of cities are developing, and 26. 08% of cities are underdeveloped. In the cultural sector, 8. 69 % of the cities are developed and 91. 30 % of cities are developing.
    Keywords: Development indicators, Regional planning, Kerman province, SAW model
  • Pages 87-104
    Given the growth and development of urbanization, natural and man-made disasters, and their impact on metropolitan development, it is essential to provide an innovative solution to preserve the human life. Providing a dynamic model for emergency evacuation of the population in a short time, the scene management, and increased speed and quality of service delivery during and after a crisis are of particular importance. The purpose of this study is to identify and find the best route for evacuation since the chaos caused by the crisis makes serious problems for evacuation. The main problem is that the urban streets are disrupted during an event or disaster and cannot solve the emerged crisis, because in these conditions, most of the routes have been blocked or have lost their effectiveness. The method used in this study is descriptive – analytical. In order to identify effective measures for emergency evacuation, experts’ opinions were used and for ranking the criteria, Expert Choice software was applied in GIS. Genetic algorithm is used because of its simplicity and high speed in analysis of high dimensions networks in order to determine the optimal route to reach the safe areas. To prepare data layers of streets and city blocks and suitable spaces for emergency evacuation with population data of blocks and street widths, GIS database of Kerman municipality was used. The results show that the proposed method finds the shortest path to reach safe areas while taking into account the population density and width of streets. Thus, it can be effectively used for emergency evacuation.
    Keywords: Emergency evacuation, Optimum routing, Genetic algorithms, GIS, Earthquake
  • Pages 105-124
    Tendency to urbanization and rapid increase in population in urban areas, has led to the physical development of cities. Considering that natural phenomena have significant influence on physical development of urban areas, dynamics study of natural environment and land properties can prevent irreparable damages created as a result of urban disorderly physical development. This study tries, through identifying and evaluating the influencing factors, to determine optimized and strategic directions of physical development of Kerman in the future. For this purpose factors such as the slope, height, land use, danger of earthquake, soil, distance of road, distance from city, distance of village, and layers of temperature and precipitation were used. Each of the factors were summed based on fuzzy functions and multiplication functions and different amounts of fuzzy gamma (0, 9, 0. 7, and 0. 5) were applied to them. Finally, in order to select the optimized fuzzy gamma, according to field survey and reconditioning area, and also by satellite image employment, it was specified that gamma 0. 9 is appropriate. The final map was classified into five classes of very much, much, moderate, low, very low. Results showed that the “very much” proportion zones in northeastern of Kerman are the best areas and other areas in the south, west, and northwest form other appropriate areas for urban development.
    Keywords: Zonation, Land evaluation, Physical development, Fuzzy model, Kerman city
  • Pages 125-150
    The purpose of this study is to examine the relationship between poverty and the spread of various types of urban violence in the neighborhoods of the city of Yazd. According to the objectives of the research, it is a practical research and its method is descriptive- analytical. The statistical population is 43 criminals convicted in the neighborhood of the city of Yazd. Research indices included seven indicators of poverty as independent variables and 12 indicators of urban violence as dependent variables. To analyze the data and evaluate the relationship between variables of inferential statistical tests such as multivariate regression coefficient and path analysis, as well as the nearest neighbors’ index were used to rank the level of violence in Yazd city Neighborhoods. The findings show that most neighborhoods that have the highest poverty rates often have more violent hotspots. In this regard, based on the path analysis model, it was also clear that in this relationship indicators of income rate and education level are most effective and the indicator of access to services is the least effective impact. In connection with direct effect, component of literacy level has the least effect and the component of unemployment rate has the greatest effect in the increase of urban violence, and the multiple correlation coefficient with value of 0/741 confirms the relationship between the spread of poverty and increase in the level of violence and reducing the rate of the feeling of security in the Yazd neighborhood. Finally, some strategies for the elimination of poverty and reduction of urban violence in the neighborhoods of Yazd are presented.
    Keywords: Poverty, Urban violence, Social disorganization, Social, economic gaps, Yazd City Neighborhoods
  • Pages 151-172
    Popular places of pilgrimage and worship have always been center of attraction for domestic and foreign religious travelers. AtighJameh Mosque, in terms of topography, has a central and pivotal role in historic cultural structure of Shiraz. This mosque is the oldest mosque built in Fars, and a variety of arts such as woodcarving, inlay, plaster, and mogharnas have been used to add to its religious and architectural-historical values. The purpose of this study is to investigate the role of AtighJameh Mosque of Shiraz in terms of its architecture, liturgical and non-liturgical functions, in the development of religious tourism. According to the research objectives and the components studied, it is a practical study and it is done based on an analytical-descriptive method. Data was collected through questionnaires and surveying of documents. The sample size was 145 tourists calculated based on the sample of Cochran in 95 percent assurance level. LISREL (path analysis) has been used for data analysis and Pralong model was employed to check the touristic value of mosque. The main problem studied in this research was the lack of awareness about the elements and architectural functions of liturgical and non-liturgical functions in AtiqhJameh mosque in the development of religious tourism. The results show that architecture of AtighJameh Mosque with an amount of 0, 841 had the greatest role in attracting religious tourists. Also modelling of structural equivalences shows that there is an established mutual and bi-directional relationship between architectural components of Atigh Mosque in Shiraz and its liturgical and non- liturgical functions, but the weight of each component is different. The results of the standardized coefficients approves the effects of architectural components of AtighJameh Mosque on the development of religious tourism with a direct and positive coefficient of 0. 93, and the effects of liturgical functions with a direct and positive coefficient of 0. 85, and its as non-liturgical functions with a direct and positive coefficient of 0. 64.
    Keywords: Religious tourism, Structural equations, LISREL analysis, AtighJameh Mosque of Shiraz