فهرست مطالب

ادب پژوهی - پیاپی 34 (زمستان 1394)
  • پیاپی 34 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/01/25
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علمی پژوهشی
  • سوسن جبری، حمید باقری فارسانی صفحات 9-31
    کوتاه سرایی از جریان های مهم ادبی دنیای معاصر است. این جریان در غرب، تحت تاثیر هایکوی ژاپنی و جنبش کمینه گرایی شکل گرفت و به عنوان ژانر ادبی هایکوسرایی شهرت یافت، اما در شعر فارسی با پیشینه ای کهن و متفاوت، محدود به یک ساختار و گونه نیست و گونه های فراوانی را در بر می گیرد. در ادبیات ما پیشینه مکتوب و موجود کوتاه سرایی به گاهان می رسد، که هر بند آن برای خود ساختاری کامل و مستقل دارد. از مانویان و دوره ساسانیان و سده های نخستین هجری نیز شواهدی از کوتاه سرایی باقی مانده است. به سبب همین پیشینه و گستردگی کوتاه سرایی، در توصیف و تعریف و طبقه بندی گونه های آن سازگاری دیده نمی شود. در این پژوهش دیدگاه های گوناگون درباره شعر کوتاه بررسی می شود. سپس با توجه به ویژگی ها و پیشینه، این طبقه بندی برای گونه های مختلف کوتاه سرایی پیشنهاد می شود: گروه نخست: گونه هایی با برخورداری از پیشینه سنتی چون: مفرد، دوبیتی، رباعی و قطعه کوتاه. گروه دوم: گونه های نو و بدون پیشینه چون؛ نوخسروانی و سه گانی. گروه سوم: فرم های آزاد چون: طرح، فرانو.
    کلیدواژگان: شعر معاصر، گونه ادبی (ژانر)، شعر کوتاه، فرم، ساختار
  • احمد رضایی جمکرانی صفحات 33-50
    یکی از موضوعات اصلی بلاغت، استعاره است؛ مبحثی که همیشه ذهن بلاغیون را به خود معطوف کرده و محققان این حوزه به پژوهش در جوانب آن پرداخته اند. این روند در روزگار ما پویاتر شده و پژوهشگران از چشم اندازهای متفاوتی بدان توجه کرده اند. پژوهش در جوانب استعاره نشان می دهد محققان اضلاع آن را گاه با دیگر مباحث بلاغی در هم آمیخته اند و گروهی نیز بی توجه به موضوع، نظر دیگران را تکرار کرده اند. ازجمله مباحثی که در این حوزه با دیگر موضوعات درآمیخته، استعاره تمثیلیه است. در بسیاری از کتب بلاغی این مبحث را با تشبیه تمثیل آمیخته و حتی یکی دانسته اند. در این پژوهش ضمن تبیین تمثیل، تشبیه تمثیل و استعاره تمثیلیه، به نقد، بررسی و تحلیل این دو موضوع در کتب بلاغی پرداخته ایم و نشان داده ایم که هرچند این دو حوزه ممکن است در مولفه هایی با هم اشتراک داشته باشند، برخلاف تصور برخی از پژوهشگران بلاغی، این دو قلمرو کاملا از یکدیگر مجزا هستند.
    کلیدواژگان: بررسی و تحلیل، تشبیه تمثیل، استعاره تمثیلیه، کتب بلاغی
  • علم
  • کرم نایب پور، نغمه ورقائیان صفحات 51-74
    رمان سلوک اثر محمود دولت آبادی، از نمونه های خوبی است که می تواند از دیدگاه نظریه های روایت شناسی شناختی تحلیل و تفسیر شود. مساله اصلی در این رمان بازنمایی کنش های ذهنی شخصیت محوری است. راوی سوم شخص نشان می دهد چگونه قیس از طریق مرور رابطه با معشوقه پیشین خود، در تلاش است دلایل از هم پاشی تنها تجربه بیناذهنی زندگی خود را دریابد. آن طور که از گفتگوهای درونی او پیداست، تمایل سیری ناپذیر قیس به شناخت دیگری سبب شکل گیری تئوری های ذهنی او نسبت به دیگران می شود تا از انگیزه ها، افکار و رفتار آنها سر در بیاورد. با توجه به اینکه میزان بازنمایی آگاهی و فعالیت های ذهنی شخصیت های داستانی از مشخصه های بنیادین تعریف روایت در روایت شناسی شناختی به شمار می رود، مقاله حاضر از یک سو در تلاش است نقش بازنمایی کنش های ذهنی شخصیت اصلی را در صورت بندی پیرنگ سلوک نشان دهد؛ و از سوی دیگر، دلایل شکل گیری و ازهم پاشی رابطه بیناذهنی قیس و نیلوفر را از منظر ذهن قیس بررسی می کند.
    کلیدواژگان: روایت شناسی شناختی، بیناذهنی، درون ذهنی، سلوک، محمود دولت آبادی
  • علمی پژوهشی
  • محسن بتلاب اکبرآبادی صفحات 75-97
    قصیده از سنتی ترین قالب های ادبی است که بنابه کلیت منسجمش ظرفیت ویژه ای در مدح و تعلیم دارد. موضوع واحد و پردازش این موضوع در یک قالب و ساختار بسته باعث می شود تا القای معنی و تاثیرگذاری قصیده بر مخاطب بیشتر شود. قصاید ناصرخسرو، برعکس قصاید رایج سبک خراسانی، بنابه تاویلی بودن زبان، فرمی فرارونده، صیروری و چندلایه به خود گرفته اند که می توان اصطلاح پساقصیده را برای آنها به کار برد. پساقصیده، ناظر بر فرایند زبانی و فرمیک است که قصیده را در فرایندی واسازانه قرار می دهد. پس در این تعریف، پساقصیده نوعی سبک گریزی دوره ای و شخصی است که بنیان ها و اصول موضوعه خود را ویران، برهنه و تجزیه کرده، از ثبات و استحکام می اندازد. در این پژوهش تلاش شده تا با روشی توصیفی- تحلیلی و رهیافتی پسامحورانه، شاخصه های واسازانه و فروپاشاننده زبانی و فرمی این قصاید بررسی شود. فراروی از تقابل های دوگانه، تناقض معنایی، چندلایگی زبان، صیرورت فرم، سوژه زدایی، بافت زدایی، گفتمان سازی و... مهم ترین شاخصه های پسامحوری قصاید ناصرخسرو محسوب می شوند.
    کلیدواژگان: پساقصیده، ناصر خسرو، تناقض معنایی، بازی زبانی، سوژه زدایی
  • رضا غفوری صفحات 99-128
    نبرد قهرمان با اژدها، یکی از عمده ترین مضامینی است که در اغلب اساطیر و حماسه های دنیا دیده می شود. اهمیت این نبرد آنچنان است که مکتب های گوناگون اساطیری، به بررسی و تحلیل آن پرداخته و هریک به زعم خود، اژدها را نماد برخی رویدادهای مربوط به زندگی انسان ها دانسته اند. در اساطیر ایران، نبرد ایزدان با اهریمن و آفریده های او، گونه های متفاوت اژدهاکشی به شمار می آید. این نبرد در بسیاری از روایات حماسی ایران نیز آمده است و جلوه هایی از آن، به گونه نبرد قهرمانان با دیوان و برخی پتیارگان دیده می شود. در بیشتر پژوهش هایی که در ایران درباره اژدها شده است، اغلب به بررسی قهرمانان اژدهاکش در منظومه های حماسی و شمار محدودی از روایات عامیانه ایران پرداخته اند و به آن دسته روایاتی که در طومارهای نقالی و یا روایات شفاهی- مردمی شاهنامه آمده است توجه چندانی نداشته اند. در این مقاله، به معرفی آن دسته از قهرمانان اژدهاکش، که در مجموعه روایات حماسی ایران آمده است، می پردازیم؛ سپس درباره نژاد این قهرمانان، چگونگی نبرد آنها با اژدها و همچنین پایان زندگی آنها بحث می کنیم.
    کلیدواژگان: اژدها، قهرمان، اژدهاکشی، شاهنامه، روایت های حماسی ایران
  • علیرضا رعیت حسن آبادی صفحات 129-152
    در آثار مکتوب محمدرضا شفیعی کدکنی در باب شعر معاصر، همواره تقابلی واضح و روشن با جریان شعر حجم و به خصوص یدالله رویایی دیده می شود که این تقایل به شکل های مختلف نمود پیدا کرده است. از حذف عامدانه این جریان در بررسی های تکوینی گرفته تا طعن و کنایه به شعرهای یدالله رویایی و استفاده از استعاره های نیش دار در تحلیل های مرتبط با این جریان شعری. در این پژوهش پس از نشان دادن نمونه هایی از این تقابل، به این سوال پرداخته شده است که دلیل این تقابل آگاهانه و همیشگی چه بوده است؟ و چرا شفیعی کدکنی این گونه در طول سالیان متوالی نقد و نظراتش درباب شعر معاصر را به گونه ای ارائه می کند که یکی از مصداق های بارزش رویایی و جریان شعر حجم است؟ در این تحقیق سه عامل اصلی ارائه شده که در ایجاد این موضع گیری نقش داشته است: 1- تفاوت دیدگاه شفیعی کدکنی با رویایی در زمینه های زیبایی شناسی شعری و هنری؛ 2- دیدگاه خاص شفیعی کدکنی نسبت به شاعرانی چون رویایی و پیروان آنها؛ 3- تفاوت ایدئولوژیک بین این دو (تعهدمدار و تعهدگریز).
    کلیدواژگان: شفیعی کدکنی، یدالله رویایی، شعر حجم، تحلیل گفتمان
  • کلثوم غضنفری صفحات 153-177
    پژوهش در ابعاد دینی داستان رستم و اسفندیار ازجمله مواردی است که با وجود بررسی های بسیار همچنان مورد توجه محققان است. هدف نوشتار حاضر بررسی و تحلیل عناصر زروانی این داستان و میزان تاثیر آنها در وقوع نبرد بین دو پهلوان است که تاکنون در تحقیقات انجام یافته کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که این داستان ریشه در عهد باستان دارد، به مانند هر اثر دیگری تحت تاثیر اوضاع و شرایط دینی عصر خود قرار گرفته است. باورهای زروانی که براساس بررسی پژوهشگران گرایشی غالب در عصر باستان به خصوص در دوره ساسانی بوده این داستان را نیز متاثر ساخته و در بخش های مختلف آن در قالب واژه ها و اصطلاحات گوناگون به صورت پیوسته نمودار شده است. بررسی ها نشان می دهد حجم مطالب زروانی در این بخش از شاهنامه به مقداری است که به راحتی می توان گفت داستان مذکور تحت تاثیر باورهای زروانی است. نکته مهم و قابل توجه در این داستان نقش تقدیر و بخت شوم اسفندیار در وقوع نبرد است که عاقبت او را به سوی سرنوشتی که از قبل برایش تعیین شده بود سوق می دهد و بنابر پیش بینی جاماسب باعث مرگ او به دست رستم دستان شده است.
    کلیدواژگان: رستم، اسفندیار، زروان، زمان، تقدیر، بخت
  • فرامرز خجسته، جعفر فسائی صفحات 179-205
    در این نوشتار برخی از مولفه های اگزیستانسیالیسم همانند حذف واجب الوجود از مناسبات اجتماعی و فردی، وانهادگی، تنهایی و دلهره را در یکی از موفق ترین داستان های چوبک به نام «انتری که لوتی اش مرده بود» مورد بررسی قرار داده ایم؛ نتایج حاصل از دریافت و تشریح این اثر حاکی است که داستان به شدت تحت تاثیر فلسفه اگزیستانسیالیسم قراردارد؛ داستان با بیانی سمبولیک به دغدغه های وجودی انسان محصور در دنیای درهم شکسته معاصر می پردازد و به رنج های بی پایان این موجود وانهاده در عرصه هستی اشاره می کند. مخمل نماد و نماینده انسان معاصر است که برای برون رفت از بحران های دنیای مدرن و بحران ذوب شدن در مفاهیم و مقولات کلی تلاش می کند و با جداشدن از پایگاه معنوی نیرومند خود، به عنوان بزرگ ترین عنصر ارزشگذار، به امید بازیابی تفرد و قرارگرفتن در جایگاه عامل ایجاد ارزش های مستقل پیش می رود. اما واقعیت های موجود، امکان توجه به ساحت آینده را از او سلب می کند و او درنهایت به دلیل عقبگرد به گذشته تاریک، به بن بستی نفوذناپذیر برخورد می کند.
    کلیدواژگان: اگزیستانسیالیسم، چوبک، سارتر، پوچی، اضطراب
  • مجاهد غلامی صفحات 207-232
    مهدی اخوان ثالث علاوه بر اشعار و تحقیقات ادبی، خودآزمایی هایی هم در داستان نویسی دارد که از آنها به «ناپرهیزی» تعبیر نموده است. این داستان ها، هرکدام مولفه ها و شناسه هایی دارند. درنگ بر زبان و محتوای آنها، ضمن تبیین چندوچون هنر داستان نویسی و تعریف تعلیق و شخصیت پردازی، از دیالوگی که در ابواب اندیشگی و زبانی میان داستان ها و شعرهای وی برقرار شده است پرده برمی دارد. همچنین هرکدام از آنها را می توان در ساحت های گوناگون بررسی کرد. در جنب داستان ها، مقدمه اخوان ثالث بر درخت پیر و جنگل نیز به قدر خود درباره نگرش او به مدرنیسم داستانی محل تامل است که بررسیدن آن با برخی مسائل دیگر، خود از سرگردانی روشنفکری ایرانی در میان سنت و مدرنیته خبر می دهد. درنهایت آنکه با وجود قدر و قربی که می شود برای داستان های اخوان ثالث در نظر گرفت، باید پذیرفت که اخوان ثالث صرفا با این داستان ها صرف نظر از شعرها و برخی از نوشته های تحقیقی، با اخوان ثالثی که می شناسیم و می ستاییم، قابل مقایسه نیست.
    کلیدواژگان: اخوان ثالث، داستان نویسی، عناصر داستان، رئالیسم انتقادی، مدرنیسم
|
  • Pages 9-31
    Concise Writing is an important style in contemporary literature. In Western countries, this trend originated from haiku and minimalism, but in Persian poetry it has a long history and various forms. The earliest form can be seen in Gāhān in which each stanza stands by itself. A number of short poems can be traced in Manichean and Sassanid periods as well as in early centuries after Hijrah. This long history and great variety has made it difficult to classify the short poems. This article through explaining different point of views on short poems, introduces a kind of classification that falls into three groups: First, those poems like closed couplet, tetrastich, quatrain, and fragment; Second, the unprecedented poems such as now-khosravāni and seh-gāni; and Third, the poems in free forms like sketches and the unconventionals.
    Keywords: contemporary poetry, genre, short poem, form, structure
  • Pages 33-50
    Metaphor is one of the major topics of Rhetoric which has been a subject of permanent research. In our days conducting researches on metaphor is even more developed: some combine metaphorical and rhetorical dimensions, and some others do nothing but to repeat the already discussed ideas. One of the known combinations is allegorical metaphor which, in many cases, is wrongly taken for allegorical simile. This article through distinguishing between allegory, allegorical simile and allegorical metaphor, examines the different aspects of them in rhetorical books and finally proves that although they have some features in common, in essence they are distinct from one another.
    Keywords: analysis, examination, allegorical simile, allegorical metaphor, books of rhetoric
  • Pages 51-74
    Solook by Mahmood Dowlatābādi is a typical example of a novel to be studied from the perspective of narratology. The main technical concern of the story is representing the mental activities of the protagonist. The third person narrator does his best to show how Qeys, the protagonist, through reviewing his relations with his ex-lover, looks for the causes of disintegraton of his sole inter-mental experience. His interior monologues reveal that Qeys is enthusiastically tempted to know what goes on in the heads of the others. Considering the fact that representation of mental activities can be one of the elements of narratology, the present article intends to follow this mental process in order to represent the disintegration of the mental relations between Qeys and Niloofar from the eyes of the former.
    Keywords: cognitive narratology, inter, mental, intra, mental, Solook, Dowlatabadi
  • Pages 75-97
    Qasideh is a traditional verse-form with a special pedagogical and eulogical capacity. Meanwhile due to its single subject matter and the way it is elaborated in a closed frame work, qasideh is strong enough to convey its meaning and effects. Nāser khosrow’s Qasāyed, in contrast to those of Khorāsāni Tradition, are interpretive and thus multifaceted in a way that they can take the name of “Post-Qasideh”. This new version of qasideh, in fact, through performing a deconstructive process deprives the poem of its essentials and principles. The present article is an attempt to show the elements of this deconstructive process which includes among all: going beyond double articulations, creating paradoxical meanings, dynamic character of form, desubjectivization, decontextualization, and discourse formation.
    Keywords: post, qasideh, Naser Khosrow, semantic paradox, language game, desubjectivization
  • Pages 99-128
    The battle between champions and dragons is among the well-known themes in heroic stories of different cultures. Each mythological trend has adopted its own perspective to analyze this battle. In Iranian mythology the battle between “Izadān” and “Ahriman” is the typical example of killing dragons. Such a story can be seen in the combat with Evils(Divān) and Evil doers (Patyaregān). In Iran, most researches focus on heroic narratives or written folk tales, and oral folklores have been rarely the matter of concern. This article deals with the latter case in Shāhnāmeh and provides the reader with some information about the origins of the champions as well as the ways they act in their battles.
    Keywords: dragon, champion, Shāhnāmeh, dragonicide, Iranian heroic narratives
  • Pages 129-152
    Shafi’i Kadkani, in his critical writings, has intentionally and explicitly opposed spasmentalism in general and Royā’i’s poetry in specific. He not only excluded spasmentalism from the history of Iranian contemporary poetry, but has ironically spoken about poets like Royā’i. This article, through introducing some evidence tries to discover the causes of such an outlook. The article concentrates on three topics: A) Different poetic perspectives of the two poets; B) Opposition of their ideologies; C) Personal opinion of Kadkani about spasmentalists.
    Keywords: Shafii Kadkani, Yadollah Royai, Spasmentalism, Discourse Analeysis
  • Pages 153-177
    Studies on religious dimensions of Rostam-o-Esfandyār have always been a major concern of the researchers. This article is an attempt to find out the traces of Zorvāni beliefs in this heroic story. It is publically believed that Zorvānism has been a dominant religion in Old Persian epoch especially in Sasanid Dynasty. This fact, supported by many researches and accompanied by the belief in ominous destiny which finally condemns Esfandyār to death, indicates the direct effect of Zorvānism on Rostam-o-Esfandyār.
    Keywords: Rostam, Esfandyar, Zorvan, destiny, fortune, greed
  • Pages 179-205
    This article investigates a few basic concepts of Existentialism such as excluding existentia necessaria or necessary being from social and individual relations, detachment, loneliness, and anxiety in one of the most successful prose works of Sādeq Chubak, “The Baboon Whose Buffoon was Dead”. Fidings of the research demonstrate that the story is highly influenced by these concepts, and through employing a symbolic language, it deals with the existential obsessions of the people whose world is nothing but a process of destruction. The protagonist can be seen as the representative of contemporary man who does his best not to be drowned and preserve some principles and values that might be a release from this catastrophic situation, but in this attempt he neglects the positive function of future and his life turns out to be no more than a deadlock.
    Keywords: Existentialism, Chubak, Sartre, absurdity, anxiety
  • Pages 207-232
    Mehdi Akhavān Sāles, apart from his poems and literary articles, has written a number of stories which he names some kind of “incontinence”. A deep contemplation on the form and content of these stories, reveals the dialog that takes place between his poetry and story writing and manifests components such as conversation, characterization, and suspension. Meanwhile Akhavān’s introduction to “Old Tree and the Forest” says a lot about the suspension of Iranian intellectuals between tradition and modernity. Although these stories are valuable in their own turn, they can never replace his poetry for which he has established an elevated place in Iranian contemporary literature.
    Keywords: Akhavan Sales, novel writing, elements of story, Critical Realism, Modernism