فهرست مطالب

تاریخ نامه ایران بعد از اسلام - پیاپی 11 (پاییز و زمستان 1394)
  • پیاپی 11 (پاییز و زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد علی اکبری، عاطفه حرآبادی فراهانی صفحه 1
    زبان یکی از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی هویت به شمار می رود. اقلیت های جامعه ی ایران، ازجمله اقلیت های دینی، همواره در زمینه ی آموزش زبان خود با چالش ها و مشکلات متعددی روبه رو بوده اند. اقلیت های دینی رسمی ایران، یعنی مسیحیان، زرتشتیان و کلیمیان، در دوره ی رضاشاه در فضای گفتمان حاکم ملی گرایانه ی دولت نه تنها قادر نبودند به آموزش زبان خود در مدارس بپردازند، بلکه مدارس شان به تعطیلی نیز کشانده شد. با کناره گیری رضاشاه وضعیت آموزشی اقلیت های دینی به تدریج بهبود یافت، مدارس جدید تاسیس گردید و برنامه ی آموزشی آن ها دچار تغییرات اساسی شد. در این دوره اقلیت های دینی توانستند حقوق و امتیازهایی مبنی بر تدریس زبان خود در مدارس را در حد چند ساعت در کنار زبان فارسی که زبان رسمی کشور بود، به دست آورند. لذا مقاله حاضر درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر اسناد و مدارک آرشیوی به این سوال پاسخ دهد که وضعیت آموزش زبان اقلیت های دینی رسمی کشور در مدارس عصر پهلوی دوم چگونه بود؟
    کلیدواژگان: اقلیت های دینی، آموزش زبان، مدارس، هویت، پهلوی دوم
  • مسعود بیات، محمد احسانی صفحه 21
    منطقه قفقاز در طول تاریخ یکی از مناطق استراتژیک جهان به شمار می آمد. اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه عمدتا ناشی از نقش کوه های قفقاز می باشد که همچون سدی این منطقه را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده اند. با تشکیل دولت ایلخانان در ایران و جنوب کوه های قفقاز و دولت اردوی زرین در شمال قفقاز یعنی دشت قپچاق بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیک منطقه قفقاز برجسته شد. خانات اردوی زرین که پیش از ایلخانان در شمال قفقاز حضور داشتند همواره به قفقاز جنوبی دست اندازی می کردند. با تشکیل دولت ایلخانان منطقه قفقاز به متصرفات هلاگو اضافه شد. این مسئله نگرانی خانات اردوی زرین را در پی داشت. ایلخانان که به اهمیت منطقه قفقاز پی برده بودند پایتخت خود را در نزدیکی این منطقه بنا کرده اند تا مانع از افتادن این منطقه به دست رقیب خود یعنی اردوی زرین بشوند. این رقابت، دو امپراتوری را به اتخاذ سیاست های خاصی در روابط با یکدیگر و یا در روابط بین الملل نمود که در این مقاله کوشش می شود برخی از مهم ترین این اقدامات مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق در این مقاله تاریخی است.
    کلیدواژگان: قفقاز، ایلخانان، اردوی زرین، روابط خارجی، ژئوپلیتیک
  • نصرالله پورمحمدی املشی، کلثوم قدیری لشکاجانی صفحه 45
    در دوره قاجار، گیلان بخاطر وجود راه ارتباطی آسان تر مراکز داخلی ایران به بنادر روسیه ، به عنوان دروازه اروپا تبدیل شد. این موقعیت برتر ارتباطی ، در کنار شرایط اقتصادی این منطقه توجه روسیه را به خود جلب نمود. براین اساس تسلط بر آن از مهم ترین اهداف زمامداران این کشور گردید. حضور و نفوذ روسیه در گیلان بعد از جنگ های ایران و روس سرعت گرفت . این امر پیامدهای اجتماعی سیاسی متعددی در منطقه بجای گذاشت و باعث آشنایی اهالی با تحولات جدید جهان شد و زمینه برای ایجاد خیزش های اجتماعی- سیاسی فراهم گردید. بدین ترتیب گیلان از اولین نواحی ایران بود که تحت تاثیر روابط با روسیه و بالطبع اروپا، تاثیرات و تحولات متعددی را شاهد بود. حضور ارامنه قفقاز در گیلان ، مهاجرت کارگران روسی و گیلانی ، مداخلات اتباع روسی در منطقه ، ایجاد روحیه بیگانه ستیزی ، انقلاب مشروطیت گیلان و تحولات رشت از آن جمله بود.
    کلیدواژگان: ایران، روسیه، تاثیرات سیاسی اجتماعی، گیلان، دوره قاجاریه
  • علی اکبر جعفری، نسرین فروغی صفحه 71
    وبا و طاعون از جمله بیماری های مهلک و ویرانگری است، که بارها در سده سیزدهم هجری قمری در نقاط مختلف ایران شایع شد و تلفات و خسارات فراوانی از خود به جای گذاشت. این دو بیماری تا حدود نزدیک به یک سده پس از 1236ه. ق همه گیری آن در ایران به طور جدی قربانی می گرفت. همه ساله تعداد زیادی کودک و پیر و جوان این سرزمین از بین می رفتند، اما کوچکترین اقدامی برای مقابله یا حتی کاهش بیماری ها برداشته نمی شد. اهمیت این غفلت و بی توجهی کارگزاران نسبت به این بحران عظیم زمانی بیشتر آشکار می شود که به تلفات ناشی از فراگیری این بیماری ها توجه نمائیم. در مواردی تا یک سوم منطقه ای به علت ابتلا به این بیماری ها فوت می کردند. فقدان امکانات بهداشتی و قرنطینه بیماران مهم ترین علت فراگیری این بیماری ها بود و مهم ترین پیامدش، کاهش جمعیت ایران عصر قاجار بود. علاوه بر این، در موردی اعتراض و شورش های محلی نسبت به حاکمان به دلیل بی توجهی آن ها به وضع مردم در این دوره دیده می شود. این بحران های اجتماعی اگر چه با مسائل دیگری پیوند می خورد، لیکن ریشه بسیاری از آن ها در همین بی توجهی ها قرار داشت. بر این اساس، این پژوهش با هدف بررسی آماری و اطلاع یابی از پراکندگی بیماری های وبا و طاعون در نیم قرن اول حاکمیت قاجارها در ایران، درصدد است تا به این سوال پاسخ دهد که: «شیوع بیماری های طاعون و وبا در ایران در نیم قرن اول حکومت قاجارها، چه تاثیری بر گسترش بحران های اجتماعی داشت؟» پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی به این موضوع می پردازد.
    کلیدواژگان: قاجاریه. وبا. طاعون. کاهش جمعیت. فقر. شورش
  • ناصر صدقی، داود قاسم پور صفحه 101
    سلجوقیان به عنوان حامیان و حافظان «اهل سنت و شریعت» از بدو استقرار در قدرت سیاسی در پی نبرد دندانقان (431ق.)، تعاملات پرفراز و نشیبی با فرق و مذاهب مختلف اهل سنت و شیعه داشتند. تنش و رویارویی حنفیان نیشابور با اشعری ها به عنوان یکی از جریان های کلامی متعلق به مذهب شافعی و لعن و تکفیر ابوالحسن اشعری و تبعید تعدادی از علمای شافعی مستقر در نیشابور ازجمله بحران های سیاسی- مذهبی مهم و چالش برانگیز در مراحل نخستین استقرار سلجوقیان در خراسان بود. امری که ناشی از بر افتادن غزنویان و به هم خوردن معادلات حضور و نقش آفرینی پیروان مذاهب شافعی و حنفی در بدنه نظام سیاسی مستقر در خراسان بود. طبقات نویسان شافعی عصر سلجوقی تنش شافعی- حنفی در نیشابور را به عنوان یک «محنت» و مصیبت مذهبی فراگیر و عظما برای علما و پیروان مذهب شافعی در گستره شهرهای جهان اسلام عنوان کرده اند؛ درحالی که مکان جغرافیایی و زمان وقوع این رویداد محدود به نیشابور و سه سال بیشتر نبود. همچنین علی رغم اینکه این واقعه در ظاهر به عنوان تنش و بحرانی مذهبی نشان داده می شود، اما بیش از اختلافات کلامی و اعتقادی و رقابت های مذهبی برخاسته از آن، رقابت های سیاسی نخبگان مذاهب و تلاش آنها برای حضور در عرصه نظام سیاسی سلجوقی نقش تعیین کننده ای در وقوع این حادثه داشته است. با عنایت به آنچه مطرح شد، در پژوهش حاضر تلاش شده است با رویکردی انتقادی به روایات منابع تاریخی و بازتاب آن در تحقیقات برخی محققان، ابعاد و گستره بحران تنش و درگیری بین شافعی- اشعری ها و حنفیان نیشابور، در ارتباط با نقش عامل رقابت های سیاسی نخبگان این مذاهب و سیاست های حکومت سلجوقی در استفاده از چنین وضعیتی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سلجوقیان، نیشابور، شافعی ها، حنفیان، تنش های مذهبی، رقابت های سیاسی
  • زهرا علیزاده بیرجندی، اکرم ناصری صفحه 127
    به رغم محدودیت های زنان عصر قاجار از جهت حضور در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، برخی از روایات تاریخی متضمن اشاراتی در باب مشارکت های اقتصادی زنان در جامعه آن روز است. از میان منابع موجود، سفرنامه ها به ویژه گزارش سیاحان خارجی بیشتر از سایر آثار به این مساله پرداخته اند.
    نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که زنان عصر قاجار اعم از زنان شهری، روستایی و عشایری براساس موقعیت، تجربیات و توانمندی هایشان در عرصه های اقتصادی فعالیت داشته اند. در بین این زنان، زنان شهری تحت تاثیر افکار روشنفکران و ورود نوگرایی، حوزه های فعالیت اقتصادی خود را گسترش داده و در مواردی در جراید نسوان، ایده هایی را در جهت تقویت اقتصاد بومی و خودکفایی ابراز نمودند. پژوهش حاضر بر آن است با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی ضمن تحلیل و بررسی نحوه ی مشارکت اقتصادی زنان و ابعاد مختلف آن در گونه های زیست شهری، روستایی و عشایری در عصر قاجاریه به تبیین اندیشه های نوگرایانه در میان زنان طبقه شهری بپردازد.
    کلیدواژگان: زنان شهری، زنان روستایی، زنان عشایر، قاجار، مشارکت های اقتصادی، نوگرایی
  • عباس قدیمی قیداری، مرتضی خسروپناه صفحه 153
    پندنامه یحیویه اثر حسنعلی خان امیرنظام گروسی از رجال دوره ناصری یکی از آثار اندرزنامه ای عصر قاجاریه به شمار می آید. بررسی، بازخوانی و تحلیل آن به منظور تعیین جایگاه این اثر در سنت اندرزنامه نویسی ایران و آشنایی با افکار و اندیشه های مولف آن، اهداف این پژوهش را تشکیل می دهد. اهمیت آن در ضرورت شناخت سیر تحولات فکری، سیاسی دوره قاجاریه است. در دوره قاجاریه با اینکه شاهد برخی رویکردهای باستانگرایی، ملی گرایی و یا ضد عربی–اسلامی هستیم اما پند نامه یحیویه برخلاف این روند دارای رویکردی اسلامی است. رویکرد اسلامی پندنامه یحیویه نشانه آشکار تحول فکری دراندیشه ایرانشهری دردوره قاجاریه است. این اثر با حفظ قالب اندرزنامه ای و با استفاده از این زبان توانسته است مفاهیم، آموزه ها و تعلیمات اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی ، ادبی و نظامی مورد نظر خود را به مخاطب القاء نماید. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای است. در این مقاله متن پند نامه یحیویه به عنوان یک متن اندرزنامه ای مورد بررسی وتحلیل قرارگرفته است.
    کلیدواژگان: عصر قاجار، اندیشه سیاسی، پندنامه یحیویه، امیرنظام گروسی
  • علیرضا کریمی صفحه 177
    در این مقاله کوشیده ام تا موضع شیعیان را نسبت به حکومت مغولان در ایران روشن نمایم. شیعیان همیشه توسط خلفا و حکومت های وابسته به آنها سرکوب شده بودند. بنابر این شیعیان دشمن خلفا بودند. اما سرانجام سلسله خلافت عباسی به دست مغولان مضمحل شد. بی تردید شعیان از این واقعه خوشحال شدند. از نظر شیعیان هر دو آنها غاصبان حکومت بودند. با این حال، مغولان برای شعیان بهتر بودند. زیرا مغولان نسبت به پیروان همه مذاهب بردبار بودند و با شیعیان رفتاری مهربانانه تر داشتند. بنابراین، روابط شیعیان با ایلخانان نزدیکتر بود.
    این دیدگاه شعیان دلایل تاریخی، سیاسی و فقهی داشت. بنابراین شعیانبه حکومت مغولان نزدیک تر شدند. آنها جان بسیاری از شعیان و سنیان به ویژه دانشمندان را نجات دادند و کتاب های زیادی را از نابودی نجات دادند. همچنین اوقاف را احیاء کردند و موسسات علمی بسیاری را در سراسر کشور تاسیس کردند. سیاست آزادی مذهبی مغولان و برخورداری شعیان از قدرت سیاسی و ثروت بیشتر موجب گسترش تشیع شد.
    کلیدواژگان: مغول، ایلخانان، شیعیان امامی، علما، سنیان، تمدن اسلامی، گسترش شیعه
|
  • Mohammad Ali Akbari, Atefeh Horabadi Farahani Page 1
    Language is one of the most important elements of identity. Iran's minorities, including religious minorities, were faced with numerous challenges in their language teaching. Recognized religious minorities in Iran, namely Christians, Zoroastrians and Jews, in Reza Shah’s era and in the dominant nationalistic discourse of the government were not able to teach their own language at schools and even their schools were forced to close. With Reza Shah’s abdication, the educational status of the religious minorities gradually improved. New schools were established and their educational programs underwent fundamental changes. During this period, religious minorities had the right and privilege to teach their own language at schools for a few hours besides Persian, the official language of the country. Therefore, using a descriptive- analytical approach and relying on the archival documents, this study attempts to examine the situation of the religious minorities’ language teaching at schools during the second Pahlavi era.
    Keywords: Religious Minorities, Language Teaching, Schools, Identity, Second Pahlavi Era
  • Masoud Bayat, Mohammad Ehsany Page 21
    Caucasia land, in the course of history, has been considered as one of the strategic regions of the world. Its geopolitical importance mostly pertains to the Caucasus Mountains dividing this region into two parts: north and south. The geopolitical role of this region became prominent once more after the foundation of the Ilkhanid dynasty in Iran, in south part of the Caucasus Mountains and the Golden horde dynasty in the north, i.e. Qepchaq plain. The feudal rulers of Golden horde who, prior to the presence of the Ilkhanid, had settled in the north part of the Caucasus kept encroaching upon the south Caucasia. After the foundation of Ilkhanid dynasty, the Caucasia land was added to the possessions of Hulagu. This caused an apprehension for the feudal rulers of Golden horde. Having noticed the importance of Caucasia, the Ilkhanid rulers constructed the capital city of their monarchy in the vicinity of this region so as to prevent the occupation of the land by their rival, i.e. Golden horde rulers. This rivalry led the two emperors to adopt special policies in the bilateral or international relations. The present research, taking a historical methodology, makes an attempt to investigate some of the most important policies and measures.
    Keywords: Caucasia, Iilkhanid, Golden Horde, Foreign Relations, Geopolitics
  • Nasrolah Poormohammadi Amlashi, Golsoum Ghadiri Lashkajani Page 45
    During Qajar era, Guilan became a gate to Europe because of its facile connections with Iran’s internal centers specially the capital and the Russian ports. This superior communication position, besides the economical condition of the region, attracted the Russians’ attention. Therefore, conquering this region became one of the most important purposes of Russian governors. The presence and influence of Russia in Guilan was accelerated after the wars between Iran and Russia. This caused many social-political consequences and led to the familiarity of the people of this region with the world’s new developments. This paved the way for some social-political movements. Under the influence of Iran’s relations with Russia and also Europe, Guilan was among the first regions witnessing numerous changes, such as the presence of Caucasus Armenian in Guilan, migration of Russian and Guilanese labors, Russian nationals’ interventions in the region, creation of the spirit of xenophobia, Guilan’s constitutional revolution and Rasht mutation.
    Keywords: Iran, Russia, Social, Political Impacts, Guilan, Qajar Era
  • Ali Akbar Jafari, Nasrin Foruoghi Page 71
    Cholera and plague are among the destructive and fatal diseases that were common during the 18th and 19th centuries in different parts of Iran, and left a lot of casualties and damages behind. Prevalence of the disease in Iran seriously took victims until nearly a century after 1820. Every year a large number of youngsters, the old people and the children died in the country. However, the slightest measure was not taken to cure or reduce the diseases. The significance of the inadvertency and negligence of the agents towards this grave crisis becomes more apparent when we pay attention to the losses caused by the prevalence of these diseases. In some cases, up to a third of the region died because of the sufferings from this disease. Lack of sanitary facilities and quarantine of patients are the most common causes for the prevalence of these diseases and the most important consequence of it was the population decline in Iran during Qajar dynasty. In addition, the local protest and revolt against the rulers because of their attention to the people’s situation can be seen in the period. The social crisis although linked with other issues, but has its roots in this disregard. Accordingly, this study aims at finding information and carrying out some statistical analysis about the distribution of cholera and plague in the first half century of Qajar sovereignty over Iran. It also seeks to answer the question: “what were the effects of the Plague and cholera outbreaks in the first half century of Qajar sovereignty over Iran on the expansion of the social crisis?” This study implements a descriptive-analytic approach to address this issue.
    Keywords: Qajar dynasty, Cholera, Plague, Depopulation, Poverty, Rebellion
  • Naser Sedghi, Davood Gasempor Page 101
    Since the establishment of the political power and after the war of Dandanaqan (431 BC.), Seljuks as supporters and protectors of "Sunni and Shariah" had challenging relations with different sects of Sunni. The Nishapurian Hanafis’ tension and dissension with Asharis, as one of the Shafii religion’s theology streams, as well as the cursing and excommunicating of Abul-Hasan Ashari and deporting a number of Shafii scholars in Nishapur, were among the most important and challenging political-religious crises in the early stages of the establishment of the Seljuks in Khorasan. The tension was the result of the fall of Ghaznavids and the disturbance of the role and presence equations of the followers of Shafii and Hanafi schools in the body of the political system in Khorasan. Shafii developers classes (tebeqatnevisan) in Seljuk era considered Hanafi- Shafii tensions in Nishapur as a "hardship" and a pervasive religious catastrophe for the scholars and followers of the Shafii school throughout the Muslim world; while the geographical location and time of the event was limited to Nishapur and not exceeded three years. Although this incident was introduced as a religious tension and crisis, more than the theological and ideological differences and consequently religious competitions, the political competitions of the religious elites in their attempt to participate in the political system of Seljuk played a decisive role in this event. With regard to what has been said earlier, this study tried to critically analyze and evaluate the various dimensions of Ashari -Shafii’s and Hanafi’s crisis and tension in Nishapur in relation to the role of the political competitions of the elites of these schools and the policies of Seljuk government in taking the advantage of such situation, relying on the historical traditions and their reflections in the works of some researchers.
    Keywords: Seljuks, Nishapur, Hanafis, Shafiis, Religious Tensions, Political Competitions
  • Zahra Alizadeh Birjandi, Akram Naseri Page 127
    Although women in Qajar period were confined to participate in the economical and social events, there are some evidences showing their economical participation in the society of that time. Among the available historical references, travelogues and records of foreign tourists and voyagers tackled this issue more. Research showed that rural, tribal and urban women in Qajar period participated in the economical activities according to their social ranks, abilities, and experiences. Among them, urban women who were influenced by the elites’ ideas and also Modernism expanded the areas of their economic activities. In some cases women in the media expressed their ideas in order to strengthen the local economy and self-sufficiency. The present study is based on a descriptive - analytic method aiming at analyzing various aspects of women's economic participation in urban, rural and nomadic lives in the Qajar era to explain the innovative ideas of urban class women.
    Keywords: Urban Women, Rural Women, Tribal Women, Economic Participation, Qajar, Modernism
  • Abbas Ghadimigheidari, Morteza Khosrawpanah Page 153
    Pandname-e-Yahyaviie written by HassanAlikhan Amirnezam-e-Garrusi, one of the dignitaries in the Naseri era, is considered as one of the advice books in the Qajar era. Reviewing, Reading out and analyzing it to determine its status in the Iranian traditional advisement works and familiarity with the author’s opinions and beliefs are the aims of this study. The need to recognize its importance lies in the understanding of the intellectual and political developments in Qajar period. Although one witnesses some archaism, nationalism or anti Islamic–Arabic approaches and tendencies in this period, Pandname-e-Yahyaviie adopts an Islamic approach. Pandname-e-Yahyaviie’s Islamic approach is a visible sign of the intellectual development in Iranshahr thought in the Qajar era. Keeping the format of an advisement book and using this language, concepts, religious, political, social, cultural, moral, literary and military doctrines and teachings are induced. This study uses library resources to address the issue under study. In this study, Pandname-e-Yahyaviie text was reviewed and analyzed as an advisement text.
    Keywords: Qajar Era, Political Thought, Pandname, e, Yahyaviie, Amirnezam, e, Garrusi
  • Alireza Karimi Page 177
    In this study I have attempted to explain the standpoint of Shiites towards the government of Mongols in Iran. The Shiites had always been suppressed by the Caliphs and their dependent governments. So, the Shiites were the enemy of the Caliphs. Eventually the Abbasid Caliphate dynasty was collapsed by the Mongols. There is no doubt that the Shiites were happy. From the Shiites perspective both of them were the usurpers of the government. However, the Mongols were better for Shiites because the Mongols were more tolerant of all religions and treated the Shiites kindly. So, the Shiites relations with the Ilkhanids were closer than the Sunnis. The Shiites standpoint had historical, political and juridical reasons. Thus, the Shiites became closer to the Mongols government. They saved many Shiites and Sunnis lives especially the lives of the scientists. They also saved many books from destruction. They restored the endowments and established many scientific institutes across the country. Mongol policy of religious freedom and the Shiites’ political power and wealth were the reasons for the spread of the Shiism.
    Keywords: Mongl, Ilkanids, Twelver Shiite, Religious scholars, Sunnis, Islamic civilization, Shiite Spread