فهرست مطالب

پژوهش های پنبه ایران - سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1394)
  • سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سعید نصرالله نژاد*، زکیه السادات محمدی، تانیا داوریان، عمران عالیشاه، عبدالحسین طاهری صفحات 1-14
    قارچ عامل بیماری پژمردگی آوندی Verticillium dahlia و نماتد مولد گره ریشه Meloidogyne incognita از شایع ترین و مخرب ترین عوامل بیماریزا در زراعت پنبه می باشند. به منظور تعیین اثر متقابل بین این دو عامل، آزمایشی در گلخانه تحقیقاتی بر روی چهار رقم پنبه انجام گرفت. این آزمون در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار (شامل: شاهد، قارچ به تنهایی، نماتد به تنهایی با غلظت 2300، نماتد به تنهایی با غلظت 7000، قارچ و نماتد همزمان با غلظت 2300 و قارچ و نماتد همزمان با غلظت 7000) در چهار تکرار به اجرا در آمد. ابتدا نماتدMeloidogyne incognita از گیاهان میزبان جداسازی شد و پس از تعیین گونه و نژاد، با تلقیح به نشای گوجه فرنگی تکثیر گردید. قارچ Verticillium dahlia پس از جداسازی از بوته های پنبه آلوده، کشت و شناسایی گردید و سپس برای تکثیر، به بذر گندم رقم تجن (سه بار اتوکلاو شده) انتقال یافت. تعداد 104×12 میکرواسکلروت برای هر تیمار قارچ وتعداد 7000 و 2300 تخم و لارو سن دو، برای تیمارهای مربوط به نماتد، به گیاهچه های 40 روزه ی پنبه، مایه زنی گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که اثرات متقابل قارچ Verticillium dahlia و نماتد Meloidogyne incognita در پنبه از نوع تشدید کننده می باشد؛ به طوری که ترکیب هم زمان قارچ و نماتد افزایش معنی داری (P=%1) در شدت پژمردگی پنبه داشته است. با افزایش غلظت نماتد، پوسیدگی ریشه، تعداد گره و کیسه تخم نیز افزایش یافته و برعکس طول ساقه و ریشه، وزن تر و خشک اندام های هوایی و ریشه کاهش یافت.
    کلیدواژگان: پنبه، قارچ Verticillium dahlia، نماتد Meloidogyne incognita، اثر متقابل
  • فهیمه رستمی مسکوپایی*، علی کرامت زاده، رامتین جولایی، حبیب الله کشیری صفحات 15-31
    هدف از مطالعه حاضر تخمین تابع تولید پنبه، بررسی عوامل اقتصادی موثر بر عملکرد محصول، سودآوری تولید پنبه و محاسبه کشش تولید در شهرستان گرگان بوده که در سال 1393 اجرا شد.برای رسیدن به اهداف فوق با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای، تعداد 50 پنبه کار در منطقه انتخاب و اطلاعات لازم از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شد.پس از بررسی های لازم و آزمون های مختلف، به منظور تعیین تابع تولید،از تابع تولید کاب- داگلاساستفاده شده است که در آن تاثیر عوامل کار، سرمایه، بکارگیری سموم و کودهای شیمیایی و موارد دیگر به روش OLSو با استفاده از نرم افزار Eviewsمحاسبه و بیان شده است. پس از تخمین تابع تولید و تعیین کشش نهاده ها، میزان منطقی بودن پنبه کاران در مصرف نهاده ها مشخص شد.نتایج نشانداد که میزان کشش تولید نهاده های زمین، کودهای شیمیایی، بذر و سموم مثبت، ولی در مورد نهاده نیروی کار میزان آن منفی می باشد؛ به بیان دیگر پنبه کاران نهاده های زمین، کودهای شیمیایی، بذر و سموم را در ناحیه اقتصادی تولید مصرف می کنند، اما نهاده ی نیروی کار در ناحیه سوم تولید و بیش از میزان بهینه استفاده می شود. همچنین مجموع کشش های نهاده های تولیدی بدست آمده برابر 1 می باشد که نشانگر بازده ثابت نسبت به مقیاس در تولید پنبه در شهرستان گرگان می باشد.
    کلیدواژگان: پنبه، نهاده تولید، کشش، تابع تولیدکاب، داگلاس
  • احمد کمالی*، براتعلی فاخری، محمد ضابط صفحات 33-47
    به منظورارزیابی اثر تنش خشکی بر عملکرد و اجزای آن در پنبه و انتخاب بهترین رقم، 14 رقم پنبه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرارطی سال زراعی 1391 و تحت دو شرایط آبیاری معمول و تنش خشکی در مزرعه تحقیقاتی مرکز آموزش فنی و حرفه ای شهرستان نهبندان مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین ارقام مورد بررسی از نظر کلیه صفاتاختلاف معنی دار (01/0≥p)وجود دارد و تنش خشکی برروی صفاتی نظیر تعداد روز تا گلدهی، ارتفاع بوته، تعداد شاخه زایا، وزن وش، تعداد غوزه در بوته و درصدکیل الیاف تاثیرگذار بوده است. صفات تعداد غوزه در بوته، تعداد شاخه زایا، ارتفاعودرصد کیل الیاف همبستگی مثبت و معنی داربا عملکرد داشتند. صفات ارتفاع، تعداد شاخه زایا، تعداد روز تاگلدهی،درصد کیل الیاف و تعداد غوزه در بوته تاثیر بیشتری بر روی عملکرد داشتند و 71 درصد تغییرات عملکرد وش را توجیه نمودند. درتجزیه بای پلات صفات تعداد شاخه زایاو تعداد غوزه در بوته به عنوان صفات متمایز کننده (صفاتی که باعث تفاوت بین ارقام می شوند) و عملکرد به عنوان نماینده صفات معرفی شدند. ارقام ورامین وبختگاندارای عملکرد بالا بودند. همچنین ارقام ورامین، بختگان، مهر و ساحل عملکرد پایدارتری داشتند. رقم ورامین نزدیک ترین رقم به رقم ایده آل (رقمی فرضی که دارای بیشترین و پایدارترینعملکرد باشد) بود.
    کلیدواژگان: پنبه، مقاومت به خشکی، تجزیه بای پلات، رقم
  • آیدین حمیدی *، سید جلال میرقاسمی، مهرناز مهرآور، ویکتوریا عسکری، معصومه حسنی صفحات 49-68
    ارزیابی اثر منطقه تولید، تصفیه و کرک گیری بر جوانه زنی و بنیه بذر پنبه رقم ساحل استان گلستان، در تحقیقی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار انجام شد. تیمارها تصفیه وش مناطق غرب و شرق استان با جین 8 و 16 اره، غلتکی و با دست و کرک گیری با اسید سولفوریک و عدم کرک گیری بودند. با آزمون جوانه زنی استاندارد تعداد گیاهچه های عادی، متوسط زمان جوانه زنی، طول و وزن خشک گیاهچه تعیین و هدایت الکتریکی بذرها اندازه گیری شد. اثر متقابل منطقه تولید بذر × روش های تصفیه × کرک گیری بر صفات معنی دار بود. بالاترین و کمترین تعداد گیاهچه عادی به ترتیب مربوط به بذرهای تصفیه شده با جین غلتکی و کرک گیری نشده و بذرهای تصفیه شده با جین 16 اره و کرک گیری شده شرق استان بودند. همچنین بذرهای شرق استان تصفیه شده با جین 16 اره و کرک گیری نشده و بذرهای غرب استان، تصفیه شده با جین غلطکی و کرک گیری شده به ترتیب دارای بیشترین و کمترین متوسط زمان جوانه زنی بودند. بذرهای کرک گیری نشده و شده غرب و شرق استان، تصفیه شده با جین غلطکی و جین 8 و 16 اره، به ترتیب بیشترین و کمترین طول گیاهچه را داشتند. بیشترین و کمترین وزن خشک گیاهچه به ترتیب به بذرهای شرق استان تصفیه شده با دست و جین غلطکی و کرک گیری شده و نشده بذرهای تصفیه شده با جین 8 و 16 اره و کرک گیری نشده این منطقه تعلق داشت. بذرهای غرب استان تصفیه شده با جین 8 اره و کرک گیری نشده و بذرهای تصفیه شده با دست و کرک گیری شده این منطقه به ترتیب دارای بیشترین و کمترین هدایت الکتریکی بودند. براساس نتایج، تصفیه رقم ساحل؛ خصوصا تولید غرب استان، با جین غلتکی توصیه می گردد تا خسارت مکانیکی پوسته بذر و اثر نامطلوب کرک گیری با اسید بر جوانه زنی و بنیه بذر کاهش یابد.
    کلیدواژگان: پنبه، جوانه زنی، تصفیه وش، کرک گیری، هدایت الکتریکی
  • قربان قربانی نصر آباد* صفحات 69-83
    با توجه به کمبود آب در استان گلستان و لزوم بهینه سازی مصرف آب، لازم است تاثیر مقادیر مختلف آب مصرفی بر عملکرد و اجزای عملکرد ارقام مختلف پنبه مشخص شود. به همین منظور این پژوهش با استفاده از سیستم آبیاری بارانی کلاسیک به شکل تک شاخه ای در گرگان اجرا گردید. با توجه به الگوی مثلثی توزیع آب آبپاش ها، شش تیمار آبیاری در طرفین خط بارانی و موازی آن به فاصله 5/2 متری به صورت تیمارهای 1I ، 2I ، 3 I ، 4I ، 5I و 6I در نظر گرفته شد، به طوری که تیمار 1I بیشترین و تیمار 6I کمترین میزان آب و تیمار 2I به اندازه نیاز آبی آب دریافت می کرد. برای کشت از ارقام ساحل، سپید و 312- 818 استفاده گردید. طرح آزمایشی به صورت کرت های خرد شده نواری با سه تکرار بود. نتایج آزمایش نشان داد که بیشترین عملکرد مربوط به تیمار 3I بود که اختلاف آن با تیمارهای 4I ، 5I و 6I در سال اول و با تمام تیمارها در سال دوم معنی دار شد و عملکرد رقم سپید به میزان 9/17 درصد از دو رقم دیگر در سال اول و به میزان 15 درصد از رقم ساحل در سال دوم بیشتر بود. اختلاف بین سه رقم پنبه از نظر درصد زودرسی معنی دار نبود، اما از نظر وزن غوزه در سال دوم معنی دار بود. بیشترین وزن غوزه مربوط به تیمار 3I بود و زودرس ترین تیمار آبیاری، تیمار آبیاری6I بود. از نظر آب مصرفی تیمار آبیاری 3I به اندازه 27 درصدکمتر از نیاز آبی آب دریافت کرد.
    کلیدواژگان: آبیاری بارانی، پنبه، کم آبیاری و عملکرد پنبه
  • کمال قاسمی بزدی *، روح الله فائز صفحات 85-101
    استفاده از ارقام متحمل، از عوامل مهم در موفقیت روش های مدیریت تلفیقی آفات محسوب می شود. در این تحقیق، 20 ژنوتیپ پنبه در گرگان به مدت دو سال در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفتند تا ضمن مقایسه ژنوتیپ ها از نظر فراوانی تخم ها، پوره ها و حشرات کامل سفید بالک پنبه، رابطه بین صفات مورفولوژیکی بوته ها با میزان تجمع آفت نیز مورد بررسی قرار گیرد. براساس نتایج، ژنوتیپ های پنبه از نظر اکثر صفات مورفولوژیکی و فراوانی آفت دارای اختلاف معنی دار بودند. ژنوتیپ های برگ دفورمه، اکرا برگ قرمز، برگ پهن قرمز، سای اکرا و براکته فریگو دارای کم ترین تراکم جمعیت پوره های سفیدبالک بودند در حالی که ترمز، الیاف رنگی و پاک بیش ترین آلودگی را داشتند. از نظر فراوانی حشرات کامل، برگ دفورمه کم ترین تراکم آفت را داشت و ژنوتیپ های سای اکرا، اکرا برگ قرمز، سوپراکرا و برگ پهن قرمز نیز دارای آلودگی پایینی بودند اما ژنوتیپ های ترمز، الیاف رنگی، پاک و اسموث لیف دارای بیش ترین آلودگی بودند. شکل و پهنک برگ تاثیر زیادی بر تراکم جمعیت آفت داشت و با کاهش سطح برگ و عمیق ترشدن بریدگی های آن، تراکم جمعیت آفت نیز کم تر شد. کم بودن آفت بر روی ارقام برگ قرمز نشان دهنده این بود که حشره احتمالا برای جلب شدن به طرف رنگ قرمز رغبتی ندارد و یا این که رنگ قرمز ممکن است باعث فرار آن ها شود. بین تراکم و ارتفاع تارهای کرکی در برگ با تعداد حشرات کامل، پوره ها و تخم های سفیدبالک، همبستگی مثبتی وجود داشت و هرچه تراکم کرک ها بیش تر و کرک ها بلندتر بودند، میزان آلودگی نیز بیش تر بود. همچنین همبستگی مثبتی بین صفات سطح برگ، ارتفاع بوته و تعداد شاخه زایا با میزان تجمع آفت سفیدبالک بر روی ژنوتیپ های پنبه وجود داشت اما همبستگی بین صفات رنگ برگ، رنگ گل و شکل براکته ی گل با تراکم این آفت، منفی بود. در مجموع، نتایج نشان دادند که ویژگی های برگ های تیپ اکرا و سطح برگ کوچک، رنگ قرمز بوته ها، پایین بودن تراکم کرک ها و بالابودن تعداد غدد ترشحی در برگ ها، می توانند در کاهش تراکم سفید بالک موثر باشند.
    کلیدواژگان: اکرا، برگ دفورمه، برگ قرمز، عسلک، Bemisia tabaci
  • نورمحمد آبیار*، سید صفدر حسینی، حبیب الله سلامی، غلامرضا پیکانی صفحات 103-117
    توسعه فن آوری در کشاورزی به عنوان منبع اصلی افزایش بهره وری، مستلزم سرمایه گذاری پایدار در تحقیق و ترویج کشاورزی است. با این حال در دهه های اخیر سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی کشورهای رو به توسعه کاهش یافته و نظام های تحقیقات کشاورزی بخش عمومی(دولتی) این کشورها از جمله ایران با چالش تامین مالی نیازهای پژوهشی مواجه شده اند. در چنین شرایطی تامین مالی این نوع تحقیقات مستلزم ارائه شواهد مستند از منافع آن ها به سیاست گذاران اقتصادی خواهد بود. بدون مستندسازی شفاف و متقاعدکننده منافع، تحقیقات کشاورزی حمایت مالی پایدار را کسب نخواهد کرد. از این رو تحقیق حاضر برای برآورد منافع بالقوه تحقیقات به نژادی پنبه در شرایط ریسک در پهنه های کشاورزی-اقلیمی خشک مرکزی، دشت ساحلی خزری، زاگرس جنوبی، خراسان رضوی و شمال غربی ایران انجام شده است که نتایج آن می تواند مجموعه سیاست گذاری اقتصادی کشور را برای حمایت شایسته از تحقیقات پنبه متقاعد و مجاب کند. برای انجام این تحقیق از الگوی مازاد اقتصادی پیش از اجرا استفاده شده است که می تواند خروجی های مفید و موثر برای استنتاج منافع بالقوه تحقیقات کشاورزی تولید کند. بر اساس یافته ها، تحقیقات به نژادی پنبه در همه پهنه های مورد بررسی، علیرغم عدم حتمیت و ریسک منافع آن ها در شرایط پنبه کاران، از بازده اقتصادی قابل قبول برخوردارند.به طوری که میانگین انتظاری نرخ بازده داخلی آنها با وجود ریسک و عدم حتمیت تحقیقات و فعالیت های کشاورزی در بازه 26 تا 40 درصد قرار دارند از این رو کاربست فن آوری ( بذر اصلاح شده) منتج از آن ها می تواند در افزایش تولید و عرضه محصول راهبردی پنبه و درآمد پنبه کاران نقش چشمگیری ایفا کند. این شواهد بر ضرورت حمایت و تامین مالی تحقیقات پنبه و مدیریت ریسک آن تاکید دارد.
    کلیدواژگان: تحقیقات به نژادی پنبه، ارزیابی اقتصادی پیش از اجرا، شبیه سازی، پهنه های کشاورزی، اقلیمی
  • محمدحسین انتصاری، محمد رضا زنگی*، محمد رضا داداشی صفحات 119-132
    افزایش عملکرد در واحد سطح و همچنین معرفی ارقام جدید پنبه، یکی از مهم ترین اهداف محققان می باشد. اهداف مهم دراین برنامه شناخت واریته های برتر از نظر عملکرد می باشد. بدین منظور آزمایشی با ارقام تجاری و جدید پنبه شامل: ارقام جدید B557، T3، T2، SB35، و ارقام تجاری ارمغان، گلستان و ساحل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات پنبه کارکنده مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که واریته T2 با 4/2159 کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد را داشت. واریته SB35 با 6/1805 کیلو گرم در هکتار دارای کمترین عملکرد کل بود. گروه بندی صفت درصد زودرسی نشان داد که واریته های B-557 با 8/75 درصد، واریته T2 با 6/74 درصد و واریته T3 با 5/73 درصد، به ترتیب زودرس ترین واریته های مورد مطالعه در این تحقیق بودند. رقم ارمغان با 8/53 و واریته SB35 با 7/55 درصد، دیررس ترین ارقام در بین واریته های مورد مطالعه بوده اند. مقایسه میانگین وزن سی قوزه واریته های مورد آزمایش نشان داد که از نظر این صفت، رقم گلستان با 2/172 گرم، رقم ارمغان با 1/162 گرم، رقم ساحل با 2/183 گرم، واریته SB35 با 9/172 گرم، واریته T2 با 1/177 گرم و واریته B-557 با 0/169 گرم دارای سنگین ترین غوزه ها بوده اند.
    کلیدواژگان: پنبه، ارقام جدید، عملکرد، خواص کمی و کیفی
|
  • S. Nasrollanejad *, Z. Mohamadi, T. Davarian, O. Alishah, A. Taheri Pages 1-14
    Vascular wilt fungus, Verticillium dahliae, and root knot nematode, Meloidogyne incognita, are the most common and destructive pathogen factors in cotton. In order to study interactions between these two factors, their interaction effect on 4 cotton cultivars (Sahel, N200, Mehr and Varamin) was done in a completely randomized block design in 4 iterctions and 6 treatments in a greenhouse. Treatments including, control, just fungus, just nematode with concentration of 2300, just nematode with concentration of 7000, both fungus and nematode with concentration of 2300 and both fungus and nematode with concentration of 7000. 12×104 Microsclerote for each fungus treatment and 7000 and 2300 nematode eggs and second stage juvenile for the nematode treatments respectively (depending on the desired treatment) were inoculated to 60 days old cotton seedling. Meloidogyne incognita nematode was isolated from the host plant and then its species and race were determined and at last it was reproduced by inoculation to tomato transplants. After that the Verticillium dahliae fungus was isolated from infected cotton plants and after cultivation and identification steps, it was transfered to the Tajan wheat seed cultivar (three times been autoclaved) for reproducing.The results of this review after 2 months showed that the interactions between Verticillium dahliae fungus and Meloidogyne incognita nematode in cotton was resonator. As a combination of fungus and nematode simultaneously leads to a significant increase (P =%1) in the wiltdejection. With increment in nematode concentration, root rot, the number of nodes and egg mass increased and shoot and root length, fresh and dry weight decreased vice versa.
    Keywords: Cotton cultivars, Verticillium dahliae, Meloidogyne incognita, interaction
  • F. Rostami Meskoupaee *, A. Karamatzadeh, R. Jolaee, H. Kashiri Pages 15-31
    The aim of this study was determination of cotton production function, investigation of economical and social parameters on cotton yield, profitability of cotton production and calculation of production elasticity in Gorgan during 2014 year. It had been got necessary information by interviewing and completing questionnaire and it had been selected 50 cotton farmers in that region for reaching to above target by using randomized sampling. The most suitable model after many considerations and various tests in order to determinate cotton production function was cobb–douglas production function, in which study the effect of labor factors, capital, use the pesticides and chemical fertilizer and other factors is being stated and computed by OLS method and Eviews software. The rational rate of inputs consumption was determined after calculation of production function and inputs elasticity. The result showed that the production elasticity values for land, fertilizers, seeds and pesticide was positive while its value for labor inputs were negative. In other words, the farmer׳s used inputs such as land, chemical fertilizer, seed and pesticide in production economic zone, but labor inputs has been produced in third region and more than optimal level. Furthermore, the sum of elasticity value of inputs was equal 1 which indicated positive efficiency than to scale in cotton production of Gorgan.
    Keywords: Cotton, Production Input, Elasticity, Cobb–Douglas production Function
  • A. Kamali *, B. A. Fakheri, M. Zabet Pages 33-47
    In order to evaluate the effect of drought stress on yield and yield components of cottonand selection of the best cultivars, an experiment was conducted as complete randomized block design (RCBD) with three replications on 14 cotton cultivars at Agricultural Research farm of Technical and Vocational Training center, Nehbandan, Khorasanjonobi under normal irrigation and drought stress in 2012. The results of variance analysis showed that there was significant difference among cultivars for all traits under stress and non-stress conditions. The effects of drought stress was significant on day number to flowering, plant height, number of sympodial branches, cotton yield, number of boll per plant and lint percentage. The assessment of simple correlation coefficient showed that the yield was positively and significantly correlated number of bolls per plant, number of sympodial branch, plant height and lint percentage. The traits of plant height, number of sympodial branches, day number to flowering, lint percentage and number of bolls per plant can be considered as the best indices for yield improving. In analysis of biplots, traits of numbers of sympodial branches and bolls per plant were as distinguishing traits and cotton yield was as traits representative. Also cultivars of Varamin, Bakhtegan, Mehr and Sahel had more stable yield. Varamin cultivar was similar to ideal cultivar.
    Keywords: Cotton, Drought Tolerance, BiplotAnalysis, Cultivar
  • A. Hamidi *, S. J. Mirghasemi, M. Mehr Avar, V. Askari, M. Hasani Pages 49-68
    Study of production region, ginning and delinting effects on cotton seed germination and vigor, in Sahel variety was conducted as factorial based on completely randomized design by 4 replications. Treatments were included ginning of cottonseed in west and east area of Golestan by hand, roller, 8 and 16 saw gin and also delinting by Solphoric acid and no delinting. By standard germination test, numbers of normal seedlings, mean germination time, seedling length and dry weight were determined and electrical conductivity of seeds was measured. The interaction effect of Seed production region× ginning methods×delinting was significant on studied traits. The highest and lowest of normal seedlings numbers were related to Seeds of east region ginned by roller, no delinted seeds and 16 saw gin, delinted seeds, respectively. East seeds of Golestan which ginned by 16 saw and no delinting and west of Golestan, ginned by roller gin and delinting had the highest and lowest mean germination time, respectively. Delinted and no delinted seeds in east and west of Golestan province and ginned by roller, 8 and 16 saw gin had the highest and lowest of seedling length, repectively. Seeds of east province which ginned by hand, roller gin and delinted and no delinted seeds which ginned by 8 and 16 saw gin had the highest and the lowest seedling dry weight. The lowest and the highest of electro conductivity were related to ginned seeds of west region by 8 saw gin, no delinting and ginned by hand and delinting, respectively. Based on results, Sahel cultivar seed ginning, especially produced in west of province by roller gin could be recommended for reduction of seed coat mechanical injury and destructive effects of delinting by acid on germination and seed vigor.
    Keywords: Cotton, germination, Ginning, Delinting, Electrical Conductivity
  • G. Ghorbani Nasrabad* Pages 69-83
    Due to water deficit in Golestan, it is necessary to optimize use of water which means to find relation between water use and yield. For this reason, this experiment was conducted by sprinkler irrigation as line source. Six irrigation treatments as I1, I2, I3, I4, I5 and I6 is assumed in two hand of sprinkler line because of sprinkler water triangular distribution, so that I1 and I6 treatments received the highest and the lowest water, respectively and I2 treatment received as water requirement as. Three cotton cultivars of Sahel, Sepid and 818–312 were planted by 20 × 80 centimeter. Experimental design was strip split plot with three replications. The results showed that the highest yield was I3 treatment that with I4, I5 and I6 treatments in the first year and all treatments in the second year had significant difference. Sepid cultivar yield was 17.9 % higher than two cultivars in the first year and 15 % higher than Sahel cultivar in the second year. Difference between three cultivars on view of earliness was not significant and on view of boll weight in the first year was not significant but in the second years was significant. The highest boll weight belonged to I3 Treatment and also I6 Treatment was the highest earliness. Sahel cultivar during two years had the lowest micronairy. Treatment of I3, received on view of water use received 30% less water than water requirement. Ultimately, on view of yield, quality properties and less water use, the best irrigation treatment and cultivar were I3 treatment and Sepid cultivar.
    Keywords: Sprinkler irrigation, Cotton, Deficit irrigation, Cotton Yield
  • K. Ghasemi Bezdi *, R. Faez Pages 85-101
    Tolerant cultivars are the important components of integrated pest management. In this study, 20 different cotton genotypes were evaluated during 2 years using RCBD in Gorgan in order to compare genotypes for frequency of whitefly (Bemisia tabaci Genn.) eggs, nymphs and adult population, and also to determine the relationship between effective morphological characteristics of cotton and pest accumulation. Results showed significant differences among genotypes for majority of morphological characteristics and B.tabaci population. Deformed Leaf, Red Leaf Okra, Broad Red Leaf, Siokra and Frigo Bracteeles genotypes had the least nymph's density, but Termez, Alyaf Rangi and Pak showed the highest density of nymphs. Regarding adult whitefly population, Deformed Leaf genotype had the least pest density, and also Siokra, Red Leaf Okra, Super Okra and Broad Red Leaf genotypes had the low pollution, but Termez, Alyaf Rangi, Pak and Smooth Leaf had the highest density of adult whiteflies. Results suggested that leaf shape and area could be supposed as two most important factors affecting pest population density, as the more reducing leaf area and more deep evolve its dents, the less pest population density. In addition, the low pest population on red leaf genotypes suggested non-preference or escape mechanism. There was positive correlation between density and height of pubescences and whitefly population density, as the more and higher pubescences, the more pest population. In addition, there was positive correlation between leaf area, plant height and sympodia number with whitefly population density, but there was negative correlation between the traits of leaf color, flower color and shape of the flower bracts with density of this pest. Overall, results showed that the characteristics of okra leaf shape, low leaf area, red plants, low density of pubescences and high density of glands could be effective in reducing the whitefly population density.
    Keywords: Bemisia tabaci, Deformed Leaf, Okra, Red leaf, whitefly
  • N.M. Abyar *, S. S. Hosseini, H. Salami, G. Peykani Pages 103-117
    Technological development in agriculture as the main source of increased productivity requires sustained investment in agricultural research. However, in recent decades investment in agricultural research in developing countries has reduced and the Agricultural Research systems of public sector (government) in these countries, including Iran, have been faced with the challenge of funding research needs. In such circumstances, the funding of this type of research requires to provide documentary evidence of the interest of them to economic policymakers. Without revealed and compelling documentation of benefits, agricultural research will not earn sustainable financial support. Therefore this study estimates the potential benefits of cotton breeding research under its risk in agro-climatic zones of Iran that its results could set economic policymaking to persuade and convince for worthy support of cotton research. In order to conduct of this research, economic surplus method was used that can prepare effective outputs to derive the benefits of the research. Based on the findings, cotton breeding research in all studied zones, despite the uncertainty and the risk of their benefits, have acceptable economic returns. So that its expected average internal rate of return, Despite the risk and uncertainty of research and agricultural activities, is in the range of 26 to 40%. Therefor application of technology (improved seed) derived from them, can increase cotton production and supply and play fundamental role in cotton growers and consumers benefits. This evidence emphasize on necessary funding of agricultural research and its risk management.
    Keywords: Breeding research Cotton, Economic Surplus Model, Simulation, Agro, climatic Zones
  • M.H. Entesari, M. R. Zangi *, M. R. Dadshi Pages 119-132
    Yield increasing and also the introduction of new varieties of cotton is one of the main goals of researchers. The important goal of this research was recognition of superior varieties in terms of yield. New and cultivated cotton genotypes including new varieties B557, T3, T2, SB35 and commercial cultivars like Moghan, Golestan and Sahel were evaluated in a randomized complete block design in Karkandeh Cotton Research Station. The results showed that T2 variety with 2160 kg/ha had the highest yield and SB35 variety with 1806 kg/ha had the lowest yield. Variety of B-557 with 75.8 % and varieties of T2 and T3 with 73.5 and 74.6 % were the earliest genotypes, respectively. Late maturity among varieties belonged to Armaghan and SB35 varieties with 53.8 and 55.7 %, respectively. The highest and lowest bolls weight were related to Golestan cultivar with 183.2g and T3 genotype with 153/8g, respectively
    Keywords: Cotton, New varieties, Yield, Qualitative, quantitative characteristics