فهرست مطالب

برنامه ریزی توسعه کالبدی - پیاپی 4 (زمستان 1394)
  • پیاپی 4 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/01/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عباس سعیدی* صفحات 11-20
    توسعه پایدار روستایی فرایندی است که ارتقای همه جانبه زندگی روستایی را از طریق زمینه سازی و ترغیب فعالیت های همساز با قابلیت ها و تنگناهای محیط (به مفهوم عام آن) مورد تاکید قرار می دهد. بر این بنیاد، توسعه پایدار روستایی جنبه های گوناگونی را شامل است، اما زمینه سازی های ساختاری در چهار جنبه عام می تواند به کارکرد مناسب این فرایند بیانجامد. این جنبه ها عبارتند از: محیطی اکولوژیک، اجتماعی فرهنگی، اقتصادی سیاسی و کالبدی فضایی. یکپارچگی فضایی در قالب رویکرد نظاموار، سکونتگاه های روستایی را در مقیاس های گوناگون نقطه ای، محلی، ناحیه ای و منطقه ای و ملی، و البته همه جا به عنوان نظام های باز، مورد توجه قرار می دهد. بدینسان، هر سکونتگاه روستایی نه تنها به لحاظ کنش و واکنش های بین اجزا و نیروهای مختلف درونی خود، بلکه از نظر تعامل با دیگر نظام های سکونتگاهی (دیگر سکونتگاه ها، اعم از روستایی و شهری) نیز پیوسته در روندی پویا قرار دارد. در این بین، آنچه که اهمیتی تعیین کننده دارد، امکانات و قابلیت های محیط نظام است که به صورت امکان برپایی رابطه تعاملی با سیاستگذاری ها، برنامه ریزی ها و تخصیص اعتبارات و مانند آن تجلی می یابد. از سوی دیگر، با عنایت به رویکردهای نوین در جغرافیای کاربردی و توجه به نقش جوامع در ایجاد فضاهای گوناگون، بسیاری از اهداف برنامه ریزی فضایی و ابعاد پایداری در پیوندی تنگاتنگ مورد توجه قرار دارند. این مقاله کوشش دارد تا نشان دهد، هرگونه پایداری در روند توسعه روستایی، مستلزم نگرشی یکپارچه در قالب پارادایم فضایی است و این مهم میسر نخواهد شد، مگر با رویکردی مبتنی بر شبکه های منطقه ای در قالب پویش ساختاری کارکردی.
    کلیدواژگان: پیوستگی روستایی، شهری، توسعه پایدار روستایی، منظومه های روستایی، شبکه منطقه ای، شبکه محلی
  • احمد پوراحمد، علیرضا گروسی*، ابوالفضل نوری صفحات 21-33
    مقوله مسکن، امروزه نه تنها به عنوان یک سرپناه، بلکه به عنوان هویت، امنیت و منبع سرمایه در بین ساکنان یک شهر مطرح است. فقدان منابع کافی، ضعف مدیریت اقتصادی، نداشتن برنامه ریزی جامع مسکن و سایر نارسایی هایی که در زیرساخت های اقتصادی وجود دارد از یک سو و افزایش جمعیت شهرنشین از سویی دیگر تامین سرپناه در کشورهای در حال توسعه را به شکلی پیچیده و چند بعدی درآورده است. برای دستیابی به برنامه ریزی مطلوب مسکن باید تمام جوانب وضع موجود مسکن و تسهیلات مربوط را مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار داد. شناسایی و تطبیق شاخص های مسکن موجود با شاخص های مسکن در شهر سالم در جهت تحقق سکونتگاه مطلوب امری مهم در توسعه مطلوب شهری به شمار می آید. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و روش آن تحلیلی توصیفی است و داده ها و اطلاعات موجود در آن از سرشماری های موجود و داده های مرکز آمار در سال 1390 استخراج شده است. در این مقاله، سعی شده است تا به این پرسش که «وضعیت موجود مسکن در شهرستان نظرآباد به لحاظ شاخص های کمی و کیفی چگونه است ؟» پاسخ داده شود و یک مقایسه ای تطبیقی با شاخص های مسکن در سطح استان البرز و متوسط کشوری و شاخص های مسکن در شهر سالم انجام شود. با توجه به نتایج حاصل از ارزیابی و مقایسه شاخص ها کمی و کیفی مسکن، وضعیت شاخص های مسکن شهرستان نظرآباد در حالت کلی نسبت به شاخص های مسکن استان، کشور و شهر سالم مطلوب و مثبت ارزیابی می شوند.
    کلیدواژگان: شاخص های مسکن، مقایسه تطبیقی، شهر سالم، شهرستان نظرآباد
  • محمدرضا رضوانی*، یعقوب اسفرم، سیدرضا حسینی کهنوج صفحات 34-49
    مسکن به عنوان یک نیاز اساسی و به عنوان نمودی از ایفای نقش های اساسی انسان، پدیده ای جغرافیایی بوده و نقش مهمی نیز در توسعه جوامع انسانی دارد. هدف اصلی این پژوهش، سنجش و تحلیل فضایی شاخص های توسعه مسکن در سطح روستاهای استان آذربایجان غربی است. پژوهش حاضر، از نوع کاربردی و روش انجام آن ترکیبی از روش های توصیفی تحلیلی است. در این راستا از 36شاخص در ابعاد زیربنایی و رفاهی، استحکام و سازه، بهداشتی و امکانات و تسهیلات استفاده شده است برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است. همچنین با استفاده از نظرات کارشناسان، به انتخاب و وزن دهی شاخص ها اقدام شد. برای تحلیل و رتبه بندی شاخص ها و داده ها از مدل های تصمیم گیری چند معیار شامل تاپسیس (TOPSIS)، ویکور (VIKOR) و توسعه انسانی (HDI) و برای رسیدن به یک نتیجه واحد در تحلیل داده ها، از تکنیک ادغام (میانگین وزن ها، روش بردا و کپ لند) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل شاخص ها بیانگر آن است که روستاهای دو شهرستان ماکو و چالدران تقریبا در همه مدل های مورد استفاده در تحلیل داده ها، به طور نسبی بالاترین سطح توسعه و در مقابل روستاهای دو شهرستان نقده و میاندوآب پایین ترین سطح توسعه مسکن روستایی را دارند. همچنین نتایج به دست آمده براساس مدل ادغام، ضرورت توجه به مقوله عدالت فضایی در توسعه مسکن روستایی را نشان می دهد که می تواند راه گشای برنامه ریزان جهت تقویت سطح توسعه، کاهش نابرابری ها، رضایت روستاییان از وضعیت مسکن و در نهایت موجب توسعه محلی شود.
    کلیدواژگان: عدالت فضایی، شاخص های مسکن، تکنیک ادغام، مسکن روستایی، آذربایجان غربی
  • مهدی چراغی، زهرا ملک جعفریان، جواد عباسی، سیدعلی بدری صفحات 50-59
    در فرآیند تغییر الگوی زندگی جوامع روستایی متاثر از گسترش شهرنشینی در دهه های اخیر و تغییر در نوع و دامنه روابط متقابل شهر و روستا در ایران، دورنمای عظیمی از تحولات وسیع در نحوه زندگی، مناسبات اجتماعی و اقتصادی روستاییان همراه با احساس نیاز به تامین مفهوم سرزندگی در جوامع روستایی البته با ماهیتی متفاوت در مقایسه با یک سکونتگاه شهری، در جریان است. از این رو تحقیق حاضر به بررسی اثربخشی طرح هادی روستایی در آفرینش سکونتگاه های روستایی سرزنده مطابق با خواسته ها و نیازهای واقعی ساکنان این جوامع پرداخته است. این پژوهش، از نوع کاربردی و روش آن توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق سه روستای دارای طرح هادی و سه روستای فاقد طرح هادی، واقع در دهستان غنی بیگلو در شهرستان زنجان را تشکیل می دهند. روش گرداوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی و روش تجزیه و تحلیل آن ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، اجرای طرح هادی به بهبود و ایجاد پیشرفت کمی و کیفی مولفه های سرزندگی به ویژه وضعیت کالبدی روستاهای مورد مطالعه انجامیده است.
    کلیدواژگان: سرزندگی، توسعه روستایی، برنامه ریزی کالبدی، طرح هادی، شهرستان زنجان
  • تیمور آمار* صفحات 60-72
    تحولات منجر به چالش های عمده توسعه پایدار روستایی در ایران را می توان در پنج عامل چالش های اقتصادی، مدیریتی و برنامه ریزی، محیطی، اجتماعی و فیزیکی کالبدی طبقه بندی کرد. تحولات کالبدی جامعه روستایی کشور و از جمله استان گیلان را می توان از دو منظر مورد بررسی قرار داد. بخشی از تحولات تحت تاثیر برنامه های دولت (به ویژه تهیه و اجرای طرح های کالبدی) قرار گرفته است و بخشی دیگر نیز به صورت ارگانیک و در طی زمان رخ داده است. به همین منوال، در کارکرد سکونتگاه های روستایی نیز تغییرات گسترده ای به وجود آمده است. تحول در نظام کشاورزی، روابط بین سکونتگاهی، مناسبات شهر و روستا و تغییر در شکل و الگوی مسکن از جمله این تغییرات است. نکته حائز اهمیت در این تحولات تاثیرپذیری آنها از شرایط جغرافیایی است (که در وجه عینی فضا قابل مشاهده و تامل است). این مقاله، که با استفاده از روش تحقیق کیفی به انجام رسیده است، این سوال اساسی را محور بحث خود قرار داده که «تحولات کالبدی سکونتگاه های روستایی استان، با چه نوع چالش هایی در راه توسعه پایدار رو به رو است و بر مبنای این تحولات چه الویت های راهبردی برای توسعه کالبدی روستاهای استان وجود دارد؟
    نتیجه این بررسی نشان داد که کاهش 30درصدی اراضی کشاورزی و افزایش40درصد نقاط شهری در طی سی سال اخیر، آسیب پذیری در برابر حوادث طبیعی، تغییر در کارکرد سکونتگاه های روستایی و ضعف در وابستگی کارکردی از عمده ترین چالش های کالبدی استان است. با وجود تلاش قابل توجهی که در سه دهه اخیر برای تحقق توسعه کالبدی در نواحی روستایی انجام گرفته است، فقدان برنامه ریزی استراتژیک مانع تدوین الگوی مناسب توسعه کالبدی در این استان بوده است.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی کالبدی، چالش های کالبدی، سکونتگاه های روستایی، استان گیلان
  • حمید جلالیان*، پرویز ضیائیان، پرستو دارویی، خدیجه کریمی صفحات 73-98
    گسترش شتابان شهرها و رشد فیزیکی ناموزون آنها، که اصطلاحا «خزش شهری» نامیده می شود، موجب خورندگی روستاها و اراضی پیرامونی آنها، تبدیل بی رویه اراضی کشاورزی و تخریب منابع محیط زیست گردیده است. این وضعیت در کلان شهرهای منطقه ا ی نمود گسترده تری داشته است. دو شهر ارومیه و اصفهان به عنوان دو کلان شهر منطقه ای و با محیط طبیعی و ساختار اقتصادی متفاوت، از شهرهای پراهمیتی هستند که در سال های اخیر با گسترش شتابزده ای همراه بوده اند. این مقاله با نگرش توصیفی تحلیلی به گسترش کالبدی این دو کلان شهر و تاثیر آن بر اراضی پیرامون آنها پرداخته است. داده های تحقیق با استفاده از مطالعه کتابخانه ای اسنادی و همچنین با استفاده از داده های دورکاوی و تصاویر ماهواره ای لندست 7 سال 2001 و لندست 8 سال 2013، استخراج گردید. مقایسه تصاویر ماهواره ای و همچنین اطلاعات برگرفته از مرکز آمار ایران نشان می دهد که شهرهای ارومیه و اصفهان به صورت گسترده ای با افزایش جمعیت و تغییر کاربری اراضی واقع شده در حریم، به خزش خود ادامه می دهند. نتایج حاصل از روش هلدرن و بررسی رشد بدقواره شهری در این دو شهر در طی سال های13901335 نشان می دهد که گسترش فیزیکی این شهرها، به ویژه در ارومیه، بیش از نیاز واقعی جمعیت آن بوده و در نتیجه، روند تبدیل زمین های کشاورزی و روستایی پیرامون آنها به ویژه در ارومیه با شدت ادامه یافته است. رشد جمعیت اصفهان در تمام دوره ها تقریبا از الگوی ثابتی پیروی کرده ولی ارومیه در پایان دهه 1350 و با شروع جنگ ایران و عراق، با شتاب رشد جمعیت روبه رو شده است. در تغییر کاربری اراضی کشاورزی پیرامون شهر ارومیه می توان به ناکارامدی طرح های تفضیلی شهر و تفاوت ارزش اراضی شهری با اراضی کشاورزی و همچنین سود پایین کشاورزی و آسیبپذیری باغداری اشاره نمود. صنعتی شدن شهر اصفهان و ایجاد شهرک های مسکونی و مراکز اداری و دانشگاهی در پیرامون شهر اصفهان منجر به افزایش مهاجرت از روستاها، شهرها و استان های همجوار به این کلانشهر شده است و به دنبال آن جمعیت و نیاز به اراضی شهری، تغییر کاربری اراضی زراعی و آیش اطراف شهر و نهایتا شکنندگی و ناپایداری منابع محیط زیست صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: پراکنده رویی شهری، کلان شهرها، مدل هلدرن، طرح تفصیلی شهر، رشد شهر، ارومیه، اصفهان
  • حسن دارابی*، سجاد سورتیجی صفحات 99-112
    ارزیابی استراتژیک، روشی برای بهبود در فرایند تصمیم گیری ها، سیاست گذاری و در نهایت برنامه ریزی است. روش ارزیابی تناسب کاربری اراضی از جمله روش هایی است که برای ارزیابی استراتژیک محیط به کار گرفته می شود. با توجه به منطق حاکم بر این روش قابلیت های مناسبی در ارزیابی استراتژیک ارائه می سازد. این روش، نشان می دهد که برنامه ریزی انجام شده تا چه میزان به سمت اهداف استراتژیک گام برداشته است. بر این مبنا، تحقیق حاضر در پی استفاده از شاخص تناسب کاربری اراضی در منطقه یک تهران است. این امر، با دو هدف انجام شده است: اول اینکه برنامه پیشنهادی نسبت به وضعیت موجود تا چه میزان بهبود یافته است. دوم اینکه آیا این روش پاسخگوی اهداف تعیین شده است. نتایج نشان می دهد این روش قابلیت ارائه پاسخ مناسب به اهداف را دارد. ضمن اینکه بررسی انجام شده نیز نشان از بهبود نسبی در برنامه پیشنهادی در منطقه یک کلان شهر تهران را دارد. این بهبود به کاهش ناسازگاری ها و افزایش سازگاری نسبی کاربری اراضی منجر می شود. این نتایج نشان می دهد اگر در بخش های مختلف دقت بیشتری به عمل آید امکان بهبود بیشتری در شاخص حاصل شده و در نتیجه شرایط برای پایداری بیشتر توسعه شهری فراهم خواهدشد.
    کلیدواژگان: ارزیابی استراتژیک، محیط زیست، شاخص تناسب کاربری اراضی، تهران
  • شهرام امیرانتخابی* صفحات 113-122
    تحولات کالبدی فضایی دو دهه اخیر، در بسیاری از روستاهای نواحی خزری در حال گسترش است. این روند در سکونتگاه هایی که جاذبه های طبیعی، به ویژه ساحل، دارند، با رواج پدیده خانه دوم، توسعه یافته است. منافع چشمگیر تبدیل اراضی زراعی و باغی به قطعات مسکونی، کشاورزان را از ادامه فعالیت زراعی رویگردان نموده است. یکی از مهم ترین حوزه های روستایی گیلان که متاثر از این پدیده است، در روستاهای ساحلی محدوده حسن رود زیباکنار واقع است. در این پژوهش، از طریق مطالعه اسنادی و تطبیقی طرح های هادی اول و دوم روستاهای حوزه زیباکنار تغییرات و تحولات کالبدی و فضایی این روستاها طی دو دهه مورد بررسی قرار گرفته است. برای درک انگیزه های اجتماعی اقتصادی این تحول فضایی از پژوهش میدانی با استفاده از پرسشنامه استفاده شده است که نتیجه آن گرایش روزافزون ساکنین روستاها به تغییر کاربری اراضی زراعی و تبدیل آنها به قطعات قابل فروش زمین برای احداث خانه های دوم بود. این فرایند، ضمن تغییر بافت اجتماعی فرهنگی روستاهای ناحیه، به تغییر چشم انداز روستایی، تحول بافت کالبدی و تغییر ساختاری کارکردی روستاها انجامیده است.
    کلیدواژگان: تغییرکاربری اراضی زراعی، چشم انداز روستایی، روستای ساحلی، خانه دوم، طرح هادی روستایی، تحول کالبدی
|
  • A. Saeedi Pages 11-20
    Sustainable rural development is a process that will facilitate and encourage the promotion of rural life through acceptable activities in harmony with the environment. Thus, rural sustainable development includes various aspects, but preparation of sufficient structures in 4 backgrounds could facilitate the course; these are: physical-ecologic, social-cultural, political-economic, and spatial. Spatial integration, in the context of a systemic approach, considers the rural settlements as open systems in various scales, namely spot, local, area, regional, and national levels.Thus, each rural settlement is in a dynamic process, not only in terms of interactions between different inner components and forces, but also interacts with other settlement similar systems (settlements, both rural and urban). In the meantime, it is of decisive significance manifests in features and capabilities of the system to establish an interactive relationship with policies, planning and sufficient funds. On the other hand, with regard to new approaches in applied geography and the role of communities in producing different spaces, many of the goals of spatial planning and sustainability aspects are considered coherent.
    This article tries to show, any sustainability in the process of rural development requires an integrated approach based on terms of structural-functional dynamics in the context of spatial paradigm.
    Keywords: Rural, urban Integrity, Sustainable Rural Development, Rural Constellations, Local Networks, Regional Networks
  • A. Poorahmad, A. Garoosi *, A. Noori Pages 21-33
    Nowadays, housing is considered not only as a shelter but also as a symbol of identity, security and a capital source by residents of cities. Some factors such as; lack of sufficient resources, weak economic management, lack of a comprehensive housing planning, and other existing flaws of economic infrastructure along with population growth have converted the housing issues into a complicated and multi-dimensional problem in developing countries. To achieve a desirable planning system for housing, there is a need to review and analysis all existing aspects of housing and its related facilities. Identifying the existing indicators of housing and matching them with a housing indicator of a healthy city is an important step towards a favorable urban development. The present study is an applied research which uses a descriptive-analytical method to analysis the data. Required data were obtained from 2011 census and Statistical Center of Iran. The main question that the research tries to answer is: How is the present status of qualitative and quantitative indicators of housing in NazarAbad County? Then, we have tried to compare these indicators with Alborz Province, with national overage and with housing indicators of a healthy city. As a result, evaluating the qualitative and quantitative indicators of housing in NazarAbad shows that the county totally has an acceptable and positive situation against housing indicators of province, national and a healthy city.
    Keywords: housing indicators, comparative study, healthy city, NazarAbad county
  • Mr Rezvani *, Y. Esferam, R. Hoseini Pages 34-49
    Housing, as a basic need as well as a symbol of human being function is considered as a geographical phenomenon which plays an important role in development of human societies. The main aim of the present study is measuring and spatial analysis of housing development indicators in rural Western Azarbaijan Province, Iran. The present study is an applied research which methodologically is a combination of descriptive-analytical methods. To get the target, 36 indicators were considered. The indicators are grouped into four categories namely: infrastructure and welfare, strength and structure, sanitary, and facilities. Data collection was based on documentary method. Expert’s opinions are used for selecting the indicators and weighting them. For data analysis and ranking the indicators three models of multi-criteria decision making are applied: TOPSIS, VIKOR and Human Development Index (HDI). To gain a vigorous result, an integrating technique including Mean of weights, Borda and Kaplan methods was applied. Findings of the study indicate that villages of two counties namely: Makou and Chaldoran, according to all models are enjoying the highest level of development. In contrast, villages of Naghadeh and MiandoAb are at the lowest level of rural housing development. Based on integration model, the results show that enough attention should be paid to spatial justice in rural housing development. Such a spatial justice can be used by planners for enhancing the levels of development, reduction of inequality, rural resident’s satisfaction of their housing conditions and finally ending at the local development.
    Keywords: spatial justice, equality, integration techniques, rural housing, Western Azerbaijan
  • M. Cheraghi, Z. Malakjafari, J. Abbasi, A. Badri Pages 50-59
    During the recent decades, rural lifestyle in Iran has dramatically changed due to the rapid expansion of cities as well as change of the type and frequency of interactions between urban and rural areas. Such a change was, per se, resulted in some other vast changes in socio-economic circumstances of rural residents and needing the concept of liveliness in rural communities which has a different nature from what is happening in urban environments. The present study concerns with evaluating the effectiveness of Rural Conductor Plans in creating lively rural settlements according to real needs and wishes of their residents. Based on typology, this study is an applicable research and based on methodology, it is a descriptive-survey one. The sample includes 6 villages, of which 3 with conductor plans and 3 without them in GhaniBiglou district, Zanjan County. Required data was collected through both documentary and fieldwork. Descriptive and inferential statistical methods were applied to analyze the data. The results show that implementation of Rural Conductor Plans has been led to improve the quantitative and qualitative components of liveliness in studied villages. It especially is evident in case of physical status of the villages.
    Keywords: vitality, rural development, physical planning, Rural Conductor Plan, Zanjan County
  • T. Amar* Pages 60-72
    The main challenges of rural sustainable development in Iran can be categorized in five groups of economical, management and programming, environmental, social, and physical factors. Physical changes of rural Iran, and accordingly rural Guilan can be viewed through two perspectives. A significant part of changes are related to government attempts regarding the preparing and implementing the physical projects. The other part is related to rural society itself and its organic characteristics that are formed during the ages. The mentioned changes have created other massive changes in functions of rural settlements such as alterations in agriculture system, relations between settlements, urban-rural interactions, and changes of form and pattern of housing. The important point is the impact of geographic conditions on all kind of changes with their spatial appearances. The present study applies a qualitative method to answer the following two questions: first, how can physical changes of rural settlements create barriers for sustainable development? And second, what are the strategic prefrences of physical development for rural Guilan?
    Findings of the present study show that main physical challenges of rural Guilan during the last three decades are: 30% reduction of agricultural lands which is resulted in 40% rise in number of urban settlements, higher rates of vulnerability against natural hazards, and changes in rural settlements functions. There have been many valuable attempts to materialize the physical development in rural areas during the last thirty years; however, the lack of a strategic planning method has blocked the formulation of a proper pattern of physical development in Guilan province.
    Keywords: physical planning, physical challenges, rural settlements, Guilan province
  • H. Jalaliyan*, P. Ziyaeeyan, P. Darooei, Kh Karimi Pages 73-98
    Rapid expansion of cities and their uneven physical growth, which calls “urban sprawl”, has some consequences such as; vanishing the villages and their surrounding farm lands, converting agricultural lands into other land uses, and destructing the ecological resources. Such a situation is more serious in regional metropolises. Isfahan and Urmia are two important regional metropolises with different environmental and economic structures. Both cities have experienced a rapid expansion during the recent years. The present paper has adopted a descriptive-analytical approach to study the physical expansion of the mentioned cities and their impacts on the surrounding areas. Required data were collected using documentary method, and required remote sensing data were obtained from Landsat7 images in 2001 and Landsat8 images in 2013. Comparing different periodic images of two cities and analyzing obtained data from Statistical Center of Iran showed that both Isfahan and Urmia are vastly facing with rapid population growth and alteration of their surrounding’s land uses. Application of the Holdren method for a duration of 1956-2011 showed that physical expansion is more than the real needs of the population in both cities, especially in Urmia. The result of such process is alteration of more and more agricultural lands into other applications. The rate of population growth in Isfahan, during the study span time, was nearly consistent, but in Urmia the trend was different with a high population growth especially at the beginning of 1980s due to Iraq-Iran war. It can be concluded that main reasons for alteration of farm lands around Urmia include: inefficiencies associated with urban detailed plans, low levels of farm land prices against the urban ones, vulnerability of horticultural activities next to the city, and lower rates of financial interests of agricultural activities. But, the main reasons for converting the farm lands into urban construction in Isfahan are: industrialization of the area, constructing residential estates around the city, and expansion of academic and government activities at the surrounding area. The mentioned factors have accelerated migration of different groups of people from nearby villages and towns towards Isfahan. Therefore, population growth and need for urban constructions have been leading to change the agricultural land uses and finally more vulnerability and inconsistence of environmental resources.
    Keywords: urban sprawl, Metropolis, Holdren model, Detailed City Plan, urban growth, Urmia, Isfahan
  • H. Daraie*, S. Sortiji Pages 99-112
    Strategic assessment is a method for improving the processes of decision making, policy, and planning. Land use suitability evaluation is a method for strategic assessment of environment. Based on its intrinsic logic, land use suitability assessment method has proper capabilities for strategic assessment. The method tries to shed a light on the issue of how close are the implemented planning projects to the strategic goals. The present study applies Land use Suitability Index (LSI) at district one of Tehran to achieve the following goals: the extent to which a program has influenced the improvement of the present status, and if the method is able to find the proper answers for existing problems and questions. The findings of the present study showed that the applied method is suitable to find the proper answers. It also showed that implementing the proposed method in district one of Tehran has led to relative improvement of the proposed program. It means that improvement has been achieved by decreasing the land use incompatibility and increasing the relative land use compatibility. The results also indicated that if enough attention is paid to some critical parts, even more improvement will be achieved and there would be greater possibility for higher levels of urban development.
    Keywords: strategic evaluation, Environment, Land use Suitability Index, Tehran
  • Sh Amirentekhabi * Pages 113-122
    During the last two decades, coastal areas of Caspian Sea have witnessed a rapid physical and spatial change in terms of converting farm lands into residential applications in rural areas. The process has been accelerated by emerging the second home phenomena, especially in settlements with a natural attraction such as beaches. Converting farmlands into residential construction encompasses a considerable economic interests and this is the reason why farmers are not eager enough to continue their previous agricultural activities. Coastal villages of Hssan Roud-Zibakenar in Guilan province are considered as one of the most impacted areas by second home constructions. Based on a documentary-comparative method, the present study has compared the first and second Rural Conductor Plans (Tarh-e-Hadi) of Zibakenar area to review the physical and spatial changes occurred at the last two decades. For better understanding of socio-economic motivations behind the spatial changes, a field work was performed and appropriate questionnaire were completed. The results of field work show that there is an increasing trend among rural residents to convert their farmlands into residential lots for construction of second homes. Such a process not only has changed the socio-cultural contexture of the area, but also has changed the rural landscape and the structural-functional characteristics of rural area.
    Keywords: agricultural land use changes, rural landscape, coastal villages, second homes, Rural Conductor Plan, physical change