فهرست مطالب

پرستاری قلب و عروق - سال چهارم شماره 4 (زمستان 1394)
  • سال چهارم شماره 4 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عصمت کاردان برزکی، هومن بخشنده، اکبر نیک پژوه، الهام الهی، مجید حق جو * صفحات 6-13
    هدف. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر آموزش به دو روش سخنرانی و چند رسانه ای بر دانش، نگرش و عملکرد پرستاران شاغل در بخش های قلب در زمینه مراقبت از بیمار دارای پیس میکر موقت انجام شد.
    زمینه. دیس ریتمی های قلبی از شایع ترین بیماری های قلبی عروقی هستند. یکی از راه های درمان یا پیشگیری از دیس ریتمی، کار گذاشتن پیس میکر موقت می باشد. اموزش پرستاران به عنوان بزرگ ترین گروه ارائه دهنده ی مراقبت از بیماران دارای پیس میکر موقت امری ضروری است. بنابراین، لازم است تا این آموزش به موثرترین شیوه ی ممکن برای آنان فراهم گردد.
    روش کار. این مطالعه ی تجربی در سال 1394 بر روی 52 پرستار شاغل در مرکز قلب و عروق شهید رجایی تهران انجام شد. شرکت کنندگان به روش تصادفی به دو گروه سخنرانی و چندرسانه ای تقسیم شدند. تاثیر آموزش بر دانش، نگرش و عملکرد شرکت کنندگان، قبل و سه هفته بعد از آموزش بررسی شد. داده ها در نرم افزار SPSSنسخه 22 با استفاده از آزمون های مان ویتنی و ویلکاکسون تحلیل شدند.
    یافته ها. میانه و دامنه میان چارکی امتیاز دانش در دو روش سخنرانی و چندرسانه ای به ترتیب از 12/5 (14-10) و 11 (12-9) قبل از مداخله به 17 (19-15) و 17 (19-13) بعد از مداخله افزایش یافت. میانه و دامنه میان چارکی امتیاز عملکرد از 29 (30-26) و 30 (31-26) قبل از مداخله به 34 (35-32) و 34 (35-32) بعد از مداخله افزایش یافت. امتیاز دانش و عملکرد واحدهای پژوهش بعد از آموزش، در هر دو روش به طور معنی داری افزایش یافت، ولی تفاوتی بین دو روش دیده نشد. میانه و دامنه میان چارکی امتیاز نگرش در دو روش سخنرانی و چندرسانه ای به ترتیب 62/5 (64-60) و 64 (66-63) قبل از مداخله، و 64 (64-60) و 63 (64-61) بعد از مداخله بود. امتیاز نگرش قبل و بعد از مداخله در دو گروه در مقایسه با یکدیگر تفاوت آماری معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری. این پژوهش نشان داد تفاوتی در تاثیر دو روش آموزش سخنرانی و چند رسانه ای بر دانش، نگرش و عملکرد در زمینه مراقبت از بیمار دارای پیس میکر موقت وجود ندارد. یعنی آموزش به روش چند رسانه ای می تواند به اندازه روش سخنرانی موثر باشد. بنابراین، استفاده از روش آموزشی چند رسانه ای می تواند به عنوان یک راهکار مناسب برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده آموزش مطرح باشد. البته این امر مستلزم فراهم شدن زیر ساخت ها و طراحی صحیح برنامه های آموزشی می باشد.
    کلیدواژگان: آموزش، پرستار، دانش، نگرش، عملکرد، پیس میکر موقت
  • مصطفی علوی، تورج بابایی، مهشید قدردوست، علیرضا آزاد * صفحات 14-21
    هدف. این مطالعه با هدف مقایسه شاخص نوسانات فشار نبض و فشار ورید مرکزی در بررسی وضعیت حجم مایعات و بهینه سازی مطلوب آن در بیماران تحت تهویه مکانیکی بعد از عمل جراحی قلب در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.
    زمینه. ارزیابی مایعات و تعیین حجم داخل عروقی به لحاظ بالینی در بیماران بدحال و تحت جراحی های بزرگ از قبیل جراحی قلب، یک چالش اساسی است. هدف از ارزیابی وضعیت حجم داخل عروقی در بیماران با ناپایداری همودینامیک، در درجه اول تعیین این نکته مهم است که آیا آنها از تجویز مایع سود می برند یا نه.
    روش کار. تحقیق حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی آینده نگر و از نوع بررسی روش های تشخیصی می باشد که در آن، تعداد 30 بیمار پس از عمل جراحی قلب بر اساس معیارهای ورود به مطالعه به روش نمونه گیری آسان از بین بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه مرکز قلب و عروق شهید رجائی تهران در طول مدت مطالعه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم مشخصات دموگرافیک بود که با استفاده از پرونده بیماران تکمیل شد. معیارهای همودینامیک شامل فشار ورید مرکزی، فشار خون سیستولی و دیاستولی نیز اندازه گیری شدند. برای محاسبه فشار نبض شریانی و نوسانات آن از دستگاه مانیتورینگ کنار تخت و اندازه گیری مداوم و غیرتهاجمی ایندکس قلبی و دیگر پارامترها استفاده شد. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSSنسخه 20 با استفاده از آزمون های آماری و محاسبه حساسیت و ویژگی انجام شد.
    یافته ها. میانگین تغییرات فشار ورید مرکزی، قبل و پنج دقیقه بعد از تجویز حجم مایع به ترتیب، 10/10 میلی متر جیوه با انحراف معیار 6/01 و 12/37میلی متر جیوه با انحراف معیار 6/34 بود که دارای اختلاف آماری معنی دار بودند (0/015=p). میانگین تغییرات فشار نبض شریانی، قبل و پنج دقیقه بعد از تجویز حجم مایع به ترتیب، 16/94 میلی متر جیوه با انحراف معیار 8/32 و 12/77 میلی متر جیوه با انحراف معیار 4/02 بود که که دارای اختلاف آماری معنی دار بودند (0/005=p). در نقطه برش 2/8 لیتر/دقیقه/متر مربع برای ایندکس قلبی، مقادیر حساسیت و ویژگی برای نوسانات بیشتر از 13 درصد در فشار نبض، به ترتیب، 0/71 و 0/61 بود. همچنین، در نقطه برش 2/8 لیتر/دقیقه/متر مربع برای ایندکس قلبی، مقادیر حساسیت و ویژگی برای فشار ورید مرکزی کمتر از 5 میلی متر جیوه به ترتیب، 0/11 و 0/84 به دست آمد.
    این یافته ها نشان دهنده قدرت تشخیصی بالاتر فشار نبض در مقایسه با فشار ورید مرکزی در ارزیابی حجم مایعات می باشد.
    نتیجه گیری. به نظر می رسد در بیماران تحت تهویه مکانیکی بعد از اعمال جراحی بزرگ، به ویژه جراحی قلب، ایندکس دینامیک فشار نبض در مقایسه با شاخص استاتیک فشار ورید مرکزی به منظور ارزیابی و حفظ مطلوب مایعات ارجح است.
    کلیدواژگان: فشار نبض شریانی، فشار ورید مرکزی، حجم داخل عروقی، تهویه مکانیکی، بخش مراقبت های ویژه، جراحی قلب
  • لیدا سلطانی، علی راوری، سکینه سبزواری* صفحات 22-31
    هدف. پژوهش حاضر با هدفتعیین ارتباط بین علایم هشداردهنده و زمان مراجعه بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان حضرت علی بن ابیطالب (ع) رفسنجاندر سال 1391 انجام شد.
    زمینه.اطلاعات بسیار محدودی در مورد نحوه پاسخ گویی افراد نسبت به علایم هشدار دهنده سکته قلبی و زمان مراجعه آنها به مراکز درمانی وجود دارد.
    روش کار. نمونه پژوهش شامل 175 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد بود. جهت جمع آوری داده ها (به مدت هفت ماه) از پرسشنامه پژوهشگرساخته استفاده شد که شامل بخش های اطلاعات دموگرافیک، علایم هشدار دهنده و زمان مراجعه بود. پرسشنامه ها طی مصاحبه حضوری بر بالین بیمار و مطالعه پرونده پزشکی، توسط پژوهشگر تکمیل شدند. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS نسخه 18جهت تهیه آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، توزیع فراوانی مطلق و نسبی) و تحلیلی (آزمون کای دو و ضریب همبستگی) پیرسون استفاده شد.
    یافته ها. بیشترین درصد بیماران، مذکر (76/6 درصد) و میانسال (53/1 درصد) بودند. از 175 نفر بیمار مورد بررسی، 132نفر (75/4 درصد) علایم هشدار دهنده، دو هفته قبل از حادثه قلبی داشتند. همچنین، 51 نفر (38/6 درصد) برای علایم هشدار دهنده به مطب، درمانگاهیا بیمارستان مراجعه کرده بودند. حداقل فاصله زمانی بین بروز علایم هشداردهنده و مراجعه بیماران به بیمارستان، 15 دقیقه و حداکثر فاصله زمانی، 1500 دقیقه بود. ارتباط آماری معنی داری بین علایم هشداردهنده و زمان مراجعه بیماران مشاهده شد (0/007=p). متوسط فاصله زمانی بین بروز علایم هشداردهنده و مراجعه بیماران به بیمارستان، 206/9 دقیقه بود.
    نتیجه گیری. شناخت علایم هشدار دهنده می تواند موجب پیگیری سریع تر بیماران مبتلا به سکته قلبی برای درمان گردد. آموزش جهت افزایش آگاهی عمومی از علایم هشداردهنده، به ویژه آموزش به افراد دارای سابقه خانوادگی و در معرض خطر بیماری های قلبی عروقی، راهکار مناسبی به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: سکته قلبی، علایم هشداردهنده، زمان مراجعه
  • علی زاهدمهر، زهرا دارم *، محمدضیاء توتونچی صفحات 32-39
    هدف. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش احیاء قلبی ریوی پایه به روش خودارزیابی تصویری بر آگاهی و عملکرد پرستاران انجام شد.
    زمینه. ایست قلبی ریوی یکی از مهمترین فوریت های پزشکی و از علل عمده مرگ در جهان است. احیاء قلبی ریوی جزء حیاتی حمایت پایه زندگی و اولین گام در پاسخ به ایست قلبی ریوی می باشد. موفقیت احیاء مستلزم مهارت و عملکرد افراد احیاء کننده است.
    روش کار. این پژوهش یک مطالعه مداخله ای (کارآزمایی بالینی) بود که در آن، 80 پرستار به روش تصادفی به دو گروه کنترل (آموزش متداول) و آزمون (آموزش به روش خودارزیابی تصویری) تقسیم شدند. در هر دو گروه، سنجش آگاهیتوسط پرسشنامه ای با پرسش های چند گزینه ای معتبر و مهارت های روان حرکتی توسط چک لیست مشاهده عملکرد روی مانکن در سه مرحله (قبل از بازآموزی، بلافاصله بعد از بازآموزی و دو ماه بعد از بازآموزی) انجام شد. در گروه آزمون، حین انجام احیاء، از شرکت کننده فیلم برداری می شد و وی پس از مشاهده فیلم به عملکرد خود براساس آنچه در فیلم می دید در چک لیست مشاهده ای امتیاز می داد. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSSبا استفاده از آزمون آماری تحلیل اندازه های تکراری انجام شد.
    یافته ها. در مقایسه میانگین نمره آگاهی دو گروه در سه مرحله (قبل از بازآموزی، بلافاصله بعد از بازآموزی و دو ماه بعد از بازآموزی)، تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد، ولی میانگین نمره عملکرد گروه آزمون پس از اجرای مداخله (بلافاصله بعد از بازآموزی و دو ماه بعد از بازآموزی) به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود.
    نتیجه گیری. آموزش به روش خودارزیابیتصویری بر عملکرد پرستاران در احیاء قلبی ریوی موثر است.
    کلیدواژگان: احیاء قلبی ریوی، پرستار، دانش، عملکرد، خودارزیابی تصویری
  • معصومه ذاکری مقدم، نساء موسوی ملک*، مریم اسماعیلی، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 40-47
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مداخله حمایتی بر کیفیت خواب در شب قبل از عمل جراحی بای پس عروق کرونر انجام شد.
    زمینه
    بیماران در انتظار عمل جراحی با توجه به ماهیت تهاجمی پروسیجر جراحی، استرس و اضطراب زیادی را تجربه می کنند. این مسئله خود می تواند موجب اختلال در خواب این بیماران گردد. خواب مختل به نوبه خود می تواند موجب وخیم تر شدن بیماری شود و روند بهبودی را کندتر کند. استفاده از روش های غیردارویی مانند آرام سازی عضلانی بنسون، تنفس عمیق و تصویرسازی هدایت شده برای درمان مشکلات خواب پیش از عمل بیماران می تواند رویکردی مفید و کم عارضه باشد.
    روش کار
    مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی نیمه تجربی بود که در آن، 160 بیمار در انتظار عمل جراحی بای پس عروق کرونر بستری در بخش های جراحی قلب و مراقبت های ویژه قلبی بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب و در دو گروه 80 نفری آزمون و کنترل تقسیم شدند. اطلاعات دموگرافیک بیماران هر دو گروه در روز اول بستری ثبت شد. مداخله به صورت برقراری ارتباط با بیمار، دادن اطلاعات در مورد بیماری و جراحی به گونه ای که موجب اضطراب وی نگردد، معرفی و آموزش یکی از روش های مدیریت استرس که توسط بیمار انتخاب شده است و انجام آن در مدت زمان بستری در بیمارستان به ویژه شب، قبل از خوابیدن بود. گروه کنترل مراقبت های معمول پزشکی و پرستاری شامل دارودرمانی، کنترل علایم حیاتی، انجام آزمایشات کلینیکی و پاراکلینیکی را دریافت نمود. صبح روز عمل جراحی، کیفیت خواب شب قبل به وسیله ابزار کیفیت خواب گرونینجن در هر دو گروه سنجیده شد. مدت زمان اجرای مداخله حداقل به مدت دو روز و بین ساعات 16 الی 18 هر روز بود. سازماندهی وتحلیل داده ها در نرم افزار SPSSنسخه 16 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون های آماری کای دو و من ویتنی) انجام گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره کیفیت خواب شب قبل از عمل در گروه آزمون و کنترل، به ترتیب، 4/6 با انحراف معیار 5/50، و 10/76 با انحراف معیار 1/27 بود. بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر نمرات کیفیت خواب شب قبل از عمل جراحی بای پس عروق کرونر اختلاف معنادار آماری وجود داشت (0/0001≥p).
    نتیجه گیری
    روش های مکمل حمایتی (روش های غیردارویی) از جمله تن آرامی، تنفس عمیق، تصویرسازی هدایت شده و غیره می تواند جایگزینی مناسب برای داروهای آرام بخش و خواب آور جهت مشکلات خواب قبل از عمل عمل جراحی بای پس عروق کرونر باشد و به عنوان روشی مقرون به صرفه، کم عارضه، آسان و در دسترس، به عنوان جزئی از مداخلات پرستاری پیش از عمل جراحی بای پس عروق کرونر مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مداخله حمایتی، روش های غیردارویی، عمل جراحی بای پس عروق کرونر، کیفیت خواب
  • ناصر عباسی، محمدتقی مقدم نیا *، عاطفه قنبری خانقاه، رحیم علیزاده، احسان کاظم نژاد لیلی صفحات 48-55
    هدف. این مطالعه با هدف بررسی زمان شروع تزریق ترومبولیتیک در بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد و عوامل مرتبط با آن انجام شد.
    زمینه. انفارکتوس حاد میوکارد یکی از شایع ترین علل مرگ و ناتوانی افراد در دنیای امروز و در ایران می باشد. علت عمده سکته قلبی، تشکیل لخته خون روی پلاک آترواسکلروز در عروق کرونر است. تجویز سریع داروهای ترومبولیتیک در این بیماران می تواند نجات بخش باشد، زیرا عامل زمانی در اثربخشی این درمان بسیار مهم است.
    روش کار. این مطالعه یک پژوهش مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است که در آن، 98 بیمار با انفارکتوس حاد میوکارد بستری در مراکز درمانی منتخب شهر رشت از طریق نمونه گیری در دسترس در سال 1393 انتخاب شدند. ابزار بررسی شامل فرم ثبت اطلاعات دموگرافیک جهت دستیابی به اطلاعات فردی اجتماعی بیماران و پرسشنامه پژوهشگرساخته جهت بررسی عوامل بالینی، موقعیتی و شناختی بود. جمع آوری داده ها از طریق پرونده و مصاحبه با بیماران صورت گرفت. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSSنسخه 21 با استفاده از آزمون های آماری غیرپارامتری من ویتنی و کروس کالوالیس انجام شد و سطح معنی داری، 0/05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها.میانگین فاصله زمانی شروع علائم بالینی تا تزریق ترومبولیتیک 247/2 دقیقه با انحراف معیار 182/4 بود. بیشترین تاخیر، مربوط به تصمیم گیری بیمار برای اقدام به درمان و کمترین تاخیر، مربوط به زمان داخل بیمارستانی بود. عوامل اصلی مرتبط با تاخیر مراجعه بیماران شامل نداشتن سابقه ناراحتی قلبی (0/001p=)، نداشتن آگاهی درباره علائم و نشانه های بیماری (0/0001≥p)، جنسیتزن (0/026p=)، داشتن بیماری دیابت (0/001p=)، سطح سواد پایین (0/003p=)، سطح درآمد پایین (0/044p=)، درد خفیف (0/001p=) و مصرف خودسرانه دارو توسط بیمار (0/003p=) بود. علت اصلی تاخیر، عدم آگاهی از علائم و نادیده گرفتن اهمیت آن ها بود.
    نتیجه گیری. با توجه به مناسب نبودن فاصله زمانی بین شروع علایم بیماری تا تزریق ترومبولیتیک در بیماران نیاز است برنامه های آموزشی برای افزایش آگاهی درباره علایم بیماری و اهمیت درمان سریع با داروهای ترومبولیتیک مورد توجه قرار گیرد تا بتوان فاصله زمانی شروع علائم بالینی تا تزریق ترومبولیتیک را کاهش و اثربخشی این داروها را افزایش داد و به این ترتیب، مرگ و ناتوانی ناشی از این بیماری کاهش یابد.
    کلیدواژگان: زمان تاخیر، انفارکتوس حاد میوکارد، ترومبولیتیک
  • طاهره نجفی قزلجه، کاظم آخوندزاده* صفحات 56-63
    هدف
    این مقاله با هدف مرور مطالعات مربوط به محدودیت سدیم و تبعیت از آن در بیماران مبتلا به نارسایی قلب تدوین شده است.
    زمینه
    در دهه گذشته افزایش چشمگیری در شیوع و بروزنارسایی مزمن قلب وجود داشته است.درمان غیردارویی و غیرجراحی نقش مهمی در درمان نارسایی قلبی مزمن دارد و مصرف سدیم پایین با کاهش تجمع مایعات در بدن می تواند باعث بهبود علائم بیماری و جلوگیری از بدتر شدن آن شود، ولی تبعیت از رهنمودهای های تغذیه ای اغلب کمتر از رعایت رژیم دارویی است.
    روش کار
    جستجوی مطالعات 15 سال اخیر درباره محدودیت سدیم در مبتلایان به نارسایی قلب از طریق پایگاه های علمی Pubmedو Science directبا کلیدواژه های adherence، low-sodum diet، heart failure، sodium restriction، و low-salt dietو معادل فارسی آنها انجام شد.
    یافته ها
    در مطالعات مرور شده روش سنجش سدیم دریافتی و تبعیت بیماران از محدودیت سدیم متفاوت بودند. از طرفی، با وجود اینکه اساس مدیریت نارسایی قلب، محدودیت سدیم بیان شده است اما همچنان در مورد مفید بودن آن توافق نظر نیست. همچنین، مشخص شد که رهنمود صریح و مشخصی برای محدودیت سدیم در نارسایی قلب وجود ندارد و درصد کمی از بیماران از محدودیت مصرف سدیم تبعیت داشتند. مطالعات محدودی در زمینه عوامل موثر بر افزایش تبعیت از رژیم غذایی کم سدیم در مبتلایان به نارسایی قلب انجام شده است و روش های غیردارویی از جمله آموزش و مشاوره در افزایش تبعیت بیماران موفق نبوده اند.
    نتیجه گیری
    نیاز است تحقیقات بیشتری با کیفیت متدولوژیکی بالاتر، حجم نمونه بیشتر و استفاده از رویکرد مناسب و دقیق برای اندازه گیری سدیم دریافتی صورت گیرد. همچنین، دستیابی به یک رژیم غذایی کم سدیم، ممکن اما مشکل است، هرچند توافق نظر در مورد مقدار دقیق کاهش مصرف سدیم در روز نیست، اما به نظر می رسد رعایت محدودیت مصرف آن می تواند به بهبود علایم و کیفیت زندگی مبتلایان به نارسایی قلب کمک کند. اجرای مداخلات مبتنی بر نظریه و مداخلات خانواده محور شاید بتوانند در روند بهبود تبعیت بیماران از رژیم غذایی با محدودیت سدیم کمک نمایند، هر چند نیاز است مطالعات بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
    کلیدواژگان: نارسایی قلب، محدودیت سدیم، تبعیت از رژیم درمانی
  • مهین نوملی، زهرا عباسی دولت آبادی، اسماعیل شریعت* صفحات 64-72
    هدف
    این مطالعه مروری با هدف بررسی دانش پرسنل پزشکی درباره احیای قلبی ریوی در دوران بارداری انجام شد.
    زمینه
    احیای قلبی ریوی طی بارداری رویدادی نادری است. هدف از احیای خانم باردار، نجات جان مادر و جنین است؛ بنابراین، با وجود نادر بودن، حائز اهمیت است. دانش پرسنل پزشکی و آموزش های رسمی آنان از جمله عوامل موثر بر پیامدهای احیای مادری و جنینی می باشند. آگاهی از وضعیت موجود دانش پرسنل پزشکی درباره احیا در بارداری به شناسایی شکاف های موجود و برنامه ریزی برای برطرف نمودن آن ها کمک می نماید.
    روش کار
    در این مطالعه مروری روایتی، برای جمع آوری اطلاعات از پایگاه های اطلاعاتیMedline، Science direct، Ovid، Scopus، SID، Magiran و سامانه دانش گستر برکت استفاده شد. جستجوی مقالات در بازه زمانی سال های 2000 تا 2016 با استفاده از کلیدواژه های cardiopulmonary resuscitation، pregnancy،knowledge، و medical staff، و معادل فارسی آن ها صورت گرفت. معیار انتخاب مقالات، تشابه موضوعی با عنوان مورد مرور بود.
    یافته ها
    از 20 مقاله بازیابی شده، تنها 4 مقاله توصیفی تحلیلی مقطعی در بازه زمانی 2008 تا 2012 انتخاب و به منظور توصیف وضعیت دانش احیای قلبی ریوی طی بارداری در پرسنل پزشکی مرور شدند. دانش پرسنل پزشکی در زمینه های مختلف پوزیشن مناسب خانم باردار طی احیا، توالی تهویه با ماسک و انتوباسیون، دفیبریلاسیون (استفاده از آن طی بارداری، محل قرارگرفتن پدل ها، ملاحظات و مقدار انرژی آن)، استفاده از داروها و دوز آن ها و ختم بارداری، و زایمان سزارین طی 4 تا 5 دقیقه بعد از احیای قلبی ریوی ناموفق، ضعیف گزارش شده بود.
    نتیجه گیری
    پرسنل پزشکی از دانش ضعیفی درباره احیای قلبی ریوی در دوران بارداری برخوردار هستند. بنابراین، برگزاری دوره های آموزشی مداوم به منظور بهبود وضعیت دانش در این زمینه ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: احیای قلبی ریوی، بارداری، دانش، پرسنل پزشکی
|
  • Esmat Kardan Barzoki, Hooman Bakhshandeh, Akbar Nikpajouh, Elham Elahi, Majid Haghjoo* Pages 6-13
    Aim.The aim of this study was to compare the effect of education through lecture and multimedia methods on knowledge, attitude, and performance of cardiac care nurses about temporary pacemaker care.
    Background.Cardiac dysrhythmias are among the most common cardiovascular disorders. Temporary pacemaker insertion is a treatment or prevention method for cardiac dysrhythmia. Nurses are the main group to provide the care for patients with temporary pacemaker, so it is necessary to educate them in an effective and efficient way.
    Method.This was an experimental study conducted in 2015 on 52 cardiac care nurses working in ShaheedRajaei cardiovascular center. All 52 nurses were randomly divided in 2 groups of education through lecture and multimedia. The level of nurse's knowledge, attitude and performance was evaluated before and three weeks after education and the effect of education was examined using Mann-Whitney and Wilcoxon Signed Ranks Test through SPSS version 22.
    Findings.Before intervention, the median and interquartile range of knowledge levels for lecture and mul-timedia groups were 12.5 (10-14) and 11 (9-12), respectively, and after that, they increased to 17 (15- 19) and 17 (13- 19). The median and interquartile range of performance levels for lecture and multimedia groups changed from 29 (26- 30) and 30 (26- 31) to 34 (32- 35) and 34 (32- 35), respectively. The knowledge and performance levels increased in both methods. But there was no statistically significant difference between these two methods. Before intervention, the median and interquartile range of attitude levels for lecture and multimedia groups were 62.5 (60-64) and 64 (63-66) and after that, they changed to 64 (60-64) and 63 (61-64), showing that intervention has no effect on attitude level in any of these two groups.
    Conclusion.There is no difference between the effectiveness of education through two methods of lecture and multimedia software on cardiac care nurse's knowledge, attitude and performance. In the other words, multimedia software method is as effective as lecture method. Education using multimedia software can be considered as a proper method for increasing demand in staff education. Proper infrastructure and optimal training programs are prerequisites to effectiveness of education through multimedia software method.
    Keywords: Education, Cardiac care nurse, Knowledge, Attitude, Performance, Temporary pacemaker
  • Mostafa Alavi, Tooraj Babaee, Mahshid Ghadrdoost, Alireza Azad* Pages 14-21
    Aim.This study aimed to compare pulse pressure variation (PPV) with central venous pressure (CVP) in checking out and optimizing fluid volume in mechanically ventilated patients admitted to intensive care unit after cardiac surgery.
    Background.In clinical area, assessment of body fluid and determination of the intravascular volume after major surgeries such as heart surgery is a significant challenge. The initial purpose of intravascular volume assessment in patients with hemodynamic instability is to determine whether they would benefit from fluid administration or not.
    Method. In the present study a prospective descriptive-analytic design was used. Thirty mechanically ventilated patients admitted to intensive care units of Rajaee Heart Center, Tehran, Iran, were recruited in the study after cardiac surgery based on inclusion criteria. Data collection tools included demographic and clinical data sheets. Hemodynamic parameters such as CVP, systolic and diastolic pressures (for calculating pulse pressure and its variation) were recorded by bedside monitoring. Cardiac Index (CI) was measured by non invasive continuous cardiac output monitoring (NICCOMO) system. Data were analyzed in SPSS version 20, using statistical tests.
    Findings. The mean changes of CVP, before and five minutes after fluid administration, were significantly different (10.10±6.01 mmHg and 12.37±6.34 mmHg, respectively, p=0.015). The mean changes in arterial pulse pressure, before and five minutes after fluid administration, were significantly different (16.94±8.32 mmHg and 12.77±4.02 mmHg, respectively, P=0.005). At the cut point 2.8 lit/min/m2 for CI, the sensitivity and specificity values for PPV>13%, were 0.71 and 0.61, respectively. Also, at the same cut point, the sensitivity and specificity values for CVPConclusion.It seems that in the mechanically ventilated patients after heart surgery, PPV dynamic index is preferred to CVP static index to evaluate and maintain fluid volume.
    Keywords: Arterial pulse pressure, Central venous pressure, Intravascular volume, Mechanical ventilation, Intensive care unit, Cardiac surgery
  • Lida Soltani, Ali Ravari, Sakineh Sabzevari * Pages 22-31
    Aim.The aim of the study was to determine the relationship between prodromal symptoms and referring time in patients with myocardial infarction in cardiac care unit of Rafsanjan Imam Ali-ibnAbi-Talib hospital in 2012.
    Background.There is little information about how people respond to prodromal symptoms of myocardial infarction and how fast they refer to medical centers.
    Method.In a cross-sectional study, 175 patients with acute myocardial infarction were recruited. For data collection, lasting about seven months, a questionnaire consisting of demographic data, risk factors for heart disease, prodromal symptoms, referring time and causesof delay was used. Questionnaires were completed by the researcher with bedside interview with patient and using medical records. Data were analyzed in SPSS version 18 using descriptive statistics (mean, standard deviation, frequency distribution and percentage) and inferential statistics (Chi-square test and Pearson coefficient).
    Findings.The majority of patients were male (76.6%) and middle-aged (53.1). Of 175 patients, 132 (75.4%) had experienced warning sign, two weeks before the cardiac event and 43 (24.6%) had experienced no symptoms. Also, 51 patients (38.6%) had referred the physician office, clinic or hospital after experiencing warning signs. The time duration of patients arrival to hospital ranged from 15 minutes to 1500 minutes. There was a statistically significant correlations between prodromal symptoms and referring time in patients with myocardial infarction (p=0.007). Findings showed that the average total referring time was 206.94 minutes.
    Conclusion. Recognizing prodromal symptoms leads to earlier seeking treatment in patients with myocardial infarction. Education for increasing public awareness of warning symptoms, especially for those with family history and risk of cardiovascular disease seems to be an appropriate strategy.
    Keywords: Myocardial Infarction, Prodromal symptoms, Referring time
  • Ali Zahedmehr, Zahra Daram *, Mohamadziae Totonchi Pages 32-39
    Aim. This study aimed to examine the effect of education by video self-assessment on nurses’ knowledge and performance about cardiopulmonary resuscitation (CPR).
    Background.Cardiopulmonary arrest is one of the main medical emergencies and one of the major causes of death around the world. Cardiopulmonary resuscitation is the critical components of basic life support in response tocardiopulmonary arrest. The success ofcardiopulmonary resuscitationrequiresproficiencyandperformance of resuscitation group.
    Method. This was a clinical trial study conducted on 80 nurses that were randomly divided into experimental and control group. Participants in control group received traditional training and experimental group experienced video self-assessment after traditional training. Knowledge on CPR was evaluated with a valid questionnaire including multiple choice questions. Psycho-motor skills were measured through a visual checklist observing CPR performance of the participants on a manikin. Outcome variables were measured three times (before, immediately after, and two months after training). Data were analyzed by the SPSS through repeated measures analysis.
    Findings. Comparing the mean score of knowledge between the groups at before, immediately after, and 2 months after training did not show any statistical significant difference. Immediately, and two months after intervention, the mean score of performance of the experimental group was significantly higher than that of control group.
    Conclusion.Education by Video self-assessment is an effective method to improve nurses’ performance in CPR.
    Keywords: Cardiopulmonary resuscitation, Nurse, Knowledge, Performance, Video self, assessment
  • The effect of supportive educational intervention on sleep before coronary artery bypass graft surgery / The effect of supportive educational intervention on sleep before coronary artery bypass graft surgery
    Masoumeh Zakeri moghadam, Nesa Mousavi malek *, Maryam Esmaeeli, Anoushiravan Kazem Nejad Pages 40-47
    Aim
    The purpose of the present study was to examine the effect of supportive educational intervention on quality of sleep before coronary artery bypass grafting surgery.
    Background
    Patients who are waiting for surgery, experience high levels of stress and anxiety due to invasive nature of the procedure. This experience may influence their sleep quality. Disturbed sleep could lead to worsening the disease condition and reduces the process of recovery. Using non-pharmacological methods such as Benson muscle relaxation, deep breathing and guided imagery could be safe and useful for solving patients’ sleep problems before surgery.
    Method
    The present study was a quasi-experimental clinical trial in which 160 patients undergoing coronary artery bypass grafting surgery who hospitalized in cardiac surgery wards and cardiac intensive care units of selected hospitals of Tehran University of Medical Science were recruited and divided into two experimental (n=80) and control (n=80) group. Demographic data questionnaire was given to the patients at the first day of hospital admission. The control group received routine care. The intervention group received routine care and supportive educational intervention for at least two days between 4 and 6 p.m. All of the patients filled Groningen sleep quality scale in the day of surgery. Data analyzed by SPSS version 16.
    Findings
    Before surgery, the mean score of sleep quality was 4.6±5.50 in intervention group and 10.76±1.27 in control group. There was a statistically significant difference between the experimental and control group in terms of sleep quality as the experimental group reported higher quality sleep than control group (P<0.0001).
    Conclusion
    Implementation of non-pharmacological methods such as relaxation, deep breathing, and guided imagery could be a good alternative method for hypnotic and sedative drugs. This could be one of the nursing interventions before coronary artery bypass grafting surgery as a safe, available and useful method.
    Keywords: Supportive intervention, Non-pharmacological techniques, Coronary artery bypass grafting surgery, Sleep quality
  • Naser Abbasi, Mohammad Taghi Moghaddamnia*, Atefeh Ghanbari Khaneghah, Rahim Alizadeh, Ehsan Kazemnezhad Leili Pages 48-55
    Aim. The purpose of this study was to determine factors influencing the time interval from the onset of clinical symptoms to thrombolytic infusion in patients with acute myocardial infarction
    Background.Acute myocardial infarction is one of the most common causes of death and disability all over the world including Iran. The major cause of myocardial infarction, is the clot of blood in the coronary atherosclerotic plaques. Immediate administration of thrombolytic therapy in these patients can be life-saving.
    Method. This study was a cross-sectional descriptive-analytical study in which 98 patients with acute myocardial infarction hospitalized in selected Rasht therapeutic centers were recruited by convenience sampling in 2014.Data collection instrument included demographic information form and researcher-made questionnaire to obtain patient's clinical, situational and cognitive factors. Data were collected through patients medical records and interview. Data were analyzed in SPSS version 21 using non-parametric Mann-Whitney and Kruskal Wallis tests and PFindings. The mean time interval from the onset of symptoms to the beginning of thrombolytic infusion was 247.2±182.4 minutes.In this study, the most pre-hospital delay was related to making decision for care seeking and in-hospital delay time was the least one. The patients had delay in referring to the hospital mainly due to the following: negative history of previous heart disease) p=0.001), lack of awareness about the signs and symptoms of the disease )pConclusion. The time interval from the onset of symptoms to thrombolytic infusion in patients with acute myocardial infarction was not satisfactory. It is necessary to provide required training programs for increasing the individuals’ awareness about the symptoms of the disease and the importance of treatment with thrombolytic drugs, as soon as possible, in order to minimize the time delay, thereby, increasing the efficiency of treatment, and ultimately reducing the mortality and disability of patients.
    Keywords: Delay time, Acute myocardial infarction, Thrombolytic therapy
  • Tahereh Najafi, Ghezeljeh*, Kazem Akhondzadeh* Pages 56-63
    Aim: The aim of this paper is to review studies related to sodium restriction and adherence to this restriction in patients with heart failure.
    Background
    In the last decade, there has been a dramatic increase in the prevalence and incidence of chronic heart failure. Non-pharmacological and non-surgical therapies in the management of chronic heart failure play an important role, and low sodium intake, by reducing fluid retention, improves symptoms and prevents worsening of the disease, but adherence to nutritional regimes is often less than adherence to medications.
    Method
    We reviewed studies published over the recent 15 years regarding sodium restriction in patients with heart failure. These were searched out through scientific databases, including PubMed and Science Direct by the keywords adherence, chronic heart failure, low-sodium diet, sodium restriction, low salt diet and their Persian equivalents.
    Findings: In the reviewed studies, sodium intake assay and patient's adherence to sodium restriction were different. Although sodium restriction is known as the basic management of heart failure, butthere are not consensus about its usefulness. It was also found that there is no specific guidelines for sodium restriction in heart failure, and that a small percentage of patients follow sodium restriction. Few studies have been conducted regarding related factors of adherence to the sodium restriction diet in patients with heart failure. Also, non-pharmacological methods including education and counseling have not been successful in improving patients’ adherence.
    Conclusion
    Further research with higher methodological quality, larger sample size and the use of appropriate and accurate approach to measure sodium intake is needed. To achieve a sodium restriction diet is possible, but difficult. Although, there is no consensus on the exact amount of the reduction of daily sodium intake, but seems that reduction in sodium intake can improve symptoms and quality of life in patients with heart failure. Theory-based and family-based interventions may be able to help improving patients’ adherence to sodium restriction diet, although more studies are essential to be conducted.
    Keywords: Adherence, Sodium restriction, Heart failure
  • Mahin Nomali, Dr Zahra Abbasi Dolatabadi, Dr Esmael Shariat* Pages 64-72
    Aim:The aim of this literature review was to study medical staff knowledge about cardiopulmonary resuscitation for pregnant women.
    Background
    Cardiopulmonary resuscitation (CPR) in pregnancy is a rare event. Although rare, CPR during pregnancy is very important, because saves the life of the mother and fetus. Knowledge of medical staff and their formal training on CPR in pregnancy are such factors affecting the maternal and fetal outcomes. Knowing the state of medical staff knowledge in this area will help recognize the existing gaps and plan for improvement.
    Method
    In this narrative review, databases such as Medline, Science direct, Ovid, Scopus, SID, Magiran and Barakat Knowledge Network System was used to data collection. Articles published between 2000-2016, were searched out by the keywords "cardiopulmonary resuscitation","pregnancy", "knowledge","medical Staff", both inPersian and English. Inclusion criteria was content similarity to subject under study.
    Findings: Out of 20 retrieved papers, 4 cross- sectional analytical articles published between 2008-2012 was selected and reviewed for describing the state of medical staff knowledge on CPR in pregnancy. The knowledge of medical staff was in poor level in different areas such as proper pregnant patient positioning during CPR, sequence of bag- mask ventilation and intubation, defibrillation (application during pregnancy, paddle placement location, energy and considerations), the use of drugs and therapeutic doses and cesarean section in within 4-5 minutes following CPR failure.
    Conclusion
    The knowledge of medical staff about CPR in pregnancy is poor. Establishing continuous educational course to improve their knowledge is recommended.
    Keywords: Cardiopulmonary resuscitation, Pregnancy, Knowledge, Medical staff