فهرست مطالب

رودکی (پژوهش های زبانی و ادبی در آسیای مرکزی) - پیاپی 44 (بهار و تابستان 1394)
  • پیاپی 44 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/05
  • تعداد عناوین: 9
|
  • ابراهیم خدایار * صفحات 1-3
  • میرزا ملااحمد* صفحات 5-8
  • عبدالغفور آرزو صفحات 9-26
    حضرت میرسیدعلی همدانی یا به تعبیر صمیمانه مردم تاجیکستان «حضرت امیرجان»، از عرفای بزرگی است که اصول و مبانی تعلیماتش فراتر از حوزه فرهنگی و تمدنی اوست. در این مقاله، پس از ذکر شرح حالی کوتاه از این عارف وارسته، درباره طریقه عرفانی او بحث شده و این سالک صاحب دل خوشه چین خرمن بزرگانی همچون خواجه عبدالله انصاری، شیخ اکبر محی الدین بن عربی، ابوحامد غزالی، شیخ فریدالدین عطار، سنایی غزنوی، مولانا جلال الدین بلخی، شیخ نجم الدین کبری، شیخ محمود شبستری، شیخ علاءالدوله سمنانی، خواجه شمس الدین محمد حافظ، شیخ مصلح الدین سعدی و... دانسته شده است. در بخش دیگری از مقاله، مشرب مذهبی، عرفانی و فکری میرسیدعلی موضوع بحث قرار گرفته و با اشاره به سیروسلوک عرفانی این عارف برجسته، مقام او فراتر از نحله های کلامی و فقهی قلمداد شده است. در بخش پایانی مقاله، مفهوم ولایت بررسی شده و دیدگاه عارفانه حضرت امیرجان در این باره بیان شده و این نتیجه به دست آمده که میرسیدعلی همدانی با تکیه به عرفان که دین باطنی همه انسان هاست، با معرفت شهودی همه مرزهای فکری را به مرز همدلی تبدیل کرده است.
    کلیدواژگان: میرسیدعلی همدانی، عرفان، مذهب، ولایت
  • عبدالجبار رحمان زاده صفحات 27-41
    یکی از شخصیت های برجسته ادبیات عرفانی تاجیک، میرسیدعلی همدانی است که در رشد ادب و عرفان تاجیک نقشی نظرررس داشته است. میرسیدعلی از مکتب تصوف، به خصوص طریقت کبرویه، مهم ترین مسائل علاقه مند به تصوف را آموخته و با اثرپذیری از مکتب عرفانی و ادبی سنایی غزنوی، عطار نیشابوری و مولانا جلال الدین رومی در پیشرفت ادبیات عرفانی سهمی بزرگ داشته است. چهل اسرار که مجموعه 41 غزل است، مثنوی هفت وادی و نیز تعدادی قطعه، رباعی و دو بیتی جزء آثار منظوم، و «چهل مقام صوفیه»، «درویشیه»، «در قاعده صوفیه»، «اصطلاحات صوفیه»، «مرادات دیوان حافظ»، «منهاج العارفین»، «آداب المشایخ» و ذخیره الملوک از رسائل مهم میرسیدعلی همدانی است که این اندیشمند برجسته آن ها را به منظور تبیین اسرار و رموز عرفانی پدید آورده است. در این مقاله، مهم ترین آثار میرسیدعلی که دربرگیرنده مفاهیم عرفان و تصوف است، اعم از اشعار و رساله های او، معرفی شده و مضامین عرفانی مطرح شده در این آثار شرح داده شده است. در پایان، با اشاره به اینکه شاعر در اشعار خود برای حفظ مضمون ناکی و روانی غزل ها از سبک خراسانی و تاحدودی عراقی پیروی کرده، پیوند آهنگ عرفانی با مضامین عشقی و نیز به کارگیری هنرمندانه مضامین رمزی و مجازی تصوف از مهم ترین ویژگی های این اشعار به شمار آمده است.
    کلیدواژگان: میرسیدعلی همدانی، آثار، مضامین عرفانی
  • میرزاحسن سلطان صفحات 43-55
    زمان زندگی میرسیدعلی همدانی (1314-1386م.) با ایام پرآشوب انقراض دولتداری خان های مغول، خروج سربداران و آغاز دولتداری تیموریان مطابق می آید. در آن روزگار، زبان فارسی دری یا به اصطلاح امروزی، زبان فارسی تاجیکی در قسمت بزرگ سرزمین آسیا (آسیای مرکزی، آسیای خرد، آسیای غربی، آسیای شرقی و آسیای جنوبی) زبان عمومی بین المللی تلقی می شد و اقوام و ملیت های گوناگون از آن استفاده می کردند. این مقاله با اساس قرار دادن مطالب سفرنامه ابن بطوطه، وضعیت زبان فارسی را در روزگار پس از حمله مغول بررسی کرده است. طبق مستندات این سفرنامه، به دلیل مهاجرت بیشتر اهالی علم و ادب خراسان و فرارود در آن روزگار به دربار پادشاهان هند، زبان فارسی بین درباریان هند رواج داشته است. زبان فارسی در روزگار تیموریان نیز تا پیش از برکناری بهادرشاه، آخرین پادشاه تیموری، رونق داشته است. در این مقاله، با اشاره به نمونه هایی از نامه نگاری پادشاهان تیموری، دو شیوه نثرنویسی: نثرنویسی پرتکلف دارای سجع و قافیه، و نثر ساده بی تکلف معرفی شده است. در پایان، با ذکر نمونه هایی از برخی رسائل میرسیدعلی همدانی، ازجمله رساله های «قدوسیه»، «وجودیه»، «ذکریه»، «درویشیه» و نیز برخی اشعار او، این نتیجه حاصل شده که زبان فارسی این دوره ساده، فصیح و بی تکلف بوده است.
    کلیدواژگان: زبان فارسی تاجیکی، روزگار میرسیدعلی همدانی، مغولان، تیموریان
  • حاتم عصازاده صفحات 57-65
    میرسیدعلی همدانی یکی از عرفای بزرگ جهان اسلام است که در آثارش به اندیشه های اولیاء الله و نمایندگان تصوف اشاره داشته و در تبیین و تفسیر مسائل گوناگون، به آثار و افکار این بزرگان توجه بسیار کرده است. در این مقاله کوشیده ایم با مبنا قرار دادن برخی از آثار میرسیدعلی، ازجمله رساله «فتوتیه» و «عقلیه»، ذخیره الملوک، مثنوی هفت وادی و... نمونه هایی از این اثرپذیری را ذکر کنیم. این اشارات در موارد گوناگونی همچون شرح مفاهیم عرفان و تصوف، مفهوم فتوت، تربیت، شروط سلطنت و پادشاهی و... به کار رفته است. اشاره به اندیشه های بزرگان در آثار میرسیدعلی بیشتر در راستای فعالیت های مدرسی و واعظی و با هدف تبیین مسئله و تصدیق و اثبات نزد شاگردان با استفاده از امثال و حکایات بوده و برخی آثار او در این زمینه، مانند رساله های «مشارب الاذواق»، «مرادات دیوان حافظ» و «حل الفصوص» نیز در پیروی و شرح آثار گذشتگان تالیف شده است. همچنین، مخاطبان گوناگون آثار میرسیدعلی و اشاره به اندیشه های بزرگان دو عامل مهمی هستند که سبب تنوع موضوعات و به تبع آن، شیوه و اسلوب آثار او شده اند.
    کلیدواژگان: میرسیدعلی همدانی، آثار میرسیدعلی، تصوف
  • حجت الله فغانی صفحات 67-80
    میرسیدعلی همدانی، عارف، صوفی، عالم و شاعر ایرانی قرن هشتم هجری قمری و از مبلغان عمده دین مبین اسلام در آسیای مرکزی است که در ترویج تصوف در این ناحیه نقشی برجسته داشته است. در این مقاله که با هدف تبیین نقش سیدعلی همدانی در ترویج تصوف در آسیای مرکزی به نگارش درآمده، ابتدا تاریخچه پیدایش تصوف به اختصار بازگو شده است. گرایش به تصوف در ماوراء النهر و شکل گیری سلسله های صوفیانه در این منطقه بررسی و مهم ترین این سلسله ها براساس دامنه نفوذشان معرفی شده اند. طبق تایید منابع موجود در این زمینه، نقشبندیه، قادریه، یسویه و کبرویه مهم ترین سلسله های تصوف در این ناحیه بوده اند و میرسیدعلی همدانی احیاگر دودمان قدرتمند کبروی در آسیای مرکزی در قرن هشتم هجری قمری بوده است. در ادامه مقاله، درباره انتساب میرسیدعلی به شیخ علاءالدوله سمنانی، شیخ محمود مزدقانی، نجم الدین محمد الادکانی و شیخ اخی علی دوستی و نیز سفرهایی که وی به توصیه برخی از این بزرگان به مناطق مختلف، ازجمله ختلان و ترکستان داشته، بحث شده است. در پایان، شماری از مریدان و پیروان این عارف برجسته که برخی از آن ها از سرآمدان عرفان و تصوف در دوره های بعد شدند، معرفی شده اند.
    کلیدواژگان: میرسیدعلی همدانی، تصوف، آسیای مرکزی
  • عارف نوشاهی صفحات 81-93
    میرسیدعلی همدانی یکی از عارفان بزرگ تاریخ اسلام است که حضور و نقش او در بخش وسیعی از جهان اسلام، ازجمله ایران، تاجیکستان، افغانستان، پاکستان و کشمیر واضح و محسوس است. کشمیر در شمار سرزمین هایی است که از شخصیت میرسیدعلی بسیار اثر پذیرفته و این اثرپذیری انتقال فرهنگ ایرانی را به این منطقه به همراه داشته است؛ همین موضوع سبب توجه بسیاری از محققان پاکستانی به شخصیت میرسیدعلی شده و آن ها را به خلق آثاری درباره او ترغیب کرده است. در این مقاله، ابتدا سه کتاب خلاصه المناقب، مستورات (منقبت الجواهر) و روضات الجنان و جنات الجنان که خارج از حوزه شبه قاره در زمینه سیره نگاری میرسیدعلی به نگارش درآمده، معرفی شده اند و در ادامه، فهرستی از منابع و مآخذی که در شبه قاره درباره میرسیدعلی و طریقه همدانیه او پدید آمده، ارائه شده است؛ سپس پژوهش های مستقلی که محققان پاکستانی، به ویژه محمد ریاض خان، در نیمه دوم قرن بیستم درباره این عارف بزرگ انجام داده اند، معرفی شده است. در پایان نیز فهرست نامگوی برخی از رسائل میرسیدعلی همدانی، ازجمله «اوراد فتحیه»، «تلقینیه»، «چهل اسرار»، «درویشیه»، «ذخیره الملوک» و... که در پاکستان چاپ شده اند، ارائه شده است.
    کلیدواژگان: میرسیدعلی همدانی، پاکستان، آثار پژوهشی
  • محمدجعفر یاحقی صفحات 95-114
    رساله نویسی از روزگاران گذشته در دنیای اسلام رواج داشت و دانشمندان و ادبا، نکته ها و یافته های مهم و ضروری خود را در قالب رساله عرضه می کردند. کار رساله نویسی در روزگار میرسیدعلی همدانی (713-786ه‍.ق/ 1313-1384م.)، یعنی سده هشتم هجری نیز چون بسیاری دیگر از دوره ها رونق فراوان داشته است؛ چنان که بیشتر آثار هم روزگاران وی در قالب رساله نوشته شده است. در میان رساله نویسان آن روزگار، نام سیدعلی همدانی به دلیل داشتن رسائل متعدد در زمینه های اخلاق و عرفان دارای درخشندگی خاصی است. از 110 اثری که بدو منسوب کرده اند، تعداد کمی کتاب و بیشتر آن ها رساله های کوتاهی است که در زمینه های گوناگون به رشته تحریر در آمده است. از میان رسائل مسلم الانتساب میرسیدعلی، رساله «منامیه» دارای اهمیتی ویژه است. این رساله چنان که از نام آن برمی آید، درباره ماهیت خواب و کیفیت تعبیر آن است. در این مقاله، یکی از کامل ترین و کهن ترین نسخه های این رساله که دارای تاریخ 865ه‍.ق/ 1461م. و متعلق به کتابخانه آستان قدس است، اصل قرار داده شده و با نسخه دیگری که آن هم در کتابخانه آستان قدس نگهداری می شود، مقایسه شده است. در پایان، متن تصحیح شده این رساله براساس این دو نسخه عرضه شده است.
    کلیدواژگان: رساله نویسی، میرسیدعلی همدانی، رساله منامیه
|
  • Ebrahim Khodayar* Pages 1-3
    Чањордањ сол пеш, замоне ки бо кӯлаþборе аз хотироти се þсолþþу þанди њамþþнафасӣ бо ёрони ин сўи Љайњун дар Узбакистон ба Эрон бозмеþгаштам, таъми бо тољикон буданро аз наздик борњо ва борњо чашида будам: чизе шабењ ба таъми себþþњои тошкандӣ ё на, ќандњои самарќандӣ; Њар чӣ буд, њисси шигифте љони маро бо љони ин сарзамин гирењ зада буд. Як бор ба худ љуръат додам, ќаламро бар коѓаз гирёндам ва парешонþþвор шеъри «Гесувони парешон» -ро ба ёди он рўзњо ва он хотирот дар дарунам замзама кардам:Рањоям намеþкунад
    гесувони парешони шањре,
    к-аз он сӯи руъёњои кўдакӣ
    тамоми њастиþямро
    нишонарафтааст.

    Хилватþþхонаи хаёлам
    њанўз њам
    дар ѓорати њамон холеþст,
    ки њастии Хољаи Шерозро
    ба яѓмо бурд.

    Гузаштаам аз ӯст,
    оинаи ояндаþам
    дар дасти кӣ хоњад буд?
    рањоям намеþкунад,
    рањояш намеþкунам.
    Дар ин якþþуним дања, ки дар Эрон будам, њарчанд њаргиз по ба ин сарзамини устураþþӣ нанињодам, њамеша ба мардумони хунгарми тољик ба дидаи эњтиром менигаристам. Ваќте пешнињод шуд дар кисвати Ройзани фарњангӣ ба ватани руъёњоям по нињам, бо камоли ифтихор пазируфтам, њарчанд дар Эрони азизам ба гуфтаи Шамси Табрезӣ дар китоби “Маќолот”: «Он љо касоне будþþаанд, ки ман камтарини эшонам, ки бањр маро бурун андохтааст; Њамчунон, ки хошок аз дарё ба гўшае афтад».
    Дар муддате, ки муќаррар шуд ба ин хоки пок сафар кунам, бо бисёре аз касоне, ки чун ман дил дар гарави ғарибаþþњои ошно доштанд, њамнишин шудам ва аз мањзари пурхайрашон хўшаþþњо чидам. Содиќона эътироф меþкунам, гоњ суханоне аз забони онþњо меþшунидам ва баъд дар њамин љо бо чашмони худ дидам, ки мардумоне, ки ман солþњо пеш дар бораи онњо чизњо шунида ё китобþњо хонда будам, гўё чизе дар дил доранд, ки хоставу нохоста меþтавон онро дар њаракоташон тамошо кард. Бо худ гуфтам: Накунад Худой нокарда мо ду бародар дар айни ягонагї аз њам бегона шудаем. Ба ќавли Мирзо Абулњасани Шерозӣ:Бо вуљуди иттињод аз якдигар бегонаем,
    Чун нигини ошиќу маъшуќ дар як хонаем.
    Бо њамаи ин номулоимот, бо тамоми вуљуд бовар дорам хуршеди њаќиќат њаргиз пушти абр боќӣ нахоњад монд. То ваќте фарзандони Рўдакї, Фирдавсї, Носири Хусрав, Саъдии Шерозї, Камоли Хуљандї, Ҳофизи Шерозї ва Айнию Лоњутӣ љуз забони ниёгон дар ком намеþþчархонанд, њељ кас намеþþтавонад онњоро аз њам људо кунад. Чї касе њаќ дорад њазорон соли таърихи муштараки як ќавмро аз њам људо кунад? Падарони мо, модарони мо, ниёгони мо аз як обишхур љони ташнаи худро сероб кардаанд. Чаро бояд фарзандонашон аз нўшидани њамон об мањрум шаванд?
    Туро намеþдонам,
    ман
    њаргоњ гузаштаамро вараќ меþзанам,
    худро дар оинаþхонаи ту меёбам.
    Бароям бигў:Агар ту
    гузаштаатро биковӣ,
    ба оинаþхонаи ман меþрасӣ? »
    Кўшишþњои ройзанони пешини фарњангии Љумњурии Исломии Эрон дар Тољикистон, устодони фозил ва арљманд, доктор Саййидалї Мӯсавии Гарморӯдӣ, ки ин нашрияро дар сол 1379 ш. таъсис кард, то доктор Қањрамон Сулаймонӣ, ки онро ба шеваи илмӣ сомон дод ва баъд доктор Муњаммадњусайни Ардуш, ки онро дар љомеаи илмии Эрон ва Тољикистон тасбит кард, дар ба самар нишастани ин нашрия шоистаи њар гуна сипос аст. Дар чанд соли ахир ин нашрия ба далели бесуботӣ дар мудирият аз масири аслии худ дур шуда буд. Дар остонаи эъзом ба Тољикистон ва пас аз њамфикрӣ бо њамкорони донишгоњї ва пешкисватони номбурда ва бавижа пас аз машварат бо доктор Музаффар Шарифї, мудири кулли муњтарами дафтари сиёсатгузорї ва барномаþрезии умури пажўњишии вазорати улум, тањќиќот ва фанноварї муќаррар шуд, ин нашрия бо аркони илмии љадид ва њамкории наздик бо марокизи донишгоњии Эрон бо таѓйири рўйкарди минтаќаӣ аз Тољикистон ба Осиёи Марказї ба сурати дуфаслнома (ду шумора дар сол) ва бо номи Дуфаслномаи пажўњишþњои фарњангї, забонӣ ва адабии Осиёи Марказї мероси њазорудусадсолаи забон ва адаби форсї ва таъсири он бар забонþњо ва фарњангþњои узбакї, ќирғизї, туркманї ва ќазоќии Осиёи Марказї аз садаи севуми њиљрӣ то кунунро ба мухотабону алоќамандон шиносонда, бо ин шева пайвандњои мардумони гуноþгунþнажод ва чандгунþзбони ин минтаќаро бо якдигар ва бо дигар мардумони љањон мустањкамþтар намоянд. Бино бар ин нашрияи »Рўдакї« дар шумораи оянда фаъолияти интишоротии худро бо њайати тањририяи љадид оѓоз хоњад кард. Умед аст, бо тай шудани мароњили ќонунї битавонем дар таќвияти равобити фарњангӣ миёни Эрон ва кишварњои Осиёи Марказї наќши худро ба þхубӣ ифо намоем.
  • Mirza Molla Ahmad* Pages 5-8
    Таљлилу бузургдошти адибону донишмандон ва фарњехтагоне, ки дар пешрафти илму адабу фарњанг ва љомеа хидмати шоиста кардаанд, аз суннатњои њамидаи мардум дар њамаи даврону маконњост. Вале дар даврони Истиќлол доираи таљлили бузургони гузашта вусъат ёфта ва маънову њадафњои тоза пайдо кардааст. Масалан, дар замони шўравї ба орифоне, ки дар пешбурди тамаддун сањм доштаанд, камтар таваљљуњ мешуд. Њарчанд аз ному осори Мавлоно Љалолиддини Балхї, Саної, Аттор ва дигар орифони бузург ёд мекарданд, вале тањќиќу тарѓиби осору афкори онњо камтар сурат мегирифт. Мањз дар даврони Истиќлол мардуми тољик бо ањволу осори Имоми Аъзам, Хоља Ањрори Валї, Мавлоно Яъќуби Чархї ва амсоли онњо низ ошноии бештару амиќтар пайдо карданд. Мир Саййид Алии Њамадонї- шоир, нависанда ва орифи барљастаи асри 14 аз зумраи њамин бузургон аст, ки бо Ќарори Њукумати Љумњурии Тољикистон соли 2015 љашни 700- солагии ў таљлил мешавад.
    Тањќиќи рўзгору осори ин адиб, донишманд ва орифи барљаста дар Тољикистон дар нимаи дувуми асри гузашта оѓоз шуд. Донишманди љавон Моњирхўља Султонзода аввалин муњаќќиќи тољик буд, ки ба баррасии ањволу осори Мир Саййид Алии Њамадонї пардохт ва дар ин мавзўъ рисолаи номзадї омода кард. Китоби ў «Њаќиќат дар бораи Њазрати Амирљон», ки соли 1975 ба табъ расид, бори аввал хонандагони тољикро бо ањволу осори ин адиб ва орифи бузург ошно кард. Бо он ки дар ин солњо сухан рондан дар бораи ирфону тасаввуф чандон гуворо набуд, олими љавон саъй кард, ки шарњи њоли ин адиби донишманд ва андешањои пешкадами иљтимоиву ахлоќии ўро ба ќалам дињад. Ў њамчунин аз аввалин муњаќќиќонест, ки шурӯъ ба баргардон ва тањияи осори Мир Саййид Алии Њамадонї карда ва дар ошно кардани мардум ба асарњои ахлоќии ин орифи бузург сањми арзанда доштааст. Дере нагузашт, ки гурўње аз муњаќќиќон дар пайравӣ аз ӯ ба ањволу осори Мир Саййид Алии Њамадонї таваљљуњ зоњир намуда, ба тартибу тањия ва баррасиву тањќиќи онњо пардохтанд. Дар ин замина бахусус кормандони Осорхонаи вилоятии таъриху кишваршиносии ба номи Мир Саййид Алии Њамадонї дар шањри Кўлоб, шахсоне мисли Иброњим Љалилзода, Раљаб Асозода, Музаффар Азизов ва амсоли онњо кўшиши бештар ба харљ дода, рисолаву маќолањо ба табъ расонданд. Муњаќќиќи љавон Њотам Асозода тањќиќи амиќ дар бораи ањволу осори адибро њадафи худ ќарор дод ва рисолаи илмӣ дар мавзӯи «Мир Саййид Алии Њамадонї ва хусусиятњои адабиву бадеии осори ў» таълиф намуд, ки дар соли 2006 соњиби дараљаи номзади илмњои филологї гардид. Ҳамчунин ҷустуљўйњои илмии ў дар китоби «Алии Њамадонї ва маќоми ў дар фарњанги Шарќ», ки соли 2006 дар нашриёти «Ирфон» нашр шуд, љамъбаст гардиданд. Њотам Асозода, ки сарварии Муассисаи давлатии «Муљтамаи љумњуриявии осорхонањои Кўлоб» -ро ба уњда дорад, дар радифи корњои зиёди ташкиливу созмондињї ба баррасии масоили гуногуни ањволу осори адибу орифи бузург Мир Саййид Алии Њамадонї машѓул аст.
    Дар бораи рўзгор, осору афкори Мир Саййид Алии Њамадонї дар Эрон, Њиндустон, Покистон дар солњои 70-90 асри 20 як силсила тадќиќот анҷом шуд, ки аз љумлаи онњо метавон ба «Саййид Мир Алии Њамадонї» -и Саййида Ашраф Зуфар, «Шоњи Њамадон» -и Сайид Њусайншоњи Њамадонї, «Ањволу осори Мир Саййид Алии Њамадонї» - и Муњаммад Риёз, «Мураввиљи ислом» -и Парвизи Азкої, «Солори Аљам» -и Саййид Абдуррањмони Њамадонї, «Шоњи Њамадон» -и Шамсиддин Ањмад ишора кард.
    Ҳамон тавр, ки ишора шуд, омўзиши љиддиву њамаљонибаи ањволу осори Мир Саййид Алии Њамадонї дар Тољикистон дар даврони Истиќлол вусъат пайдо кард. Ба хусус пас аз нашри ќарори Њукумати Љумњурии Тољикистон дар бораи таљлили 680-солагии зодрўзи Њамадонї таваљљуњи муњаќиќќони соњањои гуногуни илм, аз ҷумла фалсафа, адабиётшиносї, таърих, забоншиносї, ахлоќ, педагогика ба он бештар љалб шуд. Ба муносибати љашни мазкур дар шањрњои Душанбе ва Кўлоб рисолањои људогонаи ин адибу ориф, чун «Рисолаи ќудсия», «Маърифати нафс», «Авроди фатњия», осори манзуми Мир Саййид Алии Њамадонї ба табъ расиданд, ки дар тањияи онњо Моњирхўља Султонзода, Њотам Асозода, А. Кўчаров, И. Саидиброњимов, Р. Асозода, И. Љалилзода, М. Азизов, С. Њасанзода ширкат карданд.
    «Осори мунтахаб» -и Мир Саййид Алии Њамадонї дар тањияи М. Султонзода, маљмўаи маќолањои кормандони илмии Академияи илмҳои Ҷумҳурии Тољикистон ва устодони Донишгоњи давлатии Кўлоб тањти унвони «Аз Авесто то Њамадонї», ки соли 1995 ба табъ расиданд, туњфаи хубе ба љашни мазкур буданд. Њамчунин рисолањои донишмандони тољик Ќ. Абдурањимов, А Мањмадов, К. Ќодиров, ки ба масъалањои гуногуни фалсафї, ахлоќї ва сиёсии осори Мир Саййид Алии Њамадонї пардохтаад, сањми назаррасе дар њамадонишиносї доранд.
    Дар воќеъ Тољикистон тадриљан ба яке аз марказњои муњимми њамадонишиосї табдил меёбад. Дар муассисањои илмии Академияи илмњои љумњурї, Донишгоњи миллиии Тољикистон, Осорхонаи Мир Саййид Алии Њамадонї дар Кӯлоб, Пажўњишгоњи фарњанг ва итилооти Тољикистон, Донишгоњи омўзгории шањри Кўлоб ва муассисањои дигари илмиву таълимї ва фарњангии љумњурї ба тањияву нашри осор ва тањќиќу баррасии ањволу афкори адибу орифи бузург машѓул ҳастанд.
    Дуфаслномаи Ройзании фарњангии Љумњурии Исломии Эрон дар Тољикистон бо унвони «Рўдакї» шумораи вижаеро ба њаёту осори Алии Њамадонї ихтисос дод, ки дар он маќолаҳои устодоне аз Тоҷикистон, Эрон, Афғонистон ва Покистонро фаро гирифта ва аз дастовардњои илмии онњо гувоњї медињад.
    Дар барномаи муфассали омодагї ба љашни 700-солагии Мир Саййид Алии Њамадонї нашри осори мунтахаби ин адиб ва орифи бузург низ пешбинї шудааст. Инак, љилди аввали он, ки дар асоси нусхаи тањти № 456 Ганљинаи дастхатњои АИ ЉТ бо зањмати Њ. Асозода ва Ќ. Турдиев омода шудааст, ба дасти хонандагон мерасад. Ин муҷаллад осори манзум ва 10 рисолаи ахлоќиву фалсафии Мир Саййид Алии Њамадониро, ки ба забони форсии тољикї навиштааст, дар бар мегирад. Лозим ба ёдоварист, ки њангоми тањияи осори аллома маводде, ки профессор М. Султонзода, академик А. Рањмонзода ва профессор А. Кӯчаров дар солњои пеш омода кардаанд, бо якдигар муқоиса шудаанд. Умед аст, ки хонандагони гиромї аз осори пурмуњтавои ин орифи вораста бањраёб шаванд.
  • Abdulghafur Arezu Pages 9-26
    Hazrat Mir Sayyid Ali Hamedani or to the kinde phrase of Tajikistan people “Hazrat Amirjan” is one of the distinguished thinkers whose doctrines goes beyond his culture and civilization domain. After giving a short biography of this well-known gnostic, we have talked about his mystical manner and considered him as a follower of great thinkers, such as Khaja Abdullah Ansari, Shaykh al-Akbar, Muhyiddin ibn Arabi, Аbu Hamid Ghazzali, Shaykh Fariduddinin Attar, Sanai Chaznavi, Mawlana Jalaluddin Balkhi, Shaykh Najmuddin Kubra, Shaykh Mahmud Shabistari, Shaykh Alauddawlah Simnani, Khaja Shamsuddin Muhammad Hafiz, Shaykh Muslihiddin Saadi and others. In another part of the article, his religious and mystical school has been discussed and regarding his mystical and intuitional experiences, has been considered beyond theological and religious schools. In the final section of the article, the concept of “Vilayat’’ (Guardianship) has been reviewed from the point of view of Hazrat Amirjan and we have come to the conclusion that relying on mystical intuition that is the inner religion of all human beings, Mir Sayyid Ali Hamedani has converted the thought borders into empathy border.
    Keywords: Mir Sayyid Ali Hamedani, Gnosticism, Religion, Vilayat
  • Abdujabbor Rahmonzoda Pages 27-41
    One of the prominent and distinguished characters of Tajiki literature is Mir Sayyid Ali Hamedani who laid down a great role in the development of Tajiki mystical literature. Mir Sayyid Ali Hamedani, particularly having learnt kubraviya tariqat, the most important problems related to Sufism and following the literary mystical school of Sanai Ghaznavi, Attar Nishapuri and Mawlana Jalaliddini Rumi, actively participated in the development of mystical literature. “Chihil Asrar’’ (Forty secrets), comprising of the set of 41 Ghazal, Mathnavi “Haft vadi’’ and some Qit’aa, Rubayi, and dubayiti - are part of the poetical works, and “Chihil maqame sufiya’’, “Darveshiya’’, “Dar qaidaye sufiya’’, “Istilahate sufiya’’, “Muradat-e Devan-e Hafez’’, “Minhj ul-arifin’’, “Adab ul-mashaikh’’ and “Zakhirat ul-muluk’’ are the most important theses of Mir Sayyid Ali Hamedani which the author created them to explain his thoughts regarding the peculiarities of mystical concepts. The most important works of Mir Sayyid Ali Hamedani, including books and theses, which deal with of mystic and Sufism are introduced here and their mystical themes are explained. At the end, considering the fact that the poet follows to Khorasani style and in some points to Iraqi style in his works to keep the fluency of his Ghazals, the relation of mystical music with love themes and the artistic use of mystical and figurative themes of Sufism has been considered one of the most important characteristics of this poetry.
    Keywords: Mir Sayyid Ali Hamedani, Works, Mystical themes
  • Mirzo Hassan Sulton Pages 43-55
    Mir Sayyid Hamedani’s life period (1314-1386 AD) corresponds with destroys of Mongolian khans’ domination, appearance of Sarbedaran revolt (hanged men revolt) and beginning of Timurid domination. Persian-Dari or so to call today, Persian-Tajiki language used to be the general international language in great part of Asia (Central Asia, Small Asia, Western Asia, Eastern and Sothern Asia) and different tribes and nationalities used to speak it. This article studies the state of Persian language in the period after Mongolian attack based on the materials of Ibn Batuta’s “Safarnama” (The adventures of Ibn Batuta). According to the documents of “Safarnoma” due to the migration of Khurasan and Farorud’s intelligentsia to Indian kings’ courts (palaces), Persian language developed among courtiers of India. Persian language developed in Temurian life before dismissing of Bahodurshah, the last temuri king. Having referred to samples of writing letters by Timurid kings (Shahs) two methods of prose writing have been presented in this article: unclear prose writing with licentious rhyme and simple and clear prose writing. Samples are provided below from theses of Mir Sayyid Ali Hamedani, in particular from “Quddusiya”, “Vujudiya”, “Zikriya”, “Darveshiya” and from some other of his works. Consequently, Persian language of this time was a simple and clear language.
    Keywords: Persian, Tajiki Language, Epoch of Mir Sayyid Ali Hamedani, Mongolians, Timurids
  • Hotam Asozoda Pages 57-65
    Mir Sayyid Ali Hamedani is one of the prominent thinkers of the Islamic world who has noted the ideas of Awlia Allah and representatives of Sufism in his works and has benefited from the thoughts of these distinguished justifiying and interpreting. various issues. In this article we have tried to demonstrate this influence on the basis of some of the works of the Mir Sayyid Ali Hamedani, such as “Futuvvatiya”, “Аqliya”, Zakhirat ul-muluk, mathnavi of Haft Wadi and etc. He has showed this attention in different issues, like describing and interpreting the concepts of Mysticism and Sufism, the concept of “Fotovvat” (manliness), education, conditions of ruling and kingdom and etc. Noting the thoughts of persons of distinctions in the works of Mir Sayyid Ali Hamedani has been related to teaching activities and aimed at making clear, confirmation and proving to students, using exapmples and anecdotes. Some of his works, such as “Masharib ul-azvaq”, “Мuradate Divan-e Hafez” and “Hall ul-fusus” have been composed following and describing the works of former thinkers. In addition, various addresses of the works of Mir Sayyid Ali Hamedani and reffering to the thoughts of great thinkers are the two important factors leading to variation of subjects and consequently, the style of his works.
    Keywords: Awlia Allah, Mir Sayyid Ali Hamedani, Works of Mir Sayyid Ali Hamedani, Sufism
  • Hojjatullah Faghani Pages 67-80
    Mir Sayyid Ali Hamedani is an Iranian gnostic, Sufi, scientist, and poet of the 8th century AH. and a major leader of Islam religion in Central Asia that had very important role in spreading Sufism in this region. The history of origin of Sufism is shortly reviewed in this article. Disposition to Sufism in Transoxania and formation of Sufi chains in this region are analyzed and the most significant chains are presented in accordance to their influence. According to existing original sources in this field, Nakshbandiya, Qadiriya, Yasaviya and Kubraviya were the most important chains of Sufism of this area and Mir Sayyid Ali Hamedani was a powerful founder of Kubraviya in Central Asia in the 8th century AH. The relationship of Mir Sayyid Ali Hamedani with Shaykh Alaa-oddawlah Simnani, Sheykh Mahmud Mazdakani, Najmuddin Muhammad Aldakani and Shaykh Akhi Alidusti and the travels that he had made on recommendation of some of these great men to different regions, including Khatlan and Turkistan are considered in this article as well. Some of the disciples and followers of this great thinker that became leaders of Mysticism and Sufism in the following ages are introduced at the end of the article.
    Keywords: Mir Sayyid Ali Hamedani, Sufism, Central Asia
  • Arif Nawshahi Pages 81-93
    Mir Sayyid Ali Hamedani is one of the famous prominent gnostic men of Islam history that his role in Islamic world is specifically observed in most countries, like Iran, Tajikistan, Afghanistan, Pakistan and Kashmir. Kashmir enters the list of countries that have been influenced by the personality of Mir Sayyid Aii Hamedani which is accompanied by transmission of Iranian culture to this area. Therefore, most of the Pakistani researchers paid much attention to the personality of Mir Sayyid Ali Hamedani and wrote works about him. Three books entitled Khulasat ul-manaqib, “Risala-ye masturat” (Manqabat ul-javahir) and Rawzat ul- jinan and “Jannat ul-jinan” published in the outside of the subcontinent basin based on Mir Sayyid Ali Hamedani’s works are introduced in this article and further a list of the works written about Mir Sayyid Ali Hamedani in the subcontinent is presented. Then, independent research works that carried out by Pakistani researchers, especially by Muhammad Riyaz in the second half of the 2oth century are introduced. The list of some theses of Mir Sayyid Ali Hamedani, in particular “Awrad-e fathiya”, “Talqiniya”, “Chihil asrar”, “Darveshiya”, “Zakhirat ul-Muluk” and so on published in Pakistan are provided for in below.
    Keywords: Mir Sayyid Ali Hamedani, Pakistan, Research Work, Muhammad Riyaz
  • Mohammad Jafar Yahaghi Pages 95-114
    Thesis writing existed from the oldest times in Islam world and scientists wrote their important thoughts in the form of thesis. Writing thesis during the life of Mir Sayyid Ali Hamedani (713-786 AH./ 1313-1384 AD), that’s to say the 8th century AH., like many other periods was popular, and most of the works of this period were written in the form of thesis. Among the thesis of that period the name of Mir Sayyid Ali Hamedani was popular for having various theses on Morals and Mysticism. From the 110 works belonging to him, a few of them were books and most of them were short theses written on different themes. “Manamiye” takes special importance place among his works. This thesis as it comes out from its name is about meaning of dreams and their interpretation. In this article one of the oldest and original copies of this thesis that belong to the 865 AH. /1461 AD and is situated in the library of Astan-e Quds is compared with another copy that is also situated in the same library.
    Keywords: Writing Thesis, Mir Sayyid Ali Hamedani, Thesis of Manamiya