فهرست مطالب

نقد و نظر - سال بیست و یکم شماره 1 (پیاپی 81، بهار 1395)
  • سال بیست و یکم شماره 1 (پیاپی 81، بهار 1395)
  • 156 صفحه، بهای روی جلد: 50,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/02/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مجید ملایوسفی صفحات 4-32
    نلسون گودمن در بحث از معضل قدیمی استقرا به مطلبی اشاره می کند که بعدها جان راولز آن را روش تعادل اندیشه ورزانه نامید و آن را به منظور استنتاج نظریه عدالت در حوزه فلسفه سیاسی به کار بست. وی مدعی بود در یک جامعه لیبرال، گزینش یک اصل خاص در باب عدالت، مستلزم ترجیحی تحکمی خواهد بود. برای حل این معضل، راولز وضع اولیه ای را فرض می گیرد که از طریق آن افراد درخصوص اصول هنجاری عدالت به توافق می رسند. از نظر او این اصول باید از طریق روش تعادل اندیشه ورزانه با احکام اخلاقی ما درباره موارد خاص و جزئی سازگاری یابند. کاربرد مفهوم تعادل اندیشه ورزانه در حوزه اخلاق را برخی فیلسوفان و صاحب نظران مورد نقدهای جدی قرار داده اند ودر مقابل برخی دیگر از آن دفاع کرده اند. به نظر می رسد در حوزه اخلاق به ویژه اخلاق کاربردی نمی توان تنها با توسل به نظریه های اخلاقی و نیز اصول اخلاقی انتزاعی به حل مسائل اخلاقی پرداخت. از همین رو، به رغم مشاجره های فراوانی که از حیث نظری درباره این روش وجود دارد، از حیث عملی این روش کاربرد فراوانی در حوزه اخلاق به ویژه اخلاق کاربردی دارد؛ به گونه ای که برخی مدعی شده اند این روش تنها روش مفید در حوزه اخلاق است.
    کلیدواژگان: فلسفه اخلاق، تعادل اندیشه ورزانه، نلسون گودمن، جان راولز، روش شناسی
  • محسن جاهد، سحر کاوندی، جواد صالحی صفحات 33-54
    با ظهور و بروز اخلاق فضیلت در سال های اخیر، بسیاری به نقاط قوت و ضعف آن پرداخته اند که یکی از مهم ترین اشکال های مبنایی بر این نظریه، تردید یا نفی اوصاف درونی اخلاقی (فضایل و رذایل) است. برخی از فیلسوفان اخلاق بن مایه های این اشکال را از روان شناسی اجتماعی برگرفته اند و بر اساس آن اسناد رفتار اخلاقی آدمی را به اوصاف درونی، از مقوله خطای بنیادین اسناد دانسته اند. گیلبرت هارمن و جان دوریس با تکیه بر پاره ای از آزمایش ها در حوزه روان شناسی اجتماعی، همچون آزمایش میلگرام، سامری نیکوکار و زندان زیمباردو منکر وجود اوصاف اخلاقی درونی شده و معتقدند ابتنای یک نظریه اخلاقی بر چنین اوصافی خطاست و از این رو، اخلاق فضیلت نظریه هنجاری مناسبی نخواهد بود. قائلان به اخلاق فضیلت پاسخ های سلبی و ایجابی متعددی را بیان کرده اند که به گمان مولفان پاسخ مبتنی بر کمیابی مناسب ترین پاسخ به اشکال یاد شده است. در این مقاله پس از طرح و تبیین مسئله، به نقد و بررسی آنها خواهیم پرداخت.
    کلیدواژگان: اخلاق فضیلت، موقعیت گرایی، کل گرایی، اوصاف درونی اخلاقی، هارمن، دوریس
  • محسن مقری، مهدی لک زایی، احمد مقری صفحات 55-77
    به موازات پیدایش عصر علم و گسترش نگرش های تجربی به جهان، باورهای دینی همواره مورد هجمه و طرد تجربه گرایان بوده است. پیش روی این جهان بینی افراطی با ظهور مکتب پوزیتویسم منطقی در فلسفه علم به دعوی بی معنایی باورهای دینی انجامید. در چنین فضایی که دست یابی به محملی برای گفت وگو میان مکتب های تجربه گرا و معتقدان دینی دور از انتظار می نمود، آنتونی فلو با معرفی معیار ابطال پذیری به عنوان شرط معناداری باورهای دینی، چالشی را مطرح کرد که به بحثی پرشور میان تجربه گرایان و معتقدان به ادیان انجامید. چالش فلو بارها تجدید چاپ شد و واکنش های موافق و مخالف متعددی را برانگیخت که بیشتر در کوتاهی و ابهام نوشتار فلو ریشه داشت. نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن واکاوی واکنش های پیش گفته، تحلیلی تفصیلی از چالش فلو صورت دهد و بینش مهم نهفته در آن را آشکار سازد؛ بینشی که نه تنها از ارزش های دینی چیزی نمی کاهد، بلکه بنیادی برای روشنگری مدعای باورهای دینی و سرآغازی برای گام نهادن در قلمرو زبان دین است.
    کلیدواژگان: چالش فلو، ابطال پذیری، معناداری، باورهای دینی، پوزیتویسم منطقی
  • محمدهانی جعفریان، میرسعید موسوی کریمی صفحات 78-91
    مسئله اصلی این مقاله پرسش از چیستی معنا و ماهیت عمل اخلاقی نزد ابن سیناست. اینکه عمل اخلاقی که نزد بوعلی با رعایت حد وسط دو خلق متضاد برابر است، چه اقتضائاتی دارد و با چه شرایطی می توان عملی را حد وسط اخلاقی به شمار آورد. همچنین عمل اخلاقی با چه مقدمات معرفتی به وجود می آید و به لحاظ هستی شناختی چه خصوصیاتی دارد. برای پاسخ به این پرسش ها، نخست جایگاه اقتضائات فرهنگی و قومی را در معنابخشیدن به عمل بر اساس حد وسط اخلاقی از منظر ابن سینا بررسی می کنیم. سپس به مفهوم حد وسط در منظومه اخلاقی بوعلی می پردازیم و تبدیل عمل بر اساس آن به عادت و خلق و خو را تحلیل می کنیم. در ادامه، نشان می دهیم ماهیت عمل اخلاقی برای آحاد جامعه به لحاظ معرفت شناختی در اعتماد به اقوال عارفان و در نتیجه، عمل بر اساس قانون شریعت شکل می گیرد. ماهیت هستی شناختی عمل اخلاقی نیز ذیل افزودن صورتی خاص به مجموع صورت های موجود در عالم بررسی خواهد شد.
    کلیدواژگان: ابن سینا، اخلاق، حد وسط، شریعت، صورت
  • علیرضا اسعدی صفحات 92-123
    تبیین و تحلیل مسئله مرگ از دغدغه های همیشگی برخی فیلسوفان از جمله ملاصدرا بوده است و او نیز کوشیده است از منظر فلسفی آن را تبیین کند. به یقین مبانی فکری هر فیلسوفی در تحلیل فلسفی او از مرگ تاثیرگذار است و لوازم و پی آمدهای خاصی را نیز در پی دارد. این مقاله می کوشد چیستی، چرایی و چگونگی مرگ را از منظر ملاصدرا بکاود و پس از تبیین مبانی فلسفی او همچون حرکت جوهری و رابطه نفس و بدن، آثار و لوازم تحلیل او را از مرگ روشن سازد. طبیعی بودن، ضرورت، حقانیت و وجودی بودن مرگ و نیز فناناپذیری انسان با مرگ، عمومی بودن مرگ و نیز کراهت از مرگ از آموزه های دینی هستند که با مبانی صدرایی تبیین بهتری می یابند. البته برخی آموزه های دینی نیز وجود دارند که با تبیین صدرایی ناسازگار می نمایند. پایان بخش این مقاله بررسی دو مورد از این گونه آموزه ها، یعنی آموزه دینی رجعت و استکمال برزخی است.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، مرگ، تبیین های فلسفی، مرگ طبیعی
  • فاطمه سیف اللهی *، علی اکبر عبدل آبادی صفحات 124-147
    ارسطو در اخلاق غایت نگر خود، به منظور ترسیم فضایی برای عمل و قواعدی برای رفتار، به پژوهش در فضیلت های انسانی می پردازد. فضیلت هایی که او در اخلاق نیکوماخوس توصیف می کند، خصلت هایی هستند که در جامعه آن روز آتن فضیلت به شمار می روند. در این مقاله نشان داده شده است که این مولفه اخلاق ارسطو تا حد زیادی از اندیشه پروتاگوراس تاثیر پذیرفته است. از سوی دیگر، ارسطو با تاثیرپذیری از افلاطون، این فضیلت ها را نه از آن رو که آنها را حاصل قرارداد و به تبع آن نسبی می داند، بلکه چون آنها را حاصل کارکرد عقل برای کشف و ایجاد امور اخلاقی و قوانین می داند، می پذیرد. بدین ترتیب، رویکرد اخلاقی ارسطو را می توان سنتزی دانست از آموزه های پروتاگوراس که با شعار انسان معیاری اخلاق را حاصل قرارداد می داند و آموزه های افلاطون که با طرح نظریه مثل مبنای اخلاق را در آسمان ها و غیرقراردادی می داند.
    کلیدواژگان: افلاطون، ارسطو، پروتاگوراس، نظریه اخلاقی، فضیلت، عقل شهودی
|
  • Majid Molla Yousefi Pages 4-32
    In his discussion of the old problem of induction, Nelson Goodman refers to something that was later called the method of reflective equilibrium by John Rawls and was employed by him in order to infer a theory of justice in the domain of political philosophy. He claimed that in a liberal society, the selection of a particular principle regarding justice requires an arbitrary preference. To solve the problem, Rawls considers an initial situation through the developments of which people come to an agreement over the normative principles of justice. For him, these principles should be reconciled with our moral judgments concerning particular cases via the method of reflective equilibrium. The employment of this method came to be criticized by some philosophers and defended by others. It seems that ethical problems, and in particular, problems of applied ethics, cannot be solved only by an appeal to moral theories and abstract moral principles. Thus despite many controversies about this method, it is so useful in the field of ethics, and in particular, applied ethics, that some people have claimed that it is the only useful method in ethics.
    Keywords: Moral Philosophy, Reflective Equilibrium, Nelson Goodman, John Rawls, Methodology
  • Mohsen Jahed, Sahar Kavandi, Javad Salehi Pages 33-54
    With the emergence of virtue ethics in recent years, many people tackled with its weaknesses and strengths. One of the most important fundamental objections to virtue ethics is to doubt or deny internal moral attributes (virtues and vices). Some moral philosophers based such an objection on social psychology, and thus considered the attribution of internal attributes to human moral conducts as a fundamental error in attribution. Gilbert Harman and John Doris appealed to some experiments in social psychology, such as the Milgram experiment, benevolent Samurai, and Zimbardo prison, to deny internal moral attributes. They hold that it is a mistake to base a moral theory on such attributes, and thus virtue ethics is not a plausible normative theory. Proponents of virtue ethics provided several negative and positive replies to this objection. We believe that the best reply is the one based on rareness. In this paper, we delineate the problem and then examine it in detail.
    Keywords: Virtue Ethics, Localism, Holism, Internal Moral Attributes, Harman, Doris
  • Mohsen Moghri, Mahdi Lakzaei, Ahmad Moghri Pages 55-77
    Since the age of science emerged and empirical views of the world were developed, religious beliefs have been under attack by empiricists. With the emergence of logical positivism in the philosophy of science, this radical worldview led to the claim that religious beliefs are meaningless. In such a context where it seemed unexpected for there to be a dialogue between empiricists and religious believers, Anthony Flew introduced the criterion of falsifiability as the condition for the meaningfulness of religious beliefs, and this led to a heated debate between empiricists and religious believers. Flew’s Challenge was frequently reprinted and gave rise to many positive and negative reactions rooted in the brevity and ambiguity of Flew’s writing. In this paper, we examine such reactions to Flew’s view and then provide a detailed analysis of his challenge, unveiling the significant insight lurking in it; an insight that not only does not degrade religious values, but provides a foundation to elucidate religious beliefs and issues concerning the language of the religion.
    Keywords: Flew's Challenge, Falsifiability, Meaningfulness, Religious Beliefs, Logical Positivism
  • Mohammad Hani Jafarian, Mir Saeid Mousavi Karimi Pages 78-91
    The main question in this paper is the meaning and the nature of moral actions for Ibn Sina. What are the requirements of a moral action that is, for Ibn Sina, the result of observing the middle path between two opposing temperaments? And under what conditions can an action count as a moral middle term? What are the epistemic prerequisites of a moral action? And what are its ontological features? In order to answer these questions, we should first discuss the significance of cultural and ethnical requirements in providing a meaning for an action as a middle term in Ibn Sina’s moral system, and we will then analyze how the action can turn into a habit or a temperament. We then go on to show that the epistemic nature of a moral action is formed for individuals in the society as a matter of reliance on what mystics and the rulings of sharia say. The ontological nature of a moral action will be elucidated in terms of the addition of a certain form to the forms already existing in the world.
    Keywords: Ibn Sina, Ethics, Middle Term, Sharia, Form
  • Alireza Asadi Pages 92-123
    Philosophers, including Mullā Ṣadrā, have always been concerned to provide an explanation and an analysis of death. Sadra tried to give a philosophical account of death. A philosopher’s intellectual principles will indubitably affect their philosophical analysis of the problem of death and will have certain consequences and implications. In this paper, I seek to delineate what, why and how death happens from Mulla Sadra’s point of view, and I shall then elucidate the consequences of his analysis of death in terms of his philosophical principles, such as substantial motion and the soul-body relation. There are some religious doctrines, such as the naturalness, necessity, truth and existentiality of death and human survival after death, that can be better accounted for in terms of Sadraean principles. however, there are religious doctrines that seem incompatible with the Sadraean account. This paper ends with an examination of two such doctrines: that of raj’a (return of certain people after Imam Mahdi’s reappearance) and perfection in barzakh (the world after death and before the resurrection).
    Keywords: Mulla Sadra, Death, Philosophical Accounts, Natural Death
  • Fatemeh Seyfollahi *, Aliakbar Abdolabadi Pages 124-147
    In his teleological ethics, Aristotle investigates moral virtues in order to present practical moral rules. What he describes in Nicomachean Ethics as virtues are characteristics which in his age Athenians considered as virtues. In this paper, we have shown that this aspect of Aristotle's ethics roots in Protagoras. On the other hand, inspired by Plato, Aristotle considers such virtues as products of intellect in discovering and inventing moral rules. Therefore, contrary to Protagoras, for Aristotle, moral rules are not relativistic and conventional. Thus, we can take Aristotelian Ethics as a synthesis of Platonic ethics, which seeks moral rules in the heavens and considers it as an unconventional product, and Protagorean ethics, which considers morality as a product of convention.
    Keywords: Plato, Aristotle, Protagoras, ethical theory, virtue, intuitive wisdom