فهرست مطالب

اسلام و مطالعات اجتماعی - سال سوم شماره 2 (پاییز 1394)
  • سال سوم شماره 2 (پاییز 1394)
  • 184 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1394/08/27
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محسن محمدی*، حسن رضایی، نورالله کریمیان صفحات 2-26
    هرچند جهان اسلام همواره با دیالکتیک عوامل اتحادبخش و تفرقه افکن مواجه بوده است ولی هر بار عناصر اتحادبخش در سطح وسیعی بروز کرده اند، زمینه اتحاد فراهم شده است. این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که اسلام از چه ظرفیت های درونی جهت ایجاد و تقویت همبستگی برخوردار است. در این بین، حج به عنوان عبادتی جهان شمول که هرساله مسلمانانی را از سرتاسر جهان در قالب برقراری مناسکی یکسان در زمان و مکانی واحد گردهم جمع می کند، مورد توجه قرار گرفته است تا ظرفیت های آن در برقراری و تقویت همبستگی جهان اسلام بررسی شود. حج با تقویت هویت تمدنی و تمرکز بر دشمن مشترک، ظرفیت برقراری همگرایی سیاسی جهان اسلام را دارد. از طرف دیگر؛ تقویت هویت دینی و سرمایه اجتماعی در حج، زمینه همگرایی ارتباطی را تقویت می کند. جمعی بودن و ساختارشکن بودن مناسک حج، مناسکی وحدت بخش را ایجاد می کند. همچنین فضای اخلاقی و زمینه های تعامل اقتصادی در حج، برای همبستگی جهان اسلام، قابل تحلیل است.
    کلیدواژگان: حج، همگرایی سیاسی، همگرایی ارتباطی، همگرایی فقهی، همگرایی اخلاقی، همگرایی اقتصادی
  • قاسم ابراهیمی پور، عباس عالی زاده صفحات 27-51
    پدیده گسل دولت- ملت در جامعه ایران، سابقه ای طولانی دارد و در تبیین آن دیدگاه های مختلفی وجود دارد. پژوهش حاضر در جست وجوی نسبت علما و روحانیون شیعه با مسئله گسل دولت ملت در تاریخ معاصر ایران است و در این مجال، تمرکز بر مقطع زمانی نهضت های چهارگانه ضداستعماری جنوب و به ویژه دوران مشروطه و جنگ جهانی اول است. در پژوهش حاضر از رویکرد دکتر حمید پارسانیا به عنوان چارچوب نظری پشتیبان، برای تحلیل گسل مذکور بهره گیری شده است. این رویکرد به طور خاص از سه اثر ایشان: هفت موج اصلاحات (نسبت تئوری و عمل) و حدیث پیمانه (پژوهشی در انقلاب اسلامی)، انواع و ادوار روشنفکری و به ویژه اثر نخست اخذ گردیده است. برای جمع آوری داده ها از روش تحقیق کتابخانه ای استفاده شده است.
    مسئله گسل دولت ملت، منحصر به جامعه ایران نیست اما عوامل مسبب آن در تاریخ ایران، در ارتباط با هویت جامعه مذکور قابل فهم است. باورداشت های تاریخی مردم ایران، اصلی ترین عوامل تقویت یا تضعیف این گسل به شمار می روند. یافته های تحقیق نشان دهنده تاثیر تعیین کننده علمای شیعی بر قبض و بسط گسل دولت ملت در جریان نهضت مشروطه جنوب و نیز مبارزات مردم جنوب کشور علیه استعمار انگلیس طی سال های 1254- 1338 ه.ق (1837-1919 م) است و در عین حال موید کارایی «الگوریتم پارسانیا[1]» در توجیه رفتار علمای نهضت جنوب است.
    کلیدواژگان: گسل دولت، ملت، نهضت ضداستعماری جنوب، نظریه سیاسی علمای شیعه، نهضت مشروطه، نظریه عدالت خانه، بوشهر
  • سید ضیاء هاشمی، مهدی حسین زاده فرمی صفحات 52-79
    بهره گیری از مفهوم «گروه مرجع» مبتنی بر آن است که شکل گیری هویت اجتماعی افراد متاثر از گروه ها و افرادی است که در تعامل مستقیم یا غیرمستقیم با آنها قرار دارند. تحلیل این پدیده نسبت به قشر جوان، ابعاد پیچیده تری می یابد؛ زیرا جوانان به دلیل شرایط اجتماعی و سنی، آمادگی بیشتری برای تاثیرپذیری از گروه های مرجع دارند. در این دوران، در هر حوزه اجتماعی، افراد و گروه های متفاوت به عنوان گروه مرجع، مورد توجه جوانان قرار می گیرند. برخی از منابع، مانند خانواده در غالب حوزه ها کم وبیش به عنوان مرجع و مبنای عمل، نقش گروه مرجع را ایفا می کنند و برخی دیگر مانند شخصیت های فرهنگی و علمی تنها در حوزه های خاص مورد توجه قرار می گیرند. میزان تاثیرگذاری گروه های مرجع نیز متفاوت است؛ گروه هایی که اعتماد، ارتباط و مقبولیت بیشتری نزد جوانان دارند، تاثیراتی به مراتب عمیق تر، وسیع تر و ماندگارتر از دیگرانی دارند که صرفا از موقعیتی نمادین برخوردارند. علاوه بر این، روش تاثیرگذاری نیز متفاوت است؛ گاهی مشورت حضوری، گاهی القائات عاطفی و در مواردی نیز الگوپذیری با واسطه، زمینه تمایل افراد به گروه های مرجع را ایجاد می کنند. مقاله حاضر که با روش پیمایشی به بررسی گروه های مرجع جوانان شهر قم پرداخته، دستاوردهای زیر را در پی داشته است: 1) بالابودن میزان استقلال در نظر و تصمیم در میان جوانان قمی؛ 2) خانواده گرایی یا نقض شکاف یا انقطاع نسلی؛ 3) نقض مساله فروپاشی اجتماعی؛ 4) استعداد و علاقه به نخبه پروری؛ 5) ضرورت داشتن مرجع تقلید؛ 6) تمایزبخشی بین طلاب، روحانیون، علما و مراجع تقلید؛ 7) جایگاه مهم امام زاده ها و اماکن دینی (به ویژه حرم حضرت معصومه (س)؛ 8) تاکید بر هویت ایرانی و اسلامی.
    کلیدواژگان: گروه های مرجع، جوانان قم، روحانیون، گروه های عضویت، گروه های غیرعضویت
  • مهدی فیروزی* صفحات 80-107
    امروزه اهمیت و جایگاه توسعه و جنبه های گوناگون آن، یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحث محافل علمی داخلی و بین المللی است. از توسعه به عنوان فرایندی یاد شده که زمینه شکوفایی استعداد و پیشرفت همه جانبه انسان را در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فراهم می آورد تا انسان در سایه این پیشرفت بتواند از یک زندگی شرافت مندانه در مسیر نیل به کمال مادی و معنوی برخوردار گردد. با این حال، آن چه موضوع توسعه را از اهمیت دوچندان برخوردار کرده است، تلقی توسعه به عنوان یک حق بشری در کنار سایر حقوق به رسمیت شناخته شده برای انسان است. سوالی که این مقاله درصدد یافتن پاسخ آن می باشد، این است که حق بر توسعه چه هدف یا اهدافی را دنبال می کند؟
    مفروض مقاله بر آن است که می توان از عدالت، امنیت، آزادی و رفاه به عنوان اهداف حق بر توسعه یاد کرد. برای پاسخ به سوال فوق و اثبات فرضیه یادشده، به صورت تطبیقی اسناد و قواعد بین المللی و نیز آموزه های اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: توسعه، حق بر توسعه، اسناد بین المللی، اسلام، عدالت، آزادی، امنیت، رفاه
  • فاطمه باقری، غلامرضا صدیق اورعی*، علی یوسفی صفحات 108-144
    تعریف، مرزبندی و بررسی دقیق مفاهیم، از ضروریات علم است. یکی از مفاهیم مهم در ادبیات جامعه شناختی که دچار فقر مفهومی می باشد، «تعهد اجتماعی» است. این در حالی است که تعهد اجتماعی، معنایی کهن در اندیشه بشری دارد. یکی از حوزه هایی که به این مفهوم پرداخته، «علم اخلاق» است. در این نوشتار با روش مطالعه اسنادی و نقد عقلانی، به بررسی کتاب های جامع السعادات، معراج السعاده و المقامات العلیه در علم اخلاق که از کتب اصلی اخلاقی اند، پرداخته شده است. در این بررسی، 51 مولفه برای تعهد اجتماعی استخراج شد که در نهایت، در 4 بعد اصلی مقوله بندی شده اند. این ابعاد بر اساس عمق، دارای ترتیب اند. بعد اول که «خوش برخوردی» است، سطحی تر از سایر ابعاد است؛ یعنی شخص می تواند این بعد را داشته باشد اما فاقد سایر ابعاد و به تبع آن فاقد تعهد اجتماعی باشد. بعد دیگر «روراست بودن» است؛ یعنی شخص علاوه بر خوش برخوردی، باید روراست هم باشد. در بعد «خیرخواهی» که سومین بعد است شخص علاوه بر خوش برخوردی و روراستی، باید خیرخواه نیز باشد و بالاخره بعد چهارم که عمیق ترین درجه را در خلق تعهد اجتماعی دارا است، «پایداری بر خوبی ها» و حفاظت از ارزش هاست. اگر کسی این 4 بعد را داشته باشد، می توان گفت: «متعهد است».
    کلیدواژگان: موضع، تعهد اجتماعی، عدم تعهد اجتماعی، رذائل اخلاقی
  • عبدالله بهمن پوری، صدیقه آل کثیر* صفحات 145-174
    از اواخر قرن 19م گروهی تحت عنوان«فمینیسم» به احکام فقهی اسلام درباره زن اعتراض کرده اند؛ از آن جایی که این احکام را نتیجه غلبه نگاه و تفسیر مردانه دانسته اند، به ارائه تفسیر جدیدی از قرآن و سنت و استنباط احکام اقدام کردند. حجاب از مهمترین احکامی بوده که مورد توجه فمینیست ها قرار گرفته است؛ آن ها به زعم خود با نگرشی عرفی، قرائتی نو بر مبنای رعایت حقوق زن در این باره ارایه کردند در حالی که آنچه از مطالعه و بررسی دیدگاه های آنها به دست می آید، حاکی از آن است که بدون داشتن تخصص کافی فقهی و حقوقی و با نگاهی سطحی و دور از هرگونه پشتوانه علمی به این حکم نگریسته اند. تفسیر به رای، محدودیت منابع مورد استفاده و عدم توجه به اصول پژوهشی در منابع فقهی از جمله مسائلی می باشند که نظرات آنها را درباره حجاب قابل تامل و نقد قرار داده است. در مقاله پیش رو تلاش شده نظرات سه تن از فمینیست ها (قاسم امین، فاطمه مرنیسی و آمنه ودود) با تکیه بر ادله عقلی و نقلی مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: حجاب، فمینیسم، حقوق زن، تفسیر به رای، آیه حجاب
|
  • Mohsen Mohammadi *, Hassan Rezaei, Nurollah Karimian Pages 2-26
    Though Islamic World has constantly been prone to dialectic between unifying and divisive drives, whenever unifying elements have been manifested to a large extent, unity has been achieved. This paper is to find out what internal capacities Islam enjoys to implement such unity. Meanwhile, Hajj, as a universal worship that gathers a large number of Muslims from around the world to do the same ritual at the same space and time, has been in focus through which its capability in implementing unity in Islamic World is studied.
    In terms of strengthening civilizational identity and concentrating on the common enemy, hajj could have the capacity of achieving political convergence in the Islamic World. Congregationality and anarchism of hajj ritual makes it a kind of unifying ritual. In addition, moral context and the possibility of economic interaction in hajj is to be studied for the sake of unity in the Islamic World.
    Keywords: hajj, political convergence, communicative convergence, jurisprudential convergence, ethical convergence, economic convergence
  • Qasem Ebrahimipoor, Abbas Aalizadeh Pages 27-51
    Nation-state fault in the Iranian society has long been there and there have been different views in analyzing it. In this paper, we try to figure out the stance the clergy have had toward the phenomena in contemporary history of Iran; in fact, we focus on four southern anti-colonialism movement, especially at the time of constitutional movement and World War I. We put Dr. Hamid Parsania’s approach in our agenda as the supportive theoretical framework to analyse the fault. We have inferred the approach from three works of him specifically the first one: Seven Waves of Reforms (haft moj-e eslāhāt): the relation of theory to practice, The Story of Bushel (hadith-e peymāneh): the study of Islamic Revolution, and Types and Cycles of Intellectualism (anvā’ va advār-e roshanfekri). We have used library research to gather the data.
    The problem of nation-state fault is not restricted to the society of Iran, yet its causes in the history of Iran could be understood in relation to the nature of society. Iranians’ historical beliefs are the major causes of strengthening or weakening the fault. Our findings prove the decisive effect of Shia scholars on catch and spread of nation-state fault in the course of southern constitutional movement as well as southerners’ fights against British colonialism during 1837-1919. It also supports the practicality of “Parsania Algorithm”[1] in justifying the scholars’ southern movement.
  • Seyyed Zia Hashemi, Mehdi Husseinzadeh Feremi Pages 52-79
    The concept of “reference groups” is based on the fact that the formation of individuals’ social identity is the result of groups and individuals to whom they interact directly or indirectly. The analysis of the phenomenon about the youth is much more complicated because due to social and age conditions, the youth are more prone to be affected by reference groups. At this age, different individuals and groups are noticed by the youth in each social field.
    Some sources, such as family in most fields as a reference, play the role of reference group, and others such as cultural and scientific dignitaries are noticed only in certain field. The extent to which they affect differs too: those with more trust, more connection and more acceptability to the youth would affect deeper, wider and longer than those of just a symbolized state. Furthermore, the way they influence is also different: sometimes face-to-face consultation, other times emotional inspirations, and also indirect patterning pave the way for tendency to reference groups. In this paper we explore the reference groups for the youth in Qom through survey and conclude a) they think and decide independently; b) they tend to their family, which contradicts generation gap; c) they act against social collapse; d) they are talented and favor being patent; e) they believe in following religious authorities; f) there is a distinction between religious students, clergies, scholars and religious authorities; g) holy shrines (especially Hadhrat Maasoumah’s) enjor high status; and finally h) there should be a focus on Iranian and Islamic identity.
    Keywords: reference groups, Qomi youth, the clergy, membership groups, non, membership groups
  • Mehdi Firouzi * Pages 80-107
    Nowadays the importance and state of development and its different aspects are of the most controversial discussions in national and international academic circles. Development is defined as a process that eases the flourishment of man’s talent and his enhancement in all economic, social, political and cultural areas, so that he could enjoy a prosperous life in his way to material and spiritual perfection. Nonetheless, what doubles the importance is that development is regarded as a human right alongside his other recognized rights. Our question here is what the aim of right to development is.
    We hypothesize that justice, security, freedom and prosperity could be the aims of right to development. To answer the question and prove the hypothesis, we study international instruments and regulations as well as the Islamic teachings comparatively.
    Keywords: development, right to development, international instruments, Islam, justice, freedom, security, prosperity
  • Fatemeh Bagheri, Gholamreza Seddiq Ouraei *, Ali Yusefi Pages 108-144
    Definition, distinction and detailed analysis of concepts are essentials to science. Of important concepts in the literature of sociology, which is poorly conceptualized, is “social commitment”, although it has a lasting origin in human thought. “Ethics” is the field of science that has dealt with the concept. In this paper, we have studied the books “jāmi’ al-sa’ādāt”, “mi’rāj al-sa’ādah”, and “al-maqāmāt al-‘aliyyah fi ‘ilm al-akhlāq” as the major books of ethics. In this study, we have extracted 51 features for social commitment and have eventually categorized them into 4 main dimensions. These dimensions have an ascending order. The first one, “affability”, is the most superficial- i.e. one could have this dimension and be void of others and consequently social commitment. The next one is “honesty’; i.e. in addition to affability, one should be honest too. Regarding “philanthropism” as the third dimension, one should be philanthropist alongside being affable and honest.
    Finally, the last one, as the most profound level in making social commitment, is “stability of the goodness”. Whenever somebody has these four dimensions, he could be called “committed”.
    Keywords: status, social commitment, social non, commitment, moral vices
  • Abdullah Bahmanpouri, Seddiqeh Alekasir* Pages 145-174
    From late 19th century, a group of activists called “feminists” objected Islamic Sharia Laws about women. Since they have regarded these laws as the result the dominance of a male reading of Islam, they have tried to give a new interpretation of the Quran and Sunnah and a new way of extracting laws. Hijab has always been the most critical law they have noticed. They presented a new reading based on so-called mores and women rights, whereas the study of their thoughts prove they lack enough expertise in fiqh and law, and they postulate superficially without any scientific evidence. Eisegesis, lack of enough sources, and non-attendance to research methodologies of jurisprudence are of the problems questioning their ideas about hijab. In this paper, we try to review the ideas of three feminism activists: Qasim Amin, Fatema Mernissi, and Amina Wadud according to rational and traditional reasons.
    Keywords: hijab, feminism, women rights, eisegesis, hijab verse