فهرست مطالب

پژوهشهای راهبردی در علوم کشاورزی و منابع طبیعی - سال یکم شماره 1 (1395)
  • سال یکم شماره 1 (1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/18
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مرتضی خوشخوی*، وازگین گریگوریان، عنایت الله تفضلی، احمد خلیقی صفحات 1-10
    پژوهشی برای بررسی وضعیت موجود و ارائه راهکار برای بهبود کمی و کیفی میوه های مهم خشکباری (بادام، گردو، پسته و فندق) در سطح کشور انجام شد. نخست استان های مهم میوه خیز کشور و شهرستان های عمده تولید کننده این محصول ها، بر اساس آمارهای وزارت جهاد کشاورزی تعیین شد و سپس پرسشنامه هایی برای دریافت اطلاعات لازم برای چهار محصول یاد شده تکمیل گردید. در این پرسشنامه ها، تمام جنبه های کشت، داشت و برداشت محصول مورد پرسش قرار گرفت و اطلاعات لازم از مراکز تحقیقاتی مربوط، جمع آوری شد. در این پژوهش، استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، اصفهان، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، فارس، کردستان، کرمان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان، مازندران، مرکزی، همدان و یزد مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی اطلاعات جمع آوری شده و واکاوی داده ها نشان داد که با وجود تنگناهای زیاد در کشت و عمل آوری محصول های مورد نظر در این طرح، به ویژه وجود خطر سرماهای اوایل بهار که اغلب محصول درختان زودگل، مانند بادام، گردو و فندق را تهدید کرده و زیان های زیادی را به بار می آورد، میانگین عملکرد در هکتار برخی از این محصول ها نه تنها با میانگین عملکرد در هکتار شماری از کشورهای عمده تولید کننده این محصول ها در اروپا برابری می نماید، بلکه در مواردی از آن ها برتری دارد. بر اساس گزارش FAO در سال 2006 یعنی سال انجام این بررسی، میانگین عملکرد در هکتار بادام در ایران در سال 1384 معادل 84/0 تن، در فرانسه 25/4 تن، در ترکیه 84/1 تن و در اسپانیا 33/0 تن می باشد. به همین ترتیب میانگین عملکرد در هکتار گردو در ایران 31/2 تن، در فرانسه 66/1 تن، در ترکیه 85/1 تن و در اسپانیا 34/3 تن می باشد. در همین رابطه میانگین عملکرد در هکتار پسته و فندق در ایران به ترتیب 63/0 تن برای پسته و 13/1 تن برای فندق، در فرانسه 49/2 تن برای فندق، در ترکیه 79/0 تن برای پسته و 01/1 تن برای فندق و در اسپانیا 00/1 تن برای فندق گزارش شده است. در این مقاله، تمام موارد یاد شده واکاوی شده و مورد بحث قرار گرفتند و همچنین راهکارهایی برای بهبود کمی و کیفی محصول های مورد آزمایش، ارائه شده است.
    کلیدواژگان: بادام، پسته، خشکبارها، فندق، گردو
  • غلامعلی حشمتی، حسین سرگزی* صفحات 11-18
    تغییرهایی که در پوشش گیاهی و عملکرد زیست بوم های مرتعی اتفاق می افتد در قالب دو نظریه متوازن و غیرمتوازن مورد بحث قرار می گیرد. در این مطالعه روند تغییرهای یک زیست بوم بیابانی زیر تاثیر انتقال سیلاب مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور با ثبت داده های رسته بندی و ویژگی های کمی پوشش گیاهی قبل از اعمال مدیریت بر عرصه و پایش روند آن الگوی تغییرها تعیین گردید. نتایج نشان داد با 6 دور آبیاری و افزایش رطوبت به عمق بیش از 2 متر در زیست بوم رستنی ها از گندمیان یکساله به بوته ای ها و در نهایت درختچه ها تغییر یافته و میزان تاج پوشش نیز روند صعودی در پیش گرفته است به نحوی که میزان آن از کمتر از 1% در شرایط اولیه زیست بوم به 7/34% چهار سال پس از اجرای طرح رسیده است. تطبیق تغییرها با الگوهای موجود نشان داد تغییرهای از نوع انتقال بوده و سبب شده سه وضع متمایز در عرصه قابل تشخیص باشد همچنین تکرار دفعه های پخش آب بر هدایت تغییرها تاثیر داشته به گونه ای که تغییرهای پوشش به پایداری وضعیت زیست محیطی منطقه انجامیده است.
    کلیدواژگان: پخش آب، وضعیت و انتقال، سیستان، نیاتک
  • علیرضا سپاسخواه* صفحات 19-28
    با توجه به وسایل، امکانات و منابع موجود ممکن است نتوان غذای جمعیت ایران در دهه های آینده را بدون تکیه بر واردات تامین کرد، ولی می توان به راه حل هایی دست پیدا کرد که بتواند در آینده راه تامین غذای جمعیت رو به رشد ایران را هموار نماید. این راه حل ها عبارتند از بهره گیری پایدار از منابع آب، خاک، فناوری های پیشرفته در استفاده از نهاده های تولید، افزایش بازده تولید در فتوسنتز از راه روش های زیست فناوری، کاهش تقاضا از راه کاهش اتلاف و هدر رفت تولیدهای کشاورزی، کاهش مصرف کالری و سهم غذاهایی که بر پایه گوشت قرمز تهیه می شود، کاهش تبدیل تولیدهای زراعی خوراکی یا علوفه ای دامی به سوخت زیستی، افزایش تولیدهای کشاورزی برای تامین غذا، بومی سازی پایدار تولیدهای کشاورزی از راه ایجاد گیاهان چند ساله دانه ای، اهلی کردن گیاهان چند ساله، بهره گیری از روش های زیست فناوری برای تولید گیاهان زراعی و باغی مقاوم به تنش های زنده و غیر زنده، بهره برداری موثر از ریزش های جوی در درختکاری دیم، مرتع و جنگل، بهره برداری مجدد از پساب تصفیه شده، شیرین کردن آب شور دریا با روش های خورشیدی و غیرخورشیدی، کاهش مصرف آب از راه تولیدهای گلخانه ای، تولید گیاهان دارویی با مصرف آب کمتر، کشت گیاهان زراعی و علوفه ای جدید مناسب با آب شور دریا و بهره برداری از آب مجازی برای تولیدهای کشاورزی غیر راهبردی.
    کلیدواژگان: امنیت غذایی، تامین آب، رشد جمعیت، شوری زدایی، منابع طبیعی
  • مرتضی خوشخوی* صفحات 29-42
    کشاورزی ارگانیک نوعی کشاورزی قانونمند و متکی به معیارها و ضوابط خاص بوم شناسانه است که هدف آن پایداری تولید ولی نه به الزام به بیشینه رساندن آن است. در این نوع کشاورزی که عوامل انسانی و جوامع تولید کننده و مصرف کننده، در قالب مجموعه ای جدا ناپذیر نگاه می شوند، به اصول سلامت (خاک، آب، گیاهان، جانوران و محیط زیست)، بوم شناسی (بر اساس سیستم ها و چرخه های اکولوژیکی)، انصاف و عدالت (با توجه به فرصت ها و قابلیت های زندگی و محیط های عمومی) و مراقبت (حمایت از سلامت و آسایش نسل های بعد و محیط) توجه ویژه ای می شود. حفظ تنوع زیستی مبنای تولید در این نوع کشاورزی است و زنجیره غذایی از تولید تا توزیع، بازاریابی، فراوری و مصرف، همه زیر نظر قرار دارد. و در آن ، بیش از کمیت ، به کیفیت مواد غذایی توجه شده است. همچنین بر حفظ و نگهداری از منابع پایه کشاورزی استوار است. در این مقاله مروری، نگاهی کلی به جهات مختلف کشاورزی ارگانیک در رشته های مختلف به ویژه علوم باغبانی شده، تنگناهای آن بررسی و راهکارهایی برای توسعه کشاورزی ارگانیک پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: کشاورزی بوم شناختی، کشاورزی بیولوژیک، کشاورزی زیستی، کشاورزی طبیعی
  • بهمن یزدی صمدی* صفحات 43-52
    از جمله چالش های مهم پیش رو در کشاورزی جمهوری اسلامی ایران عدم حفاظت از منابع طبیعی، تغییر اقلیم و ناپایداری محیط زیست است. جامعه ای که نتواند محیط زیست خود را حفظ کند یعنی منابع موجود در سرزمین زیستگاه خود را بیش از اندازه مصرف نماید و از فرسایش خاک، قطع بی رویه جنگل ها، تغییر اقلیم و مانند آن جلوگیری ننماید، بدون شک محکوم به نابودی است. در این مورد مثال های تاریخی از اقوام پولینزی و اقوام قدیم مایایی آورده شده است. بی اعتنایی به فرسایش خاک ها در طول تاریخ نیز عاملی در محو تمدن ها بوده است. توسعه بدون برنامه سطح زیر کشت، قطع جنگل ها، استفاده بیش از حد از مراتع، مصرف بی رویه کودهای شیمیایی، سموم دفع آفات گیاهی و سوخت های فسیلی (نفت، گاز، زغال سنگ)، سبب آلودگی محیط زیست و افزایش گازهای گلخانه ای، گرم شدن زمین و در نتیجه تغییر الگوی بارندگی و پیدایش خشکی و سیلاب ها، بالا آمدن سطح آب دریاها، بروز گرد و غبار گسترده، افزایش فرسایش خاک و کمبود آب در جهان و در کشور ما شده و خواهد شد. راه های مقابله با این چالش بزرگ عبارتند از کنترل جمعیت و داشتن الگوی مصرف متعادل، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی، حفاظت بیشتر از جنگل ها و مراتع به عنوان مخازن ترسیب کربن، جلوگیری از فرسایش خاک و تقویت آبخوان ها، استفاده از روش های مناسب خاک ورزی مانند کشت بدون شخم، جایگزینی انرژی فسیلی با انرژی های تجدید شونده، برنامه ریزی برای ایجاد توازن منطقی بین توسعه و توان اکولوژیکی محیط زندگی، اصلاح ارقام زراعی و باغی مقاوم به گرما، خشکی، آفات و بیماری ها و اعمال نظام ها و روش های جدید مدیریت کشاورزی. عوامل محیطی موثر در تولید و عملکرد محصول های زراعی شامل آب، زمین، خاک و مواد غذایی آن، انرژی، غذا، تنوع زیستی، بازیافت زباله ها، مدیریت و تغییر اقلیم است. علاوه بر این ها خشکی، دما، میزان دی اکسید کربن و ازن جو و تنش های زیستی و غیرزیستی نیز بر تولیدهای زراعی تاثیر گذارند، که اثر اکثر آن ها در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است. نیازهای غذایی کشور در مورد محصول های اساسی گندم، برنج، قند و شکر، روغن، جو، ذرت دانه ای و حبوبات برای حال حاضر، افق چشم انداز 1404 (2025) و 1429 (2050 میلادی) با توجه به میزان جمعیت در مقاطع یاد شده، برآورد شده و راه های تامین غذای جمعیت کشور در آینده بررسی شده است. برای تامین غذای مردم کشورمان افزایش سطح زیر کشت چندان مورد نظر نیست و لازم است به راه های افزایش عملکرد روی آورد. در این زمینه استفاده از روش های بهنژادی، ژنتیک و تهیه ارقام جدید و کاربرد روش های به زراعی و مدیریت تولید مورد توجه قرار گرفته است. از جمله روش های به زراعی و مدیریت استفاده بهینه از آب، روش های جدید خاک ورزی، مصرف به اندازه و به موقع کودهای شیمیایی، کاربرد ماشین های بذرکار دقیق، مبارزه تلفیقی با آفات و استفاده از اطلاعات و فنون پیشرفته زراعی و فناوری های جدید است که در این مقاله به آن ها پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: مجصول های زارعی، کشاورزی، تغییر اقلیم، محیط زیست
  • عزت الله کرمی* صفحات 53-68
    تغییر اقلیم و خشکسالی های ناشی از آن، بزرگترین چالش حال حاضر و آینده کشاورزی ایران محسوب می شود. با توجه به این که تلاش برای افزایش توان بازگشت پذیری جامعه در رو به رو شدن با تغییر های اقلیمی، نیازمند شناخت جامع این پدیده و اثرهای ناشی از آن می باشد، در این مقاله نسبت به ارائه مدل مفهومی تغییر اقلیم، تنگدستی و آسیب پذیری اقدام شده است. بر مبنای این مدل مفهومی، مجموعه ای از عوامل طبیعی و بشرساز، زمینه های تغییر اقلیم را فراهم ساخته اند که در این میان، تاثیر سازه های انسانی در شکل گیری روند کنونی دگرگونی اقلیم به سزا بوده است. همچنین در حالی که انتشار گازهای گلخانه ای منجر به گرمایش زمین و افزایش احتمال وقوع خشکسالی و طغیان رودخانه ها در مناطق خشک و مرطوب گردیده است، عزم جدی برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای وجود ندارد. به همین دلیل، کشورهای در حال توسعه و جوامع دارای اقتصاد متکی بر منابع طبیعی به میزان قابل توجهی زیر تاثیر اثرهای ناشی از تغییر اقلیم قرار خواهند گرفت که از آن جمله می توان به کاهش تولید غذا و افزایش تنگدستی اشاره نمود. از سوی دیگر واکاوی تاریخی منابع آب در ایران نشانگر آن است که پایداری ذاتی حاکم بر این منابع از میان رفته است و در حال حاضر کشور در مرحله بحران آب قرار دارد. به نحوی که کاهش شدید ذخایر آبی، کاهش دسترسی کشاورزان به منابع آب کشاورزی و اختلال های زیست محیطی ایجاد شده در این منابع، توانایی کشاورزان برای مدیریت آب را کاهش داده و بازگشت پذیری سیستم آب کشور به حالت طبیعی را دشوار نموده است. همچنین مطابق پیش بینی ها، افزایش فراوانی وقوع و شدت خشکسالی در آینده، موجب تشدید بحران آب در ایران خواهد شد. افزایش جمعیت، کاهش سرانه منابع آب، کاهش امکان افزایش سطح زیرکشت، کاهش نقش نفت و افزایش شکاف طبقاتی در جامعه نیز ناامنی غذایی و تنگدستی فزاینده را به همراه خواهد داشت. بنابراین، تدوین برنامه ای یکپارچه به منظور سازگاری با خشکسالی های آینده الزامی می باشد.
    کلیدواژگان: آینده نگری، ایران، بحران آب، خشکسالی، کاهش تولید غذا
|
  • M. Khosh Khui, V. Grigurian, E. Tafazoli, E. Khalighi Pages 1-10
    The present state and determining the production problems and also presenting the guidance for quantitative and qualitative improvements of almond, walnut, pistachio and hazelnut, a research was conducted from 2004 to 2005. Firstly, using the statistics published by Ministry of Agricultural Jihad, 19 provinces of important fruit producing and a few cities in each province were selected. Then, using a questionnaire, all aspects of information from these centers were collected. Provinces selected were east Azarbayejan, west Azarbayejan, Ardebil, Isfahan, Tehran, Chaharmahal Bakhtiari, Razavi Khorasan, north Khorasan, south Khorasan, Fars, Kurdestan, Kerman, Kermanshah, Kohkiluieh and Boyerahmad, Lorestan, Mazandaran, Markazi, Hamedan and Yazd. The results showed that in spite of some problems in cultivation of these fruits, especially early spring frost which damages early fruiting species, like almond, walnut and pistachio, average yields per hectare of these species are not less than average yields of important countries in Europe and in some cases they are higher. In the year of experiment, according to FAO report, average yields per hectare of almond were 0.84 in Iran, 4.25 in France, 1.84 in Turkey and 0.33 tons in Spain. Similarly, average yields per hectare of walnut were 2.31 in Iran, 1.66 in France, 1.85 in Turkey and 3.85 tons in Spain. Average yields per hectare of 0.63 and 1.13 tons for hazelnut and pistachio in Iran, respectively, 2.49 tons in France for hazelnut, 0.79 tons in Turkey for pistachio, and 1.00 tons in Spain for hazelnut were reported. These achievements are under situations that a number of reducing factors are present in Iran. The results of this investigation showed that in the years of the study, the production problems include lack of covering insurance or guaranteed market, low knowledge of fruit producers on orchard management particularly pruning irrigation, spraying against insects and deseases, fertilizing etc. It can be concluded that in Iran the potentials for increasing the yields of these crops for internal consumptions and export are available.
    Keywords: Almond, Hazelnut, Nut crops, Pistachio, Walnut
  • Gh. Heshmati, H. Sargazi* Pages 11-18
    Variations that occur in vegetation cover and ecosystem function can be discussed in terms of equilibrium and non-equilibrium theories. In this research, the variation trend of a desert ecosystem, affected by hydrologic regime, was investigated. For this purpose, we recorded floristic data and quantity characteristics of vegetation cover before management initiatives and monitored their trend along a year to identify the pattern of variations. Results indicated after 6 times water spreading and vertical water’s infiltration over 2 meters, plant composition change from perennial grasses to shrubs and finally to semi trees as a result of soil water storage development in the ecosystem. Also their vegetative cover has increased from below 1% in the primary condition of the ecosystem to 34.7% after 3 years of project implementation. The comparison of variations with existed ecological models indicated that variations can be explained based on State and Transition model because of three distinct states that were observed in the site. These states that were derived from the management of transition have led to stability of the area and improvement in environmental conditions.
    Keywords: Water spreading, State, Transition, Sistan, Niatak
  • A.R. Sepaskhah* Pages 19-28
    Due to shortage in the natural resources in Iran especially of water supply, it may be impossible to produce sufficient food for the growing population in the future while avoiding food imports. However, it is possible to find ways to mitigate food problem for the growing population. These solutions are sustainable uses of water and soil resources, use of advanced technology in agricultural inputs, increase in photosynthesis efficiency by use of biotechnology, decrease in loss of agricultural products, decrease in food calorie consumption and red meat based food, avoiding in conversion of feed and forage to biofuels, increase in agricultural products for food, intensification by breeding perennial grain crops, domestication of perennial plants, using biotechnology to produce crops and trees that are resistant to biotic and abiotic stresses, efficient uses of precipitation in rain-fed tree plantation, pasture and forest, use of treated wastewater, desalinization of saline and seawater by solar radiation and reverse osmosis, decrease in water use for crop production by greenhouse cropping , production of medical plants by lower water use, planting new crops and forage plants suitable for saline and seawater use and consideration of virtual water in import of non-strategic agricultural products.
    Keywords: Desalinization, Food security, Growing population, Natural resources, Water supply
  • M. Khosh Khui* Pages 29-42
    Organic agriculture is a form of agriculture that relies on special ecological regulations and management practices with the goal of sustainability of production and not necessarily maximizing it. In this kind of agriculture, the health of individuals, producers and consumers communities are considered as one and indivisible quality of life. Following principles of health (organic agriculture should sustain and enhance the health of soil, plant, animal, human and planet), ecology (organic agriculture should be based on living ecological systems and cycles, work with them, emulate them and help sustain them), fairness (organic agriculture should build on relationships that ensure fairness with regard to the common environment and life opportunities), care (organic agriculture should be managed in a precautionary and responsible manner to protect the health and well-being of current and future generations and the environment) should be considered. Protection of biodiversity is the basis of this form of agriculture and food chains from production to distribution, marketing, processing and consumption, all are controlled and more attention is paid to quality than quantity. Organic agriculture is based on conservation and maintenance of agricultural resources. In this review article, all aspects of organic agriculture in different branches of agricultural science particularly horticultural science and their limitations are discussed and suggestions are made for developing organic agriculture in Iran.
    Keywords: Biodiversity, Ecological system, Human health, Organic farming, Safe food supply
  • B. Yazdi Samadi* Pages 43-52
    Crop production challenges in Iran are: preserving natural resources, climate change and environmental sustainability. A nation who could not be able to save his environment including soil erosion, forests, climate change and increasing consumption of natural resources, would not be survived. Such nations, like Polynesians and Mayan people are cited in this article. Ignoring soil erosion through agricultural activities has been the cause of plaguing ancient civilizations, too. Increasing cultivated area without specific plans, deforestation, overgrazing, overusing of fertilizers, insecticides, and fossil fuels cause environmental contaminations, increase greenhouse gases, increasing air temperature which altogether result in change in precipitation pattern, incidence of droughts, floods, dust storms, and water shortage in the area. Confrontation of these challenges are: population control, sustainable consumption pattern, reducing the use of insecticides and fertilizers, range and forests conservation as carbon sequestering sources, suitable cultivation methods like no-tillage, replacing fossil energy by renewable energy, making logical balance between development and ecological strength of environment, breeding agronomic and horticultural cultivars resistant to heat, drought, pests and diseases, and using new agricultural management policies. Environmental factors affecting crop yields are: water, land, soil, soil nutrition, energy, food, biodiversity, solid waste recycling, management and climate change. In addition, drought, temperature, atmosphere CO2 and ozon, biotic and abiotic stresses affect crop production, too. The food needs of Iran for strategic crops such as wheat, rice, sugar, fat, barley, corn, and pulses for now and for 2025 and 2050, with respect to population growth, have been estimated. To meet the food needs of growing population in Iran, increasing cultivated areas should not be considered . Instead, genetics and breeding approaches to develop new cultivars and also production and management techniques should be taken into account. Management approaches such as efficient water use, new cultivation techniques, efficient use of fertilizers, precision seed planters, integrated pest management (IPM) and new cropping information technology have been discussed in this article. Our planet earth is sustainable in terms of water and sunshine. Natural resources and environment are the main background for agricultural activities and their safeguarding is the main factor for agricultural production in any habitat
    Keywords: Crop production, Agriculture, Climate change, Environment
  • E. Karami* Pages 53-68
    Climate change and water scarcity is the most important current and future challenge of Iran’s agriculture. Improving the resilience of climate depended socio-economic systems depends on understanding the climate change and it impacts. Therefore, the aim of this paper is to use available literature to develop a conceptual model to explain the link between climate change, poverty and vulnerability in developing countries including Iran. The conceptual model proposed by this study provides a clear and visual understanding of the processes involved. The phenomenon of climate change is happening and we will observe changes in average climatic conditions, climate variability, frequency and magnitude of extreme events such as heat stress, drought and flooding. The causal conditions of climate change are both natural and anthropogenic. The anthropogenic or human induced change is of great importance because they are responsible for unprecedented current and future climate change. Most predictive models indicate that the consequences of climate change for developing countries are increasing poverty and food insecurity. Historical analysis of Iran’s agricultural water resources indicated that the intrinsic sustainability of water resources has been lost and the country is facing water crisis. Farmers’ capacity for sustainable water management has reduced and it seems difficult for the waster system of the country to remain resilient. Population increase, decrease of per capita available water resources, reduction of possibility to increase cultivation area and increase in socioeconomic disparities will contribute to poverty and food insecurity. Therefore an integrated drought mitigation action plan is needed to improve the copying ability of agricultural socioeconomic systems of Iran.
    Keywords: Drought, Future of agriculture, Iran, Reduction in food production, Water scarcity