فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 11 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/23
  • تعداد عناوین: 8
|
  • شهرام محمدخانی*، آرمان سالمی لنگرودی، میترا قاسمی، صبا حکیم پور صفحات 9-25
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی است که باهدف بررسی نقش هوش هیجانی در پیش بینی پختگی روان شناختی دانشجویان انجام شده است. 780 نفر شامل 337 دختر (43%) و 443 پسر (57%)، از دانشجویان دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه های اهواز، گیلان، تهران، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به شیوه خوشه ایطبقه ای انتخاب شدند و مقیاس های هوش هیجانی(شات، مالوف، هال، هاگارتی، کوپر، گلدن و دورنهایم، 1998) و پختگی روان شناختی(محمدخانی، حسن آبادی و رمضانی، 1392) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و پختگی روان شناختی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و خرده مقیاس بهره برداری از هیجان، پیش بینی کننده پختگی روان شناختی دانشجویان است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیری نشان داد که 32 درصد واریانس پختگی روان شناختی از طریق بهره برداری از هیجان تبیین می شود. هوش هیجانی پیش بینی کننده تمام حوزه ها و مولفه های پختگی روان شناختی دانشجویان است. لذا دانشجویان می توانند با بهره گیری از راهکارهایی همچون آموزش هوش هیجانی، میزان پختگی روان شناختی خود را افزایش دهند.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، پختگی روان شناختی، دانشجو
  • حامد توکلی، محمد جواد اصغری ابراهیم آباد *، سید امیر امین یزدی، سید محمد مهدی مشیریان فراحی صفحات 27-41
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی بر طرح واره های ناسازگار شخصیت ضداجتماعی سوءمصرف کنندگان مواد انجام شد. طرح پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 100 نفر از مجرمین که سوءمصرف مواد داشته اند بود. شرکت کنندگان به صورت در دسترس انتخاب شدند و با توجه به آزمون میلون 3 افرادی که دارای شخصیت ضداجتماعی بودند مشخص گردید و سپس به صورت هدفمند با استفاده از نمرات به دست آمده از این آزمون تعداد 24 نفر از این افراد که نمرات بالایی در اختلال شخصیت ضداجتماعی داشتند جدا شدند و از تمامی این 24 نفر پرسشنامه طرح واره های ناسازگار فرم کوتاه گرفته شد و به صورت تصادفی این افراد در 2 گروه 12 نفره گمارش شدند. پس از اجرای درمان DBT، پس آزمون گرفته شد و درنهایت جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده گردید و با شاخص های توصیفی و استنباطی (کوواریانس) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی بین طرح واره های گروه آزمایش با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. طرح واره هایی که بر اساس DBT بهبود یافتند شامل، رهاشدگی، بی اعتمادی، انزوای اجتماعی/بیگانگی، نقص/شرم، شکست، وابستگی/بی کفایتی، آسیب پذیری، گرفتار، بازداری هیجانی و خویشتن داری/خود انضباطی ناکافی می باشد که این بهبودی در سطح معناداری بوده است (سطح معناداری: 05/0). به طورکلی می تواند گفت رفتاردرمانی دیالکتیکی درمان موثری جهت کاهش طرح واره های ناسازگار می باشد.
    کلیدواژگان: رفتاردرمانی دیالکتیکی، طرح واره ناسازگار، شخصیت ضداجتماعی، سوءمصرف مواد
  • سیروس مرادی زاده*، محمد شاه کرمی صفحات 43-55
    این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی زنان روسپی و عادی شهر خرم آباد انجام شده است. به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 18 نفر از زنان روسپی مراجعه کننده به مرکز نگهداری ترنم سازمان بهزیستی انتخاب و متناسب با آن ها تعداد 18 نفر زن عادی که به لحاظ سن و تحصیلات با آن ها همتا شدند نیز انتخاب شدند جهت سنجش ویژگی های شخصیتی از پرسشنامه 5 عاملی شخصیت نئو (مک کری، کاستا،1985) (فرم کوتاه 60 سوالی) استفاده شد. داده ها به روش تحلیل واریانس چند راهه(مانوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین دو گروه ازلحاظ ویژگی های گشودگی، موافق بودن و باوجدان بودن تفاوت وجود دارد که در سطح(P<00/1) معنی دار می باشد. به عبارتی زنان روسپی از گشودگی، موافق بودن و باوجدان بودن پایین تری نسبت به زنان عادی برخوردارند؛ اما ازلحاظ روان رنجوری و برون گرایی بین دو گروه تفاوت وجود ندارد؛ بنابراین می توان با شناخت ویژگی های شخصیتی زنان روسپی، بررسی علل این پدیده، تشخیص صحیح و درمان به موقع به کاهش مشکلات زنان و همچنین پیشگیری از این معضل در جامعه کمک نمود.
    کلیدواژگان: ویژگی شخصیتی، زنان روسپی، خرم آباد
  • کریم بابایی نادینلویی*، اصغر فولادی، هانا پزشکی صفحات 57-70
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر اهمال کاری و مدیریت زمان تحصیلی بود. روش تحقیق پژوهش حاضر از نوع آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است.
    جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور تبریز در سال تحصیلی94-93 بودند، نمونه پژوهش حاضر به صورت نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انجام گرفت که 70 نفر از دانشجویان انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند هر دو گروه پرسشنامه های اهمال کاری(تاکمن،2001) و مدیریت زمان تحصیلی گارسیاروس، گونزالز و هینوجو(2004) را پر کردند(پیش آزمون). بعد از اجرای پیش آزمون گروه آزمایش طی 10 جلسه 2 ساعته به صورت گروهی در جلسات آموزش مهارت های مدیریت زمان شرکت کردند اما گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند و پس از اتمام جلسات، هر دو گروه با پرسشنامه های مذکور (پس آزمون) مورد سنجش قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش مانکوا استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های مدیریت زمان اهمال کاری را کاهش و مدیریت زمان تحصیلی را افزایش می دهد. با توجه به حجم زیاد تکالیف و اهمیت و کاربرد مدیریت زمان در کاهش اهمال کاری و افزایش مدیریت زمان تحصیلی لازم است مدیریت زمان را با تاکید بیشتری به دانشجویان آموزش داده شود تا باعث نهادینه شدن مدیریت زمان در آن ها شود.
    کلیدواژگان: مهارت مدیریت زمان، اهمال کاری، مدیریت زمان تحصیلی
  • فاطمه قربانی، بابک پرافکند، اسحاق حیدری، سجاد علمردانی صومعه* صفحات 71-89
    هدف این پژوهش تعیین و ارتباط هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی در کارکنان نیروی انتظامی بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه 65 نفر از کارکنان مرد نیروی انتظامی شهرستان فامنین در سال 94 بوده که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسشنامه های فرسودگی شغلی (ماسلاچ، 1985)، هوش هیجانی (سیبر یاشرینگ؛ ترجمه منصوری، 1380) و پرسشنامه پنج عاملی شخصیتی نئو (مک کری و کاستا، 1985) با استفاده از Spss16 و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. بین تمامی مولفه های هوش هیجانی با فرسودگی شغلی رابطه معنادار و منفی و بین ویژگی های برون گرایی، توافق پذیری، وظیفه شناسی از ابعاد ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی رابطه معنادار و منفی و نوروزگرایی با فرسودگی شغلی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. ولی بین گشودگی به تجربه با فرسودگی شغلی رابطه معناداری حاصل نشد. همچنین نتایج نشان داد که هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی 30 درصد از کل واریانس فرسودگی شغلی را پیش بینی می کند. نتایج نشان داد اگر نیروی انتظامی از هوش هیجانی و از یک ارزشیابی شخصیت به عنوان قسمتی از فرایند و سیستم استخدام، استفاده نمایند، می توانند افرادی که احتمالا دچار فرسودگی شغلی خواهند شد را شناسایی کنند.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، ویژگی شخصیتی، فرسودگی شغلی، کارکنان نیروی انتظامی
  • حسن بشیری، فاطمه دهقان*، هادی غضنفری زرنق، ماریه دهقان منشادی، فریبا عبدالله زاده صفحات 91-103
    پژوهش حاضر در راستای تعیین رابطه و قدرت پیش بینی کنندگی بین ویژگی های شخصیتی و رضایت زناشویی بود. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان متاهل مرکز بهداشت شهر تبریز در سال 1394 می باشد که به همین منظور 107 نفر از کارکنان مراکز بهداشتی شهر تبریز به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های رضایت زناشویی (انریچ، 1989) و پرسشنامه شش عامل شخصیتی هگزاکو (آشتون و لی، 2009) استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و سپس تحلیل رگرسیون چند متغیره انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین ویژگی های شخصیت و رضایت زناشویی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد از بین ابعاد شخصیت، باوجدان بودن و تهییج پذیری نقش بیشتری در پیش بینی رضایت زناشویی داشتند؛ بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده رضایت زناشویی با شخصیت افراد در ارتباط است و شخصیت عامل پیش بینی کننده ای برای رضایت زناشویی است.
    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، ویژگی شخصیتی، کارکنان متاهل
  • محمدعلی بشارت*، شیوا گرانمایه پور، فهیمه سادات تولاییان صفحات 105-122
    مالتیپل اسکلروزیس، نوعی بیماری مزمن و پیش رونده عصب شناختی و یکی از شایع ترین بیماری های مزمن سیستم عصبی مرکزی است. ازجمله ویژگی های اصلی بیماری مالتیپل اسکلروزیس، می توان به علایم تخریب و از دست دادن توانایی تحرک، مشکلات مربوط به بینایی، اختلال در کارکرد شناختی، خستگی و کاهش سطح انرژی فرد اشاره کرد که منجر به تهدید کیفیت زندگی و تخریب خودکارآمدی در افراد مبتلا می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله روانی- آموزشی بر کیفیت زندگی و خودکارآمدی افراد مبتلا به بیماری مالتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی و طرح پژوهش پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 24 نفر از بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس در دو گروه قرار گرفتند (12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل). از شرکت کنندگان خواسته شد به مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس خودکارآمدی بیماران مالتیپل اسکلروزیس (مالتیپل اسکلروزیسSE) پاسخ دهند. سپس افراد گروه آزمایش تحت مداخله روانی- آموزشی به مدت 8 جلسه هفتگی150 دقیقه ای و یک روز تمرین ذهن آگاهی قرار گرفتند و افراد گروه کنترل تنها درمان دارویی را ادامه دادند. سپس هر دو گروه مجددا پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها نشان داد که مداخله روانی- آموزشی، کیفیت زندگی و خودکارآمدی بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس را به طور معنادار افزایش می دهد. بر اساس یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که مداخله روانی- آموزشی می تواند به عنوان یک درمان مکمل مناسب و تاثیرگذار برای افراد مبتلا به بیماری مالتیپل اسکلروزیس مورداستفاده قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: مالتیپل اسکلروزیس، مداخله روانی، آموزشی، کیفیت زندگی، خودکارآمدی
  • حمیده توکلی حامد*، افسانه توحیدی، عباس رحمتی صفحات 123-140
    پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه بین ویژگی های شخصیتی مادران با ویژگی های شخصیتی و خلاقیت فرزندان آنان، در پایه دوم دبیرستان رشته کار و دانش شهرستان جیرفت در سال تحصیلی 92 - 1391 انجام شد. روش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه ای شامل 180 نفر از دانش آموزان، بر مبنای جدول کرجسی و مورگان، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و پرسشنامه های شخصیتی آیزنک (آیزنک و آیزنک، 1963) و خلاقیت عابدی (اونیل، عابدی و اسپیلبرگر، 1994) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی متعارف کانونی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که بین روان گسستگی مادران با خلاقیت فرزندان، رابطه منفی معنی داری وجود دارد (001/0=p). بین ویژگی های شخصیتی برونگرایی (02/0= p) و دروغ گویی فرزندان (01/0 =p) با خلاقیت آنان و بین روان گسستگی فرزندان با خلاقیت آنان (001/0 = p) رابطه معنی داری وجود دارد. نتیجه گرفته می شود که با توجه به همبستگی بالای ویژگی های شخصیتی با خلاقیت و رابطه ویژگی های شخصیتی مادران با ویژگی های شخصیتی فرزندان، به نظر می رسد برنامه های مشاوره و فعالیت های آموزشی در راستای رشد و پرورش خلاقیت فرزندان باید به نقش هم زمان و متعامل ویژگی های شخصیتی فرزندان و مادران آنان توجه نماید.
    کلیدواژگان: شخصیت، روان گسستگی، برونگرایی، دروغ گویی، خلاقیت
|
  • Mohammadkhanis.*, Salemi, Langroudia., Ghasemim., Hakimpour, S Pages 9-25
    The present study attempted to investigate the role of EI in predicting the psychological maturity of students. Using cluster-stratified sampling¡ 780 undergraduate and postgraduate students¡ 337 females (43%) and 443 males (57%)¡ of the universities of Ahvaz¡ Gilan¡ and Tehran were selected randomly and were asked to complete emotional intelligence (Schutte¡ Malouff¡ Hall¡ Haggerty¡ Cooper¡ Golden¡ and Dornheim¡ 1998) and psychological maturity (Mohammadkhani¡ Hasanabadi and Ramezani¡ 2013) scales. Correlation and stepwise regression methods were employed for data analysis. Results suggested a positive and statistically significant correlation between emotional intelligence and psychological maturity. The emotional exploitation subscale was also found to be a predictor of psychological maturity in the students. Moreover¡ results from the multivariable regression analysis revealed that emotional exploitation accounted for 32 percent of the variance of psychological maturity¡ and also suggested that emotional intelligence appears to operate as a predictor in all domains and components of the students’ psychological maturity. Therefore¡ students can foster their psychological maturity by means of strategies such as training courses on emotional intelligence.
    Keywords: Emotional intelligence, Psychological maturity, Student
  • Tavakkolih., Asghari Ebrahimabadi, M. J.*, Amin Yazdi, S. A., Moshiryan Farahi, S. M. M Pages 27-41
    This study aimed to evaluate the effectiveness of dialectical behavior group therapy on maladaptive schemas of addicts with antisocial personality disorder. The research method was quasi-experimental pretest–posttest with control group. The study population consisted of 100 substance abuse offenders. Using convenience sampling method¡ participants were selected and asked to complete Million-3 scale. Then¡ using the results of Million-3 scale¡ 24 individuals with high scores at antisocial personality traits wre selected and were divided into two groups of experimental and control (12 participants for each group). The participants in both groups wre asked to complete the short form of maladaptive schema questionnaire. The participants in the experimental group took part in the dialectical behavior group therapy workshop. Finally¡ all participants in the study were asked to complete the short form of maladaptive schema questionnaire as the posttest. The results revealed that dialectical behavior group therapy could improve most of the maladaptive schemas¡ namely abandonment¡ mistrust¡ social isolation/alienation¡ defectiveness/shame¡ failure¡ dependency/incompetence¡ vulnerability¡ suffering¡ emotional inhibition and self-control/self-discipline. Finally¡ we can suggest the dialectical behavior therapy as an effective treatment for reducing the maladaptive schemas.
    Keywords: Dialectical behavior therapy, Maladaptive schema, Antisocial personality disorder, Substance abuser
  • Moradizadehs.*, Shahkarami, M Pages 43-55
    This research aimed to study comparitively personality traits in prostitute and non-prostitute women in Khorramabad. Using convenience sampling method¡ 18 participants were selected among the prostitute women who were referred to Taranom Maintenance Institute in Khorramabad city. The non-prostitute counterparts were also selected among ordinary women in Khorramabad city. All participants were asked to complete the NEO Personality Inventory-Revised (NEO-PI-R). The data were analyzed by conducting Multivariate Analysis of Variance (MANONA). The results showed that there is a significant difference between these two groups regarding the traits such as openness to experience¡ agreeableness and conscientiousness. In other words¡ compared with the ordinary women¡ prostitutes showed lower scores in the traits including openness to experience¡ agreeableness and conscientiousness. However¡ there was no differences between the groups regarding the traits of neuroticism and extroversion.
    Keywords: Personality traits, Prostitute, Khorramabad
  • Babaei Nadinluyek.*, Fuladia., Pezeshki, H Pages 57-70
    The aim of the present study was to investigate the effectiveness of time management skills training on students’ procrastination and academic time management. Statistical society consisted of all students at Tabriz Payamnoor University. Using multi-stage cluster sampling¡ 70 students were selected¡ and then¡ they were randomly assigned into two control and experimental groups. The participants were asked to complete the procrastination (Takman¡ 2001) and academic time management (Garcia-ros¡ Perez-Gonzalez and Eugenia hinojo¡ 2004) scales before and after the intervention¡ as the pre-test and post-test. experimental group took part in a 10-session workshop of time management skills training. The data were analyzed by conducting Multivariate Analysis of Variance (MANONA). The results showed that time management skills training reduces the procrastination and increases academic time management. Due to the students’ large amount of academic tasks¡ and the necessity of time management¡ participation in workshops of time management skills training could improves students’ academic performance.
    Keywords: Time management skills, Procrastination, Academic time management
  • Ghorbanif., Parafkandb., Heydarie., Almardani Someeh, S.* Pages 71-89
    The aim of this study was to determine the relationship between emotional intelligence and personality traits and job burnout among police staff. To conduct this correlational study, 65 police staff at Famenin city police station were selected randomly and were asked to complete Burnout Inventory (Maslach, 1985), Emotional Intelligence Inventory (Sieber Yashryng,1996) and NEO-Five Factor Inventory (McCrae and Costa, 1985). The data were analyzed by conducting Pearson correlation and multiple regression analysis. The results revealed a negative correlation between all the components of emotional intelligence and job burnout. The findings also showed a negative relationship between traits such as extroversion, agreeableness, conscientiousness and job burnout, but a positive correlation between neuroticism and job burnout. The results also indicated that emotional intelligence and personality traits could predict 30% of the total variance of job burnout. Consideration of emotional intelligence in the police staff’s employment process could reduce police staff’s job burnout.
    Keywords: Emotional intelligence, Personality trait, Burnout, Police staff
  • Bashirih., Dehghanf.*, Ghazanfari Zarnaghh., Dehghan M. M., Abdollahzadeh, F Pages 91-103
    The current study aimed to investigate the relationship between personality traits and marital satisfaction of the health centers’ married staff. To conduct this descriptive and correlational study¡ 107 married staff of Tabriz health centers were selected using convenience sampling. All participants were asked to complete marital satisfaction questionnaire (Enrich¡ 1989) and six factors HEXACO personality questionnaire (Ashton and Lee¡ 2009). The data were analyzed by conducting Pearson correlation and regression analysis. The results showed that there was a significant relationship between personality traits and marital satisfaction. Regression analysis showed that the traits conscientiousness and emotionality are the best predictors of marital satisfaction. Thus¡ according to the results¡ marital satisfaction is closely related to the personality traits.
    Keywords: Marital satisfactory, Personality dimension, Married employees
  • Besharat, A. B.*, Granmaye Pour, Sh., Tavalaeyan, F.S Pages 105-122
    Multiple Sclerosis (MS) is a chronic and progressive neurological disease of the central nervous system. Essential features of the MS are symptoms such as defects in mobility¡ visual deficits¡ cognitive impairments¡ fatigue and decreased energy levels that threaten people''s quality of life and self-efficacy. The aim of the present study was to investigate the effectiveness of a psycho-educational intervention on quality of life and self-efficacy in patients with MS disease. Method of the present study was quasi-experimental and design was Pre-Posttest with control group. Twenty four patients diagnosed with definite MS were assigned in two groups (12 experimental¡ 12 control). All participants were asked to complete the Quality of Life Scale (SF-16) and the Multiple Sclerosis Self-Efficacy Scale (MSSE). As the intervention program¡ the experimental group took part in a 8-session (150 minutes for each session) of weekly psycho-educational program¡ plus one day mindfulness exercise. The control group continues the medical treatment only. Both groups were asked to complete the questionnaires following the intervention. The analyses of the data revealed that the psycho-educational intervention improved the quality of life and self-efficacy in the experimental group. It can be concluded that the results of the present study provide preliminary evidence for the feasibility and efficacy of the psycho-educational program for improving quality of life and self- efficacy in patients with MS.
    Keywords: Multiple Sclerosis, Psycho, educational intervention, Quality of life, Self, efficacy
  • Tavakolli Hamedh.*, Towhidia., Rahmati, A Pages 123-140
    This research was carried out with the purpose of determining the relationship between mothers’ personality traits and their children''s personality traits and creativity. To conduct this correlational study¡ 180 students of high school in Work-and-Knowledge major in Jiroft city were selected and were asked to complete Eysenck personality (Eysenck & Eysenck¡ 1963) and Abedi creativity (O''Neil¡ Abedi¡ & Spielberger¡ 1994) questionnaires. To analyze the data¡ Pearson correlation coefficient and the conventional canonical correlation were used. The results showed that there is a significant negative correlation between mothers’ psychosis and children’s creativity (P=0.001). There was also a significant relation between students’ personality triats extroversion (p =0.02)¡ lying (P = 0.01)¡ and psychosis and their creativity (P =0.001). Considering the high correlation between personality traits and creativity and the relationship between personality traits of mothers and their children’s personality traits. It could be concluded that counseling programs for families and the educational activities should pay attention to the concurrent and interactive role of the personality traits of mothers and their children.
    Keywords: Personality, Psychosis, Extroversion, Lying, Creativity