فهرست مطالب

شعر پژوهی (بوستان ادب) - سال هشتم شماره 2 (پیاپی 82، تابستان 1395)
  • سال هشتم شماره 2 (پیاپی 82، تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/27
  • تعداد عناوین: 9
|
  • حسین آقاحسینی، آزاده پوده* صفحات 1-26
    مکتبی شیرازی از شاعران پایان قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری و یکی از معروفترین نظیره پردازان لیلی و مجنون نظامی است. مشخصه بارز اثر او، چگونگی طرح خصوصیات عشق عذری در میان برترین مقلدان نظامی و حتی خود نظامی است. عشق عذری با توجه به حدیث مشهور پیامبر (ص) سه ویژگی عمده دارد: عشق پاک و عفیف به دور از هرگونه هوای نفسانی 2- مکتوم نهادن راز عشق 3- مرگ عشاق در راه عشق. از دیگر ویژگی های آن، عبارت است از: شدت گرفتن عشق با گذشت ایام، کوشش برای دیدار معشوق حتی به قیمت از دست دادن جان، وجود عوامل بازدارنده، شدت شور و عشق عاشقانه، وجود یاریگران، طاعنان و حاسدان، پندناپذیری عشاق، به جنون کشیدن کار عشق ودر پایان مرگ عاشق و معشوق. علاوه بر موارد ذکر شده، از دیگر خصوصیات منحصر به فرد روایت مکتبی در مورد عشق عذری: ذاتی بودن این عشق در وجود عاشق و معشوق از آغاز تولد، تحمل غیر را نداشتن و در مواردی نزدیک شدن عشق عذری به عشق حقیقی و کی هانی است.
    کلیدواژگان: عشق عذری، لیلی، مجنون، مکتبی
  • سجاد آیدنلو * صفحات 27-60
    این مضمون که کسی به غار، چاه، گودال، قبر، زیر زمین و... می رود و در آنجا عروج می کند و غایب می شود یا زندگانی ابدی می یابد و تا رستاخیز زنده می ماند/ می خوابد تا در آخرالزمان ظاهر شود، نمونه های مختلفی در روایات حماسی- اساطیری، آیینی- اعتقادی و تاریخی دارد. بهرام پنجم ساسانی (ملقب به بهرام گور) هم- که ظاهرا به مرگ طبیعی درگذشته- در داستانهای متعدد پایان کارش در غار یا گنبدی ناپدید می شود و یا به چاه و مرداب یا شوره زار می افتد و پیکرش را نمی یابند. احتمالا این روایات نیز مبتنی بر بن مایه مذکور است و ایرانیان که می پنداشتند بهرام گور پس از اتمام شهریاری دادگرانه اش غایب شده و زنده به آسمان رفته است تا در روز رستاخیز باز گردد و برای پیروزی فرجامین نیکی بستیزد، افسانه هایی پرداخته اند که در آنها بهرام همچون کیخسرو و دیگر همتایان منجی و جاویدانش در غار یا چاه ناپدید می شود. شاید تصور چنین سرنوشت داستانی و آیینی برای او به دو دلیل بوده است. نخست تبدیل شخصیت تاریخی بهرام گور به شاه- پهلوانی حماسی- اساطیری و محبوب در روایات و معتقدات ایرانیان که هم دلیر بوده است و هم رعیت پرور و دیگر، هم نامی او با یکی از نجات بخشان رستاخیزی زرتشتی یعنی بهرام ورجاوند و جابه جایی برخی خویشکاری های بهرام های نامدار در سنت داستانی و تاریخی ایران که موجب انتقال نقش آخرالزمانی بهرام ورجاوند به بهرام گور شده است.
    کلیدواژگان: بهرام گور، غار، چاه، غیبت، جاودانگی، منجی آخرالزمانی
  • خدابخش اسداللهی*، بنت الهدی خرم آبادی، بیژن ظهیری ناو صفحات 61-82
    منظومه آرش کمانگیر، یکی از شاهکارهای برجسته در حوزه منظومه های روایی است. سیاوش کسرایی با به کارگیری شگردهای زمان روایی، اسطوره آرش را در حوزه ادب معاصر تا ابد زنده نگه داشت. این جستار با بررسی تداوم زمان در این منظومه و انواع شگردهای روایی در بخش تداوم که دربرگیرنده حذف، درنگ، چکیده و صحنه می شود، بر اساس نظریه ژرار ژنت پرداخته و در نهایت از داده های به دست آمده، نتیجه گیری شده است. در این منظومه، بیش از همه از شگرد حذف، استفاده شده است. پانزده مورد حذف در کل منظومه، بیانگر اهمیت و عدم اهمیت برخی رویدادها نسبت به دیگری است. همچنین این عامل بیانگر صدا، انگیزه و محرک اصلی راوی آن است. بیشترین شگرد روایی تداوم از آن حذف است اما از هشت مورد توصیف، پنج مورد چکیده و صحنه نیز بهره گرفته شده است. هر چند که بسامد حذف از توصیف بیشتر است اما در نهایت اعمال توصیفات ایستا و مقتدرانه بر حذف ها و چکیده ها می چربد. دو شگرد حذف و چکیده با ابزار دیگری تحت عنوان ایجاز با یکدیگر خلط شده و سبب شتاب مثبت در رویدادهای بی اهمیت یا کم اهمیت روایت شده اند. توصیفات اغلب برای آشناسازی خواننده با فضا و صحنه است. هر چه توصیف یک رویداد طولانی تر است، نشان دهنده اهمیت آن رویداد در پیکره کل روایت است. اهمیت سرعت/پویایی رویدادها سبب تمرکز ما بر برخی رویدادها می شود و بی اهمیتی نسبت به برخی رویدادها. بسامد مکرر و توصیفات در نهایت سبب بخشیدن شتاب منفی به روایت شده اند.
    کلیدواژگان: آرش کمانگیر، تداوم، حذف، روایت، زمان
  • سعید حسام پور، عبدالرضا سعیدی* صفحات 85-106
    شعر نشانی، یکی از اشعار سهراب سپهری است که منتقدان بیش از هر شعر دیگر وی به آن توجه داشته اند؛ اما علیرغم تعدد نقدهای نوشته شده، خواننده به تفسیر قانع کننده ای از این شعر دست نمی یابد.
    هدف از نوشتن این مقاله، نقد و بررسی شعر نشانی برای دست یافتن به تفسیری است که مبتنی بر کلیت اندام وار اثر باشد. نگارندگان با اتکا بر متن شعر سعی دارند با استفاده از روش تحلیل گفتمان و بر اساس رابطه ی هم نشینی نشانه-ها از این شعر خوانشی دیگر ارائه کنند. بدین منظور از میان نشانه های شعر، نشانه های کلیدی تر برگزیده شده و پیوند آنها با سایر نشانه های شعر در محور افقی بررسی گردیده است.
    در نقد حاضر تفسیری روشن از شعر نشانی ارائه گردیده است؛ بررسی شعر نشان می دهد این اثر دارای بن مایه ای فلسفی و روان کاوی است. حرکت سوار به روزگار پیشابلوغی(بلوغ) و پیشازبانی(خش خش) نشان می دهد شناخت سپهری از انسان و جهان با نگاه فلسفی و روان کاوی فروید و لکان شباهت دارد. تعبیر «شاخه ی نوری که به لب داشت»، القاکننده-ی زبان است که در تعبیرات لکان در رشد روانی سوژه، مبین «امر نمادین» در رشد کودک است. «بلوغ»، که با «نام پدر» در تعبیرات لکان منطبق است، در کنار «کودک» نظریه ی فاز آینه ی لکان را تداعی می کند. همچنین، همین موارد و واژه ی «اساطیر» که به نوعی به انسان تاریخی و یا ناخودآگاه جمعی انسان ارتباط دارد، راه را بر نقد این شعر از منظر روان کاوی فروید و یونگ نیز باز می کند.
    کلیدواژگان: سهراب سپهری، هم نشینی، طبیعت پیشازبانی، زبان، مدرن
  • مرتضی حیدری* صفحات 107-130
    در مقاله ی حاضر، نگارنده، نخست جنبه های نشانه شناسی چارلز سندرس پیرس را تبیین می کند، آن گاه بر پایه ی آرای وی به نشانه شناسی نگرش های الفبایی انوری می پردازد و همه-ی سروده های حروفی او را گزارش و تحلیل می کند. نظریه ی نشانه شناسی پیرس با دانش نقد بلاغی رایج در زبان فارسی پیوند تنگاتنگی دارد، اما از توانش تفسیری بالاتری در مقایسه با آن برخوردار است و رسیدن به نتیجه ای علمی تر را میسر می کند. در این پژوهش، سه گانه های مشهور شمایل، نمایه و نماد پیرس و فرآیند تکامل نشانگی آن ها در دیوان انوری بررسی شده است. فرآیندهای نشانگی متفرد، خطی و متداخل، سه گونه ی سیر نشانگی هستند که نگارنده آن ها را از یکدیگر بازشناخته است. نگارنده در پایان نتیجه می گیرد که نشانه های شمایلی، بسیار بیشتر از نشانه های نمایه ای و نمادین با بلاغت سنتی زبان فارسی مشابهت دارند؛ همچنین، فرایند نشانگی حروف الفبا در دیوان انوری، دارای نسبت بسیار آسان با موضوع و تفسیر خود است.همچنین، فرایند نشانگی حروف الفبا در دیوان انوری، دارای نسبت بسیار آسان با موضوع و تفسیر خود است.
    کلیدواژگان: انوری، چارلز سندرس پیرس، حروف الفبا، نشانه شناسی
  • محسن ذوالفقاری، حجت الله کرمی* صفحات 131-150
    در تحلیل روابط قدرت با تکیه بر تحلیل انتقادی گفتمان، متن ادبی یک کنش اجتماعی و به طورکلی نشان دهنده شکلی از روابط قدرت است که در قالب گفتمان خود را عرضه می کند. در این مقاله با استفاده از نظریه فوکو درباب قدرت و همچنین تحلیل انتقادی گفتمان ، قصیده ترسائیه خاقانی بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد که خاقانی با تکیه برشناخت گسترده از مذهب مسیحیت از سویی و مناسبات گوناگون قدرت در جامعه و درباراز سویی دیگر، گفتمان حاکم را در ابعاد مدهبی، ادبی و سیاسی به چالش می کشد و شعر خود را ابزار و استراتژی مبارزه با قدرتی می کند که افراد را به سوژه هایی منقاد تنزل می دهد و با نظام خاصی از معرفت و دانش پیوند دارد . خاقانی قصد دارد، ضمن آشکار کردن قدر و منزلت علمی و ادبی خود در برابر رقیبان، دستگاه انضباطی و نظام سیاسی را وادار به پذیرش خواست آزادی خود کند.
    کلیدواژگان: تحلیل انتقادی گفتمان، خاقانی، روابط قدرت، فوکو، قصیده ترسائیه، مسیحیت
  • طه صادری *، اسدالله واحد صفحات 151-170
    در میان پژوهشهای مربوط به خیام، تحقیق در رباعیات خیامانه دیگر شاعران، به ویژه رباعیات خیامانه عطار مغفول مانده است. از میان آثار متعدد منسوب به عطار، نه اثر به عنوان آثار مسلم الصدور او شناخته شده است و مختارنامه از آن جمله است. با این که عطار شاعر و عارفی بزرگ و صاحب سبک بود اما آن چه در اشعار و آثار منثور دیده می شود اقتفا از سبک پیشینیان است. به همین ترتیب، در رباعیات مختارنامه نیز بهره گیری از سبک سرایش سنایی، خیام و برخی دیگر از رباعیات عرفانی پیش از قرن ششم مشهود است. علاوه بر زبان، در برخی از رباعیات عطار، خصوصا باب چهل و چهارم مختارنامه که در قلندریات و خمریات است، حتی محتوا هم به مضامین رباعیات اصیل خیام نزدیک می شود. فراتر از این بخش، ابوابی که بر اساس موضوعاتی همچون شکایت از نفس، مردم، دنیا و دیگر امور زندگی وحتی پیرامون یادکرد مرگ فصل بندی شده است، دارای رباعیاتی است که سیاق خیامی دارند. از میان رباعیاتی که مشترکا هم به خیام و هم به عطار منسوب شده اند، نه رباعی در این مقاله به لحاظ نسخه شناختی، سبکی و محتوایی تحلیل شده است و انتساب آن ها به خیام رد و تعلق آن ها به عطار اثبات گردیده است.
    کلیدواژگان: خیام، عطار، رباعیات، مختارنامه، نسخه پژوهی، سبک شناسی
  • حسن عبدالله زاده*، معصومه معدن کن، اسدالله واحد صفحات 171-190
    یکی از مهم ترین دستاوردهای عروض جدید، استفاده از واحد آوایی «هجا» به جای واحدهای «سبب»، «وتد» و «فاصله» است که در عروض قدیم مورد استفاده قرار می گرفت. «هجا» از دو واحد آوایی کوچک تر به نام های «صامت» و «مصوت» تشکیل شده، براساس تعداد و نحوه ی ترکیب این واحدها در آن، به چند نوع تقسیم می شود.
    با اندکی تامل در تقسیم بندی رایج هجاها و کمیت سنجی آن ها در عروض معاصر می توان به یافته های جدیدی دست یافت که گاهی با یافته های قبلی در تعارض است. قوانین ریاضی نیز که بنای عروض بر آن است، صحت یافته های جدید را اثبات می کند. در مقاله ی حاضر ابتدا منابع معتبر مربوطه مورد مطالعه قرار گرفته، تعاریف و اصول به ظاهر قطعی واحدهای آوایی استخراج و بر اساس قوانین ریاضی، با یکدیگر مقایسه شده اند. در این تحقیق سعی شده است ضمن تعیین دقیق کمیت هجا ها و تقسیم بندی صحیح انواع آن، به سوالات زیر نیز به صورتی استدلالی پاسخ داده شود:1- آیا «صامت» ها نیز مثل «مصوت»ها دارای امتداد هستند یا خیر؟ اگر دارای امتداد هستند این امتداد به چه میزان است وآیا امتداد «صامت» ها نیز مثل «مصوت»ها متفاوت است؟
    2- آیا فرض تساوی کمیت «یک هجای بلند» با کمیت «دو هجای کوتاه» صحیح است؟
    3- آیا کمیت «هجای کشیده» با کمیت «یک هجای بلند و یک هجای کوتاه» یکسان است؟
    کلیدواژگان: کمیت، صامت، مصوت، هجا، عروض
  • رضا غفوری* صفحات 191-214
    زرین قبانامه منظومه ای است حماسی که موضوع آن آمدن فرستاده ای از سوی سلیمان نبی(ع) به دربار کی خسرو برای خواندن ایرانیان به دین خدایی است. سپس جنگ هایی میان پهلوانان ایران با زرین قبا درمی گیرد و در دنباله ی داستان، حوادث بسیاری برای رستم و فرزندانش روی می دهد. شیوه ی بیان این منظومه ی بلند که از نظر شمار ابیات، سومین منظومه ی حماسی شناخته شده در زبان فارسی است، به صورت داستان در داستان است که همان شیوه ی رایج بیان روایت، در بسیاری از طومارهای نقالی و داستان های عامیانه است.
    این منظومه اخیرا به همت یکی از پژوهشگران، پیرایش و تصحیح شده است. آن چنان که مصحح محترم، در مقدمه ی کتاب یادآور شده اند در زرین قبانامه گاهی به اختصار به روایت هایی اشاره می شود که گزارش مفصل آن ها در طومارهای و روایات شفاهی و عامیانه ای که تا به امروز چاپ شده اند نیست و در حال حاضر، جزییات روایت آن ها مبهم است؛ سپس ایشان به شانزده روایت، در این منظومه اشاره نموده اند که در جای دیگری دیده نشده است.
    در این مقاله به بررسی یکی از منظومه های هم عصر زرین قبانامه یعنی برزونامه ی جدید و برخی دستنویس های روایات حماسی دیگر می پردازیم و چند روایت مبهم زرین قبانامه را روشن می سازیم.
    کلیدواژگان: زرین قبانامه، برزونامه ی جدید، عطایی، هفت خان جهان بخش
|
  • Hoseiin Aghahoseiini, Azade Pode* Pages 1-26
    Maktabi Shirazi is one of the poets at the end of the ninth century and the earlier times of the tenth century; he is the most famous nazira processor of Nizami's Leili and Majnoun. The outstanding characteristic of his work is the way of proposing the features of pure love (Azra love) among the best imitators of Nizami and even Nizami himself.
    According to the famous tradition of the prophet, pure love has three main features: 1.a pure and chaste love without any sensual mood, 2. laying hidden the love secret, 3. death of lovers in the love way. Other features include: intensifying love during time, trying to see the beloved even with the cost of losing life, the presence of inhibiting factors, amorous passion extremity, the sponsors, the ridiculous and the jealous, not accepting advices by the lovers, making love mad, and finally death of lover and beloved. Besides mentioned cases, other unique features of Maktabi's narration about pure love include that this love is naturally existed in the lover and beloved from the beginning of birth; not tolerating others and in some cases the closeness of pure love to the real and cosmic love.
    Keywords: Maktabi, Leili, Majnoun, Pure Love (Azra love)
  • Sajad Aydinlo* Pages 27-60
    In some epic- mythological, ritual and historical narrations a person (king. Hero, saint and etc) goes to cave, well, pit, grave, under world and etc (appearances of earth ś pit/ grave) and ascends/ disappears in that place or become immortal and sleeps to end of the world for appear in that time. This subject is a worldly motif. Bahrām V (entitled Gōr) probably dead with normal death but in numerous stories about his end of life, he disappears in cave or dome and falls in well, lagoon or salt- marsh and is vanished. Probably these narrations are based on mentioned motif and Iranian people believe that Bahrāme gōr has ascended to heaven and he will return in Resurrection and fights for final victory of charity/ justice. Perhaps this idea/ believe has created for two reasons. First, conversion of Bahrām ś personality to epic- mythological king- hero in Iranian tradition. Second, his homonymy with Bahrāme varjāvand (one of Zoroastrian savior) and displacement of some functions of famous Bahrāms in Iranian narrations.
    Keywords: Bahrāme gōr, cave, well, disappear, eternity, apocalyptic savior
  • Khodabakhsh Asadolahi*, Bentolhoda Khoramabadi, Bijan Zahirinav Pages 61-82
    The one of considerable master piece’s of narrative poem’s is arash e kamangir. Siavash e kasraee using techniques narrative tive, arash of myth kept alive in contemporary literature. This article reviews the duration time in the this poem and the variety of narrative techniques that include: Elipse,Pause,Summary,Scene, according to Gerard Genette theory, and the obtained of data, have been concluded. In the poem, has been used most of the Elipse techniques. Fifteen Elipse in entire of poem expresses the significance of some events than others.It also represents the voice , cause and prime motive of the narrator. The most narrative techniques is of Elipse but has been use from eigth description, five summary and scene. Althogh the frequency of description is further but the exercise of stagnant description excelled on Elipstion and summaritions. The two techniques: Elips and Summary; They tools as succinctly mixed together and cause leading events to positive acceleration no – or little importance in narration. Almost the descriptions are for to familiarize the reader with space and scence. The description of an event than a long marks indicate the importance of the event in entire narration. The speed of events is due to our focus on certain events and important to some events. Eventually repetitive frequency and descriptions are lead up the narration to negative acceleration.
    Keywords: Arash e kamangir, Duration, Elips, Narration, Time
  • Saeid Hesampour, Abdolreza Saeedi* Pages 85-106
    Neshani is one of Sohrab Sepehri’s poems which have attracted the critics more than any piece of his poetry; however, despite frequent criticism, the readers do not yield a convincing interpretation of the poem.
    The purpose of this paper is to evaluate and criticize Neshani so as to arrive at an interpretation based on an organic whole. The authors, through discourse analysis and according to the relation of the combination of the signs, endeavor to offer a new reading and interpretation of the poem. To this end, the more significant signs, among others, have been picked out and their relationship with the other signs has been studied in the horizontal axis.
    The current analysis proposes a clear interpretation of Neshani. An examination of the poem shows that it holds philosophical and psychoanalytic motifs. The rider’s progress towards eras of pre-Oedipal (maturity) and pre-language (rustle) indicates that Sohrab’s attitude towards human beings and the world resemble the philosophical and psychoanalytic outlook of Freud and Lacan. The phrase of “the branch of light on his lips” signifies language which in Lacan’s panorama regarding psychic growth of the subject expresses ‘symbolic order’ in the infant’s growth. ‘Maturity’ which matches ‘name-of-the-father’ in Lacan’s terminology, along with the ‘infant’, evokes Lacan’s mirror stage to the mind. Furthermore, the mentioned issues and also the term of ‘myths’, which is somehow related to the historical man and collective unconscious of human beings, paves the way for a Jungian and Freudian analysis of the poem.
    Keywords: Sohrab Sepehri, combination, pre, language nature, language, modern
  • Morteza Heydari* Pages 107-130
    In present article the author, first justifies Charles Sanders Peirce’s opinions and then, based on his opinions deals with semiotics of Anvari’s alphabetic attitudes and explains all of his literal poems.
    The Peirce semiotics theory has a very close relationship with the prevalent rhetorical criticism in Persian language, but encompasses upper interpretative potentiality in comparison with it and helps reaching to more scientific conclusion. In this research, pierce’s icon, index, symbol well known triad and their semiotic evolutionary process in Anvari’s Divan has been investigated.
    The singular, lineal and involved semiotic processes are the three kinds that the author has differentiated from each other. Finally, the author concludes that the iconic signs have a greater sameness to classic Persian rhetoric in contrast with indexical and symbolic signs; also, the semiosis of alphabetic letters in Anvari’s Divan, has a very easy attribute to its object and interpretation.has a very easy attribute to its object and interpretation.
    Keywords: Anvari, Charles Sanders Peirce, Letters of Alphabet, Semiotics
  • Mohsen Zolfaghari, Hojat Karami* Pages 131-150
    The analysis of power relations, which is mostly influenced by the opin-ions and ideas of Michel Foucault on power, considers a given literary text as a social interaction, which in general manifests a form of power relation within a discourse.
    In this paper, relying on Foucault's ideas about power as well as Critical Discourse Analysis has shown that Khaghani In Qasida of Tarsaie (Ode of Christianity), has used his extensive knowledge of both Christianity and the various power relations in the social institutions of his time in order to produce a discourse which deliberately challenges the dominant discourse of his time, though not necessarily contradicting it in all its religious aspects or violating all conventions of court poetry.
    The discourse is used by the poet as an instrument and strategy to fight against the dominant forms of subjection (assujettissement in Foucault terminology) so as to demonstrate his scientific and literary superiority over rivals on one hand and on the other, to challenge the ruling politi-cal system on his will to freedom.
    Keywords: khaghani, Qaside of Tarsaieh, discourse, Power relations, Christianity
  • Taha Saderi *, Asadollah Vahed Pages 151-170
    Most of the quatrains attributed to Omar Khayyam are also attributed to other poets in different Persian literary old books. There are even quatrains that are attributed to seven poets in their poetry books or in other historical biography books. This has caused confusion among scholars in finding real pieces of Omar Khayyam's written poems. Though doing a lot of job by many researchers in sifting the quatrains, it seems that there is steel a long way to go. In this paper we have studied nine common quatrains of Omar Khayyam and Farid-od Din Attar which belong to Attar and are Khayyamian in style. Paying attention to the manuscripts that included those quatrains and analyzing the stylistic, theme and motif points of each quatrain we finally concluded Khayyam had influence on Attar in writing quatrains.
    Keywords: Omar Khayyam, Attar, quatrain, manuscript, Stylistics
  • Hasan Abdolahzade*, Masume Madan Kan, Asadolah Vahed Pages 171-190
    One of the most important achievements of modern prosody is the use of phonetic syllables instead of the sabab, vatad and fasele. Syllable is made up of two smaller phonetic units: Consonant and vowel and based on the number of these units and their combination is divided into different types.
    By a careful division of syllables and studying their quantity in common prosody new findings can be achieved that are sometimes in contrast with previous findings. The use of mathematical rules that are the foundation of prosody proves the authenticity of the new findings.
    . In this research, at first, the related authentic references have been studied and apparently certain vocable principles have been extracted and compared based on mathematical rules. In this research in addition to proving some contrasts, the accurate division of syllables and their precise quantity has been specified and the following questions have been logically answered:1) Do consonants like vowels have extension? If they have, to what extent is it?And is the extension of consonants like vowels different?
    2) Does the assumption of equality of the quantity of a long syllable with the quantity of two short syllables is right?
    3) Does the quantity of “an extensive syllable” is equal with the quantity of “a long syllable and a short syllable”?
    Keywords: Quantity, consonant, vowel, syllable, prosody
  • Reza Ghafouri* Pages 191-214
    Zarrinqabaname is anepics verse that’s subject is about coming a messenger from prophet Suleiman to the imperial court of KeyKhosrow to invite Iranian people to the religion of God. Then the battles between champions of Iran and Zarrinqaba take placeand and ind sequal of this story lots of events arisen to Rostam and his children.
    The style of this long verse that has plorality of lines and because of this . its third known epics verse that is expressen story instory that is as same as usual expression of scrool and slang stories.
    This epic verse recently has been edited and then publishes by effort of on of the researchors. In the introduction of this book the honorable editor has been notified that in Zarrinqabaname, narrative is mentioned briefly that their detaild report isnt available in the scrolls and oral slang traditions that is bubished, and now their details tradition is ambiguous. He has mentionend sixteen narrative in this verse which has not been mentioned any where else.In this article we consider the Zarrinqabaname and some of epic narratives that are contenporary with Zarrinqabaname New Borzooname and also clear some important narratives in it.
    Keywords: Zarrinqabaname, New Borzooname, Ataee, Haftkhan of Jahanbakhsh