فهرست مطالب

جستارهای زبانی - سال هفتم شماره 4 (پیاپی 32، مهر و آبان 1395)
  • سال هفتم شماره 4 (پیاپی 32، مهر و آبان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/28
  • تعداد عناوین: 11
|
  • حوریه احدی* صفحات 1-21
    هدف پژوهش حاضر بررسی مستقل بودن توانایی های زبانی در ذهن انسان است؛ بنابراین، در پژوهش حاضر، توانایی دستوری و کاربردشناسی کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی را بررسی می شود تا از داده های بالینی به دست آمده برای تبیین نظریه حوزه ای بودن زبان استفاده شود. در این مقاله، ابتدا آزمون آسیب ویژه زبانی، آزمون رشد زبان و نمونه گفتاری از شش کودک مبتلا به آسیب ویژه زبانی گرفته شد و با شش کودک همتای زبانی طبیعی و شش کودک همتای سنی طبیعی مقایسه گردید. سپس در داده های به دست آمده، مشخصه های تصریفی و کاربردشناختی این کودکان بررسی شد. برای بررسی و تحلیل داده ها از نرم افزارspss(16) ، برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و برای مقایسه نتایج بین گروه ها از آزمون من ویتنی، ویلکاکسون استفاده شد. با بررسی ویژگی های تصریفی و کاربردشناختی (ارجاعی) در کودکان مبتلا، روشن شد که کودکان مبتلا ازنظر دستوری (تکواژهای تصریف زمانی) درمقایسه با همتایان سنی و زبانی ضعیف هستند؛ اما در ویژگی های کاربردشناسی (ارجاعی) تفاوت معناداری بین گروه مبتلا و همتای زبانی یافت نشد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که باوجود آسیب دستوری در کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی، کاربردشناسی آن ها سالم است که این مسئله حوزه ای بودن زبان را تایید می کند.
    کلیدواژگان: آسیب زبانی، تصریف، کاربردشناسی، ارجاع، حوزه ای بودن زبان
  • محمدرضا احمدخانی*، عالیه کرد زعفرانلوکامبوزیا، لیلا حاجی حسنلو صفحات 21-37
    تنوعات زبانی همواره با پیچیدگی روابط اجتماعی گسترده تر می شوند. در این میان، تعامل عوامل آوایی و اجتماعی در تنوعات زبانی نقش فراوانی دارند. هدف مقاله حاضر بررسی ماهیت فرآیند قلب واجی و رابطه آن با عوامل اجتماعی سن و تحصیلات است. چارچوب این مقاله واج شناسی اجتماعی و واج شناسی بهینگی و روش تحقیق تحلیلی و میدانی است. در این تحقیق، 56 آزمودنی 110 واژه را تلفظ کردند. در تحلیل واج شناسی که درقالب نظریه بهینگی است، مشخص شد که اصل آرایش رسایی و قانون برخورد هجایی عوامل ایجاد این فرآیند در زبان فارسی هستند. همچنین، ترتیب همخوان های دخیل در این فرآیند مشخص شدند. آزمودنی ها با توجه به متغیر سن در چهار گروه سنی 4-5 سال، 6-7 سال، 29-40 سال و 41-69 سال و نیز با توجه به متغیر تحصیلات در سه گروه بی سواد، با تحصیلات متوسط و دارای تحصیلات دانشگاهی، تقسیم بندی شدند. نتایج نشان دادند که با افزایش سن، وقوع فرآیند قلب کاهش می یابد. همچنین، با توجه به متغیر تحصیلات مشخص شد که با افزایش تحصیلات نیز از میزان وقوع این فرآیند کاسته می شود.
    کلیدواژگان: قلب واجی، بهینگی، آرایش رسایی، تحصیلات، سن
  • مسعود آلگونه جونقانی* صفحات 39-57
    یکی از مباحثی که همواره در بحث ساختار غزل مطرح می شود، موضوع بود یا نبود انسجام در غزل است. در پژوهش حاضر، کوشیدیم با به کارگیری رویکرد زبان شناسی نقش گرا و براساس الگوی هلیدی و حسن، انسجام غیرساختاری در غزل را بررسی و تحلیل کنیم؛ ازاین رو، پس از استخدام این الگو، تبیین اصول انسجام غیر ساختاری و تفکیک آن از انسجام ساختاری، تلاش کردیم براساس غزلی از حافظ، موضوع انسجام را توصیف و تبیین کنیم. هدف ما در این مقاله این است که علاوه بر بررسی نحوه شکل گیری انسجام در غزلی از حافظ، به طور کلی روشی برای پژوهش درباره انسجام غیرساختاری در غزل را ارائه کنیم. شیوه توصیفی به کاررفته در این پژوهش، مبتنی بر الگوی مذکور است؛ با این حال، کوشیدیم با طرح سه نکته نویافته با عنوان «برنام»، «اشتراک مجازی در محور مشابهت» و «اشتراک مجازی در محور مجاورت»، نکته ای هرچند مختصر را به روش شناسی پژوهش در این حوزه بیفزاییم.
    کلیدواژگان: زبان شناسی نقش گرا، انسجام غیرساختاری، غزل، برنام، اشتراک مجازی
  • پارسا بامشادی*، جواد بامشادی، شادی انصاریان صفحات 59-80
    در پژوهش پیش رو، سه حرف اضافه مکانی wæl، tɑ و ærɑ از گویش کردی گورانی را ازدیدگاه معناشناسی شناختی بررسی می کنیم. یکی از تازه ترین الگوهای مطرح شده در بررسی معنایی حروف اضافه، الگوی چندمعنایی سامان مند (تایلر و ایوانز، 2001، 2003؛ ایوانز و تایلر، a2004، b2004؛ ایوانز، 2004، 2005، 2006) است که معیارهای کاربردی و روشنی را برای شناسایی معنا های مجزا و معنای اولیه حروف اضافه پیشنهاد می دهد. هدف ما این است که با بهره گیری از این الگو، سه حرف اضافه نام برده را واکاوی معنایی کنیم و پس از شناسایی معناهای مجزا و معنای اولیه هریک از آن ها، شبکه معنایی آن را رسم نماییم. یافته های پژوهش نشان می دهند که معنای اولیه wæl «همراهی» است و در شبکه معنایی آن نه معنای مجزا و دو خوشه معنایی وجود دارد، معنای اولیه tɑ «پایان» است و در شبکه معنایی آن چهار معنای مجزا دیده می شود و معنای اولیه ærɑ «برای و به خاطر» است و شبکه معنایی آن دارای چهار معنای مجزا و یک خوشه معنایی است.
    کلیدواژگان: حروف اضافه، معناشناسی شناختی، الگوی چندمعنایی سامان مند، شبکه معنایی، کردی گورانی
  • فرشید ترکاشوند* صفحات 81-101
    رویکرد گفتمانی برخلاف نگرش متن محور، به همه عوامل موثر در شکل گیری معنا در متن توجه می کند و علاوه بر جنبه های زبانی متن، بافت موقعیتی و درکل فرازبان را نیز درنظر می گیرد. در نوع انتقادی این رویکرد، به ایدئولوژی و روابط قدرت به عنوان عامل جهت دهنده به متن توجه می شود. چنین رویکردی، برخلاف نگرش جزئی نگر متن محور، شناختی همه جانبه از متن به مترجم می دهد. بر این اساس، نگارنده در مقاله حاضر، کوشیده با روش استنادی-تحلیلی کاربرد رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی در ترجمه متون عربی به فارسی را تبیین کند؛ بنابراین، با فرضیه اصلی عدم کارآمدی نگرش متن مدار و کارآیی تحلیل گفتمان انتقادی در انتقال جنبه های پنهان متن، مطلب را دنبال کرده و با تحلیل و ترجمه نمونه هایی از متون معاصر عربی، کوشیده است فرضیه را ثابت کند. درپایان، این نتیجه کلی حاصل شده است که از رهگذر تحلیل گفتمان انتقادی، علاوه بر روشن شدن جنبه های کاربردشناختی متن و به ویژه بافت موقعیتی آن، ایدئولوژی موجود در متن به عنوان عامل جهت دهنده کلی آن نیز آشکار می شود و مترجم با درنظر گرفتن معانی فرامتنی، متن مقصد را با به کارگیری سبک متناسب سامان می دهد.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان انتقادی، ترجمه، رویکرد گفتمانی، نگرش متن محور، ایدئولوژی
  • فرهاد ساسانی، نینا حسینی کیونانی* صفحات 103-123
    با اینکه بررسی واحد متن در زبان و چینش متن و به تعبیری نحو متن، به ویژه ازجنبه ارتباطی، از اهمیت بسیاری برخوردار است، واحد متن درمقایسه با واحدهای جمله و کوچک تر از آن، کمتر بررسی شده است. در این جستار کوشیدیم با مطالعه یکی از ژانرهای زبانی خاص، این موضوع را بررسی کنیم؛ بنابراین، یادداشت های دانش آموزان و دانشجویان کرمانشاهی در پایان برگه های امتحانی برای کسب نمره بیشتر را که در اینجا «التماس نامه» می نامیم، به طور مقایسه ای بررسی کردیم. داده های پژوهش شامل یادداشت های 25 دانشجوی دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه در پایان برگه های امتحانی و 25 یادداشت از دانش آموزان پسر سال های دوم و سوم دبیرستان شهر کرمانشاه در سال 1389 است. التماس نامه ها را براساس ساختارهای چینش گام ها و گامک ها بررسی کردیم. هدف از این بررسی، یافتن الگوهای مختلف چینش گام ها و گامک ها (گام های فرعی) طبق دیدگاه بایبر، کارنر و اپتون (2007) و ساسانی و یزدانی (1392) است؛ به سخن دیگر، اینکه هر التماس نامه دربرگیرنده چه گام هایی است و بیشترین و کمترین گام ها به چه گروهی تعلق دارند. نتایج نشان می دهند این یادداشت ها به طور کلی شامل چهار گام «تعارف آغازین»، «درخواست»، «دلیل» و «تعارف پایانی» هستند. به طور خلاصه، در هردو گروه یادداشت های دانش آموزان و دانشجویان، حداکثر چینش چهارگامی و حداقل دوگامی دیده می شود. با این حال، بسامد کاربرد گام ها در هر گروه متفاوت است؛ به گونه ای که در گروه دانش آموزان، گام «درخواست» بیشترین فراوانی و در گروه دانشجویان، گام «تعارف پایانی» کمترین فراوانی را دارد. در بررسی الگوی گام ها، چینش چهارگامی گسسته در هردو گروه از بقیه الگوها پرکاربردتر است و چینش دوگامی دربین الگوها کم کاربردترین به شمار می رود.
    کلیدواژگان: چینش متن، التماس نامه، گام، گامک، برگه امتحانی
  • زهرا حامدی شیروان، شهلا شریفی *، محمود الیاسی صفحات 125-147
    در این مقاله به بررسی واژه بست های ضمیری در گویش بهبهانی و نقش آنها در گروه و جمله پرداخته می شود. واژه بست های ضمیری در گویش بهبهانی دارای چهار نقش فاعلی، مفعولی صریح، مفعولی غیر صریح و اضافی می باشند. در این مقاله نشان داده می شود که واژه بست های فاعلی دارای پانزده میزبان از نظر نقش دستوری در این گویش می باشند که به تفصیل در مقاله به این امر پرداخته شده است. میزبان های واژه بست های مفعولی صریح عبارت اند از پیشوند امری یا پیشوند فعل پیشوندی، جزء غیر فعلی فعل مرکب، پیشوند استمراری، فعل و پیشوند نفی. میزبان واژه بست های مفعولی غیر صریح، مفعول صریح و پیشوند استمراری می باشند. واژه بست های اضافی نیز میزبان هایی از نوع فاعل، مفعول صریح و متمم دارند. از نظر مقوله فعل، اسم، صفت، ضمیر(شخصی و اشاری، مبهم)، واژه بست، حرف اضافه، ضمیر پرسشی، پسوند تصریفی جمع و حرف نشانه ی «را» به عنوان میزبان عمل می کنند. از نظر جایگاه تمایل غالب واژه بست های این گویش ، به ظهور در جایگاه دوم پس از اولین واژه یا پس از اولین سازه در بند می باشد. همچنین یکی از تفاوت های اصلی و نقطه ی افتراق بین گویش بهبهانی و فارسی معاصر واژه بست های فاعلی می باشند؛ چرا که در فارسی معیار عنصری تحت عنوان واژه بست فاعلی وجود ندارد، درحالی که در بهبهانی نظامی غنی از این واژه بست ها با میزبان های متنوع وجود دارد.
    کلیدواژگان: واژه بست ضمیری، گویش بهبهانی، میزبان واژه بست، جایگاه واژه بست
  • اکبر حسابی* صفحات 149-173
    در این پژوهش، انطباق فارس نت با شبکه واژگانی انگلیسی پرینستون (وردنت) را بررسی کرده ایم و درپی پاسخ به این پرسش بوده ایم که آیا دسته های هم معنایی که در فارس نت با وردنت تطابق ندارند، واژه های ویژه زبان فارسی هستند یا نه (به سخن دیگر، آیا این واژه ها در زبان انگلیسی آمریکایی و یا شبکه واژگانی پرینستون، واقعا خلا واژگانی هستند یا نه). پرسش دیگر این است که این موارد را چگونه می توانیم تقسیم بندی کنیم و درصد هریک چقدر است. آیا برای بعضی از آن ها با کنکاش و بررسی بیشتر معادلی در انگلیسی یا وردنت پرینستون یافت می شود (به سخن دیگر، آیا ممکن است این موارد خلا واژگانی نباشند و علت عدم ذکر معادل برای آن ها، دشواری یافتن معادل های آن ها باشد)؟ برای این منظور، با بررسی نمونه ای شامل 2000 دسته هم معنای فارس نت، مواردی را بررسی کردیم که با دسته های هم معنای وردنت انطباق نداشتند. دسته های هم معنای استخراج شده حدودا 15 درصد از نمونه را به خود اختصاص می دادند. با طبقه بندی و بررسی موارد یادشده، مشخص شد که حدودا دوسوم از موارد فاقد انطباق، واژه های ویژه زبان فارسی هستند و یک سوم دیگر به علل دیگری انطباق ندارند و بسیاری از آن ها واژه های ویژه زبان فارسی نیستند. درپایان، با تکمیل اطلاعات موجود در وردنت و فارس نت برای برخی از دسته های هم معنای فاقد انطباق در فارس نت، ممکن است معادل هایی در وردنت یا زبان انگلیسی یافت شود و با تکمیل اطلاعات وردنت بین دسته های هم معنای فارس نت و آن ها انطباق برقرار شود.
    کلیدواژگان: وردنت، فار س نت، انطباق، خلا واژگانی، واژگانی شدگی
  • فهیمه خراسانی*، غلامحسین غلامحسین زاده، مریم حسینی، محمد سعیدی مهر صفحات 175-193
    در سبک شناسی گفتمانی، ادبیات ظرفی است برای بیان اندیشه ها و عقایدی که فقط به پدیدآورنده آن مربوط نیستند؛ بلکه با محیط و بافتی ارتباط دارند که متن مورد نظر در آن تولید شده است. با این وصف، ادبیات محصول گفتمانی است که در آن بالیده است و محیط، بافت، مسائل فرهنگی و ایدئولوژی مسلط بر دورانی که مولد آن متن خاص است، همگی در رشد و پیدایی آن تاثیرگذار هستند. در ادبیات فارسی، سبک خراسانی محصول گفتمانی است که وجه غالب آن وفور اندیشه های فلسفی و به ویژه خردگرایی است. این دوره با نفوذ اندیشه های عقلانی و خردورزی همراه است و اشعار ناصرخسرو به عنوان یکی از شاعران شاخص و تاثیرگذار و یکی از نمایندگان برجسته ادبیات قرن پنجم، نمونه برجسته ای از این شاخصه های فکری محسوب می شود. نکته قابل توجه در اشعار این شاعر، نفوذ اندیشه های فلسفی و دینی است؛ به طوری که بخش اعظمی از دیوان قصاید او به این مضامین اختصاص داده شده است. در سبک شناسی لایه ای قصاید ناصرخسرو، با توجه به وفور مضامین فلسفی و دینی، می توان سبک خاص این شاعر را تبیین کرد و به این نکته دست یافت که آثار این شاعر نتیجه گفتمان غالب فرهنگی دوره سبک خراسانی بوده که بسامد مفاهیم فلسفی و عقلانی در آن کاملا چشمگیر است. در این پژوهش، با تکیه بر سبک شناسی لایه ای، دو لایه واژگانی و نحوی در تعدادی از قصاید دیوان وی بررسی می شود تا روشن شود که گفتمان غالب فکری و فرهنگی آن دوره، در نوع سبک واژگانی و نحوی این آثار چه نمودی داشته است. هدف این پژوهش دست یافتن به رمزگان های مسلط قصاید ناصرخسرو به منظور تبیین تاثیر شرایط گفتمانی بر آن ها است؛ بنابراین، با بررسی لایه واژگانی، رمزگان های این قصاید ارائه خواهند شد. این پژوهش در لایه نحوی و بررسی وجوه به کاررفته در قصاید مذکور نیز به دنبال همین تاثیر است و طبق این بررسی روشن می شود که رمزگان های برجسته اشعار ناصرخسرو و همچنین وجوه به کاررفته در آن ها تحت تاثیر گفتمان فرهنگی عقلانی و خردگرایی دوران مولف است.
    کلیدواژگان: سبک شناسی گفتمانی، سبک شناسی لایه ای، رمزگان، وجه، قصاید ناصرخسرو
  • الهام سیدان* صفحات 195-216
    با توجه به ابعاد عمیق و پیچیده شعر حافظ، تاکنون تحلیل های متفاوتی درباب ساخت معنایی غزلیات او مطرح شده است. با بررسی ساختاری غزل-روایت های حافظ روشن می شود که ابیات مختلف یک غزل گسسته و جدا از هم نیستند؛ بلکه در یک زنجیره پیوستاری و پویا نمود می یابند. انسجام معنایی این دسته از غزلیات و ساخت روایی آن ها زمینه را برای تحلیل نشانه-معناشناسانه آن ها فراهم می کند. برای شناخت بهتر مناسبات درونی غزل -روایت ها و تبیین گسست ها و پیوست های درونی آن ها، توجه به ساختار روایت ضروری به نظر می رسد. گفتمان شناختی پرکاربردترین نوع گفتمان در این دسته از غزلیات است. تحقق بعد شناختی در غزل های روایی حافظ با بسط گفتمانی همراه است. حضور شخصیت هایی همچون پیر مغان، رند، ساقی، مغبچه و... زمینه ایجاد گسست های عاملی را فراهم می کند. انفصال های زمانی (با کاربرد فعل گذشته یا قیودی مانند دوش، نیم شب و...) و مکانی (مسجد، صومعه، میخانه، خرابات و... ) نیز در این دسته از غزلیات، فرآیند معناسازی را پیش می برند. البته در بسیاری از موارد، گسست های شناخت محور با گونه احساسی همراه می شوند. در این دسته از غزلیات، حضور جسمانی معشوق جریانی حسی-ادراکی را به دنبال دارد که شوشگر را با جریانی از احساسات مواجه می کند و با این وصف، تعامل پایداری بین گونه های شناختی و عاطفی در غزل برقرار می شود. با درنظر گرفتن زیرساخت ابیات و گذشت از گسست های شناخت محور، روایت درنهایت به یک صورت پیوستاری می رسد و این گسست ها خللی در انسجام معنایی شعر ایجاد نمی کنند.
    کلیدواژگان: حافظ، پیوست، غزل روایی، گسست، گفتمان شناختی
  • فروغ کاظمی*، امینه سلمانی سیاه بلاش صفحات 217-233
    در پژوهش حاضر،کارکرد سطوح تحلیل در رویکرد انتقادی به تحلیل گفتمان را ازمنظر فرکلاف در فیلم جدایی نادر از سیمین مطالعه می کنیم و با بررسی روابط قدرت، فرهنگ و باورهای فرهنگی، نقش و جایگاه متون اسطوره ای، همچون کتاب مقدس را در گشایش گفتمانی بررسی می نماییم. در این مقاله، مشخصا نقش دروغ در برهم ریختن روابط و هنجارهای کنشی را بررسی می کنیم و نشان می دهیم که دروغ های متوالی درطول روایت فضایی ناامن را به وجود می آورند که به دلیل نتایج تنش بارآن، به فضایی بحرانزا تبدیل می شود. در بستر فیلم، سوژه ها با استفاده از باورهای فرهنگی، غیریت سازی و اقناع برای حل بحران های موجود در تلاش هستند. در چنین فضایی که عدم توازن قدرت در منازعات گفتمانی سوژه های آن موج می زند، بازگشت به فرااسطوره و فراباور تنها راه گریز از بحران است که سبب می شود فضای آسمیک ایجادشده تعدیل و آرام شود. این گونه، ارتباط فرهنگ و اسطوره با گشایش گفتمانی مشخص می شود. روش پژوهش در این مقاله تحلیلی است و واحد تحلیل، سکانس های فیلم و جمله ها یا دیالوگ های به کاررفته در فیلم یادشده هستند.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان انتقادی، اقناع، قدرت و هژمونی، فرهنگ، فیلم جدایی نادر از سیمین
|
  • Hourieh Ahadi * Pages 1-21
    The aim of present study is to assess modularity of language. To this end, we measured the ability of children with specific language impairment in pragmatic and grammar and compaired them with normal children. First we used narrative speech, language development and specific language impairment tests for diagnosis, then 6 children with specific language impairment were compared with 6 age-matched and 6 language-matched normal children in their grammar and pragmatics. Independent t-test, Man Whitney and Wilcox tests were used for analyzing data. It is shown that the children with SLI perform much lower their language-level with respect to grammatical properties (time agreement), but in pragmatic properties (reference) they don’t have meaningful differences. The result of this study shows that impairment in grammar beside good performance in pragmatic provides support for modularity of language.
    Keywords: language impairment, Morphology, pragmatics, reference, modularity of language
  • Mohammad Ahmadkhani *, Aliye Kord Zaferanloo Kambozia, Lila Haji Hasanloo Pages 21-37
    Linguistic varieties are broadened by complexities of social relations. Among these, interaction of phonetic and social variables plays important role in linguistic varieties. The goal of this paper is to study the nature of phonological metathesis and its relation to social variables of age and education. The framework of this article is social phonology using analytic and field study methodology. In phonological analysis which was in optimality theory, it was determined that sonority sequence principle and syllable contact law are responsible for this process. In this research 110 words are pronounced by 56 individuals. In phonological account which was within optimality theory it was determined that sonority sequence principle and syllable contact law are main causes of this process. Also in this research the frequency of the consonants involved in the process is determined. Participants are classified according to age and education. Regarding the age of participant four groups have been chosen: 4-5, 6-7, 29-40 and 41-69, it means that educated, illiterate, mid education and academic. Results show that by the increase of age, the rate of metathesis decreases. Also by increase in education the rate of metathesis decreases.
    Keywords: phonological metathesis, optimality theory, sonority hierarchy, education, Age
  • Masoud Algooneh Juneghani* Pages 39-57
    One of the prevalent questions in the realm of Persian sonnet is related to its cohesion. The present article, using Halliday and Hassan's systemic-functional approach to cohesion, tries to analyze and describe the presence of cohesion in Persian sonnet. Henceforth, after using their proposed model in cohesion, defining the principles of non-structural cohesion and differentiating it from the structural cohesion, this article takes on a descriptive approach towards the analysis of a sonnet by Hafiz. Accordingly, this article tries to analyze the ways in which cohesion comes to existence in a sonnet by Hafiz, and at the same time provide the reader with a methodology for analyzing non-structural cohesion in Persian sonnets. However, the author proposes three new-found principles which could be of high importance in such a model, that is, epithet, and figurative connectedness in contiguity axis as well as similarity axis.
    Keywords: Keywords: Systemic, functional linguistics, non, structural cohesion, Persian sonnet, epithet, figurative connectedness
  • Parsa Bamshadi *, Javad Bamshadi, Shadi Ansarian Pages 59-80
    The present research explores the “wæl”, “tɑ” and “ærɑ” prepositions in Gurani Kurdish within the framework of cognitive semantics. One of the recent models in semantic analysis of prepositions is Principled polysemy model (Tyler & Evans, 2001, 2003; Evans & Tyler, 2004a, 2004b; Evans, 2004, 2005, 2006) that suggests explicit and applicable criteria for determining the distinct senses as well as the primary sense of prepositions. We aim to analyze the semantics of three mentioned prepositions, to determine their distinct senses and primary sense, and to represent their semantic networks. The results suggest that the primary sense of “wæl” is “companionship” and its semantic network contains 9 distinct senses and 2 clusters of senses. The primary sense of “tɑ” is “ending” and its semantic network contains 4 distinct senses and 1 cluster of senses. The primary sense of “ærɑ” is “for and sake” and its semantic network contains 4 distinct senses and 1 cluster of senses.
    Keywords: prepositions, Cognitive Semantics, Principled Polysemy Model, semantic network, Gurani Kurdish
  • Pages 81-101
    Unlike text-based reading, discourse analysis considers all effective elements in the meaning of the text. In addition to linguistic aspects of the text, situational context, and metalanguage in general are also taken into account. In terms of critical perspective, it studies ideology and power relations as leading elements of the text. Such an approach prepares the way to a comprehensive understanding of the text to the translator. In this regard, the present paper aims to employ a reference- analysis of critical analysis discourse in translating Arabic texts into Persian. Thus, with the assumptions of the deficiency of the text-based reading, the practicality of critical discourse analysis in transferring the hidden parts of the text has been sought. By analyzing and translating some contemporary Arabic texts, the paper has tried to prove the above assumptions. In conclusion, it can be noticed that in addition to highlighting the situational aspects of the text, the presented ideology directs the text. Considering the meanings of hypertextuality, the translator has organized the target text with an appropriate style.
    Keywords: Critical Discourse Analysis, Translation, discourse, Text, oriented point of view, ideology
  • Farhad Sasani, Nina Hosseini Kivanani * Pages 103-123
    The study of the unit of text and textual arrangement, especially from communicative viewpoint, is of high importance, but in comparison to units of sentence and the smaller ones is rarely studied. Thus, this paper explores this subject, studying a linguistic genre. We, therefore, examine notes written by Kermanshahi Azad university students at the end of their exam papers, called “begging note”, to get a better score. The sample included 25 students’ notes written by University students, and 25 students’ notes of sophomore and junior boys’ high-schoolers in their exam papers. Thus, description of patterns of the begging notes according to textual arrangements of gāms (moves) and gāmaks (steps) were analyzed. The aim was to find different patterns of moves and steps arrangement (sub-moves) in the notes, based on Biber, Connor and Upton idea’s (2007) and Sasani and Yazdani (1392); particularly, the notes were divided into different moves to show maximum and minimum moves. Data analysis revealed that the notes had 4 moves: opening, request, reason, and ending. Move arrangements were compared in two groups. In short, it was found that both groups had the maximal 4-move arrangement, and the minimal 2-move arrangement, but the frequency use of moves in each group was different, as in the high-schoolers’ group, and "request"’ move had the most frequency and in university students "ending" move had the least one. The pattern study of moves, 4-move discrete arrangement was the most used pattern, and also 2-move arrangement was the least used in the two groups.
    Keywords: Textual Arrangement, Begging Note, G?m, Move, G?mak, Step, Exam Papers
  • Zahra Hamedi Shirvan, Shahla Sharifi *, Mahmood Elyasi Pages 125-147
    In this Paper we analyze the pronominal Clitics of Behbahani - a Dialect of Persian – their function and their placement in the sentence. It is shown that pronominal Clitics of Behbahani have four functions, namely subject, direct or indirect object and possessive. Here, we show that subject Clitics have 15 functions in the sentence which is fully discussed in the paper. Direct object Clitics select the following elements as their hosts: the prefix of the imperative verb, the verb prefix in prefixed verbs, the non – verbal part of the compound verb, the prefix showing continuity, the verb and the negating prefix. The hosts of indirect object Clitics are the direct object and the continuity prefix. Possessive Clitics can also choose subject, direct object and the complement as their host. In terms of the grammatical category the host can be a verb, noun, adjective, personal pronoun, Demonstrative, ambiguous pronoun, Clitics, preposition, interrogative pronoun, plural suffix, and RA Ezafe marker in Persian. The dominant position of the Clitics in this dialect is the second position; known as wackernagel position – that is after the first word or the first constituent in the clause. The main point of difference and dissociation between Behbahani and Standard Persian is the subject Clitics; Since there are not such elements as subject Clitics in Standard Persian, but as is seen in the paper, Behbahani has a rich collection of these elements.
    Keywords: Pronominal Clitics, Behbahani Dialect, Clitic's host, Clitics Placement, group, sentences
  • Akbar Hesabi * Pages 149-173
    This study is an attempt to compare the intralingual semantic relations among nouns in three WordNets: FarsNet, EuroNet and Princeton WordNet. For this purpose, first the structure of WordNet was introduced and then the relations among the noun syn sets in each WordNet were discussed. This study is a descriptive comparative one and tries to answer these questions: is there any difference between these WordNets with regard to the type and number of relations? If there is any difference, what is the reason? The result of the comparison indicated that some specific relations create the skeleton of these WordNets and these relations were common between them but there were other relations that increase the information about the synsets and as a result could add to the natural language processing capability of these tools. Although adding relations can increase the capabilities, too many relations have a negative effect on their computational ability and this is the reason of choosing a restricted number of relations in FarsNet. This finding can be used in building other WordNets including special WordNets.
    Keywords: Word Net, Fars Net, Euro Net, Princeton Word Net, semantic relation. Lexical semantics
  • Fahimeh Khorasani *, Gholanhosein Gholamhoseinzadeh, Maryam Hoseini, Mohammad Saeedi Mehr Pages 175-193
    In the framework of stylistic discourse analysis, literature is a container to express ideas and concepts which are not only relevant to their creator, but also they are in connection with the context in which the text is produced. Yet, literature is the product of discourse where it is developed and all factors like environment, context, cultural issues and dominant ideology of the period in which the specific text is generated affect the growth and visibility of it. In Persian literature, Khorasani style is the product of discourse that its dominant face is full of philosophical thoughts and particularly rationality. This period is influenced by rational thoughts and intellectuality and NaserKhosro's poems, as one of well- known and effective poets and one of the most noticeable representatives of 5th century literature, is regarded as a dominant sample of this conceptual indicators. Notable point in his poems is the influence of philosophical and religious thoughts, so that a large part of his odes court was devoted to this subject matter. In stylistic layered analysis of this poet's odes, dominant and cultural discourse of Khorasani period in which frequency of philosophical and logical subjects are notable shows specific style of the poet. In this study, based on stylistic layer analysis, in order to specify appearance of dominant- intellectual and cultural discourse of the period in the light of lexical and syntactic style, two layers of vocabulary and syntax of a number of his ode's court are analyzed.
    Keywords: discourse stylistics, stylistic layer, codes, modality, NaserKhosro's odes
  • Elham Sayyedan* Pages 195-216
    Hafez poems have complex and depth aspects. According to this feature everyone analysis the semantic structure of his poems differently. Structural study of Hafez narrative lyrics shows that not only different verses of lyric are not separate and disconnected but appear in a continuous and dynamic chain. Semantic integration of these lyrics and narrative structure of it provide the strong basis for semiotic study. For a better understanding of internal relations of narrative lyrics and its continuity and discontinuity, it is necessary to pay attention to the structure of narrative. The most widely used type of discourse in these poems is cognitive discourse, however sometimes the interaction between cognitive and emotional discourse is established in lyrics. In this way, Hafez destroys the common cognitions and suggest new and uncommon cognitions that are apparently against Islamic law and thereby criticizes the hypocrites of time and invites them to passion and drunkenness. In narrative lyrics, Cognition is associated with discourse discontinuity. The discourse of these lyric supports the integration of verses is established until the end of poem. So in this article we will survey the structure of Hafez Narrative lyrics and discourse discontinuity and continuity.
    Keywords: cognitive discourse, continuity, Hafez, Narrative lyric, discontinuity
  • Foroogh Kazemi *, Amineh Salmani Siyah Balash Pages 217-233
    This article has studied the function of analysis levels in critical approach to discourse analysis according to Furlough's view inA Separation, by studying power, Culture and cultural believes inferring to the role and place of mythical texts such as holy book in discoursal solution. This article specifically studied the role of lying in disrupting relationships and conative norms and showed that sequential lies create an unsafe space that because of its intense consequences changes into a critical space. In the bed of the movie, subjects try to solve the existing crisis, using cultural believes, antagonism and persuasion. In such atmosphere that subject's discoursal conflicts are loaded with the lack of power balance, the only scape from the crisis is returning to meta-myth, a meta-belief that cause the asthmatic atmosphere to be adjusted and peaceful. It clarifies the relationship between culture and myth with discourse resolution. The research method in this article is analytic and analysis units are sequences and in fact sentences or dialogues have been used in A Separation.
    Keywords: Critical Discourse Analysis, persuasion, power, hegemony, Culture, A Separation