فهرست مطالب

مطالعات ایرانی - پیاپی 29 (بهار و تابستان 1395)
  • پیاپی 29 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/29
  • تعداد عناوین: 12
|
  • «مرگ به مثابه تشرف(نوزایی)» / (نگرش اسطوره ای به آیین های مرگ در حوزه تمدنی هلیل رود)
    محسن بتلاب اکبرآبادی*، معصومه برسم صفحه 1
    آیین های مرتبط با مرگ در فرهنگ های گوناگون، صرفا نوعی مراسم کلیشه ای نیست، بلکه حاوی مضامین و نمادهای مذهبی و اساطیریای است که نشان دهنده گفتمان های حاکم بر آن فرهنگ است. آیینهای مرگ، اگرچه در حوزه تمدنی هلیلرود، مانند سایر نقاط ایران، تحت تاثیر گفتمان مذهبی- اسلامی شکل گرفته، اما در ضمن این آیینها، باورها و رسومی وجود دارد که در عین اشتراک با فرهنگ های دیگر، نشانگر نوعی اعتقادات اساطیری است که تحلیل آنها میتواند وجوه گوناگون عقیدتی- فرهنگی مرگ را به تصویر کشد. در این مقاله تلاش شده تا با رویکردی اسطورهای به آیینهای پیش و پس از مرگ، به مثابه آزمون تشرف(نوزایی)نگریسته شود و وجوه نمادین و انتقالی مرگ که منجر به نوعی تغییر وجودی، گذر از هرج و مرج جهان غیر دینی و پیدایش دنیایی دیگر میشود، مورد تحلیل قرار بگیرد. این تحقیق نشان می دهد که باور به مرگ در حوزه تمدنی هلیلرود، همراه با نوعی تقدس سازی است و تشرف در آیین مرگ، بر اساس تقابل مقدس و نامقدس، تشخص می یابد.
    کلیدواژگان: هلیلرود، آیین تشرف، مرگ، تدفین، مقدس، نامقدس
  • سحر پورجم*، ابوالقاسم دادور صفحه 19
    مکتب اصالت وجود یا اگزیستانسیالیسم، هستی انسان و مسائل مربوط به وی را به عنوان مرکز ثقل تفکراتش، قرار داده است و دغدغه اثبات مسئولیت، امکان تعالی و بهبودی وضع زندگی او را دارد؛ اما قرن ها پیش از ظهور فلسفه اصالت وجود در غرب، زرتشت، پیامبر ایران باستان، با اعتقاد راسخ به وجود اهورامزدا (خدا) و ارج نهادن به انسان، پرورش و پویایی ویژگی های اخلاقی و سعادت انسان را به عنوان هدف خود دنبال می کرد که این امر از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش، مقایسه تطبیقی تعالیم مکتب اصالت وجود وآموزه های زرتشت، در چارچوب مفاهیمی چون: اصالت وجود انسان، اختیار و آزادی، انتخاب، مسئولیت، عدم اعتقاد به تقدیر و توصیه به تلاش و دوری از گوشه نشینی می باشد. در این راستا ابتدا به تبیین مفاهیم ذکر شده در هر یک از مکاتب مورد نظر پرداخته و سرانجام با مطالعه وجوه تشابه و تمایز موجود، این نتیجه حاصل شده که قرن ها پیش در ایران، مسئله «هستی انسان» و ارتباط آن با جهان، بسیار خردمندانه مطرح شدهاست. درواقع، زرتشت در زمانی کهن و در میان جامعه ای ابتدایی، همان چیزی را مطرح کردکه مکتب اگزیستانسیالیسم امروز در میان مردمی متمدن مطرح می کند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب و کتابخانه ای انجام شده است.
    کلیدواژگان: زرتشت، اگزیستانسیالیسم، آزادی، انتخاب، مسئولیت، تقدیر
  • محسن پورمختار* صفحه 41
    در این مقاله سعی شده است تا اطلاعات پراکندهای که در متون مهم تاریخی و رجالی درباره ابوعلی سیرجانی یافت میشود، طبقه بندی تنقیح و تحلیل شود و یک تک نگاری از زندگی و فعالیت های فرهنگی و معنوی او به دست داده شود. ابوعلی، حسن بن محمد بن احمد سیرجانی کرمانی از محدثین و صوفیان و زاهدان قرن پنجم هجری است. سیرجانی در سال 408 ه. ق متولد شده و در 495 ه.ق وفات یافته است. وی ساکن بغداد بوده و سفرهای بسیار در بلاد اسلامی از جمله کرمان، فارس، عراق، شامات، مصر و حجاز کرده است. سیرجانی در طلب حدیث و نوشتن آن رنج بسیار برده و استادان و شاگردان فراوان داشته است. از آنجا که آثاری از سیرجانی در دست نیست نمیتوان راجع به کم و کیف آنها نظر داد. بر طبق منابعی که از او سخن گفته اند، وی در نقل و روایت حدیث ثقه نبوده و متهم به جعل بوده است. با این وصف، ابوعلی سیرجانی در عصر خود در ردیف مشایخ صوفیه و اهل زهد و ورع قرار داشته است و همسر او، ست البلد و دختر او سعدی مکنی به امالنسب هر دو از راویان و حافظان حدیث بوده اند.
    کلیدواژگان: حدیث، علم رجال، تصوف، ابوعلی سیرجانی، ست البلد، سعدی سیرجانی
  • شهرام جلیلیان* صفحه 59
    در بیش از چهار سده تاریخ ساسانیان، پادشاهان بزرگ و جنگجویی همچون اردشیر بابکان (224-240 م)، شاپور یکم (240-270 م)، قباد یکم (484-531 م) و خسرو انوشیروان (531-579 م)، در زندگانی خود و در آیین درباری ویژه ای، یکی از پسران خود و معمولا بزرگ ترین پسر را به ولیعهدی برمی گزیده اند و با نوشتن وصیت نامه ای سیاسی (در زبان فارسی، «اندرز» و در عربی، «عهد») برای ولیعهد، او را در چشم بزرگان و نژادگان و کارگزاران شاهنشاهی و مردم، همچون جانشین قانونی خویش می شناساندند. عهد، دستورها و اندرزهای شاهانه درباره آیین شهریاری به جانشین و یا جانشینان آینده و یا بزرگان و کارگزاران شاهنشاهی بود که پیش از مرگ پادشاهان گفته یا نوشته شده اند و آنها را می توان وصیت نامه های سیاسی فرمانروایان انگاشت. با این که در ادبیات ساسانی «عهدی» به نام «عهد خسرو پرویز به پسرش شیرویه» ناشناخته است، اما در این جستار کوشش خواهد شد تا نشان داده شود که خسرو پرویز همانند پاره ای از نیاکان خود، بزرگ ترین پسرش را به ولیعهدی برگزیده و برای او «عهد»/ وصیت نامه نوشته است و نشانه هایی از وجود چنین عهدی، می توان در لابه لای گزارش های تاریخی به چشم دید.
    کلیدواژگان: ساسانیان، خسرو پرویز، شیرویه، عهد ناشناخته خسرو پرویز به شیرویه
  • سعید حاتمی*، فاطمه برکات صفحه 91
    داستان های کوتاه رئالیستی صادق هدایت از زوایای مختلف قابل نقد و بررسی است. چون این داستان ها با مبانی نظریات روانکاوانه فروید و یونگ، بیشتر قابل انطباق بوده ، تحلیل آنها از این زوایا، هم بیشتر مورد توجه پژوهشگران واقع شده است؛ اما این داستان ها در حوزه روان شناسی انسان گرا ( humanistic psychology ) و به ویژه با تکیه بر نظریه آبراهام مزلو هم قابل بررسی است. پژوهندگان در این جستار با مبنا قرار دادن همین رویکرد، به بررسی شخصیت های اصلی در ده داستان کوتاه صادق هدایت پرداخته اند. بر اساس نتایج این پژوهش، چون محیط رشد و بالندگی قهرمانان این داستان ها؛ یعنی جامعه ایران در اواخر عهد قاجار و اوائل عصر پهلوی، واجد شرایط لازم برای پرورش و بالندگی استعدادهای نهفته افراد، در جهت نیل به شکوفایی و کمال نبوده است؛ لذا قهرمانان این داستان ها، اغلب آدم هایی درون گرا، منزوی، روان رنجور و شکست خورده اند که نمی توانند به خودشکوفایی برسند.
    کلیدواژگان: داستان های کوتاه، صادق هدایت، نظریه آبراهام مزلو
  • دکترعلیرضا خسروزاده، سهیلا هادی پور مرادی* صفحه 111
    از مهمترین مشکلات شناخت معماری پیش از اسلام کمبود آثار سالم برجای مانده از آن زمان است. این مسئله به خصوص در مورد دوره اشکانی (247 ق. م تا 224 م) صدق می کند. دوره ای که در آن مدارک خاص، کمیاب و گنگ است و معمولا بیشتر آثار معماری مربوط به این دوره در خارج از مرزهای ایران امروزی قرار دارند. به دلیل کمبود آثار معماری دوره اشکانی، شناخت ما در مورد معماری این دوره بیشتر بر اساس قلاع و دژهای برجایمانده از این دوره است. تابهحال، بر اساس این آثار برجایمانده، توانسته ایم برخی از نقاط تاریک معماری اشکانی را روشن کنیم و استفاده بیشتر از آنها این فرصت را پیش خواهد آورد تا به جزئیات بیشتری در ارتباط با معماری و سیستم های دفاعی این دوره پی ببریم. وضعیت جغرافیایی سرزمین ایران، واقع شدن آن در منطقه ای حد فاصل بین آسیای میانه، هند، بین النهرین و آسیای صغیر، و قرار داشتن آن در مسیر جاده ابریشم، همواره این سرزمین را در معرض حمله ها و تهاجم های ملل، اقوام و قبایل مجاور قرار داده است، بنابراین حاکمان کشور مجبور بوده اند از مناطق مرزی در برابر هجوم بیگانگان محافظت کنند. یکی از موثرترین شیوه ها برای آمادگی در برابر حمله احتمالی، احداث استحکامات در نقاط حساس بودهاست. در این مقاله تلاش می شود یکی از مهمترین مجموعه بناهای این دوره، یعنی «استحکامات پارتی» معرفی و مورد بررسی قرار گیرند. براین اساس به نظر میرسد بیشتر قلعه های اشکانی پلانی چهارگوش با برجهایی گرد در گوشه ها دارند که این ویژگی در سرتاسر امپراطوری دیده میشود، ولی استفاده از مصالح بر اساس ویژگی های جغرافیایی در قسمت های مختلف متفاوت بوده است.
    کلیدواژگان: پارت، معماری، استحکامات دفاعی، قلعه های پارتی
  • مهدی رهبری صفحه 129
    جاماسب، وزیر شاه گشتاسب کیانی، به سبب دانایی و به ویژه پیشگویی هایش، جایگاه خاصی در میان برخی مورخین و اندیشمندان ایران و جهان دارد و نام و اندیشه های او به همراه ویژگی هایش چون حکمت و خردمندی، در نوشته های تاریخی و ادبی پهلوی، فارسی، عربی و غربی بسیاری در دوران قدیم و جدید راه یافته و آثار متعددی به او نسبت داده می شوند. بیشتر نوشته ها، روایت های نسبتا مشابهی از وی بیان می دارند و به غیر از دانایی و خردمندی، او را یک پیشگو می خوانند که بسیاری از وقایع جهان را تا آینده های دور، پیش بینی نموده است. این مقاله ضمن بررسی اندیشه ها و جایگاه ادبی، تاریخی، سیاسی و مذهبی جاماسب، بیشتر در صدد پاسخ گویی به این پرسش می باشد که آیا وی آن چنان که بسیاری معتقدند، توانایی پیشگویی آینده را داشته است؟ و یا این که در این باره، به جای تاریخ نگاری، صرفا نوعی تاریخ سازی مانند بسیاری از آثار و وقایع تاریخی دیگر صورت پذیرفته است؟
    کلیدواژگان: جاماسب نامه، یادگار جاماسب، زند وهمن یسن، یادگار زریران، پیشگویی های تاریخی
  • قاسم صحرایی* صفحه 149
    الگوی حکومت کوتاه مدت امیر محمد غزنوی فرزند سلطان محمود به سال 421 ه.ق. یکی از موضوعات درخور تحقیق در تاریخ عصر غزنوی است که کمتر بدان پرداخته شده است. از آنجا که مورخان و محققان از این موضوع به اختصار گذشته اند، ولی ابوالفضل بیهقی در تاریخ بیهقی به خوبی زمینه ها و دلایل بر تخت نشستن و سپس معزول شدن امیر محمد را بازنمایی و تبیین کرده است، کتاب اخیر بهترین مرجع جهت بررسی موضوع مورد نظر است. ما در این مقاله با روش تحلیل تاریخی متن ادبی تاریخی تاریخ بیهقی، زمینه ها و دلایل به حکومت رسیدن و سپس برکنار شدن امیر محمد غزنوی را در سال 421 ه.ق. بررسی کرده-ایم.
    نتایج این تحقیق، نشان میدهد که آزردگی سلطان محمود از مسعود و تلاش های وی مهم ترین عامل بر تخت نشستن امیر محمد بوده است. همچنین امیر محمد به دلایلی همچون: فقدان قدرت و اقتدار محمودی، بیکفایتی و غفلت پادشاه، شهامت و شجاعت مسعود، تحریک و تطمیع اعیان دولت به وسیله مسعود و نیز محقق نشدن خواسته ها و مطامع اعیان دولت از وی معزول و محبوس شد.
    کلیدواژگان: تاریخ بیهقی، امیر محمد، امیر مسعود، سلطان محمود، غزنویان
  • روح الله صیادی نژاد*، مرضیه عبداللهی صفحه 163
    با روی کار آمدن بنی عباس و حضور ایرانیان در ساختار اداری حکومت آنان، شالوده یک جنبش فراگیر فرهنگی- ادبی، پیریزی شد. در عصر نوسازی ادبی سنت های ادبی، اجتماعی و آثار فکر ایرانی در راس فرهنگ هایی قرار دارد که در زبان و فرهنگ عربی تاثیرگذار است. تجلی و ظهور سنت و فرهنگ ایرانی در شعر شاعرانی همچون «ابونواس» در عصر عباسی اول و «ابن رومی» و «ابن معتز» در عصر عباسی دوم به گونهای است که در تاریخ نقطه عطفی ایجاد کرد و اشعاری را پدید آورد که در هیچ دورهای از تاریخ ادبیات عرب سابقه ای نداشت. ترانه های عاشقانه و باده سرایی مهمترین بنمایه هایی هستند که جولانگاه این شاعران برای انتقال سنت و فرهنگ های ایرانی قرار میگیرد. عباسیان تحت تاثیر فرهنگ ایرانی همچون پادشاهان ساسانی شیفته تجملات و تشریفات شدند. بازتاب این روحیه اشرافیگری در شعر شاعران عصر عباسی دوم به ویژه «ابن معتز» به وضوح دیده می-شود. جشن های باستانی به سبب برخواستن از فرهنگ کهن ایران و بهره مندی از شاخص های مثبت خود به درون دربار عباسی راه یافت و با ایجاد زمینه برای ادیبان عصر عباسی توانست در بسیاری از آثار ادبی این دوره، تاثیر فراوانی بگذارد. آگاهی و اشراف به فرهنگ و سنت-های ایرانیان به شاعران تازی چنان تشخص ادبی میداد که سبب شد سنت های ادبی و اجتماعی و آثار فکر ایرانی در راس فرهنگ های تاثیرگذار در زبان و فرهنگ عربی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فرهنگ، ایرانیان، شعر، عصر عباسی، بشاربن برد، ابن معتز، ابن رومی
  • محمد علی قدیمی*، سید حسن قریشی کربن، سید محمدرضا حسینی صفحه 183
    نسخ خطی از مهمترین دستاوردهای تاریخی بشر در جهت رشد و تکامل علوم از گذشته تا به حال بوده اند؛ به نحوی که می توان آنها را مهمترین میراث مکتوب قلمداد نمود. کاتبان در حفظ و انتقال این دستاورد نقشی غیر قابل انکار دارند. متاسفانه تاکنون در مورد این طبقه فرهنگی پژوهش درخور شانی انجام ست. مهمترین شاخصه های نسخه شناسی که مربوط به کاتبان می شوند عبارتند از: نام و اثر کاتب، خط و تاریخ کتابت، محل کتابت و نگهداری اثر. این پژوهش بر آن است. علاوه بر معرفی نام و آثار کاتبان کرمانی، اشاراتی تحلیلی به مهمترین شاخصه های نسخه شناسی مرتبط با ایشان داشتهباشد. نتایج این تحقیق حاکی است موضوع علوم دینی حائز بیشترین فراوانی است که با خطوط نستعلیق و نسخ به رشته تحریر درآمدهاست. به علاوه قرن سیزدهم ه. ق. بیشترین تعداد کاتب را داشته که دلیل آن می تواند ظهور صنعت کاغذسازی و ارتقای سهولت کتابت تلقی گردد. همچنین نتایج این تحقیق در زمینه محل نگهداری نسخ با سایر تحقیقات همخوانی دارد و بیشترین تعداد نسخ در مهمترین کتابخانه های ایران، یعنی دانشگاه تهران، کتابخانه مرعشی، کتابخانه مجلس و کتابخانه ملک موجود هستند. محل کتابت بیانگر پراکندگی جغرافیایی کاتبان و محل سکونت ایشان حداقل در زمان کتابت می باشد.
    کلیدواژگان: نسخه شناسی، کاتبان، کرمان، نسخ خطی، فهرست نسخ خطی
  • نجمه کهزادپور*، معصومه باقری صفحه 201
    پیروان دین زرتشت از گذشته های دور در تفسیر و ترجمه متون دینی همت گماشته اند. بخش هایی از این تلاش که امروزه در دسترس است، ترجمه و تفسیری به زبان پهلوی از اوستاست که زند نامیده می شود. متن زند گرچه تقریبا ترجمه واژه به واژه از اوستا ارائه می دهد، ولی گاه برداشت شخصی و تفسیرموبدان را نیز نشان می دهد. آنچه به عنوان تفسیر برآن افزوده شده، خالی از ابهام نیست وگاه حتی فهم آن ناممکن می شود. از آنجا که وندیداد دربرگیرنده مطالبی درباره اعمال دینی و شرایع زرتشتی است، برای موبدان زندنویس آشناتر از بخش های دیگر اوستا بوده است؛ از این رو زند وندیداد را می توان کامل تر و دقیق تر از زند سایر بخش های اوستا دانست. متن زند فرگرد هفدهم وندیداد که درباره آداب چیدن مو و ناخن است و حاوی مطالب فقهی بسیاری است، به نسبت زند قسمت های دیگر اوستا، ترجمه بهتری از اوستا به دست می دهد. در این فرگرد، دستور داده می شود که مو و ناخن چیده شده از مردان اهلو، آب، آتش و برسم دور برده شود و دفن گردد. در هنگام انجام اعمال آیینی، چیدن و دفن کردن مو و ناخن، آنها را به مرغ اشوزوشته پیشکش می کنند که هم چون جادوی سفید عمل کرده و آدمیان را از عواقب جادوی سیاه دیوان مازنی درامان نگاه دارد و دیوان مازنی نتوانند از اجزای جداشده از بدن شخص علیه خودش استفاده نمایند و در نهایت شخص از گزند جادو و جادوگر در امان خواهد ماند. موبدان در تفسیر این فرگرد، از خواندن دعاهایی چون ا شم وهو و اهونور، حتی سروش باژ هنگام دفن مو و ناخن سخن گفته اند، که می توان این دعاها را وردهای جادوی سفید نامید.
    کلیدواژگان: اوستا، زند، وندیداد، فرگرد هفدهم، جادو، مو، ناخن
  • احمدرضا یلمه ها*، زهرا احمدشمسی صفحه 219
    داستان گلریز نخشبی در شرح عشق شاهزاده عجبملک، فرزند پادشاه ترکستان به دختر شاه پریان نوشلب و اتفاقات و موانعی است که در راه رسیدن او به معشوقش پیش می آید . درون مایه های داستان «گلریز»، که ضیاءالدین نخشبی آن را به سال 750 هجری قمری در قالب نثری آمیخته به نظم آفریده است، یادآور افسانه های پریانی است که رویای بسیاری از آن ها را در داستان هایی همچون «هزار و یک شب» می توان یافت . بن مایه های عیاری و عاشقانه که در داستان های سنتی وجود دارد در این داستان نیز کاملا مشهود است . اگرچه عواملی همچون آفرینش شگفتی ها و فرضی بودن زمان و مکان، قسمت هایی از این داستان را با بخشی از قصه های «هزار و یک شب» منطبق می سازد، اما تکه های نامنطبق آن را وجود مواردی همچون استفاده شاعر از اشعار و ضرب المثل ها، برخورداری از مایه های عرفانی و وجود ضعفی محسوس در پیرنگ داستان تشکیل می دهد.
    این مقاله ضمن معرفی مختصر سراینده و گزارش داستان «گلریز»، به تحلیل ابعاد گوناگون ساختاری و محتوایی از منظر عناصر داستانی موجود در داستان های عاشقانه می پردازد .
    کلیدواژگان: ضیاءالدین نخشبی، گلریز، قصه عاشقانه، عناصر داستانی
|
  • Sahar Pourjam*, Abolghasem Dadvar Page 19
    Human existence lies in the heart of existentialism. This school of thought deals with the challenges of human responsibility and the possibility of improvement and progress of human life. Centuries before the advent of existentialism in the West, however, the Iranian prophet, Zoroaster, believed in Ahoura Mazda and human values and followed such aims as human beings progress toward his ethical treats and prosperousness. This study tends to comparatively analyze doctrines of existentialism and Zoroastrianism, and describes such key concepts as reality of human existence, authority and freedom, free will, responsibility, refusing predetermined fate, recommending endeavor and avoiding solitude. The study illustrates that there are similarities and differences between these two schools of thought. The issue of human existence and its relation to the world have been wisely expressed in Zoroastrianism, centuries before existentialism. In fact, Zoroaster expressed the same thing as the existentialism asserted in the twentieth century. In order to carry this comparative study historical and library documents were examined. The method of research was descriptive-analytical.
    Keywords: Zoroaster, Existentialism, Freedom, Free will, Responsibility, Destiny
  • Mohsen Pourmokhtar* Page 41
    The present study is an attempt to classify and analyze scattered information regarding Abu Ali Sirjani. Abu Ali Hasan Ibn Mohammad Ibn Ahmad Sirjani was a 5th century ascetic, Sufi, and Muhadith (one who relates Hadith). Sirjani was born in the year 408 A.H and passed away in 495 A.H. He lived in Baghdad and traveled through many Islamic lands such as Kerman, Fars, Iraq, Shamat (Syria), Egypt, and Hijaz. Sirjani suffered much in his pursuit for Hadith and recording them, and he experienced many masters and students. However, he was not reliable in relating Hadith and was accused of forgery. However, he was one of the Sufi elders (sheikhs), and a follower of asceticism and abstemiousness (virtuousness), whose wife, Set-ol-Balad, and daughter So’da were among Hadith relators.
    Keywords: Hadith, Biography, Abu Ali Sirjani, Sufism, Se, tol, Balad, Soda Sirjani
  • Shahram Jalilian* Page 59
    During almost five centuries of Sassanid history, great warrior kings like Ardašir son of Bābak (224-240 A.D), Šāpuhr I (240-270 A.D), Kavād I (484-531 A.D), and Ḵhosrow Anošīrvan (531-579 A.D) chose one of their sons, usually the eldest one, as the crown prince, and via writing him a political testament (in Persian: andarz; in Arabic: ahd), introduced him to imperial elders, nobles and agents as their legal successor. Written or cited before the death of the kings, and considered as political testament of rulers, Ahd was the royal decrees and advices concerning rituals of monarchy addressed to king’s successor or his future successors and to royal elders and agents. Despite the fact that in Sassanid literature, a royal political testament or Ahd, such as “the Ahd of Ḵhosrow Parvīz to his son Šīiroye, is unknown, this study aims to show that like some of his ancestors, Ḵhosrow Parvīz chose his eldest son as the crown prince and wrote him a testament. The signs of such testament can be found within some historical records.
    Keywords: Sasanians, Ḵhosrow Parvīz, sīiroye, Unknown Ahd of Ḵhosrow Parviz to his son Sīiroye
  • Saeed Hatami*, Fatemeh Barkat Page 91
    The realistic short stories of Sadegh Hedayat can be analyzed from different views. Since these stories can be adjusted to the psychoanalytic foundations of Freud and Jung’s theories, their analysis from such perspective has been of more interest to researchers. These stories could also be studied in the field of humanistic psychology, specially based on Abraham Maslow's theories. Relying on this approach, this study investigates the protagonists in ten stories by Sadegh Hedayat. The results show that, since the environment in the late Qajar and early Pahlavi eras did not qualify for the development of people’s potentialities, heroes of these stories were often introverted, isolated, neurotic and losing characters.
    Keywords: Short story, Sadegh Hedayat, Abraham Maslow's theory
  • Alireza Khosrowzadeh, Soheila Hadipour Moradi* Page 111
    The main problem for knowing pre-Islamic architecture is the lack of architectural remains, especially during the Parthian period (247 B.C- 224 A.D), a period in which archaeological remains are really rare, and today most of the remains lie outside the borders of Iran. Due to lack of Parthian architectural remains, our knowledge of the architecture during this period lies mostly on the remains of fortifications. With the help of these remains, some dark aspects of Parthian architecture have been brought to light. Undoubtedly, studying these fortifications will give us the opportunity to know more about architecture and defensive systems in this period. Geographical conditions of Iran, as situated between Central Asia, India, Mesopotamia and Asia Minor, and on the Silk Road, has always made this land face attacks and offences from different nations and tribes, so that the kings were forced to protect the boundaries; one of the most effective ways for protection was building fortifications in these areas. This study is an attempt to introduce one the most important complex Parthian fortifications. The results show that most Parthian fortifications had square plans and semi-circular and rectangular bastions. Although these features can be seen in all fortifications all around Parthian territory, due to geographical conditions, the materials were different.
    Keywords: Parthians, Architecture, Fortifications, Parthian fortress
  • Behrouz Rahbari* Page 129
    Due to his knowledge and prophecies in particular, Jamasb, the wise Minister of Shah Goshtasb Kiani, enjoys a special position among historians and thinkers of Iran and the world, and along with his name and ideas, his characteristics such as knowledge and wisdom are cited in Pahlavi, Persian, Arabic and western historical and literary writings of the past and present times. Numerous works are attributed to him, and many texts provide almost similar stories about him and introduce him as a wise man and a diviner. This study examines Jamasb’s ideas and his historical, religious and political position, seeking to answer the most fundamental question whether he, as many believe, possessed the ability to predict the future, or it has been merely history-making.
    Keywords: Jamasbnameh, Yadegar, e Jamasb, Zand, e Vahman Yasna, Yadagar, e Zariran, Historical prophecies
  • Ghasem Sahraee* Page 149
    The short-term reign of Amir Mohammad, the son of Sultan Mahmoud Ghaznavi, in 421 AH, is a rarely-discussed question. Historians and researchers have briefly dealt with this issue; however, since Beihaghi’s History fairly presents the grounds and reasons for coming of Mohammad to the throne, it can serve as an authoritative reference for the present study. Through a descriptive-analytical method, the question of Mohammad’s throne and his dethronement are discussed here.
    The results show that Sultan Mahmoud’s resentment toward Masoud, and his efforts were the main reasons for Mohammad’s coming to throne, and that issues such as lack of Mahmoud’s sovereignty, the King’s lack of competency, Masoud’s valor, and the provocation of and bribing the aristocrats by Masoud are among the main factors for Mohammad’s dethronement.
    Keywords: Biehaghi's History, Amir Mohammad, Amir Masoud, Sultan Mahmoud, Ghaznavids
  • Rouholah Sayadinezhad*, Marzieh Abdolahi Page 163
    With coming of the Abbasids to the throne and the presence of Iranians in the administrative structure of their government, the grounds were set for a cultural-literary movement. Iranian works of thought were of the highest place among those affecting Arabic language and culture in the age of literary and social modernization. Reflection of Persian culture in the poetry of figures like Abu Navas, Ibn-e Roumi, and Ibn-e Motaz is a turning point in Arabic literature. Love songs and drinking wine are among the recurring themes in the poetry of Arab poets to convey Iranian culture. Influenced by Iranian Sassanid kings, love of luxury spread among Abbasids, and this was reflected well in the poets of the second phase of the Abbasid era, especially Ibn-e Motaz. Because of their positive qualities, ancient Iranian ceremonies found their way into Abbasid and Omavid courts. Knowing Iranian culture and tradition asserted such a distinction on Arab poets that resulted in the high standing place for Iranian culture among those affecting Arabic language and culture.
    Keywords: Culture, Iranians, Poetry, Abbasid era, Bashar Ibn e Bord, Ibn, e Roumi, Ibn, e Motaz
  • Mohammad Ali Ghadimi*, Seyed Hossein Ghoreishi, Seyed Mohammad Reza Hosseini Page 183
    Manuscripts have been the most important written historical achievements of human being for the development and evolution of science. Scribes play an undeniable role in preserving and transmitting these achievements. Unfortunately, there has not been any appropriate research carried on about this cultural class. Codicology provides maximum information about scribes through catalogs of manuscripts. The most important indicators considered in this study include the scribe’s name and work, the script and its date of writing, where the text was written and where it is preserved. This study aims at introducing the scribes and their works, and to analyze the features of their manuscripts. Results indicate that theology comprises the most frequent occurrence written in Naskh and Nastaligh styls of calligraphy and that the thirteenth century AH has the largest number of scribes, which could be a result of the emergence of paper industry and the improvement of writing facility. The results of this study are consistent with other studies regarding preserving manuscripts and their place of preservation; the largest number of manuscripts can be found in the most highlighted libraries in Iran such as Tehran University library, Library of Congress, Marashi Library, and Malek Library. Writing places indicate the geographical distribution of the scribes and their residential places, at least at the time of writing.
    Keywords: Codicology, Scribes, Kerman, Manuscripts, Catalog of manuscripts
  • Najmeh Kahzadpour*, Masoumeh Bagheri Page 201
    The followers of Zoroastrianism have ever tried to interpret and translate religious texts. Parts of these attempts available today is a Pahlavi translation and interpretation from Avesta, called Zand, which, although approximately presents a word-for-word translation, at times, it reflects religious priest's personal inferences. The part added to it as interpretation is unclear and at times even impossible to understand. Since Vandidad includes Zoroastrian religious exercises, it has been more familiar to the Zand writing priests than other parts of Avesta. As a result, Zand of Vandidad could be known as more complete and definite than other parts of Avesta. The Zand of the seventeenth Fargard which is about clipping hair and nails includes many juridical subjects and provides a better translation of Avesta compared with Zand of other parts. In this Fargard, it is ordered that the clipped hair and nails be taken and buried away from holy men, water, fire and Barsom. The clipped hair and nail are dedicated to the bird Ashouzushta in order not to fall in the hands of Mazandaran Devils that may use them against the owner who will finally remain safe from magician's harm. In interpreting this Fargard, priests have talked about reading Ashamvahu and Ahunawar prayers and even Soroushbazh while burying hair and nails.
    Keywords: Avesta, Zand, Vandidad, Seventeenth Fargard, Magic, Hair, Nail
  • Ahmad Reza Yalameha*, Zahra Ahmadshamsi Page 219
    Nakhshabi’s Golriz, a story describing the love of prince Ajabmalek, son of the king of Turkestan, to Nushlab, Fairy King’s daughter, and the obstacles to their love. Written by Ziaodin Nakhshabi in 750 AH, “Golrize” reminds the reader of fairy stories like those in “One Thousand and one Nights”. Romantic and picaresque themes of traditional stories are also evident in this story. Although factors such as the creation of surprises, and imaginative settings make parts of this story accord with “One Thousand and One Nights”, nonconforming parts include matters as poet’s use of poetry and proverbs, inclusion of mystical themes, and an evident weakness of the plot.
    This study briefly introduces the author and presents an analysis of various structural and content aspects of “Golriz” from the perspective of elements of love stories.
    Keywords: Ziaodin Nakhshabi, Golriz, Love story, Elements of story