فهرست مطالب

پژوهش های دانش زمین - پیاپی 24 (زمستان 1394)
  • پیاپی 24 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • صادق افشار نجفی، بهنام رحیمی، فرزین قائمی، ریحانه احمدی روحانی صفحات 1-15
    تجزیه و تحلیل شدت (I) ، تجمع (ρ) ، میانگین طول خطواره (μ) و تقاطع (n) ، از پارامترهای کاربردی در محاسبات آماری گسلها و شکستگی ها است که در واحد سطح بیان می شوند. در این تحقیق بارز سازی خطواره ها با به کار گیری تصویر اسپات5 انجام شد. شکستگی ها در دو دسته سیستماتیک با روند های شمال غربی – جنوب شرقی که روند غالب منطقه هستند و شمال شرقی – جنوب غربی دسته بندی شدند. با توجه به وسعت منطقه و میزان توزیع شکستگی ها، منطقه به 42 شبکه مربعی با طول ضلع 7/1 کیلومتر تقسیم و سپس الگوی فرکتالی شکستگی های ساختاری منطقه محاسبه شد که بیشترین مقدار آن در جنوب-شرق و غرب منطقه به دست آمد. در مرحله ی بعد پارامترهای فوق برای هر شبکه به طور جداگانه و دستی محاسبه و نقشه کانتور آنها ترسیم شد. بیشترین I و ρ در جنوب شرق، غرب و بیشترینμ و n به ترتیب در شمال شرق و جنوب شرق منطقه حاصل شدند.
  • سید احمد بابا زاده، مریم علوی صفحات 16-37
    منطقه مورد مطالعه در حاشیه لوت، در استان خراسان جنوبی قرار دارد. دو برش چینه شناسی کبوده و آرک شمالی به منظور توصیف رخساره ها و تعیین محیط رسوبی مورد اندازه گیری و نمونه برداری قرار گرفت. برای هر برش سه دسته رخساره اصلی کربناته، آواری و مخلوط آواری-کربناته شناسایی گردید. هفت ریز رخساره برای برش کبوده و شش ریز رخساره برای برش آرک شمالی، تشخیص داده شد که از محیط های ساحلی تا ابتدای بخش خارجی پلتفرم کربناته از نوع رمپ گسترده شده اند. رخساره های برش کبوده در زیرمحیط های بار ماسه ای ساحلی، لاگون، ریف های کومه ای مرجانی، جلبکی، نومولیتی و بخش ابتدای سراشیبی قاره و ریز رخساره های برش آرک شمالی در در زیرمحیط های بار ماسه ای ساحلی، لاگون، پشته ماسه ای حمل شده، ریف کومه ای نومولیتی و بخش ابتدای سراشیبی قاره قرار دارند. بر اساس حضور گونه های شاخص فرامینیفرهای بنتیک مانند Nummulites atacicus، Assilina leymeriei و تجمعات فسیلی مانندAlveolina desipiens، Alveolina cf. ellipsoidalis، Opertorbitolites douvillie، Orbitolites minimous، Nummulites globulus، Luckartia haimei برای هر دو برش سن ائوسن زیرین (ایپریزین) پیشنهاد گردید. تاثیر تغییرات جهانی آب و هوایی مرز پالئوسن- ائوسن، در مناطق مورد مطالعه به صورت عدم تشکیل ریف های واقعی و جایگزینی فرامینیفرهای بنتیک بزرگ به جای ریف های مرجانی مشاهده می شود.
  • زهرا اکبری، ایرج رساء، محمدحسین آدابی، محمد محجل صفحات 38-57
    منطقه مطالعاتی در بخش شمال غرب کمربند فلززایی ملایر- اصفهان درون کمربند دگرگونی سنندج- سیرجان (غرب ایران) واقع شده است. فناوری سنجش از دور به عنوان روشی موثر در اکتشافات معدنی و نقشه برداری طیفی واحدهای سنگی مطرح می باشد. هدف از این تحقیق پردازش تصاویر استر جهت تفکیک انواع واحدهای سنگی و نیز سنگ میزبان حاوی افق کانی سازی در منطقه مطالعاتی بر اساس مطالعات طیفی است. بدین منظور از منحنی های جذب طیفی برخی از کانی های مهم سنگ ساز در محدوده مادون قرمز گرمایی ((TIR و محدوده امواج م ر ئ ی تا مادون قرمز م و ج ک و ت ا ه ((VNIR-SWIR استر جهت شناسایی و نقشه برداری انواع واحدهای سنگی در منطقه مطالعاتی استفاده شده است. با استفاده از تصاویر TIR استر دو تیپ از واحدهای سنگی منطقه از جمله واحدهای شیل- ماسه سنگ های غنی از کوارتز به سن ژوراسیک و واحدهای سنگی کربناته کرتاسه تحتانی به نقشه درآمده است. تصاویر VNIR-SWIRاستر با اعمال روش شاخص خلوص پیکسل (PPI) و کلاس بندی فیلترگذاری تطبیقی (MF) ، واحدهای مختلف سنگی را در منطقه نشان می دهند. این واحدها شامل شیل، ماسه سنگ های غنی از رس به سن ژوراسیک، واحد ماسه سنگ-دولومیت قاعده کرتاسه تحتانی حاوی کانی سازی و نیز انواع سنگ های کربناته کرتاسه زیرین (کلسیت و دولومیت) می باشند. بنابراین استفاده از تصاویر استر می تواند انواع نقشه های تفکیک واحدهای سنگی-کانیایی مبتنی بر تصویر را فراهم کند که انطباق خوبی با نتایج نقشه زمین شناسی منطقه و مشاهدات صحرایی دارد. به علاوه بررسی ها نشان می دهد که داده های VNIR-SWIRاستر طبقه بندی متنوع تر و قدرت تفکیک مکانی بالاتری را در شناسایی انواع کانی ها در مقایسه با داده های TIR دارا می باشند.
  • منصور عادل پور، ایرج رسا، فریبرز مسعودی، مسعود حسینی صفحات 58-77
    کانسار مس گرماب در50 کیلومتری شمال شرق شهرستان قائن، در قالب برگه زمین شناسی 1:100. 000 آبیز و زون شرق ایران واقع شده است. سنگ های آتشفشانی کانسار مس گرماب به سن پالئوسن بالایی- ائوسن، شامل تناوبی از گدازه ها (آندزیت، تراکی آندریت، آندزیت-بازالت و بازالت) و مواد آذرآواری (انواع توف وآگلومرا) هستند. این سنگ ها، بر اساس داده های ژئوشیمیایی عناصر اصلی و کمیاب، شباهت زیادی به گدازه های کالک آلکالن دارند. مقدار Al2O3 آنها زیاد و در عین حال عدد منیزیمی پایینی دارند. تمامی نمونه ها دارای ماهیت متاآلومین و کلسیمی- قلیایی پتاسیم متوسط- بالا هستند. مقادیر بالای عناصر Rb، Sr، K، U، Th، Zr و Ba، نسبت های بالای K2O/Rb وFeO/MgO حاکی از شباهت سنگ های این محدوده با سنگ های توده های آذرین کمان های ماگمایی حاشیه فعال قاره هاست. دگرسانی سیلیسی، کلریتی، کربناتی، آرژیلیک، پروپیلیتیک و اپاسیتی شدن مهمترین زون های دگرسانی می باشند. در این محدوده ماگمایی غنی از مس حین صعود از زون فرورانش، به سطح زمین برخورد کرده است و مجموعه ای ازسنگ های آتشفشانی با ترکیب حدواسط تا بازیک به صورت گدازه و آذرآواری (آگلومرا و توف) در سطح زمین ایجاد کرده است که میزبان کانه زایی مس می باشند. کانی سازی سولفیدی مس در اثر عملکرد سیالات گرمابی که در امتداد گسل ها در حرکت بوده ایجاد شده است. بارزترین ویژگی این منطقه چینه کران بودن و پاراژنز ساده با چیرگی کالکوسیت به عنوان کانه اصلی است. کانی های کالکوسیت، کولیت، دیژنیت، بورنیت وکالکوپیریت پاراژنز کانیایی را تشکیل می دهند. علاوه بر کانی های سولفیدی، مس طبیعی، کانی های اکسیدی از جمله کوپریت- تنوریت و کربنات های مس نیز دیده می شوند. در بیشتر موارد هم رشدی بین کانه های مس دیده می شود. عیار نقره در نمونه های آنالیز شده، بالا است (متوسط مقدار نقره ppm 34/8 و مس % 4/2) ، با این حال کانی مستقلی از نقره شناسایی نشد. بر اساس ویژگی های زمین شناسی، ژئوشیمیایی، دگرسانی و کانی سازی، کانسار مس گرماب یک کانسار تیپ مانتو است. مقایسه ویژگی های این کانسار با کانسارهای بزرگ دنیا و ایران نشان می دهد این کانسار بیشترین شباهت را با کانسارهای مس عباس آباد و ورزگ (ایران) و بوئنااسپرانزا (شیلی) دارد.
  • رضا اسماعیلی، قاسم لرستانی صفحات 78-93
    شهرنشینی بیش از سایر فعالیتهای انسانی سیستم های رودخانه ای را تغییر می دهد. سطوح نفوذناپذیر مقدار رواناب و رسوب را افزایش می دهند. بنابراین مورفولوژی رودهای شهری در نتیجه شهرنشینی تعدیل می شود. شهر نور در استان مازندران واقع شده و از روستا به شهر تبدیل شده است. عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای برای مستند کردن پوشش سطح زمین، گسترش محدوده شهری و شبکه زهکشی مورد استفاده قرار گرفته است. سپس، هر کانال به بازه هایی تقسیم گردید. مطالعات میدانی در 12 بازه و شامل اندازه گیری ابعاد کانال، ویژگی های رسوب، اشکال ژئومورفیک، گیاهان حاشیه رود و سازه های مهندسی مورد بررسی قرار گرفتند. رودها بستر فروسایی شده، شیب بسیار کم (003/0 متر بر متر) ، نسبت عرض به عمق کمتر از 10 و کرانه های با رسوبات چسبنده داشته اند. بازه های رودخانه ای در شهر نور به پنج گروه تقسیم بندی شدند که عبارتند از: در حال تعدیل و قابل بازیابی، در حال تعدیل و غیر قابل بازیابی طبیعی، کانال سازی به صورت تغییر مسیرکانال، کانال سازی مهندسی و کانال سازی کالورتی. سپس مخاطرات مربوط به هر نوع از کانال شناسایی شدند. تغییرات کانال شهری هم به صورت یک مدل کیفی ارائه گردید. این روش یک چهارچوب بالقوه ای برای مدیریت رودخانه های شهری با شناسایی مخاطرات مرتبط با هر بازه و توجه به گزینه های مدیریتی پیشنهادی فراهم می آورد.
  • امیر صفاری، مهدی احمدی، سعید رحیمی هرآبادی صفحات 94-110
    شناسایی عوامل موثر در گسترش فرسایش خندقی و پهنه بندی آن یکی از ابزارهای اساسی و مهم جهت مدیریت و کنترل این پدیده و انتخاب مناسب ترین گزینه در مقابله با گسترش این پدیده می باشد. از این رو هدف از این پژوهش انتخاب مهمترین معیارهای تاثیرگذار در پهنه بندی خطر فرسایش خندقی با استفاده از دو روشAHP و ANP، مشخص کردن نوع کاربری هایی که در محدوده مناطق با حساسیت بسیار زیاد و زیاد قرار دارند و در نهایت مقایسه کارایی دو مدل مذکور در ارزیابی گسترش فرسایش خندقی در حوضه دشت کهور استان فارس می باشد. بدین منظور ابتدا تعدادی از مهم ترین عوامل موثر بر توسعه فرسایش خندقی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه و رقومی شدند. در مرحله بعد نقشه محدوده خندق ها با استفاده از عکس های هوایی مربوط به سال 1372 تهیه گردید. سپس نقشه های پهنه بندی فرسایش خندقی برمبنای مدل (AHP) و (ANP) تهیه شدند. نتایج حاصله نشان می دهد که از بین عوامل بررسی شده، عامل سنگ شناسی و عامل شیب به عنوان مهم ترین، و کاربری اراضی به عنوان دومین فاکتور از لحاظ اهمیت شناخته شده است. در هر دو روش فوق 100 درصد خندق های حوضه مورد مطالعه در مناطق با حساسیت بسیار زیاد و زیاد رخ داده است. به خصوص بر روی اراضی کشاورزی و اراضی بایر به وقوع پیوسته است. نتایج حاصله نشان می دهد هر دو مدل با اختلاف ناچیز کارایی مناسبی برای پهنه بندی فرسایش خندقی دارد و خروجی منطقی با توجه به مشاهدات میدانی به پژوهشگران عرضه داشته است.
  • حمیدرضا محمدی، احمد غم پرور صفحات 111-129
    مدیریت سازه های ناهمگن قومی امری به مراتب مشکل تر از اداره واحدهای سیاسی همگن قومی، زبانی و مذهبی است. از این رو سازماندهی سیاسی فضا و آمایش سرزمین، ماهیت قوانین از جنبه تئوریک و عملی، سیاست های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… مستلزم تعریفی است که همگرایی معنوی برونداد نهایی آن باشد. چنین وضعیتی بدون رعایت عدالت جغرافیایی در صور گوناگون از پایداری لازم به دور خواهد بود. اهمیت شرایط فوق با مورد نظر قراردادن فضای پیرامون سازه و تهدید و چا لش های نهفته در آن، بیش از پیش خود را برجسته خواهد ساخت. مقاله حاضر با تکیه بر منابع مکتوب داخلی و خارجی و به روش توصیفی- تحلیلی با مفروض قرار دادن این امر که سیاست های دولت در یک سازه ناهمگن همچون شمشیر دو لبه (در دو سطح داخلی و خارجی در ارتباط با امنیت و ناامنی) عمل می کند، به تبیین فلسفی- تحلیلی مولفه های تاثیرگذار بر ایجاد ناامنی و امنیت در یک سازه ناهمگن پرداخته و با تحلیل ساختاری، موانع و منابع ثبات و امنیت پایدار را شناسایی و در نهایت راهکارهای لازم برای پایداری بیشتر را ارائه خواهد داد.