فهرست مطالب

زمین شناسی ایران - پیاپی 38 (تابستان 1395)
  • پیاپی 38 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نصرالله عباسی*، محمد قویدل سیوکی، مرتضی یوسفی، نوید نویدی ایزد صفحه 1
    رسوبات سازند نایبند در برش جنوب باختری طبس و در شرق ایران مرکزی واقع شده که شامل توالی ماسه سنگ، شیل های زغال دار، سیلت سنگ و لایه های آهک فسیل دار است. این سازند در این برش به ستبرای 1410 متر به سن تریاس پسین می باشد. در بخش میانی برش چینه شناسی این سازند یعنی 400 تا 600 متری از قاعده توالی، مجموعه ای از اثر فسیل ها یافت شدند. این اثر فسیل ها شامل Lockeia isp.، Palaeophycus tubularis، Palaeophycus striatus، Planolites beverleyensis، Rhizocorallium isp.، Rosselia isp. و cf. Treptichnus isp. است. با وجود اثر فسیل هایی چون Lockeia isp.،Rhizocorallium isp. و Rosselia isp. ، این مجموعه اثر فسیل قابل نسبت دادن به اثر رخساره کروزیاناست. این ضخامت از سازند نایبند در شرایط محیط رسوبی آرام و زیر سطح موج سار هوای آرام (FWWB–fair-weather wave base ) ته نشست شده است.
    کلیدواژگان: اثر رخساره کروزیانا، محیط رسوبی، تریاس پسین، سازند نایبند، طبس
  • محمدرضا حسین زاده*، سجاد مغفوری، محسن موءید، وحید فریداصل صفحه 17
    کانسار مس ماری در شمال غرب ایران و در منطقه طارم در شمال زنجان واقع شده است. این کانیسازی از نوع چینه-کران و سنگ درونگیر آن، تراکی آندزیت مگاپورفیری به سن ائوسن است. سولفیدهای اصلی مس شامل بورنیت، کالکوسیت و کالکوپیریت عمدتا همراه با پیریت می باشند. بافته ای موجود در کانی سازی شامل پرکننده فضای خالی، دانه پراکنده، رگه- رگچه ای و جانشینی است. سنگ های آتشفشانی محدوده مورد مطالعه بیشتر دارای ترکیب حدواسط تا اسیدی با سرشت شوشونیتی و پتاسیم بالا بوده و یک محیط کششی ریفتی درونکمانی را نشان میدهند. دگرسانی های کربناتی، کلریتی، اپیدوتی و سریسیتی در سنگ میزبان دیده میشوند. فراوانی مس و نقره در تراکی آندزیت مگاپورفیری سالم به ترتیب تا 3200 و 216 قسمت در میلیون می باشد. بر اساس ویژگی های اساسی توده کانه دار ماری از جمله محیط تکتونیکی، سنگ دربرگیرنده، حالت چینه کران، کانی شناسی، محتوای فلزی و دگرسانی و مقایسه این ویژگی ها با ذخایر مس تیپ مانتو (Manto- type)، کانسار مس ماری می تواند به عنوان یک ذخیره مس تیپ مانتو در شمال غرب ایران معرفی شود. همانند سایر کانسارهای مشابه این تیپ در دنیا، سه مرحله اصلی برای کانی سازی در کانسار ماری میتوان در نظر گرفت. مرحله اول شامل فعالیت آتشفشانی زیردریائی و فوران گدازه تراکی آندزیت مگاپورفیری به همراه دگرسانی ناحیه ای پروپیلیتی می باشد. در مرحله دوم، دیاژنز اولیه و فعالیت میکروارگانیسم های احیاکننده سولفات باعث تشکیل پیریت هم به صورت پرکننده فضای خالی و هم به صورت دانه-پراکنده در واحد تراکی آندزیتی میزبان شده است. نهایتا در مرحله سوم، افزایش ضخامت رسوبات، فرونشست حوضه و دیاژنز تدفینی به همراه ورود سیالات غنی از مس به داخل واحد میزبان احیایی موجب جانشینی سولفیدهای مس به جای پیریتهای اولیه و کانیزایی در کانسار ماری شده است.
    کلیدواژگان: کانسار مس ماری، چینهکران، تیپ مانتو، تراکی آندزیت مگاپورفیری و زون طارم
  • مهدی بهیاری، محمد محجل*، محسن موید، مهناز رضاییان صفحه 39
    کمپلکس میشو در شمال باختر ایران به صورت برجستگی شاخصی می باشد که توسط گسل های فعال شناخته شد های محدود شده است. آرایش فضایی این گسل ها سبب برافرازش منطقه و برونزد سازند کهر به سن پرکامبرین در مرکز این کمپلکس شده است. بررسی شاخص های پروفیل های طولی رودخانه، مورفولوژی جبهه کوهستان، مورفولوژی دره ها و داده های ترموکرونومتری حوضه نشان می دهد که میزان نرخ برافرازش در راستای باختر به خاور و شمال به جنوب کاهش می یابد. نمودارهای هیپسومتری که برای دامنه شمالی و جنوبی تهیه شده است، نشان می دهند که دامنه شمالی نسبت به دامنه جنوبی در حالت ناپایدارتری قرار دارد. همچنین مقایسه منحنی توپوگرافی همگن شده کمینه و بیشینه در سه مقطع باختر، مرکزی و خاور میشو مشخص کرد که بیشترین اختلاف در مقطع باختری میشو است که دلالت بر نرخ بالای برافرازش در این بخش دارد. داده های زمین دماسنجی آغاز فرایش سریع از حدود 21 تا 22 میلیون سال (میوسن) پیشنهاد می کند. نرخ برافرازش 16/0 تا 24/0 Km/Ma قابل انتظار می باشد. مقایسه نتایج نمونه های برگرفته از باختر و خاور منطقه نشان از کاهش فرایش از باختر به خاور دارد که با نتایج داده های ساختاری و وضعیت چینه شناسی منطقه و یافته های مورفولوژیکی مطابقت دارد.
    کلیدواژگان: برافرازش، شاخص های ژئومورفیک، کمپلکس میشو، فرایش، زمیندماسنجی
  • عادل سرخوشی*، محسن موذن، جواد ایزدیار صفحه 55
    گارنت شیستهای کوه ارغون دارای مجموعه کانیایی کوارتز، فلدسپار، میکا و گارنت هستند. ترکیب شیمیایی پلاژیوکلاز، بیوتیت، مسکویت، کلریت و گارنت نشان می دهد که پلاژیوکلازها غنی از آلبیت، میکای سفید غنی از اعضای نهایی مسکویت، کلریت بیشتر دارای اعضای نهایی آمسیت و سدیت بوده و فلوگوپیت – آنیت تشکیل دهنده اصلی بیوتیت می باشند. گارنت ها غنی از آلماندن و اسپسارتین هستند. در این مطالعه، فشار و دمای حد بالایی و حد پایینی دگرگونی سنگها با استفاده از روش های متداول زمین دما-فشارسنجی محاسبه شد. با استفاده از دماسنج تبادل کاتیون Fe-Mg بین گارنت و بیوتیت با فرض فشار 4Kbarبالاترین حرارت محاسبه شده 615 و کمترین حرارت محاسبه شده 429 درجه سانتی گراد و برای 8Kbar بالاترین حرارت محاسبه شده 644 و کمترین حرارت محاسبه شده 452 درجه سانتی گراد می باشد. با استفاده از روش تعادل کانیشناسی چندگانه، به ترتیب فشار و دمای محاسبه شده برای حد بالایی و حد پایینی دگرگونی، حدود 801 درجه سانتی گراد و فشار 9kbar و 450 درجه سانتی گراد و فشار 7kbar محاسبه گردید. این مجموعه تحت تاثیر دو فاز دگرگونی و دگرشکلی سنگ ها را تحت تاثیر قرار داده اند. دگرشکلی دوم در منطقه همراه با اوج دگرگونی بوده است. کاهش دمای حدود 351 درجه سانتی گراد به ازای کاهش فشار حدود 2kbar در سنگ های رسی دگرگون شده منطقه مورد مطالعه دیده می شود.
    کلیدواژگان: شیمی کانی ها، سنگ های رسی دگرگون، ارغون، شمال غرب ایران
  • محمد نخعی*، مهدی تلخابی، میثم ودیعتی صفحه 71
    در پژوهش حاضر، خوشه بندی مجموعه ای از داده های هیدروشیمی دشت ورامین با استفاده از روش های خوشه بندی C- میانگین فازی (FCM) و تحلیل خوشه سلسله مراتبی (HCA) انجام شده و کاربرد آن ها در تغییرات رخساره های هیدروشیمی بحث گردید. نمونه های آب زیرزمینی با استفاده از بهینه کردن تعداد خوشه و درجه فازیشدگی با استفاده از روش C- میانگین فازی به سه گروه طبقه بندی شدند. از داده های آب زیرزمینی 90 نمونه چاه عمیق و نیمه عمیق و 9 متغیر هیدروشیمی منطقه موردمطالعه استفاده شد. نتایج این دو روش، مراکز خوشه را تولید می کند که در تشخیص فرایندهای فیزیکی و شیمیایی تغییرات هیدروشیمی منطقه موردمطالعه موثر است. در روش FCM تعداد خوشه بهینه توسط توابع بهینه یابی تعیین می شود اما در روش HCA براساس تجربه کاربر و سعی و خطا تعیین می شود. روش FCM روشی مناسب در تحلیل داده اکتشافی در بیان توزیع رخساره های هیدروشیمی است و زمانیکه خوشه های پیوسته یا دارای همپوشانی وجود دارند، ابزار بهتری نسبت به HCA برای خوشه بندی است. با ترسیم خطوط تراز مقدار عضویت هر خوشه که بر روی نقشه به صورت مکانی و پیوسته نشان داده شده، خوشه های نمونه های آب زیرزمینی به خوبی مشخص شده است. نتایج نشان داد؛ روش FCM در تحلیل داده های مرزی، نسبت به روش HCA که تغییراتی واضح و ناگهانی دارد؛ تواناتر است.
    کلیدواژگان: آب زیرزمینی، رخساره هیدروشیمی، دشت ورامین، خوشه بندی، منطق فازی
  • احمد احمدی خلجی، مسعود کیانی، زهرا کمالی*، هادی شفایی مقدم، زهرا طهماسبی صفحه 83
    افیولیت نورآباد بخشی از افیولیت های تتیسی خاور مدیترانه-زاگرس-عمان بوده که در جنوب و جنوب باختر تراست اصلی زاگرس رخنمون دارد. از جمله سنگ های مختلف توالی این مجموعه افیولیتی، دایک های دیابازی و گدازه های بازالتی هستند که در منطقه گسترش زیادی دارند. ترکیب شیمیایی این سنگ ها در محدوده های بازالت های ساب آلکالن، آندزیتیک بازالت و آندزیت می باشد. براساس نمودارهای عناصر نادر خاکی نورمالیز شده نسبت به کندریت و عناصر کمیاب نورمالیز شده نسبت به گوشته اولیه، این سنگ ها خصوصیات سری های کالک آلکالن را نشان داده و با تهی شدگی از عناصر HFSE و غنی شدگی از LREE و LILE مشخص می گردند. این خصوصیات مشابه با دیگر افیولیت های تتیسی است که در امتداد خط درز بیتلس-زاگرس رخنمون دارند، بوده و بیان گر شکل گیری آن ها در بالای زون فرورانش (سوپراسابداکشن) می باشند.
    کلیدواژگان: دایک های دیابازی، گدازه های بازالتی، افیولیت، زون فرورانش، نورآباد
  • اسماعیل الله پور*، منصور وثوقی عابدینی، سید محمد پورمعافی صفحه 103
    در گستره نقشه زمین شناسی 100000/1 سر چاه در استان خراسان جنوبی و واقع بین 59 ̊30́تا60 طول شرقی و33 تا 33 ̊30́ عرض شمالی طیف گسترده ای از سنگ های آتشفشانی با تنوع ترکیبی یازیک تا اسیدی رخنمون دارند که ماهیت و تحولات مذاب سازنده آن ها به کمک مطالعات و اندازه گیری های ایزوتوپی مورد مطالعه قرارگرفته است.
    بر ابن اساس سنگ های آذرین خروجی منطقه منشا گرفته از گوشته متاثر از فرورانش ورقه لیتوسفری و یا متاسوماتیزه شده توسط مواد پوسته ای می باشند و بایستی در مورد شکل گیری سنگ های داسیتی – ریولیتی نقش پارامترهایی چون آلایش پوسته ای را نیز برجسته دید. سنگ های ریولیتی در حد قابل توجهی از مواد پوسته ای تاثیر پذیرفته و با دارا بودن 87Sr/86Sr بالاتر و 143Nd/144Nd پایین تر به گونه ای شاخص متمایز می گردند.
    کلیدواژگان: ایزوتوپی، بازی، خراسان جنوبی، ریولیتی، سر چاه، لوت و آتشفشانی
|
  • Abbassin.*, Ghavidel, Syookim., Yousefim., Navidi Izad, N Page 1
    Nayband Formation is composed of sandstone, coal bearing shales, siltstone, and fossiliferous limestone in the southwest Tabas section, east central Iran. In this section, it is 1410 m in thickness and Late Triassic in age. A divers trace fossils have been found in the middle parts of sequence as 400-600 m. These trace fossils include Lockeia isp., Palaeophycus tubularis, Palaeophycus striatus, Planolites beverleyensis, Rhizocorallium isp., Rosselia isp., and cf. Treptichnus isp. This ichnoassemblage is attributable to Cruziana ichnofacies with presence of Lockeia isp., Rhizocorallium isp., and, Rosselia isp. This part of Nayband Formation was deposited in low energy conditions below fair-weather wave base.
    Keywords: Cruziana ichnofacies, Sedimentary environment, Late Triassic, Nayband formation, Tabas
  • M. R. Hosseinzadeh*, Maghfouris., M. Moayyed Page 17
    Similar to other deposits of this type in the world, three major stages could be considered for mineralization in Mari copper deposit. The Mari Copper deposit is located in the northwest of Iran and Tarom metallogenic zone in the north of Zanjan. The ore-body is strata-bound and hosted by the Eocene mega-porphyritic andesites. The major copper sulfides are bornite, chalcocite, and chalcopyrite associated mainly with pyrite that represent open-space filling, disseminated, vein-veinlet, and replacement textures. The volcanic rocks of the study area mostly represent intermediate to acidic composition with high potassium shoshonitic magmatic series related to intra-arc rift environments. Wall rock alterations include carbonatization, chloritization, epidotization, and sericitization. The abundances of Cu and Ag in fresh mega-porphyritic andesite are up to 3200 and 216 ppm respectively. Based on the main characteristics of Mari ore body such as tectonic setting, host rock, strata-bound form, mineralogy, metal content, and wall rock alterations and comparison of these features with Manto - type copper deposits, Mari Cu deposit can be introduced as a Manto -type Cu deposit in NW Iran. The first stage includes submarine volcanic activity and eruption of mega-porphyritic andesitic lava associated with regional propylitic alteration. In the second stage, the early diagenesis and the activity of sulfate-reducing micro-organisms resulted in the generation of pyrite in the form of open-space filling and disseminated in the mega-porphyritic andesite. Finally, in the third stage, increasing of the thickness of sediments, basin subsidence, and burial diagenesis accompanied with the entry of metal-rich fluids into the reduced host rock, caused the replacement of the first stage pyrites by copper sulfides and mineralization in the Mari deposit.
    Keywords: Mari Cu deposit, Stratabound, Manto, Type, Andesite mega porphyry, Tarom zone
  • Behyarim., Mohajjel M., Moayyedm., Rezaeian, M Page 39
    The Misho Mountain is a prominent topographic feature in the North-West of Iran. This mountain is bounded with series of major active faults. Spatial array of these faults caused an uplift in the study area, and exposure of Kahar Formation in the core of the mountain. The active deformation affected topographic feature and changed the uplift rate. In this research we tried to quantify variation of uplift rate by using geomorphic indices and thermochronometry data. The analysis of stream length gradient, mountain front morphology, valley shape, and basin morphology indicated that uplift rate decreased from North to South and West to East. Hypsometric integral, which was calculated for the northern and southern flanks of Misho Mountain, also shows mature stage for the Southern flank, but in the Northern Misho tectonic activity increased and consequent;y show unstable state. Comparing between maximum and minimum swath profile in the west, central and east Misho indicated that in the west Misho the min and max swath profile indicate greater difference and show rapid uplift in the west Misho. Thermochronologic data show that rapid exhumation commenced by 21-22 Ma (Miocene), and an uplift rate of 0.16 to 0.24 Km/Ma was estimated. We propose that the range might be exhumed diachronously along strike and the magnitude of exhumation decreases to the ESE. This result is supported by structural and stratighraphy of study area.
    Keywords: Uplift, Geomorphic indices, Misho Complex, Exhumation, Thermochronology
  • Sarkhoshia., Moazzenm., Izadyar, J Page 55
    The Mount Argon garnet schists contain mineral assemblages of quartz, feldspar, mica and garnet. The chemical composition of, plagioclase, biotite, muscovite and garnet in the studied sample shows that plagioclases are albite-rich, white mica flakes are rich in muscovite end-member, phlogopite-annite is the dominant constituent in biotite and chemical composition of the analysed garnets shows that they are almandine and spessartine-rich. Maximum and minimum pressure and temperature of the studied rocks were estimated by using common calculation methods. The minimum and maximum temperature of metamorphism was calculated using Mg-Fe exchange between garnet and biotite. Considering a nominal pressure of 4 kbar, the highest calculated temperature was 615C and the lowest temperature was 380C. These were 644C and 392C for pressure of 8 kbar respectively. Also using multi-equilibria calculations, temperature of 800C and pressure of 9kbar were obtained for the peak of the metamorphism and temperature of 450C and pressure of 7kbar was calculated for the lower part of the metamorphism. . Two phases of metamorphism and deformation affected these rocks. The second deformation was associated with the peak of metamorphism. A decrease in temperature about 351°C with reduced pressure of about 2 Kbars is observed in the metapelitic rocks.
    Keywords: Mineral chemistry, Metapelitic rocks, Mount Argon, North West of Iran
  • Nakhaeim., Talkhabim., Vadiati, M Page 71
    In this paper, classification of a large hydrochemical data set from Varamin plain is done by using fuzzy c-means (FCM) and hierarchical cluster analysis (HCA) clustering techniques. Then its application to hydrochemical facies delineation is discussed. Groundwater samples were grouped into three classes according to the optimum number of the classes and fuzziness exponent by using the fuzzy c-mean. The data set includes 90 deep and moderate deep well samples from groundwater data set and 9 hydrochemical variables were used. Results from both FCM and HCA clustering produced cluster centers that can be used to identify the physical and chemical processes creating the variations in the water chemistries. The optimum cluster in FCM method determined by optimization function, but in HCA method by trial and error. The FCM method is potentially useful in establishing hydrochemical facies distribution and may provide a better tool than HCA for clustering large data sets when overlapping or continuous clusters exist. Plotting the cluster membership value contours on a map demonstrated the existence of three spatially continuous, well-defined clusters of groundwater samples. The results showed that the FCM method is more sound for investigating threshold data rather than HCA method (that represents sharp and abrupt variations).
    Keywords: Groundwater, Hydrochemical Facies, Clustering, Fuzzy Logic, Varamin
  • Ahmadi Khalajia., Kinanim., Kamaliz., Shafahii Moghadamh., Tahmasbi, Z Page 83
    The Noorabad ophiolite is a part of Eastern Mediterranean-Zagros-Oman Tethyan ophiolites, cropping out in south-southwest of the Main Zagros Thrust fault. In this sequence of the ophiolite rocks, diabase dikes and basaltic lavas are widespread. The chemical composition of these rocks comprise sub-alkaline basalts, andesitic basalt and andesite. According to normalized REE diagrams to the chondrite and trace elements normalized to the primitive mantle, these rocks show calc-alkaline series, the enrichment of LREE and LILE and depletion of HFSE elements. The characteristics of these ophiolites are similar to other exposed Tethyan ophiolites along Bitlis-Zagros suture zone, and their formation is associated with supra-subduction zones.
    Keywords: diabase dikes, basaltic lavas, ophiolite, supra, subduction zone, Noorabad
  • Elahpoure., Vosoughi Abedinim., Pourmoafi, S. M Page 103
    The 1/100000 geological map of Sarchah area in southern Khorasan province lies at 59˚,30′ to 60˚east longitude and 33˚to 33˚,30′ north latitude. The plain is covered by a wide spectrum of volcanic rocks with a compositional diversity from basic to acidic. In this research he parental melt's nature and evolutions via isotopic studies and measurements were studied t. Isotopic correlation plots of 143Nd/144Nd versus 87Sr/86Sr (Zindler and Hart, 1986) showed that extrusive igneous rocks found in this area were originated from those parts of mantle affected by subducted lithospheric slab or metasomatized by crustal substances. As a result, it is necessary to consider the role of parameters such as crustal mingling in dasitic-rhyolitic rocks formation Rhyolitic rocks are significantly affected by crustal materials. These rocks are characterized by higher levels of 87Sr/86Sr and lower levels of 143Nd/1444Nd.
    Keywords: Basic, Isotopic, Lut, Rhyolitic, Sarchah, Southern khorasan, Volcanic