فهرست مطالب

  • پیاپی 41 (پاییز و زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/09/13
  • تعداد عناوین: 11
|
  • حسین کچوییان، مصطفی کریم خان زند صفحات 1-21
    هر تحقیق تاریخی، چه در حوزه جامعه شناسی تاریخی و چه در دیگر عرصه های علوم انسانی، ناگزیر است که به برخی پرسش ها و مفروضاتی بیندیشد که پنداشت های فلسفی و روش شناختی اثر را شکل می دهند. پیش فرض هایی که براساس آن ها، روایت تاریخی ارائه و تحلیل می شود. ازجمله افرادی که بخش عمده ای از آثارش را به صورت تحقیقاتی تاریخی عرضه کرد، میشل فوکو متفکر و فیلسوف فرانسوی است. مقاله حاضر شامل نکات مختصری است درباره اندیشه وی، به ویژه بحث درباب نسبت رویکرد او با تاریخ. فوکو به طورکلی از پیش فرض ها و پنداشت های برخی شیوه های تاریخ نگاری رایج فاصله گرفت و اصولی دیگر را در نوشتن تاریخ پیشه کرد. این اصول به گونه ای جدایی ناپذیر، در پیوند با تاملات فلسفی و فکری اوست و تنها می توان در نسبت با مفاهیم و اصول اساسی اندیشه وی، برخی وجوه آن را کاوید.
    کلیدواژگان: فلسفه تاریخ، جامعه شناسی تاریخی، تاریخ اکنون، میشل فوکو
  • یحیی بوذری نژاد صفحات 23-47
    یکی از جریان ها و مکاتب روش شناسی که دربرابر مکتب اثبات گرایی قرار دارد و دانشمندان علوم اجتماعی از رویکرد و روش آن مکتب درمقابل روش اثبات گرایی استفاده می کنند، روش هرمنوتیک است. در طول اعصار، درباره قواعد و روش های درست فهمیدن، مطالب متفاوتی نگاشته شده است.به عبارتی، قدمت فهم و تفسیر، از هنگام پیدایش انسان، در وجود او سرشته شده است؛ لیکن تامل بر نحوه فهم و پرسش از فهم و تفسیر، دارای تاریخ خاصی است.در گذشته، تا زمان هایدگر، اذهان متفکران بیشتر معطوف به نشان دادن قواعد فهم و نحوه تفسیر بوده است؛ به عبارتی، درست درک نمودن آنچه درواقع، است.اما هایدگر براساس مبانی اندیشه خود و تفسیری که از حقیقت ارائه داده، مسئله فهم و هرمنوتیک را در مسیر دیگری سوق داده است که تحولات بنیادینی را در هرمنوتیک به وجود آورده است.در اینجا نشان خواهیم داد که هایدگر چه تحولی در تفسیر و فهم ایجاد نموده و اثرات آن را تبیین خواهیم نمود.
    کلیدواژگان: تاویل، دازاین، دور هرمنوتیک، نامستوری، واقع بودگی
  • یوسفعلی اباذری، منصوره خائفی صفحات 49-84
    ورود مدرنیته به ایران، با استعمار و دخالت های گسترده غربیان همراه بود. این همراهی در کنار سایر ویژگی های جامعه ایران، به برخوردها و نگرش های متفاوتی نسبت به مدرنیته و غرب منجر شد. ازجمله این برخوردها و نگرش های متفاوت، میان دو گفتمان حاکم بر اندیشه روشن فکران مشروطه خواه ازیک طرف و روشن فکران دهه چهل هجری شمسی، ازطرف دیگر، اتفاق افتاد.
    بر این اساس، در پژوهش حاضر با عنوان «بررسی مفهوم غرب در گفتمان روشن فکران مشروطه خواه در قیاس با گفتمان روشن فکران دهه چهل هجری شمسی»، منابع متعددی، خصوصا منابع ادبی مطالعه شد تا به سوال اصلی این پژوهش که چگونگی تصویر غرب در دو گفتمان روشن فکران مشروطه خواه و روشن فکران دهه چهل شمسی است، پاسخ مناسب داده شود.
    چارچوب نظری و روش این تحقیق برگرفته از برخی مفروضات نظری روشی نظریه پردازان تحلیل گفتمان است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روشن فکران مشروطه خواه، غرب را تمدن مترقی بهره مند از ایده های آزادی، برابری، علم، تکنولوژی و... می دانستند؛ حال آنکه این تصویر از غرب، در دهه چهل، با امپریالیسمی که از راه های مختلف به استثمار ایران می پردازد و تمدنی که فاصله آن از ارزش های معنوی و اخلاقیات بیشتر می شد، جایگزین گشت.
    کلیدواژگان: ایران، غرب، مشروطه، دهه چهل، روشن فکران، ترقی، امپریالیسم
  • محمدمهدی رحمتی، همایون مرادخانی، مهدی سلطانی گرد فرامرزی، سجاد مرادی صفحات 85-111
    باتوجه به اهمیت فزاینده هویت و مصرف در جامعه شناسی معاصر و نیز ارتباط میان این دو، مقاله حاضر درصدد بررسی رابطه میان هویت اجتماعی و مصرف کالاهای فرهنگی غیرمجاز در شهر تهران برآمده است. دلیل انتخاب کالاهای فرهنگی، آن است که مصرف در این حوزه، بیش از سایر حوزه ها از قید ضرورت های اقتصادی رها شده و بهتر می تواند روند تغییرات رخ داده و گروه بندی های هویتی را بازنمایی کند. در مبانی نظری، از دیدگاه های بوردیو و گیدنز استفاده شده است. تحقیق به روش پیمایش و در میان جوانان شهر تهران، با حجم نمونه 401 نفر صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهند که بین سطح مخالفت فرهنگی و مصرف کالاهای فرهنگی غیرمجاز، رابطه مستقیم و بین متغیر ایدئولوژی خانواده سنتی و مصرف کالاهای غیرمجاز، رابطه ای معکوس وجود دارد. همچنین، رابطه میزان سرمایه فرهنگی با مصرف ماهواره، مستقیم و مصرف سی دی و دی وی دی های غیرمجاز، معکوس است.
    کلیدواژگان: هویت، مصرف فرهنگی، کالای فرهنگی غیرمجاز، سرمایه فرهنگی، مخالفت فرهنگی
  • موسی عنبری، قاسم اویسی فردویی صفحات 113-140
    با گذشت بیش از دو دهه از پایان جنگ تحمیلی، همچنان بار رنج ناشی از جنگ زدگی و آسیب دیدگی بر دوش برخی از خانواده ها سنگینی می کند. در میان آسیب دیدگان از جنگ، جانبازان به عنوان نمادهای عینی و ماندگار گفتمان ایثار و شهادت، از جایگاه ویژه برخوردارند. جانبازان با مسائل و مشکلات گوناگونی مواجه اند که یکی از مهم ترین آن ها «دغدغه هویت جانبازی» و چالش های مربوط به آن است.
    پرسش مقاله این است که جانبازان در مورد جایگاه و هویت جانبازی خود و تغییرات آن نسبت به گذشته چگونه می اندیشند؟ برای ارزیابی و تحلیل این موضوع، با روش کیفی، نظرات تفصیلی 32 نفر از جانبازان 70درصد شهر تهران با مصاحبه های متمرکز گروهی و انفرادی جمع آوری و مقایسه شده است.
    یافته ها نشان می دهد که از منظر جانبازان، ادبیات جانبازی دستخوش تغییرات گردیده و در بسیاری از موارد، تقدس و منزلت جانبازی به مجموعه ای از تعارفات، گفتارهای رسانه ای و تبلیغاتی تقلیل یافته است.. در سطح جامعه، الگوهای رفتاری جدید ناهمخوان با فرهنگ ایثارگری گسترش یافته و تفسیر و قرائت های نوین اما متعارض با گفتمان ایثارگری به وجود آمده است. برحسب یافته ها، اکنون تحولات در گفتمان ارزشی جانبازی و ایثارگری، به رویکرد عمدتا مادی و معیشتی منجر شده است، به میزانی که در جامعه رویکرد مادی و اقتصادی بر نگرش فرهنگی نسبت به جانبازان غلبه یافته است. این تحول بر دغدغه های فرهنگی و دامنه انفصال و انزوای اجتماعی جانبازان و برخی از اعضای خانواده، خاصه همسر و فرزندان آنان نیز افزوده است.
    کلیدواژگان: انزوای اجتماعی، جانبازان، جنگ تحمیلی، چالش هویتی، هویت جانبازی
  • کمال خالق پناه صفحات 141-166
    این مقاله کاوشی در هیاهوی پنهان تنهایی در میان بیماران مبتلا به ام اس است. هدف ما فهم تجربه ذهنی تنهایی و وضعیت عینی تنهایی بیمار به میانجی وضعیت بیماری است. هم معنایی که به تنهایی می بخشند و هم معنایی که بر آن ها تحمیل می شود. ابتدا در ازدحام مطالعات تنهایی سعی در وضوح بخشیدن به مفهوم تنهایی خواهیم کرد. استدلال خواهیم کرد که تنهایی، به مثابه تجربه ای ذهنی، تنها به واسطه امکان عینی آن و میانجی های عینی قابل درک است. در اغلب مواقع، بیماری ام اس تجربه فرایند مداوم محروم شدن از حمایت اجتماعی در دوران دگرگونی پیوندهای اجتماعی است. توصیف مشاهده، مصاحبه و نوشته های بیماران مبتلابه ام اس، منبع ما برای کاوش در تنهایی شان بوده است. در این توصیف چند معنا از تنهایی به مثابه تجربه ای ذهنی وجود دارد: شبکه اجتماعی بودن حمایت اجتماعی، فرایندی از تنها شدن به تنها بودن و بودن بدون آینده. ازطرف دیگر تجربه ذهنی تنهایی آن ها پیامد وضعیت عینی ابتلا به بیماری پیامد سه فقدان اساسی در روابط اجتماعی آن هاست: فقدان شناسایی و فقدان امنیت و فقدان احساس تداوم.
    کلیدواژگان: بیماری ام اس، تجربه تنهایی، شبکه اجتماعی بدون حمایت اجتماعی، فقدان شناسایی، مطالعات تنهایی
  • حمیدرضا جلایی پور، علی اصغر سعیدی، کرم حبیبی پور گتابی صفحات 167-200
    هدف اصلی این مقاله، معرفی دستگاه مفهومی حکومت مندی در تحلیل سیاست گذاری اجتماعی است. محور این دستگاه مفهومی، مطالعه نحوه تحقق قدرت (به معنای فوکویی) ازطریق سیاست گذاری اجتماعی است. یعنی: عقلانیت های سیاسی (گفتمان های) حاکم بر سیاست گذاری اجتماعی کدام است؟ سیاست گذاری اجتماعی ازطریق چه تکنولوژی هایی فعلیت می یابد؟ سیاست گذاری اجتماعی چه نوع سوژه ها و هویت هایی را در شهروندان برساخت می دهد؟ در مقاله حاضر، با روش نظری تحلیلی، سعی شده است جایگاه و کاربردپذیری رویکرد حکومت مندی در تحلیل سیاست گذاری اجتماعی معرفی و درباره آن بحث شود. از دو منظر معرفتی و روشی، رویکرد حکومت مندی را می توان برای تحلیل سیاست گذاری اجتماعی به کار برد: 1. در حوزه معرفتی، با کمک رویکرد حکومت مندی، می توان سیاست گذاری اجتماعی را براساس سه بعد عقلانیت و تکنولوژی و سوژه حکومت بررسی و تحلیل کرد؛ 2. در حوزه روشی ، تحلیل سیاست گذاری اجتماعی با لنز حکومت مندی، گرچه با هر دو روش شناسی تحلیل گفتمان و تبارشناسی امکان پذیر است، منتهی روش اخیر نسبت به روش اول مرجح دانسته می شود. رویکرد حکومت مندی از دهه 1990، قابلیت بسیاری برای تحلیل حوزه های مختلف سیاست گذاری اجتماعی غیرایرانی پیدا کرده است؛ اما تاکنون در ایران، به صورت نظری و تجربی استفاده نشده و با چنین خلئی، ابعادی از تحلیل سیاست گذاری اجتماعی نیز از حوزه نظر و عمل (پراکسیس) دور خواهد ماند.
    کلیدواژگان: سیاست گذاری اجتماعی، حکومت مندی، عقلانیت حکومت، تکنولوژی حکومت، سوژه حکومت
  • غلامرضا جمشیدیها، سید حسن قالیبافان صفحات 201-230
    طرح سازه چندبعدی سرمایه اجتماعی بیانگر توجه فزاینده به عوامل اجتماعی و نهادی در دهه های اخیر در مطالعات میان رشته ای بوده و مصداق تحول پارادایمیک از متغیرهای سخت به متغیرهای نرم در نظریات اجتماعی است.
    چارچوب نظری مقاله، رویکردی تلفیقی مشتمل بر نظریه فرهنگ گرایی و رویکردهای اقتصاد نهادگرا و نهادگرایی اجتماعی است که پارادایم های مهم در رابطه با سرمایه اجتماعی، فرهنگ، نهادها و توسعه هستند و مشتمل بر نظریات ماکس وبر، داگلاس نورث، اولیور ویلیامسون، رابرت پاتنام و نان لین است. این رویکردها مصداق چارچوب نظری مشترک و مرتبط ساختن نگاه کلاسیک جامعه شناختی با مکتب جدید نهادگرایی اقتصادی است. این مقاله با رویکرد کمی، به روش پیمایشی تهیه شده و با بهره گیری از داده های کمی و با ابزار پرسش نامه انجام شده است. همچنین براساس مفاهیم عمده این دو رویکرد و مطابق با جامعه آماری مورد مطالعه، شاخص هایی تدوین و به کار بسته شده است. با استفاد از فرمول کوکران چهارصد نفر از مردم بیرجند به عنوان نمونه انتخاب شده، سپس به شیوه نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای، افراد واقع در سنین بین 15تا64 سال مورد مصاحبه قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که پتانسیل بسیار بالایی از سرمایه اجتماعی و آمادگی برای اقدامات نهادی درجهت توسعه اقتصادی وجود دارد.
    رابطه سرمایه اجتماعی و مولفه هایش اعتماد پیوند بین فردی، اعتماد اجتماعی، انسجام، مشارکت و حمایت اجتماعی با اقدامات نهادی برای توسعه اقتصادی در بیرجند ازطریق نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آماره های تحلیل واریانس ضریب هم بستگی آزمون شده است. نتایج نشان می دهد که تمامی این روابط معنی دار و مستقیم است. سرانجام، در مرحله نهایی به منظور آزمون مدل تحقیق از دو آماره استفاده شده است: ابتدا رگرسیون چندمتغیره مورد استفاده قرار گرفته، سپس تحلیل مسیر برای دستیابی به رابطه علی موجود در مدل به کار گرفته شده است.
    کلیدواژگان: اقتصاد نهادگرا، اقدامات نهادی برای توسعه اقتصادی، اعتماد، انسجام، بیرجند، حمایت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، فرهنگ گرایی، مشارکت
  • سیاوش قلی پور، معصومه زارع صفحات 231-258
    این مقاله تلاش می کند که تاثیر شرایط اقتصادی اجتماعی بر سازمان دهی فضایی در شهر کرمانشاه را مورد مطالعه قرار دهد. رویکرد نظری مقاله مبتنی بر نظریات شهری هانری لفور است. داده ها ازطریق تکنیک های مشاهده و بررسی اسناد گردآوری شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که برنامه های عمرانی سبب گسیختگی فضایی در روابط دیرینه شهر روستا شده اند، موضوعی که سبب جابه جایی جمعیت از روستا به شهر و به دنبال آن تغییرات فضایی شگرفی شد. براساس سه گانه فضایی لفور، بازنمایی فضا مبتنی بر طراحی شهری «زیباشهر» هاوسمان بود. در این بعد، منابع و امکانات و برنامه های رفاهی به طرزی نابرابر در سطح شهر توزیع شدند؛ به نحوی که فضای شهری به دو بخش مطلوب (جنوب) و نامطلوب (شمال) تفکیک شد و به دنبال آن، جدایی گزینی اقتصادی شکل گرفت. به لحاظ فضای بازنمایی نیز شهر ازطریق نمادها و استعاره ها و نشانه ها به دو بخش سنتی/مدرن و فقیر/غنی تفکیک شد و درنهایت، عمل فضایی افراد در درون این فضاهای دوگانه ازطریق مکان هایی نظیر خیابان/بازار و رستوران/قهوه خانه بازتولید فضای اجتماعی حاکم بر شهر را ممکن ساخت.
    کلیدواژگان: بازنمایی فضا، تفکیک شهری، طراحی شهری، عمل فضایی، فضای بازنمایی، گسیختگی فضایی
  • مسعود کوثری، رضوانه عرفانی حسینی پور، عباس عموری صفحات 259-287
    این مقاله با تدقیق و تامل در مفاهیم کارکرد و کژکارکرد، به استفاده های مختلف تلفن همراه در زندگی روزمره جوانان تهرانی پرداخته، الگوهای کاربری آن ها را توصیف و صورت بندی می کند. این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از تکنیک مصاحبه پدیدارشناختی، تجربه زیسته شانزده جوان ساکن تهران را مورد تحقیق قرار داده است. در ابتدا، با نگاهی به مناسبات میان جامعه و تکنولوژی، به نقش فناوری های ارتباطی در تغییر جهان اجتماعی پرداخته و سپس، جایگاه تلفن همراه را در جامعه ایرانی مرور می کنیم. پس از آن، ضمن بیان اجمالی ویژگی ها و مبانی روش شناسی پدیدارشناختی، به تحلیل یافته های تحقیق می پردازیم. نتیجه گیری و اشاره به صورت بندی نهایی الگوهای کاربری تلفن همراه در ایران، آخرین بخش مقاله را تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: الگوی کاربری تلفن همراه، اعتیاد به تلفن همراه، تلفن همراه و بازنمایی خود، کارکرد و کژکارکرد، مصاحبه پدیدارشناختی
  • یحیی علی بابایی، ستار پروین صفحات 289-306
    پژوهش حاضر به بررسی وضعیت زندگی کارگران فصلی مهاجر و گونه شناسی آنان بر حسب رفتارهای پرخطر در شهر تهران می پردازد. روش تحقیق، کیفی می باشد که داده های مورد نیاز از طریق مشاهده و مصاحبه با کارگران فصلی احصا شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که کارگران فصلی از وضعیت نامناسبی به لحاظ وضعیت خواب و استراحت، تغذیه و درامد برخوردارند. همچنین نتایج بیانگر آن است که بر اساس رفتارهای پرخطر، می توان کارگران فصلی را به سه گروه مستعد آسیب، آسیب پذیر و آسیب زا، گونه شناسی کرد.
    کلیدواژگان: کارگر مهاجر فصلی، رفتارهای پرخطر، مستعد آسیب، آسیب پذیر و آسیب زا
|
  • Hossein Kachoian, Mostafa Karimkhanzand Pages 1-21
    Every historical research whether in the field of historical sociology or other areas of the humanities is necessarily based on some hypotheses and questions which form the philosophical and methodological assumptions of the work; these assumptions provide a basis for presenting and analyzing historical narrative. One of the thinkers who had devoted a major part of his work as historical research is the French philosopher, Michel Foucault. This article includes some points about his idea, especially his approach towards history. He generally evaded from some assumptions and suppositions of common historiography and dealt with other principles in writing the history. These principles are inseparably in connection with his philosophical and Intellectual reflections, and one can investigate some aspects of them, only with respect to the fundamental concepts of his thought.
    Keywords: Philosophy of history, Historical Sociology, History of Present, Michel Foucault
  • Yahya Bozarinejad Pages 23-47
    One of the trends and methodological schools opposing with positivism, and the social scientists use its approach and methodology to face positivism, is hermeneutics. The rules and methods of correct understanding has been the subject of a long and aged debate. In a way, interpretation has been with men since the beginning, but conscious reflection on interpretation and its questioning has its own history. In the past until Heidegger, the minds were more focused on the rules of interpretation and the methods of correct understanding of what is around us. But Heidegger opened a new road for the question of understanding and hermeneutics that has revolutionized the discipline. This essay deals this innovation and its consequences.
    Keywords: Interpretation, Dasein, the hermeneutic, non, covered, facticity
  • Yosefali Abazari, Mansoreh Khaefi Pages 49-84
    The entrance of the modernism to Iran was accompanied with the colonialism and the widespread interferences of western countries. This companionship, besides other characteristics of Iran society, led to different reflections and attitudes to the west and the modernism. One of them occurred between constitutionalist intellectual's discourse and the one of intellectuals of the fortieth decade.
    Therefore, to conducting this research, many references were studied, especially literary ones to answer the question about the way in which the west portrayed in these two discourses.
    The theoretical framework of the present paper and its method are extracted from some assumptions of discourse analysis theories.The results demonstrate that the constitutionalist intellectuals consider the west as a progressed civilization with the idea of freedom, equality, science, technology and so forth; while the concept in the fortieth decade was replaced by the imperialism which exploited Iran in different ways and a civilization increasingly isolated from spiritual values and morality.
    Keywords: Iran, The west, constitution, fortieth decade, intellectuals, progress, imperialism
  • Mohammadmahdi Rahmati, Homayon Moradkhani, Mahdi Soltani, Sajad Moradi Pages 85-111
    Considering the increasing importance of identity and consumption in contemporary sociology and the relationship between them, this article aims to study the relationship between social identity and consumption of illegal cultural goods in Tehran. The reason for this selection is the fact that consumption of cultural goods has been more dispensed with economic constraints than other areas, and can better represent the change trends and identity grouping. Theoretical framework of this article is based on Bourdieu and Giddens theories. The results of survey among 401 respondents in Tehran demonstrate that there is a positive relation between the level of cultural resistance and the consumption of illegal cultural goods. Moreover, there is a negative relation between ideology of traditional family and consumption of illegal cultural goods. Furthermore, the relationship between level of cultural capital and consumption some of illegal cultural goods such as satellite channels and C.D – D.V.Ds is reverse.
    Keywords: identity, cultural consumption, Illegal cultural goods, cultural capital, Cultural resistance
  • Mosa Anbari, Ghasem Oveisi Fardoei Pages 113-140
    After two decades of the end of the Imposing War, still there are many families suffering from a plenty of pains have imposed by the war. Among the victims, Janbazan as objective and perdurable symbols of devotion and martyrdom discourse, have a significant position. Janbazan are faced with a diversity of problems and issues including "the Janbaz identity concern" and the challenges related to it.
    The question of this article is that how they think about their Janbaz position and identity and its changes in comparison with the past. To evaluate and analyze this issue, using the qualitative methodology and interview technique, we gathered and compared the detailed comments of 32 Janbaz in Tehran.
    The findings demonstrate that in their view, Janbaz literature has changed and in many cases, its sanctimony and dignity reduced to a set of compliments and media and propaganda discourse. In the society, new behavior patterns and ways of interpretations have developed which are incongruent with the devotion culture and its discourse. According to the results, nowadays the transformations in Janbaz and devotion value discourse led to a material and subsistence approach to the extent that this economical approach toward Janbazan overcomes the cultural attitude. This transformation has been added to their own and their families cultural concerns and social separation, especially their spouses and children.
    Keywords: Janbaz Identity, Identity Challenge, Imposed War, Social Isolation
  • Kamal Khaleghpanah Pages 141-166
    The present article is an exploration of the hidden tumult of loneliness among MS patients of Sanandaj. This article aims to study the subjective experience of loneliness and the objective state of loneliness through the medium of the disease: both the meaning that they assigned to loneliness and the meaning that is imposed on them. First, the meaning of loneliness is clarified all through the throng of the studies on loneliness. Then it is argued that, loneliness as a subjective experience can be understood only through its objective possibility and the objective mediums. In most cases, MS is the experience of process of deprivation from social support in the era of transformation of social bonds. Observation, interview and writings of MS patients, have been our sources for the exploration of their loneliness. There are some meaning-makings in the description of loneliness as a subjective experience: social network without social support, a process from becoming lonely to being lonely, and being without having a clear future. On the other hand, the patients’ subjective experience of loneliness as the result of the objective state of having MS is the consequence of three basic shortages in their social relationships: lack of recognition, lack of security and lack of feeling of continuation.
    Keywords: MS, experience of loneliness, studies on loneliness, lack of recognition, social network without social support
  • Hamidreza Jalaeipour, Aliasghar Saeidi, Karam Habibipour Pages 167-200
    The present paper introduces "governmentality" as conceptual apparatus in analyzing social policy. The center of this apparatus is the study of the way in which power is substantiated by social policy. So we should answer such questions: what are political rationalities (discourses) governing social policy? Which technologies actualize social policy? Which subjects and identities are construct in citizens by social policies? In this paper, by applying theoretical-analytical methodogy, we try to introduce and discuss the position and application of governmentality in analyzing social policy. This can be achieved by epistemological and methodological visions: 1) in epistemological area, by using this approach, we can analyze social policy by rationality, technology and, subject of government dimensions, and 2) in methodological domain, although analyze of social policy with governmentality lens is possible with both discourse analysis and genealogy methods, latter method is preferred. Governmentality approach has gotten high capacity of analyzing different areas of social policy since 1990, yet has been used neither theoretically nor empirically in Iran. Regarding this absence, many dimensions of social policy will be neglected from theory and praxis.
    Keywords: social policy, Governmentality, Rationality of the government, Technology, Subjects of government
  • Gholamreza Jamshidiha, Seyedhassan Ghalibafan Pages 201-230
    The multidimensional pattern of social capital demonstrates the increasing attention paid on social and institutional agents in multi disciplinary studies in recent decades and, therefore is an example of paradigmatic shift from hard variables into soft ones in social theories.
    The theoretical framework of this article is a modulating approach including culturalism theory, institutionalist economics perspectives and social institutionalism. These are significant paradigms of social capital, culture, institutes and development and covering theorists such as Max Weber, Douglass North, Oliver Williamson, Robert Putnam and, Nan Lin. These approaches are samples of shared theoretical framework and relating classic sociological vision to the new school of institutionalism economics. This research is conducted by quantitative perspective and survey technique. Based on the major concepts of the two aforementioned approaches and according to the studied statistical population, we have developed and applied some indexes. Using the Kukran formula, first we selected 400 residents of Birjand as our sample population and, then interviewed people between the ages 15-64.
    The findings demonstrate that there is a high potential of social capital and readiness for institutional actions for economic development among them.
    Keywords: social capital, Institutional Actions for Economic Development, Trust, participation, Birjand, Culturalism, Institutionalism Economics
  • Siyavash Gholipoor, Masoumeh Zare Pages 231-258
    This article attempts to explain the effect of development planning on spatial organization in Kermanshah. It benefits from Lefebvre's theory about “urban life”. The data was gathered through observation and revision of documents. Finding reveals that development planning made spatial fragmentation in the old relationship between the urban and the rural areas. It replaced the population from villages to the cities. This replacement made great spatial transformation. Based on Lefebvre triad of space, representation of space was depended on urban design such as "beautiful city" invented by Hausmann. In this aspect welfare programs and resources were distributed unequally across the city. Followed this, Kermanshah was divided into two parts: south and north. From this time, Economic segregation formed. According to representational space, Kermanshah was separated to both traditional-modern, poor-rich areas based on symbols, metaphors and signs. Spatial practice within dual spaces such as street-market, restaurant-cafe in the city made it possible to reproduce the prevailing social space.
    Keywords: Urban planning, spatial fragmentation, urban segregation, representations of space, representational space, spatial space
  • Masood Kosari, Rezvaneh Erfani Hosseinpoor, Abbas Amoori Pages 259-287
    This paper studies the various daily life usages of cell phones among Tehran youth by focusing on the function and dysfunction concepts and illuminates and classifies their usage patterns. In this study we implement the qualitative approach through Phenomenological interviews with 16 young residents of Tehran. At first, we review the role of technology in changing the social world and the role of cell phones in Iranian society with a look at the relations between society and technology. We then present our findings along with features and basis of the Phenomenology methodology. Finally, we present the conclusion and classification of the cell phone usage patterns.
    Keywords: Cell phone usage patterns, cell phone addiction, cell phones, self, image, function, dysfunction, Phenomenological interview
  • Yahya Alibabaei, Satar Parvin Pages 289-306
    The present study examined the condition of seasonal migrant workers in Tehran and the typology of them in terms of risky behavior and social pathology. The research method is qualitative methods (case study). findings indicated that seasonal workers in terms of general features such as nutrition, sleep , rest and revenues are in poor condition, the typology of seasonal workers in terms of risky behavior and social pathology showed Seasonal workers could be classified as following groups: at risk group, vulnerable group and trouble making group.
    Keywords: seasonal migrant workers, high risk behaviors, at risk group, vulnerable group, trouble making group