فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/12
  • تعداد عناوین: 9
|
  • بنفشه آقایی ابیانه*، صادق صالحی، عبدالحسین کلانتری صفحات 215-236
    مشکلات زیست محیطی به طور عام و مشکلات ناشی از پسماند به طور خاص، از معضلات جوامع کنونی به شمار می روند. حل این مشکلات نیازمند مشارکت شهروندان است. به علاوه، در این زمینه عوامل اجتماعی- روانشناختی گوناگونی بر رفتار شهروندان تاثیر دارند که یکی از آنها هنجارهای زیست محیطی است. هدف مقاله پیش رو سنجش و بررسی هنجارهای زیست محیطی و ارتباط آن با بازیافت پسماند خانگی در منطقه هفت تهران است. برای تبیین این موضوع، از نظریه ها و تعاریف هنجاری استفاده شده است. روش تحقیق پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. 400 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایتکمیل و پاسخ ها با نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داده که شهروندان، هنجارهای زیست محیطی نسبتا بالایی دارند (میانگین 37/3 از پنج)؛ شهروندان تهرانی، بازیافت پسماند خانگی خود را در سطح بالایی انجام داده اند (میانگین 09/3 از پنج) و نهایتا، نتایج تحقیق نشان داده که بین دو متغیر رابطه مثبت متوسطی وجود داشته است. به گونه ای که 11% از بازیافت پسماند به وسیله هنجارهای زیست محیطی تبیین می شود. بررسی دقیق تر موضوع نشان داده است که رابطه بین دو متغیر تعاملی است و با افزایش هر یک، دیگری نیز افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: بازیافت، بازیافت پسماند خانگی، تهران، زباله های خانگی، هنجارهای زیست محیطی
  • حسن خیری* صفحات 237-262
    قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر اخیرا از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده و در روزنامه رسمی ابلاغ شده است. با وجود این، رئیس جمهور به دلیل وجود پاره ای اشکالات، از رهبری درخواست کرده است اجرای آن را متوقف کنند، ولی در نهایت شورای حل اختلاف، صلاح را در اجرا و رفع نواقص آن دیده اند. از آنجا که این طرح هم اکنون در دست بررسی است، در این مقاله تلاش شده با رویکرد جامعه شناختی موضوع امر به معروف و نهی از منکر را به طور کلی و این قانون را به طور خاص بررسی کند. با توجه به ضرورت توجه به عناصر کنش گرایانه و ساختارگرایانه و اقتضائات اخلاقی و قانونی در روابط و مناسبات بین فردی و نظارت عمومی و غلبه فقه فردگرایانه، قانون مزبور بررسی می شود. در عین تاکید بر تمایز نظام ارزش مدار اسلامی که لازمه آن این است که نمی توان از احساس مسئولیت های فردی صرف نظر کرد، بر قانونی که به زیر ساخت ها و ساخت های اجتماعی همزمان با اقدامات کنشی توجه کند، تاکید شده است.
    کلیدواژگان: اخلاق، امر به معروف و نهی از منکر، حسبه، حقوق، ساختارگرایی، فردگرایی، قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، کنشگرایی، نظارت عمومی
  • آیت سعادت طلب، علی یاسینی*، اسماعیل شیرعلی صفحات 263-280
    هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد کلیدی الگوی مدیریت منابع انسانی، رویه های این مدل و تاثیر آن بر عملکرد سازمانی نوآورانه و کارآفرینانه است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها توصیفی از نوع پیمایش بوده که در آن به بررسی میدانی تجارب مدیریت منابع انسانی و ابعاد مختلف آن در بافت دانشگاه های دولتی تهران پرداخته شده است. جامعه آماری را تمامی مدیران عالی در سطح دانشکده های دو دانشگاه تهران و شهید بهشتی تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 70 نفر از روسا و مدیران انتخاب و بررسی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای ساختارمند مبتنی بر طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها نیز از شاخص های توصیفی میانگین و آمار استنباطی همبستگی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد استراتژیک و کارکردی منابع انسانی هر کدام اثر متفاوتی بر عملکرد سازمانی دارند، همچنین درجه موفقیت کارآفرینی فردی و گروهی بر حسب این دو بعد متفاوت است. در نهایت یافته ها نشان داد که تجارب استراتژیک و تجارب کارکردی مدیریت منابع انسانی به طور قابل ملاحظه ای بر اثربخشی سازمانی و بخصوص بر عملکرد نوآورانه از طریق مدیریت استراتژیک منابع انسانی تاثیر می گذارند.
    کلیدواژگان: آموزش عالی، عملکرد سازمانی، کارآفرینی، مدیریت منابع انسانی، نوآوری
  • رجب رضایی فرهادآباد *، یارمحمد قاسمی، فاروق امین مظفری صفحات 281-304
    هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه فرهنگ رشته ای با انواع فرهنگ های دانشگاهی بر اساس رویکرد برگ کوئیست است. بدین منظور رابطه فرهنگ های دانشگاهی معرفی شده توسط برگ کوئیست با فرهنگ رشته ای در سه بعد 1. ایفای نقش محقق؛ 2. همکاری های دانشگاهی و 3. جو حمایتی برای فعالیت های پژوهشی و همچنین با دسته بندی علوم از نظر تونی بچر بررسی شده است. روش تحقیق این مطالعه پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه شامل 690 نفر اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز است. به سبب احتمال تمایل اندک اعضای هیئت علمی در پاسخگویی به پرسشنامه ها و برای جلوگیری از افت تعداد نمونه، پرسشنامه ها در میان همه استادان پخش شد. در نهایت 156 نفر از اعضای هیئت علمی به پرسشنامه های فرهنگ های دانشگاهی (ACI) و فرهنگ رشته ای پاسخ دادند. آزمون تفاوت میانگین ها نشان داد که میان فرهنگ دانشگاهی حاکم بر دانشکده های مختلف دانشگاه تبریز تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که دانشکده های علوم تربیتی و روان شناسی، دامپزشکی، مکانیک، برق، فیزیک و شیمی، همانند فرهنگ حاکم بر کل دانشگاه، فرهنگ مشارکت پذیر؛ دانشکده های انسانی و علوم اجتماعی، ادبیات و زبان های خارجی، کشاورزی، عمران و علوم پایه فرهنگ وکالتی و دانشکده ریاضی فرهنگ توسعه ای دارند. همچنین مشخص شد که فرهنگ مشارکت پذیر با ویژگی های بارزی همچون تولید و تفسیر دانش، پژوهش های مورد حمایت هیئت علمی، آزادی عمل دانشگاهی، امکان مطالعه استادان در حوزه تخصصی خود، تسلط عقلانیت و استقلال، فرهنگ حاکم بوده است. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون گام به گام آشکار ساخت که ضریب تعیین مدل نهایی برای فرهنگ دانشگاهی در دانشگاه تبریز 5/34 درصد بوده است
    کلیدواژگان: استقلال، فرهنگ دانشگاهی، فرهنگ رشته ای، فرهنگ مشارکت پذیر، عقلانیت
  • محمود قاضی طباطبایی*، ربابه فتحی صفحات 305-326
    در این مقاله با استفاده از دیدگاه زنان فرهیخته و اندیشمند و با روش نظریه زمینه ای و با انجام مصاحبه عمیق از 25 نفر از اساتید دانشگاه ها، مناسبات ارزش های زیست جهان اقشار مختلف زنان با پذیرش نظام حقوقی مدنی بررسی شد. از نظر مشارکت کنندگان بخشی از قانون به نفع زنان و بخش هایی از آن نیز ناعادلانه است، آن بخشی هم که به نفع زنان تدوین شده است در ضمانت اجرایی مشکل دارد. از نظر مشارکت کنندگان، نظام حقوقی از زیست جهان زنان تاخر و در حوزه زنان خلا و نقص دارد. با رواج مردسالاری، تبعیض و تعصب در محیط قانون گذاری، روح قوانین نیز مردانه شده و کمتر می تواند از زن حمایت کند. از نظر برخی از آنها قانون مطابق با جامعه سنتی است و نظام حقوقی بدون تحقیق و توجه عمیق به تجربه زیسته و کنش ارتباطی زنان به تدوین قوانین می پردازد. در این بررسی هر 25 استاد مشارکت کننده برآن بودند که نظام حقوقی به زیست جهان زنان توجه کمی داشته و از آن تاخر دارد.
    کلیدواژگان: ارزش های زنان، خانواده دموکراتیک، رابطه ناب، زیست جهان، سیستم، نظام حقوقی، نظریه زمینه ای
  • علیرضا محسنی تبریزی، غلامرضا زرین کفشیان* صفحات 327-352
    پژوهش حاضر در پی فهم وضعیت طرد اجتماعی و سنجش عوامل و متغیرهای موثر بر آن بر حسب شاخص های طرد اجتماعی است. سوالات اصلی تحقیق عبارتند از: چگونه معلولان جسمی و حرکتی در چرخه زندگی به گونه ای نظام مند از جریان اصلی اجتماع طرد و به حاشیه رانده می شوند؟ و چه عواملی به طرد معلولان جسمی و حرکتی از عرصه های اجتماعی انجامیده است؟ هدف کلی این پژوهش شناخت عوامل موثر بر طرد اجتماعی معلولان است. نظریه پردازان این حوزه استدلال می کنند معلولیت گونه ای از سرکوب و طرد اجتماعی است؛ معلولان نابرابری قابل ملاحظه ای را در همه ابعاد زندگی اجتماعی تجربه می کنند و این طرد متاثر از عوامل اجتماعی است. در این تحقیق که از دو روش کمی (پیمایش) و کیفی (مصاحبه) استفاده شده، ابعاد اصلی طرد اجتماعی سنجش شده و توزیع آن در 369 نفر از نمونه تحقیق به دست آمده است. همچنین با استفاده از روش کیفی کوشش شده است درک عمیق تری از تجربه زیسته معلولان جسمی و حرکتی در مورد طرد، فرایندها و علل آن به دست آید. بدین منظور، با نمونه ای متشکل از 31 نفر از معلولان جسمی و حرکتی، به گونه ای هدفمند، مصاحبه به عمل آمده است. یافته ها نشان می دهند که طرد معلولان از اجتماع با نگرش منفی جامعه، عدم تناسب امکانات فیزیکی، نهادهای حمایتی، حمایت های درون گروهی، عدم اعتماد اجتماعی و احساس محرومیت اجتماعی رابطه معناداری دارد؛ بنابراین با توجه به حجم گسترده فقر، بی سوادی، بیکاری و همچنین فقر روابط و مشارکت های اجتماعی و شرمساری در بین معلولان، باید با فاکتورهای اجتماعی مورد اشاره با احتیاط بیشتری برخورد کرد.
    کلیدواژگان: تناسب امکانات، حمایت درون گروهی، سازمان بهزیستی، طرد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، معلولان جسمی حرکتی، نگرش منفی
  • علی مصطفی پور *، لیلا یزدان پناه صفحات 353-372
    مصرف مواد دخانی از جمله سیگار، قلیان، پیپ و... تعداد زیادی از مردم را تحت تاثیر قرار داده و به طور روزافزونی در حال تعامل با سایر آسیب های اجتماعی و تبدیل شدن به تهدیدی شالوده شکن است. هدف مقاله حاضر، بررسی میزان گرایش شهروندان بوکانی به مصرف تنباکو در سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری و عوامل اجتماعی موثر بر آن است. در این زمینه، پس از بسط فضای مفهومی موضوع، از رویکردهای نظری سبک زندگی و اوقات فراغت وبر، زیمل و بوردیو استفاده شد. روش تحقیق، پیمایش بود که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفت، در این پیمایش نمونه ای از شهروندان 18سال و بالاتر شهر بوکان مطالعه شد. اعتبار پرسشنامه به شیوه صوری و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. نتایج تحقیق نشان داد بین متغیرهای ارزیابی وضعیت اجتماعی- اقتصادی، گذران اوقات فراغت به صورت مدرن، سلیقه مصرف مشترک، سن و میزان درآمد، با گرایش به مصرف تنباکو رابطه معنادار و مثبت وجود دارد؛ بدین معنا که با افزایش سطح این متغیرها، میزان گرایش به مصرف افراد نیز بیشتر می شود؛ اما بین متغیرهای گذران اوقات فراغت به شکل سنتی و مصرف کالاهای فرهنگی با گرایش به مصرف تنباکو رابطه معنادار و منفی مشاهده شد و لذا می توان گفت با تغییر تفریحات به شکل سنتی تر و استفاده از کالاهای فرهنگی انتظار می رود گرایش به مصرف کاهش یابد. همچنین، آزمون رگرسیون چند متغیره بیانگر تبیین 53 درصدی تغییرات متغیر وابسته به وسیله متغیرهای مستقل است.
    کلیدواژگان: بوکان، سبک زندگی، گرایش، قلیان، تنباکو، مصرف فرهنگی
  • حمزه نوذری* صفحات 373-390
    همسایگی از جمله مهم ترین واحد های اجتماعی بوده که به نوعی قلب اجتماع محلی و تقویت کننده پیوندهای اجتماعی است. با وجود این، همسایگی می تواند باعث رنج و درد مردم شود. این تحقیق با استفاده از نظریه پیر بوردیو (میدان، عادتواره و ناسازی) در پی توصیف و تبیین تعارضات همسایگی و مسائل ناشی از آن در شهر تهران است. روش مورد استفاده در این تحقیق، کیفی است. با بهره گیری از ابزار مصاحبه های عمیق سعی شده است تا تصویر روشنی از چگونگی و چرایی تعارضات و رنج های همسایگی و برخی پیامدهای آن به دست آید. یافته های تحقیق نشان می دهد، اکثر ساکنان جامعه مورد مطالعه، تجربه مشترکی از ناسازی و عدم توافق با همسایه های دیگر داشتند. نزاع میان همسایه ها، سلب آسایش، در هم ریختگی فضای درونی آپارتمان و عدم درک متقابل از یکدیگر تنها بخشی از مشکلات زندگی آپارتمان نشینی در منطقه مورد مطالعه بود. چنین مشکلاتی به لحاظ شخصی باعث خستگی و فرسودگی و به لحاظ همسایه داری موجب ایجاد دشمنی و کینه توزی میان همسایه ها شده است. این تعارضات، پیامدهایی مانند کاهش نوع دوستی را به دنبال داشته است.
    کلیدواژگان: آپارتمان نشینی، عادتواره، میدان، ناسازی، نوع دوستی، تعارضات همسایگی
  • مروئه وامقی، پیام روشنفکر*، معصومه دژمان، حسن رفیعی، آمنه ستاره فروزان صفحات 391-416
    در ایران ویژگی های جمعیت شناختی و علل کار کودکان در خیابان، در برخی مطالعات بررسی شده است، اما مطالعات اندکی به بررسی کیفی تجربه کار کودکان در خیابان پرداخته اند. این مطالعه با استفاده از مجموعه ای از روش های کیفی و کمی، ویژگی های کار کودکان در تهران را مطالعه کرده است. مطالعه به روش ارزیابی سریع و پاسخ، در سال 92 -1391 با استفاده از ترکیبی از روش های کیفی (بحث گروهی متمرکز، مصاحبه عمیق) و کمی برای گردآوری داده ها از افراد مطلع کلیدی و کودکان خیابانی، اجرا شد. در فاز کیفی برای ورود مطلعان کلیدی و کودکان خیابانی، نمونه گیری هدفمند و در مرحله کمی از نمونه گیری پاتوق ها برای دسترسی و ورود 289 کودک خیابانی دختر و پسر به مطالعه، استفاده شد. یافته های کیفی به روش تحلیل محتوا و یافته های کمی با آزمون کای دو تحلیل شدند. بیشتر کودکان خیابانی تهران به کارهای متعارفی چون دست فروشی و نیمه متعارفی چون زباله گردی مشغول اند. بیشترین فراوانی محل کار کودکان، مناطق دو، دوازده و یک بود. نیمی از کودکان دو نوبت در روز (49%) و یک پنجم آنها تمام روز را کار می کردند. میانگین درآمد کودکان خیابانی 20 هزار تومان در روز است و 79% کودکان تمام یا بخشی از درآمدی خود را به خانواده می دهند. درآمد کودکان خیابانی در تامین نیازهای زندگی کودک و خانواده نقش مهمی دارد و مانع جدی در توقف کار کودکان در خیابان است. این یافته بر ضرورت توجه به علل زمینه ای کار کودکان در راهبردهای مرتبط با کاهش کار کودک و اولویت آن بر اقدامات حذفی مانند جمع آوری تاکید می کند.
    کلیدواژگان: ارزیابی سریع و پاسخ، تهران، کار کودک، کودکان خیابانی
|
  • Banafsheh Aghayee Abianeh*, Sadegh Salehi, Abdolhosein Kalantari Pages 215-236
    Environmental problems in general and waste problem, in particular, are among the crucial issues in modern societies. Solving this problem needs inhabitant’s participation in environmental activities. In addition, there are many psychosocial factors that affect inhabitant’s behavior. One of these factors is environmental norms. Accordingly, the goal of current article is to study environmental norms, household waste recycling, and the relationship between these two variables in district seven of Tehran Municipality. For this purpose we used theories of environmental norms and distributed 400 questionnaires among the residents of district seven in Tehran. The gathered data were analyzed using SPSS software. Results revealed inhabitants of this part of Tehran support environmental norms at high level. They also showed a relatively high tendency toward waste recycling. In addition, a moderate positive relationship was found between these two variables. There was also a mutual relationship between these two variables which means one variable increases as the other increases.
    Keywords: recycling, household waste recycling, household waste, environmental norms, Tehran Municipality
  • Hassan Kheiri* Pages 237-262
    Recently, the Act of “supporting those who commanding to good deeds and prohibiting from wrong deeds” has been adopted by the Islamic Parliament in Iran and has been imparted in the official newspapers. However, due to some problems the president requested the supreme leader to stop its running, but finally the Resolving Disputes Council decided to run and to fix its defects. Since this plan is now under review, from a sociological approach, this study tried to investigate “commanding to good deeds and prohibiting from wrong deeds” in general, and this Act in particular. This Act has been investigated due to the necessity of proactive and structural-based elements, ethical and legal suitability in relations between the individual, public surveillance and individualistic jurisprudence dominance. While underlining the Islamic value-bound system’s differentiation is that individual responsibility cannot be neglected, legislation of an Act that highlights both social infrastructures and structures and functional actions simultaneously has been emphasized
    Keywords: commanding to good deeds, prohibiting from wrong deeds, the Act of “supporting those who commending to good deeds, prohibiting from wrong deeds”, proactive, structuralism, individualism, public surveillance, good deeds, ethics, rights
  • Ayat Saadattalab, Ali Yasini *, Ismail Shirali Pages 263-280
    The aim of this paper is to examine the key aspects of the pattern of human resources management and the effects of this pattern on the innovative and entrepreneurship organizational performance. Methodologically, the data collection is descriptive in survey form, in which managers’ experiences and the different aspects of the problem were studied at two state universities in Tehran. The population of the study consists of all high-level managers in the different faculties of Tehran and Shahid Beheshti universities. A purposeful sampling is used and 70 managers are selected to participate in the study. A structured questionnaire based on Likert scale is used for data collection. Descriptive indices of average, correlation and multiple regressions are used for data analysis. Research findings showed that the strategic and functional aspects of human resources have different impacts on organizational performance. Moreover, the level of success of individual and group entrepreneurship is different. Finally, the findings showed that both strategic and operational experiences under the human resources management influence the organizational effectiveness significantly. Particularly, experiences influence on innovative performance through strategic management of human resources is notable.
    Keywords: entrepreneurship, innovation, human resources management, organizational performance, higher education
  • Rajab Rezaiefarhadabad*, Yarmohammad Ghasemi, Farough Amin Mozafari Pages 281-304
    The aim of this study is to explore the relationship between disciplinary culture with other academic cultures. Following Bergquist we divide disciplinary culture into three dimensions of ascertained role, academic cooperation, and the atmosphere of supporting research activities. The research has been conducted by survey method and questionnaire technique. The statistical population of this study is composed of 690 faculty members in Tabriz University. The questionnaires were distributed among all faculty members and a number of 156 of them were returned. The findings indicate that there is a significant difference between the dominant academic cultures among faculties of Tabriz University. The production and interpretation of knowledge, supporting faculty research, academic freedom, a possibility for professors to study in their field of specialization, the dominance of rationality and autonomy, are known to be the main elements of the dominant culture named participative culture. Some other statistical findings are discussed.
    Keywords: disciplinary culture, academic culture, Bergquist, collegial culture, rationality, autonomy
  • Mahmood Gazi Tabatabaei *, Robbabeh Fathi Pages 305-326
    This research paper is ýbased on a critical paradigm and the ontology of such a paradigm is based on historical realism. Following this line of thinking the ýrelations of the world life of different classes of women and the approval of the civil legal system and ýthe influential factors on these relations were addressed. Using grounded theory we interviewed ýþ25þý female thinkers teaching at universities. We attempted to find the women’s cultural values and its relation with the acceptance of civil rights laws.ý From the viewpoint of interviewees, some parts of the law are in favor of women and some others are ýnot. Furthermore, even those parts that are legally in favor of women, in terms of enforcement, are not guaranteedý. The legal system is deficient regarding women’s rights. This is because of the ýprevalence of masculine orientation and discrimination in the legislative system. They argue that the law is in accordance with the traditional community, civil law legislators, and avoiding a profound attention to the women’s life experience. Altogether, the civil legal system does not pay suitable attention to women’s life-world.
    Keywords: world, life, system, civil legal system, women's values, rethinking
  • Alireza Mohseni Tabrizi, Gholamreza Zarin Kafshian* Pages 327-352
    This study sought to understand the factors affecting social exclusion among physically disabled people living in the city of Ray south of Tehran. Our main research question is how people with physical disability become systematically excluded from their community. Some social theorists argue that disability is a kind of oppression and social exclusion of people with disabilities in all aspects of social life experience significant inequalities. Also, disabled people exclusion is influenced by social factors. Methodologically, this study is a combination of quantitative (survey) and qualitative (interview) approaches. We interviewed 31 persons with physical disability and surveyed a sample of 369 disabled people under the cover of governmental social welfare organization. We attempted to reach a deeper understanding of the lived experience of mental and physical disabilities through interviews. Our survey results show that the variable of social exclusion of disabled people from the community is statistically related to negative attitudes of other people, lack of relevant physical facilities, weakness of social support institutions, the degree of inner group support, lack of social trust, and a sense of social deprivation.
    Keywords: social exclusion, inner group support, physical disability, negative attitude, physical facilities
  • Ali Mostafapoor*, Leila Yazdanpanah Pages 353-372
    Tabacco smoking has affected a large number of people and taking its interaction with other social problems into consideration, can indicate a foundational treat. The aim of this study is to evaluate the tendency of tobacco consumption in the town of Boukan west of Azarbayejan. We evaluated three dimensions: cognitive, emotional, behavioral and social factors affecting the consumption of tobacco. Our conceptual framework is derived from approaches to lifestyle and leisure time proposed by Weber, Simmel and Bourdieu. We surveyed a sample of citizens of 18 years old citizens and over in Boukan, using a researcher constructed questioner to gather and analysis the needed data. The results show that the variables of socioeconomic status, modernistic leisure time, co usage taste, age and income level, have a positive and significant statistical relationship with the tendency toward tobacco consumption. Conversely, the relationship between traditional forms of leisure time with tendency to consume tobacco is found to be statistically negative. Therefore, we can say changing the form of leisure time is expected to reduce the tendency to consume tobacco. Also, multiple regression analysis indicated that independent variables explain 53 percent of variation explained on the dependent variable.
    Keywords: substance abuse, tobacco, hookah, lifestyle, cultural consumption, leisure
  • Hamza Nozari* Pages 373-390
    Neighborhood is among the most important social units. It can strengthen the local social ties among the urban residents. On the other hand, it can cause suffering among the neighbors. In this paper, using Bourdiue’s concepts of field and habitus, we have attempted to describe and explain neighborhood problems among Tehrani residents. We have used a qualitative method to conduct this research. Applying interviewing technique we have tried to provide a clear picture of neighboring conflicts and its consequences. Our findings show that most of the residents have some experience of disagreement and quarrels with the neighbors. Quarrels among the neighbors, causing inconvenice, and lack of mutual empathy are only part of the problems in the region under studied.
    Keywords: neighborhood, altruism, neighborhood quarrels, apartment dwelling, Field, habitus
  • M. Vameghi, P. Roshanfekr*, M. Dejman, H. Rafie, A. Forouzan Pages 391-416
    In Iran, Child Labor on the streets has been reviewed repeatedly but only a few studies have taken a qualitative approach towards the experience of child labor on the streets. This study has taken the characteristics of child labor in Tehran into consideration, using a set of qualitative and quantitative methods. The study has been carried out in the years 1391-92. We conducted focused group discussions, in-depth interviews and surveyed 289 children in order to collect the data from the key informants and the street children themselves. According to our findings, most of the children were engaged in customary works like colportage and semi customary works like waste picking. The children’s work places were mostly in municipality districts of 12, 2 and 1 respectively. Half of the children were working two shifts a day (49%) and one fifth of them were working all day. The average of the street children’s income was 200000 Rials a day and 79% of them handed all or part of their income to their families. The income of the street children has an important role in fulfilling the needs of the child and his/her family and is a serious barrier for cessation of the child labor on the streets. These findings emphasize the necessity of regarding the contextual causes of child labor in the strategies related to reducing the child labor and its priority over coercive actions like removal of children from the streets.
    Keywords: rapid rssessment, response, Tehran, child labor, street children, coercive action, removal