فهرست مطالب

  • پیاپی 15 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فتحیه فتاحی زاده*، محمدکاظم رحمان ستایش، سمیه رضوی خواه صفحات 7-28
    مقاله حاضر روش های شوشتری در شناسایی و تصحیح تحریف های راه یافته در تنقیح المقال علامه مامقانی را که قاموس الرجال تعلیقی بر آن است مورد بررسی قرار داده و با ذکر مثال هایی به دسته بندی آن ها اقدام کرده است. روش شوشتری برای کشف و اصلاح این تحریف ها شامل دو مرحله است: در مرحله اول با کمک معیارهایی همچون اختلاف نقل ها، ناهماهنگی در طبقه راویان و تطابق نداشتن متن حدیث با قواعد عربی و نگارشی، احتمال وقوع تحریف را بیان می کند، سپس برای شناسایی عبارت صحیح از راهکارهایی همچون مقابله نقل کتب مختلف، ترجیح نقل برخی از آن ها و نیز رجوع به نسخه های صحیح تر و اصل کتاب ها، طبقه شناسی راویان، علم نسب شناسی، توجه به ذکر یا اسقاط نام راوی در رجال و اخبار، توحید یا تعدد عناوین، تفرد یا اتفاق نقل ها استفاده می کند، البته گاهی از چندین روش در کنار هم بهره می گیرد یا معیار یک روش را با راهکار روش دیگر به صورت ترکیبی به کار می گیرد. وی بیش از سایر روش ها از روش مقابله و مقایسه نقل های مختلف استفاده کرده است. تحریف هایی که شوشتری در قاموس الرجال به اصلاح آن ها پرداخته، از نظر حجم و تعداد می توان در سه دسته قرار داد: تحریف هایی که توسط مامقانی رخ داده، تحریف هایی که در روایات کشی موجود است و تحریف سایر کتاب ها که البته برطرف ساختن همه این تحریف ها تاثیری در داوری های رجالی نداشته و تنها رفع برخی از آن ها برای داوری صحیح رجالی ضرورت داشته است.
    کلیدواژگان: شوشتری، قاموس الرجال، تحریف، تصحیف
  • مجید معارف*، عبدالهادی فقهی زاده، مصطفی آذرخشی صفحات 29-50
    برانگیختن توجه مردم نسبت به حق متعال، محوری ترین موضوع در آموزه های قرآن کریم و اهل بیتk است. در بسیاری از آیات قرآن کریم و روایات امامان معصومk، ایمان به حضور و احاطه خداوند بر عالم مطرح شده است؛ به گونه ای که این اعتقاد بنیادی، زیربنای تمام موضوعات دینی اعم از اعتقادات، اخلاقیات و احکام عملی را شکل می دهد؛ چنان که در آیات قرآن و احادیث پیامبر2 و امامانk، به این موضوع نیز عنایت ویژه ای شده است که خداوند متعال، منزه از آن است که شبیه مخلوقات خود باشد؛ در این آموزه ها در حقیقت، بر دو اصل ایمان به خداوند و نفی همانندی خدا و خلق تاکید شده است. از این دو موضوع، در روایات اهل بیتk، با عنوان «معرفت بین الحدین» یاد شده است؛ یعنی معرفتی که به دور از ورطه انکار و تشبیه خداوند است.این سطح از شناخت، حداقل معرفتی است که انسان باید نسبت به خداوند داشته باشد.
    کلیدواژگان: توحید، معرفت بین الحدین، تعطیل، انکار و تشبیه
  • علی محمد میرجلیلی* صفحات 51-76
    در راه فهم روایات، نیاز به روش صحیح علمی وجود دارد که آن را فقه الحدیث می نامیم. فهم متون احادیث، بدون توجه به مبانی مورد نیاز، امکان برداشت غلط و انحراف را در پی خواهد داشت. یکی از اموری که در جامعیت و پربار شدن و به روز بودن فقه الحدیث نقش مهم و اساسی دارد، توجه به انواع دلالت های احادیث است. محقق حدیث که در پی فهم صحیح از روایات است، نباید تنها به دلالت مطابقی احادیث اکتفا کند بلکه سایر دلالت های معتبر را نیز مدنظر قرار دهد که عبارت اند از: منطوق، مفهوم، دلالت اقتضا، دلالت تنبیه و دلالت اشاره. در این صورت است که تمام مطالب مستخرج از سخنان معصومان را مورد توجه قرار داده است. معصومینk خود به دلالت های مختلف کلام توجه داشته اند. این مقاله به بررسی اقسام دلالت ها و دلیل لزوم عنایت و درنظرگرفتن آن ها در تفسیر روایات می پردازد.
    کلیدواژگان: دلالت، روایت، حدیث، فقه الحدیث
  • محمد قربانی مقدم* صفحات 77-100
    زیارت عاشورا چهار طریق اصلی دارد که سه مورد از آن به امام محمدباقرR و دیگری به امام صادقR می رسد. دو طریق در کتاب مصباح المتجهد از شیخ طوسی و دو طریق دیگر در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه نقل شده است. اگر کسی بتواند مبنای رجالی معروف در مورد راویان احادیث کتاب کامل الزیارات، یعنی وثاقت تمامی آن ها بپذیرد، بی نیاز از تفحص و بحث در مورد صحت این زیارت بوده و به آسانی، صدور آن از امام باقرR را می پذیرد. اما اگر کسی این مبنا را قبول نداشته یا مانند صاحب این نوشتار تنها مشایخ بلاواسطه را مشمول این قاعده بداند، باید در مورد آحاد روایان این زیارت به مطالعه و دقت علمی بپردازد. مبنای قدما در تصحیح روایت که وثوق به صدور را بیشتر اهمیت می دهد تا وثاقت راویان نیز هرچند امروزه به خاطر قلت شواهد و قرائن کارایی چندانی ندارد، اما درخصوص زیارت عاشورا به سبب شهرت کم نظیر و متن معرفتی و دقیق آن می تواند ایجاد اطمینان نسبت به آن کند. در این نوشتار، طبق مبنای متاخرین مشی شده و با بررسی طرق این زیارت نتیجه خواهیم گرفت که سند دومی که در کتاب مصباح شیخ طوسی برای این روایت بیان شده، هم از نظر طریق شیخ به سند و هم خود سند بدون اشکال و قابل اعتماد است.
    کلیدواژگان: رجال، زیارت عاشورا، سند، کامل الزیارات، مصباح المتهجد
  • محمدحسن صانعی پور* صفحات 101-122
    تفسیر الکشاف زمخشری از مشاهیر تفسیر اجتهادی کلامی است که علی رغم حجم زیاد احادیث تفسیری آن، جلوه تفسیر روایی آن مغفول واقع شده است و این مقاله سعی دارد تا براساس پدیده اسناد و ارسال در حدیث و با تکیه بر آرا و نظریات علمای حدیث به ویژه در مبحث موضوعات، احادیث تفسیری الکشاف را نقد و بررسی و پدیده حدیث انگاری زمخشری را پیجویی کند. در این بین با پیگیری حدیث فضل السور منسوب به ابی بن کعب و گزارش تخریج نویسان بر الکشاف در خصوص بی اصل و سند بودن برخی روایات دیگر، نه تنها پدیده حدیث انگاری و ضعف حدیث پژوهی وی تایید می شود، بلکه تاثیر الکشف و البیان ثعلبی بر زمخشری و نقش وی در شکل گیری این پدیده در الکشاف، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد؛ پدیده ای که با تعبیر «لم اجده» ابن حجر و «غریب» زیلعی در جای جای کتب تخریجشان بر الکشاف قابل پیجویی است. از طرف دیگر، بسیاری از احادیث سنددار ثعلبی و بعضا واحدی، در الکشاف به صورت بی سند آورده می شود که نشان از رویه ارسال حدیثی مفسر است؛ رویه ای که در مفسران اندکی پیش از وی و در منابع مورد استفاده وی به صورت اسناد نمود دارد.
    کلیدواژگان: الکشاف زمخشری، تفسیر بالماثور، ارسال الحدیث، حدیث فضل السور، ثعلبی
  • سید رضا مودب*، کامران اویسی صفحات 123-142
    احادیث لعن امت از روایات باب اشراط الساعه است که در آن ها، لعن شدن نسل های اولیه امت اسلامی توسط نسل های بعدی، از اسباب گرفتاری مسلمانان به بلاهای آخرالزمان معرفی شده است. روایات یادشده غالبا توسط شیخ صدوق و شیخ طوسی نقل شده است که شیوخ حدیثی غیر امامی نیز داشته اند. با توجه به شباهت لفظی و سندی احادیث لعن امت در کتب شیعه و اهل سنت، احتمال منتقله بودن روایات یادشده از منابع اهل سنت به منابع شیعه وجود دارد. بعضی از علمای اهل سنت، به سبب عدم اعتقاد امامیه بر عدالت همه صحابه از سویی و لعن نمودن برخی از صحابه از سوی دیگر، بر آن ها خرده گرفته و به حدیث لعن امت استناد کرده اند، درحالی که تمام اسناد و طرق حدیث لعن امت، به نظر محدثین ضعیف است. در صورت قبول ارتباط بین لعن امت و آخرالزمان، حدیث لعن امت، می تواند بر لعن شدن علیR توسط بنی امیه و خوارج و نواصب دلالت داشته باشد.
    کلیدواژگان: لعن امت، حدیث لعن، اشراط الساعه، آخرالزمان
  • فرشته کسری دهکردی*، پروین بهارزاده صفحات 143-176
    حدیث شیعه در قرن ششم، همزمان با حکومت دولت سلجوقیان در ایران، دوران فترت خود را میگذراند. سبک های جدید نگارشی در دوران فترت کمتر رخ می نمایاند. بنابراین تالیفات شیعه در دوران سلجوقیان کمتر از دوره های پیشین انجام شده است. گونه های نگارشی این دوران در میان شیعه شامل اربعین نگاری، مناقب نویسی، فضایل نگاری ائمه، کتاب های دعا، مزارنویسی و تداوم برخی سبکهای دوره های پیشین است. شاید اثر تخریبی سلجوقیان و هجوم اهل سنت به باورهای شیعی نیز در رویکرد مناقب نویسی موثر بوده باشد. دراین دوره غریب نویسی و شرح نویسی و نوشتن تفاسیر روایی نیز رواج داشته است.
    قرن ششم در میان اهل سنت، دوره پردازش های تکمیلی و جانبی کتاب های حدیثی است. در این مرحله اطراف نگاری، تخریج نویسی، جامع نویسی(کتاب های فراگیر) و مرتب سازی کتاب های پیشینیان رواج داشته است. گونه های غریب نویسی و شرح نویسی بر متون دینی و امالی نویسی بین عالمان اهل سنت و عالمان شیعه مشترک است.
    در این سده، حوزه های حدیثی متعددی در ایران فعال بوده اند. به نظر می رسد که فعالیت محدثان شیعه در حوزه ری نمود بیشتری دارد. حوزه های حدیثی اهل سنت نیز در بیشتر مناطق سنی نشین خراسان پررونق بوده است و شیعیان در بعضی از شهرهای خراسان، همانند سبزوار اکثریت داشتند. مبادلات حدیثی بین شیعه و اهل سنت نیز در این دوران دیده می شود.
    کلیدواژگان: حدیث، گونه های نگارشی، حوزه های حدیثی، ایران، سده ششم
  • حمیدرضا فهیمی تبار* صفحات 177-202
    هر متن ادبی، برآمده از ساختار متن قبلی و برآیند تعامل و وابستگی در دو ساحت ساختاری و معنایی و معرقی از نقل قول ها به شمار می رود، نهج البلاغه به اعتبار یک متن، حاوی بینامتنی قرآنی، احادیث نبوی و اشعار عرب است. ازآنجاکه بینامتنی به سه گونه اجترار، امتصاص و حوار تقسیم می شود، برای پاسخ به این پرسش که بینامتنی احادیث نبوی در نهج البلاغه از کدام نوع است، در این مقاله ابتدا کلام رسول خدا2 و یادکردهای سیره او از نهج البلاغه استخراج شده و نوع بینامتنی آن ها مشخص شده است و سپس کارکردهای احادیث رسول خدا2 مورد بررسی قرار گرفته است . آنجا که حضرت همگان را با بیان «واستنوا بسنته فإنها اهدی السنن » به پیروی از سنت رسول خدا2 دعوت می کنند، کارکرد ترویجی ظهور می کند؛ و زمانی که فرمان پیامبر 2 در جمله «غیروا الشیب و لا تشبهوا بالیهود» را تابع اوضاع ویژه دوران پیامبر2 معرفی می کند، ما را به اسباب الحدیث برای فهم احادیث توجه می دهد؛ و آنگاه که برای فهم فتنه در آیه اول سوره عنکبوت به کلام پیامبر2 اسناد می کند، ما را به کارکرد تفسیری رهنمون می کند و رجم زانی توسط رسول خدا2 و سپس نماز خواندن بر جسد او را پایه احتجاج خود در برابر خوارج قرار می دهد تا کار کرد احتجاجی روایت را نشان دهد. بدین ترتیب نگارنده نشان داده است آوردن سخن و سیره رسول خدا2 در نهج البلاغه، کارکردهای ترویجی ، فقه الحدیثی ، تفسیری ، جدلی و استدلالی و اقناعی دارد.
    کلیدواژگان: امیرالمومنین، رسول خدا، نهج البلاغه، روابط بینامتنی، حدیث نبوی، کارکرد
  • رسول محمدجعفری *، علینقی لزگی صفحات 203-228
    جعل حدیث یکی از آسیب های است که جامعه اسلامی از دوران پیامبر (ص) بدان دچار شد و ازجمله اهداف آن، ترور شخصیت پیشوایان دینی و سیاسی بوده است. امام حسن (ع) از کسانی است که تیر مسموم جعل حدیث، سیره انسان ساز و الگوآفرین ایشان را وارونه جلوه داده است. در منابع فریقین با طرق مختلف از امام صادقR نقل شده که ایشان پیوسته زن ستانده و طلاق می داده است. در برخی منابع نیز بدون یادکرد سند تعداد همسران ایشان تا سیصد تن شمارش شده است. شواهد حکایت از آن دارند که خاستگاه جعل این احادیث منصور عباسی است، زیرا تاریخ شهادت می دهد او نخستین کسی است که این اتهام را پس از سرکوب قیام سادات حسنی به امام حسن (ع) نسبت داد. بررسی های رجالی و درایه ای اسناد روایات نیز نشان می دهد که برخی از این روایات اساسا فاقد سند بود و ارزش روایی ندارد، باقی روایات نیز به دو تن در شیعه به نام های عبدالله سنان و یحیی بن ابی العلاء الرازی و یک نفر در اهل سنت به نام حاتم بن اسماعیل منتهی می شود. تحقیقات نشان می دهد که احتمال جعل حدیث و وارد ساختن روایات یادشده به وسیله حکومت در کتب حدیثی دو راوی شیعه وجود دارد، و در مورد راوی اهل سنت نیز به دلیل نقل مرسل از امام صادق (ع)احتمالی مشابه می رود. روایات از نظر محتوا نیز در تعارض جدی با ادله نقلی و عقلی است.
    کلیدواژگان: امام حسن(ع)، مطلاقیت، جعل حدیث، بنی عباس
  • سید علی اکبر ربیع نتاج، رضا آقاپور، محمدصادق حیدری* صفحات 229-248
    یکی از روایاتی که درباره سبب نزول سور فلق و ناس وارد شده، روایت لبید بن اعصم یهودی درخصوص سحر و جادو شدن پیامبر گرامی اسلام است. در روایات چنین آمده که شخصی به نام لبید بن اعصم با دمیدن در یازده گره، پیامبر2 را سحر نمود و ایشان به خاطر این سحر بیمار گردید. آنگاه خداوند دو سوره فلق و ناس را برای شفای پیامبر (ص) بر ایشان نازل فرمود. در نوشتار پیش رو که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، تلاش شده است تا «سند و متن» این روایت در منابع شیعه و سنی تحلیل و ارزیابی گردد. بررسی های نشان می دهد که این روایت به طرق مختلف در منابع روایی و تفسیری فریقین نقل شده و همه آن ها از ضعف سندی برخوردار است. همچنین محتوای این روایات به دلیل اختلافات موجود در متن آن ها، تعارض با قرآن، شان و عصمت پیامبر2 و حقایق تاریخی، دارای تشویش و اضطراب بوده و غیرقابل اعتماد است.
    کلیدواژگان: پیامبر(ص)، معوذتین، لبید بن اعصم، نقد سندی، نقد متنی
|
  • Pages 7-28
    The present article has considered the methods of Tustari in "Qamus-al-Rejal" about recognition and correction the distortions in "Tanqih al-maqal" by Allameh Mamqani and categorizes them by saying examples. Tustari's method for discovery and correction these distortions included two levels: in first level by criterions like narrations variances, disharmony in class narrators and mismatch of the hadith text with the rules of the Arabic language and writing, he expresses the possibility of distortion occurrence. Then for recognizing the correct text, he uses methods such as confronting hadith text in different books and preference one of them and also reference to more correct editions and original books, recognizing the class of narrators, genealogy, pay attention to mention or anonymity in rijal books and hadiths, oneness or multiplicity in the titles, individuation or unison in narrations. However, he sometimes uses several methods together or employs a method with the other solution way via compounded method. He has used method of confronting and comparison the different narrations more than other methods. Distortions that tustari has corrected them in Qamus-al-Rejal can put them in three classes: distortions that has been occurred by Mamqani, distortions that are in Kashshi's hadiths and distortions of the other books. Of course removing all these distortions doesn’t have affect in Rejal judgments and just removal some of them is necessary for correct Rejal judgment.
    Keywords: Tustari, Qamus al-Rejal, Distortion (Tahrif), Tashif
  • Pages 29-50
    Arouse people's attention towards the God, is the most central issue in the teachings of the Holy Quran and the Prophet’s household (pbut). In many of Qur’anic verses and the Imams (pbut) rewayats (sayings), belief in the being of God and his surrounding of all of the universe has been stated; This has been mentioned in a way that this fundamental belief is the base of all religious issues and themes including Beliefs, morals and practical rules. Also there has been mentioned that God almighty is not similar to any of his creations. Therefore, in such teachings, belief in the God Almighty and Denying the similarity between God and creations, has been emphasized. These two subjects, in hadith of the Prophet’s household (pbut), have been mentioned with the topic of “Marefat bain al-haddain.” It explains the knowledge that is far from the abyss of denial of God and similarity to his creations. This level of knowledge is the minimal knowledge that humans must have about God all mightly.
    Keywords: monotheism, Marefat bain al haddain, obstruction, denial, similarity
  • Pages 51-76
    In the process of hadith understanding, there is a need for an appropriate scientific approach; it is called "fiqh al-Hadith". Ignoring the principles of implications, thus, lead to mistakes in the understanding of the hadiths. In order to make the procedure of dealing with "fiqh al-Hadith" more comprehensive and up-to-date, Due to the kind of implications in hadiths. A hadith researcher who seeking the right understanding of it should not consider just the corresponding implication; rather, he or she is bound to pay attention to all possibly existing kinds of implications, which include texture, implied, requisite, monitive, and allusive implications. In this case the researchers considered all the concepts of Imam hadith. This approach to hadith understanding was also favored and practiced by Imams (pbut).This paper aims at survey different sorts of implications and the necessity of paying attention to them in hadith understanding.
    Keywords: implication, narration of Hadith, Hadith, Hadith Understanding (Fiqh al-hadith)
  • Pages 77-100
    The text of Ziyarat Ashuora has been transmitted in four main ways, three way reaches to Imam Muhammad Al- baqir (a.s.) and the next to Imam Jafar Al- Sadiq (a.s.). Two ways has been narrated in the book Misbah al- Mutahajjid by Sheikh Tusi and two other ways in the book Kamil al-Ziyarat by Ibn quliwaih. If someone agrees and accept the famous narrators of Kamil al-Ziyarat and trusts on all narrators there, there would be no need for to investigate about them and easily can trust on all those Ahadith and find out that they have been narrated by Imam Muhammad Al- baqir (a.s.). But if someone does not agree on those bases or as like as the writer of this paper only accepts the immediate narrators, must investigate exactly about every individual narrators. The base of early scholars that agree on the trust on issuance than trust on reliability of narrators although today it does not have efficiency because of the lack of evidence, but about Ziyarat Ashoura because of the unique fame and reputation and also Knowledgable and exact text of it we can trust on it. In this article the author has put his bases on the bases of late Scholars and by investigating the asnad of this Ziyarat we conclude that the second sand which has been mentioned in the book Misbaha al- Mutahajjid by Sheikh Tusi, both in the way of narration and the narrators has no problem and is trustworthy.
    Keywords: narrators, Ziyarah Ashuora, sanad, Kamil al-Ziyarat, Misbah Al-Mutahajjid
  • Pages 101-122
    Zimakhshari's al-Kashshaf is a famous rational and Kalam exegesis. Although it has significant number of hadith but the hadith feature of al-Kashshaf is neglected and this article is based of isnad analysis and Irsal al-hadith and is based on the opinions of the scholars of Hadith, especially about fabrication of Hadith and it tries to criticize hadith in al-Kashshaf and to seek phenomenon of hadith fiction in it. By follow-up hadith of Fazl ai-suwar Attributed to Ubayy bin Kab and report of books of Takhrij for al-Kashshaf about some hadith fabricating in it, not only confirmed Zamakhshari's hadith fiction, but also confirmed effect of Thalabi on him and this phenomenon in al-Kashshaf. Ibn hajar's phrase "lam ajidhu" (áã ÃÌÏå) and Zaylai's phrase "gharibun" (ÛÑیÈñ) imply this phenomenon. On the other hand Zamakhshari delete sanad of hadith (irsal al-hadith) that in Thalabi and Wahidi' exegeses have this sanad (isnad al-hadith).
    Keywords: Zamakhshari's al-Kashshaf, Interpretation by hadith, Irsal al hadith, Hadith of Fazl al-suwar, Thalabi
  • Pages 123-142
    Nation (Ummah) imprecation Hadith belongs to Ashrat al-saah in which the imprecation of the early Islamic nations by the next generations is considered to be one of the causes of Muslims’ Involvement in the last time. The mentioned hadiths that have Sunni narrators have often been transmitted by Shiykh Saduq and Shiykh Tusi. Similarity of the words and sanad of Nation imprecation Hadith in Sunni and Shiite books, say this hadith maybe transmitted from Sunni sources to those of Shiite. Due to their lack of Imami belief in justice to all companions of the Prophet, and the imprecation of some of them on the other hand, some Sunni scholars have criticized Shiite scholars who have cited the Nation imprecation Hadith. But all asnad and chains of nation imprecation Hadith are weak. By accepting the relationship between the Nation imprecation and the last time, the nation imprecation Hadith may indicate the imprecation of Ali (pbuh) by the Umayyads, Kharijites and nawasib.
    Keywords: Nation Imprecation, Ashrat al saah, the last time
  • Pages 143-176
    In the sixth century, At the same time with the Seljuks Empire in Iran, the Shiite hadith spent their recess time.
    New writing styles rarely emerge in in this period. Thus, Shiite hadith works in the Seljuks period are less than previous one. Shiite hadith written styles in this period include “recording Arbain” (Forty Hadith), "recording Manaqib" “recording Imams's Fazail", "prayer books" and "tombs books" and continuing some writing styles of previous periods. Perhaps the damaging effect of the Seljuks and the influx of sunni to shiite beliefs is effective on "recording Manaqib"
    In the course "recording Gharib" and "recording explanation" and "traditional exegesis" had been common.
    The 12th century is a time to carry out supplementary and lateral processes on hadith books by the Sunni scholars. In this period, "recording atraf", "recording takhrij", "recording jami" (comprehensive books) and organized the works of previous scholars. Description of the religious texts and recording amali were common styles between Shiite and Sunni scholars.
    In this century, different hadith schools were active. It seems that the work of Shiite hadith is more conspicuous in Rey School. Sunni hadith schools were active in most parts of Khorasan and Shiites were the majority in some cities in Khorasan such as Sabzevar. Hadith exchanges between Shiites and Sunnis also be seen in this period.
    Keywords: Hadith, Hadith Recording styles, Hadith schools, Iran, the 12th century
  • Pages 177-202
    Every literary text, arise from the previous text and outcome of the interaction and dependencies between structural and semantic aspects and collection of quotes. Nahj al-Balagheh as a text, contains Quranic intertextuality, the Prophetic hadiths and Arab poetry. Since intertextuality divided to three types; quotation, plagiarism, allusion. in this paper, for answering the question about kind of intertextuality of the Prophet's hadiths in Nahj al-Balagheh, we elicit words of the Prophet and citations of his practices from Nahj al-Balagheh and marked the type of its intertextuality then survey function of the Prophet's hadiths. When Ali (pbuh) invited everyone to follow the Prophet's practices with "æÇÓÊäæÇ ÈÓäÊå ÝÅäåÇ ÃåÏی ÇáÓää" we see propagative function and when he related the Prophetic command, " ÛیÑæÇ ÇáÔیÈ æ áÇ ÊÔÈåå ÈÇáیåæÏ" to especial situation of the Prophet, leaded us to pay attention to occasions hadith in understanding of it. When he cites the words of the Prophet for understanding of dissension in first verse of sūra al-ankabut (spider sūra); leaded us interpretational function. Ali argued with the Kharijites by referring to hadith of adulterer stoned to death by the Prophet and then pray over his body, to show argument function of hadith. So, author shows that the Prophet's hadith and practice in Nahj albalagha have propagative; hadith understanding; interpretational; argument and persuasive function.
    Keywords: Ali (pbuh), the Prophet (pbuh), Nahj al balaghah, intertextual relations, Prophetic Hadith, Function
  • Pages 203-228
    Fabrication of Hadith is a problem with which the early Islamic society had confronted, and among the causes, character assassination of religious and political leaders could be pointed. Imam Hassan (pbuh) was a best moral pattern for the people, but fabricated hadiths degraded his spiritual and scientific character. Both Shia and Sunni sources, with different ways, reported by Imam Sadeq (pbuh) that he frequently married and divorced in his lifetime. In some sources, without sanad, the number of his wives is mentioned more than three hundreds. According to evidences, Mansoor Abasi as the origin of these fabricated hadiths and in historical books he is referred as the first one who attributed such accusations to Imam Hassan (pbuh). The science of Rijal and Dirayah shows that basically some of these hadiths are reported without sand (chain of transmission) and are so weak that have not any validity to be regarded as a hadith, and the set are reported from only two Shias: Abdullah bin Sanan and Yahya bin Abulala al-Razi and one Sunni: Hatam Bin Ismail. Research shows that it is possible these hadiths are fabricated and incorporated by the government into Shiite hadith works of them and the Sunni one also is narrated from Imam Sadiq (pbuh) in a morsal form. Regarding the content, these hadiths have serious conflict with rational and traditional proofs, as well.
    Keywords: Imam Hassan (pbuh), multi, divorces, Hadith fabrication, Abbasid Caliphate
  • Pages 229-248
    One of the hadith about the occasions of revelation of surat al-Falaq and al-Nas is the saying by the Jewish Labid ibn Asam about magic of Prophet Muhammad (PBUH). According tothis hadith, a person called Labid ibn Asam bewitched Prophet Muhammad by blowing into eleven nodes and Prophet was sick because of this magic. Afterwards, God revealed surat al-Falaq and al-Nas to Prophet to heal him. The present research, which was carried out using the descriptive-analytical method, aimed at survey the “sand and text” of this hadiths in Shiite and Sunni sources. Investigations indicated that this hadith was mentioned in different hadith sources and exegetical sources of the two sects in different forms and all of these references suffer a weakness in sanad. In addition, the contents of these hadiths due to contradictions in their textual contents and conflict with the Quran, Prophet’s dignity, his infallibility, and historic facts, cause anxiety and distress and are not unreliable.
    Keywords: al-Muawwidhatayn, Labid ibn Asam, Sanad criticize, text criticize