فهرست مطالب

  • پیاپی 19 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/13
  • تعداد عناوین: 14
|
  • محمودرضا میرلطفی، نسرین صادق بیگی صفحات 1-14
    توجه به پایداری های زیست محیطی یکی از مسائلی است که در دوران حاضر بایستی بشدت مورد توجه قرار گیرد چرا که پایداریزیستمحیطی،توانعرصه هایروستاییرادربرابرآشفتگی هایمتعدد بالا می برد. اما متاسفانهعوامل بسیاری سبب تهدید توسعه پایدار در نواحی روستایی می شود. یکی از این عوامل فاضلاب های رها شده ی شهری به زمین های کشاورزی و حریم روستاها می باشد که زمینه تخریب روستا را فراهم آورده و در پی آن موجب ایجاد و گسترش ناپایداری های اجتماعی برای مناطق روستایی گشته است. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات فاضلاب های رها شده شهری بر ناپایداری اجتماعی منطقه ساوجبلاغ می باشد، بدین منظور نمونه ای از اثرات ناپایداری در محیط های اجتماعی وروستاها از جمله (بوینامطبوع فاضلاب، تهدید سلامتی محیط، ایجاد بیماری های عفونی افزایش مهاجرت از این روستاها به سایر مکان ها و...) بررسی شدو سپس اثرات فاضلاب های رها شده شهری بر شاخص های کمی و کیفی محیط های اجتماعی روستا به وسیله آزمونMann-Whitney در نرم افزارSPSSمورد ارزیابی قرارگرفت. نتایج حاصل از این آزمون نشان داد که بین خانوارهای تحت تاثیر و خانوارهای بدون تاثیر فاضلاب در ناپایداری اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین برای بدست آوردن سطح پایداری و ناپایداری اجتماعی روستاهای محدوده مورد مطالعه از مدل موریس استفاده شد. نتایج حاصل از این مدل نشان داد که در ابعاد اجتماعی، روستای مهدی آباد با 83/0 بالاترین سطح ناپایداری و روستای قوچ حصار با 20/0 پایین ترین سطح ناپایداری را برخوردار است.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، ناپایداری اجتماعی، فاضلاب های رها شده شهری، ساوجبلاغ، نظرآباد
  • حسین حاتمی نژاد، علی عشقی چهاربرج صفحات 15-31
    گسترش افقی و بی برنامه شهرها با افزایش جمعیت و رشد روزافزون شهرنشینی منجر به، کمبود زمین، تغییر اراضی مجاور به ساخت وسازهای شهری و ایجاد زاغه هایی در نواحی پرشیب شده است. استفاده غیراصولی و بدون برنامه از زمین و تغییر کاربری ها بدون توجه به ظرفیت های محیطی موجب از بین رفتن تعادل و توازن محیط زیست شهرها گردیده است و توسعه پایدار شهری را دچار چالش نموده است. پژوهش حاضر جهت مدیریت و برنامه ریزی رشد شهر و کاهش اثرات نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، به مکانیابی جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه پرداخته است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی باهدف کاربردی می باشد. پژوهش حاضر ضمن بررسی و تحلیل تنگناهای محیطی و انسانی در جهت رشد فیزیکی شهر مراغه، با استفاده از روش AHP و GIS درصدد یافتن پهنه های بهینه به منظور توسعه فیزیکی آتی شهر مراغه است. شاخص های موثر در توسعه فیزیکی با استفاده از روش محاسباتی AHPکه توسط کارشناسان خبره امتیازدهی شده بودند مورد تحلیل قرار گرفت، وزن معیارها حاصل ازExpert Choice در لایه های موثر در توسعه فیزیکی شهر اعمال شد، درنهایت با تلفیق لایه های در محیط GIS نقشه جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر استخراج گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد شهر مراغه در توسعه فیزیکی خود از هیچ گونه الگویی تبعیت نکرده است این شهر به دلیل محصور بودن در بین ارتفاعات بلند، باغات درجه یک، رودخانه صوفی چای، راه آهن، اراضی نظامی، گسترش حاشیه نشینی در پیرامون خود و همچنین حالت گودی بودن شهر و مشکل دفع آب های سطحی، تنها دو گزینه بعنوان جهات مناسب توسعه فیزیکی پیش رو دارد؛ یکی در قسمت مرکزی شهر که دارای زمین های خالی با بافت های روستایی پراکنده است و دیگری اراضی نیمه هموار و تپه ماهوری واقع در غرب و جنوب غربی شهر می باشد.
    کلیدواژگان: مکانیابی بهینه، توسعه فیزیکی، پایداری شهری، مراغه
  • مجتبی یمانی، مهران مقصودی، حمید عمونیا صفحات 32-44
    حریم خط ساحلی دریای خزر با توجه به قانون اراضی مستحدث و ساحلی60 متر در نظر گرفته شده است که با توجه به رویدادهای سال های اخیر مشخص شده است که استاندارد نیست و برای بهره برداری از محدوده نوار ساحلی مشکلاتی را به همراه خواهد داشت. زیرا این حریم صرفا بر مبنای آخرین نقطه پیش آمدگی آب دریا در سال1343در نظر گرفته شده است. درصورتی که سطح دریای خزر از نظر زمانی و دامنه تراز به طور نامشخصی در حال پیشروی و پس روی است. علاوه بر تغییرات سطح آب دریا، شیب و ارتفاع نوار خط ساحلی نیز متغیر بوده و باعث تفاوت در میزان پیشروی دریا در مناطق مختلف ساحلی می گردد. این عوامل در تعیین حریم مورد اشاره به طور کامل نادیده انگاشته شده است. در این پژوهش خط ساحلی دریای خزر از بابل رود تا رود تالار به عنوان نمونه، مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف، تعیین حریم توسعه فعالیت های انسانی با استفاده از پارامتر های شیب و ارتفاع و همچنین تغییرات سطح دریا در یک دوره 82 ساله و لزوم بازنگری در تعیین حریم در این منطقه بوده است. برای تعیین حریم از روش پرسشگری شرطی در نرم افزارArcGIS9.3 استفاده شده است. داده ها با توجه به ارتفاع خط ساحلی که از مدل ارتفاعی رقومی منطقه بدست آمده است و همچنین تراز سطح دریای خزر در روش مذکور تجزیه و تحلیل شده و حریم ساحلی بر روی نقشه به دست آمده است. در نهایت با تعیین دوره بازگشت های 30 ، 50 و 82 ساله برای داده های ارتفاعی سطح آب دریا، حریم مناطق در معرض مخاطره نیز برای خط ساحلی تعیین شده است. در این پژوهش نشان داده شده است که به طور قطع نمی توان دوره یک ساله را مبنای حد تغییرات و حداکثر پیش روی دریا قرار داد. از این رو داده ها ژئومورفولوژیکی که تاثیر گذار بر تعیین حریم می باشند در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته اند که نتایج قابل قبول و به واقعیت نزدیکتری به دست داده اند. این شیوه همچنین، مشکلات پیشین را در اهداف مدیریت خط ساحلی بر طرف خواهد نمود.
    کلیدواژگان: حریم ساحلی، ژئومورفولوژی، دریای خزر، بابل رود، رود تالار
  • سیدحسین حسینی، فرامرز بریمانی، مهدی رمضانزاده صفحات 45-58
    یکی از گونه های قابل توجه در صنعت گردشگری، اکوتوریسم است.. مقایسه رشد صنعت گردشگری جهان سالانه (حدود 4 درصد) با رشد اکوتوریستم (حدود 30 درصدی) نشانه اهمیت روز افزون آن می باشد . برخی از پژوهشگران بر این باور هستند که در رونق این گونه از فعالیت بین ادراک جوامع محلی و محیط(پدیداری، زمینه ساز و شخصی) روابط متقابلی وجود دارد. برای آزمون این ایده ، شهرستان میاندرود از استان مازندران با توجه به ویژگی های محیطی و گروه های سنی جوان ( دانش آموزان متوسطه) به عنوان میزبان و یا متولی های آینده که در جذب گردشگر بیشتر با تاکید بر احترام به جامعه محلی و محیط زیست خواهند داشت انتخاب شده است. البته به دلیل گستردگی جامعه آماری( 1875 نفر)، بر اساس فرمول کوکران تنها 275 نفر از دانش آموزان متوسطه به صورت تصادفی در رشته های مختلف به عنوان نمونه آماری برگزیده شد و پس از تایید روایی و پایایی پرسشنامه داده های مورد نیاز جمع آوری و از طریق تی تک نمونه ایی، تی مستقل ،رگرسیون خطی و ضریب همبستگی فی تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.نتایج آزمون نشان داد:1-دانش آموزان متوسطه شهرستان میاندرود در ک بالایی از اکوتوریسم دارند اما درک آنان در ابعاد مختلف یکسان نیست. درک آنان از مولفه های زیستی نسبت به مولفه های اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی پایین است.
    2- محیط پدیداری در ادراک محیطی دانش آموزان از اکو توریسم موثر است .لیکن نوع مدرسه بیش از سایر متغیر ها تاثیر گذار است.
    3-بین محیط زمینه ساز و ادراک محیطی دانش آموزان از اکو توریسم رابطه وجود دارد. اما شغل سرپرست خانوار بیش از سایر متغییر ها با ادراک محیطی دانش آموزان از اکو توریسم رابطه دارد.
    4- بین محیط شخصی و ادراک محیطی دانش آموزان از اکو توریسم رابطه وجود دارد. اما تجربه سفر بیش از سایر متغیر ها با ادراک محیطی دانش آموزان از اکو توریسم رابطه دارد.
    کلیدواژگان: توریسم، اکو توریسم، دانش آموزان، ادراک محیطی، شهرستان میاندرود
  • سید مجتبی موسوی نقابی، سید محمد حسینی، مرتضی انوشه، سید علی حسینی صفحات 59-72
    با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی ایران و تنوع قومی و مذهبی در کشور، ضرورت ارتقای انسجام ملی مسجل می شود. هدف آمایش سرزمین نیز توزیع بهینه نیروی انسانی و فعالیت-ها در فضای جغرافیایی سرزمین به منظور دستیابی به توسعه پایدار می باشد. از این رو، در پژوهش حاضر آمایش دفاعی نیروهای وظیفه عمومی در سطح کشور با توجه به دو رویکرد توزیع در پهنه سرزمین یا کمترین فاصله جغرافیایی و تاثیر این دو رویکرد بر ارتقای انسجام ملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش حاضر آمیخته اکتشافی است. در گام اول، با انجام مصاحبه با خبرگان، کارکردهای سیاسی-امنیتی و اجتماعی-فرهنگی دوره نظام وظیفه و تاثیر آنها بر انسجام ملی شناسایی شدند، و در گام دوم، با استفاده از روش تحقیق کمی، تاثیر دو رویکرد توزیع سربازان (توزیع در پهنه سرزمین و کمترین فاصله جغرافیایی) بر انسجام ملی مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج تحقیق، اگر چه رویکرد کمترین فاصله جغرافیایی از جنبه اقتصادی و اجتماعی منافع کوتاه مدتی به همراه دارد، اما از جنبه سیاسی تاثیر منفی بر انسجام ملی می گذارد و نسبت به رویکرد پراکندگی در پهنه سرزمین نمی تواند منافع بلندمدت ملی را در راستای ارتقای انسجام ملی تامین نماید.
    کلیدواژگان: آمایش سرزمین، آمایش نظامی، انسجام ملی، نظام وظیفه عمومی، توزیع فضایی
  • حسین نظم فر، علی مجنونی، احمد آفتاب صفحات 73-88
    توسعه ی پایدار سکونتگاه های شهری دارای ابعاد گسترده بوده که وابسته به شرایط مکانی و زمانی می باشد و جهت شناخت آن نیاز به بررسی و ارزیابی شاخص های پایداری از ابعاد گوناگون اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است. این پژوهش نیز با هدف سنجش و ارزیابی شاخص های توسعه ی پایدار به روش توصیفی - تحلیلی و کمی در سکونتگاه های شهری استان اردبیل صورت گرفته است. بدین منظور داده های مورد نیاز از طریق سالنامه ی آماری سال 1390 و همچنین آمارها و گزارش های ادارات و نهادهای مختلف جمع آوری شده است. سپس با استفاده از مدل بارومتر پایداری اقدام به سنجش و ارزیابی پایداری سکونتگاه های شهری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در شهرستان های استان اردبیل گردیده است. نتایج حاصل از پیاده سازی مدل بارومتریک نشان می دهد که میزان پایداری شهرستان اردبیل به عنوان مرکز استان از نظر شاخص های پایداری اجتماعی (79/0) و شاخص های پایداری اقتصادی (71/0) با اختلاف زیادی نسبت به دیگر شهرستان های استان در وضعیت پایداری بالقوه قرار گرفته است. دیگر شهرستان های استان نیز با اختلاف زیادی نسبت به مرکز استان در وضعیت ناپایداری و ناپایداری بالقوه قرار دارند. از نظر شاخص های زیست محیطی نیز به ترتیب شهرستان های بیله سوار (68/0)، مشگین شهر (58/0)، پارس آباد (54/0) در اولویت های اول تا سوم قرار گرفته و شهرستان اردبیل (41/0) در اولویت چهارم قرار گرفته است. در کل استان اردبیل از نظر میانگین کل رفاه انسانی و رفاه اکوسیستم با امتیاز (35/0) در سطح بسیار پایینی قرار دارد. بنابراین با توجه به شرایط پایداری سکونتگاه های استان اردبیل می توان نتیجه گرفت که سطح پایداری در این استان از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و نیاز به برنامه ریزی با در نظر گرفتن نقاط ضعف و قوت هر منطقه دارد.
    کلیدواژگان: سنجش پایداری، مدل بارومتریک، سکونتگاه های شهری، استان اردبیل
  • وکیل حیدری ساربان، علی مجنونی صفحات 89-104
    مشارکت بدون شک عامل اساسی در فرآیند دست یابی به توسعه همه جانبه است؛ اما تمرکز به شیوه های مدیریتی سنتی سبب گردیده تا به اهمیت ظرفیت ها و توانمندی های اجتماعی ساکنان روستاها در زمینه ی مدیریت توسعه روستاییی توجه جدی نشده و این کار ضمن اینکه موفقیت برنامه ها را با چالش های جدی مواجه ساخته است، در عین حال مانع از شکل-گیری زمینه های لازم برای استفاده از قابلیت ها و توانایی های روستائیان به عنوان ذینفعان اصلی برنامه های توسعه گردد. لذا با توجه به اهمیت موضوع مشارکت و ضرورت استفاده از ظرفیت های موجود در بطن جامعه ی روستایی، پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش ظرفیت سازی اجتماعی بر میزان مشارکت روستائیان شهرستان بناب در فعالیت های عمرانی بوده که با استفاده از تحلیل های آماری و مدل تاپسیس صورت گرفته است؛ بنابراین نوع تحقیق کاربردی بوده و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش 49901 نفر ساکن در 29 روستای شهرستان بناب بوده که با استفاده از فرمول کوکران از این تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسشنامه در بین آنان به دست آمده است. روایی صوری پرسشنامه با کسب نظر اساتید دانشگاه محقق اردبیلی و کارشناسان اجرایی به دست آمده و ضریب پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از فرمول کوکران 92/0 محاسبه شده است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که در بین همه ی متغیرهای هشت گانه ظرفیت سازی اجتماعی که در این پژوهش در قالب هشت فرضیه مورد بررسی قرار گرفته اند، با میزان مشارکت روستائیان در فعالیت های عمرانی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد (000/0). همچنین تحلیل داده ها در آزمون رگرسیونی چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای مربوط به ظرفیت سازی اجتماعی توانایی تبیین 304/0 Adj. R2= در زمینه میزان مشارکت روستائیان در فعالیت های عمرانی را دارند. در نهایت نتایج حاصل از پیاده سازی مدل تاپسیس بیانگر آن است که 62/29 درصد از کل روستاهای شهرستان بناب به لحاظ میزان برخورداری از متغیرهای ظرفیت سازی اجتماعی در وضعیت بسیار مناسب، 22/22 درصد روستاها در وضعیت مناسب، 11/11 درصد روستا در وضعیت نیمه مناسب قرار گرفته اند و مابقی روستاها (03/37 درصد) نیز در وضعیت نامناسب و بسیار نامناسب قرار دارند.
    کلیدواژگان: ظرفیت سازی، ظرفیت سازی اجتماعی، مشارکت، توسعه اجتماعی، شهرستان بناب
  • محمد رحیم رهنما، سید مصطفی حسینی صفحات 105-118
    امروزه ابعاد اجتماعی توسعه به دلیل فراهم سازی زمینه های پیشرفت در سایر ابعاد توسعه پایدار، دارای اهمیت ویژه ای است. براین اساس در این پژوهش به بررسی و سنجش میزان پایداری اجتماعی در شهر مشهد پرداخته شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی بوده که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در این پژوهش ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای، عوامل و پارامتر های موثر بر پایداری اجتماعی در 5 مفهوم و 14 شاخص تعیین و تعریف عملیاتی شدند. سپس پنج محله براساس ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی به روش نمونه گیری تصادفی از سطح شهر مشهد انتخاب، و با استفاده از ابزار پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز از 323 خانوار ساکن در محلات نمونه جمع آوری شد، در مرحله بعد با تلفیق هر گویه در شاخص مربوطه و مجدد با ترکیب شاخص های هر مولفه با یکدیگر در محیط نرم افزاری SPSS ، ماتریس اولیه تصمیم گیری تشکیل گردید. سپس ضمن تعیین وزن مولفه های پایداری اجتماعی با بهره گیری از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، از طریق روش الکتره وضعیت محلات مورد مطالعه از نظر مولفه های پایداری اجتماعی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که محلات مورد مطالعه دارای سطوح متفاوتی از نظر پایداری اجتماعی هستند، به طوری که براساس نتایج محله جاهد شهر و سرافرازان در جایگاه اول و دوم از نظر پایداری اجتماعی، محله جانبازان و بهشتی در جایگاه سوم و محله نیزه در جایگاه چهارم از نظر پایداری اجتماعی قرار دارند.
    کلیدواژگان: پایداری اجتماعی، محله، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، روش الکتره، شهر مشهد
  • تکتم سربرقی مقدم، خدیجه بوزرجمهری، مریم قاسمی صفحات 119-136
    دهیاری به عنوان بازوی اجرایی دولت نقش مهمی در اجرا، نظارت و سازماندهی برنامه های توسعه در راستای دستیابی به سطحی مطلوب از توسعه پایدار روستایی دارد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش دهیار در فرایند توسعه پایدار روستایی صورت پذیرفته است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش های کتابخانه ای و پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق سرپرستان 251 خانوار روستایی در 10 روستای دارای دهیاری در بخش طرقبه شهرستان بینالود است. به منظور ارزیابی عملکرد دهیار در توسعه پایدار روستایی از 49 شاخص در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی منطبق بر 48 بند وظیفه محوله به دهیار استفاده شد. طیف مورد سنجش در پرسشنامه لیکرت بوده است. پس از ورود اطلاعات به نرم افزارSPSS، با استفاده از آزمون های مختلف آماری به تحلیل اطلاعات مبادرت گردید. آلفای کرونباخ برای 49 شاخص برابر 089 به دست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه تحقیق است. آزمون فرضیات با استفاده از تی استیودنت تک نمونه ای و تحلیل خوشه ای انجام شد. نتایج آزمون تی نشان می دهد که عملکرد دهیاران در هر سه بعد توسعه پایدار پائین تر از سطح متوسط ارزیابی شده است. همچنین میانگین عملکرد دهیار در توسعه پایدار روستایی 1.93 به دست آمده که در حد ضعیف ارزیابی شده است. با توجه به یافته ها، راهکارهایی شامل: بازنگری در وظایف دهیاری ها، ارائه گزارش و اطلاع رسانی به روستاییان، تشکیل گروه های مختلف محلی، اجرای طرح های درآمدزا، افزایش آگاهی اجتماعات روستایی و غیره پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: دهیاران، توسعه پایدار روستایی، بخش طرقبه، شهرستان بینالود، ارزیابی عملکرد
  • فائقه الماسی، تقی طاوسی، نسرین حسین آبادی صفحات 137-150
    هدف این پژوهش، واکاوی موج های گرمایی شهر اهواز است. بدین منظور داده های دمای بیشینه روزانه ایستگاه اهواز در سال های 1386-1340 (17166 روز) فراهم گردید. ابتدا بر اساس ماتریس استاندارد شده داده ها و به کمک نمایه فومیاکی، ماتریس انحراف دمای بهنجار شده دمای اهواز (NTD) تهیه گردید. برای شناسایی موج های گرمایی با استفاده از برنامه نویسی در محیط متلب روزهایی را که گرما دست کم 3 روز تداوم داشته و دمای آن 2+ انحراف معیار بالاتر از میانگین (NTD) بود، به عنوان موج گرما تعریف شد. بدین ترتیب 87 موج 3 تا 14 روزه شناسایی و دسته بندی گردید در نهایت، تداوم امواج گرمایی شهر اهواز بر اساس قوانین احتمالی به صورت فرایندهای تصادفی و با استفاده از تکنیک زنجیره مارکوف مورد تحلیل قرار گرفت، نتایج نشان داد که اموج گرمایی کوتاه مدت بسامد رخداد بیشتری داشته با افزایش طول تداوم های امواج گرمایی، رخدادها کاهش می یابد. بیشترین بسامد امواج گرمایی، ابتدای زمستان و ابتدای پائیز بوده است. علاوه بر این بالاترین تداوم ها مربوط به فصل زمستان می باشد. میانگین تعداد روزهای امواج گرمایی اهواز 9 روز بوده بالاترین تعداد روزهای امواج گرما با 38 روز در سال 1377 دیده شده است. نتایج حاصل از ماتریس احتمال تغییر وضعیت بر اساس روش درستنمایی بیشینه، با توان های مکرر احتمال پایا هر یک از دو حالت وجود موج گرما – عدم وجود موج گرما نشان داد که فصل زمستان بیشترین احتمال وقوع امواج گرمایی را دارد. نتایج واکاوی دوره بازگشت امواج گرمایی با تداوم 3 تا 14 روز نیز نشان داد فصل زمستان و فصل تابستان به ترتیب کوتاه ترین و طولانی ترین دوره بازگشت را داشته اند.
    کلیدواژگان: امواج گرما، نمایه فومیاکی، زنجیره مارکوف، اهواز
  • زهرا محمدی، علی اکبر نجفی کانی، عبدالعظیم قانقرمه صفحات 151-166
    توسعه ی کالبدی فضایی روندی متحول برای پاسخگویی به نیازها و خواست های شهروندان است که در برگیرنده فضاهای کالبدی جهت کارکردها و فعالیتهای نوین می باشد. هدف این پژوهش از یک سو بررسی روند توسعه ی کالبدی فضایی شهر بندرترکمن در ادوار مختلف و از دیگر سو بررسی رابطه ی بین ظرفیت های محیطی ساحل با میزان توسعه ی کالبدی فضایی شهر می باشد. به منظور دستیابی به هدف مذکور از دو روش تحلیل مکانی جهت بررسی روند توسعه و نیز روش پیمایشی استفاده گردید. جامعه ی آماری این تحقیق شهروندان و مسئولان و کارشناسان بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران 250 نفر تعیین شده و نمونه ها نیز به صورت تصادفی ساده انتخاب شده-اند. در همین راستا در گام نخست؛ ابتدا به بررسی روند توسعه ی شهر در ادوار مختلف زمانی با استفاده از نقشه های تهیه شده، سپس به بررسی رابطه ی بین میزان سرانه و تراکم جمعیت و همچنین به تحلیل شکل و چگونگی توسعه ی شهر با استفاده از مدل کمی آنتروپی پرداخته شد که نتایج حاصل از این تکنیک نشان می دهد؛ در بخش تحلیل مکانی، توسعه ی کالبدی فضایی شهر طی دوره های مختلف زمانی از گسترش موزون و برنامه ریزی شده برخوردار نبوده و رشد شهری بی قواره (اسپرال) بوده است و علت آن را می توان در مهاجرت بی رویه روستاییان به شهر پس از یکجانشین کردن ترکنمن ها جستجو نمود. در گام بعدی با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، نقش ظرفیت های محیطی ساحل در توسعه ی کالبدی فضایی شهر به وسیله ی نرم افزار Spss مورد سنجش قرار گرفت، همچنین نتایج حاصل از تحلیل همبستگی نشان می دهد که اگرچه بین ظرفیت های محیطی ساحل با توسعه ی کالبدی فضایی شهر رابطه ی 99درصدی و معنادار وجود دارد، اما متاسفانه عملکرد مدیران و مسئولان شهری در استفاده از توان های محیط ساحل مثبت تلقی نمی گردد و توزیع امکانات و خدمات در نواحی مختلف شهری عادلانه نبوده و محلات مختلف در برخورداری از امکانات و خدمات شهری تفاوت 99 درصدی و معناداری را نشان می دهند.
    کلیدواژگان: توسعه کالبدی، فضایی، شهرهای ساحلی، توسعه پایدار، شهر بندرترکمن
  • فاطمه حیدری، اکبر کیانی صفحات 167-182
    توسعه درون زا شهری می تواند در فضاهای رها شده شهری و بافت فرسوده به عنوان رشد هوشمند رخ دهد. از این رو شرایط ایجاب می کند که برنامه ریزان شهری توجه ویژه ای به بافت های فرسوده شهری، شناسایی ریشه های ایجاد این بافت ها و یافتن راه حلی برای فضاهای رها شده در بافت فرسوده شهرها داشته باشند. بنابراین هدف از این پژوهش تعیین کاربری برای فضاهای رها شده در بافت فرسوده شهری، مورد مطالعه: شهر داراب است که علاوه بر تشویش مناظر بصری، زمینه ی ناپایداری در بافت فرسوده شهر داراب فراهم کرده است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بررسی های میدانی می باشد. به منظور تعیین کاربری های موجود، نیاز به تهیه لایه های اطلاعاتی GIS، سپس سرانه کاربری ها با نرم افزار Excel مشخص، وزن دهی و اهمیت شاخص ها به وسیله برنامه Expert Choice، در نهایت با فرمول نویسی درCode Blocks و MATLAB (با روش عملگر OWA FUZZY) کاربری های جایگزین فضاهای رها شده در سه بازه کمیت سنج اولویت بندی، که واحد مسکونی پایدار در اولویت اول قرار گرفته شد. نتایج حاکی از آن است که عدم استفاده از فرصت های مناسب در بافت به دلیل فقدان برنامه ریزی برای فضاهای رها شده و ضعف مدیریت شهری می باشد. از این رو برنامه ریزی برای فضاهای رها شده به منظور رشد هوشمند شهری، یکی از اولویت های مهم نوسازی و بهسازی بافت می باشد.
    کلیدواژگان: بافت فرسوده، شهر داراب، زمین های رها شده شهری
  • جمال محمدی، محمدرضا کنعانی صفحات 183-198
    کلان شهر اصفهان به دلیل دارا بودن اقلیم خشک و نیمه خشک، وقوع خشک سالی در سال های اخیر، سکون هوا در نیمی از روزهای سال، تقاضای فزاینده سکونت و فعالیت، گردشگرپذیری، توسعه شتابان فیزیکی، وجود صنایع سنگین و معادن در حریم شهر و غیره با معضلات زیست محیطی متعددی نظیر آلودگی هوا، افت سطح آب های زیرزمینی، کاهش کیفیت آب های سطحی و زیرسطحی، فرسایش خاک و غیره روبرو می باشد. از این رو پژوهش حاضر بر آن است تا نسبت به بررسی وضعیت زیست محیطی کلان شهر اصفهان در چارچوب رویکرد شهر سبز اقدام نماید. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. محدوده مکانی و زمانی پژوهش شامل کلان شهر اصفهان طی دوره 1387 الی 1391 می باشد. گردآوری داده ها با روش های اسنادی، کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفت. در این پژوهش جهت تعیین شاخص های شهر سبز از روش دلفی و بررسی وضعیت زیست محیطی کلان شهر اصفهان با بهره گیری از تلفیق چارچوب فشار-وضعیت-پاسخ با مدل تصمیم گیری چندمعیاره صورت پذیرفت. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که کلان شهر اصفهان بر اساس شاخص های شهر سبز در مولفه هوا در سال 1390، در مولفه آب در سال 1387 و در مولفه خاک در سال 1390 از مطلوب ترین وضعیت برخوردار بودند، اما کلیه مولفه ها در سال 1388 در ناپایدارترین وضعیت خود قرار داشتند.
    کلیدواژگان: محیط زیست، شهر سبز، توسعه پایدار، تصمیم گیری چندمعیاره، اصفهان
  • جمشید عینالی، سمیرا سهرابی وفا صفحات 199-212
    این مسئله منجر به عدم استفاده موثر از فناوری ها و روش های جدید تولید، کاهش بهره وری عوامل تولید، اتلاف منابع آب و خاک، کاهش درآمد و نظایر آن شده و فرآیند توسعه روستایی را با مشکل مواجه ساخته است. هدف از این مطالعه، بررسی نقش استفاده از اعتبارات خرد کشاورزی در قالب پروژه های گروهی مبتنی بر تامین آب کشاورزی در یکپارچه سازی اراضی و به تبع آن توسعه کشاورزی در منطقه مورد مطالعه است. به همین منظور دهستان خرارود از توابع شهرستان خدابنده (استان زنجان)، به عنوان یکی از موارد موفق در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته است. داده های مورد نیاز با استفاده از روش های میدانی از قبیل مصاحبه با کشاورزان و مسئولین مرکز خدمات کشاورزی و پرسشنامه گردآوری شده و با استفاده از آزمون های ناپارامتری ویلکاکسون، فریدمن و جدول توافقی (برای دوره قبل و بعد) و آزمون t و همبستگی برای دوره بعد تحلیل شد. نتیجه تحقیق بیانگر تاثیر مثبت اعتبارات خرد در یکپارچه سازی اراضی بوده و توانسته است تغییرات معناداری در شاخص های توسعه کشاورزی در سطح 95 درصد را ارایه کند.
    کلیدواژگان: یکپارچه سازی اراضی، فرض دهی گروهی، توسعه کشاورزی، اعتبارات خرد بانکی
|
  • Mahmoudreza Mirlotfi Pages 1-14
    Attention necessity of environmental instabilities is one of the subjects in nowadays that should consider because of upgrading of various stability. But unfortunately many agents bear equal disturbances improvement threat in environmental power open spaces sustainable environment in rural regions. One of these agents is urban dropped sewages in agricultural grounds and villages limits that cause ruining of village. After wards it can spread social instabilities for rural areas. On this direction aim of current research is the study of urban dropped sewages impacts on social in stabilities in Savojbolagh region. For this case we evaluated the in stability impacts on social areas and villages (for example inconvenience of sewage smell environrnent sanity bearing of infections emigration increase from these villages to the other places etc.) then urban dropped sewages impacts have assessed on indicators . Obtained results of Spss in It is treat for public sanity and environment that can risk health and human's life. Thus,healthy repelling and gathering and urban and industrial sewages refining are essential (Faraji, 1390, 1). In this respect, the aim or this current article, is the assessment of urban dropped sewages effects on social instability of Savojbolagh villages. With the attention called before, this hypothesis sets for that there is different relations between social situation of sewage related families and other resident families of Savojbolagh villages. mann-whiney software in Social areas of villages by test qualitatively and quantitatively showed that these are meaning ful differences between beneficiary family and without sewages impact family in social instability. To gain of social stability and instability levels of studied area villages it is used from Morvis Model. Finding of this modle showed that Mahdi Abad village with /83/ has the higher instability level and QuchHesar village with /20/ has lower instability level in social dimensions.
    Keywords: Sustainable Development, social instability, urban dropped sewages, Savojbolagh, Nazar Abad Township
  • Pages 15-31
    Landscape and urban development programs leading to the increasing population and growing urbanization, lack of land, the land adjacent to urban construction and create Slums been in steep areas. Practical use and land use change program regardless of environmental capacity caused the loss of environmental balance and sustainable development of urban cities have been challenged. Study and plan to manage urban growth and mitigate adverse economic, social and environmental aspects to locate the optimal physical development is in the city of Maragheh. Using analytical - descriptive study is aimed at applications. This study analyzed the environmental and human constraints on physical growth of Maragheh, using AHP and GIS trying to find the optimum area for future physical development of the city of Maragheh. Measures affecting the physical development of computational methods AHP were analyzed by the experts were rating, Expert Choice weighting of criteria from affecting the physical development of the city was applied in layers, combining the best aspects of physical development of map layers in GIS environment were identified. The results show that the city of Maragheh in their physical development does not follow a pattern. The city due to being trapped in the higher elevations, Gardens classy, chay Sufi River, railroads, military lands, development of marginalization and the bezel around the city and the problem of disposal of surface water, the only two options for developing appropriate ways physical ahead; One of the central part of the city with vacant land with scattered rural context and the other half flat and hilly lands in the West and Southwest of the city.
    Keywords: Optimal location, physical development, Urban Sustainability, Maragheh
  • Mojtaba Yamani, Mehran Maghsoudi, Hamid Amooniya Pages 32-44
    Privacy with respect to the coastline of the Caspian Sea coastal lands and buildings is 60 meters in Given the events in recent years the practice has lost its standard And management of the coastline has a problem. Privacy simply because the water level changes for the year 1343 is considered. If the level of the Caspian Sea and the amplitude of the balance is not changing. In addition to changes in sea level, slope and elevation changes of the coastline makes a difference in the rate of sea level in coastal areas will be completed. The factors mentioned in the space has been completely ignored. The coastline of the Caspian Sea to the babol and Talar Rivers are the case is being investigated. Determine the parameter space for human activities, using the slope and elevation and sea level changes in a period of 82 years. Notices of inquiry to determine if Drnrm Arc GIS9.3 software is used. Due to the elevation data from digital elevation model of coastline that is achieved. And the Caspian Sea level in the method of analysis and coastal boundaries on the map is obtained. Finally, with the return period of 30, 50 and 82-year water surface elevation data for areas at risk of privacy is at stake for the coastline. The study was conducted at the base as much as a year ago, is located on the Trddyd, Range before and after a year because they can not be provided on the right coast Compare this with the privacy and the privacy problems that previously established for the management of the coastline has been identified Geomorphology and coastline is an important factor that can also be an important factor in determining the rate before and after space has been added.
    Keywords: Bondary of Development, Geomorphology, Caspian Sea, Babolrood River, Talar River
  • Saiyyed Hosein Hoseiny, Faramarz Barimani, Mahdi Ramezanzade Pages 45-58
    One of the areas that are of interest to tourists and the tourism industry has been the ecotourism industry. Ecotourism development can create jobs, myriad economic benefits directly to the people indigenous. Ecotourism is also the foundation for the sustainable development of communities, landscapes and ways to conserve natural resources around 4% annual growth in world tourism industry is estimated to have grown 30% are prepared to tourist travel between the increased attention to the sign of ecotourism one of the oldest human-environment geography in relation Barvabt understanding Bshrnsbt response to changes in the environment. So far over the past few decades, numerous studies in the field of assessing resident's views and perceptions towards tourism in the host society is doing Perceived impacts of tourism on host three major categories of costs and benefits of economic, social and environmental concerns are. In this regard, researchers believe that the boom in tourism and objective and subjective measures of economic, social and environmental terms, there host society. Mazandaran state Due to the geographical location of the province's natural and nature are considered among the top provinces. Due to geographical features and nature Township Miyandorood, this study aims to analyze the perception of high school student's perceptions of ecotourism was Township Miyandorood. According to Cochran formula, 275 people were selected randomly in different fields In this study, a survey questionnaire to survey students were The results demonstrate that the biological component of ecotourism, cultural and socio-economic factors are less students. Results of statistical tests showed significant Relationship between the and the emergence of youth perceptions of eco-tourism. Also the phenomenal impact on young people's perception of the show.
    Keywords: tourism, Ecotourism, Students, Perceptions Environment, Township Miyandorood
  • Pages 59-72
    According to the geopolitical and geo-strategic position of Iran and it’s ethnic and religious diversity, the necessity to promote national solidarity is acknowledged. Solidarity is a feeling of unity between people who have the same interests, goals, etc. Solidarity is unity that produces or is based on universities of interests, objectives, standards, and sympathies among members of a group; fellowship of responsibilities and interests. National Solidarity refers to the ties in a society that bind people together as one. The purpose of spatial planning is also the optimal distribution of manpower and activities in geographical space of land in order to achieve sustainable development. National Solidarity has a positive impact on sustainable development. Hence, in this study, impacts of two approaches regarding soldiers’ distribution (distribution across the country approach and minimal geographical distance approach) on national Solidarity to have been analyzed. Research method of present study is mixed exploratory method. In the first step, through interviews with experts, the functions of Military service such as political-Security and Social – cultural, and their impacts on the national solidarity have been identified. In the second step, using quantitative research method, the effect of two approaches of soldier's distribution on national solidarity were examined. According to the research results, the minimal geographical distance approach have short-term economical and social benefits, but this approach has negative impact on national solidarity in regards of political factor. While the approach of distribution across the country have long-term impacts on promotion of national solidarity through Social – cultural factors and political-Security factors.
    Keywords: Spatial Planning, Military Spatial Planning, National Solidarity, Military Service, Spatial distribution
  • Ali Majnoni Pages 73-88
    Sustainable development of urban settlements has been largely dimensions which is dependent on the spatial and temporal. And to identify the need to evaluate the stability of indicators of various aspects of social, economic and environmental. This study also aims to assess and evaluate sustainable development indicators descriptive - analytical and Ardabil province has taken a bit of urban settlements. For this purpose the required data have collected from the Statistical Yearbook of 1390, as well as statistics and reports from the various departments and organizations. Then, using a barometer to measure and evaluate sustainability sustainable urban settlements in the social, economic and environmental aspects of the city of Ardebil province. The results show that the implementation of the barometric Stability as the capital of the province of Ardabil city social sustainability indicators (79/0) and economic sustainability indicators (71/0) with the major difference compared to other cities in the province is potentially stable condition. Another major difference compared to the provincial capital city of the province of the potentially unstable and unstable, respectively. In terms of environmental indicators in order Bilesavar city (68/0) Meshginshahr (58/0), Pars Abad (54/0) in the first three priorities and the city of Ardabil (41/0) is the fourth priority. In the Ardabil Province of human well-being out of Ecosystem Ratings (35/0) is rather low. Therefore it can be concluded that the stability of Ardabil Settlements The stability of the region is not a suitable and requires planning with regard to the strengths and weaknesses of each region.
    Keywords: stability testing, barometric models, urban settlements, Ardabil Province
  • Ali Majnoni Pages 89-104
    The scope for participation in rural development is set by the economic functions of rural areas and these have changed considerably in recent years. Participation not only humanizes the bureaucracy, but strengthens the capacities of individuals and communities to mobilize and help themselves. In this way, dependence on the state is minimized and ordinary people rediscover their potential for co-operation and mutual endeavor … Community participation serves immediate instrumental goals such as the identification of felt needs as well as the mobilization of local resources. But it also promotes broader social development ideals: by participating fully in decision-making for social development, ordinary people experience fulfillment which contributes to a heightened sense of community and a strengthening of community bonds. The study aims at Survey social capacity- building impacts at the rate of community participation in the development activities in Bonab County. From the methodological aspects, this research was conducted in descriptive and analytical way; the study population included rural peoples residing in rural areas of Bonab County. The all of rural peoples of Bonab County was estimated 49901, and the sample volume of research is 400 rural peoples. The content and face validity of the instrument was specified after several times review and correction by the faculty of members at university and several expertise of administrative offices. At the end, result showed that 29/62 rural of Bonab County is in very suitable situation, 11/11 in suitable situation and another of rural is unsuitable and very unsuitable condition. Finally, based on the results analysis, some applied recommendations have been provided.
    Keywords: Capacity Building, Social Capacity Building, Participation, Rural Development, Bonab County
  • Mohammad Rahim Rahnama, Sayed Mostafa Hosseini Pages 105-118
    Nowadays, the social dimensions of development are of an utmost importance, ýthey since pave the way for the backgrounds of progress in other dimensions of ýconstant development. For the same reason, the current research is concerned ýwith an estimation and evaluation of the level of social stability in Mashhad city ýwith an emphasis on sample neighborhoods. This research is applied in its goal ýdone in a descriptive-analytic method. In this research, the factors and ýparameters influential on social stability were defined in 5 concepts and 14 ýindexes for operation. Then, 5 neighborhoods from Mashhad city were chosen ýby random sampling based upon social, economic and physical characteristics. ýThe required data was collected using questionnaires from 323 families of the ýsample neighborhoods. In the next step, by mixing each item in its related index ýand again mixing the indexes of each component together in the SPSS software, ýthe primary matrix of decision-making was formed. Then, alongside weighing ýthe components of social stability through Analytical Hierarchy Process (AHP), ýthe situation of the neighborhoods were estimated and evaluated from the ýviewpoint of their components of social stability through the ELECTRE ýtechnique. The results of the study indicate that the studied neighborhoods ýenjoy various levels of social stability, and jahed Shahr and Sarafrazan ýneighborhoods are in the first two places in regard to the level social stability, ýjanbazan and Beheshti neighborhoods are in the third place and Neyze ýneighborhood is in the fourth position of the level of social stability. ý
    Keywords: Social Sustainability, Neighborhood, Analytical Hierarchy Process ýý(AHP), ELECTRE technique, Mashhad City
  • Pages 119-136
    As the executive arm of government, village managing plays a great role in implementation, monitoring and organization of development programs to achieve the desired level of sustainable development in rural regions. The present study aimed to investigate the role of village head assistants (dehyar) during the process of rural development. The required data were collected by using library and field methods. An applied descriptive- analytical method was used in order to evaluate the obtained data. 251 heads of households from 10 villages of Torghabeh section were selected as the sample population. To assess the performance of village management during the development process, 49 indicators were used in three dimensions including economic, social and environmental factors following 48 articles assigned to dehyar’s duties. The measured spectrum was in likert questionnaire. The obtained data were inserted into SPSS software and analyzed by using different statistical tests. Cronbach's alpha for 49 indices was equal to 0.89, representing acceptability of research questionnaire. Testing hypotheses was conducted using one-sample t-test (t-student) and cluster analysis. The results of t-test showed that the performance of dehyars in all three dimensions of sustainable development was lower than the average level. The mean performance of dehyars during rural sustainable development was 1.93 that scored as weak and poor. According to the findings, different strategies were proposed including: review on dehyar’s duties, providing reports and informing the villagers, formation of different local groups, implementing income-generating projects, increasing awareness of rural communities, etc.
    Keywords: village head assistant (dehyar), rural sustainable development, Torghabe section, Binalood city, local management
  • Taghi Tavosi, Nasrin Hossein Abadi Pages 137-150
    The purpose of this study was to investigate the heat wave's Ahvaz city. In this study, the daily maximum temperature of Ahwaz Station data from 01.01.1340 to 29.12.1386 (17,166 days) was used to analyze the heat waves. First, based on a standardized data matrix and by using Fumiyaki index, deviation matrix of normalized temperature at Ahwaz was prepared. For identifying heat waves , by using computer programming in Matlab Software the heat waves was defined as the days with a continues heat of at least 3 days and its temperature is of standard deviation or more than average. So, the 87 waves of 3 - 14 days were identified and classified. Finally, the continuation of heat wave in Ahwaz according to the laws of probability in the form of random processes and by using Markov chain techniques was analyzed. The results in this research showed that short-term heat wave events are more frequent, the long heat wave has least events. The heat waves are more frequent at the beginning of winter and at the beginning of the fall. Besides, the highest continuation is related to winter. Average number of heat waves days in Ahwaz was 9 days, the highest number of days with a 38-day heat wave observed in 1377. The results of the transition probability matrix based on the maximum likelihood method, showed that winter heat wave is most likely to occur. The results also showed that winter and summer, respectively, have the shortest and longest return period.
    Keywords: Heat waves, Fumiyaki index, Markov chains, Ahwaz
  • Aliakbar Najafikani, Abdolazim Ghanghermeh Pages 151-166
    Physical and spatial development is an evolved Process to meet the needs that include Physical spaces for functions and new activities. The purposes of this study are to investigate the physical-spatial development of the Bandartorkman city during the different periods of time and to investigation of the relationship between coast environmental capacities with physical-spatial development. Two methods of spatial analysis to study the development and the survey (questionnaire) were used in order to achieve the goals. Survey of citizens and officials and experts have been determined using Cochran's formula 250 samples were selected randomly as well. In this regard, the process of city development in different periods of time were studied by using maps and then the investigation of relationship between per capita and density of population was performed as well as the analysis of form and How to develop of the city with Quantitative Entropy model in the first stage, that shows the results of this technique in the analysis of the spatial, physical development during different periods of time to develop rhythmic and urban spatial planning and urban growth was not ugly (Aspral) and it can cause uncontrolled migration of villagers to cities in search of Torkman's to be sedentary. In the next stage, the role of Coast environmental capacities in physical-spatial development of city were examined by spss software and using descriptive and inferential statistics. Also, Results of correlation analysis show that although there is significant relation to 99 percent between environmental capacities with the physical-spatial development of city but unfortunately, the officials and city managers performances in the use of Existing capabilities are not positive and distribution facilities and services in different areas and neighborhoods in the city just did not have the facilities and utilities 99 percent difference between show.
    Keywords: Physical, Spatial Development, Coastal Cities, Sustainable Development, Bandare torkeman City
  • Fatemeh Heidari, Akbar Kiani Pages 167-182
    Endogenous development can be urban texture and abandoned urban spaces as smart growth occur. Hence, the conditions require that urban planners pay special attention to, identify the causes and find a solution to abandoned areas in deteriorated urban textures. Therefore, the aim of this study is determination user for the abandoned land use in deteriorated urban areas, case study: Darab which leads to the abandoned areas disturb visual landscapes in addition to providing the grounds for instability in distressed areas of Darab city. For this reason it is necessary to renovate and reconstruct them over time. The present study uses a descriptive- analytical approach based on documents, library, and field studies. In order to determine available land applications, the need to information layers GIS, then the per capita land applications with Excel software was found, weighting and the importance of indicators was done by Expert Choice program. Finally, by formulating in code blocks and MATLAB (using operator OWA FUZZY) alternative applications of abandoned spaces were prioritized in three quantifier ranges in which residential units was placed first. The results indicate that not using opportunity in the deteriorated urban texture was due to lack of planning for abandoned urban spaces and poor management. Thus, planning for a smart growth in abandoned urban spaces is one of the major priorities of modernization and rehabilitation.The results indicate that not using opportunity in the deteriorated urban texture was due to lack of planning for abandoned urban spaces and poor management. Thus, planning for a smart growth in abandoned urban spaces is one of the major priorities of modernization and rehabilitation.
    Keywords: Darab City, Deteriorated urban areas, abandoned land use Urban
  • Pages 183-198
    Isfahan metropolis is faced with several environmental problems (such as air pollution, reduced groundwater level, reduced quality of surface and subsurface waters, soil erosion, etc.) because of the following factors: its arid and semi-arid climate; recent droughts; air stagnation in half of the year; the increasing demand for residence and activity; capacity for tourism; rapid physical development; presence of heavy industries and mines within the boundaries of the city; etc. Hence, the present research was aimed at examining the environmental condition of Isfahan metropolis within the framework of the green city approach. This study is considered an applied study regarding its objective and is considered a descriptive-analytical study regarding its nature and method. The time and space scope of the research includes Isfahan metropolis from 2008 to 2012. In this research, in order to determine the green city indicators the Delphi method and a questionnaire were employed. In this study, the environmental condition of Isfahan metropolis was examined within the framework of the green city approach using a combination of the pressure-state-response framework and multi-criteria decision-making models. Results of this research indicated that the environmental condition of Isfahan metropolis had fluctuations during the study period. That is to say, in 2009 the environmental condition of this metropolis tended toward instability, in 2010 and 2011 it showed a tendency to stability, and in 2012 it once again declined. Therefore, it is recommended to develop and arrange the Isfahan metropolis strategic program within the framework of the green city approach and national documents in order to be able to attain the final goal of the green city approach, which is to achieve sustainable urban development and improve the life quality of citizens.
    Keywords: Environment, Green city, Sustainable Development, Multi, criteria decision making, Isfahan
  • Pages 199-212
    One of the structural problems of rural development especially agricultural development in the Iran, are Fragmentation and Distribution of agricultural lands. This leads to the non efficient use of new technologies and production methods, low productivity of production factors, lost of soil and water resources, reduction of income, and etc. And as one of the major obstacles in the process of rural development has been. The purpose of this study was to using investigate the role of agriculture microcredits in the form of group projects based on water supply in Land Consolidation and consequently in agricultural development in the study area. Therefore the Khrarood district in Khodabandeh township (Zanjan province), as one of the most successful Sample in group Agricultural Land Consolidation (ALC) has been studied. For data collection in this research we used field methods such as interviews and questionnaires with farmers and agricultural service center Authorities. Data Analysis with using the Wilcoxon nonparametric test, and Friedman test and Crosstab schedule (for the periods before and after Useing of funds) and the T test and Correlation analysis was done for the next period. The result shows the positive impact of microcredit using in Agricultural Land Consolidation Projects and has been a significant change in the level of agricultural development indices provide 95 percent. Hence, according the study findings the following suggestions are presented:1 - Strengthening the role of the local spontaneously groups about the local production Resource Management,
    2 - Emphasis on the educational role of spontaneously groups through frequent visits and introducing their capabilities to other farmers,
    3 - Facilitating payments of agricultural credit by grouping style because of low possible in diversion of its expenditure.
    Keywords: Land consolidation, Grouping lending Microcredit, Agricultural development