فهرست مطالب

پژوهش های مشاوره - پیاپی 57 (بهار 1395)
  • پیاپی 57 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • دکتر حسین صاحبدل، دکتر کیانوش زهراکار، دکتر علی دلاور صفحات 4-23
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خصوصیات شخصیتی، ویژگی های ارتباطی و بسترهای فرهنگی در وابستگی عاطفی زوج های ساکن شهر تهران انجام شد.
    روش
    مطالعه حاضراز نوع همبستگی بود و جامعه آن را کلیه زوج های ساکن شهر تهران در سال 1394 تشکیل می دادند، که از بین آنها 954 نفر (451 زن و 503 مرد) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس ازدواج موفق استفاده شد. داده های بدست آمده با روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بسترهای فرهنگی و خصوصیات شخصیتی، به طور مستقیم و غیر مستقیم (از طریق اثرگذاری بر ویژگی های ارتباطی) بر وابستگی عاطفی زوج ها تاثیر معنادار دارند (05/0>p). همچنین ویژگی های ارتباطی به طور مستقیم بر وابستگی عاطفی تاثیر معنادار دارد (01/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وابستگی عاطفی بین زوج ها از عوامل گوناگون، فردی، تعاملی و فرهنگی تاثیر می پذیرد. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند با شناسایی زمینه های ایجاد وابستگی عاطفی در زوج ها، در زمینه مشاوره ازدواج و غنی سازی روابط عاطفی آنها، راهگشای مشاوران و روانشناسان باشد.
    کلیدواژگان: خصوصیات شخصیتی، ویژگی های ارتباطی، بسترهای فرهنگی، وابستگی عاطفی
  • دکتر امید مرادی، شایسته چارداولی صفحات 24-40
    هدف
    کیفیت زندگی مفهومی وسیع دارد، که تمامی جنبه های زندگی فعلی فرد را در بر می گیرد. کاهش کیفیت زندگی می تواند مشکلات زیادی برای افراد به دنبال داشته باشد، به همین خاطر پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی تلفیقی به شیوه شناختی- رفتاری و ساختاری بر کیفیت زندگی زوج های متقاضی طلاق انجام گرفته است.
    روش
    طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل نامعادل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زوج های متعارض مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده بهزیستی مستقر در دادگستری شهرستان سنندج در سال 1391 تشکیل داده است. از بین زوجین متعارض تعداد 32 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 16 نفر) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ((WHOQOL-BREF بود. زوجین گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت درمان تلفیقی زوج درمانی شناختی- رفتاری و ساختاری قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که زوج درمانی تلفیقی توانسته است کیفیت زندگی و ابعاد آن را در زوجین گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش دهد (05/0 ≥ P، F= 3/554).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نقش و تاثیر زوج درمانی تلفیقی شناختی- رفتاری و ساختاری را در بهبود کیفیت زندگی زوج های متعارض متقاضی طلاق مورد تایید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: زوج درمانی تلفیقی، شناختی، رفتاری، ساختاری، کیفیت زندگی، زوجین متقاضی طلاق
  • بابک اسلام زاده، هاجر رشیدی، سمیه فکریان صفحات 41-57
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گری خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی خود و هویت اجتماعی در دانشجویان انجام شد.
    روش
    این پژوهش به روش توصیفی، از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی و علامه طباطبایی بودند، که تعداد 120 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های تمایز یافتگی (DSI)، خودکارآمدی عمومی (GSE-17) و هویت اجتماعی استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. لازم به ذکر است که کلیه فرایند یاد شده با استفاده از نرم افزار spss 20 و لیزرل انجام شده است.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که 40% از پراکندگی نمرات تمایز یافتگی از طریق خودکارآمدی عمومی و هویت اجتماعی تبیین می شود. و 30% از پراکندگی نمرات هویت اجتماعی از طریق مولفه های تمایز یافتگی تبیین می شود ، همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی و هویت اجتماعی نقش مبانجی گری دارد.
    کلیدواژگان: تمایزیافتگی خود، خودکارآمدی عمومی، هویت اجتماعی
  • ابراهیم نامنی صفحات 58-80
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر باورهای ارتباطی و رضایت زناشویی زنان ناسازگار مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه حکیم سبزواری انجام گرفت.
    روش
    این پژوهش، به صورت نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل نابرابر اجرا شد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش، کلیه زنان ناسازگار است که به مرکز مشاوره دانشگاه حکیم سبزواری در سال 93 مراجعه کرده بودند. نمونه این پژوهش شامل 30 زن ناسازگار می باشد که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه، آزمایش(15 نفر) و کنترل(15نفر ) به صورت تصادفی جایگزین شدند. اعضای گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ (47 سوالی) و باورهای ارتباطی(RBI) اپسین و ایدلسون (1981) استفاده شد. داده های پژوهش به روش تحلیل کواریانس چندمتغیره و توسط نرم افزار SPSS 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای ارتباطی و رضایت زناشویی زنان ناسازگار موثر است و زنان ناسازگار گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در پس آزمون به طور معناداری در مولفه های باورهای ارتباطی(001/0، P<12/213F= ) و رضایت زناشویی(001/0، P<19/71F= ) بهبود پیدا کردند.
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان نتیجه گرفت که روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای ارتباطی و رضایت زناشویی زنان ناسازگار تاثیر معناداری دارد.
    کلیدواژگان: رویکرد درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش، رضایت زناشویی، باورهای ارتباطی
  • دکتر یاسر رضاپور میرصالح صفحات 81-100
    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آسیب ثانویه به عنوان یک عامل میانجی در ارتباط بین سبک های دلبستگی و تعارض پدر-فرزند در نمونه ای از فرزندان جانبازان انجام شد. مطالعه حاضر یک پژوهش همبستگی بود که با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه پژوهش حاضر شامل فرزندان جانبازان شهر های یزد، اصفهان، نجف آباد و یاسوج بود که در مدارس شاهد و ایثارگر این شهرها مشغول به تحصیل بودند. با روش نمونه گیری خوشه ای 607 نفر از این جامعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس استرس آسیب ثانویه، مقیاس دلبستگی بزرگسالان و مقیاس تعارض با والدین استفاده شد و درنهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا از طریق آسیب ثانویه با پرخاشگری کلامی و فیزیکی پدر-فرزند ارتباط معنی دار دارد. سبک دلبستگی ایمن هیچ ارتباط مستقیم و غیرمستقیمی با آسیب ثانویه و ابعاد تعارض پدر-فرزند نداشت. اما سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی با پرخاشگری کلامی و استدلال در تعارض پدر-فرزند ارتباط معنی دار مستقیم داشت. در نهایت، شاخص های برازش نشان داد که مدل ارائه شده در پژوهش حاضر با انجام اصلاحات جزئی مورد تایید قرار گرفت. بر اساس یافته های بدست آمده می توان نتیجه گرفت که آسیب ثانویه به عنوان یک عامل میانجی در ارتباط بین سیک های دلبستگی ناایمن و تعارض والد-فرزند نقش معنی داری ایفا می کند و بنابراین احتمالا می توان با آموزش های مبتنی بر دلبستگی از انتقال آسیب ثانویه در فرزندان و درنتیجه از تعارض پدر-فرزند در فرزندان جانبازان پیشگیری کرد.
    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، تعارض پدر، فرزند، آسیب ثانویه، فرزندان جانبازان
  • موسی چوپانی، ابراهیم نعیمی، فرزاد پشتیبان صفحات 101-120
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه کیفی ویژگی های شخصیتی زنان استفاده کننده از جراحی رینوپلاستی با گروه شاهد انجام شد.
    روش
    پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی بود. به این منظور، از میان دانشجویان دختر دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه رازی در سال 1394، 30 دانشجوی استفاده کننده از جراحی رینوپلاستی و 30 دانشجوی گروه شاهد به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. با استفاده از مصاحبه ی نیمه ساختاریافته، اطلاعات مرتبط با موضوع گردآوری و با رویکرد پدیدارشناسی، تحلیل شدند.
    یافته ها
    پس از تحلیل محتوای مصاحبه ها و کدگذاری آنها، پنج شاخص اصلی استخراج شد: عزت نفس، تعامل اجتماعی، پرخاشگری، تصور بدنی و تمایزیافتگی. یافته ها نشان داد که عزت نفس و تمایزیافتگی در هردو گروه در سطح مطلوبی بوده و تفاوت چندانی با هم نداشتند، اما تعامل اجتماعی و رضایت از تصویر بدنی دختران گروه شاهد به میزان قابل توجهی بالاتر از دختران استفاده کننده از جراحی بینی بود . همچنین نتایج نشان داد که میزان پرخاشگری دختران استفاده کننده از جراحی رینوپلاستی به مراتب بالاتر از گروه شاهد بود .
    نتیجه گیری
    بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که با افزایش مهارت متقاضیان جراحی رینوپلاستی در تعاملات اجتماعی و بهبود تصویر بدنی آن ها، احتمالا می توان تا حد زیادی از جراحی های غیرضروری پیش گیری کرد.
    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیتی، جراحی رینوپلاستی، دختران
  • عزت الله فولادی صفحات 121-150
    امروزه به دلیل تغییرات پیچیده و سریع در ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی و فرهنگی؛ دانش آموزان در دوره های سنی و تحصیلی مختلف از یک سو، دارای نیازها و مشکلات خاصی هستند و از سوی دیگر با تصمیم ها و چالش های متفاوت و متعددی مواجه اند و مشاوران به عنوان کارشناسانی که در حوزه ی خدمات یاورانه تربیت شده اند می توانند هم به دانش آموزان در این امور و هم به همکاران خود (معلمان و مربیان) در تسهیل و بهبود فرآیند آموزشی و پرورشی، کمک نمایند. از این رو، بررسی و بازاندیشی آنچه طرح ریزی شده و آنچه به انجام رسیده در پویایی و شکوفایی حرفه ای در این حوزه تسهیل کننده و راه گشا خواهد بود.
    لذا پژوهش حاضر که از نوع پژوهش های مروری است به بررسی روند و سیر تحول نظام راهنمایی و مشاوره در آموزش وپرورش می پردازد.گذشت بیش از دو دهه ارائه خدمات مستمر مشاوره ای در سطح مدارس، وجود برخی چالش ها و تداخل وظایف در سطح مدرسه، بازنگری و تعیین استراتژی های نوین در شیوه و نحوه ارائه خدمات مشاوره ای را هم در بعد کیفی و هم کمی ضروری می سازد.
    در بررسی سیر تحول راهنمایی و مشاوره در کشور شش دوره مجزا که هر کدام بیانگر فراز و فرودهای خاصی است قابل درک و اثبات می باشد. این دوره ها عبارتند از: دوره ایده پردازی و برنامه ریزی مقدماتی؛ دوره اجرای ناقص برنامه؛ دوره رکود و تعطیلی؛ دوره برنامه ریزی زیرساختی، احیا و بازسازی برنامه مشاوره؛ دوره توسعه، رشد و بلوغ کاری و دوره ی سکون، فرسایش و جا به جایی مشاوران. می توان نتیجه گرفت که برنامه راهنمایی و مشاوره علیرغم ضرورت و اثربخشی از ابتدای اجرا تاکنون با چالش های متعدد و مختلفی مواجه بوده است. انتظار می رفت با توجه به سلامت نگری و اثربخشی آن، خیلی زودتر به سامان می رسید که این امر نیازمند توجه، حمایت و برنامه ریزی علمی هم در تربیت نیروی انسانی و هم در حوزه اجرا می باشد.
    کلیدواژگان: واکاوی، آموزش و پرورش، سیر تحول، چالش های مشاوره
|
  • Dr Hosein Sahebdel, Dr Kianoosh Zahrakar, Dr Ali Delavar Pages 4-23
    Aim: This research has been made in order to study the ways of effects of personality traits, communicative features and cultural contexts on emotional belonging in couples.
    Method
    The research methodology was correlational and the statistical population included all couples living in Tehran, Iran, in 2015. From this population, 954 persons (451females and 503 males) were randomly selected via multi-stage cluster sampling from 5 areas of Tehran municipality. Measurement material included the successful marriage inventory. Data analysis was done using AMOS software and path analysis was employed.
    Result
    Analyzing data indicated that personality traits and the cultural contexts have both direct and indirect (by effect on communicative features) significant effect (p
    Conclusion
    Findings of this research indicated that emotional belonging in couples has been affected by various factors. These results may be useful for marriage counseling and opening new ways in solving marital problems.
    Keywords: Personality traits, Communicative features, Cultural contexts, Emotional belonging, Couples
  • Dr Omid Moradi, Shayeste Chardavali Pages 24-40
    Aim: life’s quality is a broad term that encompasses all aspects of a person's current life. Reduction life’s quality can have a lot of problems for people. For this reason, the present study was to evaluate the efficacy of couple therapy combining cognitive-behavioral and Structural upon life’s quality of couples who are divorcing.
    Methods
    This study was semi-experimental with pretest-posttest and nonequivalent control group. The study's sample composed of all couples having conflicting referring to family counseling center of Sanandaj Justice in 1391. 32 Person of couples conflicting were selected by random sampling in both experimental and control groups (each group of 16 Person). The instrument of data collecting was life’s quality Questionnaire of World Health Organization(WHOQOL-BREF).. Couples of experimental group received 10 sessions cognitive-behavioral and structural therapy. The data were analyzed by using covariance multivariate analysis .
    Findings: Results showed that combining couple therapy could have increase life’s quality and its aspects in experimental group in compare to control group (p≤0/05, F=3/554).
    Conclusion
    Results of this study have emphasized the role and effect of couple therapy combining cognitive-behavioral with structural on life’s quality of couples divorcing.
    Keywords: couple therapy combining cognitive, behavioral, structural, life's quality, Couples divorce
  • xxx
    Babak Eslamzadeh Pages 41-57
    Objective
    This study aimed to determine the role of general self-efficacy mediated the relationship between differentiation and social identity among students.
    Materials And Methods
    This descriptive study, a correlation was performed. The study population were all university students of martyr Beheshti and Allameh Tabatabai, where 120 people were selected by convenience sampling. To collect the data, and differentiation (DSI), General Self-Efficacy (GSE-17) and social identities were used. Data using Pearson correlation coefficients and path analysis were analyzed.
    Keywords: Differentiation, Self, Efficacy, social Identity
  • Ebrahim Namni Pages 58-80
    Background
    This study aimed to determine the effectiveness of group therapy based on Acceptance and Commitment (ACT) on communication beliefs and marital satisfaction of the incompatible women referred to the counseling center of the Hakim Sabzevari University.
    Method
    This study is quasi-experimental with pretest-posttest With unequal control group. the population in this study contains all incompatible women referred to the counseling center of the Hakim Sabzevari University in the year 93. The sample consisted of 30 women that are incompatible is purposefully selected and divided into two groups, experimental (15 Person) and control (15 Person) were assigned randomly. Members of the experimental group for 8 sessions of 90-minute group therapy were based on acceptance and commitment. for data collection from Enrich marital satisfaction questionnaire (47 questions) and Epstein and Eidelson (1981). communication beliefs (RBI) was used. research data with multivariate analysis of variance were analyzed by SPSS19 software.
    Results
    The results showed that group therapy based on Acceptance and Commitment (ACT) is effecte on communication beliefs and marital satisfaction of the incompatible women and incompatible women in the experimental group compared to the control group in post-test communication beliefs (F= 213/12, P
    Conclusion
    So, group therapy based on Acceptance and Commitment (ACT) is effecte on communication beliefs and marital satisfaction of the incompatible women.
    Keywords: group therapy based on acceptance, commitment, Marital Satisfaction communication beliefs, incompatible women
  • Dr Yasser Rezapour Mirsaleh Pages 81-100
    The purpose of present study was to investigate the role of secondary trauma as a mediator in relationship between attachment styles and father-child conflict. This study was a correlational research that carried out by structural equation modeling. warfare victims’ children living in Yazd, Esfahan, Najafabad, and Yasuj and studying at Shahed and Isargar Schools of these cities were the target population in this study. Of this population, 607 subjects were selected by cluster sampling method. Secondary traumatic stress scale (STSS), Adult Attachment Scale and Parent-Child Conflict Tactics Scale (PCTS) were used to collect the data. Finally, correlational analysis and structural equation modeling used to analyze the data. The findings show that insecure avoidant and insecure ambivalent attachment by secondary trauma significantly related with verbal and physical aggression. Secure attachment style was not any direct and indirect relationship with father-child conflict. But, insecure avoidant attachment has a direct relationship with reasoning and verbal aggression. Finally, fit index show that proposed model in present study was confirmed with a few modification. With regarding Findings of the current study can conclude that secondary trauma has a significant role as a mediating factor in relationship between insecure attachment styles and father-child conflict and therefore probably told that teachings based on attachment styles prevent transmission of secondary trauma and then father-child conflicts in Warfare Victims’ Children.
    Keywords: attachment styles, father, child conflict, secondary trauma, Warfare Victim's Children
  • Mousa Choupani, Ebrahim Naeimi, Farzad Poshtiban Pages 101-120
    Aim: The present study aimed to qualitatively evaluate the personality characteristics of young women who had used Rhinoplasty, which is a plastic surgery done on the nose.
    Method
    The statistical population for this research included all female social sciences students at Razi University who were enrolled in 2015. For this purpose, 30 students who had undergone this surgery (treatment group) and 30 who had not received it (control group) were selected as purposeful sampling (total of 60). For collecting relevant data, semi-structured interviews were utilized and data was analyzed through phenomenological approach.
    Results
    Following the interviews, content analysis, and coding process, five main indicators were extracted: Self-esteem, social interaction, aggression, body image, and differentiation. The results showed that self-esteem and differentiation in both groups were at an acceptable level and did not have much difference, while social interaction and satisfaction with body image in subjects in the control group was significantly higher in the treatment group than the control group. The results also indicated that levels of aggression seemed to be higher in women who had done rhinoplasty compared with those who had not undergone this type of surgery.
    Conclusion
    Based on the results of this study, it can be recommended that increasing social interaction skills of applicants for rhinoplasty, and improving their body-image, can likely help in preventing performance of unnecessary surgeries.
    Keywords: Personality traits, Rhinoplasty (nose surgery), Female students
  • Ezzatolah Fooladi Pages 121-150
    Today, due to complex and rapid changes in various aspects of personal, social and cultural life of students on the one hand, in terms of age and academic with the needs and specific problems and on the other hand with different challenges and face numerous decisions and counselors can be trained as experts in the field helper services to students in these matters and his colleagues (teachers and educators) to facilitate and improve the education process, help. Therefore, study and rethinking what is planned and what has been done in a dynamic and flourishing of professional this field will be facilitator and helpful.
    This study is an overview of the research is to study the evolution of guidance and counseling system in education. After more than two decades of continuous counseling services in schools, there is some overlap challenges and tasks at school level, reviewing and defining new strategies in the manner and to provide counseling services in the vital necessity for qualitative and quantitative.
    In the study evolution of guidance and counseling in Iran, Six distinct periods, each of which represents a particular ups and downs is understandable and verifiable. This period include: Ideation and preliminary planning; incomplete implementation of the program; recession and cessation; Planning of infrastructural, Rehabilitation and Reconstruction counseling program; period of development and maturity of work; and Period of stagnation and erosion counselors. Can conclude that despite the necessity and effectiveness of of guidance and counseling program has been faced with numerous challenges. to expected besed-health and its effectiveness was organized much earlier, which demands attention, support and scientific planning and in education of human resources and is in the field of administration.
    Keywords: Recognition, education, evolution, challenges of counseling