فهرست مطالب

اندیشه و رفتار در روان شناسی بالینی - پیاپی 39 (بهار 1395)
  • پیاپی 39 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • شهرام وزیری صفحات 7-16
    هر روان درمانگری در کار خود خواه ناخواه از نظریه ی خاصی پیروی می کند. هر مشاور و روان درمانگری باید سرانجام به نقطه نظری متوسل شود. استفاده از نظریه های علمی در روان درمانی فرآیند تغییر رفتار و بهبود مشکلات افراد را سرعت می بخشد و از هدر رفتن نیروها جلوگیری می کند. معمولا نظریه های مختلف روان درمانی، اهداف درمانی خود را به صورتی ارایه می دهد که شباهت ها و یکتایی آنها را نسبت به نظریه های درمانی دیگر نشان دهد. روان درمانگر علاوه بر دانستن نظریات موجود درباره ی ساخت شخصیت و تغییر رفتار، باید پیش فرضهای خودش را درباره ی ماهیت انسان آسیب شناسی رفتار و چگونگی کار با رفتارهای ناسازگار مشخص کند. از طریق این آگاهی ها نظام واحدی بوجود می آید که کار با مراجع را در چارچوب یکپارچه تری پیش می برد. پایه و اساس کاربرد علمی روان درمانی چهار وجهی، بر اساس تجارب درمانی و پژوهش های تدوین شده که به دنبال موفق تر و کارآمدتر کردن اقدامات روان درمانی در چهارچوبی علمی بوده است. نظریات متعددی که در روان درمانی ارایه شده است بر تفاوتهایی در تفسیر از شخصیت، ماهیت انسان، مفهوم بیماری استوارند که در تفسیر آنها از شخصیت، ماهیت انسان، مفهوم اضطراب و بیماری روانی قرار دارد. از آنجایی که نظریه های مختلف، بر اساس این مفاهیم بنیادی در فرآیند روان درمانی، شیوه ها، اصول و تکنیکهای مختلف خود را ارایه می کنند، مانیز در این مقاله سعی کرده ایم تا اهداف درمانی رویکرد چهار وجهی را به عنوان یکی از رویکردهای یکپارچه نگر معرفی کنیم.
    کلیدواژگان: درمان چهار وجهی، رویکرد یکپارچه نگر، روان درمانی
  • بهاره قربانی تقلید آباد، رضا تسبیح زاده مشهدی صفحات 17-26
    بیماری های گوارشی، از لحاظ درخواست مشاوره ی روان پزشکی در بین بیماری های طبی، رتبه ی اول را دارد. یکی از این بیماری ها سندرم روده ی تحریک پذیر است. پژوهش های مختلف، علل متعددی برای این سندرم گزارش می کنند و نقش عوامل روان شناختی در بروز و یا تشدید علایم این سندرم را مورد تاکید قرار می دهند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی مکانیزم های تنظیم شناختی هیجان و سبک زندگی، با استرس ادراک شده در مبتلایان به سندرم روده ی تحریک پذیر بود. بدین منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 170 بیمار مبتلا به سندرم روده ی تحریک پذیر (93 زن و77 مرد) به روش نمونه گیری در دسترس از کلنیک های تخصصی شهر ارومیه، انتخاب و از نظر مکانیزم های تنظیم شناختی هیجان، سبک زندگی و استرس ادراک شده مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین مکانیزم های تنظیم شناختی هیجان و سبک زند گی با استرس ادراک شده ارتباط معنادار وجود دارد. از بین متغیر های پیش بین، مولفه ی سرزنش دیگران بیشترین قدرت پیش بینی را در استرس ادراک شده مبتلایان داشت. همچنین تحلیل رگرسیون خطی، سبک زندگی را مولفه ی پیش بین معناداری در استرس مبتلایان به این سندرم نشان داد. این پژوهش ارتباط بین مکانیزم های تنظیم شناختی هیجان و سبک زندگی را با استرس ادراک شده در مبتلایان به سندرم روده ی تحریک پذیر تایید می کند و به دلیل شواهد متعدد علمی در سبب شناسی این سندرم، مطالعه ی بیشتر در زمینه ی مهارت های هیجانی و مشکلات مرتبط در مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر ضروریست.
    کلیدواژگان: استرس ادراک شده، سبک زندگی، تنظیم شناختی هیجان
  • بیوک تاجری صفحات 27-36
    مصرف مت آمفتامین عوارض زیادی دارد زیرا این ماده با ورود به سیستم عصبی بر سطح دوپامین تاثیر گذاشته و باعث تحریک مغز، افزایش حالت تهاجمی و حرکات جسمی می شود. مصرف شیشه یکی از رفتارهای پرخطر در میان بیماران مبتلا به مصرف مواد است. جدی ترین علامت ترک شیشه، افسردگی (خلق ملالت بار) است که ممکن است با افکار یا رفتار خودکشی همراه باشد. هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان شناختی- رفتاری در کاهش علایم افسردگی و اضطراب معتادین به شیشه بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی، 30 بیمار با تشخیص وابستگی به شیشه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه کاربندی شدند. گروه آزمایش طی 12 جلسه ی یک ساعته به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفتند. آزمودنی ها قبل از شروع درمان (مرحله ی ارزیابی)، جلسه ی ششم دوازدهم و 90 روز پس از پایان درمان از نظر اضطراب و افسردگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که میزان افسردگی و اضطراب گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه در تمام مراحل مداخله پایین تر بود و رویکرد شناختی- رفتاری در درمان و کاهش اضطراب و افسردگی معتادین موثر است.
    کلیدواژگان: افسردگی، اضطراب، درمان شناختی، رفتاری، شیشه
  • شاهد مسعودی، حمیدرضا حاتمی، مرتضی مدرس غروی، شکوه سادات بنی جمالی صفحات 37-46
    اضطراب مرگ را احساس وحشت، دلهره و نگرانی از مرگ و نیستی تعریف می کنند. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش واسطه ای طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه بین سبک های دلبستگی و اضطراب مرگ در بیماران مبتلا به سرطان بود. بدین منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 367 نفر(140 زن و 227 مرد) از بیماران مبتلا به سرطان که در فاصله ی زمانی مهر 93 تا مرداد 94 به مرکز تخصصی و انکولوژی امام رضا(ع)، بیمارستان قایم و بیمارستان امید مشهد مراجعه کرده بودند، به صورت نمونه ی داوطلب انتخاب و از نظر اضطراب مرگ، دلبستگی بزرگسال و طرحواره های ناسازگار اولیه مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین سبک های دلبستگی با اضطراب مرگ از طریق میانجیگری طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه ی معنا داری وجود دارد و طرحواره های ناسازگار اولیه توانسته اند به عنوان متغیر میانجی، رابطه ی سبک های دلبستگی با اضطراب مرگ را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، همراه کردن مداخلات روان شناختی برای تغییرالگوهای رفتاری ناسالم و مشاوره باروان شناسان برای شناسایی و تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه درکنار درمانهای اصلی جسمانی، می تواند در کاهش صدمات روانی بیماران مبتلا به سرطان موثر باشد.
    کلیدواژگان: اضطراب مرگ، سبک های دلبستگی، طرحواره های ناسازگار اولیه، سرطان
  • زهره سادات سادات اخوی، امید شکری، حسین پورشهریار، مسعود شریفی صفحات 47-56
    سبک زندگی به مجموعه ی همه ی رفتارهایی که فرد بر آنها کنترل دارد و الگوی رفتار روزانه ی فرد را شکل می دهد، اشاره می کند. هدف پژوهش حاضر، آزمون نقش واسطه ای واکنش پذیری نسبت به تنیدگی ادراک شده در رابطه ی سازگاری هیجانی و رفتارهای سبک زندگی ارتقادهنده ی سلامت در دانشجویان بود. بدین منظور 324 دانشجو (130پسر و 194دختر) به صورت در دسترس انتخاب و از نظر سازگاری هیجانی، واکنش پذیری نسبت به تنیدگی ادراک شده و سبک زندگی ارتقا دهنده ی سلامت مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که رابطه ی بین سازگاری هیجانی با واکنش پذیری نسبت به تنیدگی ادراک شده مثبت و معنادار و با رفتارهای سبک زندگی منفی و معنادار بود. همچنین، رابطه ی بین واکنش پذیری به تنیدگی ادراک شده با رفتارهای سبک زندگی، منفی و معنادار بود. نتایج روش آماری معادلات ساختاری از واسطه مندی نسبی واکنش پذیری به تنیدگی ادراک شده در رابطه ی بین سازگاری هیجانی و رفتارهای سبک زندگی حمایت کرد. در مدل مفروض، 64 درصد پراکندگی نمرات واکنش پذیری به تنیدگی ادراک شده از طریق سازگاری هیجانی و 30 درصد پراکندگی نمرات رفتارهای سبک زندگی از طریق سازگاری هیجانی و واکنش پذیری به تنیدگی ادراک شده تبیین شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که بخشی از تمایز در رفتارهای سبک زندگی در بافت پیش بینی این انتخاب های رفتاری از طریق رگه شخصیتی سازگاری هیجانی، از طریق تفاوت در الگوی ارجح پاسخ به تجارب تنیدگی زا قابل تبیین است.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، سازگاری هیجانی، واکنش پذیری
  • نسرین اسماعیلیان، محسن دهقانی، فاطمه اکبری، مرجان حسنوند صفحات 57-66
    اجتناب از تجربه، تلاش برای تغییر شکل، فراوانی و طول مدت رویدادهایی است که به گونه ای منفی ارزیابی شده و فرد از موقعیت های برانگیزاننده ی آنها اجتناب می کند. اجتناب از تجربه در شکل گیری، تداوم و تشدید بسیاری از اختلالات روان شناختی و همچنین مشکل در روابط بین فردی موثر است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اعتبار و پایایی فرم کوتاه پرسشنامه ی چندبعدی اجتناب از تجربه در دانشجویان ایرانی بود. بدین منظور، 335 نفر از دانشجویان دانشگاه به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و با پرسشنامه ی چندبعدی اجتناب از تجربه، پرسشنامه ی پذیرش و عمل و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این پرسشنامه، دارای شش عامل اجتناب شناختی، اجتناب هیجانی، اجتناب رفتاری، بیزاری از آشفتگی روانی، به تعویق انداختن فعالیت ها و تحمل فشار روانی است. همبستگی مثبت بین تحمل فشار روانی با سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت روانی و پذیرش، نشان داد که پرسشنامه از اعتبار همگرای قابل قبولی برخوردار است و نتایج نشان داد که پرسشنامه ی اجتناب از تجربه در دانشجویان ایرانی از ثبات درونی مطلوبی برخوردار است و می توان از این پرسشنامه برای پیش بینی سلامت روان و شناسایی افراد مستعد ابتلا به انواع اختلالات جسمانی و روان شناختی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اجتناب از تجربه، اعتبار، پایایی
  • صادق تقی لو، حمیده لطیفی صفحات 67-76
    در حوزه ی مطالعه ی آشفتگی روان شناختی افراد، در مواجه با موقعیت های نامطلوب، توجه به چشم انداز زمان حایز اهمیت است. چشم انداز زمان پنج بعد گذشته ی مثبت، گذشته ی منفی، حال لذت گرایانه، حال قضا و قدری و آینده را دربرمی گیرد. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش واسطه ای امیدواری در رابطه ی بین چشم انداز زمان و آشفتگی روان شناختی بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی، 296 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج به روش نمونه گیری چندمرحله ای تصادفی انتخاب و از نظر چشم انداز زمان، نشانگان مشکلات روانی و امیدواری مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل و مدل یابی معادله های ساختاری نشان داد که امیدواری، رابطه ی بین حال قضا و قدری و آشفتگی روان شناختی و رابطه ی بین آینده و آشفتگی روان شناختی را میانجی گری می کند. چشم انداز زمان قضا و قدری، دیدگاهی مملو از حس شکست و درماندگی و ناامیدی نسبت به زمان حال است. افراد با چشم انداز زمان آینده گرایش به اهداف بلند مدت دارند. برخوردار بودن از یک تفکر امیدوارانه و داشتن منابع کافی برای تفکر هدف مدار و آشنایی با مسیرهای لازم برای رسیدن به اهداف سبب بهزیستی در افراد می شود.
    کلیدواژگان: امیدواری، آشفتگی، چشم انداز، روان شناختی، زمان
  • مژگان سپاه منصور، مرضیه مدرسی صفحات 77-88
    کیست تخمدان از جمله بیماری های شایع و در عین حال مهم تخمدان درزنان محسوب می شود که می تواند در نتیجه تغییرات فیزیولوژیک، عفونت ها و نیوپلاسم های خوش خیم و بد خیم ایجاد شود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی تاب آوری، کفایت اجتماعی و سبک های دفاعی در زنان مبتلا و غیر مبتلا به کیست تخمدان بود. بدین منظور، طی یک پژوهش علی- مقایسه ای 140 زن 18 تا 38 ساله مراجعه کننده به بیمارستان کسری شهر تهران با تشخیص کیست تخمدان و نبود کیست تخمدان، به صورت نمونه ی هدفمند انتخاب و از نظر تاب آوری، سبک های دفاعی و کفایت اجتماعی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد بین نمرات تاب آوری در دو گروه زنان عادی و دارای کیست تخمدان تفاوت معنا داری وجود دارد و زنان عادی در مقایسه با زنان دارای کیست تخمدانی از تاب آوری بالاتر برخوردارند. همچنین معلوم شد که از بین سبک های دفاعی فقط بین نمرات سبک دفاعی رشد نیافته در دو گروه زنان عادی و دارای کیست تخمدانی تفاوت معنا داری وجود دارد و زنان دارای کیست تخمدانی بیشتر از زنان عادی از سبک های دفاعی رشد نیافته استفاده می کنند. در مقیاس حمایت اجتماعی نیز زنان مبتلا به کیست تخمدان، نمره کمتری دریافت کردند و این نشان می دهد که زنان عادی در مقایسه با زنان دارای کیست تخمدانی از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردارند. نتایج تحقیق حاکی از وجود مشکلات روان شناختی در زنان مبتلا به کیست تخمدان است و به نظر می رسد که آموزش های مبتنی بر تقویت سطح تاب آوری و افزایش کفایت اجتماعی در زنان می تواند ارزش پیشگیری داشته باشد.
    کلیدواژگان: تاب آوری، کفایت اجتماعی، سبک های دفاعی، کیست تخمدان
|
  • Shahram Vaziri Pages 7-16
    Any psychotherapist, inevitably, follows a particular theory of psychotherapy in their work. Each counselor and therapist must resort to a point of view. The uses of scientific theories in psychotherapy accelerate behavior change process and amelioration of individual’s problem, and prevent potencies’ dissipation. Usually, theories of psychotherapy present their therapeutic purposes in a way that demonstrates their similarities and uniqueness compare to other theories. Psychotherapist, in addition to possessing knowledge about theories regarding personality structure and behavior modification techniques, need to determine her assumptions about human nature, behavior pathology, and approach towards maladaptive behaviors modification. This awareness creates a distinct and defined system that facilitates working with the clients in a more integrated context. The scientific basis for the use of quadrilateral psychotherapy is based on studies and experiences that attempted to develop more effective and efficient psychotherapy techniques within a scientific framework. Various theories proposed in the field of psychotherapy are based on their different approach and belief in regards to human nature, personality, and the concept of anxiety and mental illness. Since different theories represent their principles and techniques based on these basic concepts in psychotherapy process and methods, this article attempts to introduce therapeutic purposes of four dimensional psychotherapy as an integrated approach.
    Keywords: quadrilateral psychotherapy, goals, psychotherapy
  • Bahareh Ghorbani Taghlidabad, Reza Tasbihsazan Mashhadi Pages 17-26
    Gastrointestinal disorders are ranked first among medical disorders to seek psychiatric consultation. Irritable bowel syndrome is one of these diseases. Various researches report multiple causes for this syndrome and emphasize the role of psychological factors in causing or exacerbating symptoms of this disorder. This study aims to investigate the relationship between cognitive emotion regulation mechanisms and lifestyle with perceived stress in patients with irritable bowel syndrome disorder. For this purpose, in a descriptive study of correlation, 170 patients with irritable bowel syndrome (93 females and 77 males) were selected by availability sampling method from the specialized clinics in Orumiyeh city, and evaluated for mechanisms of cognitive emotion regulation, lifestyle and perceived stress. Regression analysis showed that there is a significant relationship between cognitive emotion regulation mechanisms and life style and perceived stress. Among the predictive variables, blaming others factor had the greatest predictive power in perceived stress. Additionally, linear regression analysis displayed predicting lifestyle as a predictive factor for stress among patients with this syndrome. This study verifies the relationship between cognitive emotion regulation mechanisms and lifestyle and perceived stress in patients with irritable bowel syndrome. Because of the numerous evidence of pathology of this syndrome, more research is needed on emotional regulation skills and related problems among patients with irritable bowel syndrome disorder.
    Keywords: Perceived stress, lifestyle, cognitive emotion regulation
  • Buick Tajeri Pages 27-36
    Methamphetamine use has a lot of adverse effects as it enters the nervous system, affects dopamine’s level, and as a result stimulates the brain and increase aggressiveness and physical movements. Consumption of Shisha is a high-risk behavior among patients with substance abuse. The most serious sign of methamphetamine withdrawal is depression that may be associated with suicidal thoughts or behavior. The aim of this study is to examine the effectiveness of cognitive behavioral therapy in reducing symptoms of depression and Anxiety among methamphetamine addicts. Therefore, in a quasi-experimental study, 30 individuals diagnosed with dependence on methamphetamine were randomly assigned into two experimental and control groups. The experimental group underwent 12 sessions of an hour treatment. The subjects were evaluated for depression and anxiety before treatment, after the sixth and the twelfth sessions, and 90 days after the completion of the treatment. The result of covariance analysis and analysis of variance with repeated measurements showed that the level of depression and anxiety in the experimental group were lower compared to the control group in all phases of intervention and that Cognitive Behavioral Therapy is effective in the treatment of anxiety and depression among addicts.
    Keywords: depression, anxiety, cognitive, behavioral therapy, Methamphetamine
  • Shahed Masoudi, Hamidreza Hatami, Morteza Modares Gharavi, Shokooh Sadat Bani Jamali Pages 37-46
    Death anxiety is defined as feelings of panic, anxiety and fear of death and non-existence. The aim of this study is to examine the mediating role of early maladaptive schemas in relation to attachment styles and anxiety of death among patients with cancer. For this purpose, in a descriptive correlational study, 367 patients (140 women and 227 men) were selected through volunteering sampling from cancer patients referred to specialized and oncology centre of Emam Reza, Ghaem Hospital and Omid Hospital in Mashhad between September 93 to August 94. The participants were evaluated for death anxiety level, adult attachment style, and early maladaptive schemas. The results showed that there is a significant relationship between attachment styles and anxiety of death through mediation of early maladaptive schemas, and that early maladaptive schemas have been able to affect, the relationship between attachment styles and the anxiety of death as a mediator variable. Thus, using the psychological interventions for alteration of unhealthy behavioral patterns, and counseling a psychologist to identify and modify the primary schemas, alongside the primary medical techniques, can help to reduce the psychological harm among the cancer patients.
    Keywords: Death anxiety, attachment styles, early maladaptive schemas, cancer
  • Zohre Sadat Sadat Akhavi, Omid Shokri, Hossein Poorshahryar, Msoud Sharifi Pages 47-56
    This study aimed to test the mediating role of perceived stress reactivity in relation to the emotional adjustment and health-promoting lifestyle behaviors in university students. For this purpose, 324 students (130 males and 194 females) were selected through availability sampling method and evaluated for emotional adjustment, reactivity to perceived stress, and health-promoting lifestyle. The results of structural equation modeling showed that the relationship between emotional adjustment with reactivity to perceived stress was significant and positive; and its relationship with lifestyle behaviors was significant and negative. Also, the relationship between reactivity to perceived stress was significant and negative with lifestyle behaviors. The results of the statistical methods of structural equation supported the relativity of mediatory role of reactivity to perceived stress in relationship between emotional adjustment and lifestyle behaviors. In the assumed model, 64 percent of the scores dispersion of perceived stress reactivity is ascribed through emotional adjustment; and 30 percent of scores distribution of lifestyle behaviors was attributed through emotional adjustment and reactivity to perceived stress. The results of this study suggest that a portion of differences in lifestyle behaviors in predictive context of these behaviors can be explained through emotional adjustment personal trait and the differences in the pattern of the preferred response to stressful experiences.
    Keywords: lifestyle, emotional adjustment, reactivity
  • Nasrin Esmaeelian, Mohsen Dehghani, Fatemeh Akbari, Marjan Hasanvand Pages 57-66
    Experiential avoidance is the attempt to change the shape, frequency, and duration of events that are perceived as negative and retreat from situations that provoke such occurrences. Experiential avoidance is contributory in the development, persistence and exacerbation of many of psychological disorders and problems in interpersonal relationships. The aim of this study is to investigate the validity and reliability of the short form of Experiential Avoidance multidimensional questionnaire among the Iranian university students. For this purpose, 335 students were selected through availability sampling method and evaluated by multidimensional questionnaires of Experiential Avoidance, Acceptance & Act, and the World Health Organization’s Quality of Life. The results of exploratory factor analysis showed that the questionnaire contains six factors including: cognitive avoidance, emotional avoidance, behavioral avoidance, mental confusion aversion, procrastination, and psychological pressure tolerance. Positive correlation between psychological pressure tolerance and physical health, mental health, and acceptance demonstrate the convergent validity of the questionnaire. The results, also, indicated desirable internal consistency of the questionnaire among the Iranian students; and that it can be used to predict mental health and identify individuals prone to various physical and psychological disorders.
    Keywords: experiential avoidance, validity, Reliability
  • Sadegh Taghiloo, Hamideh Latifi Pages 67-76
    In the study of individual psychological crisis, the perspective towards time is significantly important when facing adverse situations. This perception of time consists of five dimensions including; positive past, negative past, present self-indulgence, fatalistic present, and future. The aim of this study is to determine the mediating role of hopefulness in the relationship between time perspective and the psychological crisis. Therefore, in a descriptive study, 296 students of Islamic Azad University, Karaj branch, were selected through multi-stage random sampling method and tested for their perspective of time, symptoms of mental health problems and hopefulness. Analysis and structural equation modeling showed that hopefulness mediates in the relationship between both fatalistic present and future and psychological crisis. Fatalistic time perspective view the present with a sense of failure, frustration and desperateness. Individuals with future time perspective have tendency towards long-term goals and prospects. Possessing an optimistic view, having access to adequate resources on goal-oriented philosophy, and familiarity with the essential methods to achieve the objectives, all promote individuals’ well being.
    Keywords: hopefulness, crisis, perspective, psychological, time
  • Mojgan Sepah Mansour, Marzeeyeh Modaresi Pages 77-88
    The present study aimed to compare the resiliency, social competence and defense mechanism styles in women with and without ovarian cysts is done. For this purpose, in a causative comparative study, 140 women, aged 18 to 38, who were admitted to Kasra hospital in Tehran with a diagnosis of ovarian cysts and lack of ovarian cysts, were selected through purposive sampling method and evaluated in terms of resiliency, defense mechanism styles and social competence. The result of multivariate analysis of variance demonstrated that there is significant difference between resilience scores in the two groups and that women without ovarian cysts have higher scores than women with ovarian cysts for resiliency. Furthermore, the results determined that among the defense mechanism styles, only for immature defense mechanisms scores there are significant differences between the two groups; women with ovarian cysts use these mechanisms more often than women without ovarian cysts. Additionally, in regards to social support scale, women with ovarian cysts received lower scores that show women without ovarian cysts receive more social support compared to women with ovarian cysts. The results indicate higher prevalence of psychological problems among women with ovarian cysts. It seems that training based on strengthening the resiliency and increasing levels of social competence in women can have preventive values.
    Keywords: resiliency, social competence, defense mechanism style, ovarian cysts