فهرست مطالب

پرستاری داخلی - جراحی - سال پنجم شماره 2 (تابستان 1395)
  • سال پنجم شماره 2 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • پروانه خراسانی، محمود نصر اصفهانی، مریم زمانی، معصومه قانع صفحات 1-13
    زمینه و هدف
    برنامه های آموزش به بیمار طی سال های اخیر در مراکز درمانی مورد توجه قرار گرفته اند. نظارت بالینی به عنوان یکی از ابزار های قانونی با ابعاد حمایتی- آموزشی می تواند تطبیق عملیات انجام شده با فعالیت های برنامه ریزی شده را مورد ارزشیابی قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین روند ثبت آموزش بیمار، انطباق ثبت با میزان درک و رضایت بیمار پس از اجرای نظارت بالینی انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر یک طرح طولی لانه گزیده بود. این مطالعه طی سال های 1392 تا 1394 در سه مرحله ی طراحی برنامه نظارتی، استقرار و ارزشیابی سیستم نظارت به روش نمونه گیری در دسترس از 785 واحد نظارتی (پرونده- بیمار در حال ترخیص) در مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) شهر اصفهان اجرا شد. در مرحله طراحی، چک لیست های نظارت بر ثبت فرآیند آموزش بیمار، انطباق درک بیمار از آموزش های ثبت شده و پرسشنامه رضایت از آموزش بیمار، طراحی و اعتبار و پایایی آن ها تایید گردید. در مرحله استقرار، ترسیم ساختار و برنامه های نظارتی با همکاری 8 ناظر اجرا شد و در مرحله ی ارزشیابی طی 12 ماه، 2333 چک لیست و پرسشنامه حین ترخیص بیماران تکمیل گردید. داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه تحت نرم افزار آماری 18 SPSS تحلیل شدند.
    یافته ها
    در طی 12 ماه ارزشیابی لانه گزیده میانگین نمره ثبت آموزش بیمار 21/75±88/5 و میانگین نمره انطباق درک بیمار با آموزش های ثبت شده 25/13± 73 و رضایتمندی بیماران از فرآیند آموزش 21/48 ± 47/17 بود. میانگین نمره ثبت آموزش بیمار و انطباق ثبت با درک بیمار در ماه ششم و دوازدهم نسبت به ماه نخست مطالعه روند افزایشی داشت (0/001 > P)، در حالی که میانگین نمره رضایت بیماران از آموزش های ارائه شده در این مدت روند نزولی داشت (0/001 > P).
    نتیجه گیری
    نتایج نظارت بالینی طی مدت اجرای پژوهش، نشان دهنده ی بهبود تدریجی وضعیت ثبت آموزش و درک بیماران از آموزش های ثبت شده بود؛ در حالی که رضایتمندی بیماران از فرآیند آموزش کاهش یافته بود. تداوم اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزش بیمار در مراکز بهداشتی درمانی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: آموزش بیمار، ارزشیابی برنامه، نظارت بالینی، ثبت و مستندسازی، درک بیمار، رضایت بیمار، اقدام پژوهی
  • زهرا پورموحد، حسین توانگر، فرزانه مظفری* صفحات 14-21
    زمینه و هدف
    بیماران در انتظار بررسی های تهاجمی ازجمله آنژیوگرافی، اضطراب را در سطوح بالایی تجربه می کنند. این امر می تواند اثرات جبران ناپذیری بر وضعیت سلامت بیمار برجای گذارد. استفاده از درمان های جایگزین جهت کاهش استرس و اضطراب از اهمیت ویژه ای برخوردارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر موسیقی بر سطح اضطراب قبل از آنژیوگرافی در بیماران بستری در بخش قلب انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه ی کارآزمایی بالینی، 70 بیمار در انتظار عمل آنژیوگرافی بستری در بخش های قلب 3 بیمارستان منتخب در شیراز طی سال 1394، به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 35 نفره مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، موسیقی یک ساعت قبل از عمل آنژیوگرافی به مدت 20 دقیقه پخش شد و گروه کنترل تنها مراقبت های معمول بخش را دریافت کردند. داده ها با استفاده از مقیاس سنجش اضطراب اسپیل برگر یک ساعت قبل از آنژیوگرافی (بلافاصله قبل از مداخله) و 20 دقیقه بعد (بلافاصله بعد از مداخله) به روش مصاحبه از هر دو گروه جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل با استفاده از شاخص های توصیفی و آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و تی زوج تحت نرم افزار آماری 22 SPSS انجام شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات اضطراب بیماران قبل از مداخله، در گروه مداخله 6/63 ± 48/45 و در گروه کنترل 6/63 ± 48/25 بود که بعد از مداخله به 5/21± 44/28 در گروه مداخله (0/004= P) و 7/74 ± 49/02 در گروه کنترل رسید (0/90 = P). این تفاوت پس از مداخله بین دو گروه معنی دار بود ( 0/008 = P).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این پژوهش، استفاده از موسیقی می تواند موجب کاهش سطح اضطراب بیماران قبل از آنژیوگرافی شود. بنابراین می توان از آن به عنوان یک روش آسان و عملی بهره گرفت.
    کلیدواژگان: موسیقی، اضطراب، آنژیوگرافی، عروق کرونر
  • مجتبی رعیتی، مریم جدید میلانی*، امیر حسین پیشگویی، مریم پاک فطرت صفحات 22-31
    زمینه و هدف
    امروزه یکی از مشکلات جدی بیماران تحت همودیالیز، تغذیه نامناسب است که تحت تاثیر کفایت ناکافی همودیالیز قرار دارد. بنابراین علاوه بر این که آموزش در این زمینه امری ضروری است. تلاش در جهت یافتن روش های آموزشی موثر نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش ترکیبی بر وضعیت تغذیه و کفایت دیالیز بیماران تحت همودیالیز انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی حاضر یک کارآزمایی بالینی می باشد که جامعه آماری آن را بیماران تحت همودیالیز مراجعه کننده به یکی از بیمارستان های شهر شیراز در سال 1394 تشکیل دادند. 56 بیمار به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برنامه آموزش ترکیبی به صورت فردی و گروهی طی 5 جلسه 30 -10 دقیقه ای حین دیالیز برای گروه مداخله انجام شد. وضعیت تغذیه بر اساس ابزار ارزیابی جامع ذهنی و کفایت دیالیز بر اساس KT/V، در هنگام مراجعه بیماران جهت همودیالیز قبل از شروع مداخله، یک ماه و دو ماه بعد از مداخله در بخش دیالیز در هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده ازآزمون های دقیق فیشر، تی مستقل، واریانس اندازه های تکراری، شفه، کای اسکوئر و آزمون کوکران تحت نرم افزار آماری 21 SPSS انجام شد.
    یافته ها
    پس از اجرای آموزش ترکیبی وضعیت تغذیه بیماران یک ماه بعد و دو ماه بعد از مداخله به طور معنی داری بهبود یافت (0/0001=P) همچنین میانگین نمره کفایت دیالیز در این گروه پس از مداخله از 0/27 ± 1/21 به 0/28 ± 1/35 افزایش پیدا کرد.(0/007 = P)
    نتیجه گیری
    آموزش ترکیبی منجر به بهبود کفایت دیالیز و وضعیت تغذیه بیماران تحت همودیالیز می شود. به کارگیری این شیوه آموزشی در بخش های همودیالیز پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: نارسایی کلیه، همودیالیز، تغذیه، کفایت دیالیز، آموزش ترکیبی
  • فاطمه محدث اردبیلی، سمیرا عبدی، طاهره نجفی قزلجه، آغا فاطمه حسینی، عارف تیموری صفحات 32-40
    زمینه و هدف
    اختلال خواب و درد از معضلات شایع در بیماران سوختگی هستند که اثرات مخربی بر روند بهبودی و راحتی بیمار دارند. با توجه به اینکه یکی از روش های غیردارویی تسکین درد و تن آرامی موسیقی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر موسیقی ترجیحی بر کیفیت خواب و شدت درد بیماران دچار سوختگی انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی بود. جامعه پژوهش را بیماران دچار سوختگی بستری در یکی از بیمارستان های شهر تهران در سال 1394 تشکیل دادند.50 بیمار به روش در دسترس انتخاب و به صورت غیر تصادفی در دو گروه 25 نفره مداخله و کنترل قرار گرفتند. موسیقی بدون کلام ترجیحی بیماران طی سه شب متوالی قبل از خواب به مدت 45 دقیقه تنها برای گروه مداخله پخش شد. درد بیماران در گروه مداخله 3 شب قبل از مداخله و 5 دقیقه بعد از پخش موسیقی با استفاده از ابزار دیداری سنجش درد مورد بررسی قرار گرفت، کیفیت خواب بیماران نیز با استفاده از پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ 3 روز قبل از مداخله و روزهای بعد از مداخله در رابطه با خواب شب قبل به صورت مصاحبه تکمیل شدند. پرسشنامه های مذکور در گروه کنترل نیز همانند گروه مداخله تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، تی زوج و کای دو تحت نرم افزار آماری 18 SPSS انجام شد.
    یافته ها
    کیفیت خواب (0/001> P) و شدت درد (0/ 012= P) بیماران در گروه مداخله پس از گوش دادن به موسیقی به طور معنی داری بهبود یافت. همچنین پس از مداخله دو گروه مداخله و کنترل از نظر میانگین نمره کیفیت خواب (0/001>P) و شدت درد (0/046 = P) تفاوت آماری معنی داری داشتند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج، استفاده از موسیقی ترجیحی می تواند باعث بهبود کیفیت خواب و کاهش درد بیماران سوختگی گردد. لذا، اجرای این مداخله، توسط کادر درمان و پرستاران توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: موسیقی، کیفیت خواب، درد، سوختگی
  • غلامحسین محمودی راد، فاطمه خواجه محمود*، علیرضا نعمتی صفحات 41-48
    زمینه و هدف
    آسم به عنوان شایع ترین بیماری مزمن، محدودیت هایی در سبک تغذیه و فعالیت جسمانی بیماران ایجاد می کند. یکی از شیوه های مطرح برای سازگاری با محدودیت های حاصل از بیماری های مزمن، توانمندسازی بیمار و حمایت خانواده می باشد. مطالعه ی حاضر با هدف تعیین تاثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر سبک تغذیه و فعالیت جسمانی بیماران مبتلا به آسم انجام شد.
    مواد و روش ها
    درکارآزمایی بالینی حاضر، 70 بیمار مبتلا به آسم مراجعه کننده به یکی از بیمارستانهای شهر زابل در سال 1394 به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. الگوی توانمندسازی خانواده محور طی 5 جلسه 45 دقیقه ای به مدت دو روز در هفته برای گروه مداخله انجام شد. داده ها با استفاده از فرم سنجش سبک تغذیه و پرسشنامه فعالیت فیزیکی بک در چهار مرحله ی قبل از مداخله و یک هفته، یک ماه و سه ماه بعد از مداخله جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده شاخص های توصیفی و آزمون های کای دو، آنالیز واریانس با اندازه های مکرر، فریدمن، تی مستقل و آزمون من ویتنی یو تحت نرم افزار آماری 16 SPSS انجام شد.
    یافته ها
    میانگین نمره سبک تغذیه بیماران در گروه مداخله بعد از مداخله (2/43±44/59) نسبت به قبل از مداخله (6/25± 26/74) افزایش یافت (0/001> p). این تفاوت نسبت به گروه کنترل معنی دار بود (0/001>p). میانگین نمره فعالیت جسمانی بیماران بعد از مداخله از 3/27 ± 24/06 به 3/06 ± 31/20 افزایش یافت (0/001>p). این تفاوت بین دو گروه به استثنای فاصله زمانی یک ماه بعد از مداخله معنی دار بود. (0/05>P)
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که با اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور می توان سبک تغذیه و فعالیت جسمانی بیماران مبتلا به آسم را بهبود بخشید. لذا بکارگیری این الگو توسط پرستاران توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آسم، توانمندسازی خانواده محور، تغذیه، فعالیت فیزیکی
  • حمید چمنزاری، مهدی کاری، سید رضامظلوم، علی جنگجو صفحات 49-58
    زمینه و هدف
    درمان اکثر بیماران مبتلا به سرطان معده، گاسترکتومی است. به طور معمول پس از جراحی از سوند بینی- معده ای جهت تغذیه بیماران استفاده می شود، اما در مورد لزوم استفاده از آن اتفاق نظر وجود ندارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر سوند بینی- معده ای بر عملکرد گوارشی بعد از گاسترکتومی در بیماران مبتلا به سرطان معده انجام شد.
    مواد و روش ها
    کارآزمایی بالینی حاضر با مشارکت مبتلایان به سرطان معده بستری در بخش جراحی عمومی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد در سال 1394 انجام شد. 68 بیمار به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 34 نفره مداخله و کنترل قرار گرفتند. پس از عمل جراحی برای بیماران گروه مداخله سوند بینی- معده ای تعبیه شد. تا سه روز پس از عمل جراحی، بیماران در هر دو گروه ناشتا بودند و پس از آن سوند بینی- معده ای بیماران گروه مداخله خارج و تغذیه دهانی در هر دو گروه آغاز شد. عملکرد گوارشی بیماران در هر دو گروه از 6 ساعت بعد از ورود بیماران به بخش تا روز هفتم بعد از عمل، روزانه با استفاده از ابزار بررسی شدت تهوع و استفراغ و پرسشنامه پژوهشگرساخته بررسی عملکرد گوارشی مورد سنجش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده ازآزمون های دقیق فیشر، کای دو، تی مستقل، من ویتنی یو، تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و تی زوج تحت نرم افزار 16 SPSS انجام شد.
    یافته ها
    در طول مطالعه شدت تهوع و استفراغ، زمان اولین دفع گاز و شدت نفخ بیماران در گروه کنترل کمتر از گروه مداخله بود و فراوانی تحمل رژیم غذایی بعد از عمل در بیماران گروه کنترل بیشتر بود. این تفاوت ها تنها در رابطه با شدت نفخ بین دو گروه معنی دار بود (0/05> P).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته ها، سوند بینی- معده ای بعد از گاسترکتومی می تواند عملکرد طبیعی گوارش را به تاخیر بیاندازد. پیشنهاد می گردد این روش بعد از جراحی گاسترکتومی مورد استفاده قرار نگیرد.
    کلیدواژگان: سوند بینی، معده ای، عملکرد گوارشی، گاسترکتومی، سرطان معده
  • پرستو رضاپور، محسن شهریاری *، مهین معینی، حمید صانعی صفحات 59-66
    زمینه و هدف
    بیماری عروق کرونر و اقدامات درمانی مرتبط با آن مانند آنژیوپلاستی، می تواند منجر به بروز مشکلات هیجانی و عاطفی همچون افسردگی، اضطراب و استرس در بیماران شود که تاثیرات منفی بر روند بهبودی بیمار خواهد داشت. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر اجرای مدل مراقبت مشارکتی بر شدت افسردگی، اضطراب و استرس بیماران پس از آنژیوپلاستی عروق کرونر انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی حاضر یک کارآزمایی بالینی می باشد. 50 بیمار تحت عمل آنژیوپلاستی عروق کرونر مراجعه کننده به بخش های ویژه و داخلی جراحی یکی از بیمارستان های شهر اصفهان در سال 1394 به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. مدل مراقبت مشارکتی شامل مراحل انگیزش، آماده سازی، درگیرسازی و ارزشیابی طی 5 جلسه گروهی 60-45 دقیقه ای و پیگیری تلفنی در طول 3 ماه برای گروه مداخله اجرا شد. داده ها با استفاده از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس42 - DASS قبل از مداخله و یک ماه پس از اتمام آن در دو گروه جمع آوری گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، تی زوج و کای اسکوئر تحت نرم افزار SPSS نسخه 18 صورت گرفت.
    یافته ها
    در گروه مداخله پس از اجرای مدل مراقبت مشارکتی میانگین نمره افسردگی از 3/7±31/6 به 5/03±6/3 (0/001>P)، میانگین نمره اضطراب از 3/04±32/6به4/1 ± 6/2 (0/001>P) و میانگین نمره استرس از 3/3±32/2 به 4/8 ±8/5 (0/001 >P) کاهش یافت. این تفاوت نسبت به گروه کنترل معنی دار بود. (0/001>P)
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد مدل مراقبت مشارکتی می تواند منجر به کاهش افسردگی، اضطراب و استرس بیماران پس از آنژیوپلاستی عروق کرونر شود. بنابراین این مدل می تواند به عنوان یک روش مراقبتی موثر مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مدل مراقبت مشارکتی، استرس، اضطراب، افسردگی، آنژیوپلاستی عروق کرونر
  • امیر رضا صالح مقدم، فرزانه هژبر عراقی، حمیدرضا بهنام وشانی، حسین کریمی موقنی، علی بزی* صفحات 67-76
    زمینه و هدف
    دیابت نوع دو با افزایش میزان قند خون ناشتا (FBS) و هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) عوارض جبران ناپذیری بر زندگی بیماران وارد می کند. آموزش خودمراقبتی و در نظر گرفتن تفاوت سبک های یادگیری در میان بیماران، امری ضروری محسوب می گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش خودمراقبتی مبتنی بر سبک یادگیری وارک بر HBA1C و FBS مبتلایان به دیابت نوع دو انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی حاضر یک کارآزمایی بالینی می باشد. 72 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش کلینیک پارسیان مشهد در سال 1394 به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 36 نفره ی مداخله و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله براساس نتایج پرسشنامه سبک یادگیری وارک در گروه های یادگیری شنیداری، دیداری، نوشتاری و مهارتی قرار گرفتند. آموزش خودمراقبتی طی دو جلسه 60 دقیقه ای و هر دو هفته یک بار برای گروه مداخله متناسب با سبک یادگیری بیماران و در گروه کنترل با استفاده از سبک آموزشی رایج سخنرانی ارائه گردید. جهت سنجش وضعیت خودمراقبتی، میزان HBA1C و FBS در بیماران هر دو گروه، قبل و یک ماه و نیم پس از مداخله مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های کای دو، من ویتنی، تی مستقل و ویلکاکسون تحت نرم افزار 21 SPSS انجام شد.
    یافته ها
    پس از اجرای مداخله میانگین HBA1C از 0/8 ± 7/7 به 0/7 ± 7/5 (0/062 >P ) و میانگین FBS از 33/5 ± 176/1 به 32/8 ± 147/7 رسید (0/001 >P ). این تفاوت تنها در رابطه با میزان FBS بین دو گروه معنی دار بود (0/002 = P).
    نتیجه گیری
    بکارگیری سبک یادگیری وارک در آموزش با کاهش میزان HBA1C و FBS منجر به ارتقاء خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 گردید. پیشنهاد می گردد قبل از آغاز آموزش به بیماران سبک یادگیری آن ها با استفاده از مقیاس تعیین سبک یادگیری وارک مشخص گردد و آموزش ها بر مبنای سبک یادگیری بیماران ارائه شوند.
    کلیدواژگان: دیابت، سبک های یادگیری، وارک، آموزش، خودمراقبتی
|
  • Khorasani Parvaneh, Nasr Esfahani Mahmood, Zamani Maryam, Ghane Masoomeh Pages 1-13
    Background And Objective
    Currently, patient education has been considered in medical centers. Clinical provision, which is one of the legal tools with training-support dimensions, can evaluate the consistency between the implemented procedures and the planned ones. This study aimed to evaluate the process of recording patient education, consistency of record-keeping with perception, and patient satisfaction after implementing clinical supervision.
    Materials And Methods
    This longitudinal, embedded study was conducted during 2013-2015 in three stages of designing, implementation, and evaluation of the supervision program using randomized convenience sampling on 786 monitoring units (medical records of patients being discharged) at Alzahra University Hospital, Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran. In the designing stage, the checklists for supervision of recording patient education and consistency of patient perception with the recorded trainings and the patient satisfaction questionnaire were designed and their valididty and reliability were established. In the implementation stage, structure of the monitoring program was designed with the cooperation of eight supervisors. During 12 months, 2333 checklists and questionnaires were completed at the time of hospital discharge in the evaluation stage. Data analysis was performed in SPSS, version 18, using One-way ANOVA.
    Results
    After 12 months of embedded evaluation, the mean score of recording patient education was 88.5±21.75, and the mean scores of patient satisfaction with the training process and consistency between patients’ perception and the recorded trainings were 47.17±21.48 and 73±25.13, respectively. The mean scores of recording patient training and consistency between patients’ perception and the recorded trainings had an increasing trend (P
    Conclusion
    The results of clinical supervision during the study were indicative of gradual improvement in recording training programs and patient perception, while patient satisfaction was decreased. Therefore, implementation and evaluation of patient training programs in healthcare centers is recommended.
    Keywords: Patient training, program evaluation, clinical supervision, recording, patient perception, patient satisfaction, action research
  • Pourmovahed Zahra, Tavangar Hossein, Mozaffari Farzaneh* Pages 14-21
    Background And Objective
    Patients experience high levels of anxiety before angiography, which is mostly associated with irreparable effects on health status of such individuals. Use of alternative medicine to reduce stress and anxiety is of paramount importance. Therefore, this study aimed to evaluate the effect of music on anxiety level of patients hospitalized in cardiac wards before angiography.
    Materials And Method
    This clinical trial was conducted on 70 patients admitted to cardiac wards before angiography in three selected hospitals of Shiraz, Iran in 2015. Samples were randomized convenience sampling and divided into two groups of control (n=35) and intervention (n=35). In this study, the intervention group received one hour of music before angiography for 20 minutes, whereas the usual care of ward was provided for the control group. Data was collected using the state-trait anxiety inventory (STAI) by Spielberger one hour before angiography (immediately before the intervention) and 20 minutes after angiography (immediately after the intervention) through interviews with all the participants. Data analysis was performed in SPSS version 22 using descriptive statistics, Chi-square, as well as paired and independent-tests.
    Results
    In this study, mean anxiety scores of patients in the intervention and control groups before the intervention were 48.45±6.63 and 48.25±6.63, respectively. After the intervention, these scores were changed to 44.28±5.21 and 49.02±7.74 in the intervention (P=0.004) and control (P=0.90) groups, respectively. Therefore, a significant difference was observed between the groups after the intervention (P=0.008).
    Conclusion
    According to the results of this study, music before angiography could lead to a significant decrease in anxiety level of patients. Therefore, this approach could be used as an effective method to alleviate anxiety in patients.
    Keywords: Music, anxiety, angiography, coronary artery
  • Rayati Mojtaba, Jadid Milani Maryam *, Pishgooei Amirhosein, Pakfetrat Maryam Pages 22-31
    Background And Objective
    Today, one of the most serious problems of hemodialysis patients is poor nutrition, significantly affected by inadequate dialysis. Not only it is necessary to have sufficient knowledge in this area, but it is also important to find more effective educational methods in this regard. With this background in mind, this study aimed to evaluate the effect of blended learning on nutritional status and dialysis adequacy in hemodialysis patients.
    Materials And Method
    This clinical trial was conducted on hemodialysis patients, referred to one of the hospitals of Shiraz, Iran in 2015. In total, 56 patients were selected through randomized convenience sampling and divided into two groups of intervention and control. Blended learning was provided for the participants of intervention group in the form of five group and individual sessions of 10-30 minutes during hemodialysis. The nutritional status and dialysis adequacy of all the participants were evaluated before, one month and two months after the intervention in the dialysis ward based on subjective global assessment and KT/V, respectively. Data analysis was performed in SPSS version 21 using Fisher’s exact test, independent t-test, repeated measures ANOVA, Chi-square and Cochran test.
    Results
    In this study, the nutritional status of the participants was significantly improved one and two months after the intervention (P=0.0001). Moreover, mean score of dialysis adequacy was significantly increased in the intervention group from 1.21±0.27 to 1.35±0.28 after the intervention (P=0.007).
    Conclusion
    According to the results of this study, blended learning was associated with a significant improve in dialysis adequacy and nutritional status of hemodialysis patients. Therefore, it is recommended that this educational method be used in hemodialysis wards.
    Keywords: Kidney failure, haemodialysis, nutrition, dialysis adequacy, blended education
  • Mohaddes Ardabili Fatemeh, Abdi Samira, Najafi Ghezeljeh Tahereh, Hoseini Agha Fatemeh, Teimoori Aref Pages 32-40
    Background And Objective
    Sleep disturbances and pain are some of the most common problems among burn patients, which have adverse effects on recovery process and patient comfort. Given the use of music as a non-pharmacological approach to alleviate pain and provide comfort, this study aimed to evaluate the effect of patient-selected music on sleep quality and pain intensity in burn patients.
    Materials And Method
    This clinical trial was conducted on burn patients hospitalized in one of the hospitals of Tehran, Iran in 2015. In total, 50 patients were selected using randomized convenience sampling and divided into two intervention (n=25) and control (n=25) groups. Intervention was carried out for the intervention group through playing instrumental music, selected by the patients, in three consecutive 45-minute sessions before sleep. Severity of pain in the participants was evaluated for three nights (before and five minutes after the intervention) using visual analog scale (VAS). In addition, sleep quality of the samples was assessed three days before the intervention using Pittsburgh sleep quality index (PSQI) and during the post-intervention days through interviews. The mentioned scales were applied for the control group as well. Data analysis was performed in SPSS version 18 using Chi-square, as well as paired and independent t-tests.
    Results
    In this study, a significant improvement was observed in sleep quality (P
    Conclusion
    According to the results of this study, application of patient-selected music therapy could be associated with a significant improve in sleep quality and decrease in pain intensity in burn patients. Therefore, it is recommended that this intervention approach be applied by healthcare providers and nurses.
    Keywords: Music, sleep quality, pain, burn
  • Mahmoudi Rad Gholam Hosein, Khaje Mahmoud Fatemeh *, Nemati Ali Reza Pages 41-48
    Background And Objective
    Known as the most common chronic disease, asthma causes dietary and exercise restrictions in patients. One of the proposed methods to adapt to the limitations of chronic diseases is patient empowerment and family support. Therefore, this study aimed to evaluate the effect of implementation of family-centered empowerment model on nutrition and physical activities of patients with asthma.
    Materials And Method
    This clinical trial was conducted on 70 patients with asthma, referring to one of the hospitals of Zabol, Iran in 2015. Samples were selected through through randomized convenience sampling and divided into two groups of intervention and control. The family-centered empowerment model was carried out in the intervention group in the form of five 45-minute sessions twice a week. Data was collected using nutrition assessment questionnaire (NAQ) and Beck physical activity questionnaire during four stages before intervention, as well as one week, one month and three months after the intervention. Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive statistics, Chi-square, repeated measures ANOVA, Friedman, independent t-test and Mann-Whitney U.
    Results
    study, mean score of nutrition style was significantly increased from 44.59±2.43 to 26.74±6.25 in the intervention group after the intervention (P
    Conclusion
    According to the results of this study, implementation of family-centered empowerment model led to a significant improve in nutrition style and physical activity of patients with asthma. Therefore, it is recommended that this model be used by nurses in hospital wards.
    Keywords: Asthma, family, centered empowerment, nutrition, physical activity
  • Chamanzari Hamid, Kari Mahdi, Mazloum Seyed Reza, Jangjoo Ali Pages 49-58
    Background And Objective
    The optimal treatment strategy for patients with gastric cancer is gastrectomy. Typically, nasogastric intubation is used after this type of surgery to feed patients; however, there seems to be no unanimity of opinion on this topic. Therefore, this study aimed to evaluate the effect of nasogastric intubation on gastrointestinal function after gastrectomy in gastric cancer patients.
    Materials And Method
    This clinical trial was conducted on gastric cancer patients, admitted to the general ward of Imam Reza Hospital in Mashhad, Iran in 2015. In total, 68 patients were selected through randomized convenience sampling and divided into two intervention and control groups of 34 individuals. Nasogastric tube insertion was applied for the intervention group after the surgery. Patients of the study groups were fasted for three days after the surgery, which was followed by the removal of nasogastric tubes and initiation of oral feeding. Gastrointestinal function of all the participants was evaluated six hours after transferring to the ward up to seven days after the surgery on a daily basis using nausea and vomiting assessment tools and researcher-made questionnaire of gastrointestinal function. Data analysis was performed in SPSS version 16 using Fisher’s exact test, Chi-square, Mann-Whitney U, repeated measures ANOVA and paired t-test.
    Results
    In this study, the severity of nausea and vomiting, the first time of passing gas and severity of flatulence Intensity were less observed in the control group, compared to the intervention group. Moreover, postoperative food tolerance was higher in the patients of the control group, compared to the other study group (P
    Conclusion
    According to the results of this study, nasogastric intubation can delay normal gastrointestinal function after gastrectomy. Therefore, it is not recommended to use this method after gastrectomy.
    Keywords: Nasogastric intubation, gastrointestinal function, gastrectomy, gastric cancer
  • Rezapour Parastoo, Shahriari Mohsen*, Moieni Mahin, Sanei Hamid Pages 59-66
    Background And Objective
    Coronary artery disease and its associated treatment interventions such as angioplasty can lead to emotional problems, including depression, anxiety, and stress, in patients and might have adverse effects on the recovery process. This study aimed to evaluate the effect of collaborative care model on depression, anxiety, and stress in patients after coronary angioplasty.
    Materials And Methods
    This clinical trial was conducted on 50 patients undergoing coronary angioplasty, who were referred to intensive care unit and surgical ward of one of the hospitals of Isfahan, Iran, in 2015. Samples were selected through randomized convenience sampling and were divided into intervention and control group (n=25 for each group). Collaborative care model, consisting of four stages of motivation, preparation, engagement, and evaluation, was implemented for the intervention group through five 45-60 minute sessions and a three-month telephone follow-up. Data was collected using depression, anxiety, and stress scale (DASS-42) before and one month after the intervention from both groups. Data were analyzed using descriptive statistics, Chi-square, as well as independent and paired t-tests in SPSS, version 18.
    Results
    In this study, mean score of depression was significantly decreased in the intervention group after the implementation of collaborative model (from 31.6±3.7 to 6.3±5.03) (P
    Conclusion
    Implementation of collaborative care could be associated with lower depression, anxiety, and stress in patients after coronary angioplasty. Therefore, its application is recommended as an effective method for such patients.
    Keywords: Collaborative care model, stress, anxiety, depression, coronary angioplasty
  • Saleh Moghadam Amir Reza, Hozhabr, Araghi Farzaneh, Behnam Vashani Hamidreza, Karimi Moonaghi Hossein, Bazzi Ali* Pages 67-76
    Background And Objective
    Patients with type two diabetes mostly struggle with increased fasting blood sugar (FBS) and glycosylated hemoglobin HbA1c, mainly associated with irrecoverable complications. Self-care education and considering different types of learning among patients are regarded as some of the most important issues in this regard. Therefore, this study aimed to evaluate the effect of self-care education based on VARK learning style on HbA1c and FBS in patients with type two diabetes.
    Materials And Method
    This clinical trial was conducted on patients with type two diabetes, referring to Parsian Clinic in Mashhad, Iran in 2015. In total, 72 samples were selected through randomized convenience sampling and divided into two control and intervention groups of 36 cases. Subjects of the intervention group were also divided into subgroups of visual, aural, read/write, and kinesthetic based on the results of VARK inventory. Self-care education was carried for the intervention group in two 60-minute session once every two weeks, tailored to learning styles of patients. Meanwhile, traditional lecture method was used for the control group. HbA1c and FBS were evaluated in all the participants before and a month and a half after the intervention to assess the self-care of patients. Data analysis was performed in SPSS version 21 using Mann-Whitney U, Chi-square, independent t-test and Wilcoxon.
    Results
    In this study, mean score of HbA1c was decreased from 7.7±0.8 to 7.0±5.7 (P
    Conclusion
    According to the results of this study, application of VARK learning style led to a reduction in HbA1c and FBS levels, contributing to improved self-care in patients with type 2 diabetes. Therefore, before initiation of training programs, determining learning style of patients is suggested using VARK learning style inventory. In addition, it is recommended that training materials be presented based on learning style of patients.
    Keywords: Diabetes, learning style, VARK, education, self, care