فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 41 (مهر و آبان 1395)
  • پیاپی 41 (مهر و آبان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/26
  • تعداد عناوین: 6
|
  • جواد گودینی*، محسن وفامهر، یوسف گرجی مهلبانی، ناصر براتی صفحات 5-18
    این نوشتار موید آن است که ارزیابی دانش معماری در خصوص مجموعه های صنعتی به شناسایی چالش های توسعه آن کمک می کند. تامل در مولفه های توسعه دانش معماری سبب شد تا ارزیابی این دانش در سه بخش دانش نظری (یا تولیدات نظری)، انتقال دانش (یا برنامه های آموزشی) و دانش عملی انجام شود. گفتنی است با توجه به ماهیت متفاوت سه گانه های مذکور، روش ارزیابی هرکدام متناسب با ویژگی های ماهوی آنها انتخاب شد. بدین ترتیب ارزیابی حوزه های نظری به علت ماهیت نوشتاری آن، با روش تحلیل محتوا توام شد. در این بخش، مقالات علمی پژوهشی (مندرج در پانزده نشریه معتبر معماری تا زمستان 1393)، 2500 عنوان کتاب منتخب، پایان نامه های دانشجویی مقطع کارشناسی ارشد (که طی سال های 1380 تا پایان 1389 در دانشگاه شهید بهشتی به انجام رسیده اند) و رساله های دکتری معماری (که در دانشگاه های داخل کشور تا پایان سال 1391 تکمیل شده اند)، مورد بررسی قرار گرفت تا کمیت دانش نظری در خصوص معماری مجموعه های صنعتی برآورد شود. لازم به ذکر است این سنجش در مقایسه با شش کاربری منتخب منظر، مسکونی، مذهبی، درمانی، آموزشی و اداری به انجام رسید. در بخش انتقال دانش، ارزیابی مذکور به تحلیل محتوای برنامه ها، گرایش ها، رشته ها و واحدهای درسی مطرح در سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری معطوف شد. همچنین برای آگاهی از وضعیت دانش عملی، به ارزیابی جهت گیری مسابقات معماری (اعم از مسابقات دوره ای و مسابقات برگزار شده در بازه انتخابی 1389-1386) و نیز بررسی نمونه های انتخابی از واحدهای صنعتی موجود (در قالب 63 واحد صنعتی از شهرک صنعتی کاسپین قزوین) اقدام شد. نتایج نشان می دهد که دانش معماری مجموعه های صنعتی در مقایسه با دیگر کاربری ها از کمترین تولید نظری و انتقال تعلیمی برخوردار بوده است (چالش کمی). علی رغم چنین وضعیتی، در حوزه عملی با رشدی کمی قرین بوده و نیازمند توجه کیفی است (چالش کیفی). همچنین توسعه دانش معماری در زمینه مجموعه های صنعتی فاقد ساختار منسجم بوده و عمدتا به صورت موضعی و گسسته در حال رشد است. نتایج گویای آن است که رفع چالش های یاد شده با انسجام بخشی به سه گانه های مذکور و اتخاذ راهبرد عمل به نظر (در قالب مهندسی معکوس) محقق می شود. تحقیق بر این نکته تاکید دارد که توسعه دانش معماری در خصوص مجموعه های صنعتی با برنامه ریزی در قالب ماتریسی از مولفه های تکمیلی و تکاملی متشکل از حوزه های سه گانه میسر می شود.
    کلیدواژگان: معماری، مجموعه های صنعتی، توسعه دانش، دانش نظری، انتقال دانش، دانش عملی
  • امیررضا کریمی آذری*، سید باقر حسینی، بهرام صالح صدق پور، افضل سادات حسینی صفحات 19-34
    پرورش، ارتقا و جهت دهی خلاقیت، در کودکان به دلیل قرارگیری در سن رشد، اهمیت دارد. تحقیقات روان شناسی در مورد خلاقیت1 بر تاثیر محیط فیزیکی بر خلاقیت متمرکز بوده است. یکی از روش های ارتقاء خلاقیت، بهره گیری از تاثیر مثبت محیط طبیعی یا مصنوع، در بروز و افزایش خلاقیت در کودکان است. ادبیات موضوع نشان می دهد که فضا و محیط دربروزخلاقیت و کیفیت رشد آن موثر است. فضا ممکن است فضای طبیعی یا مصنوع و انسان ساز باشد. اما ساخت و سازهای معماری در جهت تاثیر بر پرورش خلاقیت، بسیار کمرنگ است. سوال اصلی این پژوهش این است که کدام ویژگی های فضای مسکونی بر ارتقاء خلاقیت تاثیر دارند. پژوهش حاضر، به دنبال دستیابی به اصول طراحی فضای مسکونی است که باعث افزایش خلاقیت کودکان شود. تحقیق حاضر توسعه ای بوده و روش تحقیق انتخابی تحقیق توصیفی-پیمایشی است که در 5 مرحله اصلی انجام شده است. جامعه تحقیق مرحله دوم متخصصین روان شناسی، سوم متخصصین معماری و چهارم کودکان 3-7 ساله از منطقه 4 شهر تهران است. نمونه های مورد مطالعه در مرحله دوم به وسیله تکنیک دلفی شامل 108 متخصص روان شناسی و درمرحله سوم، متخصصین معماری در دو زیر مرحله ابتدایی 50 متخصص معماری، مرحله تکمیلی 120 متخصص معماری و در مرحله چهارم 50 کودک زیر دبستانی 3-7 ساله ساکن منطقه 4 تهران است. جمع آوری داده ها به وسیله مصاحبه و پرسشنامه باز پاسخ و بسته پاسخ و پرسشنامه تصویری برای کودکان، انجام شده و برای بررسی فرضیه ها از آمار توصیفی شامل محاسبه شاخص های آماری و تنظیم جدول توزیع فراوانی و از آمار استنباطی شامل آزمون ناپارامتریک ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون آماری رگرسیون خطی چند متغیره و آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شده و با استفاده از آزمون های کروسکال و الیس و من ویتنی اصول معماری رتبه بندی و انتخاب شده اند. مطابق یافته های این تحقیق، محیط کالبدی فضای مسکونی بر روی رشد خلاقیت کودک اثر گذاشته و در فضای مسکونی، با به کارگیری عناصر طبیعی، ایجاد فضای ایمن، فضای پیچیده و فضای انعطاف پذیر از طریق تاثیر مثبت بر انگیزش کودک برای بازی، آرامش روانی، ابتکاروکنجکاوی در کودک می توان خلاقیت کودک را ارتقا بخشید. اصول طراحی منتج از پژوهش به این قرار است : 1. طراحی و ایجاد فضاهای کالبدی مسکونی با استفاده از بدنه های تحریک کننده و بازی ساز. 2. ایجاد آرامش و امنیت روانی با طراحی و ایجاد فضای مسکونی امن (ایمنی کالبدی). 3. طراحی و ایجاد فضاهایی پیچیده و چالش برانگیز. 4. طراحی و ایجاد فضاهای مسکونی تغیر پذیر و منعطف (انعطاف پذیری فضایی و فرمی).
    کلیدواژگان: خلاقیت، ارتقاء خلاقیت کودکان، فضای مسکونی، اصول طراحی
  • محمد سعید ایزدی، نگین امیری* صفحات 35-46
    گسترش بی رویه، شتابان و ناموزون کالبدی شهرها یکی از عوامل اصلی در بروز مسایل شهری به ویژه افت منزلت اجتماعی، عملکردی، زیست محیطی و کالبدی آنهاست. در مواجهه با این معضلات، توسعه درونی به عنوان پایدارترین الگوی توسعه برای شهرها معرفی شده است. توسعهدرونی، سیاستی است که باهدف دستیابی به توسعه موزون، متعادل و پایدار شهری به شناسایی و برنامه ریزی برای استفاده بهینه از ظرفیت های موجود توسعه در درون محدوده شهر می پردازد. در این میان تاسیسات و اراضی نظامی درونی شهرها با پهنه های وسیع خود در شهرها، به عنوان یکی از مهم ترین ظرفیت های توسعهدرونی میتوانند فرصتی برای تجدید حیات شهرها باشند. هدف این نوشتار دستیابی به برنامه تجدید حیات پایداراراضی نظامی درون شهری در قالب چارچوبی جامع است. در راستای دستیابی به این هدف، در مرحله اول با مروری بر ادبیات توسعه درونی و نظریات موجود و سابقه این سیاست در ایران و جهان، همچنین بازخوانی مفهوم توسعه مجدد اراضی نظامی و رویکردها به آن، اهمیت این موضوع در توسعه شهری تبیین شده است، سپس در مرحله دوم با مستندسازی دو تجربه داخلی و خارجی و بررسی نقاط ضعف و قوت برنامه های اجرا شده، زمینه ارتقاء دانش نظری در عرصه توسعه درونی و توسعه مجدد اراضی نظامی فراهم آمده تا با تکیه بر این دانش بتوان سیاست های کارآمدتری را اتخاذ کرد. روش تحقیق، از نوع تحلیلی- تفسیری بر پایه مطالعات و ارزیابی نمونه های موردی است وتلاش شده به کمک اسناد کتابخانه ای و اینترنتی به بررسی موضوع مورد نظر پرداخته شود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد توسعه مجدد اراضی نظامی درون شهری یکی از مهم ترین فرصت های توسعه درونی است که علاوه بر کیفیت بخشی در عرصه پروژه، با تاثیرگذاری بر بافت پیرامونی به عنوان محرک برنامه های بازآفرینی شهری عمل می کنند. همچنین نتایج نشان می دهد رابطه معناداری بین حضور و مشارکت دولت، شهرداری ها، نهادهای محلی و بخش خصوصی با تحقق تجدید حیات موفق اراضی نظامی وجود دارد. مطالعات، بیانگر این امر است که مهم ترین اصل در فرایند تجدید حیات اراضی نظامی، برنامه ریزی و مشخص کردن جایگاه و نقش سازمان ها و نهادهای مربوطه و مشارکت و هماهنگی های بین آنهاست.
    کلیدواژگان: توسعه مجدد، توسعه درونی، اراضی نظامی. بازآفرینی شهری
  • محمد رحیم رهنما، مهدی وفایی*، رضا صمدی صفحات 47-56
    معماری و شهرسازی یک جامعه هویت یک جامعه را به نمایش می گذارد و محلات شهری عرصه ای است که این هویت در آنها ظهور پیدا می کند. بنابراین طراحی و ایجاد محلات با هویت اسلامی در شهرها می تواند بیانگر فرهنگ، شهرسازی و در نتیجه هویت آن شهر و جامعه باشد. لذا با توجه به فرهنگ غنی اسلامی در کشورمان و لزوم توجه به آن در طراحی محلات، هدف این پژوهش ارایه مولفه های اسلامی با توجه به شرایط امروزه به منظور ارتقای هویت اسلامی در محلات جدید است. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی است. مولفه های اسلامی به صورت اسنادی و کتابخانه ای از احادیث و روایات نقل شده از ائمه اطهار (ع) جمع آوری شده و در 6 دسته اصلی تقسیم بندی شده است. مولفه های استخراج شده دریافته های پژوهش بر اساس اصول کلی ضوابط و مقررات شهرسازی به روز شده و سپس در محله امامیه غربی شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفته است. جهت مطالعه معیارهای اسلامی در محدوده مورد بررسی از نرم افزار Auto Cad و برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار Gis استفاده شده است. با مطالعه صورت گرفته شده و بررسی های میدانی از محدوده مورد مطالعه این نتیجه به دست آمد که اکثر مولفه های ارایه شده (به جز طراحی محله با محوریت مسجد) در طراحی این محله مد نظر قرار گرفته است. با توجه به اینکه هویت اسلامی در محلات شهرهای اسلامی به کاربری مذهبی (مسجد) گره خورده است لذا توجه و طراحی محلات جدید بر اساس محوریت این کاربری باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
    کلیدواژگان: هویت، طراحی محلات جدید، مولفه های اسلامی، محله امامیه غربی مشهد
  • صلاح الدین مولانایی، سارا سلیمانی* صفحات 57-66
    در این تحقیق بخشی از ساختار معماری بومی ایرانی در منطقه سیستان از منظر مسایل اقلیمی، تکنیک های به کار رفته در اجرای ساختمان و نوع برخورد با شرایط سخت و دشوار محیطی (اقلیمی) مورد بررسی قرار گرفته است. امروزه در مبحث معماری پایدار، توجه به مسایل اقلیمی، زیست محیطی و معماری سبز در کنار معماری بومی و پیشین، از مهم ترین مباحث مطرح در سطح داخلی و بین المللی است. به کمک فناوری های پیشرفته در سازه و معماری به همراه مصالح نوین، از یک سو شرایط تحقق ایده ها و طرح هایی خاص برای معماران و طراحان فراهم شده و از سوی دیگر جوامع مختلف با چالش آلودگی محیط زیست و مصرف بالای انرژی بر اثر استفاده از این فناوری ها و مصالح جدید روبرو هستند. این چالش ها به همراه لزوم توجه به عناصر ارزشمند معماری بومی و سنتی ضرورت این تحقیق در خصوص بخش اقلیمی معماری پایدار را نشان می دهد. هدف تحقیق، بازشناخت عناصر ساختاری معماری بومی سیستان در بحث اقلیم و نحوه استفاده از این عناصر بر مبنای نظریات معماری پایدار دوران معاصر است. در پرسش اصلی این مقاله مطرح شده که چه عوامل، شرایط و ویژگی هایی در ساختار معماری اقلیمی منطقه سیستان (بومی و کهن) وجود دارد که بتوان در معماری امروز ایران و در راستای بهره گیری در مباحث طراحی اقلیمی معماری معاصر از آنها بهره گرفت؟ در این راستا روش تحقیق در دو بخش مبتنی بر نگرش توصیفی و مطالعات میدانی در بخش نخست و تطبیق نظریات مطرح شده مولفه های اقلیمی معماری پایدار با عناصر ساختاری معماری بومی سیستان در بخش دوم شکل گرفته است. فرضیه این تحقیق بر این پایه است که در صورت شناخت و بهره گیری صحیح از الگوها و اصول حاکم بر معماری گذشته از دیدگاه اقلیمی و ترکیب مناسب با معماری روز می توان به معماری پایدار و در عین حال، با هویت دست یافت. نتایج تحقیق نشان می دهد استفاده از عواملی نظیر خارخانه، دورچه، کولک، سورک و نظایر آن راهکارهای اقلیمی بسیار مناسبی هستند که در طول قرن های متمادی به عنوان مولفه هایی از اصول معماری بومی این منطقه در جهت تقابل با اقلیم سخت آن و تسهیل شرایط زندگی تعریف شده اند. از این عوامل با اندک تغییراتی می توان در ساختار معماری معاصر ضمن توجه به هویت اصیل معماری ایرانی، در جهت رسیدن به معماری پایدار مرتبط با شرایط اقلیمی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: معماری بومی سیستان، اقلیم، معماری پایدار، خارخانه، کولک، سورک
  • معصومه خامه*، ایرج اعتصام، آزاده شاهچراغی صفحات 67-82
    راه یابی1، به معنای توانایی فرد برای رسیدن به مقاصد فضایی خود در محیط های جدید و پیچیده، به سهولت و سرعت انجام این فرایند در محیط های آشناست. خوانایی فضا و راه یابی خصوصا در مکان های عمومی مثل مراکز خرید، فرودگاه ها، ایستگاه های راه آهن، دانشگاه ها و بیمارستان ها و... از اهمیت فراوان برخوردار است تا آنجا که امروزه وقتی از مسئله گم کردن جهت حرکت در مکان های مختلف یاد می کنند، از احساس ناامیدی و وحشتی که همراه آن است سخن می رانند. دستیابی به این قابلیت و تقویت آن، از دهه 70م. تاکنون، موضوع پژوهش های بسیاری در حوزه های مختلف شهرسازی، معماری، روانشناسی محیطی و... بوده است. هدف این تحقیق یافتن عناصر و ویژگی های فضایی تسهیل کننده فرایند راه یابی در شهرهای گذشته ایران است و یافتن پاسخی برای این پرسش که آیا مولفه های خوانایی فضایی - که امروزه در مباحث طراحی شهری مطرح اند- در ساختار شهر های گذشته ایران یافت می شوند؟ پژوهش حاضر که از نوع بنیادی بوده و نتایج آن می تواند جنبه کاربردی پیدا کند، در سه مرحله کلی انجام شده است : نخست مطالعه اسنادی یا کتابخانه ای شامل بررسی مفهوم راه یابی و مسیریابی، دسته بندی یافته های محققین حوزه شهر و طراحی شهری در مورد عناصر شکل دهنده شهر و نیز مطالعه عناصر کالبدی تشکیل دهنده ساختار شهرهای گذشته ایران. مرحله دوم : مطالعات موردی، شامل بررسی ساختار سه نمونه از شهرهای قدیمی ایران (زواره، تبریز و شیراز) و مرحله سوم تجزیه و تحلیل یافته های دو مرحله قبل و جمع بندی مطالب. نتایج نشان می دهد که خوانایی، پیوستگی فضایی و تباین و توالی فضایی مهم ترین عواملی هستند که به تسهیل فرایند راه یابی و مسیریابی در شهرهای گذشته ایران کمک کرده و در طراحی شهرهای معاصر نیز به عنوان عواملی راهبردی مورد توجه طراحان قرار می گیرند.
    کلیدواژگان: راه یابی، مسیریابی، شهرهای گذشته ایران، روان شناسی محیطی
|
  • Javad Goudini*, Mohsen Vafamehr, Yousef Gorji Mahlabani, Nasser Barati Pages 5-18
    The present paper has notified that the evaluation of architecture knowledge for industrial complexes helps identifying its development challenges. Thinking about the components of architecture knowledge development caused the evaluation to be occured in three sections of theoretical knowledge (or theoretical productions), knowledge transition (or training programs), and practical knowledge. Since the nature of the mentioned triad was different, the evaluation method of each was chosen in relation to their substantial features. As a result, evaluation of theoretical areas, due to its written nature, is accompanied by content analysis method. In this section, scientific research-based articles (published in fifteen authentic architecture journals, until winter 2014), 2500 selected books, M. A. theses (conducted from 2001 to 2010 in University of Shahid Beheshti), and Ph. D. dissertations (completed in domestic universities until 2012) were studied to estimate the quantity of production knowledge in terms of the architecture of industrial complexes. It is noteworthy that this evaluation took place compared to six selected functions i.e. landscape, residential, religious, healthcare, educational, and administrative. In transitive knowledge section, the mentioned evaluation was dedicated to the analysis of programs’ contents, orientations, fields of study, and courses, presented in three levels of BA, M. A., and Ph. D.. Furthermore, in order to know about the status of practical knowledge, the orientation of architecture competitions (including periodical competitions and those, taken part from 2007 to 2009) were evaluated. Also selected samples of the existing industrial units (i.e. 63 industrial units in Caspian Industrial Park, Qazvin) were studied. Results showed that architecture knowledge of industrial complexes, compared to other functions, had the least theoretical production as well as transitive training (quantitative challenge). Despite such circumstances, in the practical area it enjoyed some quantitative growth and requires qualitative attention (qualitative challenge). What is more, the development of architecture knowledge in terms of industrial complexes lacks any coherent structure, chiefly growing in a local and discrete manner. Results showed that the mentioned challenges are dealt with by integrating the mentioned triad and adopting practice-to-theory strategies (as reverse engineering). The research has emphasized that developing architecture knowledge for industrial complexes can be done by programming as a matrix of supplementary and evolutionary components, comprising the triple areas.
    Keywords: Architecture, industrial complexes, knowledge development, theoretical knowledge, knowledge transition, practical knowledge
  • Amir Reza Karimi Azeri *, Seyyed Bagher Hosseini, Bahram Saleh Sedghpour, Afzal Sadat Hosseini Pages 19-34
    In recent years, there have been an increasing number of studies on the effect of natural and artificial environments on humans. There is much evidence that being in natural environments, or just looking at nature, promotes recovery from stress. In the residential context, it has also been suggested that views of nature from windows enhances residents’ sense of well-being. Viewing a 10- minute video dominated by natural elements (trees, vegetation, or water) after the participants were stressed by a video of industrial accidents facilitated recovery from stress, as indicated by lowered blood pressure, lowered muscle tension, and skin conductance. Young children spend most of their time at home. Although some spend a lot of their time at outside facilities such as daycare center, kindergarten, or school, most children still recognize home as their permanent space. They become attached to their home and feel safe and secure. When they are at home. They attach meanings to their home and that becomes part of their culture. Children’s experiences and images of early childhood are "the most deeply scored and enduring". Children develop interests at this environment, which helps them resolve inner conflicts, make sense of their existence, and develop self-regulation and self-concept. Cohen states that "the passionate interests of young children can be thought of as the seeds of adult creativity. Creativity has been the subject of interest and study for the past 60 years. Because of being in growth ages, activation, promoting and directing creativity in children is important. Still, creativity is mysterious! It is hard to do systematic analysis. This makes it hard to understand and explain why and how creativity happens and what elements it is related to. Furthermore, the variety of definitions of creativity among researchers makes it even more complicated to understand and study because there is no definitive meaning accepted by all. People define creativity as the ability to produce novel and original work within specific framework and limitations. Children are creative by nature. Social psychologists argue that creative people begin their creative production early in life. The focus of research on the creativity has been from psychology features to the impact of the physical environment on these features. One of the ways to promote creativity, using the impact of natural or artificial environment to create and enhance the creativity factors in children. Literature suggests that Space and environment in creativity and its quality of growth have an important role. This spaces may be natural spaces or artificial space and in other words the architecture environment. But the construction of architecture to influence the cultivation of creativity is very pale. The real question is, which features in residential space impact on the promotion of creative task. The present study seeks to achieve residential space design principles that will enhance children’s creativity. This research is developmental and research method is descriptive that is done in five main step. Then, using the survey method one of descriptive research methods, Second stage and third stage of the research community are psychology experts and architecture professionals. Fourth stage research community are 3-7 years-old children in Tehran from district 4. After selecting the sample and data collection by interview, questionnaire, using inferential statistics, hypothesis tests are proposed. To evaluate the hypothesis of descriptive statistics and statistical indicators set by the frequency and inferential non-parametric Spearman test, multiple linear regression test and Friedman nonparametric test was used. According to the findings, physical environment in residential spaces affects the development of children’s creativity and in residential space, using natural elements, creating a safe space, complex space and flexible space, through a positive impact on children’s motivation for physical activity(playing), mental relaxation, initiative and Child’s curiosity children’s creativity can be promoted. The present study seeks to achieve the design principles of residential space that will enhance children’s creativity.
    Keywords: Creativity, Promote children's creativity, Residential space
  • Mohammad Saeid Izadi, Negin Amiri* Pages 35-46
    Unsteady, hastily and inharmonic development of urban framework is one of the main factors in emerging urban issues especially social class status, bioenvironmental, framework decrease. In many years, most of development cases are not planed based on a system due to a wrong picture of development concept and method. At last, it is done by the simplest method in the original lands which are around the cities, it has followed some irrecoverable issues, for example, we did not care about the abandoned and unused areas in the cities, and the cities observe the horizontal and disjoined growth and it resulted in their instability. To solve these problems and reduce the incoming pressure on the cities peripheral lands and environment, a modern approach is introduced for internal development as the most stable development pattern for cities. Internal development is a policy which aims to achieve a balanced, harmonic and stable development in order to identify, plan for the optimum usage of existing development capabilities within the urban areas. We should mention that the optimum usage doesn’t mean the framework development of existing opportunities, but the approach follows social, cultural, bioenvironmental and economic aims. The internal development emphasizes on the effective exploitation of vacant and abandoned lands within cities in compared to the other policies of urban development, it targeted a wide variety of vacant and unused parts within the cities and with different scales. Among these, military plants and lands can be an opportunity for cities revival with a wide range in the cities as one of the most important internal development capabilities. The revival of these areas has been resulted in many urban economic and social investments returns due to their urban infrastructure, so it enjoys a significant importance in the internal development policy. The current study aims to achieve comprehensive framework. To achieve this goal, first we review the internal development literature and present theories and policy background in Iran and other parts in the world, also we reread the concept of military lands development and its approaches, its importance is specified in the urban development, then in the second step with documentation of two internal and external experience and investigation of implemented plans weaknesses and strengths, the field of theoretical knowledge upgrade provides in the arena of internal development with reliance on the knowledge to have more effective policies. The Study method is an analytic interpretive based on studies and evaluation of case study, it is tried to deal with investigation of that subject by internet and library documents help. The obtained results of study showed that the redevelopment of military lands which are within the cities is one of the most important opportunities of internal development. These lands where in the past time were formed around the cities, by passing the time they have been located in the cities with urban framework growth, they assigned wide areas to themselves, finally they can offer some unique opportunities for the cities stable development. Military lands redevelopment, in addition to the district quality in the project field , and affecting on the peripheral context can be as a drive in the urban recreation plans. So planning should be done foe redevelopment of these areas by evaluating the capability related to the needs, services-functional shortages of peripheral context and these areas dominance. Also the results show that redevelopment of these fields requires the management systematic with internal development policy growing. A structure which performs well with coordination and consistent with other components. Otherwise, the present structure is fading and meeting the goals is not possible. Many of these projects are important due to management barriers which have not been solved and custodian support of these lands to transfer their ownership in an imperfect way and the final goal has not been met. In other words, existing treasure protection, which is countries contemporary heritage, is considered important. Finally, based on the results emphasized that there is a significant relation between presence and government involvement, mayoralty, local organizations and private sector with military lands successful revival, it shows that the redevelopment of ineffective lands, in addition to economic benefits, influence on increasing life quality , social benefits and environmental benefits. Six main components include: harmonic management, citizenship involvement, effort for social liveliness effect on peripheral environment, bottom up planning, realization principle.
    Keywords: Redevelopment, Brownfield, Military Lands, Urban Regeneration
  • Mohammad Rahim Rahnama, Mahdi Vafaei *, Reza Samadi Pages 47-56
    Architecture and urbanism of a community represent the identity of a community, and urban neighborhoods are area for emergence of thisidentity, so designing and creating neighborhoods with Islamic identity in towns can reflect culture, urbanization and thus the identity of that town and society. Therefore, with respect to rich Islamic culture in our country and the necessity of paying attention to it in neighborhood designing, this research is conducted to present Islamic components based on present situations to improve Islamic identity in new neighborhoods. The research method was descriptive – analytical in nature with practical aim. Islamic components were collectedby using documentary and library sources from sayings of Imams, and were divided into 6 main groups. The obtained components were updated based on general principles of urbanism regulations, and then were studied in West Emamieh neighborhood of Mashhad city. Auto Cad and GIS software was used for studyingand analyzing the Islamic components in the studied areas. The results showed that the majority of the presented components (except for mosque-based neighborhood designing) have been considered in designing this neighborhood. Since Islamic identity in neighborhoods of Islamic cities is linked to religious land use (mosque), designing new neighborhoods based on this land use must be given more attention.
    Keywords: Imams, Islamic components, Identity, West Emamieh neighborhood of Mashhad
  • Salahedin Molanaei, Sara Soleimani* Pages 57-66
    In this study, part of the native Iranian architecture of the Sistan region in terms of climate issues, techniques used in the construction of buildings and difficult environmental (climatic) issues are studied. Today, in sustainable architecture, the greatest attention is paid to climatic, environmental and green architecture issues alongside matters related to traditional and old architecture on a local and global level. Advanced technologies in construction and use of new materials in architecture has, on the one hand, created the suitable conditions for realizing exotic ideas and projects for architects and designers. These challenges and the need for paying attention to valuable elements of local traditional architecture indicate the necessity of undertaking research on climatic conditions and sustainable architecture. This research deals with parts of traditional Iranian architecture in the Sistan region in terms of climate, the techniques used in construction and difficult environmental conditions (climate) based on modern theories of sustainable architecture. The research question deals with the factors, climatic conditions and characteristics of architectural structures of Sistan region (indigenous and ancient) which can be utilized in modern Iranian architecture and be of use in contemporary design issues of climate architecture. The research methodology was based on two parts: a descriptive approach and field studies in part one and a comparison of the theoretical and climatic components of sustainable architecture with the structural elements of local Sistan architecture forms part two. In traditional Iranian architecture, discussions always focus on valuable strategies and methods of providing adequate living conditions in buildings. Different and variable climatic and geographic conditions throughout this land have forced architects with their innovative principles to provide the best and most appropriate ways of buildings adapting to climatic conditions. Since past-times, the use of natural and inexhaustible forces such as the sun and wind has commonly been used in Iran to improve the bio-thermal conditions of living spaces. These forces results in buildings saving fuel consumption and more importantly enhancing the quality, comfort and hygiene of residential environments. The research results indicate that centuries-old use of Kharkhona, Dorche, Kolak, Surak were suitable climatic solutions that are defined as a component of indigenous architectural principles in this region to combat the harsh climate and facilitate good living conditions. With little change in the structure of contemporary architecture, these solutions can be used to achieve sustainable architecture.
    Keywords: Sustainable Architecture, Traditional architecture of Sistan, Kharkhona, Koulak, Sourak
  • Masoomeh Khameh *, Iraj Etessam, Azadeh Shahcheraghi Pages 67-82
    Wayfinding is individual ability to achieve spatial destination in the new and complex settings, as easy and fast as doing this in familiar environments. Wayfinding play an important role, in public places such as shopping malls, airports, railway stations, schools, hospitals and etc, Although when direction losing is discussed in various places, frustration and fear feelings are expressed. Recognizing that in a set of different and complex functions, individuals’ location and how they reach their distiantions, are inevitable which is necessary cities and large-scale buildings planning process.With the application of structural elements which increases spatial legibility and imageability and provide clear and perceptible spatial information, infact provide conditions which individuals spend the minimum time and energy and stresslessly to reach the intended aim. The field of Wayfinding and Pathfinding process hasn’t been investigated in past cities of Iran, only in some sources referred to landmarks,they can contribute to recognizing direction. this survey investigates this issue for the first time and this process along with pathfinding is considered to emphasize on wayfinding concept as the spatial problem solving. From the seventies up to now, considering this feature capability and its improvement are fundamentally mentioned as the main research subjects in different sections such as urbanism, architecture, environmental psychology and so on.The purpose of this research is to find the elements and spatial properties to facilitate the wayfinding process in old cities in Iran and to find an answer to this question, "Could the components of spatial legibility considered in today’s urban design discussions, be found in the structures of Iran’s old cities? The current research and its fundamental and the related results can be practically analyzed. Therefore, they are performed at three stages: The first one is associated to document or library studies that includes analyzing the concepts of wayfinding and pathfinding, sorting the researcher’s findings in the field of urban design concerning physical elements of the structures of Iran’s old cities. The second one is a case study that, includes reviewing the structures of three old cities in Iran, namely Zavareh, Tabriz and Shiraz ; At the third stage, the analysis of the mentioned findings and conclusion will be discussed. It is concluded that legibility, spatial continuity, spatial contrast and spatial sequences are basically considered the most important factors to facilitate the process of wayfinding and pathfinding in the old cities of Iran. According to the mentioned factors which are used in the design of cities and regions and even in contemporary public buildings, there are some advantages for users include: - Facilitating and quick access to spatial destinations. - Increasing the attraction of urban spaces and creating the variety in urban facades and configurations - Losing disappointment,hopelessness, anxiety sensation due to being lost and losing position and direction for people. - Increasing the security spatial sensation and people’s presentation in public settings with different skills and capabilities.
    Keywords: Wayfinding, Pathfinding, old cities in Iran, Environmental Psychology