فهرست مطالب

طب اورژانس ایران - سال سوم شماره 3 (تابستان 1395)
  • سال سوم شماره 3 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/29
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نامه به سردبیر
  • افشین امینی، حامد امینی آهی دشتی، ابوالقاسم لعلی صفحات 83-85
    بخش اورژانس هر بیمارستان با فعالیت 24 ساعته، معمولا پذیرای بیشترین مراجعین یک مرکز درمانی در طول شبانه روز است. مراجعین با مشکلات گوناگون و سطح توقعات متفاوت در ساعات مختلف به این واحد مراجعه می کنند و پزشکان و کادر درمان این بخش نیز موظف هستند در تمامی ساعات شبانه روز و تمامی ایام هفته در محل خدمت خود حضور داشته باشند. بیماران در این بخش با هر وضعیت اقتصادی، اجتمادی و نژادی ویزیت می شوند و ترتیب رسیدگی به مراجعین فقط وابسته به شدت و نوع بیماری آنهاست. امروزه یکی از دغدغه های مسئولین بهداشت در کشورهای مختلف ایجاد یک اورژانس کارا با توانایی پاسخگویی بالا به خیل عظیم مراجعین می باشد و بدیهی است که این امر نیازمند رعایت اصول و استانداردهای لازم در این زمینه است. لذا بحث بهبود کارایی و اثربخشی یا به بیانی افزایش بهره وری در این خصوص بیش از پیش اهمیت یافته است. ارزیابی های دوره ای بخش اورژانس می تواند مشکلات و نواقص موجود را نمایان کند و انتقال این مسایل به مسئولین عالی رتبه ذیربط می تواند به حل مشکلات کمک نماید. طی یک مطالعه توصیفی - مقطعی در سال های 1384 و 1387 وضعیت بخش های اورژانس در شش بیمارستان تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، شامل بیمارستان های مفید، لقمان حکیم، طالقانی، شهید مدرس، شهدای تجریش و امام حسین به وسیله 340 شاخص مستخرج از استانداردهای اعتبار بخشی ایران و استاندارد های انجمن علمی اورژانس آمریکا مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های این مطالعه نشان داد که در سال 1384 بیمارستان های لقمان حکیم با مجموع 129 امتیاز، امام حسین با 128 امتیاز و مفید با 125 امتیاز بیشترین انطباق با استاندارد های مورد ارزیابی را داشتند. بر همین اساس امتیاز اعتبار بخشی تمامی بیمارستان های مورد ارزیابی در سال 1387 افزایش یافته بود. میزان تغییرات نمره کلی بیمارستان های لقمان حکیم، طالقانی، مدرس، شهدای تجریش، مفید، امام حسین به ترتیب 3، 52، 19، 22، 13 و 84 بود. بیشترین ارتقاء امتیاز برای بیمارستان های امام حسین، طالقانی و شهدای تجریش بود.
  • مقاله اصیل
  • ایرج گلی خطیر، رضا جمالی*، حامد امینی آهی دشتی، فرزاد بزرگی، محمد حسینی نژاد، حسین منتظر، فاطمه جهانیان صفحات 86-91
    مقدمه
    کله سیستیت حاد یکی از شایعترین اورژانس های جراحی و از علل مهم شکم حاد در تمام دنیا می باشد. از مهمترین اقدامات لازم برای این بیماران در بخش اورژانس کنترل درد حاد شکم تا زمان رسیدن به تشخیص قطعی است. لذا، مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثرات ضد دردی استامینوفن تزریقی و مورفین در کنترل درد ناشی از کله سیستیت حاد طراحی شده است.
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور می باشد که به بررسی و مقایسه اثر دو داروی مورفین سولفات و استامینوفن تزریقی در کنترل درد بیماران مشکوک به کله سیستیت حاد بالای 18 سال و با علائم حیاتی پایدار پذیرش شده در بخش اورژانس پرداخته است. جهت جمع آوری اطلاعات از چک لیستی از پیش طراحی شده شامل اطلاعات دموگرافیک، شدت درد در بدو ورود و دقایق 30 و 60 و 90 بعد از تزریق، علایم حیاتی بدو ورود، وجود یا عدم وجود عوارض جانبی و یافته های بالینی استفاده شد. در نهایت دو گروه با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 18 مورد مقایسه از جهت میزان کنترل درد و عوارض قرار گرفتند.
    یافته ها
    در مجموع 70 بیمار با میانگین سنی 3/16 ± 2/55 سال به صورت راندوم به دو گروه 35 نفری وارد شدند (4/61 درصد زن). 38 (3/54 درصد) بیمار فقط یک معیار سونوگرافیک کله سیستیت حاد را داشتند حال آنکه 32 (7/45 درصد) بیمار دو معیار یا بیشتر را داشتند. میانگین شدت درد در دقایق 30، 60 و90 بعد از تزریق دارو در دو گروه تفاوت معنی دار آماری داشت (05/0 < p). میزان عوارض تهوع (617/0 = p) و استفراغ (150/0 = p) بعد از تزریق در دو گروه مورد مطالعه تفاوت معنی داری نداشت . تب در گروه استامینوفن تزریقی به طور معنی داری کاهش پیدا کرده بود (001/0 > p).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های مطالعه حاضر، داروی مورفین در مقایسه با استامینوفن کارایی بیشتری در کاهش شدت درد بیماران طی 30 دقیقه را دارد، بطوریکه نمره VAS بیماران 30 دقیقه پس از تزریق مورفین کاهش معنی داری داشت. اما در دقایق 60 و 90 بعد از تزریق علی رغم تفاوت معنی دار آماری کنترل درد بین دریافت کنندگان دو داروی مورد مطالعه، این مقادیر از نظر کلینیکی معنی دار نبودند. با این وجود داروی استامینوفن تزریقی در کنترل تب بیماران نیز به طور همزمان تاثیر گذار بوده است.
    کلیدواژگان: کله سیستیت، کنترل درد، درد حاد، مورفین، استامینوفن، بخش اورژانس، بیمارستان
  • حسن برزگری، جواد مظفری*، محمدعلی یوسفیان، بهزاد زهره وندی صفحات 92-97
    مقدمه
    اگر چه سرگیجه به تنهایی یک بیماری محسوب نمی شود اما یکی از شایعترین شکایات مراجعین به بخش های اورژانس است. با توجه به اینکه در برخورد با سرگیجه محیطی درمان واحدی مورد اتفاق نظر نیست برآن شدیم که تاثیر و عوارض متیل پردنیزولون و دیازپام وریدی را طی یک کارآزمایی بالینی در درمان سرگیجه حاد محیطی مقایسه نماییم.
    روش کار
    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دو سویه کور و با هدف مقایسه اثربخشی متیل پردنیزولون و دیازپام وریدی در کنترل سرگیجه حاد محیطی بر روی بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس انجام شد. بیماران با استفاده از روش تصادفی ساده به یکی از دو گروه مذکور تقسیم شدند و شدت سرگیجه (بر اساس معیار VAS)، تغییرات همودینامیک، سطح هوشیاری، تغییرات قند خون و در نهایت عوارض جانبی بین دو گروه در دقایق 30، 60 و 120 بعد از تزریق مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    مطالعه بر روی 113 بیمار با میانگین سنی 4/10 ± 8/41 سال (60-20) انجام شد (4/58 مرد). بیماران به دو گروه دیازپام وریدی (تعداد = 51 نفر) و متیل پردنیزولون وریدی (تعداد = 62 نفر) تقسیم شدند. اختلاف معنی داری بین دو گروه از جهت سن (830/0 =p)، جنس (339/0 = p)، شدت سرگیجه (337/0 =p) و علائم حیاتی (986/0 =p) بدو ورود وجود نداشت.
    شدت سرگیجه تنها در دقیقه 120 بعد از مصرف دو دارو با هم اختلاف معنی داری داشت (003/0 = p). هیچ موردی از افت فشارخون، کاهش سطح هوشیاری و ناپایداری همودینامیک در دو گروه مورد مطالعه طی 120 دقیقه مشاهده نگردید. خشکی دهان در گروه دریافت کننده دیازپام وریدی به طور معنی داری بالاتر بود (007/0 = p). میانگین قند خون گروه دیازپام و متیل پردنیزولون در دقیقه 60 و 120 به ترتیب عبارت بودند از: 2/36 ± 6/120 و 2/51 ± 1/143 (009/0 = p) و 1/35 ± 5/119 و 9/50 ± 9/162 (001/0 > p).
    نتیجه گیری
    به طور کلی شاید بتوان گفت با در نظر گرفتن اثربخشی مناسب تر و کم اهمیت بودن عوارض جانبی مشاهده شده با دیازپام وریدی این دارو انتخاب مناسب تری نسبت به متیل پردنیزولون وریدی در کنترل علامت بیماران مراجعه کننده با سرگیجه حاد محیطی باشد.
    کلیدواژگان: دیازپام، متیل پردنیزولون، سرگینجه محیطی، بخش اورژانس، کارآزمایی بالینی
  • بهروز هاشمی، سعید خلجی* صفحات 98-102
    مقدمه
    آمارهای مختلفی از بروز ترومبوز ورید عمقی و عوارض متعاقب آن حتی پس از درمان ضدانعقادی پیشگیرانه در بیماران با آسیب اندام تحتانی وجود دارد. با توجه به وجود این اختلاف نظرها، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی شیوع وقایع ترومبوآمبولیک در بیماران مبتلا به شکستگی اندام تحتانی که تحت درمان ضد انعقادی پیشگیرانه قرار گرفته اند طراحی شده است.
    روش کار
    مطالعه مقطعی گذشته نگر حاضر با هدف ارزیابی میزان شیوع عوارض ترومبوآمبولیک متعاقب شکستگی اندام تحتانی در بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس طی یک سال طراحی شد. بیماران بالای 18 سال با ترومای اندام تحتانی پایین تر از زانو که نیازمند ثابت سازی با آتل یا گچ برای بیش از 2 هفته بودند مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها با استفاده از آماره های توصیفی و نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 گزارش شدند.
    یافته ها
    130 بیمار با میانگین سنی 5/18± 05/40 (92-15) سال مورد مطالعه قرار گرفتند (5/61 درصد مرد). 18 (8/13 درصد) بیمار سابقه سوء مصرف مواد داشتند، 1 (8/0 درصد) بیمار مبتلا به دیابت، 8 (2/6 درصد) بیمار مبتلا به پرفشاری خون، 1 (8/0 درصد) مبتلا به آسم، 1 (8/0 درصد) بیمار مبتلا به سکته مغزی بودند. مکانیسم تروما در 44 (8/33 درصد) مورد سقوط از ارتفاع، 50 (5/38 درصد) مورد سوانح جاده ای و در 36 (7/27 درصد) مورد ترومای مستقیم بود. در نهایت 3 (3/2 درصد) بیمار علی رغم دریافت داروی ضد انعقاد مبتلا به ترومبوز ورید عمقی شدند. متوسط زمان بین ترخیص تا وقوع علائم 6/3 ± 6 روز بود.
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه حاضر حاکی از شیوع 3/2 درصدی حوادث ترومبوآمبولیک در بیماران نیازمند به ثابت سازی اندام تحتانی تحت درمان با هپارین با وزن مولکولی پایین بود. هر سه مورد ترومبوز ورید عمقی در مطالعه حاضر در دو هفته اول بعد از ثابت سازی اتفاق افتاده بودند.
    کلیدواژگان: ترومبوز وریدی، شکستگی استخوان، بی حرکت سازی، ضد انعقاد، ترومبوآمبولی
  • روح الله عسکری، میلاد شفیعی، لیلا آزادی، الهام طایفی صفحات 103-108
    مقدمه
    میزان رضایتمندی بیماران ابزار سنجش مهمی برای ارزیابی کیفیت ارائه خدمات بهداشتی درمانی است و اطلاعات مهمی راجع به انتظارات بیماران و میزان برآورده شدن آنها فراهم می کند. با توجه به اهمیت و جایگاه مهم مراکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی و ارائه موثر خدمات از سوی آنها، این مطالعه با هدف بررسی میزان رضایتمندی گیرندگان خدمات از مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی در شهرستان های یزد و بیرجند انجام پذیرفته است.
    روش کار
    مطالعه مقطعی حاضر در سال 1391 بر روی 150 نفر از گیرندگان خدمت موجود در لیست مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی شهر های بیرجند و یزد انجام پذیرفت. نمونه گیری به صورت سیستماتیک و اطلاعات مورد نیاز توسط پرسشنامه استاندارد رضایتمندی گیرندگان خدمات از مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی که شامل دو قسمت؛ مشخصات دموگرافیک و 16 سوال مربوط به رضایتمندی گیرندگان خدمت بود، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 18 و آزمون های توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    150 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند (7/56 درصد مرد). شایعترین دلیل برقراری تماس در شهر یزد، ترومای ناشی از تصادفات رانندگی (32درصد) و در شهر بیرجند ضعف و بیحالی و بیماری عصبی (18درصد) بود. 10 درصد از پاسخگویان در استان یزد رضایتمندی کم، 39 درصد رضایتمندی متوسط و 51 درصد رضایتمندی مطلوبی داشتند. به همین ترتیب 16 درصد از پاسخگویان در شهر بیرجند رضایتمندی متوسط و 84 درصد رضایتمندی مطلوب داشتند. بالاترین میزان رضایتمندی در استان یزد از همکاری مرکز فوریت ها با بیمار و رفتار پرسنل با بیمار بود. همچنین کمترین میزان رضایتمندی نیز متعلق به پیگیری وضعیت بیمار تا رسیدن آمبولانس و زمان انتظار بیمار تا رسیدن آمبولانس بود. در شهر بیرجند نیز کمترین میزان رضایتمندی مربوط به کیفیت امکانات و تجهیزات تیم اورژانس بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که میزان رضایتمندی گیرندگان خدمات از مراکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی، در شهر یزد و بیرجند در سطح متوسطی بوده است. کمترین میزان رضایتمندی از خدمات مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی در شهر یزد مربوط به حیطه پیگیری وضعیت بیمار تا رسیدن اورژانس و نیز زمان انتظار بیمار تا رسیدن آمبولانس و در شهر بیرجند مربوط به کیفیت امکانات و تجهیزات بود.
    کلیدواژگان: رضایتمندی بیماران، تکنسین اورژانس پیش بیمارستانی، سرویس اورژانس پیش بیمارستانی، فوریت ها
  • منور افضل آقایی، صالحه نوروزی*، مریم سادات موسوی، علی خورسند وکیل زاده صفحات 109-114
    مقدمه
    سقوط و صدمات ناشی از آن از مشکلات مهم سالمندان در سراسر جهان محسوب شده و افزایش بار مالی و مراقبتی قابل توجهی را برای سیستم های بهداشتی و درمانی بدنبال دارد. در راستای دستیابی به اطلاعات صحیح جهت برنامه ریزی های پیشگیرانه و یا درمانی دقیق تر، مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک آسیب های ناشی از سقوط در سالمندان مراجعه کننده به بخش اورژانس طراحی شده است.
    روش کار
    پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی گذشته نگر می باشد که طی سال های 93- 1392 بر روی سالمندان مراجعه کننده بدنبال سقوط به بخش اورژانس، بیمارستان امام رضا، مشهد، ایران، انجام شده است. نمونه گیری به روش سرشماری و شامل تمامی بیماران با سن 60 سال و بالاتر بود. اطلاعات دموگرافیک، ویژگی های حادثه، طول مدت بستری، نوع آسیب و شکستگی، تعداد دفعات مراجعه و پیامد نهایی بیماران با استفاده از آماره توصیفی گزارش گردید.
    یافته ها
    1033 بیمار با میانگین سنی 07/9 ± 37/73 (دامنه سنی بین60 تا 106سال) در طی مدت دو سال مورد مطالعه قرار گرفتند. از این بین 8/64 درصد زن و بقیه مرد بودند و نسبت جنسی زن به مرد 83/1 بود (5/69 درصد متاهل). میانگین سنی خانم های آسیب دیده (89/8 ± 07/73) تفاوت معنی داری با میانگین سنی مردان آسیب دیده (36/9 ± 92/73) نداشت (156/0=p). بیشتر آسیب دیدگان (6/56 درصد) در گروه سنی 74-60 سال قرار داشتند. وقوع حادثه در فصل تابستان (6/29 درصد) و در ماه شهریور بیشتر از سایر زمان ها بود. متوسط طول مدت بستری 96/6 ± 05/5 روز (دامنه مدت بستری از یک ساعت تا 98 روز) بود. بیشترین تعداد روز بستری به دلیل شکستگی فمور بود. متوسط تعداد مراجعه مجدد در بین زنان (84/0 ± 34/1) و مردان (43/1± 48/1) تفاوت معنی داری نداشت (078/0=p). بررسی مکان های سقوط نشان داد که در 6/73 درصد موارد سقوط از سطح همتراز، 23 درصد سقوط از ارتفاع و 7/2 درصد نیز سقوط اشیاء روی سالمند و بقیه موارد نامشخص بود. 7/65 درصد از زنان سقوط را از سطح همتراز و 9/78 درصد مردان سقوط اشیاء روی سالمند را تجربه نموده بودند (001/0 >p). در بررسی نوع شکستگی به تفکیک جنسیت به ترتیب شکستگی فمور (4/34 درصد)، شکستگی ساعد (34 درصد) و شکستگی شانه (9/8 درصد) در زنان و در مردان به ترتیب شکستگی فمور (3/48 درصد)، شکستگی ساعد (7/13 درصد) و بعد از آن شکستگی ساق (6/10 درصد) شایعترین علل شکستگی بوده اند (001/0 > p). در مجموع 7/2 درصد از موارد سقوط منجر به فوت شده بود. بررسی میانگین سنی بین افراد زنده مانده (97/8 ± 20/73) و فوت شده (50/10 ± 57/97) نشان دهنده تفاوت معنی دار بین این دو گروه بود (001/0 > p). اغلب فوت شدگان در گروه سنی 75-89 سال (50 درصد) و در میان مردان (6/53 درصد) بوده اند.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های مطالعه حاضر بیشترین موارد سقوط در سالمندان مربوط به خانم های متاهل با متوسط سنی 73 سال، در فصل تابستان (ماه شهریور)، به دنبال سقوط همتراز و بین ساعات 18 -13اتفاق افتاده بود. شایعترین آسیب ناشی از سقوط در سری حاضر شکستگی اندام فوقانی و تحتانی بود و میزان مرگ و میر ناشی از سقوط 7/2 درصد گزارش گردید.
    کلیدواژگان: مطالعات اپیدمیولوژیک، حوادث سقوط، ارزیابی پیامد بیماران، سالمندان، بخش اورژانس
  • گزارش کوتاه
  • محمد ایرجیان، غلامرضا فریداعلایی* صفحات 115-118
    حوادث متعددی مثل زلزله، سیل، سونامی و جنگ سبب بروز بحران های فراگیر می گردند که سبب آسیب های جسمی، روحی و روانی متعددی می شوند. کشور ما ایران نیز در معرض انواع بلایای طبیعی می باشد و لازم است که آمادگی لازم برای مدیریت هر یک از این موارد بحرانی کسب شود. هدف از ارائه این گزارش کوتاه انتقال تجربه حاصل از مشکلات بوجود آمده در برپایی بیمارستان صحرایی و لزوم اتخاذ تدابیر لازم برای آمادگی کافی و مناسب در مقابل مشکلات احتمالی در مواقع بحران می باشد. بر اساس یافته های مطالعه حاضر، عدم تخصیص بودجه های مصوب جهت برپایی مانورهای آمادگی در برابر بلایا، کمبود چادر های مناسب برپایی بیمارستان صحرایی، مدیریت غیر صحیح نیروهای انسانی داوطلب، مشکلات پشتیبانی در زمینه تغذیه پرسنل و نقایص موجود در زمینه مباحث امنیتی و کنترل نظم منطقه از مهمترین مشکلات موجود در زمینه برپایی یک بیمارستان صحرایی در مانور مذکور بودند.
    کلیدواژگان: واحدهای بهداشتی سیار، بلایا، برنامه ریزی بلایا، آمادگی
  • آموزشی
  • سعید صفری، علیرضا براتلو* صفحات 119-121
    ابزارها و تستهای تشخیصی متفاوتی توسط پزشکان اورژانس بر بالین بیماران مورد استفاده قرار می گیرند. در این بین ابزارهای جدید نیز با هدف به دست آوردن نتایج دقیق تر و کاهش زمان و هزینه در مقایسه با موارد قدیمی ارزیابی می شوند. در قسمت های قبلی این مجموعه آموزشی پزشکی مبتنی بر شواهد، برخی از خصوصیات عملکردی تست های تشخیصی از جمله حساسیت، ویژگی، دقت، ارزش اخباری مثبت و منفی و همچنین احتمال پیش و پس از آزمون شرح داده شدند. منحنی مشخصه عملکرد سیستم (receiver operating characteristics (ROC)) روشی گرافیکی برای بیان خصوصیات غربالگری یک تست محسوب می شود. از منحنی راک برای تعیین بهترین نقطه برش و مقایسه ارزش تشخیصی دو یا چند تست به وسیله اندازه گیری سطح زیر منحنی استفاده می شود. در این بخش از مجموعه آموزشی، منحنی راک و دو روش برای تعیین بهترین نقطه برش بر روی آن توضیح داده شده است.
    کلیدواژگان: پزشکی مبتنی بر شواهد
|
  • Iraj Golikhatir, Reza Jamali*, Hamed Aminiahidashti, Farzad Bozorgi, Mohammad Hosseininejad, Heossein Montazar, Fatemeh Jahanian Pages 86-91
    Introduction
    Acute cholecystitis is one of the most common surgical emergencies and a major cause of acute abdomen all over the world. One of the most important measures taken for these patients in emergency department (ED) is pain management. Therefore, the present study aimed to compare the effectiveness of intravenous acetaminophen and morphine for managing abdominal pain caused by acute cholecystitis.
    Methods
    The present study is a single blind randomized clinical trial that evaluates and compares the effectiveness of morphine sulfate and intravenous acetaminophen in pain management of patients with suspected acute cholecystitis aged above 18 years with stable vital signs, who were admitted to ED. To gather data a pre-designed checklist, consisting of demographic data, pain severity on arrival and 30, 60, and 90 minutes after injection, vital signs on arrival, presence or absence of side effects, and clinical findings, was used. Finally, the 2 groups were compared regarding pain relief and side effects using SPSS 18.
    Results
    70 patients with the mean age of 55.2 ± 16.3 years were randomly allocated to 2 groups of 35 (61.4% female). 38 (54.3%) patients had only one ultrasonogrphic indication for acute cholecystitis, while 32 (45.7%) had 2 or more. Mean pain severity was significantly different between the 2 groups 30, 60, and 90 minutes after drug injection (p
    Conclusion
    Based on the results of the present study, morphine is more efficient than acetaminophen in pain relief during the initial 30 minutes after injection. However, although the difference in pain relief was statistically significant between the groups, 60 and 90 minutes after injection, it was not clinically important (less than 3 score). On the other hand, intravenous acetaminophen was simultaneously effective in controlling fever among the patients.
    Keywords: Cholecystitis, pain management, acute pain, morphine, acetaminophen, emergency service, hospital
  • Hasan Barzegari, Javad Mozafari*, Mohammad Ali Yousefian, Behzad Zohrevandi Pages 92-97
    Introduction
    Although vertigo alone is not counted as a disease, it is one of the most common complaints of patients presenting to emergency departments (ED). Considering that in facing peripheral vertigo a single treatment has not been agreed upon, we decided to evaluate the effectiveness and side effects of intravenous (IV) methyl prednisolone and diazepam in treating acute peripheral vertigo in a clinical trial.
    Methods
    This double blind clinical trial was done to compare the effectiveness of IV methyl prednisolone and diazepam in controlling acute peripheral vertigo in patients visiting ED. Patients were allocated to one of the 2 groups using simple randomization, and vertigo severity (based on VAS score), hemodynamic changes, level of consciousness, changes in blood sugar and the side effects were compared between the 2 groups 30, 60, and 120 minutes after injection.
    Results
    The study was done on 113 patients with the mean age of 41.8 ± 10.4 years (20-60) (58.4 male). Patients were divided into 2 groups of IV diazepam (51 patients) and IV methyl prednisolone (62 patients). A significant difference was not found between the 2 groups regarding age (p = 0.83), sex (p = 0.339), vertigo severity (p = 0.337) and vital signs (p = 0.986) on arrival. Vertigo severity only showed significant difference between the groups after 120 minutes of drug administration (p = 0.003). No case of low blood pressure, loss of consciousness, or hemodynamic instability was seen in either group during 120 minutes. Dry mouth was significantly higher in the group receiving IV diazepam (p =0.007). Mean blood sugar for diazepam and methyl prednisolone groups after 60 and 120 minutes were 120.6 ± 36.2 and 143.1 ± 51.2 (p = 0.009) and 119.5 ± 35.1 and 162.9 ± 50.9 (p
    Conclusion
    In conclusion, considering the higher effectiveness and non-significant side effects of IV diazepam, it seems to be better than IV methyl prednisolone for symptom control in patients presenting with acute peripheral vertigo.
    Keywords: Diazepam, prednisolone, vertigo, emergency service, hospital, clinical trial
  • Behrooz Hashemi, Saeed Khalaji* Pages 98-102
    Introduction
    Contradicting statistics exist regarding the prevalence of deep vein thrombosis (DVT) following lower limb trauma despite administration of anti-thrombotic agents. The present study aimed to evaluate the prevalence of DVT in patients with lower limb trauma despite receiving anticoagulant prophylaxis.
    Methods
    The present crosssectional study was carried out to evaluate the prevalence of traumatic lower limbs DVT despite anti-thrombotic therapy, in patients presenting to emergency department. Patients over 18 years old with traumas in the areas lower than knees in need for fixation with cast or splint for > 2 weeks were enrolled. Data were analyzed using SPSS version 21 and descriptive statistics.
    Results
    130 patients with the mean age of 40.05 ± 18.5 (15-92) were studied (61.5% male). 18 (13.8%) cases had history of drug abuse, 1 (0.8%) had diabetes mellitus, 8 (6.2%) had hypertension, 1 (0.8%) had asthma, and 1 (0.8%) had history of cranial vascular thrombosis. Mechanism of trauma was falling down in 44 (33.8%) cases, road traffic collisions in 50 (38.5%), and direct trauma in 36 (27.7%). 3 (2.3%) patients developed DVT despite receiving prophylactic anti-thrombotic agents. The mean time interval between discharge and development of DVT was 6 ± 3.6 days.
    Conclusion
    Based on the results of the present study, the prevalence of DVT, despite receiving anti-thrombotic agents, in patients with lower limb trauma in need for fixation for > 2 weeks was 2.3%. All three cases of DVT in this study were developed in the first 2 weeks of fixation.
    Keywords: Venous thrombosis, bone fracture, fixation, anti, thrombosis, thromboembolism, prevalence
  • Monavar Afzal Aghaee, Salehe Norouzi*, Maryam Sadat Mousavi, Ali Khorsand Vakilzadeh Pages 109-114
    Introduction
    Falling and its resulting injuries are among the important problems of the elderly all over the world and bring about a considerable rise in financial and care burdens for health care systems. To gain accurate data for prevention or treatment planning, the present study aimed to epidemiologically assess the injuries resulting from falling in elderly patients presenting to emergency department (ED).
    Methods
    The present study is a retrospective cross-sectional study carried out on elderly patients presenting to ED of Imam Reza Hospital, Mashhad, Iran, during 2011 and 2012 following falling. Consecutive sampling was used and patients over the age of 60 were included. Demographic data, accident characteristics, hospitalization duration, type of injury and fracture, frequency of visits and final outcome of the patients were recorded using descriptive statistics.
    Results
    1033 patients with the mean age of 73.37 ± 9.07 years (range: 60 – 106) were studied during 2 years. 64.8% were female and the female to male ratio was 1.83 (69.5% married). Mean age of the injured women (73.07 ± 8.89) was not significantly different from that of injured men (73.92 ± 9.36) (p = 0.156). Most patients (56.6%) were in the 60-74 years age group. Frequency of accidents was higher in summer (29.6%) and was the highest in September. Mean duration of hospitalization was 5.05 ± 6.96 days (range: 1 hour-98 days). The longest duration of hospitalization was due to femur fraction. Mean frequency of revisits was not significantly different between women (1.34 ± 0.84) and men (1.48 ± 1.43) (p = 0.078). Evaluation of falling locations revealed falling from the same level in 73.6% of cases, falling from a height in 23% of cases, objects falling on the patient in 2.7% of cases and other cases were undefined. 65.7% of females had fallen from the same level and 78.9% of males had experienced falling of objects (p
    Conclusion
    Based on the results of the present study, the highest frequency of falling in the elderly happened in married women with the mean age of 73 years, in summer (September), following same level falling between 1pm and 6 pm. The most common injury caused by falling in this population was fraction of upper and lower extremities and mortality rate due to falling was 2.7%.
    Keywords: Epidemiologic studies, accidental falls, patient outcome assessment frail elderly, emergency department
  • Mohammad Irajian, Gholamreza Faridaalaee* Pages 115-118
    Numerous disasters such as earthquake, flood, tsunami, and war bring about broad crises that cause numerous physical, mental and psychological damages. Iran is also prone to various disasters and needs to be equipped for their management. The aim of this brief report is sharing the experience gained by facing the limitations in establishing a field hospital and emphasizing the need to take necessary measures for being properly equipped in facing probable problems arising at times of disaster. Based on the findings of the present study, not giving enough budget to holding maneuvers for preparing against disasters, shortage of proper tents for establishing a field hospital, mismanagement of volunteers, problems in preparing food for the staff, security problems, and difficulties in holding discipline were among the most important problems arising in establishing a field hospital in this maneuver.
    Keywords: Mobile health units, disasters, disaster planning, civil defense