فهرست مطالب

رودکی (پژوهش های زبانی و ادبی در آسیای مرکزی) - پیاپی 45 (پاییز و زمستان 1394)
  • پیاپی 45 (پاییز و زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ابراهیم خدایار صفحات 1-5
    پژوهشگران حوزه ادبیات در آسیای مرکزی، در مسیر شناخت میراث ادبی و زبانی این منطقه در بازه زمانی نیمه دوم سده سیزدهم تا نیمه نخست سده چهاردهم قمری/ نوزدهم تا اوایل سده بیستم میلادی1 با پدیده منحصربه فرد فرهنگی و ادبی با نام بیدل (1054-1133ق./ 1644-1720م.)، و تاثیر بی چون وچرای اندیشه، قالب و سبک بیان این شاعر نازک خیال فارسی سرای هند بر ادیبان فارس تاجیک و ازبک زبان این منطقه مواجه می شوند. این پدیده کم وبیش در این سال ها در میان ادیبان حوزه های جغرافیایی افغانستان و شبه قاره نیز دیده می شود؛ اما شرایط در ایران به گونه ای دیگر بود و ادیبان این حوزه در حرکتی آگاهانه با اشاره بزرگان حلقه ادبی شکل گرفته در اصفهان، از نیمه دوم سده دوازدهم تا اویل سده چهاردهم قمری، شیوه سلف خود را پیش چشم داشته، از سبک موسوم به «هندی»، و شاخه های ایرانی و هندی آن به پرچم داری صائب تبریزی (1000-1086ق.؟/ 1592-1676م.؟) و بیدل دهلوی رخ برتافتند و از میراث شگرف این مکتب بیزاری جستند. درباره تفاوت پسند محیط های ادبی یادشده، پژوهشگران برجسته ادب فارسی، اردو و ازبکی اثرهای مهمی را تالیف کرده اند که در این میان تحقیقات محمدرضا شفیعی کدکنی (ت. 1318ش./ 1939م.) در ایران، صلاح الدین سلجوقی (1275 یا 1275-1349ش./ 1895 یا 1896-1970م.) و اسدالله حبیب (ت. 1320ش./ 1941م.) در افغانستان، عبدالرئوف فطرت بخارایی (مقت. 1937م.) و ابراهیم مومن اف (1908-1974م.) در ازبکستان و صدرالدین عینی (ف. 1954م.) در تاجیکستان خصلتی یگانه دارد؛ هرچند هنوز هم درباره چرایی این تفاوت گفتنی ها فراوان است و نیاز به پژوهش های جدی و درازدامن احساس می شود. نگارنده این سطور در سه مقاله جداگانه درباره بیدل و بیدل گرایی در محیط ادبی ماوراءالنهر در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، با مراجعه به منابع دست اول کشورهای آسیای مرکزی روند گرایش به بیدل را واکاوی کرده است: 1. ابراهیم خدایار، «بیدل گرایی در محیط ادبی ماوراءالنهر»، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، س6، ش12(72)، صص47-57؛ 2. ——— «صدرالدین عینی و بیدل»، پژوهش های زبان و ادب فارسی، س2، ش5، صص75-94؛ 3. ——– با همکاری غلام کریم اف، «فهرست کتاب های چاپ سنگی بیدل در ماوراءالنهر- ازبکستان»، دانش، ش94، صص117-128. در دو سه دهه اخیر، تحقیقات گسترده ای در محیط های دانشگاهی و خارج از آن درباره بیدل در ایران انجام شده است. نتایج این پژوهش ها در دگرگونی ذائقه و پسند اهل ادب ایران به بیدل کاملا موثر بوده است. این روزها دیگر بیدل در میان ایرانیان شاعری ناآشنا نیست. وی علاوه بر کسب جایگاهی درخور در پژوهش های دانشگاهی، مایه دل مشغولی گروه چشمگیری از شاعران نیم سده اخیر، از سهراب سپهری (1307-1359ش./ 1928-1980م.) تا حسن حسینی (1335-1383ش./ 1956-2004م.) و پس از آن در میان نسل جوان تر بوده است؛ هرچند ذائقه بیدل پژوهان در ایران به بیدل گرایی مرسوم در این حوزه مطالعاتی منجر نشد. علاقه عاشقانه هم زبانانمان در افغانستان به بیدل داستان دیگری دارد. سده بیستم در آسیای مرکزی، سده شگفت انگیز و عبرت آموزی بود. سرآغازی استقلال طلب، در میانه راه فروخفته در دامن اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، و در پایان راه دارای کشورهایی مستقل در تراز جهانی. در آغاز این سده، در این منطقه جنبش های آزادی خواهی و استقلال طلبی، هرچند اندکی دیرتر از جنبش های مشروطه خواهی در شرق دور و خاورمیانه، در ژاپن، ایران و ترکیه، به وقوع پیوست و جنب وجوش زیادی برای کسب استقلال از حکومت تزار و خان و خان گری امارات بخارا و خوارزم از خود نشان داد، دستاورد درخوری برای این منطقه نداشت. در همین دوره، ازآنجاکه هنوز نظام تعلیم و تربیت سنتی در مکاتب (مدرسه های ابتدایی) و مدارس پیشین (مدارس عالی و دانشگاه) پابرجا مانده و مواد درسی آن ها تغییری نکرده بود، هزاران تن از طالبان علم منطقه از هر قوم و نژاد و هر زبان و ذائقه، با آثار بیدل و حافظ2 و سعدی پا به دنیای دانایی می نهادند. چاپخانه های فراوانی در شهرهای تاشکند، سمرقند، خجند، بخارا و خوارزم با چاپ آثار شاعران مورد علاقه مردم، آن ها را در راه رسیدن به دنیای دلخواهشان یاری می رساندند. هم ازاین رو بود که تنها در فاصله سال های 1301-1335ق./ 1883-1916م. آثار بیدل 54 بار به صورت چاپ سنگی با هدف تامین کتاب های درسی این مناطق روی چاپ را دید.3 با وقوع انقلاب اکتبر 1917م. و به دنبال آن تشکیل جمهوری های شورایی در 1924م. نظام تعلیم و تربیت قدیم فروپاشید و با تغییرات دیگری که در ساحت اندیشه و زیست معنوی مردم منطقه رخ داد، اقبال به سنت هرچند یکسره ازبین نرفت، همانند گذشته پرفروغ نبود. در پایان سده بیستم، استقلال جمهوری های آسیای مرکزی، ازجمله ازبکستان و تاجیکستان، در سال 1991م. فرصت بی نظیری را در اختیار اهل ادب و هنر تاجیک و ازبک گذاشت. این روزها بسیاری از فرهیختگان تاجیک و ازبک در مسیر شناخت نیاکان خود گام نهاده اند و با عطشی سیری ناپذیر به دنبال تحقیق درباره سنت های نیک آنان هستند. درست است که زمان در ساحت اندیشگی مردم نقش مهمی دارد و در جهت دهی به پسندهای آن ها موثر واقع می شود، بازگشت به میراث بیدل و بازخوانی آثار وی و پیروانش در این منطقه، اگر از روی شناخت عمیق و درک موقعیت کنونی ادبیات این منطقه نباشد، دور نیست زیان های بزرگی را به میراث ادبی آن وارد کند. در این جستار بنا ندارم اندیشه احمد دانش (1827-1897م.)، فطرت بخارایی و صدرالدین عینی را در مقام پیشروان طرح انتقادی نظریه بیدل گرایی و آفت های آن در آسیای مرکزی تکرار کنم؛ اما طرح این موضوع خالی از لطف نیست که اگر بازگشت به بیدل به معنی بازگشت به سبک و اندیشه بیدل بدون توجه به واقعیت رخ داده در متن ادبی از یک سو و شیوه زیست معنوی مردمان از سوی دیگر در این منطقه باشد، بی تردید ابتر خواهد ماند. من دوست دارم بازگشت به بیدل در این منطقه را با اقبال همیشگی مردم ایران و این منطقه به حافظ شیرازی برابر نهم. با این معنی، بازگشت به بیدل و میراث وی در آسیای مرکزی و هر جای دیگر، نه تنها هیچ زیانی ندارد، بلکه پناه بردن به دامان دانایی دنیادیده است که تجربه ها و برداشت های ناب خود را از زندگی و پیچ وخم هایش، و رنگارنگی هستی را با همه تلخی ها و زیبایی هایش در اختیار مخاطبان قرار می دهد و آنان را در پیمودن راه های نرفته دستگیری می کند. مگر ادبیات والا وظیفه ای جز این دارد؟! اگر گفته ارسطو، دانای یونان، را هنوز درباره وظیفه ادبیات یعنی لذت آفرینی و عبرت گرفتن درست بدانیم- و حق هم چیزی جز این نیست- بازگشت به بیدل در آسیای مرکزی، بازگشت از روی عجز نخواهد بود؛ بلکه آن را باید بازگشت از روی عشق تعبیر کرد. این بازگشت عاشقانه است؛ بنابراین، مبارک است و مانا. بیدل همچون رودکی، خیام، فردوسی، سعدی، حافظ، جامی و صائب در قفس تنگ زمان و مکان باقی نمی ماند و می تواند حلقه وصل دوستداران اندیشه و حکمت شرق در زبان شیرین و قامت فرشته سان فارسی در گستره ای به بزرگی ایران، افغانستان، شبه قاره و آسیای مرکزی باشد. به گفته بیدل: زین پیش که دل قابل فرهنگ نبود از پیچ وخم تعلقم ننگ نبود آگاهی ام از هردو جهان وحشت داد تا بال نداشتم قفس تنگ نبود پی نوشت ها 1. اقبال به نسخه برداری از آثار بیدل در ماوراءالنهر در سده های نوزدهم تا بیستم میلادی حیرت انگیز است. در فهرستی که به همین منظور برای معرفی آثار عرفانی محفوظ در مخزن نسخ خطی ابوریحان بیرونی تاشکند (2000م.) تدوین شده، 612 نسخه (از شماره 1049-1342) به آثار مربوط است. 2. در مقدمه یکی از چاپ های سنگی دیوان حافظ که به شماره 4311 در مخزن نسخ خطی ابوریحان بیرونی تاشکند نگهداری می شود، درباره بیدل خوانی کودکان مکتبخانه های تاشکند، پایتخت امروزی جمهوری ازبکستان، نوشته شده است: «معلوم ناظران این کتاب بوده باشد که اکثر کودکان مکتبخانه بعد از ختم این کتاب مستطاب به میرزا بیدل می درآیند [...]». 3. طی سال های 1884-1917م.، یعنی در مدت 33 سال، دیوان حافظ یا گزیده اشعار وی 66 بار به چاپ رسید که سهم تاشکند از این چاپ ها 57 نوبت است.
    کلیدواژگان: بازگشت، بیدل دهلوی، آسیای مرکزی
  • خلیل الله افضلی صفحات 7-29
    درویش حسین واله هروی شاعری است که از زندگی و آثار او به سبب منتشر نشدن دیوان اشعارش، جز اطلاعات کلی و مختصر، و ابیات پراکنده در تذکره ها و لغت نامه ها مطلب بیشتری در دسترس نیست. باوجود این، یگانه شاعری است که لفظ و معنای اشعار او را شاعر و متفکر شهیر هندی، عبدالقادر بیدل، ستوده است. در این جستار، پس از معرفی درویش حسین واله و نگاهی به احوال و آثار او، با استفاده از ابیات در دسترس وی در تذکره ها و لغت نامه ها، به ویژه بهار عجم لاله تیک چند متخلص به «بهار» و مجمع النفایس سراج الدین علی خان آرزو، به بررسی سبک شعری و تبیین برخی مشابهت های طرز شعری او با بیدل پرداخته ایم. ازآنجاکه واله چند دهه قبل از بیدل می زیسته و پیری او مصادف با نوجوانی بیدل بوده است، و با توجه به دیدارها و ارتباطات این دو، به نظر می رسد که بیدل با مطالعه آثار واله و پسند طرز شاعری اش، از او اثر پذیرفته است. این تحقیق ضمن آنکه می تواند یکی از شخصیت های مطرح سبک هندی را بشناساند، یکی از سرچشمه ها و آبشخورهای طرز شعری بیدل را نیز معرفی خواهد کرد.
    کلیدواژگان: عبدالقادر بیدل، واله هروی، سبک هندی، اثرگذاری
  • رستم تغایمراداف صفحات 31-42
    صرف نظر از آنکه جامعه جهانی ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل (1644-1721م.) را در گستره ادبیات فارسی- تاجیکی، با آن ابتکاراتی که دارد، به حیث سخنوری بزرگ، محبوب و کم نظیر پذیرفته است، گزافه نخواهد بود که از نظر تحقیق و پژوهش همه جانبه مختصات آثارش، او را یکی از کم شناخته ترین ادیبان قلمداد کنیم. ازجمله مسئله های نسبتا کم تحقیق شده ایجادیات بیدل که در این مختصر نگارنده به آن توجه نشان داده، استفاده از صنعت ماده تاریخ از طریق حساب جمل و ابجد در اشعار ابوالمعانی، به ویژه در غزلیات اوست. پس از گزارش مسئله، تعیین معنی لغوی و اصطلاحی مفهوم مورد نظر، تاکید بر هنر شاعری بیدل دهلوی در گفتن «ماده تاریخ» به حکم مشت نمونه خروار، و ذکر نمونه ای از ابتکارات بیدل در یک غزل او که هر مصرع آن، از مطلع تا مقطع، سنه (تاریخ) دقیقی را آیینه داری می کند، پیشاروی اهل ذوق قرار داده می شود. غزل مذکور با این بیت آغاز می شود:
    فریاد، کآن جمال کرم در جهان نماند/ طاووس جلوه ریز در این آشیان نماند
    کلیدواژگان: بیدل، ادبیات، هنر شاعری، غزل، ماده تاریخ، حساب ابجد
  • بابابیک رحیمی صفحات 43-59
    میرزا عبدالقادر بیدل (1644-1721م.) در تاریخ ادبیات فارس و تاجیک، بی شبهه بزرگ ترین نماینده سبک هندی به شمار می رود که با آثار جاودان خویش سبب رونق بازار اندیشه در میان علاقه مندان اشعارش شده است. ازآنجاکه دشواری طرز بیان، پیچیدگی معنی، دشوارفهمی مضمون و درمجموع، دیرآشنایی از مهم ترین خاصیت های شعر شاعر شمرده می شود، تا امروز درباره مسئله های مربوط به شناخت طرز سخن و معرفت صحیح کلام او بحث های زیادی صورت گرفته است؛ اما هنوز مسئله های آموختنی، از آنچه به میان آمده، به مراتب بیشتر است؛ به خصوص جستار در مسئله پیچیدگی معنی و دشوارفهمی مضمون که از مشخصات اساسی سبک بیدل شمرده می شود، باید در علم بیدل شناسی در مقام اول قرار بگیرد. پیچیدگی معنی و دشوارفهمی مضمون که به نظر نگارنده، از دشواری ها و «دندان شکنی»های سبک بیدل است، به عامل های زیادی بستگی دارد. آنچه در این زمینه دانشمندان گفته اند و هرچه ما درباره مسئله مذکور در این مختصر گفته ایم، فراگیر تنها بعضی سبب ها شده می توانند. اندیشه های نگارنده درباره این مسئله، اگرچه شاید کشفیات یا مشاهده های تازه نباشد، او برآن است تا در این مختصر، اندیشه های موجود در بیدل شناسی را که پیش از این بیان شده ، جمع بست کند و در مواردی ضروری به صورت علمی انکشاف دهد. اندیشه های موجود درباره مسئله مذکور که در مبحث اسلوب نگارش بیدل بررسی شده، یا به طور پراکنده (متفرقه) در خلال پژوهش های مربوط به بیدل شناسی بیان شده یا در شکل اشاره و تزیس (خلاصه) مطرح شده اند، در حکم گزارش مسئله ها هستند.
    کلیدواژگان: بیدل، سبک هندی، پیچیدگی معنی، دشوارفهمی مضمون، طرز بیان، دشواری زبان
  • میرعلی سلیم اف (آذر) صفحات 61-75
    میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی و محمد اقبال لاهوری دو شاعر مشهور ادبیات فارسی تاجیکی هستند که اولی، نماینده اوج شعر و شاعری در قلمروی شبه قاره هند تاریخی و دومی، تمثال موجودیت شعر و شاعری به زبان فارسی پس از تغییر مرزهای تاریخی در آن سرزمین کهن است. میان این دو شاعر توانا مشترکات زیادی را جست وجو کردن ممکن است که ازجمله آن ها یکی «غم شریکی» است. بعد از تامل در اشعار میرزا بیدل- برای مثال قسمت های آخر مثنوی طلسم حیرت- درمی یابیم که بعضا اندیشه های شاعر به گونه ای جمع بست می شوند که در ذهن خواننده آشنا با شعر اقبال لاهوری، غیراختیار محتوای همگون به ذهن می نشیند و مانندی عجیبی در افکار این دو فرزانه مرد مشاهده می شود. در این مقاله به صفت مقدمه و گام نخستین در آموختن مشترکات معنایی میان اشعار بیدل و اقبال، فقط درباره مشترکات «غم خودشناسی» بحث می شود. تفاوت اصلی حکمت اقبال با میرزا بیدل درباره مسئله مذکور در آن است که یکی از رسیدن به مقام انسان کامل حرف می زند و دیگری از ساختن جمعیتی که آزاد و وارسته باشد؛ اما هردو ابزار رسیدن به مقصد را در پیدا کردن راه و روش خاص خود می دانند.
    کلیدواژگان: بیدل دهلوی، اقبال لاهوری، غم، شادی، خودشناسی، خداشناسی، کثرت، وحدت
  • موسی عالمجان اف صفحات 77-91
    کلمه سازی از راه های اساسی غنای ترکیب لغوی زبان است. آنچه کلمه های نو را سازمان می دهد، نه فقط به هم وصل شوی اساس ها، بلکه به اساس های کلمه ساز وصل شدن وندهاست. به اعتراف اهل تحقیق، سازمان یابی واژه های زبان تاجیکی از طریق افیکس ها، تاریخی بسیار قدیم دارد. یکی از پسوندهایی که در تشکل کلمه های نو سهم نظررس دارد، «-ای» است. این پسوند به گروه آمامارفیمه ها منسوب است و در تشکل اسم (نیکی، دشمنی، خوبی و...)، صفت (مادری، سنجشی و...) و همچنین واژه های ساخته و آمیخته سهم می گیرد. خدمت دیگر پسوند مذکور در تشکل کلمه های آمیخته است. محققان از نیمه دوم سده بیستم، اصول آمیخته کلمه سازی را آموزش داده و دایر به کلمه سازی آمیخته، پژوهشگران زیادی ابرازنظر کرده اند. مولف این مقاله کوشیده است به قدر امکان عقاید محققان را درمورد کلمه سازی آمیخته بررسی، و درزمینه مواد نظم میرزا بیدل ثابت کند که کلمه سازی مذکور در تاریخ زبان تاجیکی و زبان ادبی امروز یکی از راه های غنای زبان ادبی به شمار می رود. در تشکل کلمه های نوع مذکور، سهم پسوندهای «-ای» و«-ا» به طور ویژه بررسی شده است. قالب های کلمه آمیخته نیز گوناگون بوده و درزمینه مواد نظم میرزا بیدل بررسی شده اند.
    کلیدواژگان: بیدل، کلمه سازی، پسوند، راه آمیخته، قالب های کلمه سازی آمیخته
  • شمس الدین محمدی اف صفحات 93-104
    درباره میرزا عبدالقادر بیدل تحقیقات زیادی در کشورهای گوناگون انجام شده؛ اما درمورد مشترکات و روابط ایجادی او با آثار باقی مانده سردفتر ادبیات فارسی تاجیکی، رودکی، پژوهشی صورت نگرفته است. همچنین، درباره ابوعبدالله رودکی سمرقندی تحقیقات فراوانی در کشورهای فارسی زبان و خارج از آن انجام شده است. هرچند درمورد پیروی شعرای فارسی زبان از اشعار رودکی مقالات متعددی چاپ شده، درباره اثرپذیری بیدل از او، محققان آثار هردو شاعر چیزی نگفته اند. در این مقاله کوشش شده است اثرپذیری یکی از بزرگ ترین گویندگان اشعار فارسی از اساس گذار این ادبیات بررسی شود. مقاله با روش مقایسه ای- تطبیقی تهیه شده است.
    کلیدواژگان: رودکی، بیدل، ادبیات فارسی، اثرپذیری، طریق سخن، حکمت
  • نورعلی نوراف صفحات 105-124
    مسلما در میان اشعار میرزا عبدالقادر بیدل، به تعبیر دانشمند بیدل شناس، دکتر عبدالغنی، «واژگان نازپرورد» کم نیستند که این سخنور ممتاز از آن ها در کارگاه معنی آفرینی های خویش ماهرانه و شاعرانه استفاده کرده و ملقب به «ابوالمعانی» شده است. نفوذ واژه «آیینه» و ترکیب و تعبیرهایی که شاعر به کمک آن ساخته، باعث شده است ابوالمعانی را «شاعر آینه ها» (شفیعی کدکنی) توصیف کنند. همین گونه، واژگان دیگری همچون «حیرت»، «وحدت»، «کثرت»، «موج» و امثال این ها نیز در شمار کلمات دوست داشتنی شاعر قرار گرفته اند که در کارگاه معنی آفرینی های او، در خلق تازگی های فراوان معنوی و هنری خدمت کرده اند. کلمه «نفس» نیز در شمار همین گونه «واژگان نازپرورده» بیدل قرار دارد که سبب نفوذ معنی آفرینی در دیوان شاعر شده است. در این مقاله کوشش شده است معنی سازی های شاعرانه و ترکیب های شاعرانه ساخته شده براساس واژه «نفس» در دیوان بیدل بررسی شود. ضمن تحقیق در تعبیرآفرینی شعرای قبل از بیدل برپایه مطالعه فرهنگ نامه های شعری، فرهنگ هایی که به تفسیر اشعار شعرای معین اختصاص یافته است و دیوان شاعران، مقرر شد که اگر تا زمان شاعر در بیشتر فرهنگ نامه های شعری و کلی، براساس این واژه نزدیک به بیست ترکیب شاعرانه ساخته شده باشد، میرزا بیدل موفق شده است با استفاده از واژه «نفس»، در اشعار خود افزون بر صد ترکیب را به کار بگیرد که بیشتر آن ها محصول اندیشه و تفکر شاعرانه خود او هستند. افزون بر این، واژه مذکور به دلیل استفاده در ترکیب کلمات مرکب و تعبیرهای نو، براساس اندیشه های شاعر، معنی های نو عرفانی و فلسفی و رمزی کسب کرده است که تحقیق و تحلیل آن ها و بر این اساس، بازتاب هنر شاعری بیدل در خلق معنی های نو، شگردهای شعری، و ترکیب و تعبیرهای جدید که موجب غنای زبان فارسی شده اند، مطالب محوری مقاله را به وجود آورده اند.
    کلیدواژگان: میرزا بیدل، غزل، معنی آفرینی، نفس، ترکیب سازی
|
  • Khalil, Allah Afzali Pages 7-29
    Darvish Hussein Waleh Heravi is a poet whose life and works are unknown except for general and brief information, and scattered verses in bibliographies and dictionaries due to his unpublished poetical works. However, he is the only poet whose works have been praised by the Indian famous poet and thinker, Abdolqader Bidel. In this paper, after introducing Darvish Hussein Waleh and glancing at his life and works, we have tried to investigate his poetic style and explain some of the similarities of his poetic way with Bidel using available verses in bibliographies and dictionaries,in particular those in Bahar-e-Ajam and Majma-o-Nafayes compiled by Laletic Chend (known as Bahar) and Serajuddin Ali Khan Arezu, respectively.Since Waleh had lived some decades before Bidel and his last years of life coincided with Bidel's youth life, and taking into account the meetings and communications between them, it seems that Bidel has been influenced by Waleh after studying Waleh’s works and being interested in his poetic style. In addition to introducing one great figure in Indian’s poetic and literary styles in this study, we will also introduce one source of Bedil’s poetic style.
    Keywords: Abdolqader Bidel, Waleh Heravi, Indian Style, Influence
  • Rostam Toghaymoradov Pages 31-42
    In spite of the fact that the international community has considered Abolmaani Mirza Abdolqadr Bidel (1644-1721) with his initiatives a great, popular and rare orator in Persian-Tajik literature, it is not exaggeration to say that in terms of comprehensive research of his works characteristics, he can be considered as a little known literary man. One of the relatively little studied of Bidel’s works which was investigated in this study is the use of chronogram figures of speech through the account of Jamal and Abjad letters in Abolmany poems , especially in his sonnets. After stating the problem and determining the literal and technical meaning of the term, emphasis will be put on the poetry art of Biddle Dehlavī's "chronogram'' based on a handful from the whole sack and mentioning an example of Bidel's initiations in a sonnet in which in each verse of the poem from opening lines to end, and therefore, the exact date will be provided to interested readers. The mentioned sonnets start with this verse: Faryâd, kân jahân-e karam dar jahân namând/ Tâvus-e jelveriz darin âshiyan namând.1
    Keywords: Bidel, Literature, Poetic Art, Sonnet, Chronogram, Abjad Account
  • Bababeik Rahimi Pages 43-59
    Mirza Abdolqadr Bidel (1644-1721), whose immortal works have attracted a lot of people to his poems, is without any doubt the greatest representative of Hindi style in the Persian and Tajik history of literature. Due to difficult diction, complicated meanings, difficult themes and overall late familiarity with his poems which are considered the most important poetic characteristics of the poem, to date, there have been different debates on problems related to the recognition of his rhetoric and style , but there are a lot to learn than those which are mentioned. In particular, the problems of complexity of meaning and difficulty in understanding the themes are the main characteristics of Bidel's style which should be the most important topic in Bidel's issue. The complexity of meaning and late understanding of the theme which are the main difficulties and problems of Bidel's style in the researcher's idea depend on different factors. What has been stated by the scientists and what we have mentioned in this brief introductory encompass only some factors. Although the researcher's thought may not be new discoveries or observations, he has intended to gather what has already been expressed about Bidel, and develop the scientific basis in some cases. Available ideas about the mentioned problem which were investigated on Bidel's writing style or stated sporadically (Miscellaneously) in research related to Bidel in the form of notes and introductions (summary) are the report of the problems.
    Keywords: Bidel, Indian Style, Complexity of Meaning. Difficulty in Understanding the Theme, Rhetoric, Language Difficulty
  • Mir Ali Salimov (Azar) Pages 61-75
    Mirza Abdolqadr Dehlavī and Muhammad Iqbal Lahori are two famous poets of Tajik Persian literature; the former is representative of historical peak of poetry in India and the latter is the image of the existence of poetry in Persian after the changes in historic borders in that ancient land. It is possible to find some commonalities between the two great poets among which is "common grief ". Considering Mirza Bidel's poems, for example, the last section of Telesm-e- Heirat( wonder incantation) Masnavi, we find out that sometimes the poet's ideas are spelled in such a way that similar content comes involuntarily to the reader's mind familiar with Iqbal Lahori, and astonishing similarities can be found in the two great poet's thought. In this article, as an introductory step in learning semantic commonalities between Bidel and Iqbal's poems, only the similarities of self-knowledge grief are discussed. The main difference in the wisdom of Iqbal with Mirza Bidel in the above mentioned problem is that one talks about of becoming perfect man, and the other talks training free and pious crowd. However, both of them consider the means to achieve the goals in finding particular ways and methods.
    Keywords: Bidel Dehlavi, Iqbal Lahori, Grief, Happiness, Self, Knoweledge, Theism, Plurality, Unity
  • Moussa Alamjanov Pages 77-91
    Word formation is one of the basic means for richness of lexical composition of a language. What organize the new words are not only the root connectors but also connection of affixes to roots. According to scholars, the organization of words in Tajik language through affixes has a long history. One of the suffixes which has a major role in word formation is (iÇی). This suffix is attributed to the group of omomorphema and plays a role in noun formation (Niki, (wellness), Doshmani, (enmity), khoubi (goodness) ), adjective formation (Madari (motherhood), Sanjeshi (Measurement) ) and word formation and combination of words. Another role of the mentioned suffix is the compounding of the words. Scholars from the second half of the 20th century have taught the words compounding principle and many researchers have expressed their ideas on word compounding. The author of this study has tried as far as possible to discuss the scholar's ideas on compounding principle of word formation and about the Bidel's verses demonstrate that the above mentioned word formation is one of the methods of enriching the literary language of old and current Tajik language. In particular, in word formation, the role of (i Çی) and (a Ç) suffixes have been investigated. The models of mixed word formation were different, and they were investigated in Bidel's verses.
    Keywords: Bidel, Word Formation, suffixes, mixed method, Mixed Word Formation Models
  • Shamseddin Mohammadiov Pages 93-104
    Senior Staff and Faculty Member of the Institute of Language, Literature, Orientalism and Heritage of Abu Abdullah Rudaki in the Republic of Tajikistan's Academy of Sciences, Candidate of Philology Sciences
    There have been lots of studies on Mirza Abdalqadr Bidel in different countries, but there have been no studies about the commonalities and relationships with the existing works of progenitor of Tajik Persian literature, Roudaki. Furthermore, there have been lots of research about Abdullah Rudaki Samarkandi in different Persian-speaking and other countries. Although, there have been numerous articles about Persian poets following Rudaki's poems, scholars and researchers of both poets did not say anything about his influence on Bidel. In this study, it was attempted to investigate the influence of the founder of Persian literature on one of the greatest Persian poets. The method of the study was comparative- contrastive.
    Keywords: Roudaki, Bidel, Persian Literature, Influence, Rhetoric, Wisdom
  • Nour Ali Nourov Pages 105-124
    Certainly, among Mirza Abdolqader Bidel's Poems, according to the Bidel scholar, Dr. Abdolqani, there are a lot of ''pampered Words'' which Bidel has used in his skilful meaning makings and poems so that he was entitled as Abolmaani (Father of Meanings).Infiltration of the word ''Ayyineh'' (Mirror) and the compoumd words and interpretations the poet made with them has led Aboulmaani to be entitled as ''Mirror Poet'' (Shafeee Kadkani). Likewise, other words such as '' Heirat'' (wonder), '' Wahdat'' (unity), '' Kesrat'' (plurality), ''Mouwj'' (wave) and other similar words have attracted the poet so that in his meaning making, creating numerous spiritual and artistic innovations have been served a purpose. The word ''Nafas'') Breath), too is among the pampered words of Bidel which has infiltrated meaning making in the poet's Divan. In this study, it was tried to investigate the poetic meaning makings and poetic compounds of the word "Nafas" in Bidel’s Divan. Investigating the interpretive use of the poets succeeding Mirza Bidel based on encyclopaedias of poems and other encyclopaedias which belong to interpretation of certain poets, and poets’ Divans, it was pointed out that if prior to the poet there had been twenty poetic compounds of the word ''Nafas'' in different encyclopaedias of poems and general encyclopaedias, Mirza Bidel was successful in composing more than a hundred poetic compound words in his poems by using that words which were the results of his on creative and critical poetic thinking of the poet. Moreover, because the word was used in the composition of compound words and new interpretations, based on the poet's ideas, it has achieved new mystical, philosophical and esoteric meanings and accordingly they are the reflections of poetic art of Bidel in creating new meanings and poetic techniques, new composition and interpretations that have enriched the Persian language making the foundations of the current study.
    Keywords: Mirza Bidel, Sonnet, Meaning Making, Nafas (Breath), Compounding