فهرست مطالب

پرستاری قلب و عروق - سال پنجم شماره 1 (بهار 1395)
  • سال پنجم شماره 1 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/26
  • تعداد عناوین: 8
|
  • آرزو تبریزی *، مجید قلی پور صفحات 6-17
    هدف. این تحقیق با هدف تعیین قدرت پیشگویی شاخص های چاقی، آمادگی قلبی عروقی و فعالیت جسمی در ایجاد بیماری قلبی عروقی در مردان و زنان دانشجو انجام شد.
    زمینه. با توجه بالا بودن میزان مرگ ناشی از بیماری های قلبی عروقی و شروع آن از سنین جوانی به دلیل چاقی و کم تحرکی جسمی، پیشگیری اولیه در ابتدای جوانی می تواند در جلوگیری از بروز این بیماری موثر باشد. غربال گری اولیه توسط روش های ساده، ارزان قیمت و مطمئن ضروری است.
    روش کار.در این پژوهش توصیفی مقطعی، تعداد 223 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی (150 مرد، با میانگین سنی 20/33 سال و انحراف معیار 1/71 و 73 زن با میانگین سنی 20/36 سال و انحراف معیار 1/72) شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و درجه بندی فعالیت جسمی، و فرم جمع آوری اطلاعات (شاخص های خونی و آنتروپومتریک، و تخمین حداکثر اکسیژن مصرفی به عنوان معیار آمادگی قلبی عروقی) جمع آوری شدند. به منظور بررسی اختلاف متغیرهابین دو جنس از آزمون تی مستقل، جهت تعیین اختلاف بین میانگین شاخص های چاقی و حداکثر اکسیژن مصرفی بر اساس تعداد عوامل خطرزای متابولیکی نمونه ها از تحلیل واریانس یک طرفه، برای تعیین میزان همبستگی شاخص های چاقی و حداکثر اکسیژن مصرفی با عوامل خطرزای متابولیک قلبی عروقی از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، و برای اندازه گیری قدرت پیشگویی و تعیین نقاط برش عوامل خطرزای قلبی عروقی از آزمون ROCاستفاده شد.
    یافته ها. همبستگی آماری معنی داری بین شاخص های چاقی و عوامل خطرزای متابولیک (به غیر از قند خون و فشار خون سیستولی در مردان) مشاهده شد. با افزایش تعداد عوامل خطرزای متابولیک، افزایش شاخص های چاقی در زنان و کاهش حداکثر اکسیژن مصرفی در مردان معنی دار بود. به غیر از نسبت کمر به قد، تمام شاخص های چاقی در محدوده طبیعی بودند. نقاط برش به دست آمده توسط ROCبرای شاخص توده بدن 21/11 و برای محیط کمر و نسبت کمر به قد برای مردان، به ترتیب 75/15 و 0/44 و برای زنان، به ترتیب، 75/50 و 0/47 بود.
    نتیجه گیری. قدرت شاخص های چاقی برای پیشگویی احتمال ابتلاء به بیماری قلبی عروقی در دانشجویان، بیشتر از میزان فعالیت جسمی و حداکثر اکسیژن مصرفی است.
    کلیدواژگان: عوامل خطرزای قلبی عروقی، شاخص های چاقی، آمادگی قلبی عروقی، فعالیت جسمی
  • کریم درویش پور *، هاشم حشمتی صفحات 18-25
    هدف. مطالعه حاضر با هدف بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد پرستاران در زمینه احیای قلبی ریوی براساس مدل پرسید انجام شد.

    زمینه. با وجود گذشت چندین سال از شکل گیری تیم احیا قلبی ریوی در بیماستان های ایران، عملکرد تیم احیا همچنان ضعیف و نگران کننده است.

    روش کار. در این پژوهش توصیفی تحلیلی که به صورت مقطعی در سال 1394 انجام شد همه پرستاران شاغل در بیمارستان آموزشی درمانی نهم دی تربت حیدریه (97 نفر) به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، فرم اطلاعات دموگرافیک و سوالات مدل پرسید بود. پس از تامین اعتبار و اعتماد ابزار گردآوری اطلاعات، جمع آوری داده ها انجام گرفت. داده ها در نرم افزار SPSSنسخه 20 با استفاده از آزمون های آنالیز واریانس، ضریب همبستگی پیرسون، و رگرسیون خطی تحلیل شدند.

    یافته ها. میانگین سنی پرستاران، 29/45 سال با انحراف معیار 7/54بود. میانگین نمره سازه های مدل پرسید به ترتیب در زمینه آگاهی، 79/17 با انحراف معیار 18/68؛ در زمینه نگرش، 95/48 با انحراف معیار 18/68؛ در زمینه عوامل قادرکننده، 62/6 با انحراف معیار 19/52؛ در زمینه عوامل تقویت کننده، 67/61 با انحراف معیار 20/12؛ و در زمینه عملکرد، 72/37 با انحراف معیار 19/71 بود. عوامل قادرکننده مدل پرسید مهم ترین پیشگویی کننده عملکرد پرستاران بود (0/001>p، 0/773B=). همچنین، عملکرد پرستاران با جنس (0/007p=) و تجربه احیا (0/027p=) ارتباط معنی دار آماری داشت. در این پژوهش مشخص شد عوامل قادرکننده با عوامل تقویت کننده (0/007p=، 0/274r=) و عملکرد (0/0001>p، 0/773r=) همبستگی مثبت و معنادار دارند.

    نتیجه گیری. آگاهی، نگرش، و عملکرد در سطح مطلوب، و عوامل قادر کننده و تقویت کننده در سطح متوسط بود. توصیه می شود مسئولین بیمارستان ها جهت ارتقای عملکرد پرستاران در عملیات احیا قلبی ریوی، مداخلات و برنامه ریزی های خود را با تاکید بر عوامل قادرکننده و تقویت کننده انجام دهند.
    کلیدواژگان: احیای قلبی ریوی، پرستاران، مدل پرسید
  • مینا نظری کمال، مهناز خسروجاوید *، عباسعلی حسین خانزاده صفحات 26-34
    هدف. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط کامل گرایی با اهمالکاری و سبک های مقابله ای در افراد دچار بیماری عروق کرونری و افراد سالم انجام شد.
    زمینه. عوامل روان شناختی با تاثیرگذاری بر عوامل خطر فیزیولوژیک، خطر وقوع بیماری عروق کرونری قلب را افزایش می دهند. اگرچه این علل روان شناختی نقش مهمی در بروز بیماری های قلبی ایفا می کنند، پژوهش بیشتر در این زمینه ضروری به نظر می رسد.
    روش کار. در این پژوهش توصیفی همبستگی، 218 مرد با سن بیشتر از 40 سال به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و براساس ابتلا یا عدم ابتلا به بیماری عروق کرونری قلب در دو گروه جداگانه قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های اهمالکاری تصمیم گیری مان، اهمالکاری رفتاری لی، سبک های مقابله ای اندلر و پارکر و پرسشنامه کامل گرایی چندبعدی تهران بودند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی استفاده گردید.
    یافته ها.درگروه مردان دچار بیماری عروق کرونری قلب، کامل گرایی دیگرمدار با اهمالکاری تصمیم گیری و اهمالکاری رفتاری ارتباط مستقیم و معنادار داشت، در حالی که در گروه مردان فاقد بیماری عروق کرونری قلب، کامل گرایی دیگرمدار با اهمالکاری تصمیم گیری ارتباط معکوس و معنادار داشت. در گروه مردان فاقد بیماری عروق کرونری قلب، میان کامل گرایی دیگرمدار با اهمالکاری رفتاری ارتباط مستقیم وجود داشت، اما از نظر آماری معنادار نبود. در هر دو گروه، اثر کامل گرایی دیگرمدار بر اهمالکاری تصمیم گیری معنادار بود. در گروه مردان دچار بیماری عروق کرونری قلب، کامل گرایی دیگرمدار تاثیر معناداری بر اهمالکاری رفتاری داشت، اما در گروه مردان فاقد بیماری عروق کرونری قلب، کامل گرایی دیگرمدار بر سبک مقابله مسئله مدار تاثیر معنادار داشت.
    نتیجه گیری. در گروه مردان دچار بیماری عروق کرونری قلب، بین کامل گرایی دیگرمدار با دو بعد اهمالکاری رابطه مثبت معنادار مشاهده شد، با این وجود نمی توان رابطه مشاهده شده را به عنوان رابطه ای قوی قلمداد نمود. همچنین، در تحلیل رگرسیون، تنها تاثیر کامل گرایی دیگرمدار در مدل معنادار بود، و مدل های برازش یافته، قدرت پیش بینی بسیار کمی داشتند. تنها کامل گرایی دیگرمدار تا حدودی می تواند اهمالکاری تصمیم گیری و رفتاری را پیش بینی کند.
    کلیدواژگان: کامل گرایی، اهمالکاری، سبک هایمقابله ای، بیماری عروق کرونری قلب
  • طاهره نجفی قزلجه، حسین صالح زاده *، فروغ رفیعی صفحات 36-43
    هدف.این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر ماساژ سوئدی و موسیقی ترجیحی بر اضطراب انجام شد.
    زمینه. یکی از اهداف اقدامات پرستاری، فراهم کردن آسایش بیماران است. بکارگیری درمان های مکمل از جمله ماساژ سوئدی و موسیقی ترجیحی بیمار ممکن است در بهبود اضطراب موثر باشد.
    روش کار. مطالعه حاضر به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل در بیمارستان دکتر شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهراندر سال های 1392 و 1393 انجام شد. در این پژوهش، در هر گروه (گروه های کنترل، ماساژ سوئدی و موسیقی درمانی)،30 بیمار بستری مبتلا به نارسایی مزمن قلبی به روش در دسترس انتخاب شدند. سپس بیماران با استفاده از روش تصادفی ساده در گروه ها تخصیص داده شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیل برگر استفاده شد. در گروه ماساژ، ماساژ پشت به روش سوئدی با روغن بادام، هرروزبعد از زمان ملاقات به مدت 20 دقیقه درسهروز متوالی انجام شد. درگروه موسیقی نیز برای هر بیمار بر حسب علاقه، دو مورد ازسه نوع موسیقی بدون کلام کلاسیک، ملایم و سنتی ایرانی هر روز ازطریق ضبط صوت و هدفون به مدت 20 دقیقه در سه روز متوالی پخش شد. اضطراب آشکار بیماران، هر روز قبل از مداخله و 15 دقیقه بعد از مداخله اندازه گیری و مقایسه شد. داده های جمع آوری شده با کمک نرم افزار SPSSنسخه 21 با آزمون های آماری فیشر، آنالیز واریانس و تی زوج مستقل تحلیل شدند.
    یافته ها. ماساژ سوئدی و موسیقی ترجیحی موجب کاهش معنی دار اضطراب بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلب شد، هر چند ماساژ سوئدی نسبت به موسیقی ترجیحی اضطراب را بیشتر کاهش داد (0/0001≥p).
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد بیمارانی که ماساژ سوئدی دریافت کردند، اضطراب کمتری داشتند. با توجه به اهمیت مدیریت اضطراب در بیماران قلبی پیشنهاد می شود که در مراقبت این بیماران از ماساژ سوئدی استفاده گردد.
    کلیدواژگان: ماساژ سوئدی، مداخله موسیقی، اضطراب، نارسایی قلبی
  • امیر حسین عبدی دورباشی *، میترا ذوالفقاری، اعظم محمودی، عباس مهران صفحات 44-51
    هدف. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر به کارگیری ابزار ارزیابی خطر ابتلا به زخم فشاری ”بریدن“ بر عملکرد پرستاران بخش های مراقبت ویژه بود.
    زمینه. مدیریت زخم فشاری که پدیده ای شایع در بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه است،مشکل است. بنابراین، استفاده از ابزارهای پیش بینی کننده زخم فشاری در این بیماران می تواند به پیشگیری از بروز این پدیده کمک کند.
    روش کار. این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود و در سال 1392 روی 68 پرستار شاغل در بخش های مراقبت ویژه داخلی و جنرال بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران (بیمارستان های شریعتی و امام خمینی) انجام شد. پس از تعیین حجم نمونه و اخذ مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی تهران، واحدهای پژوهش به صورت نمونه گیری در دسترس و بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند. عملکرد پرستاران در پیشگیری از زخم بستر بیمارانی مورد ارزیابی قرار گرفت که در زمان مطالعه در معرض خطر ابتلا به زخم بستر بودند. بر اساس انتخاب تصادفی، بخش مراقبت ویژه یکی از بیمارستان ها به عنوان گروه مداخله (به کارگیری ابزار بریدن) و بخش مراقبت ویژه بیمارستان دیگر به عنوان گروه آزمون (بدون به کارگیری ابزار بریدن) در نظر گرفته شدند. در هر دو گروه پس از جمع آوری مشخصات دموگرافیک واحدهای مورد پژوهش، عملکرد آنها در مدیریت بیماران در معرض خطر ابتلا به زخم فشاری با استفاده از چک لیست مشاهده ای روا و پایا بررسی شد. پس از جمع آوری داده ها، از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار SPSSنسخه 19 استفاده شد.
    یافته ها. بین گروه های مطالعه از نظر مشخصات دموگرافیک اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. پس از مداخله، میانگین امتیاز عملکرد پرستاران در گروه مداخله، 66/21 با انحراف معیار 0/47 و در گروه کنترل، 62/59 با انحراف معیار 1/31 بود (0/0001≥p). همه افراد در گروه کنترل، در وضعیت مطلوب و در گروه مداخله، در وضعیت بسیار مطلوب قرار داشتند.
    نتیجه گیری. به کارگیری ابزار ارزیابی خطر ابتلا به زخم فشاری ”بریدن“ می تواند حساسیت پرستاران را نسبت به احتمال ایجاد زخم در بیماران بخش های مراقبت ویژه افزایش دهد و پرستار را تشویق به انجام اقدامات مراقبتی استاندارد و به دنبال آن، پیشگیری از ایجاد زخم کند. پیشنهاد می شود از این ابزار جهت ارتقای کیفیت مراقبت در بیماران در معرض خطر زخم فشاری استفاده شود.
    کلیدواژگان: زخم فشاری، ابزار مشاهده ای بررسی عملکرد، مدیریت زخم فشاری، ابزار بریدن
  • زهرا تذکری، سودابه بابایی *، منصوره کریم الهی، فاطمه بیات، لیلا محمد تقی زاده کاشانی صفحات 52-57
    هدف.این مطالعه با هدف بررسی تاثیر عصاره گل محمدی بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه قلبی انجام شد.
    زمینه. خواب یکی از نیازهای اساسی انسان و تعیین کننده میزان سلامتی و بهبودی از بیماری است. اغلب بیماران بستری، به ویژه بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه قلبی درجاتی از اختلالات خواب را تجربه می کنند.
    روش کار. در این کارآزمایی بالینی دو سو کور، 90 بیمار کاندید آنژیوگرافی به روش در دسترس و تخصیص تصادفی با بلوک بندی به دو گروه آزمون و کنترل (هرگروه 45 نفر) تخصیص داده شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل یک پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه خواب بیمارستانی سنت مری بود، که یک بار، قبل، و یک بار، بعد از مداخله تکمیل شد. مداخله به صورت استفاده از عصاره گل محمدی برای گروه مداخله و دارونما برای گروه کنترل به شکل قطره خوراکی هر 8 ساعت، 15 قطره، 24 ساعت قبل از آنژیوگرافی بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری در نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند.
    یافته ها. توزیع فراوانی ویژگی های جمعیت شناختی دوگروه آزمون و کنترل همگن بود. بین سطح کلی کیفیت خواب دو گروه کنترل و آزمون تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد، ولی در هر یک از گروه های آزمون و کنترل، تفاوت معنی دار آماری بین کیفیت خواب قبل و بعد به ترتیب با (0/03=p) و (0/01=p)مشاهده شد.
    نتیجه گیری. تفاوت معنی دار قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه می تواند نشانگر آن باشد که هر نوع تلاشی از سوی پرسنل پرستاری، حتی قطره پلاسبو بر کیفیت خواب بیماران موثر است. اگرچه با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مصرف عصاره خوراکی گل محمدی در کوتاه مدت تفاوت آماری معنی داری در مقایسه با گروه کنترل از نظر تاثیر بر کیفیت کلی خواب بیماران کاندید آنژیوگرافی نداشت، اما با تغییر روش می توان در مطالعات آتی اثرات دقیق تر آن را در بیماران بستری و برای مدت زمان طولانی تر مورد بررسی قرار داد.
    کلیدواژگان: عصاره گل محمدی، کیفیت خواب، آنژیوگرافی
  • طاهره نجفی قزلجه، لیلا سیفی * صفحات 58-62
    هدف. هدف این مقاله، مروری بر مطالعات مربوط به خستگی در بیماران مبتلا به نارسایی قلب می باشد.
    زمینه. خستگی یک احساس ذهنی و چندعاملی در مبتلایان به نارسایی قلب می باشد. با وجود این که خستگی علامت مهمی در نارسایی قلب است، اما دانش کمی در این زمینه وجود دارد. همچنین، خستگی به عنوان از منظر ارایه دهندگان خدمات سلامت به عنوان یک چالش است و رهنمودهای بالینی کمتر به مقوله خستگی این بیماران پرداخته اند.
    روش کار. این مقاله به مرور مطالعات مربوط به خستگی در مبتلایان به نارسایی قلب می پردازد که از طریق پایگاه های علمی PubMed و Science direct با جستجوی کلیدواژه های heart failure، related factors، predictors، و fatigue و معادل فارسی آنها یافت شدند.
    یافته ها. مرور متون نشان داد شیوع خستگی در مبتلایان به نارسایی قلب بالا است و نتایج متفاوتی در زمینه شدت آن در مبتلایان گزارش شده است. خستگی و روند فزاینده آن به موازات پیشرفت بیماری با کاهش کیفیت زندگی و پیامدهای بالینی منفی نارسایی قلب همراه می باشد. در مطالعات مختلف عوامل متعددی از جمله ماهیت بیماری و نیز عوامل روانی به ویژه افسردگی به عنوان پیش بینی کننده های خستگی و شدت آن در بیماران با نارسایی قلب گزارش شده اند. در مرور صورت گرفته مطالعات کمی با هدف تعیین تاثیر مداخلات غیردارویی بر مدیریت علایم این بیماران یافت شد.
    نتیجه گیری. با توجه به شیوع بالای خستگی در مبتلایان به نارسایی قلب، نیاز است اقداماتی به موقع جهت کاهش آن در مبتلایان به نارسایی قلب توسط تیم سلامت، به ویژه پرستاران اتخاذ شود تا احساس خوب بودن در این افراد افزایش یابد. همچنین، با توجه به محدودیت مطالعات و اهمیت کاهش خستگی، انجام مطالعاتی در زمینه بررسی تاثیر روش های غیردارویی بر مدیریت علایم (به ویژه خستگی) در این بیماران ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: نارسایی قلب، خستگی، مرور متون
  • نسرین دلیری، معصومه ذاکری مقدم * صفحات 64-67
    هدف. این مطالعه به بررسی شایعترین بیماری جامعه سالمندان یعنی بیماری های سیستم قلبی عروقی و انواع و علل آن می پردازد و روش های پیشگیری، تعدیل و درمان بیماری را بررسی می کند.
    زمینه. امروزه با افزایش سطح بهداشت و امید به زندگی، با پدیده سالمندی و بیماری های مربوط به این دوره از زندگی روبرو هستیم. سالمندی و بیماری های این دوره از زندگی سبب بالا رفتن هزینه های سیستم بهداشت و درمان شده است.
    روش کار. این مطالعه مروری با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Google Scholar،Elsevier ،PubMed ،PMC، و Springerدر بازه زمانی سال های 2008 تا 2016 صورت گرفته است.
    یافته ها. علاوه بر تاثیر پدیده پیری بر اندام های بدن و به ویژه، سیستم قلبی عروق، عوامل زیادی بر شدت بیماری موثر است که از آن جمله می توان به عوامل زیستی، عادات زندگی، عوامل خطر بیماری قلبی، بیماری های زمینه ای، عوامل روحی و شخصیتی و عوامل اجتماعی اشاره کرد. با افزایش سن تغییراتی در کلیه اندام ها و همچنین، در سیستم قلبی عروقی ایجاد می شود که غیرقابل توقف و برگشت می باشند. این تغییرات باعث سختی، افزایش ضخامت و تنگی عروق می گردند. با تنگی عروق، قلب با فشار و شدت بیشتری خون را پمپ می کند که به تبع آن، با گذشت زمان، هایپرتروفی بطن چپ و افزایش فشار خون رخ می دهد. رشد و تکثیر سلولی دچار اختلال می شود که در نتیجه آن، بافت فیبروز ایجاد می گردد و تولید ضربان و هدایت الکتریکی قلب دچار مشکل می شود. با افزایش حجم بطن چپ و باریک شدن قطر داخلی عروق، خون رسانی به قلب دچار مشکل می شود و ایسکمی اتفاق می افتد. بیماری های اولیه قلب با پیشرفت، منجر به نارسایی قلبی غیر قابل برگشت می گردند که در افراد سالمند، سبب ناتوانی، عدم تحمل فعالیت روزمره و مصرف داروهای متعدد، و در آخر، مرگ می شود. با شناخت مکانیسم پیری و عوامل تشدید کننده و تعدیل کننده اختلالات قلبی عروقی می توان تا حدودی روند آن را کند کرد و از عوارض نامطلوب پیشگیری نمود.
    نتیجه گیری. سالمندی می تواند موجب بروز اختلالات غیرقابل برگشت در سیستم قلبی عروقی شود که با تابلوی نارسایی قلبی مزمن بروز می کند. با اصلاح شیوه زندگی می توان از بروز زودرس این پدیده جلوگیری کرد و تا حدودی عوارض آن، مانند ناتوانی و مرگ را کاهش داد.
    کلیدواژگان: سالمندی، بیماری های قلبی عروقی، پیشگیری
|
  • Arezoo Tabrizi *, Majid Gholipour Pages 6-17
    Aim. This study aimed to determine predictive power of obesity indices, cardiovascular fitness and physical activity in the development of cardiovascular disease (CVD) in male and female college students.
    Background. Given the high mortality due to cardiovascular diseases from the young age caused by obesity and physical inactivity, the primary prevention, especially at an early age can be a solution to avoid the disease. Initial screening by simple, secure and affordable methods for prevention is essential.
    Method. A total of 223 students (150 males, age 20.33±1.71 and 73 females, age 20.36±1.72) participated in this cross-sectional descriptive study. Data were obtained using a questionnaire, anthropometric measurements, and cardiovascular fitness (VO2max). Independent t-tests was used to show difference between gender in terms of variables, ANOVA was used to determine the differences among groups of male and female separately, whose had the different number of risk factors, and Pearson and Spearman correlation coefficient were used to determine the correlation of obesity indices and VO2max with metabolic risk factors, and the ROC curves was used to measure the power of predicting and the cut-off points of cardiovascular risk factors.
    Findings.Statistically significant correlation was found between obesity indices and metabolic risk factors (other than blood glucose and systolic blood pressure in males). As the number of metabolic risk factors increased, elevation in obesity indices in females and the reduction of VO2max in males were significant. All obesity indices were within normal range. Cut-off points calculated by the ROC were 21.11 for body mass index and 75.15, 0.44 and 75.50, 0.47 for waist circumference and the waist-to-height ratio, for males and females respectively.
    Conclusion. The findings of this study showed that the obesity indices are more powerful than physical activity levels and VO2max for predicting the possibility of cardiovascular disease among students.
    Keywords: Cardiovascular risk factors, Obesity indices, Cardiovascular fitness, Physical activity levels
  • Karim Darvishpoor *, Hashem Heshmati Pages 18-25
    Aim.The aim of this study was to determine nurses’ knowledge, attitude, and performance in cardiopulmonary resuscitation (CPR) based on PRECEDE model.
    Background. Despite development of CPR team in Iran’s hospitals, performance in the field of CPR is not satisfactory.
    Method. In this cross-sectional descriptive analytical study, all staff nurses (n= 97) working at ateaching hospital (9 Day) in Torbat-e-Heiydariyeh, Iran, were studied.The data collection tools included a reliable and valid researcher-made questionnaire to collect demographic data and a questionnaire which developed based on PRECEDE model.Data were analyzed in SPSS version 20 using ANOVA, linear regression and Pearson correlation coefficient.
    Findings. The mean age of the nurses was 29.45±7.45 years.The average score for PRECEDE model constructs were 79.17±18.68 (knowledge), 95.48±6.64 (attitude), 62.6±19.52 (enabling factors), 67.61±20.12 (reinforcing factors), and 72.37± 9.71 (performance).Also enabling factors were the most important predictor of nurses’ performance (B=0.773, pConclusions. Constructs of knowledge, attitude, and performance were in desirable level and constructs of reinforcing and enabling factors were in moderate level. It is recommended to implement interventions and programs while considering enabling and reinforcing factors for promoting the performance of nurses in CPR.
    Keywords: Cardiopulmonary resuscitation, Nurses, PRECEDE model
  • Mina Nazari, Kamal, Mahnaz Khosrojavid *, Abbasali Hossein, Khanzadeh Pages 26-34
    Aim.The present study aimed to examine the relationship of perfectionism with procrastination and coping styles in people with coronary heart diseases (CHD), compared with healthy controls.
    Background. Psychological factors may increase the risk of CHD by influencing physiological risk factors. Although psychological factors play an important role in development of CHD, more research in this area is necessary.
    Method. In this descriptive correlational study, 218 male people (107 people with CHD as case group, and 111 people without CHD as their controls) were selected by convenience sampling. Data were collected by Mann’s Decisional Procrastination Scale, Lay’s Behavioral Procrastination Scale, coping styles Scale by Endler and Parker and Tehran Multidimensional Perfectionism Scale. Pearson correlation coefficient and linear regression were used for data analysis.
    Findings.According to the findings, other-oriented perfectionism was directly associated with behavioral and decisional procrastination in case group, while in the control group, other-oriented perfectionism was negatively associated with decisional procrastination, however, the association was not significant. The effect of other-oriented perfectionism on decisional procrastination was significant in both groups. In case group, other-oriented perfectionism had a significant effect on behavioral procrastination, however other-oriented perfectionism had a significant effect on problem solving style in control group.
    Conclusion.Other-oriented perfectionism had positive, but not strong relationship with both aspects of procrastinations in case group. In regression models of different aspects of perfectionism on procrastination, only the effect of other-oriented perfectionism was significant. Although the regressions were significant, fitted models had low predictive power. Only the other-oriented perfectionism could somewhat predict behavioral and decisional procrastination.
    Keywords: Perfectionism, Procrastination, Coping styles, Coronary heart disease
  • Dr Tahereh Najafi Ghezeljeh, Dr Hossein Salehzadeh*, Dr Forough Rafii Pages 36-43
    Aim. This study aimed to compare the effects of Swedish massage and preferredmusic intervention on anxiety in patients with chronic heart failure.
    Background. Anxiety can affect the comfort and health of patients.One of the goals of nursing care is providing comfort for patients. Use of complementary therapies including Swedish massage and preferred music can be effective in improving anxiety.
    Method. This quasi-experimental study with pre-test post-test design with control group was conducted in Doctor Shariati Hospital of Tehran University of Medical Sciences. In this study, in each group (control, Swedish massage and music intervention), 30 hospitalized patients with chronic heart failure were recruitedthrough convenience sampling. Then, patients were allocated to groups by simple randomization. Data were collected by Spielberger anxiety assessment questionnaire. Swedish massage was conducted daily for 20 minutes at evening for three consecutive days by using almond oil. In music group, patient’'s preferred music including two of the three types of classical, gentle and Iranian traditional music was played for 20 minutes at evening for 3 sequential days by a tape recorder and headphone. Before and 15 minutes after intervention, patient's anxiety was measured and compared. Data were analyzed in SPSS version 21 using ANOVA, Paired t test, Fisher’s exact test.
    Findings. The results showed that patient's preferred music and Swedish massage significantly reduced anxiety in patients with chronic heart failure, although Swedish massage reduced anxiety of patient's with chronic heart failure more than music intervention (pConclusion. The findings indicated that patients who received Swedish massage experienced lower levels of anxiety. Regarding the importance of anxiety control in patients with heart disease, it is proposed that Swedish massage can be used in the care of these patients and it is preferred to the music intervention.
    Keywords: Anxiety, Swedish massage, Music intervention, Heart Failure
  • Amirhosein Abdi-Doorbashi *, Mitra Zolfaghari, Azam Mahmoudi, Abbas Mehran Pages 44-51
    Aim. This study aimed to examine the effect of application of Braden pressure ulcers risk assessment tool on performance of critical care nurses.
    Background. Pressure ulcer is a common phenomenon in patients admitted to intensive care unit. The management of pressure ulcers in these patients is a challenging task. Therefore¡ pressure ulcer prediction tools are used when dealing with these patients.
    Method. This quasi-experimental study was conducted in the intensive care units. The study sample consisted 68 critical care nurses working inintensive care units of selected hospitals of Tehran University of Medical Sciences in 2013. After determining the sample size and obtaining permission from theethics committee of Tehran University of Medical Sciences¡ the participants were recruited through convenience sampling based on inclusion criteria. Critical care nurses of two intensive care units of general hospitals of Tehran University of Medical Sciences were selected as experimental and control group. In both groups¡ after collecting demographic characteristics¡ their performance in the management of patients who were at risk for pressure ulcers was evaluated by the checklist whose validity and reliability was evaluated by the faculty members of Tehran University of Medical Sciences. The data were analyzed by descriptive and inferential statistics in SPSS version 19.
    Findings. There was no statistically significant difference between the groups in terms of demographic characteristics. After the intervention¡ the mean score of nurses performance in the experimental group was 66.21±0.47 and that of control group was 62.59±1.31 (p≤0.0001). After intervention¡ all nurses in the experimental group had very good performance and nurses in the control group had good performance.
    Conclusion. Using the pressure ulcers risk assessment tool (Braden scale) increases the sensitivity of critical care nurses to the risk of ulceration in the intensive care unit patients and forces them to comply with the standard caring measures and consequently¡ lead to prevention of bed sores. It is recommended to use this tool in order to enhance the care management of patients prone to pressure sore.
    Keywords: Pressure ulcers, Observational performance evaluation tool, Pressure ulcers management, Braden scale
  • Zahra Tazakori, Soodabeh Babaee*, Mansooreh Karimolahi, Fatemeh Bayat, Leila Mohammad Taghizadeh Kashan Pages 52-57
    Aim. This study aimed to examine the effect of damask rose on sleep quality of patients undergoing angiography admitted to cardiac care unit.
    Background. Sleep is one of the basic human needs and determine the health and recovery. Most patients hospitalized in cardiac care unit experience some degrees of sleep disorder.
    Method. In this double-blind clinical trial¡ 90 patients were randomly allocated to experimental (n=45) and control (n=45) group. Data collection instrument consisted of demographic data and St. Mary''s Hospital Sleep Questionnaire (SMHSQ). In experimental group¡ damask rose extract was given by oral route¡ 15 drops every 8 hours. The patients in control group received placebo by oral route¡ 15 drops every 8 hours. Data were collected¡ before and after intervention and were analyzed in SPSS 16 using descriptive and inferential statistic.
    Findings. Both groups were homogeneous in terms of demographic characteristics. There was no statistically significant between groups in terms of sleep quality¡ but¡ a statistically significant difference was found between sleep quality¡ before and after intervention¡ in each group.
    Conclusion. A significant difference before and after treatment in both groups can show that any effort by the nursing staff even drop placebo may have an effect on sleep quality. Damask rose extract was not found to have a significant effect on quality of sleep in control group compared with the control group. It is recommended to replicate the study with longer duration of intervention and/ or changing the method of damask rose administration.
    Keywords: Damask rose extract, Sleep quality, Angiography
  • Tahereh Najafi, Ghezeljeh, Leila Seifi * Pages 58-62
    Aim. The aim of this paper is to review studies related to fatigue in patients with heart failure.
    Background. Fatigue is a subjective feeling and a multifactorial phenomenon in patients with heart failure. Fatigue is an important symptom of heart failure; however, lack of information exist regarding this phenomenon. Also, fatigue is considered as a challenge by health care providers and clinical guidelines have paid less attention to fatigue in these patients.
    Method. This article reviewed studies published regarding fatigue in patients with heart failure. The studies were searched out through scientific databases, including PubMed and Science Direct by the keywords fatigue, predictors, related factors, heart failure and their Persian equivalents.
    Findings. The literature review revealed that the prevalence of fatigue in patients with heart failure is high and different findings have been reported regarding its severity in these patients. Fatigue and its increasing trend during the disease progress is related to unsatisfactory quality of life and clinical outcome. In various studies, multiple factors including the nature of the illness and psychological factors particularly depression have been reported as predictors of fatigue and its severity in patients with heart failure. Few studies were conducted with the aim of evaluating the effect of non-pharmacological intervention on management of fatigue in these patients.
    Conclusion. According to the high prevalence of fatigue in patients with heart failure, it is essential to consider timely interventions by health care providers, particularly nurses, for reducing it and improving patients’ well-being. Regarding the limitation of studies and importance of reducing fatigue, it is necessary to conduct further research to evaluate the effect of non-pharmacological interventions on symptom management (especially fatigue) in these patients.
    Keywords: Fatigue, Heart failure, Literature review
  • Nasrin Daliri, Masoumeh Zakeri-Moghadam* Pages 64-67
    Aim. This review examines cardiovascular diseases as the most common disease of the elderly population¡ and discusses about causes and methods of prevention¡ mitigation and treatment.
    Background. Nowadays¡ with increased level of health and life expectancy¡ the phenomenon of elderly and increase in chronic diseases is a main issue. In modern societies¡ aging and diseases of this period of life create a high cost for health care system.
    Methods. This review was conducted by searching out databases such as Google Scholar¡ Elsevier¡ PubMed¡ PMC¡ and Springer for the time period of 2008 to 2016.
    Findings. In addition to the impact of aging on the body organs¡ especially the cardiovascular system¡ many factors including biological factors¡ lifestyle¡ risk factors for heart disease¡ underlying disease¡ psychosocial factors and personality factors¡ may influence the acuity of cardiovascular diseases. During aging¡ many irreversible changes occurs in all body systems including cardiovascular system. These changes cause hardness¡ thickening and narrowing of the arteries. With the narrowing of the heart arteries and increased blood pressure¡ the heart needs to work harder to pump the blood¡ resulting in left ventricular hypertrophy. Impaired cell growth and proliferation of fibrous tissue occurs as a result of the problem in production of impulse and electrical conductivity of the heart. Increase in volume of the left ventricle and blood vessel narrowing lead to ischemia of the heart. Early heart disease with progression to irreversible heart failure results in disability¡ exercise intolerance¡ and taking multiple medications in elderly¡ and ultimately¡ death may occur. By understanding the mechanisms of aging and cardiovascular disorders and modifying influential factors¡ the process of development of cardiovascular disease can be slowed down and the complications can be prevented.
    Conclusion. Aging may lead to irreversible cardiovascular disease with the ultimate result of chronic heart failure. Compliance with lifestyle modification may prevent early occurrence of this phenomenon and some of its complications such as disability and death.
    Keywords: Aging, Cardiovascular disease, Prevention