فهرست مطالب

اخلاق وحیانی - سال ششم شماره 1 (پیاپی 10، بهار و تابستان 1395)
  • سال ششم شماره 1 (پیاپی 10، بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/21
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مسعود آذربایجانی* صفحات 5-28
    دین، پدیده ای همزاد بشر، کارکردهایی در زندگی اجتماعی داشته است؛ مانند تاثیر بر اتحاد و اختلاف آدمیان که موضوع این مقاله است. هدف این مقاله، بررسی تحلیلی موضوع با رویکرد روان شناختی و اخلاقی است. روش تحقیق، مطالعه موردی اسلام و تحلیل محتوای قرآن است. یافته های تحقیق در بخش عوامل و زمینه های اتحاد عبارت اند از: میانجی های روان شناختی- اخلاقی؛ مانند الفت، رحمت، صلح، عدالت، نیکوکاری، سپاسگزاری، گوش دادن به یکدیگر، بخشش و... .
    و در بخش عوامل و زمینه های اختلاف عبارت اند از: میانجی های روان شناختی- اخلاقی؛ مانند ناسازگاری، قتل، ایذا، نزاع، تجاوزگری، شیطان، جاسوسی، بدگویی و... . نتیجه این پژوهش توصیه موکد قرآن به گسترش عوامل اتحاد و پیشگیری از زمینه های اختلاف است.
    کلیدواژگان: دین، اتحاد، اختلاف، اسلام، روان شناسی، اخلاق
  • محمدهانی جعفریان *، میرسعید موسوی کریمی صفحات 29-46
    ابن سینا معتقد است حقیقت عالم طبیعت، از صور افاضه شده از عقل فعال تشکیل شده است که به ترتیب خاصی کنار یکدیگر قرار گرفته و کلیت واحدی را به وجود آورده اند. انسان نیز با افعال خود، صورت هایی را به این کلیت اضافه می کند. اگر صورت اضافه شده، معلول درک عقلانی وی و هماهنگ با نظام واحد صورت های عالم باشد، رفتار وی اخلاقی است؛ وگرنه اخلاقی نخواهد بود. زبان اخلاق نیز نشان دهنده این وحدت یک پارچه است و صدق آن مطابق عالم خارج؛ بنابراین، لازمه دیدگاه ابن سینا این است که زبان اخلاق باید راوی صادقی از وضع عالم باشد؛ اما ظاهر سخن او به گونه ای است که او نمی پذیرد زبان اخلاق این ویژگی را دارد؛ ازاین رو، ذیل بررسی انسان شناسی اخلاقی بوعلی خواهیم گفت اصل توجه او به مخاطبانش است و نشان می دهیم به نظر او صدق زبان اخلاق، به مخاطبانش بستگی دارد. در این مقاله، ابتدا هستی شناسی اخلاق ابن سینا را می کاویم و در ادامه، مخاطبان اخلاق وی را بررسی و ویژگی زبان اخلاق را برای هریک مشخص می کنیم.
    کلیدواژگان: ابن سینا، هستی شناسی اخلاق، معرفت شناسی اخلاق، انسان شناسی اخلاق، زبان اخلاق
  • سیده فاطمه فقیهی* صفحات 47-74
    هدف این نوشتار، بررسی معیار و مبنای ارزش های اخلاقی در نظام سیاسی اسلامی است. اجرای قواعد اخلاقی در نظام سیاسی، مستلزم شناخت معیار اخلاقی درآن نظام سیاسی است. در تبیین معیار قواعد اخلاقی، چهار رویکرد وظیفه گرایی، نتیجه گرایی، فضیلت گرایی وحق مداری وجود دارد. همه این رویکردهای اخلاقی می کوشند به چیستی ملاک ارزشمندی عمل اخلاقی پاسخ دهند. به دلیل تکثر نظریه های اخلاقی، حتی در نظام اخلاق اسلامی، مهم است که مبنای عمل سیاسی اخلاقی کدام رویکرد و معیار است.
    نگارنده ضمن بررسی رویکردهای اخلاقی و آثار سیاسی اجتماعی هریک، بر این باور است که وجود رویکردهای اخلاقی مختلف ناشی از نگاه تک بعدی و افراطی به یکی از جنبه های فعل اخلاقی است؛ درحالی که نظریه اخلاقی حاکم بر جامعه سیاسی باید رویکرد جامعی باشد که هر رویکرد اخلاقی را سطح خاصی و باتوجه به جایگاه آن در نظریه اخلاقی مدنظر قرار دهد. رویکرد اخلاقی در نظام سیاسی اسلام، سطوح و ابعاد مختلفی دارد که هریک جایگاه و کارکرد خاصی دارند و نظام اخلاقی به تنهایی به نتیجه نخواهد رسید؛ ازاین رو چاره اندیشی منافاتی با وظیفه گرایی و فضیلت محوری ندارد و افراط در هر سطح، موجب کم توجهی به سایر سطوح و پیدایش نظریه اخلاقی ناکارامد خواهد شد.
    کلیدواژگان: رویکرد اخلاقی، وظیفه گرایی، نتیجه گرایی، فضیلت محوری، حق مداری، نظام سیاسی اسلام
  • ام البنین چابکی* صفحات 75-100
    این مطالعه با هدف توصیف جایگاه اخلاق در زندگی زناشویی از منظر زنان و علل تغییرات ارزشی رخ داده در این زمینه، انجام شده است. با توجه به پیامدهای تغییرات ارزشی در خانواده و اهمیت نقش زن در این نهاد بنیادین جامعه، پژوهش پیرامون این تغییرات، ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با تبیین اخلاق و ارایه دسته بندی از آن، به گونه شناسی تعاملات زناشویی بر مبنای ماهیت اخلاقی تعاملات زوجین می پردازد. تغییرات ارزشی در تعاملات زناشویی و تفاوت های نسلی در این خصوص، با انجام یک پژوهش پیمایشی در مورد زنان متاهل ساکن شهر تهران نشان داده شده است. با توجه به نتایح به دست آمده، نقش ارزش های مدرن در تغییر ماهیت اخلاقی تعاملات زوجین مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان دهنده تغییرات ارزشی در تعاملات زناشویی زنان با توجه به میزان باور به اصول اخلاقی در تعامل با همسر است و در این زمینه، بین سه نسل از زنان متاهل، تفاوت بارزی وجود دارد. بدین معنا که نسل اول بیشتر و نسل سوم کمتر از دو نسل دیگر به این اصول توجه دارد. جامعه آماری پژوهش پیمایشی را زنان متاهل شهر تهران تشکیل می دهند که از میان آنان، 500 نفر به شیوه خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند.
    کلیدواژگان: زنان، اخلاق، زناشویی، تفاوت های نسلی
  • سیده فاطمه موسوی* صفحات 101-128
    فضیلت ها صفات مثبت شخصیتی پایداری هستند که در گذر زمان و براثر تجربه های به اشتراک گذاری شده کودک با محیط طی مراحل تحولی در فرد به وجود می آیند، با استمرار و تکرار به عادت واره ها تبدیل و در شخصیت فرد نهادینه می شوند؛ ازاین رو، بنیانی برای اجتماعی فضیلت مدار می نهند. هدف این مقاله، مرور اندیشه های نظریه پردازان تحولی همچون پیاژه، کوشانسکا، ابن مسکویه و خواجه نصیر و عرضه شواهدی پژوهشی درباره شکل گیری فضیلت های اخلاقی در کودکان است. از مجموع دیدگاه های تحولی می توان به ظهور برخی پیش نیازهای رفتار فضیلت مند، شامل حساسیست پیش اخلاقی، قصد به اشتراک گذارده شده، خود اخلاقی و وجدان، پیش از دوره های تحولی اذعان کرد؛ پیش نیازهایی که می تواند با غنی سازی تجربه های محیطی در دوره های تحولی، به ظهور و تثبیت فضیلت های اخلاقی در کودکان منجر شود؛ ازاین رو، رابطه گرم و حمایت آمیز پدر و مادر و فراهم کردن تجربه های اجتماعی غنی می تواند زمینه ساز قوام و ثبات رفتارهای فضیلت آمیز در کودکان شود.
    کلیدواژگان: فضیلت های اخلاقی، کودک، تحول
  • بهروز محمدی منفرد* صفحات 129-155
    مبناگرایی و انسجام گرایی اخلاقی رویکردهایی سنتی برای ساختار توجیه باور اخلاقی اند که هریک مشکلاتی دارند؛ ازاین رو، امروزه برخی فیلسوفان اخلاق مانند مارک تیمونز، زمینه گرایی ساختاری توجیه باور اخلاقی را نظریه مستقلی در عرض آن دیدگاه ها می دانند. هدف ما این است که نشان دهیم این رویکرد برای توجیه باور اخلاقی بسنده نیست؛ ازاین رو، ابتدا تفسیر توجیه و به تعبیر تیمونز، مسئولیت پذیری و تعهد را تحلیل و نقد می کنیم. سپس مهم ترین عنصرهای این رویکرد، یعنی سیاق و باورهای مبنایی زمینه ای را نقد می کنیم. نتیجه پژوهش این است که زمینه گرایی ساختاری توجیه باور اخلاقی نمی تواند موفق باشد و به ویژه با اندیشه های اخلاقی جوامع دین گرا ناسازگار است.
    کلیدواژگان: زمینه گرایی معرفتی، زمینه گرایی ساختاری توجیه باور اخلاقی، سیاق، باور مبنایی زمینه ای
  • حسن احمدی زاده* صفحات 155-178
    ایمانوئل کانت در کتاب مبانی مابعدالطبیعی اخلاق، یگانه هدف خویش را جست وجو و برپایی عالی ترین اصل اخلاق معرفی می کند؛ اصلی که همچون قطب نمایی برای افعال اخلاقی باشد؛ اما هگل بر این باور است که دیدگاه اخلاقی کانت، انتزاعی و گویی بی محتواست؛ افزون براین، اصول اخلاقی کانت تناقض هایی دارد؛ ازاین رو، این نظام اخلاقی را درعمل ناممکن می کند. کانت اخلاق را در درجه اول، به حوزه فردی مربوط می داند؛ اما از دیدگاه هگل، فردی دانستن اخلاق، نادیده گرفتن جهانی اجتماعی و سیاسی را درپی دارد که در پس عمل اخلاقی فرد نهفته است؛ افزون براین، از منظر وی، تاکید کانت بر کلی سازی قانون اخلاق، ایرادهایی دارد؛ برای مثال، کلیسازی قاعده ها، آزمونی صرفا سلبی است؛ یعنی حتی اگر این آزمون با موفقیت به انجام رسد، فقط نشان می دهد ازلحاظ اخلاقی چه نباید بکنیم؛ اما نمی گوید چه باید بکنیم. در این جستار برآنیم تا باتوجه به نقدهای هگل به دیدگاه اخلاقی کانت، مهم ترین اصول اخلاقی هگل را واکاوی کنیم.
    کلیدواژگان: اخلاق کانت، اخلاق هگل، کلی سازی، صورت گرایی
|
  • Masud Azarbayejani * Pages 5-28
    Religion as a twin phenomenon with the human race has had many functions in the social life of humans, including its effects on the unity and difference between them, which is the subject matter of the present essay. Analyzing this matter by an ethical and psychological approach is the aim of this paper. The research method is the case study of Islam and, in doing so, analyzing the content of Quran as the most important document of Islam. The findings of this study in terms of the factors and backgrounds of unity are ethical-psychological mediators like affection, mercy, peace, justice, charity, thanksgiving, listening to each other, and forgiveness. In terms of the factors and backgrounds of difference there are some other ethical-psychological mediators like unconformity, murder, Harassment, dispute, aggression, devil, espionage, and defamation. The results of this study show the strict advice of Quran about the unity factors and avoiding the backgrounds of difference.
    Keywords: religion, unity, difference, Islam, psychology, ethics
  • Mohammad, Hani Jafariyan*, Mir, Said Musavi Karimi Pages 29-46
    Avicenna believed that the reality of the natural world is composed of forms emanated from the active intellect, which are put together in a certain order and have made a single whole. Human being adds some form to this whole by his actions, too. When the added form is the result of his intellectual understanding and in concert with the united system of the world forms, his behavior is ethical; otherwise, it is not ethical. The language of ethics also shows this integrated unitedness, and its truth corresponds with the external world. Therefore, Avicenna’s view required that the language of ethics be a truthful speaker of the external world. However, his words appear so that he doesn’t accept that the language of ethics has such a property. So, in light of the examination of Avicenna’s ethical anthropology, we shall say that his main attention is towards his audiences and show that in his view the truth of the language of ethics depends on its audiences. In this paper, we first analyze the ontology of Avicenna’s ethics, and then we shall examine the audiences of his ethics and the properties of the language of ethics for each one of them.
    Keywords: Avicenna, ontology of ethics, epistemology of ethics, anthropology of ethics, language of ethics
  • S.Fateme Faghihi* Pages 47-74
    The aim of this paper is to investigate the basis and criterion of ethical values in Islamic political system. The implementation of ethical rules in a political system requires a knowledge of its ethical criterion. There are four approaches for explaining the criterion of ethical rules: deontologism, consequentialism, virtue ethics, and truth-orientedness. All of these ethical approaches try to answer the question of what is the criterion for an ethical action to be valuable. Because of the diversity of ethical theories, even in the Islamic ethics, it is crucial to determine which criterion and approach is the basis of ethical, political actions. Investigation the ethical approaches and the political effects of each one of them, I believe that the diversity of ethical approaches is a consequence of one-dimensional, extremist view on one of the aspects of ethical action. It is while the governing ethical theory of a political society must be a comprehensive approach that consider each ethical approach in a certain level and with respect to its position in the ethical theory. The ethical approach in the political system of Islam has different dimensions and levels that each of them has a certain function and status, and the ethical system doesn’t lead to any consequence alone. So, looking for solution doesn’t have any conflict with deontologism and virtue ethics, and extremism in any level would lead to carelessness about other levels and emergence of inefficient ethical theory.
    Keywords: ethical approach, consequentialism, deontologism, virtue ethics, truth, orientedness, political system of Islam
  • Ommolbanin Chaboki* Pages 75-100
    This study was performed to describe the ethics in marital life from the perspective of women and also the causes of value changes occurred in this sphere. Considering to the consequences of changes in family values and the key role of women in this fundamental institution of society, research on these changes seems necessary. This research explains about ethics and its types and then presents a typology of marital interactions based on ethical nature of couple's relations. Value changes in marital interactions and generational differences in this area are shown, by conducting a survey of married women in Tehran.The role of modern values in changing the ethical nature of spouse's interactions is discussed according to the results. The findings showed value changes in marital interactions due to the belief in moral principles in dealing with wife In other words, there are meaningful differences between 3 generations of married women in consideration to ethics in marital interactions; and first generation consider to ethics more than other generations, while third generation consider to ethics less than other generations. Statistical population of the survey research has been all married women in the city of Tehran. The sample society includes 500 women who were selected through multi-stage cluster sampling technique and responded to the researcher - made questionnaire.
    Keywords: women, ethics, marital interactions, generational differences
  • Seyyede Fateme Musavi* Pages 101-128
    Virtues are the positive, stable character traits that emerge in the course of time and in response to the shared experiences of children with their environment in developmental stages of life and by continuation and repetition they become habitus. In this way, they establish a basis for a virtuous society. The aim of this paper is to overview the thoughts of developmental theorists such as Piaget, Kochanska, Ibn Miskawayh, and Nasir al-Din al-Tusi and to present research evidence about the formation of virtues in children. According to the majority of developmental views, we can acknowledge that there are some prerequisites for virtuous behavior before the beginning of developmental stages, including pre-ethical sensitivity, shared intention, ethical ego, and conscience. These prerequisites can help the emergence and stabilization of virtues in children by enriching the environmental experiences in the developmental stages. So the supportive and warm relationship of parents and providing rich social experiences could make an appropriate ground for strength and stability of virtuous behavior in children.
    Keywords: Children, Acquisition of Virtues
  • Behrooz Mohamadifard* Pages 129-155
    It is one of the most important tasks of the contemporary ethical epistemology to answer the skepticism about the justification of ethical belief. Ethical foundationalism and coherentism can be counted among the approaches against ethical skepticism. Mark Timmons introduces contextualism in the structure of the justification of ethical belief as an independent structural theory alongside the ethical foundationalism and coherentism. The aim of this paper is to relate and criticize the features of this approach according to Mark Timmons view. In doing so, we will first explain the features and principles of structural contextualism in the justification of ethical belief. Focusing on context and contextual foundational beliefs, then, we will criticize each one of the features and principles. The result of this study is that the structural contextualism in the justification of ethical belief not only isn’t an appropriate option alongside the foundationalism and coherentism, but it also leads to relativism and skepticism.
    Keywords: epistemic contextualism, structural contextualism in the justification of ethical belief, context, foundational belief
  • Hasan Ahmadizade* Pages 155-178
    Immanuel Kant, in his Groundwork of the Metaphysic of Morals, introduced his only aim the search for and the establishment of the highest moral principle, the one which can work as a compass for ethical actions. But, Hegel believed that Kant’s ethical view was abstract and seemed somewhat empty. In addition, Kant’s ethical principles had contradictions that made it practically infeasible. Kant thought of ethics primarily as something belonged to the individual sphere. But, for Hegel, thinking of ethics as an individual matter mean to ignore the social and political world which is hidden behind the ethical actions of the individual. Furthermore, for him, Kant’s insistence on generalizing the ethical law could be subject to some objections. For example, generalizing the rules is only a negative test, that is, even if it passed successfully, it would show only that what we must not do, not what we must do. In this essay, we want to analyze the most important principles of Hegel’s ethics with respect to his criticisms of Kant’s ethical view.
    Keywords: Kant's ethics, Hegel's ethics, generalization, formalism