فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 23 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سردار اصلانی *، محسن غلامحسین کهوری صفحات 1-22
    دکتر بشری البستانی به عنوان استاد دانشگاه و متفکر ادبی، یکی از زنان ادیب و متعهد معاصر عراق است که اثر بارزی در فرهنگ عراقی به طور خاص و فرهنگ عربی به طور عام از خود به جای گذاشته است. وی با آثار وزین خود ارزش های بیانی و زیبایی شناختی والایی در گستره ادبیات پایداری و ادبیات عرب بر جای نهاده است. بستانی در هیاهوی «صدای گلوله و مواد منفجره» به دردهای امت خویش پرداخته تا وجدان خفته مردم خویش را بیدار، و آنها را به رها کردن ترس و درنوردیدن مشکلات در رویارویی با دشمن تشویق کند. بستانی در اعماق مسائل ملت عربی فرو می رود و زخم خود را با زخم سرزمین مادری و ملت عربی در هم می آمیزد، تا بیانگر عشقی به آنها باشد، که بر خواننده آشکار و ممزوج با درد، آرزو و خوش بینی به وطن و امت عربی است.
    این جستار با نگاهی گذرا بر حیات و آثار شاعر کوشیده، تا مهم ترین مضامین ادبیات مقاومت همانند: عشق به سرزمین مادری، دعوت به جهاد و مقاومت، تعهد قومی نسبت به سرزمین عربی، ستایش انقلابیون وشهدا و انتقاد از حاکمان خودکامه عرب را در شعر بشری بستانی با تکیه بر منهج توصیفی- تحلیلی، بررسی نماید.
    کلیدواژگان: بشری البستانی، عراق، ادبیات متعهد، ادبیات پایداری
  • علی باقر طاهری نیا، مریم بخشی* صفحات 23-40
    زاویه دید نمایش دهنده شیوه ای است که نویسنده به کمک آن، مواد داستانی خود را به خواننده ارائه می دهد وارزیابی داستان براساس فهم ونقد آن امکان پذیر است. تنوع در کاربرد صیغه های روایی که ساختار روایی را پربار می کند، در قرآن ودر داستان آدم(ع) به صورت زیبا به کار گرفته شده وجنبه هنری وفکری باهم آمیخته شده وشکل روائی که متناسب با اندیشه است، ایجاد شده است.
    در روایت داستان حضرت آدم، شکل های مختلف هنری استفاده شده؛ از جمله: تغییر روایت از ضمیر اول شخص مفرد به ضمیر سوم شخص مفرد، از صیغه سوم شخص به اول شخص جمع و بالعکس، از دوم شخص مفرد به سوم شخص واز اول شخص جمع به اول شخص مفرد وبالعکس. این تغییرات باعث تشویش در روند داستان نشده وانتقال از زاویه دید اول شخص جمع به سوم شخص فراوانی وتسلط دارد. برخی ازدلالت های اول شخص جمع در این داستان عبارتند از: اشراف به فضای داستان، نشان دادن واقعی بودن قصه، افزایش قدرت کلام، ارتباط مستقیم با مخاطب و.. ومقصود از اول شخص جمع اول شخص مفرد یعنی پروردگار متعال می باشد.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، روایت، زاویه دید، داستان حضرت آدم
  • زندگی علمی و ادبی شیخ حسین نجف تبریزی
    رضا عرب بافرانی، علی نوروزی، علی سالمی، عیسی متقی زاده صفحات 41-72
    به راستی که شعر دارای اهمیت فراوانی در ثبت بسیاری از حوادث تاریخی و رویدادهای مهم است و از قدیم چنین گفته شده است که: «شعر دیوان عرب است». شاعران، گذشته قوم وجنگ ها و افتخاراتشان را با آن ثبت می کردند. و ناگفته نماند که خداوند تعالی در کتاب کریمش به شاعران اشاره و آنها را با اوصافی نیکو و غیر آن از خوهای بد معرفی کرده است. و به راستی که اهل بیت علیهم السلام شیعیان و دوستدارانشان را به سرودن شعر در موردشان تشویق کرده اند، و احادیث بسیاری از ایشان روایت شده که به این امر و آنچه که در آن از خیر و پاداش است تشویق می کند. از این رو بسیاری از مردم به سرودن شعر در مورد اهل بیت علیهم السلام همت گمارده اند، و از جمله آنان فقیهان امتند همان کسانی که برای باقی ماندن آثار اهل بیت علیهم السلام و جاودانه ماندن یادشان اهتمام بسیاری به شعر متعهد دارند. از جمله ایشان شیخ حسین نجف تبریزی نجفی می باشد که عشق پاکش به اهل بیت علیهم السلام او را بر آن داشته که برایشان دیوان شعری بسراید که آن را با مداد قلب و سرشک دیدگان نوشته است .
    آنچه که در این بررسی برای ما اهمیت دارد بعد از آنکه مختصری از زندگی شاعر را بیان کردیم، پرتوافکنی بر خصایص فنی و موضوعی و عناصر ادبی در اشعار شاعر می باشد. و در این مسیر به شیوه وصفی-تحلیلی به بررسی زندگی شاعر و زوایای شعر او پرداختیم. این پژوهش نتائج مهمی به بار آروده است، از جمله: شاعر در منهج ادبی خود برای جنبه اعتقادی اهمیت بسیاری قائل شده است. او ادب خویش را در راه خدمت به دین و نشر فرهنگ اسلامی و معارف اهل بین علیهم السلام به کار گرفته و اندیشه های خود را با تصویری آشکار بیان داشته است. او همچنین وقائع را با امانت تمام بیان می دارد. شاعر در زبان خود به انتخاب الفاظ ساده و متداول همت گمارده است. خلاصه اینکه او توانسته است در راه احیای میراث اسلامی و حفظ ارزش های اسلامی گام ارزشمندی بردارد و در این راه موفق بوده است.
    کلیدواژگان: شیخ حسین نجف تبریزی، دیوان اشعار، خصائص فنی و موضوعی، عناصر ادبی
  • صادق فتحی دهکردی*، عبیر جادری صفحات 73-92
    بدون شک جبران یکی ازپیشتازان مکتب نمادپردازی در ادبیات عربی به شمار می رود هرچند آثار وی ویژگیهای مکتب رمانتیسم را داراست. شب درقاموس جبران،تقدس وجایگاه ویژه ای دارد شب از دیدگاه جبران افق های زمان ومکان را درنوردیده،گذشته وتاریخ وآینده را به هم پیوند می دهد. این نماد با توجه به فلسفه جهان شمولی وی وجاودانگی روح واعتقاد به تناسخ ارواح وگرایش ژرف صوفیانه از زیباترین نمادهای جبران است. در این مقاله سعی بر آن شده است که این نماد با دلالتهای متعدد در آثار ادبی وی خواه آمیخته با عشق جهان شمول مقدس وخواه در آمیخته با اساطیر وخدایان ( عشتروت ) و( ابو الهول ) وخواه در آمیخته با گرایشات فلسفی وصوفیانه بویزه اقانیم سه گانه وجود( آزادی،عشق،تمرد) مورد بررسی وواکاوی قرار گیرد وبا درنوردیدن زمان ومکان به بیان جاودانگی وابدیت نفس بپردازد.روش این پژوهش روشی تحلیلی توصیفی است.
    کلیدواژگان: شب، نماد پردازی، جبران، ادبیات، رمانتیسم
  • جواد گرجامی*، نعیمه ربانی صفحات 93-111
    بی شک نمایشنامه یکی ازگونه های ادبی است که اززمان پیدایش آن تاکنون دوره های تاریخی مختلفی را پشت سرگذاشته است.این قالب هنری به عنوان یکی از هنرهای تجسمی با بهره گیری ازعناصری چون:متن ،ایماء واشارات ،موسیقی وصدا به همراه دیگرعناصر نمایش همچون :کارگردانی، بازیگری ،دکور وغیره داستان ها ومتون ادبی را به مخاطب های خود عرضه می دارد.ولی با این وجود منتقدین چهارعنصر اساسی را برای این گونه ی ادبی برشمرده اند که عبارتند از: حادثه(Event) ،شخصیت(Character) ،ایده(Idea) وگفتگو(Dialogue) . این محصول هنری که درقالب یک گفتگوی ادبی توسط هنرمندان ارائه می شود؛ دارای عناصرمشترک ساختاری فراوانی با داستان می باشد. دراین میان الگوی عنصر گفتگو یکی از تفاوت های عمده ی نمایشنامه با داستان به شمار می آید.چرا که عنصریادشده به عنوان یکی ازعناصر اساسی نمایشنامه نقش ارتباطی میان هنرمند ومخاطب را برعهده دارد.امری که به موجب آن قدرت آفرینش هنری نویسنده ی نمایشنامه نمایان می شود.پژوهش حاضرسعی برآن دارد تا با اتخاذ رویکرد تحلیلی وتوصیفی وبااستناد به منابع ارزشمند کتابخانه ای به تحلیل عنصر «گفتگو» ومشخصه های متعدد آن درنمایشنامه«مغامرات راس المملوک جابر» سعدالله ونوس بپردازد.بنابراین انتظار می رود خواننده بامطالعه ی آن بتواند به نتایج ارزشمندی دراین زمینه دست یابد.نتایجی که برتوانایی ونوس درپردازش گوناگون این عنصراساسی نمایشنامه(گفتگو) اشاره دارد.بنابراین درنهایت خواننده به ویژگی های منحصر به فرد ونوس درپردازش عنصر«گفتگو» صحه می نهد.ویژگی هایی چون:گفتگوی دوسویه،گفتگوی پنهان،کنش مندی گفتگوو...
    بی شک نمایشنامه یکی ازگونه های ادبی است که اززمان پیدایش آن تاکنون دوره های تاریخی مختلفی را پشت سرگذاشته است.این قالب هنری به عنوان یکی از هنرهای تجسمی با بهره گیری ازعناصری چون:متن ،ایماء واشارات ،موسیقی وصدا به همراه دیگرعناصر نمایش همچون :کارگردانی، بازیگری ،دکور وغیره داستان ها ومتون ادبی را به مخاطب های خود عرضه می دارد.ولی با این وجود منتقدین چهارعنصر اساسی را برای این گونه ی ادبی برشمرده اند که عبارتند از: حادثه(Event) ،شخصیت(Character) ،ایده(Idea) وگفتگو(Dialogue) . این محصول هنری که درقالب یک گفتگوی ادبی توسط هنرمندان ارائه می شود؛ دارای عناصرمشترک ساختاری فراوانی با داستان می باشد. دراین میان الگوی عنصر گفتگو یکی از تفاوت های عمده ی نمایشنامه با داستان به شمار می آید.چرا که عنصریادشده به عنوان یکی ازعناصر اساسی نمایشنامه نقش ارتباطی میان هنرمند ومخاطب را برعهده دارد.امری که به موجب آن قدرت آفرینش هنری نویسنده ی نمایشنامه نمایان می شود.پژوهش حاضرسعی برآن دارد تا با اتخاذ رویکرد تحلیلی وتوصیفی وبااستناد به منابع ارزشمند کتابخانه ای به تحلیل عنصر «گفتگو» ومشخصه های متعدد آن درنمایشنامه«مغامرات راس المملوک جابر» سعدالله ونوس بپردازد.بنابراین انتظار می رود خواننده بامطالعه ی آن بتواند به نتایج ارزشمندی دراین زمینه دست یابد.نتایجی که برتوانایی ونوس درپردازش گوناگون این عنصراساسی نمایشنامه(گفتگو) اشاره دارد.بنابراین درنهایت خواننده به ویژگی های منحصر به فرد ونوس درپردازش عنصر«گفتگو» صحه می نهد.ویژگی هایی چون:گفتگوی دوسویه،گفتگوی پنهان،کنش مندی گفتگوو...
    کلیدواژگان: سعدالله ونوس، نمایشنامه مغامرات راس المملوک جابر، گفتگو
  • یحیی معروف*، بهنام باقری صفحات 113-135
    به کار گیری «شخصیت های تاریخی» یکی از ویژگی های فنی تاثیر گذار در گفتمان شعری معاصر است. این پژوهش بر آن است به بررسی کاربرد«شخصیت های تاریخی» در شعر یحیی سماوی بپردازد؛ تا ویژگی ها ودلالت ها و چگونگی تعامل شاعر با آن مشخص شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد شاعر تلاش کرده نقش ودلالتی را که این شخصیت ها در گذشته داشته اند برای بیان و تصویر وضعیت حاضر و وضع سیاسی و حوادث دهشتناکی که در عراق می گذرد به کار گیرد. کاربرد این شخصیت ها در شعر او؛ دیدگاه شاعر، درد و رنج و آوارگی او از وطن، و آنچه که در عراق از جرایم، خونریزی ها، و حوادث دهشتناک می گذرد را نشان می دهد. «سماوی» با به کار گیری این شخصیت ها، تصویری گویا از مصیبت ها، درد و رنج خود و مردم عراق در زمان سلطه «حزب بعث»، و بعد از آن اشغال گیری آمریکایی ها و مصیبت های ناشی از آن، و جرائم دهشتناک آنان در عراق، ارائه داده است. شاعر همچنین ضمن تعبیر از احساس خود و بیان این مصیبت ها، مردم عراق را به مبارزه طلبی و پایداری در برابر آنان بر می انگیزد. و به نظر می رسد؛ شاعر با بکارگیری این شخصیت ها، احساس خود و جرایم، خونریزی ها، مصیبت ها، و غم و غربت و آوارگی خود و مردم عراق، را به نحو احسن نشان داده است.
    کلیدواژگان: یحیی سماوی، میراث تاریخی، اشغالگری، عراق
  • طرح ها وپایه های اندیشه ادبی در آرمانشهر امین ریحانی
    مریم هاشمی صفحات 139-165
    امین ریحانی (1876-1940) از زمره ادبایی است که ادبیات خود را از شخصیت های وزین و پرمغز ادبی اقتباس می کند، به گونه ای که ذاتیت ادبیات و ذاتیت اندیشه های ادبی حفظ می شود. مقصود وی از ادبیات در آرمانشهرش این بود که باید ادبیات به عنوان ابزاری در جهت برانگیختن احساسات و انگیزش قضایای امت و همکاری با زندگی جامعه وتصویری صادق از تصاویر متنوع زندگی با آیین ها و تراژدی های گوناگون باشد. هم چنین بیانی راستین از جامعه باشد به گونه ای که پدیده های آن با گرایش های مختلف قومی وجریان های بشری مواجه گردد. همچنین بر این مهم متمرکز است که شعر در عین حال که نیرومند و مفید است، باید ثمربخش و لذت آفرین نیز باشد لذا از شاعران آرمانشهر می خواهد که بر علیه اوضاع غمگین و اندوهناک اطرافشان بجنگند زیرا وظیفه وجودی شعر این است که شرایط ملی را بهبود بخشیده و احساس عزت وکرامت انسانی ایجاد کند. شعر باید برای عبرت گیری و یادآوری باشد و به انسان در استمرار فعالیت های عقلی و روحی اش، کمک کند. صدای شاعر حقیقت همان صدای ملت و مردمش است و در شعر وی باید هم زیبایی ابیات و هم تعالی فلسفه و هم عشق به بشریت جمع باشد. روش معتمد در این مقاله، دو گونه است، اولا: روش توصیفی که اندیشه های ادبی ریحانی را از خلال تالیفات متناسب با موضوع پژوهش دنبال می کنیم. ثانیا: روش تطبیقی که درآن تمایزاتی که ریحانی میان ولتر و روسو در بررسی اقسام نویسندگان آرمانشهر قائل شده است، بررسی می شود.
    کلیدواژگان: اندیشه ادبی، آرمانشهر، نویسندگان، شعر وفلسفه، شاعران، ادبیات متعهد