فهرست مطالب

لسان مبین (پژوهش ادب عرب) - سال هفتم شماره 24 (تابستان 1395)
  • سال هفتم شماره 24 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/22
  • تعداد عناوین: 7
|
  • جواد اصغری*، سیمین غلامی صفحه 1
    یکی از رویکردهای مهم نقد آثار ادبی، نقد کهن الگویی است که به کشف ماهیت و ویژگی اسطوره ها در کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. دراین مقاله رمان الطریق الی الشمس (تشریقه آل المر) نوشته عبدالکریم ناصیف از دیدگاه نقد کهن الگویی بررسی و شخصیت قهرمان بر اساس رویکرد یونگ در تحلیل کهن الگویی شخصیتها نقد وتحلیل شده است. اساس کهن الگویی این رمان بر روی اسطوره «قهرمان» شکل گرفته و بقیه کهن الگوها در ارتباط با آن معنا یافته اند. از میان مراحل سه گانه تحول و رستگاری، رفتار قهرمان (عزیز) با مرحله اول (جستجو) تطبیق داده شده است. نتیجه کار نشان می دهد که با استفاده از این شیوه می توان شخصیت ها را در ادبیات معاصر بهتر درک کنیم و با لایه های مختلف داستان از نگاه کهن الگوی قهرمان بیشتر آشنا شویم.
    کلیدواژگان: کهن الگو، یونگ، قهرمان، زمان الطریق الی الشمس (تشریقه آل المر)، عبدالکریم ناصیف
  • مسعود شکری*، کبری روشنفکر، علیرضا محمدرضایی صفحه 17
    رمان رایج ترین و پرطرفدارترین نوع ادبی در عصر حاضر است. رمان معمولا از حوادث متعدد و پیچیده ای تشکیل می شود که شخصیاتی با تفکرات و رفتار متفاوت و گاه متناقض در کانون این حوادث قرار می گیرند، لذا در بررسی عناصر رمان، نمی توان نقش پررنگ شخصیت ها را نادیده گرفت. شخصیت در رمان، فردی زنده نیست مانند آنچه در اجتماع می بینیم، بلکه عموما موجودی خیالی است که نویسنده با استفاده از امکانات زبانی، خصوصیات شخصی و اجتماعی او را در فضای رمان خلق می کند. از این رو، برای شناخت و بررسی شخصیت در رمان، تکیه بر ساختار زبانی امری ضرور به نظر می رسد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با نگاهی به شخصیت های رمان «عماره یعقوبیان» به این نتیجه می رسد که هدف نویسنده از ترسیم شخصیت های این رمان، ارائه نماد هایی از قشرهای مختلف جامعه مصر است و برای رسیدن به این هدف، از امکانات زبانی؛ مانند ترسیم جنبه های روانی و اجتماعی شخصیت ها، وصف جسمانی، نام هایی با دلالت های نمادین و... استفاده کرده است.
    کلیدواژگان: رمان عربی، شخصیت پردازی، علاء الاسوانی، عماره یعقوبیان
  • حامد صدقی *، علی اصغر حبیبی، مجتبی بهروزی صفحه 37
    طلاح تقابل های دوگانه یکی از اساسی ترین مفاهیم نقد ساختارگرایی، پساساختارگرایی، زبان شناسی و نشانه شناسی است که ضمن ریشه داشتن در نظریات سوسور و بر نظریه های ساختارشکنی دریدا تکیه دارد. هلن سیکسو (1937م-) نویسنده و فمینیست فرانسوی به تاسی از دریدا (1930-2004م) و لاکان (1901-1981م) در نظریه شالوده شکنی خود به واژگونه کردن تقابل های دوگانه اعتقاد دارد. هیفاء بیطار(1960م-) نویسنده معاصر سوری است که درآثار خود جایگاه کنونی زنان را در جوامع سنتی و عربی ارزیابی می کند. رمان «یومیات مطلقه» اولین رمان وی است که نویسنده در آن، در پی انتقام گرفتن از قوانین ظالمانه کلیسا در حق زنان بر می آید و برای بازیابی هویت زنان در پی واژگون کردن تقابل های دوگانه جامعه مردسالار تلاش می-کند. این جستار در خوانشی ساختارشکنانه، تقابل های دوگانه اصل/ دیگری، کنشگری/ کنش پذیری، عشق/ ازدواج سنتی و سکوت/ سخن گفتن را- که در رمان حضوری پررنگ دارند- بر مبنای تئوری های سیکسو تحلیل کرده است. مهم ترین نتیجه حاصل از تحلیل رمان مذکور را می توان به مواردی از قبیل تلاش هیفاء برای بازسازی اصالت زنان، دگرگون سازی تقابل های دوتایی نظام مردسالار و نوشتن تجربه های شخصی او اشاره نمود، که خمیرمایه تئوری های سیکسو را تشکیل می دهد.
    کلیدواژگان: تقابل های دوگانه، سیکسو، هیفاء، بیطار، یومیات مطلقه
  • صلاح الدین عبدی*، زهرا افضلی، نسرین عباسی صفحه 59
    کانون روایت، چشم مشاهده گری است که از منظر آن تمام یا بخشی از متن روایی دیده می شود و به دلیل ارتباط و قرابتی که با صدای راوی دارد، بسیار حائز اهمیت است. بررسی کانون روایت این امکان را به پژوهشگر ادبی می دهد تا از سطح داستانی به لایه های درونی و زیرساخت متن پی ببرد. رمان «الطنطوریه» اثر ماندگار رضوی عاشور، به دلیل پیچیدگی و تکنیک های خاص روایی، گزینه ای مناسب برای مطالعات کانونی محسوب می شود. انتخاب کانون گر درونی که دارای دانش همسان با مخاطب است، وجود کانون های متغیر و متعدد از ویژگی بارز رمان است. تنوع صدا در این داستان، آن را به جهان واقعی نزدیک کرده است؛ زیرا دموکراسی حاکم بر آن به شخصیت ها جرات بیان آزادانه جهان بینی و نگرش خود را می دهد. افزون بر آن روشن شدن جنبه های ادراکی(زمانی- مکانی)، روانشناسی(شناختی- احساسی) و ایدئولوژیک شخصیت های داستان، شعاع اطلاعاتی مخاطب را در مورد نگرش رضوی عاشور افزایش می دهد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی کانون روایت و وجوه مختلف آن، سعی در معرفی مهارت های روایتی رضوی عاشور دارد تا راز ماندگاری و راهکارهای تولید معنا را در نزد وی روشن کند.
    کلیدواژگان: روایت، کانون مشاهده، جنبه های کانونی، رضوی عاشور
  • عبدالاحد غیبی*، رویا بدخشان صفحه 85
    رال الطحاوی (1968م) یکی از نویسندگان فمینیست مصری است که به سبب سبک نوشتاری خاص خود، در میان رمان نویسان ادبیات معاصر مصر شهره گشته است و هنر داستان نویسی خود را با نگرشی فمینیستی، بیشتر در قالب نقد جامعه مردسالاری عرضه می دارد. رمان «بروکلین هایتس»، یکی از برجسته ترین اثر الطحاوی است که نویسنده در این اثر به جهانی فراتر از جهان عرب گام نهاده است و از پس سیمای زنی مهاجر، از آمال و آلام مهاجران عرب بویژه زنان مهاجر در غرب پرده برمی دارد و عقاید اصول گرایانه خود را با انواع تکنیک های داستانی (زمان، مکان، شخصیت و...)، هنرمندانه به نمایش می گذارد. هرچند رمان بروکلین هایتس اثری است که جنبه فمینیستی دارد، بررسی و تحلیل عناصر و تکنیک های سازنده موجود در آن، بیان کننده ذوق هنری الطحاوی در عرصه داستان نویسی است. جستار حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و بررسی شواهد درون متنی به واکاوی و تبیین تکنیک های سازنده رمان بروکلین هایتس پرداخته است. نتیجه آن مبین آن است که نویسنده، همه عناصر را در خدمت محتوا و درون مایه داستان- که همان نقد فمینیستی دو فرهنگ متضاد (شرق و غرب) است- به کار گرفته که از میان این عناصر، عنصر مکان نمودی برجسته دارد. نویسنده با پررنگ جلوه دادن عنصر مکان، از یک سوی تقابل دو فرهنگ شرق و غرب را نشان می دهد و از دیگر سوی، با حضور قهرمان داستان در هر یک از مکان های مذکور در رمان، نوعی حس نوستالژیک را در او بر می انگیزد.
    کلیدواژگان: رمان، تکنک های داستانی، فمینیسم، میرال الطحاوی، بروکلین هایتس
  • مرضیه قربان خانی*، سید محمدرضا ابن الرسول، عادل رفیعی صفحه 109
    جابجایی ارکان جمله یکی از موضوعاتی است که توجه زبان شناسان را به خود جلب کرده است. قلب نحوی و مبتداسازی از جمله اصطلاحاتی است که زبان شناسان معاصر برای توضیح این پدیده بکار می برند. قلب نحوی، فرآیند جابجایی ارکان جمله به همراه نقش های دستوری و بدون ایجاد تغییری در معنای تحلیلی آن است، و مبتداسازی به فرآیند جابجایی ارکان جمله از جایگاه بی نشان (/ اولیه) خود به ابتدای جمله و قرار گرفتن در جایگاه مبتدا اطلاق می شود. این دو پدیده علاوه بر ایجاد تقدیم و تاخیر در جمله، بر ساخت اطلاع و تاکید جمله نیز تاثیر می گذارند. پدیده تقدیم و تاخیر در مطالعات زبان شناسان کلاسیک عربی نیز مورد توجه بوده است و ردپای آن در ابتدایی ترین آثار تالیفی در این زمینه؛ مانند «الکتاب» سیبویه و «دلائل الاعجاز» عبد القاهر جرجانی قابل مشاهده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی تطبیقی، به مقایسه آرای زبان شناسان معاصر و زبان شناسان کلاسیک عربی و تطبیق آرای ایشان بر آرای بیان شده در زبان شناسی کلاسیک عربی می پردازد. ازجمله نتایج این پژوهش می توان به این موارد اشاره کرد: تطابق قلب نحوی و مبتداسازی به ترتیب با تقدیم در نیت تاخیر و تقدیم بدون نیت تاخیر در زبان عربی، ارتباط پدیده اشتغال در دستور زبان عربی با مفهوم مبتداسازی و تاکید، ارتباط مفهوم عنایت و اهتمام با مفهوم برجستگی، ارتباط مفهوم قصر و تخصیص با مفهوم تاکید.
    کلیدواژگان: زبان شناسی کلاسیک عربی، ساخت اطلاع، تاکید، قلب نحوی، مبتداسازی
  • علی نظری*، احمد کرمی صفحه 129
    مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تاثیر قرائت های قرآنی در دیدگاه های نحوی زبان عربی پرداخته است و بدین منظور ابتدا به تعریفی مختصر از انواع قرائت های قرآنی در دو نوع مشهور آن؛ یعنی قرائت های مقبول و قرائت های شاذ پرداخته و سپس با اشاره به دیدگاه های نحویان بزرگ زبان عربی، سعی کرده است که میزان استناد این دیدگاه ها را به قرائت های قرآنی و میزان ارتباط بین قرائت های مزبور و قواعد نحوی را از طریق شواهدی از آیات کریم تبیین نماید و به منظور رعایت اصل بی طرفی علمی در این مبحث، به بیان آرای صاحب نظران هر دو مکتب نحوی زبان عربی؛ یعنی در مکتب بصری به بررسی دیدگاه های سیبویه، اخفش و مبرد و در مکتب کوفی به بررسی دیدگاه های کسایی، فراء و ثعلب پرداخته شده است. تاثیر و سهم بسزا قرآن کریم و نیز قرائت های قرآنی در پیدایش اصول و قواعد نحوی- صرفی یکسان، توجه و استناد نحویان دو مکتب بصره و کوفه؛ مانند سیبویه، اخفش، مبرد، کسایی، فراء و ثعلب به قرائات قرآنی به عنوان یکی ازمنابع اصلی تدوین و نگارش قواعد زبان عربی، از نتایج تحقیق پیش رو است.
    کلیدواژگان: قرائت های قرآنی، نحو عربی، مکتب بصری، مکتب کوفی