فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 39 (زمستان 1394)
  • پیاپی 39 (زمستان 1394)
  • 190 صفحه، بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/11/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نرگس اسکویی صفحه 1
    ادبیات رسمی، پر از ادعاهای شاعرانه در مضامین مختلف (مدح، عشق، عرفان، هجو، هزل، حماسه، توصیف، فخر، شکواییه و...) است و هر چند شعر و ادبیات در وجه هنری خود از قیاس و استشهاد و سایر شیوه های منطقی استدلال برای اثبات ادعاهای مبالغه آمیز ادبی، بی نیاز به نظر می رسد، به واقع شاعران و سخنوران اغلب برای بیان مافی الضمیر خود و عینیت بخشیدن به مفاهیم ذهنی، از بسیاری شیوه های شبیه به روش های استدلال منطقی (ادعا، پشتیبان، زمینه)، چون تشبیه، تلمیح، تمثیل (مثل، متل، حکایت)، اسلوب معادله، مذهب کلامی، سوگند و نظایر آن بهره جسته اند. در این میان، بهره مندی از «فرهنگ و ادبیات عامه»، نقش مهمی را در تقویت و تبیین بیشتر مبانی فکری و ذهنی شاعر در بیان ادبی ایفا می کند و به عنوان «پشتیبان» و «زمینه »ساز اثبات مدعا، در شیوه های تعلیلی ادبی عمل می کند. این مقاله به بررسی نقش برجسته فرهنگ و ادبیات عامیانه در تحکیم بنیادهای معنایی و استدلالی ادبیات رسمی می پردازد.
    کلیدواژگان: فرهنگ و ادبیات عامیانه، حکایت، مثل ها، ضرب المثل، استدلال
  • سید حمیدرضا رئوف، مهدی حسن زاده صفحه 23
    تعامل انسان با طبیعت، بخش عمده زیست انسانی است که به دلیل آسیب های جدی در این حوزه، نیازمند تجدیدنظر و ارائه رویکردهای موثری است که این تعامل را به شکلی پایدارتر و معنادار ترمیم کند. یکی از این رویکرد های موثر، نگرش عرفانی مولاناست که بر جایگاه ویژه انسان در عالم و پیوند با آن تاکید دارد. این مقاله با بررسی مبانی پیوند انسان با طبیعت در جهان بینی مولانا، به ترسیم الگویی پرداخته است که بر اساس آن، انسان باید طبیعت را در باطن، همانند خود تجلی اسما و صفات گوناگون الهی دانسته و در مقام خلیفه الهی، نگهبان آن باشد. علاوه بر آن، عملکردهای انسانی در عالم، بازخوردهای اجتناب ناپذیری را بر وی تحمیل خواهد نمود و انسان باید تلاش کند تا در حوزه عکس العمل، بازخوردهای منفی را از بین ببرد. در نتیجه با درک درست جایگاه ویژه انسان و شناخت ویژگی های انسان و طبیعت، چگونگی ارتباط همدلانه وی با طبیعت از دیدگاه مولانا آشکار می گردد.
    کلیدواژگان: مولانا، آفرینش انسان، تعلیم اسما، امانت و خلیفه اللهی
  • عبدالله حسن زاده میرعلی، احمد خاتمی، سیده زهره نصیری سلوش صفحه 45
    در نزد جامعه شناسان ادبیات، آفرینش های ادبی امری فردی نیست، بلکه بیشتر اجتماعی است. از آنجا که اجتماع، نقشی اساسی در شکل گیری ویژگی های فردی دارد و سبک آفریننده نیز جدای از ویژگی های شخصی او نیست، می توان گفت در آفرینش هر اثر، مهم ترین نقش را اجتماع دارد. بینش اجتماعی نویسنده و موضع گیری او در برابر وقایع مختلف تا حدی زیاد تحت تاثیر پایگاه اجتماعی و خاستگاه طبقاتی او شکل می گیرد. بنابراین می توان سبک هر شاعر یا نویسنده را با توجه به طبقه اجتماعی او تجزیه و تحلیل کرد. این مقاله، ضمن بیان مقدمه ای درباره چگونگی ارتباط طبقات اجتماعی شاعران با جهان بینی آنان بر اساس نظریه طبقات اجتماعی «گلدمن»، نگاهی گذرا به پایگاه طبقاتی «ایرج میرزا» و «فرخی یزدی» دارد و سپس عمده ترین تفاوت های سبکی آن دو را با یکدیگر مقایسه می کند. نتیجه پژوهش حکایت از آن دارد که دیدگاه های آن دو در حوزه های نقد سنت های دینی و نقد اجتماعی، آزادی، وطن پرستی، استعمارستیزی، استبدادستیزی، دعوت به مبارزه و تجمل گرایی با یکدیگر متفاوت است.
    کلیدواژگان: ادبیات مشروطه، جامعه شناسی شعر، طبقات اجتماعی، فرخی یزدی و ایرج میرزا
  • سید قادر لاهوتی، سید جعفر حمیدی صفحه 69
    وضعیت ادبی استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل دوری از مرکز و محرومیت های اقتصادی و محدودیت های سیاسی و اجتماعی تاکنون آنچنان که شایسته است، بررسی و تحلیل نشده است. در این مقاله تلاش شده تا ابتدا وضعیت سیاسی و اجتماعی این استان از عصر صفویه تاکنون معرفی شود، سپس تاریخ ادبی این بخش از ایران بررسی گردد. از این رهگذر، زندگی برخی از شاعران مطرح متقدم و متاخر در این مقطع زمانی و موقعیت مکانی بررسی شد. در این میان دو شاعر در دو دوره متفاوت به لحاظ شهرت و تاثیرگذاری توانسته اند خود را فراتر از دیگران معرفی کنند. اولی «میرزا شوقی»، شاعر عهد ناصری است که به دلیل پرداختن به مضامین مورد توجه مردم، مانند واقعه کربلا و مدح حضرت رسول(ص)، ائمه هدی(ع) و همچنین سرودن اشعار خود به گویش مردم کهگیلویه و بهبهان، توانست حضور خود را در اذهان مردم این سامان تا نسل های بعد تضمین کند. در میان معاصران نیز حسین پناهی توانست در سطح ملی خود را مطرح کند. «حسین پناهی» که بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون نیز بود، توانست ضمن انتشار اشعار، خود را در میان مخاطبان داخل و خارج کشور نیز مطرح کند.
    کلیدواژگان: ادبیات شفاهی، شعر لری، کهگیلویه و بویراحمد، حسین پناهی و میرزا شوقی
  • محمود براتی خوانساری، زهرا حسینی سجزیی صفحه 97
    طنز گونه ای از ادبیات غنایی است که به قصد اصلاح نابسامانی ها، معایب و نقایص جامعه خویش را به تصویر می کشد و مورد انتقاد قرار می دهد. از این جهت است که موثرترین نوع نقد محسوب می شود. این شیوه بیانی، حاصل غرض ورزی و کینه توزی شخصی نیست، بلکه نگاهی انتقادی به نارسایی های گوناگون جامعه است که با زبانی خاص همراه با خنده ناشی از رنج و ناراحتی بیان می گردد. طنز امروزه کارکردی موسع یافته و در قدیم با هجو و هزل و تمسخر هم پوشانی داشته است. «ابوالقاسم پاینده» و «جلال آل احمد» از نویسندگان منتقد و طنزپرداز معاصر فارسی هستند که آثار داستانی خویش را با گفتاری طنزآمیز آمیخته و به این طریق از کاستی ها و زشتی های جامعه عصر خویش پرده برداشته و در پی بیداری مردم و اصلاح امور بوده-اند علیرغم هدف مشترک و بهره برداری از ابزارها و شگردهای مشترک، به سبب تفاوت در خاستگاه و پایگاه اجتماعی و رویکرد، محصول کارشان متفاوت است. هدف از مقایسه این دو نویسنده نشان دادن این تفاوت ها وشباهت هاست. هر دو نویسنده به لحاظ زبانی و تاریخی نزدیک به هم هستند، ولی ابوالقاسم پاینده به نقد اجتماعی - فرهنگی نظر دارد و جلال آل احمد به نقد سیاسی - اجتماعی. هر دو نویسنده از شگردهایی همچون تشبی هات، کنایه ها و تعابیر عامیانه، واژه سازی های غریب و جز آن بهره برده اند، اما تشبی هات طنزآمیز در آثار ابوالقاسم پاینده بسامد بیشتری دارد؛ در حالی که در آثار جلال آل احمد کنایات و تعابیر عامیانه از بسامد بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: ادبیات داستانی طنز، هجو، هزل، ابوالقاسم پاینده و جلال آل احمد
  • شیوا پورنداف حقی، رضا اشرف زاده، علی تسلیمی، عباس خائفی صفحه 127
    زاویه دید، دریچه ای است که نویسنده می خواهد خواننده از همان دریچه به داستانش بنگرد. زاویه دید در داستان کوتاه به دلیل حجم کم آن، اهمیتی فراوان دارد. «نجدی»، داستان نویس مدرن و توانمند، جایگاهی ویژه در داستان کوتاه معاصر دارد. او به فرم و ساخت داستان بیشتر توجه دارد و در به کارگیری زاویه دید شگرد و مهارت خاصی دارد، به طوری که با هر زاویه دید و چرخش آن به معنا آفرینی جدید و صورتی نو در داستان می پردازد. در این مقاله ابتدا زاویه دید و انواع آن معرفی می شود. سپس به عنوان نمونه زوایه دید، سه داستان «استخری پر از کابوس»، «روز اسب ریزی» و «دوباره از همان خیابان ها» از دو مجموعه آثار نجدی که زاویه دید در آنها نقش برجسته و تاثیرگذاری در ساختار و رسیدن به هدف و معنا و مفهوم دارد، تحلیل و بررسی می شود. نجدی در داستان اول، زاویه دید سوم شخص نامحدود سنتی را به مدرن تبدیل نموده است. در داستان دوم، نویسنده با چرخش های متناوب، زاویه دید اول و دوم شخص دو دنیای متفاوت را در یک دنیای کلی نشان می دهد. در داستان سوم با چرخش زاویه دید سوم شخص به اول شخص و به سبب زنده شدن شخصیت داستان و اعتراضش به نویسنده، نظریه «مرگ مولف و عدم قطعیت» وجود دارد. در مجموع زاویه دید در هر سه داستان دچار دگرگونی شده است و باعث آشنایی زدایی می شود که کاری فرمالیستی است و محتوا در آنها ارزش دست دوم دارد. این مقاله به بررسی همین دگرگونی های ساختاری در سه داستان یادشده می پردازد.
    کلیدواژگان: زاویه دید، داستان کوتاه، بیژن نجدی، راوی و روایت
  • زینب صابر، نادر شایگان فر صفحه 153
    در مقاله حاضر، تاثیرپذیری رمان «طوبا و معنای شب» اثر «شهرنوش پارسی پور» از رمان «صد سال تنهایی» اثر «گابریل گارسیا مارکز» با نگاهی تطبیقی- انتقادی مورد تامل قرار می گیرد. مواجهه و جدال میان سنت و مدرنیته را می توان یکی از مهم ترین درون مایه های مشترک بین این دو رمان دانست. این نوشتار می کوشد تا چگونگی رابطه گفتمانی و بینامتنی این دو رمان را از طریق خوانشی محتوایی و با تاکید بر درون مایه های مشترک این دو اثر نمایان سازد. همچنین سعی بر این است تا با تکیه بر صداها و همهمه های موجود در رمان، نحوه مواجهه این دو اثر با دنیای جدید را نشان دهد و تبیین نماید که مولفان این دو اثر، چگونه با درهم آمیزی واقعیت و توهم، جهان فیزیکی و متافیزیکی و مرگ و زندگی به گفت وگوی با دنیای مدرن پرداخته اند.
    در این مقاله پس از یک مطالعه تطبیقی، همچنین بر آنیم تا از منظری انتقادی به وجوه موجود در دو رمان، با توجه به دو گفتمان سنت و مدرنیته التفات کرده و نشان دهیم چگونه پارسی پور در روایت خود دچار گسست و دوپارگی شده است؛ به نحوی که «طوبا و معنای شب» هرگز به صلابت و پیچیدگی «صد سال تنهایی» نیست و به همین دلیل در به کار بردن عناصری چون طنز، باورپذیری شخصیت ها و همبستگی معنادار اتفاقات داستان، تاحدودی ناتوان است. همچنین شاهد آنیم که واکنش به بیگانگان در «صد سال تنهایی» به طور واضح انتقادی، اعتراضی و صریح است، در حالی که «طوبا و معنای شب» موضع گیری مغشوش، سردرگم و تاحدودی منفعلانه دارد.
    کلیدواژگان: صد سال تنهایی، طوبا و معنای شب، رئالیسم جادویی، سنت، مدرنیته و طنز
|
  • Narges Oskooei Page 1
    Official literature is full of poetic claims in different themes (eulogy, love, mysticism, libel, facetiousness, epic, exposition, glory, complaint and etc.). Although it seems that poetry and literature are not in need of analogy and affidavit and other ways of logical reasoning to prove the exaggerated literary claims, in fact the poets and a literary person usually benefit from methods similar to logical reasoning (claim, evidence, reasoning) like simile, allusion, and allegory (proverb, story and fable), proverbial method, discursive practices, and oath in order to express what they have in mind and to objectify the abstract concepts. Meanwhile, paying attention to “Folklore” plays an important role in strengthening and explaining the poet’s mental and intellectual principles in literary expression, and it acts like supporting evidence and the background for proving the claim in literary causal methods. This article analyzes the important role of folk literature and culture in consolidation of semantic and rational foundations of official literature.
    Keywords: Folk Literature, Culture, fables, examples, proverbs, reasoning
  • Seyyed Hamidreza Raoof, Mehdi Hassanzadeh Page 23
    Human interaction with nature is an important part of human life which due to the devastating effects of recent attitudes¡ needs to be seriously reviewed and to be provided with new approaches which can promote this interaction into a more sustainable and meaningful one. One of these effective approaches is Rumi''s mystical view that emphasizes the special position of man in the universe and its link to humanity. Studying the principles of human interaction with nature according to Rumi’s world view¡ this article presents a pattern based on which¡ humans should consider the nature as the manifestation of God’s various names and attributes¡ and as the Caliph and his trustee¡ they should be the guardian of the universe. Additionally¡ human actions will impose inevitable reactions on him¡ among which humans must try to remove the negative ones. As a result¡ according to Rumi¡ understanding the special position of human beings in the world and recognizing the characteristics of humans and the nature¡ the empathic connection between man and nature will be revealed.
    Keywords: Mawlana, Creation of man, training of names, trust, God's Caliph
  • Abdollah Hassanzadeh Mirali, Ahmad Khatami, Seyyedeh Zohereh Nasiri Soroosh Page 45
    From sociology of literature point of view¡ literary creation is not a personal matter¡ but rather a social one. Since the society plays a fundamental role in formation of individual characteristics¡ and the style is not separated from writers’ characteristics¡ we can say that in creation of any literary work¡ society has the most significant role. The writer’s social insight and his position against different events are remarkably affected by social status and social classes. Hence¡ we can analyze a writer’s literary style based on the social class he belongs to. Presenting an introduction on how writers’ world view is related to their social classes according to Goldman ’s theory of social classes¡ this paper also has a glance at IrajMirza and Farokhi Yazdi''s social status. Then¡ the major stylistic differences between them will be compared. The findings show that the aforementioned writers’ outlooks are different in some domains such as social/religious criticism¡ freedom¡ patriotism¡ anti-colonialism¡ anti-authoritarianism¡ defiance and tendency to luxury.
    Keywords: Mashrooteh literature, sociology of poem, social classes, Farokhi Yazdi, Iraj Mirza
  • Seyyed Ghader Lahooti, Seyyed Jafar Hamidi Page 69
    Due to being away far from the capital of Iran as well as its economic deprivation and sociopolitical limitations¡ the literary status of Kohgilooye and Boyer Ahmad has not yet been analyzed in a proper way. This article¡ first introduces the social and political status of this province since Safavid era. Then¡ the literary history of this part of Iran will be studied. In doing so¡ biography of some of the late and recent famous poets have been studied in this location and during this time section. Among them¡ two poets from two different eras seem to be more famous and influential comparing to the others.The first poet is Mirza Showghy from Naseri era. Through expressing publicly accepted religious concepts including the event of Karbala¡ praising the holy prophet of Islam and the leading Imams as well as writing his poems in the dialect of Kohgilooye and Behbahan¡ he could perpetuate his influence on the people’s minds of that era¡ as well as the next generations. Amongst the contemporary poets¡ Hossein Panahi has been recognized as a national figure. He was a cinema¡ theatre¡ and TV actor and director. By publishing his poems¡ he could be recognized by different audiences inside and outside of Iran.
    Keywords: oral literature, local literature, poetry, poets, Kohgilooye, Boyer Ahmad
  • Mahmood Barati Khansari, Zahra Hosseini Sajzy Page 97
    Irony is a type of lyric which aims at modifying the disorganizations by picturing and criticizing the disadvantages and deficits of the society. In this regard¡ they can be considered as the most effective type of criticism. This method of expressing is not the result of prejudice or hatred¡ but it is a critical review on various disadvantages in the society which is mentioned in a special kind of language accompanied by laughter resulted from sorrow and sadness. Irony has an extended application nowadays while in the past it overlapped libel¡ facetiousness¡ and ridicule. “Abolghasem Payandeh” and “Jalal Al-e-Ahmad” are two contemporary writers¡ and critics who have satirical style. Through using satire in their stories they reveal the shortcomings and vices of the society aiming at awakening people and repairing the situation. Although they both had the same goal and they both used the same tools and ploys¡ due to the difference in the origin¡ social status¡ and approaches the employed¡ the product of their efforts are different. The aim of comparing these two writers is to show these similarities and differences. Although regarding time and language they are close to each other¡ Abolghasem Payandeh’s criticism is more socio-cultural¡ and Jalal Al-e-Ahmad’s is more socio-political. They both employed techniques like similes¡ irony¡ folk interpretation¡ strange word formation¡ etc¡ but satirical similes are more frequent in Abolghasem Payandeh’s works¡ while in Jalal Al-e-Ahmad’s works Irony and folk interpretation are more frequent.
    Keywords: fiction, irony, satire, libel, Abolghasem Payandeh, Jalal Al e Ahmad
  • Shiva Poornaddaf Haghi, Reza Ashrafzadeh, Ali Taslimi, Abbas Khaefi Page 127
    The point of view is like a window through which the author wants the reader to look at the story. In short stories because of the size of the book¡ the point of view is very important. “Najdi” who is a modern and outstanding story writer¡ has a special position in contemporary short story. He pays attention to the form and structure of the story more than the content. He make use of “point of view” skillfully in a way that by altering the point of view ¡ he creates a new meaning and form in the story. In this paper¡ after introducing “point of view” and its different types¡ the point of view in three stories “A Pool Full of Nightmare”¡ “The Day of Horseshed”¡ and “Again from the Same Street” are studied. In the «A Pool Full of Nightmare» ¡ the point of view is the third person with a change from traditional to a modern one. In «The Day of Horseshed”¡by shifting between first and second person point of view¡ two different worlds are represented in the same general world. In the» Again from the Same Streets«¡ the story is begun with the third person point of view¡ but turns into the first person and due to the objection of the main character of the story to the writer¡ the theory of the “death of the author and uncertainty” is presented. Generally the point of view in the three stories has undergone changes that cause de-familiarization which is related to the formalist view where the content is less importance.
    Keywords: the point of view, Bizhan Najdi, short story, narrator
  • Zeynab Saber, Nader Shayegan Far Page 153
    In this paper¡ the influence of One Hundred Years of Solitude by Gabriel García Márquez on Touba and the Meaning of Night by Shahrnush Parsipur is discussed through a comparative-critical approach. In these two novels¡ confrontation and conflict between tradition and modernity is one of the most significant themes. So¡ this paper tries to depict the discursive and inter-textual connection between the above mentioned novels based on their similar content and themes. It also aims at demonstrating the way these two work confront the modern world based on the voices in the novels¡ explaining how the authors of these two novels¡ had a dialogue with modern world through a fusion of reality and illusion¡ physical and metaphysical world; and death and life. After a comparative study¡ this paper aims at revealing different aspects in these two novels regarding the discourse of tradition and modernity¡ according to a critical approach. It will be revealed how Parsipur’s narration suffers from the lack of integrity and coherence¡ in a way that “Touba and the meaning of night” doesn’t have the same firmness and complexity of One Hundred Years of Solitude. As a result¡ it couldn’t make proper use of elements like irony¡ credibility of characters and significant correlation of the events. In One Hundred Years of Solitude¡ the reaction to the foreigners is evidently critical¡ explicit¡ and contradictory. While¡ in Touba and the Meaning of Night¡ this reaction is chaotic¡ confused and somehow passive.
    Keywords: One Hundred Years of Solitude, Touba, the Meaning of Night, Magic Realism, Tradition, Modernity, Irony