فهرست مطالب

آینه میراث - سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 58، بهار و تابستان 1395)
  • سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 58، بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/08/15
  • تعداد عناوین: 20
|
  • ا ا صفحه 5
  • حیدر قلی زاده، بهروز ایمانی صفحه 11
    مرآت عشاق رساله ای است در گزارش اصطلاحات صوفیان شامل یک مقدمه و دو مطلب. توجه عمده مولف به تاویل الفاظ استعاری است و از آنها با عنوان «اشارات خاص» یاد کرده است. مرآت عشاق با استفاده از نسخه های ناقص، و از مولفی ناشناخته، انتشار یافته است. در مقاله حاضر، نویسنده اثر با توجه به قرائن موجود و شناسایی نسخه ای کامل، کهن و معتبر از آن، معرفی شده است.
    کلیدواژگان: مرآت عشاق، ادریس بدلیسی، اصطلاحات صوفیان، الفاظ استعاری
  • گلپر نصری صفحه 31
    درع الصحه اثر محمدهاشم طبیب طهرانی (تالیف: 1094ق)، فارسی-نگاشته ای است با موضوع حجامت و فصد که سه تصحیح از آن موجود است: یکی متن مصحح میرهاشم محدث که پژوهشگاه علوم انسانی آن را در 1390ش منتشر کرده است، دیگری متنی به کوشش محمد مشتری و سینا چاووشی که نخست بار در فصلنامه پیام بهارستان (1391ش) و دیگرباره به سرمایه نشر سفیر اردهال (1392ش) چاپ شده است. سدیگر، تصحیحی به اهتمام حمیدالله افراسیابیان که دانشگاه شاهد، با همکاری انتشارات المعی در 1393ش به طبع رسانده است؛ چاپ سفیر اردهال، با لغزشهایی بیرون از شمار، به هیچ روی درخور نام تصحیح نیست. متن مصحح افراسیابیان در سنجش با چاپ محدث، تا حدی پیراسته تر است و حواشی مبسوط تری نیز دارد، اما باز هم چنان که باید منقح از کار درنیامده است. در این نقد، به دلایلی که از پی می آید، تصحیح محدث اساس قرار گرفته، اما به شماری از ضبطها و قرائتهای نادرست در دو چاپ دیگر هم اشاره رفته است.
    کلیدواژگان: درع الصحه، طبیب طهرانی، فصد و حجامت، نقد، تصحیح
  • سعید شفیعیون صفحه 57
    لطایف نامه فخری هروی از کهن ترین و البته معروف ترین ترجمه های یکی از تذکره های مهم قدیمی شعر فارسی، مجالس النفایس، است. از این ترجمه، حدود هشتاد سال پیش، دو چاپ صورت گرفته که بواسطه اتخاذ شیوه انتقادی تصحیح و اتکای بر تک نسخه و کم کوشی در تحقیق خالی از غلط و سقط نیستند. در این مقاله ابتدا بسیار گذرا، به وجوه اهمیت اصل کتاب مجالس النفایس و ترجمه های موجودش اشاره شده است. سپس دو ترجمه مجالس، یعنی لطایف نامه فخری و هشت بهشت، را با آن مقایسه کرده ایم و در این میان چند نسخه کهن لطایف نامه و یک نسخه خطی از مجالس النفایس را به همراه صورت چاپی اش مطمح نظر قرار داده ایم. همچنین عبارات مشترک مجالس النفایس و لطایف نامه و عرفات العاشقین را با هم مقایسه و بسیاری از اشتباهات و نواقص چاپ حکمت را اصلاح کرده ایم.
    کلیدواژگان: تذکره مجالس النفایس، لطایف نامه، نسخ خطی، عرفات العاشقین، تصحیح، اغلاط و نواقص چاپی
  • ایرج فرجی صفحه 85
    اطلاع شناسی دانشی نوپاست در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی (کتابداری و اطلاع رسانی سابق) از یک سو، و فلسفه اطلاعات از سوی دیگر. روش آن، با عنوان روش تحلیل اطلاع شناختی (رتا)، شامل مجموعه عملیاتی است در شش مرحله که می کوشد تا وضع کلی فضای یک شیء یا پدیده را از حیث اطلاع مندی مشخص سازد. این روش ظرفیت ها و قابلیت هایی دارد که در حوزه های مختلف دانش و از طریق مطالعات میان رشته ای نمایان می شوند و تصحیح متون، که مباحث نظری اش در ایران نسبت به مباحث عملی اش لاغرتر مانده است، یکی از حوزه هایی است که با «رتا» می توان به آن کمک کرد. در پژوهش حاضر نشان داده شده است که مصحح، از منظر اطلاع شناسی، ابتدا می کوشد تا خود متن را بشناسد. در گام دوم، بستر و فضایی را می شناسد که متن در آن پدید آمده و زیست کرده است. گام سوم فرآیند تصحیح شناخت وضع مطلوب است که مصحح قرار است به آن برسد. در گام چهارم، فاصله وضع موجود را با آن وضع مطلوب می سنجند. در گام پنجم، با شناخت موانع تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب، در رفع آن موانع می کوشند. در گام ششم مدت زمانی که باید برای تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب صرف شود، برآورد می گردد.
    کلیدواژگان: تصحیح متون، اطلاع شناسی، روش تحلیل اطلاع شناختی، نظریه در تصحیح متون، پارادایم های تصحیح متون
  • جلیل نظری صفحه 109
    در این نوشته، شرح اخیر شاهرخ موسویان بر نفثهالمصدور شهاب الدین محمد خرندزی زیدری، با شرح قبلی همین کتاب که امیرحسن یزدگردی آن را سامان داده، مقایسه شده و با شواهد مختلف نقاط ضعف و قوت هر کدام از این دو شرح مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. ثمره این مقایسه آن بوده است که در شرح آقای موسویان، نه تنها ابهامات موجود در کتاب نفثهالمصدور برطرف نشده، بلکه بر خلاف انتظار در رونویسی هایی که از متن نفثهالمصدور و شرح یزدگردی انجام گرفته، بی دقتی های بسیار موجب بروز افزایش و کاهش و اغلاط فراوان در عبارات متن شده و در شرح اثر نیز خطاهایی در اظهار نظرها صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: نفثهالمصدور، زیدری نسوی، شرح، شاهرخ موسویان، یزدگردی
  • مجید خسروی صفحه 131
    مهم ترین تحریر فارسی کتاب سندبادنامه از کاتبی خوش ذوق به نام محمد بن علی ظهیری سمرقندی است که در فاصله کوتاهی پس از ترجمه نصرالله منشی از کلیله ودمنه و به سبک و سیاق نثر آن نوشته شده است. اثرات نثر منشیانه و ترسلات دیوانی و درباری در این کتاب مشهود است. از سندبادنامه دو تصحیح علمی موجود است؛ یکی تصحیح احمد آتش در ترکیه و دیگری تصحیح کمال الدینی که در ایران منتشر شده است. با همه تلاش هایی که این دو نفر در راه تصحیح متن کرده اند، هنوز مواردی در این متن هست که احتیاج به بررسی بیشتر و دقیق تر دارد. نگارنده در این مقاله سعی می کند تا برای مواردی که در دو متن دچار تحریف و ابهام شده است، قرائت هایی پیشنهاد کند. این بررسی با توجه به نسخه بدل ها و شواهدی از درون و بیرون متن انجام گرفته است.
    کلیدواژگان: سندبادنامه، ظهیری سمرقندی، نقد و بررسی، تصحیح، تصحیف
  • سارا سعیدی، تقی پورنامداریان صفحه 153
    رشیدالدین وطواط از شاعران و نویسندگان قرن ششم هجری است که در دربار خوارزمشاهیان زیسته و غالب قصاید وی در مدح اتسز خوارزمشاه است. سعید نفیسی در سال 1339 دیوان رشیدالدین وطواط را تصحیح و منتشر نمود. کار نفیسی، که تا به امروز یگانه تصحیح موجود از دیوان وطواط محسوب می شود، مغتنم و ارزشمند است، اما به سبب دسترسی نداشتن مصحح به اقدم نسخ موجود از این دیوان و شتاب زدگی در جمع آوری و انتشار آن، خطاهایی در این دیوان وارد شده است. افزون بر این، دیوان وطواط تصحیح انتقادی نشده و مصحح اختلاف نسخ را ذکر نکرده است. در این مقاله کوشش شده تا بعضی از خطاهای راه یافته به این دیوان مشخص و صورت صحیح آن با تکیه بر شواهد و دلایل ارائه شود.
    کلیدواژگان: رشیدالدین وطواط، قصیده، تصحیح انتقادی، سعید نفیسی
  • سیداحمد پارسا صفحه 173
    هجو از فروع ادب غنایی است که به دلیل سیطره نقد اخلاقی تا کنون به شیوه بایسته مورد توجه واقع نشده است. این پژوهش به بررسی اصلی ترین ویژگی های سبکی هجویات سوزنی سمرقندی پرداخته و آنها را از نظر سطوح زبانی، ادبی و فکری بررسی کرده است. در این پژوهش از ذکر ابیاتی که در آن ها واژه های رکیک و ناخوشایند به کار رفته، خودداری شده است. روش پژوهش توصیفی = تحلیلی است و نتایج با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا به شیوه کتابخانه ای و سند کاوی بررسی شده اند.
    نتایج نشان می دهد که هجویات سوزنی بیشتر از نوع فردی، تعریض و غیرواقعی است و اشتباهات او در به کارگیری تلمیحات قرآنی نشان می دهد که وی از دانش عربی و علوم قرآنی بهره چندانی نداشته است. زبان وی عفیف نیست و به جای مقابله با هنر شاعری رقیب، به هجو صفات خلقی و خلقی او می پردازد.
    کلیدواژگان: ادب غنایی، شعر انتقادی، هجو، سبک شناسی، سوزنی سمرقندی
  • علیرضا شانظری صفحه 193
    شمس الدین محمد بن عبدالکریم طبسی، متخلص به شمس، از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است. از آن جا که نسخه ای مستقل از دیوان شمس در دست نیست، تا کنون، این دیوان به صورت کامل و منقح، تصحیح نشده است. در سال 1343 تقی بینش با استفاده از دو نسخه قدیمی و مقابله آنها با چند نسخه دیگر، تصحیحی از آن ارائه داد و مقدمه ای مفصل و ارزشمند، به همراه تعلیقاتی سودمند بدان افزود؛ اما با وجود تلاشهای انکارناپذیر مصحح، باز هم اشکالاتی به این دیوان راه یافته که بیشتر به دلیل پایبندی بیش از حد مصحح به نسخه اساس بوده است. در این مقاله، با استفاده از نسخه ای قدیمی و مقابله چند نسخه دیگر، گامی در جهت اصلاح این اشتباهات برداشته شده است.
    کلیدواژگان: شمس طبسی، تصحیح، تقی بینش، متن چاپی، تحریفات
  • رضا رستگاری صفحه 207
    تاریخ بیهقی از آثار ممتاز ادب فارسی و از منابع معتبر در قلمرو تاریخ ایران است. این کتاب به لحاظ محتوا و سبک نگارش اهمیت بسیاری دارد و به سبب همین اعتبار و اهمیت، همواره مورد توجه و قبول بوده و تا امروز بارها تصحیح و چاپ شده است. آخرین تصحیح این کتاب به کوشش محمدجعفر یاحقی و مهدی سیدی درسال 1388ش. انتشار یافته، اما به رغم دقت نظر مصححان، همچنان تعدادی از ضبط ها و تعلیقات این اثر محل تردید و تامل است. در این مقاله ضمن بررسی باقی مانده دفتر پنجم تاریخ بیهقی،برخی از کاستی های تصحیح دفتر اخیر و تعلیقات متن نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: تاریخ بیهقی، تصحیح متن، تعلیقات متن، نسخه بدل، ضبط درست
  • عاطفه زندی صفحه 233
    تاریخ الیمینی اثر ابونصر عتبی، ازجمله آثار تاریخی است که به سبب نثر عربی مصنوع و متکلف، تصحیف و تحریف بسیاری بدان راه یافته است. صدر الافاضل خوارزمی یکی از کهن ترین شارحان کتاب الیمینی، پاره ای از تحریفات و تصحیفات راه یافته به آن را در الیمنی باز نموده و نظرات اصلاحی خود را به دست داده است.
    در این مقاله، به طور عمده، به بررسی و تحلیل چند نمونه از تحریف ها و تصحیف هایی پرداخته می شود که صدرالافاضل در نسخه یا نسخه های در دسترس خود از کتاب الیمینی، نقل کرده است. در مواردی که شاهدی برای ترجیح نظر صدر الافاضل بر نظر دیگر شارحان و مصححان قبلی به دست نیامد، تنها به ذکر تفاوت ها بسنده شد.
    کلیدواژگان: الیمینی، تحریف، تصحیف، الیمنی، صدر الافاضل خوارزمی
  • محمد قمی، محمد جواد اسماعیلی صفحه 247
    حکمت صادقیه، از آثار مهم حکیم محمدصادق اردستانی است. تا کنون دو تصحیح از این اثر صورت گرفته است. هر دو مصحح، از نسخه های خطی معدود و ناقصی که فاقد بخش دوم این رساله است، استفاده، و در واقع گزیده ای از این اثر را تصحیح کرده اند. به علاوه، به نظر می رسد مصححان به شروح و تعلیقه های نوشته شده بر حکمت صادقیه مراجعه نکرده اند تا نکات نحوی و فلسفی لازم را در تصحیح خود ذکر کنند. در این مقاله ضمن نسخه شناسی حکمت صادقیه، بایسته های تصحیح انتقادی این اثر بیان می شود. برای این منظور، دو تصحیح مذکور، با نسخه های خطی نویافته و کامل تر، به صورت جداگانه، مقابله شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: ملامحمدصادق اردستانی، ملاحمزه گیلانی، حکمت صادقیه، قوی النفس، تصحیح
  • آسیه کازرونی، عطامحمد رادمنش صفحه 267
    قرن یازدهم هجری اوج شکوفایی فرهنگ نویسی فارسی در شبه قاره هند است. فرهنگ رشیدی، اثر عبدالرشید تتوی از فضلا و شعرای سند پاکستان، ظاهرا نخستین فرهنگ انتقادی فارسی است که در سال 1064 ق نوشته شده است. نویسنده، پس از دیباچه، با رعایت حروف تهجی اول و دوم، فرهنگ لغتی در بیست و پنج باب ترتیب داده است. منابع اصلی نویسنده فرهنگ جهانگیری و فرهنگ سروری بوده است. او با تلخیص فرهنگ های پیشین و اصلاح بدخوانی ها و نقد لغات و شواهد، طرحی نو در فرهنگ نویسی درانداخته است. رشیدی، پس از آوردن لغات، استعارات هر باب را ذکر کرده که البته شمار زیادی از آنها در زمره کنایات می گنجد. نویسندگان مقاله حاضر با بهره گرفتن از قدیم ترین نسخه فرهنگ رشیدی در ایران و با مقابله سه نسخه دیگر که تا کنون هیچ تصحیحی برپایه آن انجام نشده به بررسی این فرهنگ لغت پرداخته اند.
    کلیدواژگان: فرهنگ رشیدی، عبدالرشید تتوی، فرهنگ لغت، فرهنگ نویسی، نسخه خطی
  • محسن شریفی صحی صفحه 289
    بهره مندی از متون جنبی، چون فرهنگ ها، جنگ ها و سفینه های شعری در تصحیح، جمع آوری و ضبط صحیح اشعار، راه گشای مصحح است.
    یگانه چاپ اشعار قطران تبریزی به اهتمام حسین نخجوانی، دارای کاستی ها و اشکالاتی در ضبط و نقائصی در تعداد ابیات است. در این جستار نگارنده سعی دارد در حد توان خود گوشه ای از نقص های این چاپ را رفع، و در تکمیل دیوان قطران نقشی ایفا کند. از این رو با بهره گیری از برخی نسخ دست نویس کتابخانه های مجلس و ملی در قالب جنگ و دیوان اشعار، که در دسترس نخجوانی نبوده و نیز تذکره-هایی از قبیل مجمع الفصحا و فرهنگ لغات صحاح الفرس، جهانگیری، رشیدی و انجمن آرای ناصری، تعدادی از ضبط های ارجح ابیات را معرفی، و 80 بیت از اشعار نویافته قطران را ارائه نموده است.
    کلیدواژگان: قطران، نخجوانی، فرهنگ جهانگیری، رشیدی، انجمن آرای ناصری، مجمع الفصحا، نسخ دست نویس مجلس
  • هادی اکبرزاده، سید حسین فصیحی فریدنی صفحه 317
    تاکنون چندین شرح و گزارش از غزل های سعدی به چاپ رسیده است که از مهم ترین آنها می توان به شرح دیوان غزلیات استاد سخن سعدی شیرازی (خلیل خطیب رهبر)، گزیده غزلیات سعدی (حسن انوری)، شرح غزلهای سعدی (محمدرضا برزگر خالقی و تورج عقدایی) و غزلیات سعدی (فرح نیازکار) اشاره کرد.
    انتشارات سخن به تازگی گزیده ای از غزل های سعدی را به انتخاب محمدجعفر یاحقی، همراه با شرح و تعلیقات وی، ذیل عنوان بدین شیرین سخن گفتن، جزو مجموعه «از میراث ادب فارسی» منتشر کرده است. ماخذ این گزینش، تصحیح غلامحسین یوسفی از غزلیات سعدی بوده است. در این مقاله پس از معرفی کوتاه این اثر، شرح و تعلیقات آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و نویسندگان کوشیده اند با ارائه دلایل و شواهدی، نکاتی چند درباره لغزش های شارح ابیات بیان کنند و سپس، معنی و مفهوم روشن تری از ابیات به دست دهند.
    کلیدواژگان: سعدی، غزلیات، بدین شیرین سخن گفتن، نقد و بررسی، غلامحسین یوسفی، محمدجعفر یاحقی
  • حسین مهتدی، عبدالحسین فقهی صفحه 335
    فرهنگ خلاصه اللغات اثر ابن ابوالمحسن محمد مومن جنابذی متوفای قرن دهم، در دو فصل نگاشته شده است: فصل اول مشتمل بر کلمات عربی همراه با ترجمه فارسی آنها، و فصل دوم دربردارنده کلمات فارسی به همراه معانی فارسی آنهاست. مقاله حاضر به بررسی دقیق این لغت نامه از حیث زبان ها و لهجه های به کار رفته در آن می پردازد. زبان های مهمی که در خلاصه اللغات به کار رفته عبارتند از: عربی (با لهجه های شامی، یمنی، کوفی، بغدادی و مصری)؛ هندی؛ ترکی؛ رومی؛ و زبان های ایرانی شامل پهلوی، خوارزمی و پارسی قدیم. همچنین این مقاله به بررسی لهجه های شهرها و مناطق مختلف ایران که در این لغت نامه به کار رفته ، پرداخته است :شهرها و مناطقی چون آذربایجان، اصفهان، خراسان، کرمان، شیراز، همدان، مرو و ماوراءالنهر. در پایان مقاله به میزان تاثیرپذیری خلاصه اللغات از دیگر لغت نامه ها، و مشخصا از فرهنگ لغت تاج المصادر، اشاره شده است.
    کلیدواژگان: لغت نامه، خلاصه اللغات، جنابذی، زبان ها و لهجه ها، تاج المصادر
  • الیاس نورایی، محمد امین احمدپور صفحه 355
    چهل پنجاه سالی از دو چاپ دیوان انوری، یکی با ویرایش سعید نفیسی و دیگری با ویرایش مدرس رضوی، می گذرد. با پیدا شدن دستنویس های دیگری که در اختیار آن دو استاد فقید نبوده، پاره ای از کاستی ها و سهوهای دو ویرایش یاد شده آشکار شده است و بنابراین لازم می نماید که بر اساس نسخ معتبر تازه یاب، تصحیح مجددی از دیوان انوری صورت گیرد و ابیات مبهم و مشکل آن که تا کنون شرح نشده یا به نادرست شرح شده، توضیح داده شود. نگارندگان مقاله حاضر، می کوشند تا ضمن برشمردن اشکالات چاپ های نفیسی و مدرس رضوی و معرفی نسخ جدید، اجمالا روش خود را در تصحیح مجددی از دیوان انوری ارائه کنند.
    کلیدواژگان: انوری، دیوان اشعار، تصحیح، نسخه خطی، متون نظم قرن ششم
  • حسین آقاحسینی، زهرا امینی شلمزاری صفحه 373
    گلشن راز، اثر محمود شبستری، یکی از مهم ترین و موجزترین منظومه های عرفانی است. این مثنوی که نزدیک به هزار بیت در بحر هزج مسدس محذوف سروده شده، به سبب اهمیت بسیار و اختصار آن در ادبیات عرفانی، توجه شارحان را به خود جلب کرده و شروح بسیاری بر آن نوشته شده است؛ یکی از آنها شرح گلشن راز احمد بن موسی رشتی استادی، و از دانشوران قرن نهم و شاگرد شمس الدین مغربی بود. در این اثر که از نمونه های نثر ساده دوره تیموری است، تقریبا همه ابیات گلشن راز، به استثنای چند بیت، شرح شده است.
    پژوهش حاضر به بررسی و معرفی این شرح می پردازد و ویژگی های محتوایی و سبکی و نسخه های موجود آن را معرفی می کند. همچنین در این پژوهش، برخی از بیت های این شرح با شرح های لاهیجی و الهی اردبیلی مقایسه شده تا کاستی ها و مزیت های آن مشخص شود.
    کلیدواژگان: گلشن راز، شیخ محمود شبستری، احمد بن موسی رشتی استادی، محمد لاهیجی، الهی اردبیلی
  • حامد صدقی صفحه 395
|
  • Heydar Gholizadeh, Behrooz Imani Page 11
    The Mer’at-e Oshshaq is a treatise on the Sufi terminology in one introduction and two themes [matlab]. The author’s emphasis is on the exegesis of figurative terms, to which he refers as “specific implications”. The Mer’at-e Oshshaq has been published based on some incomplete manuscripts and attributed to an unknown writer. In the present article, on the basis of some existing clues and an old creditable complete manuscript newly discovered, the identity of the author of the treatise has been ascertained.
  • Golpar Nasri Page 31
    The Der’al-Sihhah (written in 1683 CE) by Mohammad-Hashem Tabib-e Tehrani, is a Persian work on the subject of phlebotomy and bloodletting of which three editions are available: one edited by Mir Hashem Mohaddes and published by the Pazhuhesh-gah-e Olum-e Ensani, in 2011; the second is a text that was edited by Mohammad Moshtari and Sina Chavushi and published first in the periodical Payam-e Baharestan(2012 CE.), and a second time with the financial support of the Safir-e Ardehal Publishers; the third edition was undertaken by Hamidollh Afrasiyabiyn that was published by the Shahed University in collaboration with the Alma’i publishers in 2014 CE.
    With the countless errors it suffers from, the Safir-e Ardehal edition is hardly worth the name of tashih (literally “correction”). In comparison with that of Mohaddes, Afrasiyabiyan’s edition is somewhat more polished up and furnished with more detailed glosses. Nonetheless, it has not turned out so refined as it should have.
    In this critique, for reasons that will follow, we set the Mohaddes edition as our basis and show a number of the incorrect recorded variants and readings in the other two editions.
  • Saeid Shafieioun Page 57
    The Latayef-nameh of Fakhri-e Heravi is one of the oldest and most noted translations of one of the ancient poets’memorials on Persian poetry, namely the Majales al-Nafayes. Of this translation two editions were made about eighty years ago, which, due to the kind of editing methodology and depending on one single manuscript as well as the editors’ insufficient efforts in the research process, neither of the two editions is void of any mistakes and lapses.
    In this article, first a passing glance is taken at the important aspects of the Majales al-Nafayes and its extant translations. Then, by comparing its two translations, the Latayef-nameh and the Hasht Behesht, with their Chaghatai original and with the Arafat al-Asheqin, text and contents of the original and its translations are examined and a good number of their errors and defects are corrected. In this study, several newly- found old manuscripts of the two translations and both the printed and manuscript texts of the Turkish original are drawn on.
  • Iraj Faraji Page 85
    Informology[ettela’shenasi] is a new science in the field of Information Science and “knowledge science”[danesh-shenasi] (the erstwhile librarianship and information science) on the one hand and in information philosophy on the other. Its method, designated ‘Method of Information Analysis” [ravesh-e tahlil-e ettela’ shenakhti, RTA], consists of a set of activities in six stages, which tries to determine the general mood of a thing or phenomenon from an information point of view [informativity].
  • Jalil Nazari Page 109
    In this article, Shahrokh Moosavian’s recent commentary on the Nafsat al-Masdoor by Shehab al-Din Mohammad Kharandazi Zeidari, has been compared with an earlier commentary prepared by the late Amir-Hoseyn Yazdgerdi and, by drawing on various examples, both the weak and strong points of the two commentaries have been critically examined. The conclusion from this comparison is that in Moosavian’s commentary not only have the ambiguities in the Nafsat al-Masdoor not been removed, but also, contrary to one’s expectation, numerous oversights have led to many unwarranted additions and omissions, as well as many mistakes in the text of the Nafsat al-Masdoor, and certain inaccuracies in Moosavian’s commentary.
  • Majid Khosravi Page 131
    The most important Persian version of the Sandbad-nameh, was written by a witty scribe named Mohammad-Ali b. Ali Zahiri of Samarqand, shortly after the translation by Nasrollah Monshi of the Kalileh va Demneh in the latter’ style and genre. The traces of very formal florid prose and stylized divani and court letters are clearly seen in this book. Two scholarly editions of the book are obtainable: one by Ahmad Atash produced in Turkey, and the other by Kamal al-Dini published in Iran. Despite all the efforts made by these two scholars in amending the Sandbad-nameh, there are still cases in it that call for greater and more meticulous examination.
    In this article, by considering certain manuscript variants and textual and external evidences, the writer makes an effort to propose new readings for those cases that have incurred distortions and ambiguities in both editions.
  • Sara Saeidi, Taghi Poornamdarian* Page 153
    Rashid al-Din Vatvat was a 12-century poet-writer at the Khwarazmshahid court, singing most of his panegyrics in praise of Atsez Khwarazmshah. In 1960 CE, Saeid Nafisi edited and published Vatvat’s Divan (collection of poetry). Although his edition, which has remained the sole amended version available of the poet’s Divan, is to be welcome, it is not free from certain errors and imperfections as the redactor had no access to the oldest manuscript of the Divan at the time and there seems to have been some rush in collecting and publishing the poet’s verses. Besides, Nafisi’s is not a critical edition and he has made no mention of the variations of the manuscripts used.
    In the present article, based on documented evidence and examples, attempts have been made to show the errors unjustifiably entered in the Divan, and put forward their correct versions.
  • Seyyed Ahmad Parsa Page 173
    Satire is one of the sub-categories of lyric literature, which due to the dominance of ethical criticism, has not as yet received proper attention. This study has addressed the most important stylistic characteristics of Suzani’s satires examining them at linguistic, literary and intellectual levels. However, attempts have been made to avoid mentioning verses in which obscene and repulsive expressions have been used. The research method adopted is descriptive-analytical, and the findings are examined by applying the technique of content analysis in the manner of library and document search.
    The results indicate that Suzani’s satires are mostly personal, indirectly sardonic and unrealistic. Further, his use of Qur’anic references demonstrates that his knowledge of Arabic and Qur’anic sciences was mediocre. His language is not polite and, instead of competing against his opponent’s poetic art, he chastises his physical and temperamental qualities.
  • Alireza Shanazari Page 193
    Shams al-Din Mohammad b. Abd al-Karim Tabasi, with the nom de plume, “Shams”, was one of the Persian poets in the latter half of the 12th c and the beginning of 13th c. As there exists no independent manuscript of his Divan, it has not yet been properly and fully amended.
    In 1964, by making use of two old manuscripts, and comparing them with several other manuscripts, Taqi Binesh presented an edition of the Divan with an extensive and valuable introduction along with some useful glosses. Nonetheless, despite the redactor’s indisputable endeavors, there have entered a number of inaccuracies into the Divan due to Binesh’s overdependence on his primary manuscript.
    In this article, by drawing on an old manuscript and comparing it with several other manuscripts, steps have been taken towards rectifying those inaccuracies.
  • Reza Rastgari Page 207
    The Tarikh-e Beyhaqi is amongst the exquisite works of Persian literature and one of the creditable sources on the history of Iran. In respect of form and content as well as its writing style, this book is of immense significance. Because of this same importance, the book has always been the focus of attention, enjoying widespread public reception; it has consequently been edited and printed many times, the latest being the edition undertaken by Mohammad-Ja’far Yahaqqi and Mehdi Sayyedi published in 2009. However, in spite of the editors’ great discernment, there still remain a number of manuscript variants and glosses that are of doubtful nature and require further consideration.
    In this article, besides examining the remaining part of the fifth part of the Tarikh-e Beyhaqi, some of the inadequacies of this part and expository notes on its text are pointed out.
  • Atefeh Zandi Page 233
    The Tarikh al-Yamini by Abu Nasr-e Otbi is a historical work that, due to its ornate and florid Arabic prose has been subject to very many distortions and misrepresentations. Sadr al-Afazel Khwarazmi. one of the earliest commentators of the Ketab al-Yamini, has revealed some of the corruptions and distortions penetrating the book and put forward his corrective views in his Al-Yomni.
    The present review mainly addresses a sample of such distortions and inaccuracies that Sadr al-Afazel has quoted from one or several manuscript copies of the Ketab al-Yamini available to him. In cases where no example supporting the preference of Sadr al-Afazel.s view over those of previous commentators and redactors was found, mention was limited to differences between those views only.
  • Mohammad Qomi, Mohammad-Javad Esmaeili Page 247
    The Hekmat-e Sadeqiyyehis one of the important works of Hakim Mohammad Sadeq-e Ardestani of which two editions have been made so far. Both editors have utilized a very limited number of imperfect manuscripts all with the second part of the work missing; they have in fact emended only a selection of Ardestani,s Hekmat. In addition, they do not seem to have consulted the commentaries and glossary written on this book so that they would add necessary grammatical and philosophical notes and glosses to their editions.
    In this article, while addressing the textology of the Hekmat-e Sadeqiyyeh, the requirements for a critical edition of this work are put forth. To this end, the two afore-mentioned editions are separately compared with newly discovered and more complete manuscripts and then evaluated.
  • Asiyeh Kazeroni, Ata-Mohammad Radmanesh Page 267
    The 17th century was the peak of the burgeoning of Persian lexicography in the Indian Sub-continent. The Farhang-e Rashidi, compiled by Abd al-Rashid Tatavi of the scholars and poets of Pakistan’s Sind, is apparently the first critical Persian dictionary written in 1064 H./ 1654 CE.
    After the Preface (Dibacheh), the author, following the first and second letters of the words, have provided a dictionary in twenty-five chapters (bab), his main sources being the Farhang-e Jahangiri and the Farhang-e Sorouri. By summarizing the previous dictionaries and amending their misreadings and critically assessing their words and citations, Tatavi has set a novel model in dictionary writing. After presenting the words, the author states the metaphorical expressions (este’arat ) of each chapter, most of which are, of course, to come under irony or sarcasm (kenayat).
    By benefiting from the oldest manuscript of Tatavi’s Farhang in Iran and collating it with three other manuscripts -not yet used in any other redaction-, the writers of the present review have attempted a study of this dictionary.
  • Mohsen Sharifi Sahi Page 289
    Benefiting by ancillary sources such as dictionaries, anthologies and other miscellanies, is helpful to the editor in collating, collecting and recording the correct versions of poems.
    The sole edition of Qatran-e Tabrizi’s poetry undertaken by Hoseyn Nakhjavani, suffers from deficiencies and problems with regard to recording the proper variants and number of the verses.
    In this study, the writer tries his best to eliminate some of the defects of Nakhjavani’s edition in the hope that he would play a part in enhancing the Divan. Therefore, by utilizing some of manuscript anthologies and divans at the Majles and National Libraries, not accessible to the late Nakhjavani at the time, and such poets’ memorials as the Majma’ -al-Fosaha and dictionaries such as Sehah al-Fors, Farhang-e Jahangiri, Farhang-e Rashidi, and Anjoman-aray-e Naseri, he presents a number of preferred variants of verses and introduces 88 distichs of Qatran’s newly found poetry.
  • Hadi Akbarzade, S. Hosein Fasihi Fereidani Page 317
    Up until now several commentaries and explanatory accounts have been made of Sa’di’s ghazals (lyrics) the most important of them being Sharh-e Ghazliyat-e ostad-e sokhan sa’di-e Shirazi, by Khalil Khatib Rahbar; Gozideh-ye ghazaliyat-e Sa’di, by Hasan Anvari; Sharh-e ghazalha-ye Sa’di, by Mohammad Reza Barzgar and Tooraj Aqdaei; and Ghazaliyat-e Sa’di, by Farah Niyazkar.
    The Sokhan Publishers has of late brought, in its “Of Persian literature heritage” series, an anthology of Sa’di’s ghazals selected by Mohammad Ja’far Yahaqqi together with notes and glosses, entitled Bedin shirin sokhan goftan (Singing [poetry] as sweet as this). The ghazals are taken from Gholam-Hoseyn Yusofi’s edition of Sa’di’s lyrics.
    In the present article, after giving a brief description of the book, its comments and glosses will be discussed. Based on evidence and textual proofs, attempts have been made to present remarks regarding the commentator’s lapses followed by clearer interpretation of the meanings of the verses in question.
  • Hossein Mohtadi, Abdolhossein Feghhi Page 335
    The dictionary Kholasat al-loghat, compiled by Ebn-e Abu al-Mohsen Mohammad Jonabadi (died in the 16th century) consists of two chapters. The first chapter includes Arabic words together with their Persian translation, and the second chapter comprises Persian words followed by their Arabic meanings.
    The present article makes a thorough study of this dictionary in respect of the languages and dialects used in it. The prominent languages appearing in this word list are: Arabic (with Shami, Yamani, Kufi, Baghdadi and Mesri [Egyptian] dialects); Indian; Turkish; Rumi [Latin!]; and the Iranian languages including Pahlavi, Khwarazmi, and the Ancient Persian. Besides, this article addresses the dialects of different cities and regions of Iran named in the dictionary: places such as Azerbaijan, Isfahan, Khorasan, Kerman, Shiraz, Hamadan, Marv and Transoxiana. In the end, reference is made to the degree of influence received by the Kholasat al-loghat from other word lists, especially from the Taj al-masader.
  • Elyas Nooraei, Mohammad-Amin Ahmadpoor Page 355
    Some forty to fifty years have passed since the publication of two editions of Anvari’s Divan, one by Saeid Nafisi and the other by Modarres Razavi. With the appearance of other manuscripts inaccessible to those two late scholars, some of the deficiencies and lapses of the two editions have come to light, thus making it necessary for Anvari’s Divan to be emended anew according to the newly found reliable manuscripts, and his ambiguous and obfuscate verses, not interpreted yet or interpreted incorrectly, be explained and expounded.
    The writers of this review endeavor to first enumerate the problems with the editions prepared by Nafisi and Modarres Razavi, and then introduce the newly found manuscripts, concluding with a brief presentation of their own techniques used in a fresh redaction of Anvari’s Divan.
  • Hossain Aghahosaini, Zahra Amini Shalamzari* Page 373
    The Golshan-e Raz is one of the most important and most concise mystical poems in Persian, composed by Sheikh Mahmud Shabastari in the mathnavi form and in the aruzi meter of hazaj-e mosaddas-e mahzuf. Thanks to its significance and succinctness, the Golshan-e Raz has drawn the interest of many scholars, resulting in a substantial number of commentaries on the book. One of them is the work of Ahmad b. Moosa Rashti-e Ostadi, a 15th- century scholar and a student of Shams al-Din Maghrebi. In this work, which represents one of the examples of free-flowing prose from the Timurid period, nearly all the couplets of the Golshan-e Raz, excepting a few, have been interpreted.
    This study addressed a brief introduction and examination of the commentary in question and presented the characteristics of its contents and style, giving also a description of its existing manuscripts. Also, some of the couplets in Ostadi’s commentary have been compared with those in Lahiji’s an Elahi Ardabili’s commentaries in order to demonstrate its merits and faults.