فهرست مطالب

نقد و نظر - سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 82، تابستان 1395)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 82، تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/27
  • تعداد عناوین: 6
|
  • میثم شادپور*، احمد واعظی صفحات 4-30
    مسئله زبان دینی از جنبه های مختلفی همچون جنبه معناشناسانه قابل بررسی است. مسئله اساسی درباره معناشناسی زبان دین آن است که آیا می توان و چگونه می توان زبان و مفاهیم به کاررفته درباره مخلوقات را به نحو معنادار، حقیقی، ایجابی و صادق درباره خداوند به کار برد؟ چگونه می توان اوصاف منتزع از مخلوقات امکانی و به طور عمده منطبق بر آنها را به خداوند نامتناهی واجب بسیط اسناد داد؟ در این نوشتار، با بررسی تطبیقی دیدگاه آکوئیناس و ابن سینا روشن می گردد که اگرچه اصل آنالوژی به عنوان راهکاری برای حل مسئله زبان دینی به آکوئیناس منسوب است، وی این دیدگاه را از ابن سینا وام گرفته است. آکوئیناس با استفاده از آنالوژی اسنادی درونی، چنین اوصافی را بر خداوند حمل می کند. البته وی از دیگر اقسام آنالوژی، از جمله آنالوژی استعاری نیز بهره می برد و برخی توصیف های متون دینی درباره خداوند را با استفاده از آن توضیح می دهد، درحالی که ابن سینا نیز با استفاده از کلی مشکک - که چیزی جز آنالوژی اسنادی درونی نیست - بر این مسئله غلبه می یابد. همچنین او با استفاده از زبان تمثیل که همان آنالوژی استعاری در اصلاح آکوئیناس است، توصیف های موجود در دین درباره خداوند و معاد را تبیین می کند. به نظر می رسد ابن سینا در تبیین مدعای خود، از قدمت و دقت بیشتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: زبان دینی، آنالوژی، مشکک، تمثیل، آکوئیناس، ابن سینا
  • حسین اترک، شبنم صفری صفحات 31-61
    یکی از موضوعات مهم فرا اخلاقی معناشناسی واژه «خوب» است. در این زمینه آرای مختلف شناختاری و غیرشناختاری وجود دارد. ناول اسمیت با تقسیم الفاظ بر اساس کارکردشان به سه گروه احساسی (A)، الزامی (G) و توصیفی (D) واژه خوب را نیز به عنوان یک واژه احساسی دارای کارکرد تحریک و ایجاد علاقه و هم به عنوان واژه الزامی به معنای شایسته انتخاب یا انجام دادن می داند. وی معتقد است معنای خوب چیزی جز کاربردهای مختلفی که این واژه دارد نیست و برای فهم معنای آن باید به زمینه ها و بستر کاربرد آن توجه کرد. او با تقسیم کاربردهای واژه «خوب» به دو بخش اصلی و فرعی، کاربرد «خوب» در زمینه انتخاب و توصیه را دو کاربرد اصلی و کاربردش برای ستایش و تحسین، ترغیب، ارزیابی، کارامدی، مهارت و توصیف را شش کاربرد فرعی این واژه می داند. ناول اسمیت معتقد است واژه «خوب» در کاربرد واحد می تواند دو یا چند کارکرد همزمان داشته باشد؛ برای مثال، جمله «عدالت خوب است» بنابر زمینه کاربردش می تواند برای بیان انتخاب عمل عدالت توسط فرد یا توصیه آن به دیگری یا بیان ستایش و تحسین این عمل یا ترغیب وتشویق دیگران برای انجام دادن آن و... به کار رود. بنابراین، به اعتقاد وی اشکال نظریه های اخلاقی پیشین در فروکاستن معنا و کاربرد واژه «خوب» در یک چیز است.
    کلیدواژگان: ناول اسمیت، معنا، خوب، توصیه، تحسین، شناختاری، غیرشناختاری
  • یاسر پوراسماعیل* صفحات 62-94
    ادراک حسی یکی از مهم ترین انواع حالات ذهنی است، زیرا در شکل گیری بسیاری از باورهای روزمره و اساسی ما، و در نتیجه در معرفت ما درباره جهان و حتی مهم تر اینکه در شکل گیری بسیاری از مفاهیم ما سهیم است. من در این مقاله به تفصیل درباره واقعیت های ادراک حسی که هر نظریه ای باید آنها را لحاظ کند می پردازم؛ واقعیت هایی همچون شفافیت، خطا و توهم حسی و نیز درباره مسائل ادراک حسی، به ویژه مسائل متافیزیکی و معرفت شناختی، که هر نظریه ای باید به آنها پاسخی درخور دهد بحث می کنم. به نظر می رسد که نظریه های مربوط به ادراک حسی یا تجربه ادراکی بخشی از واقعیت ها و مسائل مربوط به تجربه ادراکی را نادیده انگاشته اند و تنها به برخی از آنها توجه کرده اند. من در این نوشته می کوشم تا نشان دهم که نادیده گرفتن برخی از این واقعیت ها و مسائل از سوی نظریه های ادراک حسی بدان دلیل است که در خود این واقعیت ها و مسائل تنشی وجود دارد و در نتیجه نظریه های مختلف ناگزیرند که برای تبیین دسته ای از این واقعیت ها و مسائل اولویت قائل شوند.
    کلیدواژگان: ادراک حسی، تجربه ادراکی، خطای حسی، توهم حسی، شفافیت، تمایزناپذیری، پدیداری
  • مهدی فرمانیان، جعفر رحیمی صفحات 95-115
    ریشه یابی معنایی عبارت نوظهور «ولایت تکوینی» نزد متکلمان مکتب بغداد اهمیت فراوانی دارد و این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، اندیشه متکلمان بغداد را در مسئله «ولایت تکوینی» بررسی می کند. برخی از عالمان معاصر برای ولایت تکوینی شاخصه هایی مانند: خلق ایجادی کل یا بخشی از عالم توسط اولیا (علت فاعلی بودن اولیا برای عالم)؛ ابقای وجودی کل یا بخشی از نظام عالم توسط اولیا (اولیا علت ابقای عالم باشند)؛ تدبیر کل نظام عالم و یا بخشی از نظام عالم به توسط اولیا؛ وساطت آنان در همه فیوضات و یا وساطت در بخشی از فیوضات؛ اطاعت کل عالم از ولی و یا اطاعت بخشی از عالم از او؛ تحقق معجزه، خرق عادت و کرامت به دست اولیا را مطرح می کنند. از میان شاخصه های ولایت تکوینی، تنها شاخصه ای که در اندیشه متکلمان بغداد قابل رصد است، تحقق امور خارق العاده به دست ائمه: بوده و دیگر شاخصه ها از شئون ائمه محسوب نمی شده است. در این پژوهش نشان داده می شود که از متکلمان بغداد، یعنی شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و محقق کراجکی بسیاری از روایت های اعجاز ائمه را در آثارشان منعکس نکرده اند. آنان تصریح دارند که اعجاز و تصرف خارق العاده که گاهی به ائمه نسبت داده شده، فعل خداوند است که به دست انبیا و اوصیا انجام می دهد.
    کلیدواژگان: ولایت تکوینی، مکتب بغداد، ولایت، تصرف تکوینی
  • سیدمصطفی شهرآیینی، جلال پیکانی*، فریده لازمی صفحات 116-142
    بیشتر شک دکارت و هیوم دو قسم شک متفاوت و گاه متمایز تلقی می شود که اولی شک دستوری و دومی شک واقعی است. هرچند آرا و دیدگاه های دکارت و هیوم در مورد شک از یک منظر نشان گر این واقعیت است که شک هیوم نه تنها ادامه شک دکارتی نیست، بلکه دارای تفاوت های بنیادین هم به جهت صوری و هم به جهت محتوایی با آن است، اما از سوی دیگر، برخی عناصر دال بر غیرواقعی و غیرکامل بودن شک هیوم وجود دارد. به گونه ای که در این راستا جایز است شک هیوم را نیز همانند شک دکارتی دارای ویژگی دستوری بودن دانست.
    در این مقاله ما تلاش می کنیم با تمرکز بر مبحث شک در آثار هیوم و نیز اشاره ای کوتاه به شک دکارت، نقاط اشتراک و اختلاف این دو فلیسوف را در این زمینه بیان کنیم و مشخص سازیم که آیا قول رایج در مورد نسبت میان شکاکیت این دو فیلسوف درست است یا نه؟
    کلیدواژگان: شک، اهریمن بداندیش، انطباعات، تصورات، دکارت، هیوم
  • قاسم کاجی، رسول رضوی صفحات 143-166
    جریان اهل تقصیر بر گروهی از شیعه که در نیمه سده دوم و در کوفه فعالیت می کردند و با پیش آمدن شرایط اجتماعی و سیاسی از رجوع کامل به امام خودداری کردند اطلاق می شود. آنان که برخی اصحاب امام باقر و امام صادق8 نیز بودند، نگرشی متفاوت به مسئله امامت داشتند و به عنوان عقب ماندگان اعتقادی شیعه، قدرت امام برعلوم سماوی و عصمت امام را انکار می کردند. آنان پس از ظهور زیدیه با گرایش به این ائتلاف، با پذیرش نظریه امامت مفضول، در برخی از عقائد با آنان همسو شدند و بتریه را که یکی از بزرگ ترین جریان های تقصیر است تشکیل دادند. در بررسی احادیث و روایت های بتریه و مقصره و مقایسه بین آن دو، به نظر نمی رسد همه شخصیت های بتریه از منظر احادیث دارای گرایش های همگون بوده و یک حلقه نظام مند مرتبط با اندیشه تقصیر را تشکیل داده باشند؛ چون در میان بتریه افرادی مورد لعن امام قرار گرفته اند و تنها گروهی از دید امام توانایی شناخت و هدایت داشته اند.
    کلیدواژگان: بتریه، زیدیه، جریان تقصیر، امامت مفضول
|
  • Meysam Shadpoor *, Ahmad Vaezi Pages 4-30
    The issue of religious language can be investigated from various aspects, including the semantic. The fundamental issue on the semantics of the language of religion is this: “Can-and how can-the language and concepts used about creatures, be significantly and positively and truly used about God? How can attributes abstracted from finite creatures refer to God Who must be simple and infinite?” Aquinas uses the analogy of internal attribution, and such attributes -abstracted from finite creatures- apply to God. Of course, he uses other types of analogy, including metaphorical attribution, to explain some religious texts about God. But Avicenna also uses the general ambiguous idea which is not different from the analogy of internal attribution. Also, he explains the language of religion with using a metaphor that it is not other than metaphorical attribution. It seems that in explaining his own claims, Avicenna has more accuracy and precedence.
    Keywords: Religious Language, Analogy, Matter Of Degrees, Aquinas, Avicenna
  • Hossein Atrak, Shabnam Safari Pages 31-61
    One of the most important issues in metaethics is the meaning of "Good". There are different cognitive and non-cognitive theories regarding this issue. Nowell-Smith, the contemporary British philosopher, believes that the meaning of Good is not anything other than its uses in different contexts. "Good" is a genus and multi-functional word. We have to notice the different contexts of using "Good" to know its meanings. He divides the uses of "good" into two sections: 1) two main uses of "good" for choice and advice and 2) six other uses of it for praising and applauding, commanding, verdicts and appraisals, efficiency, skill and description. Dividing the words into (A), (G) and (D) words, Nowell-Smith believes that "Good" can be used as an emotional word for expressing interest and as an ought word for expressing an action being apt to do or choice. He criticizes other ethical theories because of reducing the functions of "good" to a single case. He believes that "good" has two functions at least in one of its uses. For example, the sentence of "Justice is good" could be used to advise justice to others or command it to them or praise it or encourage people to do that or other things.
    Keywords: Nowell, Smith, Good, Advice, Praise, Commend, Cognitive, Non, Cognitive
  • Yasser Pouresmaeil * Pages 62-94
    Perception is one of the most important types of mental states in that it plays an essential role in the formation of many of our ordinary and basic beliefs and hence our knowledge of the world, and perhaps more fundamentally, in the formation of many of our concepts. In this paper, I will elaborate the facts that any theory of perceptual experience should accommodate, such as transparency, illusion, and hallucination, as well as the problems that such theories should address, such as the metaphysical and epistemological problems. However, it seems that theories of perceptual experience have overlooked some of these facts and problems and limited themselves only to some of these. In this paper, I seek to show that this is because there is a tension within the facts and problems concerning perceptual experiences and this leads different theories to give priority to the explanation of a certain set of such facts and problems.
    Keywords: Perception, Perceptual Experience, Illusion, Hallucination, Transparency, Phenomenal Indistinguishability
  • Mahdi Farmanian, Jafar Rahimi Pages 95-115
    It is very significant to identify the origins of the neologism, “al-wilāyat al-takwīnīyya”, coined by the scholars of kalām in the School of Baghdad. In this paper, we will examine the view of the Scholars of Baghdad concerning the problem of wilāyat-i takwīnī with a descriptive-analytical method. Some contemporary scholars characterize wilāyat-i takwīnī with distinctive features such as: the creation of the whole or part of the world by Divine Saints (their being efficient causes of the world); sustenance of the whole or part of the world by Divine Saints (their being sustaining causes of the world); their managing the whole system of the world or part of it; their mediation in all or some divine grace; the obedience of the whole world or part of it from the Saint; the realization of miracles; and performing extraordinary actions. Of these features of wilāyat-i takwīnī, the only one that can be found in the view of the Scholars of Baghdad is the performance of extraordinary actions by the Shiite Imams (a), ignoring the rest. In this paper, we will show that some Scholars of Baghdad, such as al-Shaykh al-Mufīd, al-Sayyid al-Murtaḍā, al-Shaykh al-Ṭūsī, and al-Muḥaqqiq al-Karājakī, never cited the hadiths concerning the miracles of the Imams (a) in their work. They are explicit that miracles and extraordinary interventions in the world sometimes attributed to the Imams (a) are acts of God happening to the prophets and the Saints.
    Keywords: Wilāyat, I Takwīnī School Of Baghdad, Wilaya, Generative Intervention
  • Seyed Mostafa Shahraeini, Jalal Paykani *, Farideh Lazemi Pages 116-142
    Generally, Cartesian and Humean doubts are considered as two types of different and diverse doubts. The first one is imperative and the second one is real. Although Cartesian and Humean points of view about doubt from one perspective reflect the fact that, not only the Humean doubt is not in continuity with the Cartesian doubt, but it has fundamental differences with it in terms of forms and contents. On the other hand, there are some elements indicating that the Humean doubt is unreal and incomplete. So, in this regard, it is possible to see the Humean doubt as being the same as the Cartesian doubt that has an imperative characteristic. In this paper, we try to represent similarities and differences between these two philosophers about this topic by focusing on doubts in Hume’s works and we will briefly refer to the Cartesian doubt; and see whether the common idea about the relation between the skepticisms of these two philosophers is true or not.
    Keywords: Doubt, Devil Demon, Impressions, Imagery, Descartes, Hume
  • Ghasem Kaji, Rasoul Razavi Pages 143-166
    A group of Shi’as who were active in Kūfa in the middle of the second century (8th century) is called the people of Taqṣīr. They generally refrained from complete reliance on the Imams as a result of social and political conditions. They, some of whom were companions of Imam al-Bāqir and Imam al-Ṣādiq, had a special view about Imami issues. People of Taqṣīr are considered to be lagging in their beliefs among Shi’as, because they denied Imam’s knowledge about heavenly sciences and their infallibility. After Zaydīyya’s advert, they leaned towards them by accepting some of their beliefs, such as the theory of the leadership or imamate of inferior (or people of lower status). They formed one the biggest branches of Taqṣīr called Butrīyya. Investigating the traditions and hadiths about Butrīyya and the people of Taqṣīr and their comparison shows that not all the figures of Butrīyya had the same attitude, forming a systematic relation with the Taqṣīr thought. It is because there were some individuals among Butrīyya who were cursed by the Imams and some others who were considered by the Imams to be able to know the truth and be guided.
    Keywords: Butrīyya, Zaydīyya, People Of Taqṣīr, The Imamate Of The Inferior