فهرست مطالب

Crop Protection - Volume:5 Issue:4, 2016
  • Volume:5 Issue:4, 2016
  • تاریخ انتشار: 1395/08/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • امانی حمزه، احمد محمد، علی دربله صفحات 483-496
    در این پژوهش عمل درمان کننده معرف فنتون (H2O2)/Fe(2+))، ترکیب مشابه فنتون (H2O2)/Fe(3+)) و کمپلکس فنتون (H2O2)/Fe(3+)/oxalic acid) و هم چنین فاموکسادون + سیموکسانیل به صورت محلول پاشی علیه بیماری سفیدک دروغی خیار که توسط Pseudoperonospora cubensis (Berk. and Curtis) ایجاد می شود، در شرایط گلخانه در دو فصل زراعی مورد آزمایش قرار گرفت. هم چنین، اثر این تیمارها بر برخی خصوصیات بیوشیمیایی و رشدی گیاه خیار بررسی شد. به علاوه، سمیت محلول های فنتون روی موش ارزیابی شد. به طوری که تغییرات بیوشیمیایی و بافت شناسی کبد و کلیه موش های تیمار شده در مقایسه با شاهد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هر دو فصل زراعی، فاموکسادون + سیموکسانیل بهترین تیمار برعلیه سفیدک دروغی بود و بعد از آن معرف مشابه فنتون، معرف فنتون و کمپلکس فنتون قرار گرفتند. افزایش قابل توجهی در هر یک از شاخص های بیوشیمیایی گیاه خیار (کلروفیل، پراکسیداز و پلی فنل اکسیداز) و هم چنین در عملکرد خیارهای تیمار شده در مقایسه با شاهد تیمار نشده، مشاهده شد. تغییر قابل توجهی در کبد و کلیه موش های تیمار شده با محلول های فنتون مورد آزمایش در مقایسه با شاهد، مشاهده نشد. محلول های فنتون می تواند به عنوان ابزار موثر و بی خطر برای کنترل سفیدک دروغی خیار در شرایط گلخانه به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: سفیدک دروغی، قارچکش، فنتون، بیماری، سمیت، بافت شناسی بیماری
  • امیرمدرسی چهاردهی، فرشاد رخشنده رو، جواد مظفری، لیلا موسوی صفحات 497-506
    بیماری موزاییک احتمالا مهم ترین بیماری ویروسی در گل رز است. در این مطالعه، با به-کارگیری روش شیمی-گرمادرمانی سعی بر عاری سازی رز از ویروس موزاییک آرابیس (ArMV) و ویروس لکه حلقه ای بافت مرده ی هسته دارها (PNRSV) در مقایسه با کاربرد مجزای هر یک از دو روش یاد شده گردید. بدین منظور گیاهچه های آلوده به ویروس در محیط کشت MS محتوی ریباویرین به غلظت های 10، 20 و 30 میلی گرم بر میلی لیتر به مدت 20 و 40 روز به علاوه روش دمادرمانی به مدت 30 روز در دمای 38 درجه سلسیوس به مدت 16 ساعت و دمای 22 درجه سلسیوس به مدت 8 ساعت استفاده گردید. مجموع ویروس های رز (ArMV + PNRSV) به روش-های ذکر شده به طور موثری حذف گردیدند که توسط آزمون داس الیزا تایید شد. گرمادرمانی به-همراه شیمی درمانی (محتوی ریباویرین در غلظت 30 میلی گرم بر میلی لیتر در مدت زمان 30 روز) موثرترین نوع درمان و حذف ویروس از گیاهچه ها در طول دوره 4 هفته بود به طوری که باعث ویروس زدایی از گیاهان رز تک آلوده به ArMV وPNRSV و دوگانه آلوده به ArMV + PNRSV با کارآیی به ترتیب 33/63%، 09/90% و 18/85% گردیدند. جزییات کامل روش مورد آزمون به منظور حذف ویروس های مختلف ذکر گردیده است.
    کلیدواژگان: بیماری ویروسی موزاییک رز، حذف ویروس، شیمی درمانی، گرما رمانی، ریباویرین
  • محمود احمدی منصورآباد، اکبر کارگر بیده، محمد عبدالهی صفحات 507-517
    اثرات برخی عناصر کم‏مصرف (آهن، روی و سیلیس) و پرمصرف (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) بر روی نماتد ریشه گرهی، Meloidogyne incognita، و پارامترهای رشد خیار (Cucumis sativus cv. Negin) در دو آزمایش مستقل مورد بررسی قرار گرفت. هر یک از عناصر کم‏مصرف آهن، روی و سیلیس به میزان پنج میلی‏گرم در کیلوگرم خاک و به ترتیب به فرم سکوسترین آهن (Fe-EDDHA)، سولفات روی (ZnSO4) و سیلیکونات سدیم (Na2O3Si) مورد استفاده قرار گرفت. هم چنین نیتروژن در مقادیر 60، 120 و 180 میلی‏گرم در کیلوگرم، فسفر در مقادیر 25، 50 و 75 میلی‏گرم در کیلوگرم و پتاسیم در مقادیر 5/12، 25 و 5/37 میلی‏گرم در کیلوگرم خاک، به-ترتیب به فرم اوره، تریپل سوپرفسفات و سولفات پتاسیم مورد استفاده قرار گرفت. تعداد 8000 تخم و لارو سن دوی نماتد (دو عدد تخم و لارو سن دو در گرم خاک) به اطراف ریشه‏ها مایه‏زنی شد. پس از 60 روز، آنالیز داده‏ها نشان داد که تیمار سیلیس+آهن به طور معنی‏داری تعداد گال‏های نماتد را در گرم ریشه به ترتیب به میزان 55 و 42 درصد در دو آزمایش (اول و دوم) کاهش داد، ولی هیچ یک از این دو منجر به اثرات مثبت معنی‏دار بر روی افزایش عملکرد رقم مورد بررسی خیار نگردید. نتایج مربوط به عناصر پرمصرف نشان داد که تیمارهای N120P25K25 (120 میلی‏گرم در کیلوگرم نیتروژن، 25 میلی‏گرم در کیلوگرم فسفر و 25 میلی‏گرم در کیلوگرم پتاسیم) و N120P50K25 (120 میلی‏گرم در کیلوگرم نیتروژن، 50 میلی‏گرم در کیلوگرم فسفر و 25 میلی‏گرم در کیلوگرم پتاسیم) به ترتیب تعداد گال‏های نماتد را به میزان 96 و 81 درصد (در آزمایش سوم) و 79 و 70 درصد (در آزمایش چهارم) کاهش می‏دهند. این تیمارها پارامترهای رشد خیار از جمله وزن تر و خشک شاخساره، وزن تر ریشه و وزن میوه را نیز بهبود بخشیدند.
    کلیدواژگان: Meloidogyne incognita، عناصر کم مصرف، عناصر پرمصرف، خیار گلخانه ای
  • مهرداد احمدی، سعید محرمی پور صفحات 519-527
    به منظور بررسی امکان تلفیق پرتو و سموم گیاهی، اثرات تلفیقی اسانس گیاهی رزماری Rosmarinus officinalis با پرتو گاما بر میزان مرگ ومیر سوسک چهارنقطه ای حبوبات Callosobruchus maculatus مورد بررسی قرار گرفت. آزمایشات به صورتی طراحی گردید که در مرحله اول ابتدا حشرات در معرض اسانس قرار گرفته و سپس پرتو استفاده می گردد، در مرحله بعد حشرات از قبل پرتو دیده در معرض اسانس قرار داده شدند. مرگ ومیر حشرات 72 ساعت پس از پرتودهی مورد ارزیابی قرار گرفت. تلفیق اسانس رزماری با پرتو گاما میزان مرگ ومیر سوسک چهارنقطه ای حبوبات را در مقایسه با کاربرد مجزای هر کدام از آنها افزایش داد. در این آزمایشات زمانی که اسانس گیاهی با پرتو گاما تلفیق گردید، در میزان مرگ ومیر حشرات کامل 1-2 روزه سوسک چهارنقطه ای حبوبات اثر سینرژیستی ظاهر گردید. مشخص شد که روش پرتودهی حشرات اسانس داده شده از قبل، موثرتر از روش دیگر بود. نتایج نشان داد که هر روش کنترلی می تواند حساسیت آفت به تیمار دیگر را افزایش دهد. یافته های ما نشان می دهد که تلفیق پرتو گاما و اسانس گیاه رزماری دارای قابلیت استفاده در مدیریت تلفیقی آفات می باشد.
    کلیدواژگان: آفت کش گیاهی، سمیت تنفسی، گیاهان دارویی، حشرات آفت انباری، سینرژیسم
  • رویا تقی زاده، نیر محمدخانی صفحات 529-539
    در این بررسی عصاره های آبی و هیدروالکلی اندام های هوایی گیاهان زرشک، Berberis thunbergii و خارشتر،Alhagi maurorum جهت تعیین اثرات ضدتغذیه ای شپشه آرد، Tribolium castaneum (Herbst.) مورد بررسی قرار گرفت، که با اندازه گیری شاخص های تغذیه ای نظیر نرخ رشد نسبی، نرخ مصرف نسبی، کارایی تبدیل غذای خورده شده و شاخص بازدارندگی تغذیه برای ارزیابی اثر ضدتغذیه ای عصاره های گیاهی استفاده شد. تیمارها به روش دیسک آردی در دمای 1 ± 27درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 5 ± 60 درصد و تاریکی ارزیابی شدند. در این آزمایش 10 میکرولیتر از غلظت های (%2-25/0) عصاره هر دو گیاه به همراه شاهد به طور یکنواخت روی دیسک های آردی پخش شدند. پس از تبخیر حلال در هر تکرار 10 حشره کامل شپشه آرد قرار داده شد. پس از گذشت 72 ساعت از شروع آزمایش، شاخص های تغذیه محاسبه شدند. نتایج نشان داد که افزایش غلظت عصاره دو گیاه روی شاخص های تغذیه شپشه آرد به طور معنی داری موثر بوده است. هم چنین تفاوت بین عصاره ها و تیمارها معنی دار (P < 0.05)بود. در این پژوهش، عصاره خارشتر نرخ رشد نسبی، نرخ مصرف نسبی و کارایی تبدیل غذای خورده شده توسط شپشه آرد را به طور معنی دار بیش از عصاره زرشک کاهش داده است. به علاوه، عصاره های هیدروالکلی نرخ رشد نسبی، نرخ مصرف نسبی و کارایی تبدیل غذای خورده شده را به طور معنی دار بیش از عصاره های آبی کاهش داده است. با افزایش غلظت، شاخص بازدارندگی تغذیه هر دو گیاه به نحو چشم گیری افزایش یافت، که نشان دهنده اثر بازدارندگی تغذیه ای بالا روی شپشه آرد است. به طور کلی نتایج نشان داد که خاصیت ضدتغذیه ای عصاره خارشتر بسیار موثرتر از زرشک و عصاره هیدروالکلی بسیار موثرتر ازعصاره آبی است.
    کلیدواژگان: زرشک، خارشتر، عصاره گیاهان دارویی، شاخص های تغذیه ای
  • احلم بازیا، نورا عمری بن یوسف، محمد خراط صفحات 541-552
    گونه Botrytis faba یکی از بیمارگرهای قارچی مهم می باشد که به برگ ها و ساقه گیاه باقلا Vicia faba L. حمله می کند و خسارت زیادی را وارد می نماید. این تحقیق به منظور ارزیابی اثر چهار القاکننده شیمیایی (اسید سالیسیلیک، اسید سیتریک، اسید آسکوربیک و اسید اگزالیک) و یک قارچکش (کاربندازیم) بر B. faba در شرایط گلخانه و مزرعه انجام شد. در آزمایش های مزرعه ای و گلخانه ای انجام شده در طی دو سال، گیاهان تیمار شده با اسید سالیسیلیک در مقایسه با شاهد و تیمار قارچکش کاهش قابل توجهی در شدت بیماری روی برگ و ساقه نشان دادند. کاربرد اسید سالیسیلیک بسیار موثر بود و بیماری را بیش تر از کاربندازیم که حفاظت نسبی ایجاد می کند، کنترل نمود. بازدارندگی رشد قارچ در شرایط درون شیشه ای ارزیابی شد. اسید سالیسیلیک بهترین بازدارنده رشد (48%) قارچ شش روز بعد از نگه داری بود و اسید اگزالیک (39%)، اسید آسکوربیک (33%) و اسید سیتریک (10%) به ترتیب بعد از آن قرار گرفتند. افزایش چشم گیری در میزان فنل کل در برگ های سالم و آلوده گیاه باقلا تیمار شده با اسید سالیسیلیک، 12، 24، 48، 72، 96 و 120 ساعت پس از مایه زنی مشاهده شد. نتایج امیدبخش تحقیق حاضر در کنترل بیماری قارچی مخرب باقلا در تونس و مناطق دیگر، تاثیر مهمی در توسعه و تولید محصول خواهد داشت.
    کلیدواژگان: Botrytis faba، القاکننده های شیمیایی، فنل کل، Vicia faba
  • راکش پاندی، آجیت کومار چتورودی، رودال پراساد چادهاریکریش صفحات 553-563
    کرم میوه خوار بادمجان (Leucinodes orbonalis Guenee) زیان قابل توجهی به بادمجان وارد می کند. در پژوهش حاضر، عملیات کنترلی انجام شده توسط کشاورزان (راهبرد اول: استفاده مداوم از انواع حشره کش ها شامل سایپرمترین، مونوکروتوفوس، کلرپیریفوس و تریوزوفوس یک یا دو بار در هفته) با دو راهبرد مدیریت تلفیقی طی سال های 2010 تا 2012 مورد مقایسه قرار گرفت. راهبردهای مدیریت تلفیقی عبارت بودند از 1) راهبرد دوم: هرس هفتگی ساقه های مربوط به شاخه های آلوده به هنگام آلودگی به همراه نصب تله های فرمونی به تعداد 100 تله در هکتار (کپسول های فرمون هر 25 روز یک بار تعویض می شدند). 2) راهبرد سوم: هرس هفتگی ساقه های مربوط به شاخه های آلوده به هنگام آلودگی به همراه نصب تله ای فرمونی به تعداد 100 تله در هکتار (کپسول ای فرمون هر 25 روز یک بار تعویض می شدند) و به کارگیری NSKE چهار درصد و هیدروکلراید کارتاپ یک گرم بر لیتر در مواقع لزوم. کم ترین میزان خسارت به میوه (46/20 درصد) در راهبرد سوم مشاهده شد. با استفاده از این راهبرد مدیریت تلفیقی در مقایسه با استفاده تنها از آفت کش های شیمیایی، میزان خسارت به میوه به میزان 01/35 تا 18/36 درصد کاهش و میزان عملکرد محصول بین 87/22 تا 33/23 درصد افزایش یافت. به کارگیری راهبرد سوم باعث افزایش درآمد به میزان 22/1064 دلار در هکتار در ارقام دگرگشن و 35/1799 دلار در هکتار در ارقام هیبرید و هم چنین منجر به کاهش 10 تا 11 برابری در مصرف سموم شیمیایی شد. راهبرد برگزیده نه تنها منجر به کاهش هزینه های تولید محصول شد بلکه افزایش درآمد خالص در واحد سطح را نیز به دنبال داشت. این پژوهش ثابت کرد که برنامه مدیریت تلفیقی (راهبرد سوم) که از راهکارهای زراعی، مکانیکی و شیمیایی بهره می برد راهبرد مناسبی برای کنترل کرم
    میوه خوار بادمجان بوده و نسبت فایده به هزینه 65/3 به 27/4 را به دنبال داشت.
    کلیدواژگان: هیدروکلراید کارتاپ، میوه و ساقه خوار بادمجان، مدیریت تلفیقی، NSKE، تله فرمونی
  • محراب اسمعیلی، رامین حیدری صفحات 565-579
    پانزده گونه متعلق به جنس Ditylenchus براساس ویژگی های ریخت سنجی و ریخت شناسی شناسایی شدند. توصیف کامل، داده های ریخت سنجی، ترسیم ها و عکس های میکروسکوپ نوری برای سه گونه D. filimus، D. hexaglyphus و D. nanus به عنوان گزارش جدید برای فون نماتدهای ایران ارائه شده است. گونه Ditylenchus filimus دارای استایلت ظریف (8-7 میکرون)، چهار شیار جانبی، حباب میانی مری رشد یافته، ماهیچه ای با دریچه مشخص و دم مخروطی با دنباله ی بلند نخی است. گونه D. hexaglyphus درارای استایلت ظریف (8-5/6 میکرون)، شش شیار جانبی، حباب میانی مری ضعیف و بدون دریچه و دم مخروطی با انتهای گرد است. گونه D. nanus دارای استایلت ظریف (7-6 میکرون)، شش شیار جانبی، حباب میانی مری رشد یافته با دریچه مشخص و دم مخروطی با انتهای گرد است. هم چنین کلید شناسایی برای گونه های گزارش شده این جنس از ایران نیز ارائه شده است.
    کلیدواژگان: توصیف کامل، ریخت شناسی، Ditylenchus filimus، D. hegxaglyphus و D. nanus
  • سیدعلیرضا اسمعیل زاده حسینی، غلام خداکرمیان، محمد صالحی، آسوآنتا برتاچینی صفحات 581-590
    جاروک یکی از مهم ترین بیماری های یونجه در ایران است. به منظور بررسی ویژگی های فیتوپلاسماهای گروه آران ای ریبوزومی جاروک بادام زمینی (16SrII) همراه با این بیماری، طی
    سال های 1392 تا 94 گیاهان یونجه دارای علایم بیماری و بدون آن جمع آوری و در آزمون های پی سی آر مستقیم و دو مرحله ای با استفاده از جفت آغازگرهای P1/P7، R16mF2/R16mR2 و R16F2n/R16R2 مورد بررسی قرار گرفتند. محصول پی سی آر 8/1، 4/1 و 25/1 کیلو جفت باز حاصل از این آغازگرها فقط در نمونه های گیاهان دارای علایم تکثیر شد. آزمون چندشکلی طولی قطعات برشی محصول پی سی آر با جفت آغازگر R16F2n/R16R2 نشان داد که فیتوپلاسماهای همراه با بیماری جاروک یونجه اعضای زیر گروه هایD و C گروه 16SrII می باشند. آنالیز بلاست با استفاده از توالی های به دست آمده و میزان تشابه نوکلئوتیدی استرین های در دست مطالعه و استرین های گرفته شده از بانک جهانی ترادف ها نشان داد که فیتوپلاسماهای جاروک یونجه جمع-آوری شده از بافق، اردکان، بهاباد و هرات در استان یزد، نیک شهر در سیستان و بلوچستان، بم، زرند و جیرفت در استان کرمان، بوشهر در استان بوشهر، طبس در استان خراسان جنوبی، جوکار در استان همدان و زردنجان در استان اصفهان در زیر گروه D و استرین های چاهگیر در استان یزد و جویم در استان فارس در زیر گروه C قرار می گیرند. براساس این نتایج استرین های متعلق به زیرگروه D غالب می باشند. در اشکذر و ابرکوه در استان یزد تمامی مزارع یونجه به بیماری جاروک آلوده بودند. در اشکذر مزارع یونجه 3 ساله به دلیل میزان آلودگی بالا به بیماری جاروک شخم زده شدند.
    کلیدواژگان: فیتوپلاسما، زیر گروه آران ای ریبوزومی D و C، PCR، RFLP
|
  • Amany Hamza, Ahmed Mohamed, Aly Derbalah* Pages 483-496
    In this research, the curative action of Fenton reagent (H2O2)/Fe(2)), Fenton like reagent (H2O2)/Fe(3)), Fenton complex (H2O2)/Fe(3)/oxalic acid) and famoxadone cymoxanil as foliar applications were examined against downy mildew of cucumber caused by Pseudoperonospora cubensis (Berk. and Curtis) under greenhouse conditions during two successive growing seasons. Likewise, the impact of these treatments was also investigated on some biochemical and growth characters of cucumber plants. In addition the toxicity of Fenton solutions were assessed on rats as for biochemical and histological changes in liver and kidney of treated rats with respect to control. Results demonstrated that famoxadone cymoxanil was the best treatment against downy mildew followed by Fenton like reagent, Fenton reagent and Fenton complex, in both growing seasons. There was marked increase in each biochemical parameter of cucumber plants (chlorophyll, peroxidase and polyphenoloxidase) and also in cucumber yield under all treatments compared to untreated control. No noticeable alterations were observed in liver and kidney of rats treated with the tested Fenton solutions compared to control. Fenton solutions could be utilized as efficient and safe means to control downy mildew of cucumber in greenhouse conditions.
    Keywords: Downy mildew, fungicide, Fenton, disease, toxicity, histopathology
  • Amir Modarresi Chahardehi *, Farshad Rakhshandehroo, Javad Mozafari, Leila Mousavi Pages 497-506
    Mosaic is presumably the most commonly encountered viral disease in roses. We have developed chemo-thermotherapy for eliminating Arabis mosaic virus (ArMV) and Prunus necrotic ringspot virus (PNRSV) from rose plants. Chemotherapy and thermotherapy methods were also applied separately and their antiviral effect compared with the chemo-thermotherapy. In this procedure, infected explants were regenerated on MS medium containing ribavirin at concentrations of 10, 20 and 30 mg/l for 20 and 40 days, followed by a thermotherapy treatment for 30 days at 38 °C for 16 hours and 22 °C for 8 hours per day. The complex of rose viruses (ArMV and PNRSV) were effectively eradicated from regenerated rose plantlets as verified by double- antibody sandwich enzyme- linked immunosorbent assay (DAS-ELISA). Thermotherapy alongside with chemotherapy (containing 30 mg/l per one month) during the period of four weeks was the best treatment for plantlet regeneration and virus elimination. The virus elimination efficiency from ArMV, PNRSV and ArMV PNRSV infected plants were determined as 63.33%, 90.09% and 85.18%, respectively. A detailed procedure for elimination of mixed viruses is described.
    Keywords: Rose mosaic, virus elimination, chemotherapy, thermotherapy, ribavirin
  • Mahmoud Ahmadi Mansourabad *, Akbar Kargar Bideh, Mohammad Abdollahi Pages 507-517
    The effects of some micronutrients (iron, zinc and silicon) and macronutrients (nitrogen, phosphorus and potassium) were evaluated on the root-knot nematode, Meloidogyne incognita and plant growth parameters of cucumber (Cucumis sativus cv. Negin) in two independent trials. Each of iron, zinc and silicon micronutrients was used at 5 mg/kg of soil, as iron sequestrene (Fe-EDDHA), zinc sulfate (ZnSO4) and sodium siliconate (Na2O3Si), respectively. Furthermore, nitrogen at 60, 120 and 180 mg/kg, phosphorus at 25, 50 and 75 mg/kg and potassium at 12.5, 25 and 37.5 mg/kg of soil were used as urea, triple superphosphate and potassium sulfate, respectively. At four-leaf stage seedlings, 8000 nematode eggs and juveniles (2 egg and juveniles/gr soil) were added around the roots. After 60-days, data analysis indicated silicon iron, significantly reduced the number of galls/g of root by 55 and 42% compared to control, in the two experiments, respectively, but none of these treatments resulted in significant positive effects on the growth or yield of the studied cucumber cultivar. When macronutrients were evaluated, results showed that N120P25K25 (120 mg/kg of Nitrogen, 25 mg/kg of phosphorus and 25 mg/kg of potassium) and N120P50K25 (120 mg/kg of nitrogen, 50 mg/kg of phosphorus and 25 mg/kg of potassium) significantly reduced the number of galls by 96 and 81% (experiment 3) and 79 and 70% (experiment 4) when compared with control, respectively. These both treatments also improved cucumber growth parameters such as shoot dry and fresh weights, root fresh weight and fruit yield.
    Keywords: Control, Meloidogyne incognita, micronutrient, macronutrient, greenhouse cucumber
  • Mehrdad Ahmadi, Saeid Moharramipour Pages 519-527
    In order to examine possible integration between irradiation and botanical pesticides, combined effects of essential oil from Rosmarinus officinalis L. and gamma radiation were determined on mortality of Callosobruchus maculatus F. (Coleoptera: Bruchidae). Experiments were conducted by pretreatment with essential oil fumigation followed by irradiation and inversely, pretreatment with irradiation followed by essential oil fumigation. The mortality rate was assessed 72 h after last treatment. Integration of gamma radiation and R. officinalis oil enhanced the mortality of C. maculatus compared with control treatments of either irradiation or fumigation alone. Synergistic effects of mortality on 1-2 days old adults of C. maculatus were observed when exposed to combination of gamma radiation and essential oil. It was found that pretreatment with fumigation followed by irradiation was perfectly effective. The study showed that either of the pre- treatments could enhance the susceptibility of the pest to the other treatment. Our findings led to a conclusion that the combination of gamma radiation and R. officinalis oilfumigation has a potential for application in integrated management of C. maculatus.
    Keywords: Irradiation, fumigant toxicity, medicinal plants, Callosobruchus maculatus, synergism
  • Roya Taghizadeh*, Nayer Mohammadkhani Pages 529-539
    The aqueous and hydroalcoholic extracts from aerial parts of Berberis thunbergii L. and Alhagi maurorum Fisch. were tested against the red flour beetle, Tribolium castaneum (Herbst), for antifeedant activity, which was measured by nutritional indices parameters such as relative growth rate (RGR), relative consumption rate (RCR), efficiency of conversion of ingested food (ECI) and feeding deterrence index (FDI). Treatments were evaluated by the method of flour disc bioassay in the dark, at 27 ± 1 °C and 60 ± 5% RH. Aliquots of 10 µl of several concentrations from each extract (0.25-2.0%) and controls (solvents) were spread evenly on the flour discs. After evaporation of the solvent, 10 adult insects were introduced into each treatment. After 72 h, nutritional indices were calculated. Results indicated that nutritional indices varied significantly as extract concentrations increased. The difference between extracts and treatments was significant (P
    Keywords: Berberis thunbergii, Alhagi maurorum, medicinal plant extracts, nutritional indices
  • Ahlem Mbazia *, Noura Omri Ben Youssef, Mohamed Kharrat Pages 541-552
    Botrytis fabae is one of the most important fungal pathogens attacking the leaves and the stem of faba bean Viciafaba L. and causes severe yield losses. This study was carried out to evaluate the effect of four chemical inducers (salicylic, citric, ascorbic and oxalic acids) and one fungicide (Carbendazim) against B. fabae in field and glasshouse conditions. Under field conditions for two seasons and glasshouse experiments, plants treated with salicylic acid showed substantial and significant decrease in the disease severity on the leaves and the stem compared with the control and the fungicide. Salicylic acid was highly effective and controlled the disease better than Carbendazim which provided only partial protection. In vitro, the inhibition of fungal growth was investigated and showed that salicylic acid was the best inhibitor of fungal growth (48%) followed by oxalic (39%), ascorbic (33%) and citric (10%) acids 6 days after incubation. An important increase of total phenols was recorded in treatment by salicylic acid in the healthy and infected leaves of faba bean 12, 24, 48, 72, 96 and 120 hours after inoculation. These promising results on the control of the main fungal disease damaging faba bean in Tunisia and other regions will have an important impact on faba bean production.
    Keywords: Botrytis fabae, chemical inducers, total phenols, Vicia faba
  • Rakesh Pandey *, Ajit Chaturvedi, Rudal Chaudhary Pages 553-563
    Leucinodes orbonalis (Guenee) inflicts considerable damage on eggplant. In the present study farmers’ practice (Regime 1: Repeated use of different insecticides viz., Cypermethrin, Monocrotophos, Chlorpyriphos and Triazophos once or twice at weekly intervals) was compared with two IPM regimes, during 2010-12. The IPM regimes were: 1) Regime 2: weekly shoot clipping of infested twigs at the time of infestation along with installation of pheromone traps at 100/ha (lure was changed at 25 days intervals); and 2) Regime 3: weekly shoot clipping of infested twigs at the time of infestation along with installation of pheromone traps at 100/ha (lure was changed at 25 days interval) and need based application of NSKE at 4% and cartap hydrochloride at 1 g/l. The least fruit damage (20.46%) was observed in regime 3. With this IPM regime, the fruit damage was prevented by 35.01 to 36.18% and 22.87 to 23.33% additional yield was recorded over the regime relied upon only chemical pesticides. An additional income of USD $ 1064.22/ha was also obtained in open pollinated and USD $ 1799.35/ha in hybrid cultivars with a 10 to 11 times reduction of chemical sprayings in the regime 3. The selected regime not only reduced the total cost of crop production but also increased the net return per unit area. The IPM programme (regime 3) that consisted of cultural, mechanical and chemical components was proved to be an ideal management strategy against eggplant shoot and fruit borer along with a benefit: cost ratio of 3.65 to 4.27.
    Keywords: Cartap hydrochloride, eggplant shoot, fruit borer, IPM, NSKE, pheromone trap
  • Mehrab Esmaeili, Ramin Heydari * Pages 565-579
    Fifteen species of the genus Ditylenchus were recovered and identified from Kermanshah province, western Iran. Morphological and morphometric characters of three known species namely D. filimus, D. hexaglyphus and D. nanus, being new records for Iran’s nematode fauna, are given and discussed. Ditylenchus filimus is characterized by having a short stylet (7-8 µm), four lines in lateral fields, well-developed and valvate median bulb, and the typical female tail ending to a filamentous process. D. hexaglyphus, is characterized by having a short stylet (6.5-8.0 µm), six lines in lateral fields, not developed and non-valvate median bulb, and conoid tail with rounded tip. D. nanus, is characterised by having a short stylet (6-7 µm), six lines in lateral fields, median bulb well-developed and valvate, and tail conoid with finely rounded tip. A dichotomous key for identification of the species occurring in Iran is also provided.
    Keywords: Ditylenchus filimus, D. hexaglyphus, D. nanus, identification, morphology, taxonomy
  • Seyyed Alireza Esmailzadeh Hosseini, Gholam Khodakaramian *, Mohammad Salehi, Assunta Bertaccini Pages 581-590
    Alfalfa witches’ broom (AWB) is one of the most important alfalfa diseases in Iran. To characterize 16SrII group phytoplasmas associated with this disease, symptomatic and asymptomatic plants were collected during 2013-2015 and subjected to direct and nested polymerase chain reaction (PCR) using P1/P7, R16mF2/R16mR2 and R16F2n/R16R2. PCR amplicons of ~1.8, ~1.4 and ~1.25 kb respectively, were obtained only from all symptomatic plants. Restriction fragment length polymorphism (RFLP) analysis of R16F2n/R2 amplicons showed that the phytoplasma associated with AWB disease were members of 16SrII group subgroups 16SrII-D and -C. Blast analysis of these amplicon sequences and sequence homology of collected strains and strain sequences retrived from GenBank (AWB strains Chahgeer, Juyom and Bushehr) confirmed that AWB phytoplasmas collected from Bafg, Ardakan, Bahabad and Herat (Yazd province), Nikshahr (Sistan-Baluchestan), Bam, Zarand, Jiroft (Kerman province), Bushehr (Bushehr province), Tabas (South Khorasan province), Jowkar (Hamedan province) and Zardenjan (Esfahan province) cluster with phytoplasma strains enclosed in the 16SrII-D subgroup, while AWB strains from Chahgeer (Yazd province) and Juyom (Fars province) cluster with phytoplasma strains in the 16SrII-C subgroup. Based on these results the predominant strains of 16SrII phytoplasmas associated with AWB disease in Iran were classified in the 16SrII-D subgroup. In Ashkezar and Abarkouh in Yazd province entire alfalfa farm was infected with witches’ broom disease. In 3 year alfalfa stands in Ashkezar alfalfa farms were plowed due to high incidence of the disease.
    Keywords: Phytoplasma, 16SrII, C, D subgroups, PCR, RFLP