فهرست مطالب

پژوهش های بذر ایران - سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1395)
  • سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/11
  • تعداد عناوین: 14
|
  • مریم جانعلی زاده، احمد نظامی *، حمیدرضا خزاعی، حسن فیضی، مرتضی گلدانی صفحات 1-13
    پرایمینگ بذر توسط میدان های مغناطیسی (مگنتو پرایمینگ) به عنوان راهکاری اکولوژیک، موثر و ارزان قیمت برای بهبود خصوصیات جوانه زنی و سبز شدن گیاهان مطرح است. به منظور بررسی رفتار جوانه زنی کنجد تحت تاثیر میدان های مغناطیسی، آزمایشی در سال 1393 به صورت طرح کاملا تصادفی با 22 تیمار (عدم قرارگیری در معرض میدان مغناطیسی (شاهد) و 21 تیمار مگنتو پرایمینگ) و با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. بذرهای کنجد به صورت توده ای درون یک کیسه پلاستیکی نازک قرار گرفته و سپس توسط میدان های مغناطیسی با شدت (25، 50، 75 و 100 میلی تسلا) و زمان های قرارگیری مختلف (10، 20، 30، 60 و 120 دقیقه برای هر شدت) تیمار شدند. به منظور بررسی خصوصیات جوانه زنی کنجد تحت تاثیر میدان مغناطیسی دائم، از نوارهای مغناطیسی با قدرت 3 میلی تسلا در زیر هر پتری در طول مدت آزمایش استفاده شد. نتایج نشان داد که میدان های مغناطیسی اثر معنی داری بر درصد جوانه زنی نهایی نداشتند. پرایمینگ بذرها با میدان مغناطیسی با شدت 50 میلی تسلا به مدت 20 دقیقه منجر به افزایش سرعت جوانه زنی نسبت به تیمار شاهد شد اما کلیه سطوح تیمار 100 میلی تسلا منجر به کاهش سرعت جوانه زنی نسبت به تیمار شاهد شدند. در این آزمایش بیشترین طول ریشه چه، طول گیاهچه و نیز شاخص طولی بنیه گیاهچه متعلق به تیمار 75 میلی تسلا به مدت 60 دقیقه و بیشترین وزن خشک گیاهچه و شاخص وزنی بنیه گیاهچه متعلق به تیمار 100 میلی تسلا برای 20 دقیقه بود. درجه بندی تیمارها نشان داد که قرار گرفتن بذرها به مدت یک ساعت در معرض میدانی با شدت 75 میلی تسلا و نیز 10 دقیقه در معرض 25 میلی تسلا بهترین نتایج را به دنبال دارند.
    کلیدواژگان: ریشه چه، ساقه چه، سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه گیاهچه، مگنت پرایمینگ
  • محمد بهمنی، سونیا یوسفی، داود کرتولی نژاد * صفحات 15-26
    در این پژوهش، اثرات دزهای مختلف پرتو گاما بر فیزیولوژی و جوانه زنی بذر گیاه لگجی بررسی گردید. پرتودهی گاما با استفاده از کبالت 60 و با سرعت پرتوتابی 018/0 گری در ثانیه با 5 سطح اشعه گاما (0، 20، 40، 60، 100 گری) در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که پرتو دهی گاما، برخی خصوصیات جوانه زنی بذر را به طور معنی داری تحت تاثیر قرار می دهد. به طوری که دز 100 گری در مقایسه با سایر سطوح، درصد جوانه زنی را 2/43 درصد افزایش داد. میانگین زمان جوانه زنی در تیمارهای گاما نسبت به شاهد نیز 91/0 روز کاهش نشان داد. طول ساقه چه در تیمارهای گاما نسبت به شاهد افزایش 3/62 درصدی نشان داد؛ به طوری که وزن تر و خشک ساقه چه در دز 100 گری به ترتیب نسبت به شاهد 4/171 و 2/27 درصد افزایش داشت. وزن تر و خشک ریشه چه به ترتیب 9/417 و 668 درصد نسبت به شاهد افزایش داشتند. شاخص بنیه بذر نیز در دز 100 گری در مقایسه با شاهد 3/32 درصد افزایش داشت. در بین دزهای مورد بررسی، دز 100 گری گاما با مقادیر هر چند اندک، دارای بیشترین تاثیر بر جوانه زنی و فیزیولوژی بذر گیاه لگجی بود. این تحقیق آشکار ساخت که پرتودهی گاما تاثیر قابل توجهی بر ارتقاء اکثر صفات جوانه زنی بذور لگجی ندارد.
    کلیدواژگان: بنیه بذر، پرتو گاما، جوانه زنی، لگجی، وزن خشک ریشه چه
  • زینب تقی نژاد، مسعود دهداری *، امین میرشکاری، حسین زینلی صفحات 27-37
    گیاه دارویی زرشک، متعلق به تیره زرشک است. بذرهای گیاه زرشک دارای دوره خواب طولانی هستند؛ بنابراین، غلبه بر خواب و افزایش میزان جوانه زنی بذرها به روش های مختلف می تواند مفید واقع گردد. این مطالعه به صورت دو آزمایش جداگانه انجام گردید. در آزمایش اول، تاثیر سطوح مختلف اسید جیبرلیک در دمای 8 درجه سانتی گراد (0، 600 و 900 میلی گرم در لیتر) و دما (5، 10 و 25 درجه سانتی گراد به مدت 50 روز) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و در آزمایش دوم تاثیر غلظت های مختلف محیط کشت ام اس (ام اس کامل، یک دوم و یک چهارم) در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بر کشت جنین بذر چهار گونه زرشک بومی ایران (زرافشان، معمولی، راست خوشه و زالزالکی) بررسی شد. بر اساس نتایج حاصله در آزمایش اول، تیمار سرمادهی بذرها در مقایسه با تیمار اسید جیبرلیک، بیشترین اثر را در افزایش درصد جوانه زنی (88 درصد) بذرها نشان داد. در آزمایش دوم، بهترین ترکیب عناصر غذایی جهت کشت جنین، محیط کشت ام اس کامل بود. به گونه ای که در هر چهار گونه بعد از دو یا سه روز جوانه زنی 100 درصد مشاهده گردید. در مجموع بهترین روش برای جوانه زنی سریع زرشک، در همه گونه های مورد مطالعه استفاده از کشت جنین در محیط کشت ام اس کامل تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: جیبرلیک اسید، خواب بذر، گیاه دارویی، محیط کشت
  • شهرام نظری *، محمدعلی ابوطالبیان، فرید گل زردی صفحات 39-58
    پرایمینگ بذر یکی از روش های بسیار موثر در بهبود جوانه زنی و استقرار گیاهچه است. به منظور تعیین بهترین تیمارهای هیدروپرایمینگ و اسموپرایمینگ بر ویژگی های جوانه زنی بذر کلزا آزمایش های جداگانه ای در سال 1393 در آزمایشگاه فنآوری بذر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج انجام شد. آزمایش اول، هیدروپرایمینگ بذرهای سه رقم کلزا (اکاپی، زرفام و طلاییه) با بهره گیری از آب معمولی بود که در سطوح زمانی 0، 2، 6، 10، 14، 20 و 24 ساعت آبگیری انجام شد. آزمایش دوم شامل سه رقم کلزا، شش غلظت سولفات روی (0، 035/0، 1/0، 4/0، 1 و 4 گرم در لیتر) و طول دوره پرایمینگ در پنج سطح (0، 6، 10، 14 و 18 ساعت) بود. هر دو آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی و با چهار تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل رقم و مدت زمان هیدروپرایمینگ نشان داد که بیشترین درصد جوانه زنی در هر سه رقم اکاپی، زرفام و طلاییه به ترتیب با 99، 95 و 80 درصد در هیدروپرایم 10 ساعت مشاهده شد. همچنین در ارتباط با سرعت جوانه زنی، بهترین سرعت جوانه زنی مربوط به رقم طلاییه در هیدروپرایم 10 ساعت بود. بیشترین شاخص طولی بنیه بذر و شاخص وزنی بنیه بذر به ترتیب با 55/1050 و 56/4 در رقم اکاپی در سطح چهارم هیدروپرایم مشاهده شد. اثرات متقابل رقم، غلظت سولفات روی و مدت زمان اسموپرایمینگ بر کلیه صفات مورد بررسی بجز وزن خشک ساقه چه و شاخص وزنی بنیه بذر، اثر معنی دار نداشت. نتایج مقایسه میانگین اثرات متقابل سه گانه نشان داد که بیشترین وزن خشک ساقه چه با 11/0، 057/0 و 055/0 گرم و همچنین شاخص وزنی بنیه بذر به ترتیب در ارقام اکاپی، زرفام و طلاییه در غلظت 035/0 گرم در لیتر سولفات روی و در مدت زمان 10 ساعت مشاهده شد. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد هیدروپرایمینگ و پرایم با سولفات روی موجب بهبود کارکرد بذر کلزا می شود.
    کلیدواژگان: درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، شاخص وزنی بنیه بذر، وزن خشک ساقه چه
  • محسن آذرنیا، عباس بیابانی *، حمیدرضا عیسوند، ابراهیم غلامعلی پور علمداری، سعید صفی خانی صفحات 59-73
    پرایمینگ بذر به عنوان یک راهکار مهم جهت افزایش سرعت و درصد جوانه زنی، افزایش کیفیت گیاهچه های تولیدی و استقرار مطلوب گیاه مطرح است. به منظور ارزیابی عکس العمل بذر عدس به مدت زمان پرایمینگ و غلظت مواد به کاررفته در پرایمینگ، آزمایشی در سال 1392 به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در آزمایشگاه زراعت دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه گنبدکاووس اجرا شد. فاکتورها شامل مدت زمان پرایمینگ (4، 8 و 12 ساعت) و غلظت های مختلف پرایمینگ (هیدروپرایمینگ، پرایمینگ هورمونی با غلظت های 50، 100 و 150 پی پی ام هورمون های اسید جیبرلیک و اسید سالیسیلیک و بذور پرایم نشده) بود. نتایج نشان داد که اثر متقابل مدت زمان و غلظت پرایمینگ بر تمامی صفات مورد مطالعه به استثنای صفات بنیه بذر، درصد جوانه زنی و وزن خشک گیاهچه در سطح احتمال یک درصد معنی دار شد. کمترین زمان تا 5، 10 و 50 درصد جوانه زنی (72/2، 43/5 و 17/18 ساعت) از تیمار هیدروپرایمینگ در مدت زمان 12 ساعت پرایمینگ به دست آمد. بیشترین وزن تر ریشه چه از تیمار هیدروپرایمینگ در هر سه مدت زمان بود. بیشترین سرعت جوانه زنی (14/12 گیاهچه در روز) از تیمار جیبرلین 50 پی پی ام در مدت زمان 12 ساعت به دست آمد. بیشترین درصد جوانه زنی نیز از تیمار جیبرلین 50 پی پی ام به دست آمد. در این مطالعه بیشترین طول ساقه چه، طول ریشه چه و سرعت رشد نسبی مربوط به تیمار اسید جیبرلیک 100 پی پی ام در مدت زمان 8 ساعت پرایمینگ بود. به طور کلی، تیمار اسید جیبرلیک 100 پی پی ام اثر افزایشی بر اغلب صفات مورد اندازه گیری عدس داشت؛ بنابراین می توان به عنوان بهترین ترکیب تیماری در مطالعه حاضر معرفی شود.
    کلیدواژگان: بنیه بذر، پرایمینگ، جوانه زنی، یکنواختی جوانه زنی
  • نسرین فرهادی، احمد استاجی، سعیده علیزاده سالطه* صفحات 75-84
    پیش تیمار بذور با اسید سالیسیلیک نقش مهمی در بهبود جوانه زنی و افزایش مقاومت گیاهان در برابر تنش های محیطی دارد. به منظور بررسی اثر پیش تیمار سالیسیلیک اسید بر جوانه زنی بذر ماریتیغال تحت شرایط تنش شوری و خشکی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل 4 سطح سالیسیلیک اسید (0، 100، 200 و 300 میلی گرم در لیتر) و تنش شوری و خشکی هر کدام با 4 سطح (0، 4-، 6- و 8- بار) بودند. نتایج نشان داد اثر متقابل پیش تیمار سالیسیلیک اسید با تنش شوری و خشکی در سطح احتمال 1% معنی دار است. سطح بالای تنش شوری (8- بار) منجر به کاهش درصد و سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه و ساقه چه، ضریب آلومتری و وزن خشک در گیاهچه های ماریتیغال شد. همچنین درصد جوانه زنی، طول ساقه چه و ضریب آلومتری در هر سه سطح تنش خشکی کاهش یافتند. پیش تیمار بذور با غلظت 200 و 300 میلی گرم در لیتر سالیسیلیک اسید در سطوح بالای شوری (6- و 8- بار) درصد جوانه زنی را نسبت به شرایط تنش بدون پیش تیمار به طور معنی داری افزایش داد، همچنین در شرایط تنش خشکی، پیش تیمار با هر سه سطح سالیسیلیک اسید در هر سه سطح خشکی موجب افزایش معنی دار درصد جوانه زنی نسبت به شرایط تنش بدون پیش تیمار گردید. نتایج حاصله از این آزمایش نشان داد که پیش تیمار بذر با سالیسیلیک اسید می تواند منجر به افزایش معنی دار تحمل ماریتیغال نسبت به تنش شوری و خشکی در مرحله جوانه زنی گردد.
    کلیدواژگان: پلی اتیلن گلایکول، تنش محیطی، کلرید سدیم، ماریتیغال
  • عبدالجلیل یانق *، محمد خواجه حسینی صفحات 85-98
    نیاز به شناسایی بذرهایی که بنیه پایین و در نتیجه سبز شدن ضعیف دارند، منجر به معرفی آزمون های مختلف بنیه بذر شده است. هدف از انجام این آزمایش نیز بررسی توانایی آزمون فرسودگی کنترل شده برای ارزیابی بنیه بذر و پیش بینی سبز شدن توده های بذر کلزا در مزرعه بود. برای این منظور، 19 نمونه بذر کلزا از 19 کشاورز مختلف استان های خراسان شمالی و رضوی که در سال زراعی 89-1388 کشت شده بودند، تهیه شد و آزمایش های جوانه زنی قبل و بعد از آزمون فرسودگی کنترل شده بر روی بذرها انجام شد. درصد سبز شدن هر توده بذر در مزرعه، 30 روز پس از کشت ارزیابی شد. همبستگی بین نتایج آزمایشگاهی قبل و بعد از آزمون فرسودگی کنترل شده با سبز شدن در مزرعه نشان داد که همبستگی جوانه زنی نهایی، گیاهچه نرمال و متوسط زمان جوانه زنی قبل از فرسودگی کنترل شده با سبز شدن در مزرعه به ترتیب با ضرایب همبستگی 072/0، 24/0 و 042/0، معنی دار نبود، ولی نتایج آزمایشگاهی بعد از فرسودگی کنترل شده همبستگی بالا و معنی داری با سبز شدن در مزرعه داشتند. به طوری که، جوانه زنی نهایی، گیاهچه نرمال و متوسط زمان جوانه زنی توده های بذر به ترتیب با ضریب 57/0، 51/0 و 49/0 قادر به پیش بینی سبز شدن توده های بذر در مزرعه بودند. همبستگی بین نتایج آزمایشگاهی بعد از فرسودگی کنترل شده با سبز شدن در مزرعه، نشان می دهد که این آزمون می تواند روشی مناسب برای ارزیابی سبز شدن بذر کلزا قبل از کشت باشد.
    کلیدواژگان: استقرار محصول، آزمون بنیه بذر، جوانه زنی استاندارد، کیفیت بذر
  • حسین صادقی، محمد دلاویز، هادی پیرسته انوشه *، غلامحسن رنجبر صفحات 99-107
    جوانه زنی اولین و از مهم ترین مراحل زندگی اسپرس (Onobrychis viciifolia) است که حساسیت ویژه ای به تنش های محیطی مانند تنش قلیایی دارد. پژوهش حاضر، به منظور بررسی اثر روش های مختلف آماده سازی بذر بر بهبود تحمل گیاه اسپرس به تنش قلیایی در مرحله جوانه زنی، رشد اولیه و بازیابی آن به صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سال 1392 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز انجام شد. فاکتور اول شامل چهار روش آماده سازی بذر (بذر غلاف دار، بذر بدون غلاف، پیش تیمار سرمای بذر بدون غلاف و هیدروپرایمینگ بذر بدون غلاف) و فاکتور دوم شامل پنج سطح تنش قلیایی (با pH های 7/6، 9/7، 9/8، 8/9 و 7/10) بود. سطوح تنش قلیایی از ترکیب دو نمک خنثی (Na2SO4، NaCl) و دو نمک قلیائی (NaHCO3، Na2CO3) به دست آمد. نتایج نشان داد که با افزایش قلیائیت (pH) درصد جوانه زنی کاهش یافت به طوری که در سطوح 8/9 و 7/10 هیچ بذری جوانه نزد. تنش قلیایی در سطح pH 9/8 موجب کاهش جوانه زنی اولیه (9/51 درصد)، درصد جوانه زنی نهایی (8/51 درصد)، طول ساقه چه (7/55 درصد) و طول ریشه چه (2/72 درصد) گردید. در همه شرایط قلیائی، کمترین جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه در بذرهای با غلاف و پس از آن در تیمار پیش تیمار سرما مشاهده شد؛ در حالی که بیشترین جوانه زنی و رشد در تیمار هیدروپرایمینگ به دست آمد. بیشترین بازیابی در بذرهای بدون پوسته و پس از آن در هیدروپرایمینگ به دست آمد. به طورکلی، تیمارهای پیش تیمار سرما و بذرهای با غلاف تا سطح pH 9/7 و تیمارهای هیدروپرایمینگ و بذرهای بدون غلاف تا سطح pH9/8 توانستند بخشی از اثرات منفی تنش قلیایی را بازیابی کنند؛ که پس از این سطوح توانایی بازیابی مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: حذف غلاف، سرمادهی، شاخص بازیابی، هیدروپرایمینگ
  • سیدعلی طباطبایی، امید انصاری * صفحات 109-121
    به منظور بررسی اثر کاربرد سالیسیلیک اسید و جیبرلیک اسید بر شاخص های جوانه زنی و تغییرات پروتئین، کاتالاز و پرولین بذر کلزا تحت شرایط تنش مس، آزمایشی به صورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملا تصادفی و با 3 تکرار انجام شد. عامل اول شامل 4 سطح تنش سولفات مس (صفر، 10، 20 و 30 میلی گرم در لیتر) و عامل دوم شامل 4 سطح، پیش تیمار بذر با 50 میلی گرم در لیتر سالیسیلیک اسید و جیبرلیک اسید، هیدروپرایم و بذر بدون پیش تیمار (شاهد) بود. نتایج نشان داد با افزایش در سطوح تنش سولفات مس شاخص های جوانه زنی (درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، درصد گیاهچه طبیعی، طول گیاهچه و بنیه بذر) کاهش یافت و استفاده از سالیسیلیک اسید، جیبرلیک اسید و هیدروپرایم سبب افزایش در شاخص های جوانه زنی شد. بالاترین درصد جوانه زنی (94 درصد)، سرعت جوانه زنی (75/30 بذر در روز)، درصد گیاهچه طبیعی (17/86 درصد)، طول گیاهچه (53/10 سانتی متر) و بنیه بذر (08/9) از تیمار بذر با اسید سالیسیلیک به دست آمد. تنش فلز سنگین مس (سولفات مس) سبب افزایش در میزان پرولین (35 درصد) و آنزیم کاتالاز (37 درصد) و کاهش در میزان پروتئین (65 درصد) شد ولی پیش تیمار بذر سبب افزایش در میزان پرولین و آنزیم کاتالاز و پروتئین در مقایسه با بذر پیش تیمار نشده در شرایط تنش و عدم تنش شد. در این پژوهش پیش تیمار بذر با سالیسیلیک اسید موجب افزایش شاخص های جوانه زنی، فعالیت آنزیم کاتالاز، پرولین و پروتئین نسبت به تیمار شاهد شد.
    کلیدواژگان: سالیسیلیک اسید، جیبرلیک اسید، پروتئین، پرولین، کاتالاز
  • سحر محمدیان، مریم نصراصفهانی * صفحات 123-136
    جوانه زنی کارآمد بذر و ظهور سریع و یکنواخت گیاهچه در راندمان تولید محصول مهم هستند؛ بنابراین استفاده از راهکارهایی برای بهبود جوانه زنی و استقرار گیاهچه برای بالا بردن میزان تولید محصول ضروری می باشد. هیدروپرایمینگ یک تکنیک ساده پیش از جوانه زنی است که باعث بهبود عملکرد بذر می شود. در این تحقیق تاثیر دوره های مختلف هیدروپرایمینگ (10، 24، 48 و 72 ساعت) در دماهای مختلف (10 و 25 درجه سانتی گراد) و در مقایسه با بذرهای پرایم نشده روی صفات جوانه زنی در پنج جمعیت خارمریم (اهواز، ساری، اصفهان، دزفول و گچساران) مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. کیفیت جوانه زنی توسط درصد نهایی جوانه زنی، میانگین زمان جوانه زنی، ضریب سرعت جوانه زنی، شاخص تیمسون، T50 و شاخص های رشد و ویگور گیاهچه ارزیابی شد. نتایج نشان داد که هیدروپرایمینگ در دمای 10 درجه سانتی گراد تاثیر بهتری روی عملکرد جوانه زنی بذور خارمریم در مقایسه با هیدروپرایمینگ در دمای 25 درجه سانتی گراد دارد. به علاوه، مقایسه پاسخ شاخص های جوانه زنی و رشد به دوره های مختلف هیدروپرایمینگ در پنج جمعیت خارمریم نشان داد که بهترین دوره هیدروپرایمینگ برای جمعیت های اهواز و گچساران 72 ساعت، برای ساری و دزفول 48 و 72 ساعت و برای اصفهان 10 و 24 ساعت می باشد؛ بنابراین، تاثیر هیدروپرایمینگ روی کیفیت جوانه زنی به جمعیت گونه گیاهی، دما و زمان هیدروپرایمینگ وابسته است و به این ترتیب انتخاب بهترین شرایط هیدروپرایمینگ به بهبود قابلیت جوانه زنی و بنیه بذر کمک می کند.
    کلیدواژگان: بنیه بذر، پیش تیمار، ضریب یکنواختی جوانه زنی، ضریب سرعت جوانه زنی
  • سمیه رستگار *، اکبر پیکری صفحات 137-146
    به منظور بررسی تحمل به شوری سه گیاه زینتی کروپسیس (Coreopsis grandiflora)، تاج خروس (Celosia cristata) و شب بو (Matthiola incana) در مرحله جوانه زنی، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه دانشگاه هرمزگان در سال 1394 اجرا گردید. اعمال تنش شوری با استفاده از رقیق سازی آب دریا در سطح 3، 6، 9 و 12 دسی زیمنس بر متر و آب مقطر به عنوان شاهد انجام شد. در این تحقیق مولفه های مختلف جوانه زنی بذر شامل درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، متوسط زمان لازم برای جوانه زنی، شاخص بنیه بذر، طول ریشه چه و ساقه چه، وزن تر و خشک گیاهچه اندازه گیری شدند. در گیاه کروپسیس درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه بذر و وزن خشک گیاهچه در سطوح مختلف شوری تفاوت معنی داری با شاهد نشان دادند. در گیاه تاج خروس درصد جوانه زنی، شاخص بینه بذر، طول ساقه چه تا سطح شوری 9 دسی زیمنس بر متر تفاوت معنی داری با شاهد نشان نداد؛ اما با افزایش سطح شوری (ds/m 9) کاهش معنی داری در صفات ذکر شده مشاهده شد. به طوری که درصد جوانه زنی نسبت به شاهد 6/24 درصد کاهش یافت. وزن تر و خشک گیاهچه تاج خروس در سطوح مختلف شوری تفاوت معنی داری با شاهد نشان نداند. تاثیر شوری بر درصد جوانه زنی شب بو نیز در سطوح مختلف شوری معنی داری نبود. گرچه سرعت جوانه زنی به تدریج با افزایش شوری کاهش یافت. به طوری که از 2/11 در شاهد به 6/6 در سطح شوری 12 دسی زیمنس بر متر کاهش یافت. به طور کلی بر اساس نتایج به دست آمده شب بو و کروپسیس در مقایسه با تاج خروس تحمل بیشتری نسبت به شوری نشان دادند.
    کلیدواژگان: تاج خروس، تنش، شب بو، کروپسیس
  • فرزانه فخاری، حسین صادقی * صفحات 147-158
    علی رغم اهمیت وجود یا حذف غلاف در بذر یونجه های یک ساله، متاسفانه پژوهش های چندانی در این مورد انجام نشده است. به منظور بررسی نقش حذف غلاف بر جوانه زنی بذر، رشد گیاهچه و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان در یونجه یک ساله (Medicago scutella L.) در شرایط تنش شوری، آزمایشی فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در سال 1393 انجام شد. فاکتور اول شامل وجود یا حذف غلاف در بذر و فاکتور دوم تنش شوری در 5 سطح شامل 3، 6، 9 و 12 دسی زیمنس بر متر با نمک کلرید سدیم و آب شهر به عنوان شاهد (62/0 دسی زیمنس بر متر) اعمال شد. نتایج نشان داد که تنش شوری سبب تغییر در ویژگی های جوانه زنی، رشد گیاهچه و فعالیت آنزیم های پراکسیداز، کاتالاز، سوپر اکسیداز دیسموتاز و آسکوربیک پراکسیداز شد. با افزایش سطوح تنش شوری کاهش معنی داری در سرعت و درصد جوانه زنی و همچنین در طول ریشه چه، طول ساقه چه و وزن گیاهچه مشاهده شد. با این وجود؛ افزایش سطوح تنش شوری سبب افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان گردید. جوانه زنی و رشد گیاهچه در بذرهای بدون غلاف بیشتر از بذرهای با غلاف بود؛ اما در مورد فعالیت آنزیم ها بین بذرهای با غلاف و بدون غلاف تفاوت معنی داری مشاهده نشد؛ به جز فعالیت آنزیم آسکوربیک پراکسیداز که در بذرهای بدون غلاف به طور معنی داری بیشتر از بذرهای با غلاف بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کاشت بذرهای بدون غلاف دارای مزیت های جوانه زنی و رشدی به ویژه در شرایط تنش شوری است.
    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدان، طول ساقه چه، وزن گیاهچه
  • مرجان دیانت دیانت *، سید میثم حسینی صفحات 159-168
    به منظور مطالعه عکس العمل جوانه زنی بذر نوک لک لکی به سطوح دمایی آزمایشی به صورت طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار و 12 سطح دمایی (0، 3، 5، 7، 10، 12، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه سانتی گراد) انجام شد. نتایج نشان داد که اثر تیمارهای مختلف دمایی روی خصوصیات جوانه زنی بذر نوک لک لکی معنی دار است به طوری که بالاترین درصد جوانه زنی در دمای 15 درجه سانتی گراد به دست آمد؛ اما با افزایش بیشتر دما این شاخص کاهش یافت و در 40 درجه سانتی گراد کاملا متوقف شد. بر اساس رگرسیون خطی بین سرعت جوانه زنی و دما، دماهای کمینه، بیشینه و بهینه نوک لک لکی به ترتیب 0، 18/37 و 20/15 درجه سانتی گراد به دست آمد. همچنین تفاوت معنی داری در طول ساقه چه در محدوده 5 تا 30 درجه سانتی گراد مشاهده نشد که نشان داد در مقایسه با طول ریشه چه حساسیت کمتری به دما دارد. بالاترین وزن تر گیاهچه نیز در دمای 20 درجه سانتی گراد حاصل شد که تفاوت معنی داری با دماهای 10، 12 و 20 درجه سانتی گراد نداشت. از نتایج فوق استنباط می شود که گیاه نوک لک لکی می تواند در مناطق مختلف کشور در دامنه وسیعی از شرایط آب و هوایی رشد کند اما مناطق معتدل را ترجیح می دهد. نتایج این تحقیق جهت درک نیازهای دمایی جوانه زنی و بهبود توسعه راهکارهای مدیریتی نوک لک لکی مهم خواهد بود.
    کلیدواژگان: دمای پایه، سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه، طول ساقه چه، وزن تر گیاهچه
  • الماس نعمتی، حمید شریفی *، محمد گردکانه، زینب شریفی صفحات 169-177
    به منظور شکستن خواب بذر در هندوانه ابوجهل (Citrulus colocynthis) و خارمریم (Silybum mrianum) بذرهای این دو گونه در تابستان 1393 از رویشگاه های طبیعی آن ها در شهرستان کوهدشت (استان لرستان) جمع آوری و برای هر گونه آزمایش های جداگانه ای، در قالب طرح کاملا تصادفی با 14 تیمار و 4 تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمانشاه انجام شد. تیمارهای به کار رفته شامل تیمار سرمادهی مرطوب (شاهد، 10، 20، 30، 40، 50، 70 و 90 روزه در دمای چهار درجه سانتی گراد)، تیمار جیبرلیک اسید در غلظت های 200، 400، 600 و 800 پی پی ام، تیمار تلفیقی جیبرلیک اسید با غلظت 400 پی پی ام به همراه سرمادهی به مدت 30 روز 70 روز بودند. نتایج به دست آمده نشان داد که در هر دو گونه با افزایش مدت زمان سرمادهی و افزایش غلظت جیبرلیک اسید، درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی و شاخص بنیه بذر بهبود یافت و نسبت به شاهد تفاوت معنی داری پیدا کردند. بهترین تیمار شکستن خواب برای بذرهای هندوانه ابوجهل سرمادهی مرطوب 90 روزه و برای خارمریم جیبرلیک اسید 800 پی پی ام بود. نتایج حاصل از تیمارها نشان داد که بذرهای این دو گونه دارای ترکیبی از خواب فیزیولوژیکی (مربوط به مواد بازدارنده داخل بذر) و خواب فیزیکی (مربوط به پوسته سخت) بودند.
    کلیدواژگان: درصد و سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه بذر، خواب فیزیولوژکی، خواب فیزیکی
|
  • Maryam Janalizadeh, Ahmad Nezami *, Hamidreza Khazaie, Hassan Feizi, Morteza Goldani Pages 1-13
    Priming of seeds by magnetic fields (magneto priming) is proposed as an ecological, useful and low-priced method for improvement of seed germination and plant emergence. In order to evaluate the germination behavior of sesame seeds affected by magnetic fields, an experiment was conducted as a completely randomized design with 22 treatments (non exposure to magnetic fields (control) and 21 magneto priming treatments) with three replications at college of agriculture, Ferdowsi University of Mashhad in 2014. Seed of sesame put into a plastic bag bulky and were treated with different intensity of magnetic fields (25, 50, 75 and 100 mili Tesla (mT)) for several times (10, 20, 30, 60 and 120 minutes). For assessment of germination traits of sesame under constant magnetic field conditions, magnetic tapes with three mT strength were used under each Petri dish throughout the experiment. Results showed that magnetic fields had no significant effects on final germination percentage and mean germination time and all magnetic treatments except for 75 mT at 60 minutes indicated reducing effects on germination percentage in comparison to control. Priming of seeds with magnetic fields in 50 mT strength for 20 minutes led to increment of germination rate compared to control treatment but all levels of 100mT treatment caused reduction in germination rate than control. The most radicle length, seedling length and seedling vigor lenght index belong to 75 mT at 60 minutes treatment and the most seedling dry weight and seedling vigor weight index related to 100 mT for 20 minutes treatment. Ranking of treatments showed that exposure of seeds for one hour in 75 mT and 10 minutes in 25 mT magnetic fields strength had the best outcomes.
    Keywords: Radicle, Plumule, Germination rate, Seedling vigour index, Magneto priming
  • Mohammad Bahmani, Sonia Yousefi, Davoud Kartolinezhad * Pages 15-26
    In this study, the effect of different doses of gamma radiation was investigated on seed germination factors of Caper species. Gamma irradiation was performed using a cobalt-60 radiation with the radiation speed of 0.018 Gray/second and five doses of gamma radiation (0, 20, 40, 60 and 100 Gray) in a completely randomized design with 4 replication. The results showed that gamma radiation significantly affects some of the seed germination factors. So that the 100 Gray treatment increased the germination percentage up to 43.2% as compared with other treatments. The average time of germination in seeds treated with gamma decreased 0.91 days rather than control. Length of the stem let in gamma treatments increased 62.3% rather than control; so that the fresh and dry weight of stem let at 100 Gray were respectively increased 171.4 and 27.3% in comparison with the control. Fresh and dry weight of root lets were respectively increased 417.9% and 668% rather than the control one. Seed vigor at 100 Gray was 32.3% higher than the control. From among the different studied doses, 100 Gray showed highest influence on the seed germination and physiology although the induced changes were in low amounts. This study revealed that gamma irradiation has not major influences on improving seed germination characteristics of Caper shrubs.
    Keywords: Seed vigor, Gamma ray, Germination, Caper, Rootlet dry weight
  • Zaynab Taghinezad, Massoud Dehdari *, Amin Mirshekari, Hossain Zainali Pages 27-37
    Medicinal barberry plants, belong to Berberidaceae family. Seeds of barberry have long period dormancy. Therefore, overcome to seed dormancy and increasing germination rate of seeds due to different methods will be useful. In this regard, two separate experiments were designed. In the first experiment, effect of different levels of Gibberellic acid (0, 600 and 900 mg.l-1 at 8˚C) and temperatures (25 (control), 10 and 5 °C at 50 days) in a factorial experiment based on the completely randomized design with three replications and in the second experiment, effect of different nutrition concentrations of MS medium (full strength MS, 1/2MS and 1/4 MS) in a completely randomized design with three replications on embryo culture of four native species of barberry (Berberis integrima, B. vulgaris, B. crataegina and B. orthootrys) were investigated. Based on the results obtained from the first experiment, chilling treated seeds showed the greatest effect (88%) on seed germination in comparison with gibberellic acid treatment. The results of the second experiment showed that the best MS concentration for embryo culture was full strength MS medium with%100 seed germination in four above mentioned barberry species after 2-3 days. In general, the best method to overcome barberry seed dormancy was an embryo culture in full-strength MS nutrition.
    Keywords: Gibberellic acid, Seed dormancy, Medium culture, Medicinal plant
  • Shahram Nazari *, Mohammad Ali Aboutalbian, Farid Golzardi Pages 39-58
    Seed priming is a method which is a quite effective method in improving germination and seedling establishment. Two separated experiments were performed to determine the best hydro and osmopriming treatments effects on canola‘s seed germination. The experiments were performed in seed technology laboratory of Islamic Azad University, Karaj, Iran, 2014. The first experiment contained three canola varieties seeds hydropriming (Okapi, Zarfam and Talayeh) using tap water over time interval 0. 2, 6, 10, 14, 18, 20 and 24 hours. The second experiment included, tree canola cultivars in accompany with six concentrations of ZnS04 (0, 0.035, 0.1, 0.4, 1 and 4 gr.Lit-1) over priming time interval of 0, 6, 10 14 and 18 hours. Both experiments were conducted as factorial experiment in the context of completely randomized design (CRD) with four replications. The results revealed that the maximum germination percentage across all cultivars e.g. Okapi (99%), Zarfam (95%) and Talayeh (80%) is achieved at 10 hours hydropriming interval. Also concerning to germination rate, the best performance was observed for Talayeh cultivar at 10 hydropriming hour’s interval. The most vigor longitudinal and vigor weighted indices (1050.55 and 4.56) were observed in the Okapi cultivar in the fourth hydropriming level. The interaction between the cultivars, concentration of ZnS04 and osmopriming time was significant for all characters except for shoot dry weight and vigor weighted Index. The three way interaction shown that the highest shoots dry weight (0.11, 0.057 and 0.055) and also vigor weighted index observed in Okapi, Zarfam and Talayeh cultivar in 0.035 concentration of ZnS04 (gr.lit-1) at the time was 10 hours, respectively. The results of this study showed that hydropriming and ZnS04 might improve the performance of rapeseed Cultivars seed.
    Keywords: Germination percentage, Germination rate, Vigor weighted index, Shoot dry weight
  • Mohsen Azarnia, Abbas Biabani *, Hamid Reza Eisvand, Ebrahim Gholamalipour Alamdari, Saeed Safikhani Pages 59-73
    One of the important strategies for increasing germination speed and germination percentage, to produce high quality seedling and plant optimal establishment is seed priming. In order to evaluate reactions of a lentil seed to priming duration and concentrations of the applied material as priming, a factorial experiment based on a completely randomized design with three replications was done in the agronomy laboratory of agriculture and Natural Resources College of Gonbad Kavous University in 2013. Factors included priming duration (4, 8 and 12 h) and various concentrations of the priming (hydro priming, hormonal priming by gibberellic acid and salicylic acid with the concentrations of 50, 100 and 150 ppm and non primed seeds). Results showed that the interaction effect of the concentrations and duration of the priming was significant on whole measured traits except the seed vigor index, germination percentage and seedling dry weight at 1% probability level. The lowest duration of germination (5, 10, 90 and 95%) obtained in the hydropriming treatment (2.72, 5.43 and 18.17 hour). The highest radicle fresh weight was observed in hydropriming treatment in three studied durations priming. In this study; the highest rate of germination obtained from GA50ppm during 12 hours. GA50ppm increased Germination percentage (98%). The greatest radicle length, shoot length and relative growth rate were obtained in the treatment of the gibberellic acid 100 ppm during 8 hours. All the average, gibberellic acid 100 ppm in 8h had an additive effect on the most of the measured traits of the lentil seed. Therefore, it can be introduced as the best mixture treatment.
    Keywords: Seed vigor index, Germination, Germination uniformity, Pretreatment
  • Nasrin Farhadi, Ahmad Estaji, Saeedeh Alizadeh Salteh * Pages 75-84
    The seed pretreatment with salicylic acid has an important role in improving seed germination and increasing plant resistance to environmental stresses. This study was performed to investigate the effect of salicylic acid on seed germination of Milk thistle under salinity and drought stress. A factorial experiment was conducted in a completely randomized design with three replications. Treatments were consisted of 4 levels of salicylic acid (0, 100, 200 and 300 mg/l) and four levels of each drought and salinity stress (0, - 4, - 6, - 8 Bar). The results showed an interaction effect between pretreatment with salicylic acid and drought and salinity stresses was significant at the 1 % level. On high salinity level (-8 Bar), seed germination percentage and rate, root and shoot length, fresh and seedling dry weight reduced significantly. The short length, fresh weight and percent germination reduced in all three levels of drought stress. Pretreatment with salicylic acid (200 and 300 mg/L) significantly reduce the harmful effects of drought and salinity stress (-6 and -8 Bar) on germination and seedling growth parameters of Milk thistle. The results of this experiment showed that seed treatment with salicylic acid can lead to increase resistance of Milk thistle to salinity and drought stress in seed germination.
    Keywords: Environmental stress, Milk thistle, Poly ethylene glycol, Sodium chloride
  • Abdoljalil Yanegh *, Mohammad Khajehosseini Pages 85-98
    The need to identifying seeds with low vigor and poor emergence, led to introduce of various seed vigor tests. The purpose of this experiment was to assess the ability of controlled deterioration test for evaluation of seed vigor and prediction of oilseed rape seedlots emergence in the field. Samples of 19 seed lots were obtained from nineteen farmers of Razavi and Northern Khorasan Provinces, which have been cultivated during 2009-2010 growth season, set to physiological germination test before and after controlled deterioration (CD). The estimating of seedling emergence percentage of each seed lot in the field, calculated 30 days after sowing. The correlation between laboratory results before and after CD of seeds and field emergence showed that correlation of final germination, normal seedlings and mean germination time before CD with emergence in the field respectively with 0.072, 0.24 and 0.042 correlation coefficient, were not significant, but laboratory results after CD had significant correlation with emergence of seedlots in the field. As, final germination, normal seedlings and mean germination time respectively with 0.57, 0.51 and 0.49 correlation coefficient predict emergence percentage of seed lots in the field. High correlation between laboratory results after controlled deteriorated test with seedling emergence in the field indicated that the CD test is able to assess the field emergence of oilseed rape seed lots before sowing.
    Keywords: Crop establishment, Seed vigor test, Standard germination, Seed quality
  • Hossein Sadeghi, Mohammad Delaviz, Hadi Pirasteh, Anosheh *, Gholamhassan Ranjbar Pages 99-107
    Germination is the first and the most stages for sainfoin (Onobrychis viciifolia) growth; which it has specially sensitivity to environmental stresses such as alkalinity. The current study was conducted to evaluate the effectiveness of seed pre-treatment methods on improving of sainfoin tolerance to alkali stress in germination, early growth and its recovery as a factorial experiment based on a completely randomized design in College of Agriculture, Shiraz University in 2013. The first factor was four seed pre-treatment methods (seed with pod, seed without the pod, pre-chilling of seed without pod and hydro-priming of seed without pod) and the second factor was five alkali stress levels (pH= 6.7, 7.9, 8.9, 9.8 and 10.7). Alkali stress levels were prepared using two neutral salts (Na₂SO4 and NaCl) and two alkaline salt (NaHCO3 and Na2CO3). The results showed that germination percentage was decreased as alkalinity (pH) levels were enhanced; so that, there were no germinated seeds in 9.8 and 10.7 treatments. Alkali stress reduced initial germination percentage (51.9%), final germination percentage (51.8%), plumule length (55.7%) and radicle length (72.2%). Under all alkalinity conditions, the lowest seed germination and seedling growth were observed in with pod seed, followed by pre-chilling treatments; while their highest were achieved in without pod seeds and hydro-priming treatments. The highest recovery was observed in without the pod, followed by hydro-primed seeds. Recovery was observed in Pre-chilled and with pod speeds up to 7.9 and in hydro-primed and without pod speeds up to 8.9.
    Keywords: Hydro, priming, Pod removal, Pre, chilling, Recovery index
  • Sayyed Ali Tabatabaei, Omid Ansari * Pages 109-121
    The objective of this research was to evaluate the effect of salicylic acid and gibberellic acid on germination characteristics and changes of proline, protein and catalase activity of Brassica napus seedlings under Cu(SO4) stress. The experimental design was factorial with complete randomized design as a base design with 3 replications. The first factor was 4 levels of Cu(SO4) stress (0, 10, 20 and 30 mg/l), and the second factor was 4 levels of priming with salicylic acid and gibberellic acid 50 mg/l, hydro prime and control (non-priming). Results showed that with increasing levels of Cu(SO4) stress, germination characteristics (germination percentage, germination rate, normal seedling percentage, seedling length and seed vigor index) reduced and using of salicylic acid, gibberellic acid and hydro prime increased germination characteristics. The highest germination percentage (94%), germination rate (30.75 seed per day), normal seedling percentage (86.17%) seedling length (10.53 cm) and seed vigor index (9.08) were attained from priming by salicylic acid 50 ppm under non stress conditions. Cu(SO4) stress increased proline (35%) and catalase (37%) activity but reduced protein (65%) and priming increased proline, protein and catalase activity as compared to unprimed under stress and control conditions. In this study, using priming treatment salicylic acid had usually higher germination characteristics and catalase activity, total proteins and proline content in comparison with untreated or control seeds.
    Keywords: Catalase, Gibberellic acid, Proline, Protein, Salicylic acid
  • Sahar Mohammadiyan, Maryam Nasr Esfahani * Pages 123-136
    Efficient seed germination and rapid and uniform seedling emergence are important in commercial agriculture. Therefore, the use of strategies to improve germination and seedling establishment is necessary for increasing productivity. Hydropriming has been suggested as a simple pre-germination strategy to improve seed performance. In this study, the effects of different durations of hydropriming (10, 24, 48 and 72 hours) at different temperatures (10 and 25 ˚C) compared to unprimed seeds on the vigor and germination performance of five milk thistle accessions (Ahvaz, Sari, Esfahan, Dezfol and Gachsaran) were evaluated. An experiment was conducted as a factorial experiment based on a completely randomized design with three replications. Germination performance was evaluated by final germination percentage, mean daily germination, mean germination time, coefficient of velocity of germination, Timson's index, time to reach 50% the final germination percentage, germination value, coefficient of uniformity of germination, length and dry weight of seedlings and vigor index. The results show that germination capacity, germination rate and seedling vigor indexes increase significantly in hydroprimed seeds at temperature of 10˚C, whereas decrease in hydroprimed seeds at temperature of 25˚C. Our results also show that the efficacy of hydropriming on seedling emergence and vigor traits depends on the priming duration and temperature. Hydropriming at 10˚C indicated the most effective on germination indicators and seedling vigor when compared to unprimed seeds. In addition, the comparison of germination and growth indicators in different durations of hydropriming in five milk thistle accessions indicated that the best duration of hydropriming for Ahvaz and Gajsaran is 72h, for Sari and Dezfol is 48 and 72h and for Esfahan is 10 and 24h. Therefor, the effect of hydropriming on germination performance and seedling vigor depends on plant association and hydroperiming time and therefore, the selection of the best condition for hydropriming will improve the seed germinability and vigor.
    Keywords: Seed vigor, Priming, Coefficient of uniformity of germination, Coefficient of velocity of germination
  • Somayeh Rastegar *, Akbar Peikari Pages 137-146
    In order to study the salt tolerance of three species, Coreopsis grandiflora, Celosia cristata and Matthiola incana in germination stage, an experiment was carried out based on a completely randomized design with three replications in Hormozgan University laboratory in 2015. Salinity levels, including 3, 6, 9, and 12 dS/m were applied by dilution seawater and distilled water used as control. In this research some seed germination indices such as germination percentage, germination rate and mean germination time, length, fresh and dry weight of seedling, seed vigor germination, were measured. Germination percentage, germination rate, seed vigor and dry weight of Coreopsis grandiflora seedling, were significantly different compared with control. In Celosia cristata, germination percent, seed vigor germination and seedling length didn’t show significant difference until 9 dS/m salinity. In more characters, significant increasing were seen with increasing salinity (9 dS/m). Germination percentage were decreased in comparisons with control (24.6%). In additional, fresh and dry weight of seedling didn’t show significant difference. The effect of salinity on seed germination of Matthiola incana in different level of salinity was not significant. Although seed germination decreases gradually by salinity. In general, according to the observed results, Coreopsis grandiflora and Celosia cristata showed more tolerance to salt in comparison with Matthiola incana.
    Keywords: Celosia cristata, Stress, Matthiola incana, Coreopsis grandiflora
  • Farzaneh Fakhari, Hossein Sadeghi * Pages 147-158
    There have been a little studies on removing the seed pods in annual medics, despite its importance. To investigate the role of pod removal on seed germination, seedling growth and antioxidant enzyme activities in annual medic (Medicago scutellata L.) Under salt stress, a factorial experiment was conducted based on a completely randomized design with four replications in 2014. Salinity at 5 levels: 0.62 (tap water as control), 3, 6, 9 and 12 dS m-1 was applied using sodium chloride. The results showed that salt stress caused changes in the characteristics of germination, seedling growth and antioxidant enzyme activities. With increasing in salinity levels, rate and percentage of germination as well as root length, shoot length and seedling weight was significantly decreased. However, increasing salinity levels increased the activity of antioxidant enzymes. Germination and growth in seed without pod was greater than those in seeds with pod; however, there were no significant differences between antioxidant enzyme activity; except about ascorbic peroxide that was significantly higher in seed without a pod. In general, salinity reduced germination and growth and increased antioxidant enzyme activity of annual medics. The results showed that planting seeds without pod had advantages for better germination and growth, especially under saline conditions.
    Keywords: Antioxidant enzymes, Shoot length, Seedling weight
  • Marjan Diyanat *, Seyyed Meisam Hosseini Pages 159-168
    In order to study the responses of redstem filaree (Erodium cicutarium L.) seed germination to temperature levels, an experiment was carried out in a completely randomized design with four replications and twelve levels of temperature (0, 3, 5, 7, 10, 12, 15, 20, 25, 30, 35, 40 0C). Results showed that the effect of treatments on germination properties of redstem was significant, so the highest percentage of germination was achieved at 150C and reduced with increasing temperature and was totally inhibited at 40ºC. Based on linear regression between germination rate and temperature, the cardinal temperatures: minimum (Tmin), optimum (To) and maximum (Tmax) were determined: 0, 15.20 and 37.18 ºC, respectively. Significant difference was not observed in plumule length at a range of 5-30°C that showed that it is less sensitive to temperature in comparison with root length. Highest wet dry weight was achieved at 20 °C that was not different by 10, 12 and 20°C. Above results suggest that redstem failure could grow in a wide range of growing conditions, but prefers temperate zones. The results of this study are important to understand thermal requirements and improvement of management strategies of redstem filaree.
    Keywords: Base temperature, Germination rate, Radicle length, Plumule length, Seedling fresh weight
  • Almas Nemati, Hamid Sharifi *, Mohammad Gerdakaneh, Zeynab Sharifi Pages 169-177
    The seeds of two species (Citrulus colocynthis) and (Silybum mrianum) gathered from natural habitat located in the Koohdasht city (Lorestan province) and transferred to Kermanshah Agricultural and Natural Resources Research and Education Center in the summer of 2014. For each species separate experiments in a completely randomized design with 14 treatments and 4 replications was done. Treatments included moist-chilling time (control, 10, 20, 30, 40, 50, 70 and 90 days at 4 °C), gibberellic acid concentration (200, 400, 600 and 800 PPM) and integrated treatment of gibberellic acid 400 ppm with moist-chilling for 30 days and 70 days. The results showed that for both species increasing of moist-chilling duration and concentration of gibberellic acid significantly increased germination percentage, germination rate and seed vigor index. The best breaking seed dormancy treatment was moist-chilling of 90 days for seeds of (Citruluus colocynthis) and gibberellic acid 800 ppm for (Silybum mrianum). The result showed that seeds of two species had the combination of physiological (related to seed inside inhibitors) and physical dormancy (related to hard coat).
    Keywords: Germination percentage, Germination rate, Physical dormancy, Physiological dormancy, Seed vigor index