فهرست مطالب

نامه فرهنگستان - سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 59، بهار و تابستان 1395)
  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 59، بهار و تابستان 1395)
  • ویژه نامه ادبیات تطبیقی (13)
  • تاریخ انتشار: 1395/04/15
  • تعداد عناوین: 11
|
  • سرمقاله
  • علی رضا انوشیروانی صفحات 3-6
  • مقالات
  • غلام رضا پیروز، زهرا مقدسی، فرشته محمودی صفحات 7-40
    امروزه بحث درباره تطبیق آثار ادبی در حوزه های زبانی و جغرافیایی گوناگون از مهم ترین مباحث در تحقیقات ادبی است. در این پژوهش، نویسندگان می کوشند تا تطبیق دو اثر تاثیرگذار در حوزه ادبی فرانسه و ایران را وجهه همت خویش قرار دهند. هیچ ادبیات پویایی، آشکار و نهان، از تاثیر ادبیات کشورهای دیگر برکنار نیست و، در این میان، ادبیات داستانی فرانسه و ایران جایی برای یک مطالعه تطبیقی اند. از میان داستان نویسان این دو کشور، امیل زولا، بانی مکتب ناتورالیسم و آغازگر بحث پوزیتیویسم در ادبیات، و صادق چوبک، نماینده این رویکرد در ایران، جلوه ای از تطبیق را می نمایانند. بررسی ها نشان می دهد که زولا در رمان ژرمینال بسیاری از اصول اساسی رویکرد پوزیتیویسم چون تجربه گرایی و اصالت دادن به مشاهده عینی، تحلیل جزء به جزء حقایق پیرامون، اعتقاد به عامل وراثت، علم ژنتیک و ساختار فیزیولوژیکی انسان را گنجانده است. چوبک نیز تلاش می کند تا با به کارگیری عناصر پوزیتیویستی از قبیل اصالت دادن به مشاهده و تجربه، جزئی نگری، خرافه ستیزی و اعتقاد به اصل وراثت در رمان سنگ صبور حرکت کند. اما، تفاوت هایی در نحوه به کارگیری رویکرد پوزیتیویسم در این آثار وجود دارد. پژوهش حاضر در نظر دارد با روشی تطبیقی به این تفاوت ها بپردازد. در این جستار با رویکردی توصیفی تحلیلی با برشمردن جلوه های تشابه و تمایز در چگونگی بهره گیری از عناصر پوزیتیویستی در رمان های ژرمینال و سنگ صبور به مطالعه تطبیقی این آثار می پردازیم.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، پوزیتیویسم، ناتورالیسم، امیل زولا، صادق چوبک، ژرمینال، سنگ صبور
  • پدرام لعل بخش، محمدجواد حجازی صفحات 41-78
    مقاله حاضر به بررسی تطبیقی ریشه ها، درون مایه ها و کارکردهای سیاه بازی ایرانی و سیاه بازی امریکایی از دیدگاه مکتب امریکایی و روش پیشنهادی استیون توتوسی و کلودیا گی ین در مطالعات تطبیقی می پردازد. بر این مبنا، علاوه بر ریشه ها و درون مایه ها، عناصری نظیر چهره سیاه شده، لطیفه گویی، نقیضه پردازی، تمسخر لهجه و نژاد، رقص، موسیقی و آواز، تمسخر و انتقادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تحلیل و مقایسه شده اند. نگارندگان معتقدند به رغم ریشه آفریقایی شخصیت سیاه و تقلید تمسخرآمیز از او در هر دو گونه نمایش، جایگاه و کارکرد آن در ایران با نوع امریکایی آن کاملا متفاوت است. همچنین، به رغم داشتن تشابهات فراوان و به کارگیری ابزار و تکنیک های مشابه، سیاه بازی ایرانی رویکردی فرهنگی انتقادی و سیاه بازی امریکایی رویکردی نژادپرستانه و ضداجتماعی داشته و از کارکردهای اجتماعی کاملا متفاوتی برخوردارند که این خود نتیجه خاستگاه متفاوت فرهنگی اجتماعی آنهاست. از این رو، می توان گفت که معانی و کارکردهای متفاوت این دو شخصیت و گونه مشابه، وابسته به بستر فرهنگی شکل دهنده آنهاست و کارکردهای اجتماعی آنها نیز ریشه در همین فرهنگ دارد. این در حالی است که نوع ادبی هنری آنها بسترساز تشابهاتشان است.
    کلیدواژگان: سیاه بازی ایرانی، سیاه بازی امریکایی، خنیاگری، مباحث نژادی، نوع ادبی تطبیقی، نقد فرهنگی، اجتماعی
  • لیدا نامدار، سید بابک فرزانه صفحات 79-108
    پژوهش حاضر با تاکید بر ماهیت جهانی و سرشت بینارشته ای مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی و با کاربست نقد کهن الگویی به بررسی خاستگاه کهن الگویی مشترک در اشعار دو شاعر معاصر ایران و عرب؛ اخوان ثالث و عبدالوهاب البیاتی پرداخته و نشان می دهد که چگونه ادبیات ملل مختلفی چون ایران و عراق در عین تفاوت های زبانی، جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی به جهت برخورداری از شالوده های مشترک کهن الگویی «از وحدتی اندام وار و انسجامی یگانه» برخوردارند و چگونه اندیشه های آدمیان در بنیاد به یک سرچشمه می رسد. به منظور ارائه نمونه عملی؛ مقاله با تمرکز بر کهن الگویی آنیما با رویکردی تحلیلی تطبیقی و روشی استقرایی، جلوه ها و نمودهای مشترک آنیما که به صورت ناخودآگاه در آفرینش این دو اثر ادبی موثر بوده اند را مورد واکاوی قرار داده و برخی بن مایه های موجود دو متن را به پیش نمونه یا همان ژرف ساخت کهن الگویی آن تاویل می کند. هدف این پژوهش نه تنها ارائه تحلیلی روانکاوانه که ساخت شکنی دو شاهکار ادبی معاصر ایران و عرب با دیدی تحلیلی تطبیقی و نیز نشان دادن ظرفیت های نقد کهن الگویی در مطالعات سنجشی و تطبیقی و همگرایی نقد ادبی و ادبیات تطبیقی می باشد. برآیندی که از این بررسی به عمل آمده، نشان می دهد با وجود برخورداری هر دو متن از شالوده های کهن الگویی مشترک، شعر البیاتی از بن مایه های کهن الگویی عمیق تری بهره مند است.
    کلیدواژگان: نقد کهن الگویی، ادبیات تطبیقی، اخوان ثالث، عبدالوهاب البیاتی، یونگ، آنیما، ناخودآگاه جمعی
  • عبدالله ولی پور، رقیه همتی صفحات 109-129
    ادبیات تطبیقی یکی از شاخه های جدید مطالعات ادبی است که به مقایسه و تاثیر و تاثر احتمالی آثار ادبی مشابه در زبان های مختلف می پردازد. از آثار ادبی که تا کنون از این منظر بررسی نشده، واقعه تصویر بیدل و تصویر دوریان گری اسکار وایلد می باشد. بیدل و اسکار وایلد هرچند با فاصله زیاد زمانی و مکانی زندگی می کردند، ولی آثار داستانی شان شباهت های زیادی باهم دارند و از جهاتی قابل انطباق با یکدیگر هستند، لذا نگارندگان مقاله حاضر، سعی کرده اند داستان های مزبور را از این دیدگاه بررسی نمایند. در این راستا، بعد از نگاهی اجمالی به مباحث ادبیات تطبیقی، خلاصه ای از دو داستان را ذکر کرده، سپس مختصری به ویژگی های شخصیتی، عاطفی و... دو نویسنده پرداخته ایم، و وجوه اشتراک و افتراق دو داستان را مورد بررسی قرار داده، و سرانجام نتیجه گرفته ایم که بیدل و اسکار وایلد، علی رغم اینکه از نظر مشرب فکری و...، اختلافات زیادی داشته اند، داستان هایشان ژرف ساختی مشابه دارد و با توجه به اینکه از زمان حیات بیدل تا مدت های طولانی، انگلیسی ها در هند حضور داشته اند، احتمال می رود که اسکار وایلد از طریق آنها به واقعه تصویر بیدل دسترسی یافته، و تحت تاثیرآن، تصویر دوریان گری را خلق کرده است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، بیدل دهلوی، اسکار وایلد، واقعه تصویر و تصویر دوریان گری
  • قدسیه رضوانیان، ندا غیاثی، محمد اعظم زاده صفحات 130-160
    شاهنامه فردوسی برجسته ترین متن اسطوره ای ایران است که از قرن های آغازین سرایش آن مورد توجه محافل هنری مختلف بوده است. ایمان به جایگاه و نقش زبان در تثبیت فرهنگ و غنای زبان فردوسی، آن را از دیگر متن های مشابه ممتاز می کند. این نوشتار می کوشد چگونگی تاثیر روایت استعاری شاهنامه را بر جهان شاهنامه نگاری بررسی کند و برای این منظور از نظریه ادبی پل ریکور بهره می گیرد. بنا بر این نظریه؛ متن استعاری، منش چندمعنایی دارد که موجب تاویل توسط خواننده می گردد. برای نشان دادن اهمیت روایت استعاری و چندمعنایی فردوسی، رویداد «گذر سیاوش از آتش» انتخاب شده که در طول تاریخ نگارگری ایران بسیار مورد توجه هنرمندان در سبک های گوناگون بوده است. درابتدا، بنیان نظریه ادبی بیان شده، سپس متن شاهنامه و کنش داستانی «گذر سیاوش از آتش» بررسی می شود. آن گاه در ادامه، با انتخاب چندین نگاره از مکاتب هنری مختلف به تطبیق این نگاره ها با متن اصلی پرداخته و اهمیت تاویل نگارگر به عنوان خواننده نشان داده می شود. روش تحقیق به کارگرفته شده در مقاله پیش رو؛ تطبیقی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات آن نیز کتابخانه ای بوده است.
    با توجه به بررسی انجام شده می توان گفت، تفاوت قابل تامل نگاره های بازمانده از داستان گذر سیاوش از آتش، بحث تاویل مخاطب را می گشاید که آن نیز، حاصل رویکرد استعاری فردوسی به داستان های کهن و اسطوره ای ایران است. از این رو، نگارگران شاهنامه، که مخاطبان شعر او هستند، به صورت مستقل تاویل های گوناگونی از شعر وی داشته و هر کدام نگاره ای متفاوت از دیگری نقش کرده است.
    کلیدواژگان: شاهنامه فردوسی، استعاره، گذر سیاوش از آتش، نگارگری، پل ریکور
  • ایران لک، احمد تمیم داری صفحات 161-184
    هدف ادبیات تطبیقی بررسی روابط فرهنگی میان ملت ها و دستیابی به وجوه مشترک یا متفاوت تفکرات بشری است. یونگ از میراث ادبی و تجربه های مشترک دو قوم به ناخودآگاه جمعی بشر یاد می کند و دلیل تشابهات فرهنگی میان ملل مختلف را اسطوره ها و کهن الگوهای مشترک می داند. بررسی تطبیقی آثاری چون شاهنامه فردوسی و ادیسه هومر با بن مایه مشترک کهن الگوی «سفر و بازگشت قهرمان» تاییدی بر این مدعاست. نقد کهن الگویی یا نقد یونگی رویکردی میان رشته ای و از رویکردهای نقد ادبی معاصر است. محقق در این جستار با روشی توصیفی تطبیقی درصدد است نشان دهد که چگونه با استفاده از معیارهای نقد کهن الگویی یونگ در قالب نظریه مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی می توان به تجلی اسطوره ها و کهن الگوها در حماسه های هم خانواده هندواروپایی رسید و تشابهات بین آثار ادبی را تبیین کرد.
    کلیدواژگان: نقد کهن الگویی، نقد اسطوره ای، شاهنامه، رستم، ادیسه، یونگ، ادبیات تطبیقی
  • محمدرضا فارسیان، مهسا پاکدل صفحات 185-204
    لویی فردینان سلین و اسماعیل فصیح دو تن از بزرگ ترین نویسندگان ادبیات فرانسه و ایران به شمار می آیند.زبان سلین و نگاه بدبینانه او به انسان سبب شده آثار او به خصوص رمان سفر به انتهای شب، مورد توجه بسیاری از نویسندگان جهان در کشورهای مختلف قرار گیرد. در ایران، پیش از این، تاثیر سلین بر ادبیات فارسی در آثار جلال آل احمد مورد بررسی قرار گرفته بود. این پژوهش نیز با هدف بررسی تطبیقی دو رمان سفر به انتهای شب اثر سلین و زمستان 62 نوشته فصیح انجام شده است. در این پژوهش براساس اصول مکتب امریکایی و با استفاده از نظریه «تشابهات بدون ارتباطات» فرانسوا یوست در قلمرو ادبیات تطبیقی به بررسی مضمون جنگ در این دو اثر پرداخته شده است. یافته های این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی به دست آمده، نشان می دهد این دو داستان، در مواردی چون داشتن زبان هجو آمیز، قهرمان مشترک در همه آثار، نوع روایت و عناوین نمادین با یکدیگر همسانی دارند. همچنین ارزش دادن به مسئله شهید، شهادت و فداکاری در راه میهن از موارد افتراق دو داستان است که ریشه در فرهنگ ایرانی اسلامی دارد.
    کلیدواژگان: لویی فردینان سلین، اسماعیل فصیح، مضمون جنگ، ادبیات تطبیقی
  • آسیه ذبیح نیا عمران، راضیه سادات فروزان صفحات 205-228
    در میان ادبیات داستانی ملل مختلف گاه آثاری یافت می شود که هم از نظر موضوع و درون مایه و هم از نظر ساختار و نحوه روایت، بسیار به یکدیگر شبیه اند. بی گمان آنچه در تعامل و گفت وگوی میان آثار ادبی کشورها می تواند اهمیتی بیشتر داشته باشد، آثاری هستند که در مسیر اقبال و توجه عام و خاص نقشی بنیادین در جریان سازی ادبی و همراهی با تحولات فکری و اجتماعی ملت خویش دارند. جستار حاضر با هدف مقایسه و تطبیق ژانر فانتزی در دو اثر فوق العاده کودکانه آلیس در سرزمین عجایب، از لوئیس کارول، استاد دانشگاه آکسفورد و هلی فسقلی در سرزمین غول ها، از شکوه قاسم نیا تلاش دارد تا وجوه تشابه و تفاوت فانتزی در ایران و غرب را به نمایش بگذارد. روش تحقیق در پژوهش مذکور کتاب «درآمدی بر مطالعات ادبی تطبیقی» زیگبرت سالمن پراور است. رویکرد دهگانه او در مطالعات تطبیقی کمک می کند تا بستر مناسبی برای شناخت بهتر ادبیات ملی و خارجی فراهم گردد. شالوده اصلی فانتزی در دو اثر مورد بحث، بر تخیل، جادو و قدرت های مافوق طبیعی به صور گوناگون بنا نهاده شده که ریشه در ادبیات پارادوکسیکال (متناقض نما)، اساطیر، ادبیات عامه، افسانه های کهن و قصه های پریان دارد و به اقتضای پرسش های موجود زمانه معنا و مفهوم می یابد و اوضاع فکری و فرهنگی غالب را به نمایش می گذارد؛ با این نتیجه که در کتاب هلی فسقلی، فانتزی به نوعی بازنویسی ادبیات فولکلور و افسانه های کهن است؛ اما در کتاب آلیس در سرزمین عجایب، برآمده از نگاهی آینده گرا و برساخته تخیل جمعی روح غربی برای پناه بردن به دنیای آرمانی و وهمی است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، آلیس در سرزمین عجایب، هلی فسقلی، ژانر فانتزی
  • معرفی و نقد کتاب
|
  • Gholamreza Pirouz, Zahra Moqadasi, Fereshteh Mahmoudi Pages 7-40
    Today, the debate over the comparison of literary works across various linguistic and geographical fields is regarded as one of the most serious issues in literary criticism. The present study is a comparison of two influential literary novels: a Persian novel, The Patient Stone (Sang-E Ṣabur) by Sadeq Chubak and a French novel, Germinal, by Émile Zola. No dynamic literature can overlook the influence of other countries’ literary works. Iranian and French novels yield to comparative analysis. Emil Zola, the founder of naturalism, introduced positivism to literature, and Sadeq Chubak is the Persian representative of this school. Studies show that Zola considers the chief principles of positivism such as empiricism, observations, in detail analysis of surrounding facts, factors such as inheritance, genetics and human physiology. Choubak too, has a preference for features of positivism such as observation and experiment, inheritance and genetics, and rejection of superstitions in The Patient Stone (Sang-Ṣabur) but there exist some differences in methods of applying positivism in these novels, which will be dealt with in this research through comparison. In this article, with a descriptive analytical method, similarities and differences in the positivistic approach of the two writers will be enumerated and analyzed.
    Keywords: Jerminal, The Patient Stone (Sang, e Ṣabur), comparative literature, Naturalism, Positivism, Email Zola, Sadeq Chubak
  • Pedram Lalbakhsh, Mohammad Javad Hajjari Pages 41-78
    The present article investigates the origins, themes, and cultural functions of the Iranian blackface and the American minstrel show according to theories put forward by Steven Tötösy and Claudia Guillén in comparative studies. Accordingly, issues and characteristics such as the blackened face, wit, parody, accent mockery, racism, dance and music, as well as socio-cultural and political satire within both cultures have been compared and contrasted. The researchers believe that despite the common African roots of the black figure in the subgenres of blackface and minstrel show and ridiculing the black in both kinds of the plays under study, the black’s position and function in the Iranian blackface are totally different from the American counterpart; that is itself due to the different socio-cultural background of these two subgenres. Moreover, despite their many similarities, the Iranian blackface has a culturally satirical function while the American minstrel is of a racist nature.
    Keywords: Iranian blackface, minstrel show, racism, comparative genre, socio, cultural criticism
  • Lida Namdari, Babak Farzaneh Pages 79-108
    The present research deals with the common archetypal origin of poems composed by Abdul-Wahab al-Bayati and Mehdi Akhavan Sales, two contemporary poets from Iraq and Iran respectively. The objective of this article is to reveal the way the literature of different nations such as Iran and Iraq, enjoy an organic unity due to common archetypal foundations. This article uses an inductive approach and an analytical-comparative research method to analyze the common manifestations and representations of anima archetype that has been unconsciously woven into the creation of the two literary works. The researchers consider the common motifs within the two works as their archetypal deep structure. The objective of this research is not only to psychoanalyze the two literary pieces, but also to deconstruct two contemporary literary works from Iran and Iraq with an analyticalcomparative approach. This research indicates the potentials of archetypal criticism in comparative studies and reveals the convergence of literary criticism and comparative literature. The result of this study shows that in spite of common archetypal foundations in both texts, the poems of Bayati have deeper archetypal motifs.
    Keywords: Archetypal criticism, comparative literature, Akhavan Sales, Abdul, Wahab Al Bayyati, Jung, collective unconscious
  • Abdollahvalipour, Rogayye Hemmati Pages 109-129
    Comparative literature is a new branch of literary studies which deals with comparisons, impacts and influences of similar literary works in different languages. Two of literary works which have not been surveyed comparatively are Bidel Dehlavi's The Picture of an Event and Oscar Wild's The Picture of Dorian Gray. Though Bidel and Oscar Wild lived far in time and place, their prose works bear plenty of similarities to each other, and can be compared in some aspects; therefore, the writers of the present article tend to study these novels comparatively. To do this, after a quick look at the concepts of comparative literature, we briefly discuss the personal, emotional and other characteristics of the two authors; next, we investigate the parallels between and disparities of the two stories; the results indicate that although Bidel and Oscar Wild have some conflicts in their inclinations, their stories carry some similar deep structures. Furthermore, because of the presence of English government in India during Bidel's epoch, it can be said that Oscar Wild has been probably acquainted with Bidel's The Picture of an Event and has created The Picture of Dorian Gray under its impact.
    Keywords: Comparative literature, Bidel Dehlavi, Oscar Wild, The Picture of Dorian Gray, The Picture of an Event
  • Neda Ghiasi, Ghodsie Rezvanian, Mohammad Azamzadeh Pages 130-160
    Ferdowsi's Shahnameh , the most significant mythical text in Iran, has been a source of interest to artists since the time it was composed. The rich language of Shahnameh, as well as the belief in the status and role of its discourse in establishing the national culture, give it a distinguished position among similar texts. This paper aims to analyze how the metaphorical narrative of Shahnameh affects its iconography. To achieve this goal, Paul Ricoeur's literary theory has been used. Accordingly, the polysemic nature of the metaphorical text yields to reader's interpretations. The scene of "Siavash passing across the fire", that has appealed to illustrators across various art schools, has been chosen in order to demonstrate the importance of Ferdowsi's metaphorical narrative on the interpretations of illustrators. First, the literary theory is explained and then, the text of Shahnameh and the aforementioned episode are evaluated. Next, a number of illustrations from various art schools are compared with the story; afterwards, the importance of the illustrator's interpretation as a reader is indicated. This articler uses an analytic-comparative method and all the data has been collected in the library. This research indicates that, due to the notable differences between illustrations of "Siavash passing across the fire," the question of reader's interpretation, which is itself the result of Ferdowsi's metaphorical approach to mythical and old stories, comes to the fore. Thus, illustrators, as readers of Shahnameh, independently interpret the text and present their own interpretations of Shahnameh through their illustrations.
    Keywords: Ferdowsi's Shahnameh, metaphor, Siavash, illustration, Paul Ricoeur
  • Iran Lak, Ahmad Tamimdari Pages 161-184
    The objective of the American school of comparative literature is to study the cultural relations between nations and find out the similarities and differences in human thoughts. Jung uses the notion of “cultural unconscious” when talking about the common literary and cultural heritage of man. The similar narratives of Ferdowsi's Shahnameh and Homer's Odyssey can be explained via the commonality of the hero’s voyage and return archetype embedded in both works. Archetypal or Jungian criticism is interdisciplinary in nature and is considered one of the approaches in contemporary literary criticism. The researchers use a descriptive-comparative method to show how archetypal criticism within the general framework of American school of comparative literature can shed light on the potentials of archetypal criticism to reveal the similarities in Indo-European epics which share common myths and archetypes.
    Keywords: Archetypal Criticism, Shahnameh, Odyssey, interdisciplinary, Jung, American School
  • Mohammad Reza Farsian, Mahsa Pakdel Pages 185-204
    Louis-Ferdinand Céline and Esmail Fasih are among the greatest writers in French and Persian literatures. The language of Celine and his cynical view of man attracted the attention of many writers in different countries around the world to his works, especially to Journey to the End of the Night. In Iran, the influence of Céline on Persian authors, such as Jalal Al-e Ahmad, has been studied. This article aims to conduct a comparative study between Céline's Journey to the End of the Night and Fasih's Winter 62. In this article, the theme of war has been studied in the two works based on the principles of American school and applying François Jost's theory of "similarities without communication" in Comparative Literature. The findings of this study indicate that these two novels match each other in some aspects such as the satirical language, presence of the same hero in all novels, narrative type, symbolic titles, etc. Appreciation of the martyrs, martyrdom and sacrifice for the homeland are the differences between the two stories. The Iranian novel is rooted in the IslamicIranian culture.
    Keywords: Louis, Ferdinand Céline, Esmail Fasih, war, comparative literature
  • Asiya Zabih, Nia, Razieh Sadat Forouzan Pages 205-228
    Sometimes works are found in the fictional literature of different nations which are similar to each other not only in terms of subject matter and theme but also in terms of structure and narrative style. Undoubtedly, in the interaction and dialogues among the literary works of different countries, those works that have been warmly received by lowbrows and highbrows alike, and move along the literary, intellectual and social development of a nation are of particular significance and can form literary trends. The present study compares the genre of fantasy in two works within the domain of children's literature: Alice in Wonderland by Lewis Carroll, and Halle Tiny in the Land of the Giants by Shokuh Qasemnia. This research demonstrates the similarities and differences in the Iranian and western genre of fantasy. The research methodology is borrowed from Siegbert Solomon Prawer's book, Introduction to Comparative Literary Studies. His approach to comparative studies helps provide an appropriate ground for the recognition of national and foreign literatures. The basic form of fantasy in the two works are based on imagination, magic and supernatural powers traceable in paradoxical literature, mythology, popular and folk literature, old legends and fairy tales. In accordance with the various questions that arise in different intellectual and cultural discourses, these basic forms adopt particular meanings and functions to represent the dominant discourse.The result indicates that in the Halle Tiny, we deal with the retelling of folktales and old legends, while in Alice in Wonderland we encounter a futuristic perspective constructed by the collective imagination of the Western spirit that often tends to take refuge in an idealized and unreal world.
    Keywords: Comparative Literature, Alice in Wonderland, Halle Tiny, Fantasy genre