فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 3 (پیاپی 11، پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/09/06
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا پورحسین صفحه 5
    اندیشه نوآورانه یی که تلاش می شود در نوشتار حاضر بر آن تاکید گردد این است که برخلاف تصور رایج درباره کودکی، کودک، بزرگسال کوچک نما نیست. به سخن دیگر، جهانی که کودک در آن بسر میبرد با جهان بزرگسالان تفاوت دارد. وانگهی «فلسفه و کودک» از منظر روانشناسی تحولی، بمعنای «فلسفه ورزی» و «اندیشه ورزی» است؛ نه یاددادن مفاهیم انتزاعی و صوری. از اینرو، فلسفه برای کودک بمعنی روش و سازوکاری است که کودک را کاوشگر، شگفت زده و پرسشگر بار می آورد و در اینجا ما از آن با عنوان «تعادل جویی» یاد میکنیم که پایه اصلی تحول روانی کودک است .
    مدعای نوشتار حاضر این است که آموزش روند اندیشه یا اندیشه ورزی امکانپذیر است ولی اگر کسی روند و سازوکار آن را بیاموزد، بسادگی درونمایه اندیشه را نیز می آموزد و اگر فکر او پرورش یابد، اندیشه نیز می آفریند .
    با اینهمه، هرچند آموزش اندیشه ممکن است، ولی باید متناسب با «سن تحولی» کودک باشد. کودک باید به درجه یی از «صلاحیت زیستی» برسد که بتوان مفاهیم محتوایی را به وی یاد داد؛ وگرنه یادگیری کودک «طوطی وار و شکننده» خواهد بود. بنابرین، «صلاحیت زیستی» شرط لازم برای آموزش مفاهیم و توانمندی های فکری به کودک است .
    کلیدواژگان: کودک بزرگسال کوچک نما، فلسفه برای کودک روانشناسی تحولی، تعادل جویی، صلاحیت زیستی
  • زهره اسماعیلی، پرستو مصباحی صفحه 15
    تبیین معنای عقلانیت بجهت برخورداری از معیار یقینی برای شناخت، در فضای فکری تکثرگرایانه عصر حاضر، اهمیت اساسی دارد که یکی از جلوه های عینی عقلانیت، در برنامه های آموزشی و تربیتی میباشد. برنامه فلسفه برای کودکان یکی از بحث انگیزترین این برنامه هاست که در حال تزریق به فضای آموزشی جامعه ما میباشد. درک اهمیت معنای عقلانیت، تعمیم صحیح آن به عرصه های دانش، برخورداری از قابلیتها و شناخت حدود و صغور آن علاوه بر اینکه به شناسایی و بکارگیری معیار در امور علمی و حل مسائل معیشتی می انجامد، درک منطقی و موشکافانه یی از معنای عقل در برنامه فلسفه برای کودکان را بدست میدهد. در این نوشتار، ضمن بیان اطلاعات و انواع تقسیمات عقل و جایگاه آن در تربیت دینی، به بررسی مبانی فلسفی فلسفه برای کودکان پرداخته شده و رابطه انواع عقل ورزی با انواع تفکر در برنامه فلسفه برای کودکان، یعنی تفکر انتقادی، تفکر خلاق، تفکر جمعی و تفکر مسئولانه ترسیم گردیده است. این پژوهش درصدد تبیین این مطلب است که عقلانیت در برنامه فلسفه برای کودکان بیش از آنکه متاثر از قابلیتهای کودک بعنوان ارزشهای طبیعی و اکتسابی با قید قابلیت ارتقا در سطح کودکانه باشد، وامدار مولفه های عقل ورزی با معیارهای غیرکودکانه است؛ معیارهایی که برای سنجش رفتارهای عقلانی در مرتبه دیگری از رشد آدمی طراحی شده اند. از سوی دیگر، بجهت تاثیرپذیری برنامه فلسفه برای کودکان در شکل اولیه خود، از مولفه های جریان فکری غالب، یعنی پست مدرنیسم، مطابقت کامل آن با فضای دینی در هاله یی از تردید قرار دارد. این پژوهش به روش تحلیلی توصیفی، با معیار قرار دادن تفسیر معتبر المیزان علامه طباطبایی، درصدد تبیین این مسئله است که در کشور ما با رویکرد بومی دینی به تربیت، اجرای برنامه فلسفه برای کودکان به چه تغییرات محتوایی و غایی نیاز دارد.
    کلیدواژگان: عقلانیت، فلسفه برای کودکان، تربیت دینی، مبانی فلسفی، انواع تفکر
  • مینا خداپناه صفحه 35
    همواره بین عالمان صاحبنظر و انسانهای عادی در درک ماهیت تربیت اختلاف نظر وجود دارد، با این وجود، همه آنها، آن را امری ضروری و حیاتی میدانند. در باب تربیت و چگونگی آن نیز، تعاریف و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد؛ بنابرین هرگونه روشنگری در باب اختلاف دیدگاه ها میتواند ما را در تشخیص رویکرد و رفع ابهام و عدم اختلاط بین آنها یاری رساند. تحقیق حاضر با درک لزوم شفاف نمودن چنین تفاوتهایی به ارائه دیدگاه های تربیتی فارابی، کانت و روسو که در شکلگیری ایده های تربیتی موثر بوده اند، میپردازد.
    بعقیده فارابی، روسو و کانت، همه انسانها دارای یک فطرت مشترک، سالم و نیکند. بطور کلی هدف تعلیم و تربیت نزد آنها چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی به یک نقطه ختم می شود و آن عبارت است از پرورش انسانی دارای سلامتی جسم و روح که به فضایل اخلاقی آراسته شده و مراحل تعلیم و تربیت را برای کمال عقلانی طی کرده است. مقایسه آراء تربیتی این سه اندیشمند بزرگ و تاثیرگذار در مورد اصول و روش های تربیت، مبین آن است که هر سه مربی، تعقل و تفکر را بسیار مهم قلمداد نموده و آن را جزو مهمترین ابزارهای افزایش قدرت و تشخیص در انسان دانسته اند. در پژوهش حاضر، ماهیت انسان، هدف تعلیم و تربیت، اصول تربیتی و مراحل تربیت از دیدگاه کانت، روسو و فارابی مورد بررسی قرار میگیرد.
    کلیدواژگان: تعلیم و تربیت، اصول تربیتی، مراحل تربیت، ماهیت و طبیعت انسان
  • نواب مقربی صفحه 53
    اگر بناست فلسفه برای کودک بصورت بومی ارائه شود، آنچه ما بدان نیازمندیم این است که به کندوکاو در فلسفه اسلامی ایرانی خودمان بپردازیم. پیش از هر چیز و درواقع، پیش از تدوین هرگونه نسخه بومی از برنامه فلسفه برای کودک، ما نیازمند شالوده های فلسفی بومی هستیم. بعبارت دیگر، ما نیازمند «فلسفه کودکی بومی» هستیم؛ فلسفه کودکی میتواند چراغ راه ما باشد. حال سوال اینجاست فلسفه کودکی از دیدگاه صدرالمتالهین که ذروه کمال و جامع جمیع مولفه های حکمت ایرانی اسلامی است، چیست؟ حقیقت این است که ملاصدرا با اینکه درباره کودکی و تعلیم و تربیت کودک کتاب یا رساله مستقلی ندارد ولی با اینهمه میتوان با اتکا به مبانی حکمت متعالیه و دیدگاه های نوآورانه او در باب نظریه شناخت و شناخت شناسی دیدگاه محتمل وی را در باب کودکی و چگونگی رشد کودک و مراحل گوناگون او استخراج و تدوین نمود. نوشتار حاضر میکوشد با اتکا به بصیرتهای برآمده از حکمت متعالیه ملاصدرا به شناسایی و آسیب شناسی بنیادهای فلسفی برنامه فلسفه برای کودکان بپردازد.
    کلیدواژگان: ش، ال، وده ه، ای فلسف، ی ب، رنام، ه فلسف، ه برای کودک حکمت اسلامی، ملاصدرا، فلسفه و کودک
  • میکائیل رسولزاده صفحه 69
    شاید در بازی های جمعی کودکی و بازی های بومی و محلی، در گذشته های نه چندان دور یادتان باشد که برای یارگیری و تشکیل تیم، وقتی همه برای بازی اعلام آمادگی میکردند عده کمی پا پیش میگذاشتند و میگفتند کی از منه؟ در عین حال عده یی منتظر میماندند تا کسی آنها را به بازی گرفته و خیلی که جرئت به خرج میدادند، میپرسیدند: من از کی ام؟اگر کودکی خود را به یاد آورده و بازی های خودمان را از بایگانی ذهن خود بیرون بیاوریم، متوجه خواهیم شد که ما با آن بازی های کودکانه رشد کرده بزرگ شده ایم و شخصیت خود را ساخته ایم، دوست پیدا کرده ایم و احساسات و عواطف خود را با آن تکامل بخشیده ایم و اجتماعی شدن را در قالب بازی ها فرا گرفته ایم. میزان قابل توجهی از فضیلتهای فکری که به فضیلتهای عملی ما انجامیده، مدیون همین بازی های بومی محلی کودکی هایمان است. یکی از موضوعاتی که در سنجشگرانه اندیشی مطرح است، موضوع «فضیلتهای فکری» است. فضیلتهای فکری ویژگی های فکری مثبتی هستند که برخورداری از آنها به ما کمک میکند تا بهتر بیندیشیم. در این مختصر به معرفی فضیلتهای فکری نظیر تواضع فکری، شهامت فکری، همگامی فکری، استقلال فکری، صداقت فکری، پشتکار فکری، اطمینان به عقل، انصاف و تبیین اصول فضیلتهای فکری مطروحه در بازی های بومی و محلی کودکان میپردازیم. در حال حاضر بازی های کامپیوتری و تلویزیونی باعث فراموشی و انزوای این بازی های اصیل شده و کودکان از فضیلتهای گذشته بی نصیب مانده اند .
    کلیدواژگان: فضیلتهای فگری بازیهای بومی، محلی کودکان
  • حسن مرادی، سحر موسی وند، فهیمه نظام الاسلامی صفحه 81
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی مضامین فلسفی در داستانی برای کودکان، با هدف آموزش فلسفه اسلامی برای کودکان است. با توجه به اینکه خاستگاه و ساختار اکثر برنامه های فلسفه برای کودک، اندیشه های متفکران غربی است، باید متناسب با تفکر و فرهنگ ایرانی اسلامی، به بازنویسی متون کهن و یا خلق آثار جدیدی در زمینه فلسفه برای کودکان پرداخته شود. در راستای تحقق این مقصود، با طرح داستانی نشئت گرفته از فرهنگ فلسفه اسلامی برای کودکان و طرح سوالاتی برگرفته از محتوای داستان، سعی بر آموزش مضامین فلسفی است که کودکان را وادار به اندیشیدن در رابطه با مسائلی میکند که در حیطه آموزش به کودکان کمتر مورد توجه واقع میشود. در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی سعی بر این است که میتوان با داستانی برگرفته از تفکر و فرهنگ بومی، چگونه اندیشیدن را به کودکان آموزش داد.
    کلیدواژگان: فلسفه برای کودکان، هستی شناسی، معرفت شناسی، ارزش شناسی، مضامین فلسفی
  • رحیم بدری گرگری، انور نویدیان صفحه 95
    تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش فلسفه بر قضاوت اخلاقی و خودکارآمدی هیجانی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام گرفته است. جامعه مورد نظر، کلیه دانش آموزان سطح شهر مریوانند که به روش نمونه گیری خوشه یی چندمرحله یی دو کلاس در مدرسه یی انتخاب شدند و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پکیج مورد استفاده برای تدریس فلسفه مجموع پانزده داستان از داستانهای میشل پیکمال بود. ابزار سنجش تغییرات هم عبارت است از خودکارآمدی هیجانی که توسط طهماسبیان با استفاده از نمونه کودکان و نوجوانان اعتباریابی شده که میزان آن را (88/0) اعلام نموده است. دیگری پرسشنامه قضاوت اخلاقی که میزان اعتبار آن توسط زادشیر و دیگران (55/0) اعلام شده است و پس از جمع آوری داده ها، با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها حاکی از آن است که آموزش فلسفه برای کودکان در پایه پنجم دبستان بر روی قضاوت اخلاقی آنها تاثیر داشته و معنادار است. اما این برنامه بر روی خودکارآمدی هیجانی آنها تاثیر معناداری نداشته است.
    کلیدواژگان: آموزش فلسفه، خودکارآمدی، هیجانی، قضاوت اخلاقی
|
  • Reza Pourhossein Page 5
    The innovative idea emphasized in this paper suggests that, unlike the common belief, a child is not a small adult. In other words, the world of a child is different from that of an adult. From the viewpoint of evolutionary psychology, philosophy for children means becoming involved in philosophizing and contemplation and not learning a series of abstract and formal concepts. Accordingly, philosophy for children refers to a method and mechanism which persuades children to research, wonder about, and inquire about different topics. Here, we refer to it as a balance-seeking method, which is the main basis of children’s psychological development. The writer claims that it is possible to teach them the process of thinking; however, if someone learns the related process and mechanism, they will easily learn about the content of thinking, and if their thoughts are developed, they will be able to create ideas. Although teaching thinking is possible, it must match the “evolutionary age” of children. Before one can teach them substantial concepts, they should have reached the required biological potential; otherwise, their efforts will only result in a fragile type of rote learning. Therefore, “biological readiness” is the necessary condition for children to learn philosophical concepts and develop their thinking abilities.
    Keywords: child as a small adult_biological readiness_philosophy for children in evolutionary psychology_balance_seeking
  • Zohreh Ismaili, Parastoo Mesbahi Page 15
    Clarifying the meaning of rationality in order to provide a certainty criterion for knowledge is of vital importance in the pluralistic intellectual atmosphere of the present period. One of the most debated programs in the world of today is the Philosophy for Children Program, which is now being introduced into the educational system of our society. Learning about the significance of the meaning of rationality, its correct generalization to different scientific fields, its potentials, and its advantages and limitations not only results in identifying and employing a trustworthy criterion when dealing with scientific matters and everyday affairs, but also provides a logical and analytic perception of the meaning of intellect in the Philosophy for Children Program. In this paper, while discussing different classifications of the intellect and its place in religious education, the authors have examined the philosophical principles of philosophy for children and presented the relationships between different types of intellection and different types of thinking (critical thinking, creative thinking, collective thinking, and responsible thinking) in the Philosophy for Children Program. This study aims to demonstrate that, in the Philosophy for Children Program, rationality, more than being influenced by children’s potentials as natural and acquired values which can be promoted at a childish level, is indebted to the elements of intellection based on certain non-childish criteria which have been designed to evaluate rational behaviors at a different level of human growth. On the other hand, because of the influence of the elements and features of the dominant philosophical trend, that is, post-modernism, on the Philosophy for Children Program, the conformity between this program and the religious atmosphere of the country is under question. Following the analytic-descriptive method and employing Tafsir al-mizan by ‘Allamah Tabataba’i as the criterion, this study aims to discuss the required changes in the execution of the Philosophy for Children Program in terms of its content and goals in order to bring it into agreement with our country’s native and religious approach to education.
    Keywords: rationality, Philosophy for Children, religious training, philosophical principles, types of thinking
  • Mina Khodapanah Page 35
    There has always been some disagreement among experts and ordinary people regarding their understanding of the nature of education. However, both groups admit that it is a necessary and vital element in human life. There are also various definitions for education and various views regarding its nature. Therefore, the clarification of the related controversies can assist us to identify the adopted approaches, remove the potential ambiguities, and avoid confusing them with each other. The present study, while emphasizing the necessity of explaining the existing differences, refers to the educational views of Farabi, Kant, and Rousseau, who played influential roles in developing educational theories and ideas. According to these three thinkers, all human beings have a common good and healthy primordial nature. Generally speaking, they believe that the ultimate goal of education, whether in its individual or social dimension, is to train a human being who enjoys physical and mental health and ethical virtues and has passed through different educational levels in order to attain intellectual perfection. A comparison of the educational views of these three prominent thinkers regarding educational principles and methods indicates that intellection and thinking are extremely important to all of them, and they consider them to be among the most crucial tools of increasing the power of perception and recognition in human beings. The present paper explores Man’s nature and the goals, principles, and various stages of education in Kant, Rousseau, and Farabi.
    Keywords: education, training, stages of education, principles of education, human nature
  • Nawwab Muqarrabi Page 53
    If philosophy is to be presented in a nativized version, we initially need to explore our own Iranian-Islamic philosophy. In fact, more than everything else and before devising any native version of the Philosophy for Children Program, we need to refer to our own native philosophical principles. In other words, we need to learn about our “native philosophy of childhood”, which can function as a useful guide in gaining our purpose. Now, the question is: What is the philosophy of childhood in the view of Mulla Sadra, who is the master of all principles and elements of the Iranian-Islamic wisdom? The truth is that, although he never wrote an independent book or treatise on childhood and the training and education of children, we can infer his ideas about childhood, the development of children, and the stages of their growth based on the fundamental principles of the Transcendent Philosophy and his innovative ideas regarding the theory of knowledge and epistemology. In the light of the insights rooted in Mulla Sadra’s Transcendent Philosophy, this paper aims to identify the philosophical bases of the Philosophy for Children Program and elaborate on its pathology.
    Keywords: philosophical foundations of the Philosophy for Children Program, Islamic wisdom, Mulla Sadra, Philosophy, Children
  • Mikaeel Rasulzadeh Page 69
    Perhaps, we can remember that in a not very distant past, when children became ready to play some group games or native and local games, a few players volunteered for recruiting players for their teams and asked, “Who is with me?” At the same time, some players waited to be recruited or asked daringly, “To which team do I belong?” If we remember our own childhood and the games that we played at that time, we will understand that we grew up, built our own personalities, found friends, developed our feelings and emotions, and learnt about social life while playing those childish games. We owe a considerable amount of our philosophical virtues which have led to our practical virtues to the same native-local games of our childhood. One of the noteworthy topics in the field of critical thinking is philosophical virtues. They consist of positive thinking characteristics which contribute to better thinking. In this paper, the writer has dealt with a number of philosophical virtues, such as philosophical modesty, philosophical courage, philosophical synchrony, philosophical independence, philosophical honesty, philosophical perseverance, trusting wisdom, and justice. He has also explained the principles of the proposed philosophical virtues in children’s native and local games. Presently, computer and TV games have resulted in forgetting these original games and depriving children from the virtues that were greatly appreciated in the past.
    Keywords: philosophical virtues, native, local games, children
  • Hassan Moradi, Sahar Mousivand, Fahimeh Nezam Al Islami Page 81
    This study aimed to examine some philosophical themes in a story for children with the purpose of teaching Islamic philosophy to them. Given the fact that most of the philosophy for children programs are rooted in the theories of Western thinkers and follow them in terms of structure, it is necessary to rewrite ancient texts or create some new works in the field of philosophy for children in conformity with the Iranian-Islamic culture and philosophy. In line with this purpose, through creating a story originated in the culture of Islamic philosophy for children and raising some questions in relation to the content of the story, the researchers tried to teach some philosophical concepts which make children think about some problems which do not receive much attention in the field of children’s education. Following the analytic-descriptive method of research, the authors aimed to demonstrate how we can teach philosophical thinking to children by using stories with a taste of native culture and thoughts.
    Keywords: Philosophy for Children, ontology, epistemology, axiology, philosophical themes
  • Rahim Badri Gargari, Anvar Navidiyan Page 95
    The present paper investigated the impact of teaching philosophy on the moral judgment and emotional self-efficacy of primary school fifth-graders. The target population consisted of all fifth-graders of Marivan city, and the research sample was chosen following a multilevel cluster sampling method. The participants were later divided into two control and experimental groups randomly. The package used for teaching philosophy included 15 stories by Michel Piquemal. The data collection instruments consisted of an emotional self-efficacy questionnaire (r=0.88) and a moral judgment questionnaire (r=0.55). The results of the questionnaires were quantitatively analyzed using the SPSS program. The test of Analysis of Covariance (ANCVA) was used to check the effects of the treatment on the dependent variables of this study. The research findings indicated that teaching philosophy to primary school fifth-graders has a significant effect on their moral judgment; however, it has no such effect on their emotional self-efficacy.
    Keywords: teaching philosophy, emotional self, efficacy, moral judgment