فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 27، بهار و تابستان 1395)
  • سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 27، بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/04/27
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمد اصغری*، ندا محجل صفحات 1-21
    در این مقاله سعی شده است فهم دینی کرکگور از «سوبژکتیویته» با استناد به گفته های او به ویژه در دست نوشته ها و سایر نوشته هایش تبیین شود. او مفاهیم کلیدی نظیر «مسیحیت»، «حقیقت»، «شور»، «خدا»، و «ایمان» را برای توصیف و تبیین «سوبژکتیویته» به کار می برد. برای مثال تلقی وی از مسیحیت به مثابه «سوبژکتیویته» با تلقی رایج و عمدتا تاریخی از مسیحیت که عمدتا درک ابژکتیو از آن دارند کاملا متفاوت است. مسیحیت از نظر این متفکر عمدتا در قالب آموزه ها مطرح می شود و چیزی که برای او حائز اهمیت است مسیحی شدن است، نه این که مسیحیت چیست. کرکگور به دنبال آن است که در برابر سوبژکتیویته فلسفی (معرفت شناختی) فلسفه مدرن نظیر تفکر دکارتی و کانتی موضعی انتقادی اتخاذ کند. باید گفت که کرکگور با سوبژکتیویته سروکار دارد، نه سوبژکتیویسم که یک مسئله معرفت شناختی است و او علاقه ای به آن ندارد. بنابراین هدف این مقاله این است که ماهیت دینی سوبژکتیویته و فهم دینی از آن را در نوشته های این متفکر دانمارکی نشان دهد.
    کلیدواژگان: سوبژکتیویته، مسیحیت، حقیقت، ایمان، کرکگور
  • میترا (زهرا) پورسینا* صفحات 23-45
    از دید غزالی، انبیا (ع) تاثیری بنیادین در رساندن سایر انسان ها به عالی ترین مرتبه معرفتی دارند. این تاثیر، علاوه بر این که در حوزه تعلیم حقایق به انجام می رسد، تاثیری تربیتی است که با ایجاد تغییر در ساحت های عاطفی ارادی انسان ها ساحت معرفت را به مرتبه یقین و به سطح مکاشفه می رساند. نقش تربیتی انبیا هدایتگری «سفری» است که انسان در نفس خود به سوی حقیقت در پیش می گیرد تا «قابلیت» دریافت حقایق را بیابد. رسیدن به این قابلیت مستلزم «تسویه» و «اعتدال» و «انسجامی نفسانی» است، تا وی «یکسره» به حقیقت توجه یابد. انسان ها در مواجهه با نبی قالب زبانی مکاشفه او را دریافت می کنند. تبعیت از دستورات شرع و پیروی از حرکات و سکنات و اقوال و افعال انبیا انسان ها را در سفری معرفتی همراهی می کند که غایت آن ظهور عالی ترین مرتبه معرفتی در ایشان است. در این مرتبه است که طالبان معرفت می توانند به «فهم» و «تاویل» باطن حقایق شرع و معرفت به واقعیت های روحانی دست یابند، که شامل موجودات روحانی و ربط و نسبت های میان موجودات و معنای وجود آنها می شود.
    کلیدواژگان: تربیت دینی، نقش تربیتی انبیا، تسویه نفس، باطن شرع، غزالی
  • ام هانی جراحی، عبدالرسول کشفی* صفحات 47-68
    از مسائل مرتبط با «دعای حاجت»، چگونگی تاثیر این نوع دعا بر جهان مادی است، جهانی تحت حاکمیت قوانین استثناناپذیر. از یک سو، اجابت دعا امری قطعی تلقی می شود و از سوی دیگر، قوانین جهان طبیعت نقض ناپذیر محسوب می گردد. در باب این مسئله، مقاله به بررسی تطبیقی آرای دو متفکر، استاد مرتضی مطهری و النور استامپ، می پردازد، دو متفکری که جهان را قانونمند و در عین حال دعا را نیز موثر می دانند. یافته های تحقیق نشان می دهد باور به «اختیار» از مهم ترین مبانی ای است که هر دو فیلسوف به آن پای بندند. تفاوت مهم دو اندیشمند دیدگاه آنها در باب تعین گرایی است. استاد مطهری به تعین گرایی قائل است و از طریق بحث قضا و قدر می کوشد پاسخی برای مسئله پیش گفته بیابد، در حالی که النور استامپ تعین گرایی را انکار می کند و با پذیرش عدم قطعیت، راه خود را برای علت معد دیدن خداوند علاوه بر علت مفیض بودن او باز می کند و از این طریق مسئله دعا را پاسخ می گوید.
    کلیدواژگان: دعا، نظم طبیعی جهان، قانون علیت، قضا و قدر، مطهری، استامپ
  • افلاطون صادقی* صفحات 69-89
    در زبان بشری الفاظی وجود دارد که در زبان دینی به نحو مشترک به خدا و مخلوقات نسبت داده می شود. نسبت این الفاظ به خدا و انسان به نحو مشترک لفظی و مشترک معنوی منجر به دیدگاه تشبیه و تعطیل می شود که از چالش های الهیاتی است. اندیشمندان اسلامی برای حل این چالش به معنا و مفاهیم تشکیکی این الفاظ متوسل شده اند. ملاصدرا، با مبانی فلسفی خود، برای حل این مسئله نظری را طرح کرده که می توان آن را الهیات تشکیکی نامید. توماس آکویناس متفکر مسیحی در توجیه نسبت این الفاظ نظریه ای را بیان نموده که به الهیات تمثیلی معروف است. این نظریه در جوامع علمی غربی و اسلامی مورد نقدهایی قرار گرفته است. با تحلیل معناشناختی واژه های کلیدی نظریه آکویناس و تبیین محتوای آن می توان نشان داد که دیدگاه او با تفاوت هایی همان نظریه الهیات تشکیکی است. او در این زمینه از ابن سینا متاثر است.
    کلیدواژگان: الهیات تمثیلی، الهیات تشکیکی، توماس آکویناس، ملاصدرا
  • علی صادقی* صفحات 91-118
    این مقاله، پس از بیان مختصر چند نکته مقدماتی در خصوص ماهیت و نوع صورت بندی مسئله واقع گرایی/ناواقع گرایی، ابتدا به شرح و مقایسه دو نوع از انواع ناواقع گرایی دینی یعنی دیدگاه های دان کیوپیت و دی. زی. فیلیپس می پردازد. مستمسک کیوپیت برای ناواقع گرایی نوعی خوانش از آرای فلاسفه مدرن (خصوصا نیچه) و عزیمتگاه فیلیپس به سمت ناواقع گرایی فلسفه زبان متاخر ویتگنشتاین بوده است. بر اساس این مبادی، ناواقع گرایی این دو در پیوند با نفی متافیزیکی اندیشی و نوعی از نسبیت گرایی قرار گرفته و به هنگام مواجهه با حوزه دین سبب رد سویه های نظری دین و اصالت بخشی به جنبه های عملی و پراتیک آن شده است. پاسخ پل بدام به عنوان یک واقع گرا متوجه همین نکته اخیر بوده و کوشیده است نشان دهد که انجام دادن اعمال و مناسک دینی در غیاب جنبه های مفهومی و نظری ممکن نیست، و واقع گرایی در مورد متعلق عبادات عنصری اساسی است. در انتهای مقاله، تلاش شده تا ضمن نقد این انواع از ناواقع گرایی بحران های آن برجسته شود. همچنین نحیف بودن واقع گرایی بدام مسئله دیگری است که بدان اشاره شده است.
    کلیدواژگان: واقع گرایی دینی، ناواقع گرایی دینی، نسبیت گرایی، کیوپیت، بدام، فیلیپس
  • داود صدیقی*، امیر عباس علیزمانی صفحات 119-142
    جعل و کشف معنا دو دیدگاه بنیادین در معنای زندگی هستند که هر کدام موافقان و مخالفانی را به خود اختصاص داده اند. سارتر با تبیین وجود فی نفسه و وجود لنفسه، و همچنین مفاهیمی همچون امکان ناضرور، آزادی و فردیت، ابتدا جهان را از هر معنایی تهی می کند و سپس برای استعلای خویش و همچنین عدم انفعال، در پی جعل معناست. بنابراین، در این حوزه، سارتر را می توان یک ناشناخت گرا و سوبژکتیویست خواند و از این رو انتقادات مربوط به این دو نحله به سارتر نیز تعلق می گیرد. برای نمونه، سارتر با سوبژکتیو دانستن معنا امکان هر گونه داوری معرفتی را درباره صدق و کذب دیدگاه اخذشده از بین می برد. در عین حال، به نظر می رسد، با توجه به مبانی معرفتی ناشناخت گرایان و سوبژکتیویست ها، می توان از قوت این نقد کاست. همان طور که می دانیم، تاکید سارتر و سایر اگزیستانسیالیست ها بر جعل و یا کشف معنا شدیدا وابسته به فرد و ساختار سوبژکتیو اوست. بنابراین به نظر می آید با توجه به بنیان های فلسفی سارتر، نقدهای مبتنی بر شناخت گرایی بر سارتر وارد نباشد.
    کلیدواژگان: ژان پل سارتر، معنای زندگی، وجود فی نفسه، وجود لنفسه، ناشناخت گرایی، سوبژکتیویسم
  • مسعود طوسی سعیدی* صفحات 143-164
    نظریه های معنای زندگی را در یک تقسیم بندی کلان و اجمالی می توان به دو دسته دیدگاه های طبیعت گرا و غیرطبیعت گرا افراز کرد. یکی از اشکالات همیشگی وارد بر دیدگاه های طبیعت گرا ناتوانی آنها در حل معضل پوچی است؛ طبیعت گرایی خوش بینانه عنوان ایده ای است که مدعی شده بر مبنای پیشرفت های علمی و دستاوردهای فناورانه می توان، در عین پای بندی به طبیعت گرایی، از معضل پوچی رهایی یافت. در این مقاله، با تاکید بر دیدگاه های لئو تولستوی و تامس نیگل درباره معضل پوچی، طبیعت گرایی خوش بینانه، بر مبنای دیدگاه دن ویجرز، با یک صورت بندی استدلالی تقریر می شود. همچنین، به منظور داوری درباره کارآمدی طبیعت گرایی خوش بینانه در رهایی یافتن از معضل پوچی، مبانی و پیشفرض های معناشناختی، معرفت شناختی، و انسان شناختی آن از جمله جعل گرایی، علم گرایی و فیزیکالیسم مورد بررسی و واکاوی قرار می گیرد و نشان داده می شود که این دیدگاه، بر خلاف ادعای مطرح شده از سوی ویجرز، قابلیت حل معضل پوچی را ندارد، بلکه مویدی بر ناتوانی طبیعت گرایی در حل معضل پوچی است.
    کلیدواژگان: معنای زندگی، طبیعت گرایی خوش بینانه، پوچی، دن ویجرز، تامس نیگل
  • وحیده فخار نوغانی، سید مرتضی حسینی شاهرودی* صفحات 165-182
    پرسش از «رابطه زبان دین و واقعیت» از جمله مسائل مهم در حوزه زبان دین محسوب می شود. با توجه به اهمیت مبانی هستی شناخی ومعرفت شناختی در بررسی رابطه زبان دین و واقعیت، در این پژوهش تلاش شده است تا دیدگاه ملاصدرا در دو محور اساسی «رابطه زبان دین و واقعیت» و «کیفیت حکایتگری زبان دین از واقعیت» با توجه به مبانی یادشده بررسی شود. نتایج این پژوهش حاکی از این است که در حکمت متعالیه، وجود شواهدی مانند انتقادات جدی ملاصدرا نسبت به برآیندهای غیرقابل پذیرش رویکرد ناواقع گرایی، تبیین ارتباط مرتبه ظهور لفظی کلام الهی با مراتب فوق آن بر اساس کثرت در مظاهر وجود و همچنین فهم معانی کلام الهی در پرتو اصل تطابق و تناظر عوالم هستی، بر رویکرد واقع گرایانه نسبت به زبان دین دلالت دارد. علاوه بر این، در حکمت متعالیه، با توجه به نقش انسان کامل در ظهور تفصیلی عالم واقع، نه تنها تمامی توصیفات انسان کامل از واقعیت عین صدق است، بلکه سایر توصیفات نیز بر اساس مطابقت با توصیف انسان کامل متصف به صدق می گردد.
    کلیدواژگان: زبان دین، واقعیت، ملاصدرا، واقع گرایی، انسان کامل
  • محمد معارفی*، محسن فیض بخش صفحات 183-203
    از زمانی که گودل تلاش کرد صورت بندی ای منطقی از برهان وجودی ارائه دهد، بحث های قابل توجهی درباره اعتبار برهان وی صورت گرفته است. برای مثال، سوبل تلاش می کند کاستی های برهان گودل را نشان دهد. پتر هایک، منطق دان و ریاضی دان اهل جمهوری چک، تلاش می کند برهان وجودی گودل را به نحوی بازسازی کند که از انتقادات سوبل در امان باشد. به باور او، اگر برهان در سیستم موجهه S5 با اندکی تفاوت بازسازی شود، می تواند از انتقادات سوبل در امان بماند. در عین حال، هایک معتقد است اثبات اعتبار برهان وجودی ارتباطی به اثبات وجود خداوند ندارد. در این نوشته، ابتدا شرحی از بازسازی هایک از برهان وجودی ارائه و این نکته نشان داده می شود که چگونه این نسخه هایک از برهان مسئله شکست وجهی برهان را که نسخه گودل با آن مواجه است حل می کند. آنگاه تلاش می شود ادعای اخیر هایک درباره بی ارتباطی الهیاتی برهان در قالب دعاوی فیلسوفانی نظیر ویلیام رو و باس ون فراسن فهمیده و ارزیابی شود. در اینجا نشان خواهیم داد که در فرض خاصی می توان نشان داد که چنین برهانی می تواند به اثبات وجود خدا مرتبط باشد.
    کلیدواژگان: برهان وجودی، کورت گودل، پتر هایک، جردن هاوارد سوبل
  • منصوره ملکی، حسین هوشنگی* صفحات 205-222
    سعادت از منظر توماس آکویناس خیر کاملی است مبتنی بر غایت نهایی و پس از رویت خداوند در جهان باقی به دست می آید. سعادت مورد نظر آکویناس سعادت کامل یا اخروی است، که در مقابل سعادت ناکامل یا دنیوی قرار دارد. سعادت ناکامل یا دنیوی از متلبس شدن به فضایل عقلانی و اخلاقی حاصل می شود و مقدمه رسیدن به سعادت کامل است، سعادتی که در پناه لطف حق در فضایل الهیاتی احسان و امید و ایمان متبلور می شود. آکویناس برای توضیح موضوع حقیقی سعادت موضوعات احتمالی دیگر سعادت همچون ثروت، افتخار، شهرت، قدرت، خیر جهانی، و لذت را رد می کند و متذکر می شود که موضوع سعادت خیر کاملی است که راه رسیدن به آن در نفس انسانی قرار داده شده است. او بر این باور است که بهجت و صحت اراده از لوازم ضروری سعادت کامل است، ولی جسم انسانی به صورت پیشینی و پسینی برای رسیدن به سعادت حقیقی لازم است. همچنین خیرهای خارجی و همراهی دوستان انسان را در وصول به سعادت ناکامل که مقدمه سعادت کامل است یاری می دهند.
    کلیدواژگان: سعادت، فضیلت، خیر، رویت خداوند، توماس آکویناس
|
  • Mohammad Asghari *, Neda Mohajel Pages 1-21
    This article tries to show that there is a religious understanding of “Subjectivity” in all writings of Soren Kierkegaard, especially, Concluding Unscientific Postscript and other works. He uses key concepts such as Christianity, truth, passion, God, faith for describing and explanation of “subjectivity”. For Kierkegaard, Christian faith is not a matter of regurgitating church dogma. It is a matter of individual subjective passion, which cannot be mediated by the clergy or by human artifacts. For example, he criticizes the current attitude to Christianity, mainly based on objective and historical attitude. In addition, it can be said that, by means of these concepts, he wants to introduce existentialistic subjectivity instead of modern philosophical subjectivity (Cartesian and Kantian one). It seems that most of the thinkers tend to confuse Kierkegaard's discussion of subjectivity with subjectivism. Kierkegaard stresses the former, and need not be seen as advocating the latter. Kierkegaard is not particularly interested in epistemological theories of objective truth. He is simply not all that concerned with the status of ordinary empirical or scientific truths. Rather, as a primarily ethico-religious thinker, his concern is with truth as it pertains to the existing individual.
    Keywords: Subjectivity, Christianity, Truth, Faith, Kierkegaard
  • Mitra (Zahra) Poursina* Pages 23-45
    According to al-Ghazali, prophets exert a profound effect on bringing other people to the highest degree of knowledge. In addition to teaching people the truths, prophets have a training role that brings knowledge to the level of certainty through changing the emotional-volitional realms. I shall show analytically that the prophet's training role leads to a "journey" to the truth that one takes in his soul, in order to achieve "the ability" of comprehending the truth. Achieving this ability requires a "settlement", "moderation" and "consistency of the self", so that one notices the truth "entirely". People faced with the prophet, receive his revelation in a lingual form. Obeying the Sharia and following the prophet's commands and deeds accompanies people on an epistemic journey which ends with the highest level of knowledge. In this level, the people looking for the truth can achieve the "understanding" of the Bātin (the hidden meaning) of the Sharia, as well as the knowledge of the spiritual realities, including spiritual beings as well as the relationship between them and the meaning of their existence.
    Keywords: Prophets, Role of Training, Settlement of the Self, Bātin, al, Ghazali
  • Omehani Jarrahi, Abd Al Rasool Kashfi * Pages 47-68
    Among the different kinds of prayers, petitionary prayer faces most philosophical challenges. One of them is about the efficacy of this sort of prayer in a world having inclusive laws. The problem has two presumptions. First, the divine answer to petitionary prayer is granted, and secondly, there is no violation in natural laws. To consider this problem, we have examined two philosophers’ views, Mortaza Mutahhari and Eleonore Stump. Although Mutahhari does not address the problem explicitly, we can find the bases for coping with it in his works. Stump, however, considers the problem explicitly. First, she proves the possibility of prayer in such a world. Secondly, by appealing to some notions in modern physics, she offers an explanation of how this possibility can be actualized. On the other hand, Mutahhari's answers are focused on the compatibility of prayers with the other laws of nature. So, he believes that the petitionary prayer is a law among the other laws in the cosmos.
    Keywords: Prayer, Orderly cosmos, Causality, Mutahhari, Stump
  • Aflatun Sadeghi * Pages 69-89
    There are attributes in the ordinary language that have been commonly attributed to God and His creatures. Ascribing these attributes to God and His creatures univocally or equivocally leads respectively to anthropomorphism and agnosticism. To solve this problem, some Islamic thinkers have appealed to the gradational meaning of these attributes. Mulla Sadra has presented a theory for this problem that based on his philosophical principles and can be called “gradational theology”. St. Tomas Aquinas has tried to cope with the problem by appealing to the doctrine of Analogy. This theory has been criticized both by Islamic and Christian thinkers. By the semantic analysis of the key words of Aquinas’s theory, it can be said that his theory is similar to the gradational theology with some slight differences. Besides, it can be said that concerning this problem, he was influenced by Avicenna. This article seeks to explain this claim in an analytic-descriptive way along with comparing the theories of Mulla Sadra and Thomas Aquinas.
    Keywords: Analogical theology, Gradational theology, Thomas Aquinas, Mulla sadra
  • Ali Sadeqi * Pages 91-118
    Realism/anti-realism controversy has always been crucial in the history of philosophy, so that it has affected all philosophical areas, including religious belief, in which admitting realistic/anti-realistic approach has a wide range of influences in all religious concepts. After shedding some lights on preliminary issues concerning the nature and kinds of formulation of realism/anti-realism controversy, the present study is aimed at analyzing and comparing two kinds of Anti-realism: Don Cupitt’s one which relies on his reading of modern philosophy (especially Nietzsche’s), and D. Z. Phillips’s one which uses Wittgenstein’s later philosophy of language. Based on these foundations, they end with elimination of metaphysics and lead to one kind of relativism. So, application of these views on religious belief leads their attention to practical aspects rather than conceptual and theoretical ones. At this very point, Paul Badham, on the contrary, believes as a realist that performing rituals and prayers, in the absence of religious notions would be impossible, and having a realistic approach to the one who is worshiped (namely God), is an inherent part of religious practices. Finally, we show that these kinds of Anti-realism face with the problems which are insurmountable. Also, we will show that Badham’s Realism is not strong enough to cope with Ani-realism
    Keywords: religious realism, religious anti, realism, relativism, Cupitt, Badham, Phillips
  • Davoud Sedighi *, Amirabbas Alizamani Pages 119-142
    Invention and discovery of the meaning are two rival theories of the meaning of life. With explanation of being for itself and being in itself, Sartre, first of all, empties world from all the meanings and then, for the sake of self-transcendence and avoiding passiveness, is in search of invention of the meaning. So, Sartre can be called a subjectivist and non-cognitivist. Therefore, the defects of these schools can also be attributed to Sartre’s theory. One of the most important criticisms is the impossibility of epistemic judgment. According to Sartre, if the meaning is absolutely personal and subjective, then no epistemic judgment about truth or falsity of beliefs would be possible. But, according to the epistemic principles of non-cognitivists and subjectivists, it seems that we can decrease the power of criticism. The insistence of Sartre and existentialists on the subjectivity of meaning implies that the cognitivist criticisms have nothing to do with Sartre.
    Keywords: Jean P. Sartre, Meaning of Life, being in itself, being for itself, contingency, cognitivism, non, cognitivism
  • Masud Tusi Saeedi * Pages 143-164
    Theories of the meaning of life can be classified into naturalistic and not-naturalistic ones. One of the most popular objections to the naturalistic ones is that they have no way to escape from the problem of the Absurd. But the optimistic naturalism as an idea that can be claimed on the basis of scientific progress and technological achievements, and also with commitment to naturalism, was to get rid of the problem of the Absurd. In this paper, with respect to Leo Tolstoy’s and Thomas Nagel’s views about the Absurd, optimistic naturalism, as Dan Weijers has theorized, is explained in an argumentative form. Also for evaluating Optimistic Naturalism in solving the problem of the Absurd, I have analyzed the sematic, epistemological and anthropological bases of the theory and shown that, contrary to Weijers, it cannot solve the problem of the Absurd. Rather, it can be counted as an evidence for verifying that Naturalism is incapable of coping with the problem.
    Keywords: Meaning of Life, Optimistic Naturalism, the Absurd, Scientific Advancement, Dan Weijers
  • Vahide Fakhar Noghani, Sayyid Morteza Hoseini Shahrudi * Pages 165-182
    The relationship between religious language and reality is an important issue in the debate on religious language. Ideas and theories which have been raised on this issue can be divided into two categories of "religious realism" and "religious non-realism". In this study, we shall explore the ideas of Mulla Sadra on "the relationship between religious language and reality" and "how religious language narrates reality". In addition, this study aims at offering a completely new and modern explanation of these issues based on the ontological and epistemological principles of Transcendental Philosophy of Mulla Sadra
  • Mohammad Maarefi *, Mohsen Feyzbakhsh Pages 183-203
    Since 1970, when Gödel tried to provide a new articulation of the so called ontological argument, many considerable discussions has been emerged due to assessment of his argument's validity and soundness. For example, Sobel tries to show some defects of Gödel's argument. Petr Hájek, the eminent logician and mathematician, tries to save this argument from Sobel's critiques by some small amendments. According to him, if we articulate this argument in S5 system of modal logic with a few changes, we can have a safe argument. Besides, Hájek believes that this argument is of little interest from theological perspective. In this article, after a survey of Hájek’s work, we shall try to put this later claim under scrutiny and show the theological relevance of the argument. Finally, we show that despite the fact that Hájek and many other logicians consider Gödel's argument just as a "formal model" of an ancient argument, this argument seems a bona fide and justified argument for God’s existence.
    Keywords: ?ontological argument, Kurt G?del, Petr H?jek, Howard Sobel
  • Mansooreh Maleki, Hosein Hooshangi * Pages 205-222
    Happiness according to Thomas Aquinas is the perfect good which is obtained upon seeing God in after life. The happiness which Aquinas refers to is the perfect happiness against imperfect happiness. Imperfect happiness is obtained by depending on intellectual and moral virtues and is the pre-requisite to perfect happiness which flourishes by the mercy of God, theological virtues, charity, hope and faith. In order to explain the subject of happiness, he rejects other possible subjects of happiness such as wealth, fame, glory, power, mundane good and proceeds by pointing that happiness is a perfect good whose path is implanted in the soul of human being. He believes that delight and rectitude of the will are the necessary means of happiness; yet human body is necessary for reaching happiness both in the corporeal life and the afterlife. External good and the companionship of the friends are not required for perfect happiness; nevertheless, they are needed to achieve imperfect happiness which is a per-requisite to the perfect happiness.
    Keywords: Thomas Aquinas, perfect happiness, imperfect happiness