فهرست مطالب

مطالعات حقوق عمومی - سال چهل و ششم شماره 1 (بهار 1395)
  • سال چهل و ششم شماره 1 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/02/29
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سید قاسم زمانی، نسیم رحمان نسب امیری* صفحات 1-18
    امروزه افزایشنقش و ظرفیت شرکت های فراملی از یک سو و عدم پاسخ گویی آن ها از سوی دیگر سبب شده است که امکان نقض حقوق بشری از سوی این شرکت ها به یکی از دغدغه های مدافعان حقوق بشر تبدیل شود. تجربه ناموفق دولت های ملی به ویژه دولت های در حال توسعه در جلوگیری از نقض حقوق بشر از سوی این واحدهای اقتصادی قدرتمند سبب شد که موضوع ایجاد و اعمال تعهدات مستقیم حقوق بشری برای این شرکت ها به کمک نظام حقوق بین الملل و نظام های منطقه ای مطرح شود. اتحادیه اروپا به سبب برخورداری از ویژگی منحصر به فرد توان قاعده گذاری مستقیم برای شرکت ها و التزام قطعی به تعهدات حقوق بشری از قابلیت های فراوانی برای پیشگامی در این مسیر برخوردار است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی توصیفی ظرفیت های این سازمان به منظور ایجاد تعهدات مستقیم حقوق بشری برای شرکت های فراملی و همچنین موانع موجود در این مسیر بررسی می شود.
    کلیدواژگان: اتحادیه اروپا، تعهدات مستقیم، پاسخگویی، حقوق بشر، شرکت های فراملی
  • عباسعلی کدخدایی، هادی طحان نظیف* صفحات 19-39
    با قطع نظر از نقش عامل و البته با اذعان به تاثیر رفتارهای کارگزاران حکومتی در نیل به غایات هر نظام حکومتی، بحث تاثیرات متقابل ساختار و ماهیت حکومت، موضوعی بسیار مهم و پیچیده است. تاثیرات متقابل ساختار و ماهیت و اینکه گاهی ابزارها به عنوان طریق، خود موضوعیت یافته و به مثابه غایت نگریسته می شوند، به جز در حقوق به طور عام، حقوق عمومی به طور خاص و حقوق اساسی به طور اخص، در سایر حوزه های علوم انسانی قابل جست وجو و پیگیری است.این نوشتار به دنبال بررسی رابطه ساختار و ماهیت و تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر از منظر غایت و نتیجه در نظریه اعتباریات علامه طباطبایی (ره) به عنوان یکی از نظریات بدیع در حوزه علوم انسانی است که با شناخت صحیح از انسان، نیازها و غایات او، به شرح اسباب شکل گیری نظامات اجتماعی و بنیان های حقوقی می پردازد تا از منظر حقوق عمومی این موضوع را بررسی کند که آیا هر محتوا و غایتی، ظرف و ساختار متناسب با خود را طلب می کند یا اینکه اصولا ساختارها و نهادهای حقوقی ایجادشده در نظام های حکومتی به ظرف هایی خنثی و بی طرف می مانند که متناسب با محتوا و ماهیت خود شکل می گیرند.
    کلیدواژگان: ادراکات اعتباری، اعتباریات، ساختار، علامه طباطبایی (ره)، ماهیت، نظام سیاسی
  • مصطفی فضائلی* صفحات 41-70
    در پی تحولات منطقه خاورمیانه در دهه های اخیر، حوادث فاجعه باری در این منطقه رخ نموده است . از جنگ تجاوزکارانه صدام حسین، رئیس جمهور دیکتاتور عراق در دهه 1980، علیه ایران، اشغال کویت توسط رژیم بعثی عراق، تا تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان، غزه،... و مداخلات نظامی آمریکا و متحدانش در افغانستان و عراق، و تا اقدامات و عملیات جنایتکارانه و وحشیانه گروه های تکفیری تروریستی با حمایت برخی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای بر ضد دولت و ملت های سوریه و عراق و در نهایت تهاجم نظامی و جنگ علیه مردم یمن. این حوادث متضمن نقض اصول و قواعد بنیانی حقوق بین المللی بوده و بنیاد نظم بین المللی موجود را به چالش کشیده است. متاسفانه رویه های بین المللی جاری برخی دولت ها و سازمان های بین المللی حاکی از واکنش های بجا و درخور نیست، بلکه گاه بسیار ناامیدکننده می نماید. در نوشتار پیش رو مداخله نظامی در یمن از منظر حقوق بین الملل بررسی می شود تا ضمن بیان اصول و قواعد نقض شده، عدم مشروعیت آن به اثبات برسد، پیامدهای فاجعه بار چنین وضعیتی نمایانده شود و ضرورت واکنش و اقدام جدی، فوری و شایسته جامعه بین المللی آشکار گردد.
    کلیدواژگان: استفاده از زور، اصول منشور ملل متحد، شورای امنیت، عربستان سعودی، مداخله نظامی، یمن
  • محمد جواد جاوید *، عقیل محمدی صفحات 71-89
    قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر آموزه های اسلامی و ارزش های انسانی، رویکرد حمایت از مستضعفان وجنبش های آزادی خواهانه در جهان در راستای مبارزه با بی عدالتی، رابه عنوان یکی از سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل قرار داده است. با این مفروض، قانون اساسی مسئولیت حمایت از مستضعفان و ستمدیدگان جهان، اعم از مسلمان و غیرمسلمان را جزو تعهدات جمهوری اسلامی ایران می داند. اما در این خصوص، تعارضی حاکم است؛ از سویی اصل 154 قانون اساسی از تعهد جمهوری اسلامی ایران به حمایت از مبارزات حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه عالم سخن می گوید.از سوی دیگر، اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت ها از جمله اصول بنیادین حقوق بین الملل معاصر است که دولت جمهوری اسلامی خود را متعهد بدان می داند. در مقاله حاضر با مختار دانستن فرضیه امکان تطبیق این دو اصل فرضیه های رایج در این خصوص ارزیابی شده است.
    کلیدواژگان: اصل عدم مداخله، اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جهاد، سیاست خارجی، حقوق بین الملل، حقوق بشر
  • سید حسام الدین لسانی* صفحات 91-113
    طبق مقررات لاهه 1907 حق متخاصمان در استفاده از تسلیحات و ابزارهایشان در جنگ ها نامحدود نیست. ارتقای روزانه فناوری تسلیحاتی و نظامی ایجادکنندگان پروتکل اول 1977 کنوانسیون های ژنو 1949 را بر آن داشت تا با اختصاص ماده ای دول عضو پروتکل را به بازبینی حقوقی تسلیحات جدیدشان مجبور و آن ها را به تطبیق تسلیحات جدیدشان با تعهدات بین المللی خود ملزم کنند؛ زیرا دولت ها از اواخر قرن نوزدهم طبق معاهدات گوناگون و قواعد عرفی بین المللی خود را متعهد به عدم تولید یا استفاده از سلاح های خاصی کرده اند اما تا قبل از انعقاد پروتکل اول 1977 ساز و کار مشخصی برای تطبیق تسلیحات دولت ها با تعهدات بین المللی آن ها وجود نداشت. پروتکل اول با ایجاد ماده 36 روند این کار را آغاز کرد و ایجاد رویه و فرایند این کار را به خود دولت ها واگذاشت. به سبب مشکلاتی که در اجرای این ماده وجود دارد تاکنون فقط شش دولت بسترسازی مناسبی برای اجرایی کردن ماده 36 ایجاد کرده اند و بقیه دولت ها درباره اجرای این ماده اقدامی انجام نداده اند.
    کلیدواژگان: اصل تفکیک بین نظامیان و غیرنظامیان، بازبینی حقوقی تسلیحات، پروتکل اول الحاقی 1977، حقوق بشر دوستانه بین المللی، سلاح های جدید، ماده 36
  • توکل حبیب زاده، علی اصغر فرج پور اصل مرندی* صفحات 115-137
    کرامت ذاتی، مبنای حقوق بشر محسوب می شود. افراد بماهو انسان، از حقوق بشر بهره مند بوده و در دوران پسااجتماع و پدید آمدن حکومت ها و فرمانروایی هیات حاکمه، مدعی حق های بشری خود هستند. حکومت مردم سالار، در جهت اعمال قوه حاکمیت و «به منظور تامین، شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های عمومی و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی»، ناچار دست به تقییدات و تحدید حق های افراد می زند. در این علقه سیاسی-حقوقی شهروندی، هر گونه تضییق و توسعه در مصادیق حقوق بشر به وضع حقوق شهروندی منجر می شود. نگارندگان با پیش فرض اینکه حق های بشری در فضای جامعه مطلق و بی قید نیستند، در پی نشان دادن کرامت اکتسابی و ارزشی به عنوان مبنای حقوق شهروندی هستند و اینکه حکومت مشروع و حقانی باید بر این مبنا، به وضع حقوق شهروندی مبادرت ورزد و حکومت دینی ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. ضمن تایید وجود ارزش های مشترک بشری، باید پذیرفت در هر جامعه ای، ارزش های مخصوصی وجود دارد. در نهایت سعی بر این است که در قانون اساسی، تفکیک و اسلوب مذکور استخراج و چگونگی برخورداری از کرامت اکتسابی نشان داده شود.
    کلیدواژگان: شهروندی، کرامت ذاتی، کرامت اکتسابی، قانون اساسی، مردم
  • سید محمد مهدی غمامی*، حسین عزیزی صفحات 139-159
    اثبات گرایی حقوقی از جمله مکاتب حقوقی است که داشتن نظریه ای اخلاقا بی طرف توصیفی یا مفهومی از حقوق را هم ممکن می داند و ضروری. بر پایه این مکتب، قوانین اثباتی، قوانینی است که دولت ها آن را تصویب می کنند و متفاوت از اصول اخلاقی مکتب حقوق طبیعی است که دائمی تلقی می شوند و حتی بنابر بعضی از نظریات، ریشه الهی دارند. اثبات گرایی حقوقی در دوران معاصر، اغلب خود را با نظرهای هانس کلسن و هربرت هارت معرفی کرده و به شدت متاثر از این دو اندیشمند بوده است، به گونه ای که نمی توان از اثبات گرایی سخن به میان آورد و از تبیین نظری آن دو سخن نگفت. کلسن با نظریه ناب حقوقی، سعی در معرفی رویکرد اثبات گرایانه خالص و تند دارد، درحالی که هربرت هارت دارای مذاقی معتدل است و رویکردی فایده گرا را در میان اثبات گرایان حقوقی دنبال می کند، البته نظریات هر دو در مبانی و اصول اثبات گرایی ریشه دارد؛ اصولی که هم خود به تنهایی و هم در حوزه حقوق با برداشت هایی که کلسن و هارت ارائه می دهند، علاوه بر تناقضات متعدد، بیش از گذشته با کارکردهای حقوق در جامعه انسان اجتماعی ناهمخوانی دارد و در صورت اجرا با نتایج ناخواسته روبه رو می شود.
    کلیدواژگان: اثبات گرایی، قانون، قاعده تشخیص، هانس کلسن، هربرت هارت، هنجار بنیادین
  • الهام امین زاده، یونس علاقه بند حسینی صفحات 161-177
    هنجارسازی در حقوق بین الملل فضا در شش دهه گذشته دستخوش تحولات شایان توجهی شده است. پس از نهایی شدن موافقتنامه ماه، رفته رفته این دیدگاه در بین حقوقدانان بین المللی قوت گرفت که دیگر احتمال تهیه و تنظیم سند الزام آوری در قالب معاهده در حقوق بین الملل فضا وجود ندارد. به همین دلیل تمایل دولت ها برای تدوین دستورالعمل ها، قواعد رفتاری و قوانین ملی فضایی قوت گرفت. یکی دیگر از مصادیق این تغییر جهت هنجاری، تهیه و تنظیم قطعنامه های سازمان ملل در خصوص مسائل مربوط به فضای ماورای جو است. یکی از مصادیق برجسته این دست اعلامیه ها، اعلامیه اصولی مربوط به بهره برداری از انرژی هسته ای در فضای ماورای جو است که در سال 1992 به تصویب مجمع عمومی رسید. در این مقاله، سیر تحولات هنجاری حقوق بین الملل فضا و گذر این بدنه هنجاری از حقوق سخت به حقوق نرم در آینه قطعنامه مذکور بررسی شده است.
    کلیدواژگان: انرژی هسته ای، حقوق بین الملل فضا، کمیته استفاده های صلح آمیز از فضای ماورای جو
  • سید احمد طباطبایی، زهرا سادات شارق* صفحات 179-201
    آغاز حملات هوایی ائتلاف ضد داعش به رهبری ایالات متحده به مواضع گروه تروریستی داعش، در سرزمین عراق و سوریه بحث مشروعیت عملکرد این ائتلاف در سوریه را، از منظر حقوق بین الملل در مکاتب حقوقی مطرح ساخت. ائتلاف مذکور تلاش می کند تا با استناد به اصول و تئوری های حقوق بین الملل از جمله دفاع مشروع، دکترین ناتوانی و عدم تمایل در صدد توجیه عملیات نظامی خود در دولت سوریه برآید، اما در آخر، قطعنامه شورای امنیت تکلیف را روشن می کند. در این اوضاع و احوال شورای امنیت با صدور قطعنامه 2249 (2015) پس از تاکید بر حاکمیت و تمامیت سرزمینی دولت های عراق و سوریه و اینکه داعش تهدیدی جهانی و بی سابقه علیه صلح و امنیت جهانی است، بدون آنکه به صراحت اجازه توسل به زور علیه آن را بدهد، از توسل به آن علیه داعش حمایت می کند. هدف از مقاله حاضر بررسی مهم ترین استدلالات برای مشروعیت عملکرد ائتلاف، یعنی دفاع مشروع و قطعنامه های شورای امنیت است.
    کلیدواژگان: توسل به زور، داعش، دفاع مشروع، عملیات ائتلاف ضد داعش، قطعنامه های شورای امنیت
|
  • Seyed Ghasem Zamani, Nasim Rahmannasab Amiri * Pages 1-18
    The recent increased role and capacities of transnational corporations on the one hand, and the lack of accountability towards human rights violation on the part of the mentioned corporations on the other, have provoked serious human rights concerns among human rights defenders. The unsuccessful experience of national legal systems, particularly those of developing states, to prevent human rights violations inflicted by such powerful entities is the main reason for raising the discussion on creating and imposing direct human rights obligations upon transnational corporations within both International Law and regional legal systems. The unique characteristics of the European Union i.e. The ability to enact and impose direct human rights and obligations for transnational corporations as well as its absolute commitment to human rights, have made The Union one of the most prominent pioneers in this field. With the use of descriptive and analytical method of study, this paper seeks to review the existing obstacles and capacities of the European Union in order to establish direct human rights commitments upon transnational corporations.
    Keywords: accountability, direct obligations, European Union, Human Rights, transnational corporations
  • Abbasali Kadkhodaei, Hadi Tahan Nazif * Pages 19-39
    Regardless of the role of agent and recognizing the impact of the behavior of government officials in achieving the objectives of all systems of governing, the interactions between the structure and the substance of a government is an essential and a complex issue. In addition to the said interactions, occasionally the perceived mean attains prominence and becomes the goal. Such incidents not only exists in all fields of law, specifically in Public Law and more particularly Constitutional Law but is also seen in other areas of the human studies. This article seeks to consider the relations between the structure and the substance and their interaction from the perspective of aim and result based on Etebaariaat theory of Ayatollah Tabatabaei, as an innovative viewpoint in human science in accordance to the Public Law. Based on the aforementioned theory, proper recognition of humans along with their needs and goals would describe the cause of establishment of legal and social foundations. The main subject of review is, "Does any content and aim call for its appropriate structure?" or "Are the structures and legal foundations in governments similar to neutral containers which are formed by their own content?"
    Keywords: Allameh Tabatabaei, Etebaariaat, political regime, Structure, substance
  • Mostafa Fazaeli * Pages 41-70
    Following the developments in recent decades in the Middle East, many tragic events have unfolded in this region. From the imposed war of Iraq's dictator, Saddam Hussein, against Iran in the 1980s, Kuwait's occupation by Baathist Iraq, acts of aggression by Israel's regime against Lebanon, Gaza along with other incidents, Military intervention in Afghanistan and Iraq by the United States and its allies, brutal and criminal acts of violence committed by terrorist groups in Iraq and Syria with the support of regional and trans-regional powers, to the most recent military intervention and acts of war against the people of Yemen. Not only have these events been in violation of fundamental rules and principles of the International law, but they have also endangered the current international order. Unfortunately, the international practice especially responses by a number of States and international organizations have not been as expected. This essay reviews the facts and issues regarding the military intervention in Yemen according to the rules and principles of International Law and International Customary Law, to prove it as an unjustified and illegitimate act.
    Keywords: military intervention, principles of The United Nations charter, Saudi Arabia, Security Council, use of force, Yemen
  • Mohammad Javad Javid *, Aghil Mohamadi Pages 71-89
    Based on Islamic teachings and human values, and in pursuance of the fight against injustice, The Constitution of the Islamic Republic of Iran has made supporting the oppressed and aiding liberation movements worldwide one of the main policies of the government of the Islamic Republic of Iran in the international arena. Based on this assumption, Under the Constitution the responsibility of defending the oppressed, regardless of their religion, is an obligation upon the government of the Islamic Republic of Iran. However, there appears to be a contradiction between the above-mentioned Rule which requires the government of the Islamic Republic of Iran to assist people's movements in pursuit of justice, and the Principle of Non-Intervention. A principle regarded as one of the most fundamental principles of contemporary International Law and viewed by the State of Islamic Republic of Iran as binding and obligatory. Based on an exploratory study, this article is an attempt to evaluate current theories on the applicability of the mentioned principles.
    Keywords: foreign policy, Human Rights, international rights, JIHAD, principle of non, intervention, rule 154 of the constitution of the Islamic Republic of Iran
  • Seyed Hesamaldin Lesani * Pages 91-113
    According to 1907 Hague Regulations, the right of belligerents to adopt weapons and methods of warfare is not unlimited. All States have obligations to ban or restrict certain weapons under International Agreements and International Customary Law. The reality of everyday developments in military and weapons technology led the founders of the 1977 Additional Protocol (I) to the Geneva Conventions (1944) to designate an Article with the purpose of obliging member States into legal assessment of their new weapons. Hence, Article 36 of Additional Protocol I (1977) of the Geneva Conventions (1944) indicates that States must determine whether new weapons, means or methods of warfare they intend to study, develop, acquire or adopt comply with the rules of International Law applicable to them. However, the practical aspects of the said review mechanism are not clear. As a result, to this date only six States have attempted to apply Article 36. Examining the practice of the aforementioned countries will help other States to fulfill their obligation of legal review of their modern weapons.
    Keywords: Article 36, distinction between civilians, combatants distinction between civilians, combatants, first protocol 1977, international humanitarian law, legal review of weapons, new weapons
  • Tavakol Habibzadeh, Aliasghar Farajpour Aslemarandi * Pages 115-137
    Inherent dignity is the basis of human rights and individuals as members of the human race are entitled to the mentioned rights. As a result and in the emergence of States, governments and social-era, the humankind is demanding access to the said rights. Democratic governments, in the exercise of power and authority and "to recognize and respect the rights and freedoms of others and of meeting the just requirements of morality, public order and the general welfare", inevitably, limit the rights of the people. The authors, with the assumption that all human rights are not absolute in society, seek to demonstrate Acquired dignity as a basis for Citizen's rights and to illustrate that based on this assumption, legitimate governments, from which the theocratic government of Iran is not an exemption, shall provide the rights of their citizens. While accrediting the existence of common human values, the fact that each society has a distinctive set of values must be observed. In closing, this paper attempts to study The Constitution in order to obtain the above-mentioned methods and differentiations regarding the two categories of dignity to shed light on necessities of entitlement to Acquired dignity.
    Keywords: acquired dignity, citizenship, constitution, inherent dignity, people
  • Seyed Mohammad Mahdy Ghamami *, Hosein Azizi Pages 139-159
    Legal Positivism is among legal theories that deems a morally neutral descriptive perspective not only possible, but also necessary. Based on this theory, positive laws are passed by governments. Therefore these laws are distinct from ethical principles which under the Natural Law Philosophy are considered to be eternal and even in some theories are hold to be divine. Contemporary Legal Positivism has been mainly introduced and heavily influenced by views of Hans Kelsen and Herbert Lionel Adolphus Hart. The impact of the aforementioned scholars is to the extent that it's merely impossible to speak of positivism without analyzing their narratives. Kelsen's Pure Theory of Law attempts to introduce a pure and sharp positivist approach, whereas Herbert Hart follows a utilitarian approach with a more moderate tone. However, both Kelsen and Hart's viewpoints are rooted in principles of positivism. Whether considered exclusively or in the legal scope, based on Kelsen and Hart's view, the above-mentioned principles lack consistency and are in conflict with the function of law in today's society. As a conclusion, if applied, these principles will encounter unintended results.
    Keywords: fundamental norm, Hans Kelsen, Herbert Hart, law, positivism, rule of distinction
  • Elham Aminzadeh, Younes Allagheband Hosseini Pages 161-177
    Norm-making in International Law of Space has gone through quite significant shifts. After the conclusion of the Moon Agreement, It was commonly believed that the chances for the adoption of a hard-law document in the Law of Space re next to none. Thus, States began to embrace guidelines, codes of conduct and even national legislations regarding space in order to fill this normative void. Another manifestation of this shift is the adoption of space-related Resolutions in the United Nations. A prime example of such documents, adopted by the UN's General Assembly, is the 1992 Resolution on Principles Relevant to the Use of Nuclear Power Source in Outer Space. The article at hand endeavors to analyze the said normative shift and peruses the aforementioned resolution as a case-study.
    Keywords: Committee on the Peaceful Uses of Outer Space, international law of space, norm, making in outer space, nuclear power sources
  • Sayed Ahmad Tabatabaei, Zahrasadat Sharegh* Pages 179-201
    The initiation of U.S led coalition air strikes against Daesh positions in Iraq and Syria, has invoked the question of its legitimacy under the International In an attempt to justify its military operations, the aforementioned coalition resorts to principles such as the principle of self-defense and the unwilling or unable doctrine under International Law. However, it was the Security Council's Resolution 2249 (2015) that shed light on the matter in the end. Emphasizing on sovereignty, territorial integrity and independence of the States of Iraq and Syria, The said Resolution determines IS as "A global and unprecedented threat to international peace and security". The said instrument calls upon all states to take all necessary measures against IS, and even though it does not explicitly authorize or provide any legal basis for use of force either in Syria or Iraq, the wording of the mentioned resolution indicates support from The Council. Based on the principle of self-defense and the resolutions adopted by UN's Security Council, this paper will discuss the key arguments regarding the use of force against The Islamic State by The Coalition.
    Keywords: Daesh, operations of the coalition against IS, the Security Council's Resolutions, self, defense, use of force