فهرست مطالب

جستارهای فقهی و اصولی - سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، بهار 1395)
  • سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/09/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علی اکبر ایزدی فرد صفحه 9
    در حکم جرم جیب بر(طرار) بین فقها اختلاف نظر شدیدی وجود دارد؛ ولی در مجموع با جستجو در عبارات فقها به دست می آید که تمامی آنها به صورت فی الجمله و در بعضی از موارد این جرم را مستوجب حد دانستند و تنها در قیود آن اختلاف نظر دارند که این اختلاف ناشی از اختلاف در برداشت از روایات دال بر تفصیل بین سرقت از لباس روئین و بین سرقت از لباس زیرین می باشد. قانون گذار برخلاف نظریه تمامی فقها، براساس ماده 657 قانون مجازات اسلامی، جرم جیب بری را تحت هرصورتی مستوجب تعزیر دانسته است نه حد. نگارندگان پس از بررسی اقوال و ادله فقها در این زمینه برخلاف نظریه مشهور فقها و همچنین ماده 657 قانون مجازات اسلامی، به این نتیجه می رسند که با توجه به مرجعیت عرف در موضوع شناسی حرز، روایات دال بر تفصیل تنها ناظر به بیان بعضی از مصادیق سرقت از حرز در عمل جیب بری هستند و می توان از موارد موجود در این روایات الغای خصوصیت کرد و فقط آنها را از باب مثال دانست، نه اینکه اخذ به روایات دال بر تفصیل از باب تعبد بوده و به تبع آن سرقت از حرز و غیرحرز منحصر به موارد موجود در این روایات شود. لذا سرقت از جیب روئین نیز در صورتی که ازنظر عرفی سرقت از حرز محسوب شود، مستحق اجرای حد «قطع» خواهد بود. بر این اساس با درنظرگرفتن موارد موجود در روایات از باب مثال، این حکم در جرایم نظیر آن همچون کیف زنی نیز صادق است.
    کلیدواژگان: جیب بری، حرز، جیب رویین، ماده 657 قانون مجازات اسلامی، عرف، کیف زنی، طرار
  • بلال شاکری صفحه 35
    نوشتار حاضر به تحلیل و مقایسه دیدگاه های مطرح درباره مراتب حکم با آرای بیان شده درباره ماهیت حکم شرعی از سوی علمای اصول می پردازد. نگارنده پس از طرح اقوال در دو مسئله ذکرشده، به بررسی این نکته پرداخته که آیا دیدگاه های اصولیان درباره ماهیت حکم شرعی با آرای ایشان درباره مراتب حکم شرعی سازگار است؟ در بررسی صورت گرفته مشخص شد، برخی انظار در حقیقت حکم شرعی با مراتب شناسایی شده برای حکم شرعی از سوی قایل آن، هماهنگی ندارد.
    کلیدواژگان: حکم شرعی، حقیقت حکم شرعی، مراتب حکم شرعی، ماهیت حکم شرعی
  • سعید ضیایی فر صفحه 57
    بی تردید نصوص کتاب و سنت به عنوان دو منبع مهم در استنباط احکام فقهی، بیشترین کاربرد را در استنباط احکام فقهی دارند. درباره نصوص روایی باید گفت برخی روایات با ویژگی هایی همراه هستند که فقیه را برای استنباط حکم بسیاری از وقایع با مشکل و محدودیت مواجه می سازند و بنابراین کاربرد کمتری در استنباط دارند. بنابر اشاره معصومان:، دامنه برخی روایات به موارد محدود یا مصادیق خارجی موردنیاز پرسش گر تحدید شده و ایشان در بسیاری از موارد، حکم همان مصداق یا مورد خاص را بیان کرده اند. به صورت نادر در قرآن کریم نیز حکم یک مصداق یا مورد محدود بیان شده است. نویسنده با تبیین انواع شیوه ها و ضوابط تعدی از مصداق خاص و مورد محدود که در آیات و روایات آمده، بر آن است که برخی از آنها به عنوان خاص معتبر هستند؛ مانند قیاس منصوص العله و قیاس اولویت، و برخی در صورتی که مفید قطع یا اطمینان باشند معتبر شمرده می شوند؛ مانند تنقیح مناط قطعی و استقرا، و برخی نیز خارج از این دو گونه هستند؛ مانند اتحاد طریق مسئلتین.
    کلیدواژگان: تعدی، قیاس منصوص العله، قیاس اولویت، تنقیح مناط، عموم بدلیت، عموم مشابهت
  • علیرضا عابدی سرآسیا صفحه 75
    نگارنده در این مقاله پس از مفهوم شناسی موضوع، به اقسام اولویت پرداخته و در نهایت به چهار نوع از اولویت اشاره کرده است: 1) اولویت عرفی یا اولویت لفظی که خود به دو بخش اولویت منطوقی و اولویت مفهومی تقسیم می شود؛ 2) اولویت عقلی یا اولویت قطعی که اولویت اطمینانی نیز ملحق به این قسم است؛ 3) اولویت اجماعی و 4) اولویت ظنی یا قیاس اولویت. در بررسی شرایط حجیت دلیل اولویت، مشخص شد که اموری نظیر «عدم مخالفت حکم با عموم، قاعده یا اصل اولی» و «منحصره بودن علت» شرط نیستند؛ ولی وجود پنج امر زیر ضروری است: الغای خصوصیت؛ اثبات علت حکم؛ اثبات تامه بودن علت؛ اثبات وجود علت در فرع؛ اثبات اقوابودن علت در فرع. از این رهگذر، مشخص است که از اقسام اولویت، تنها اولویت ظنی یا قیاس اولویت، غیرمعتبر است. ویژگی اصلی این قسم این است که ظنی بوده و در آن هیچ گونه ظهور لفظی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: اولویت، فحوی الخطاب، مفهوم موافق، منطوق و قیاس
  • هادی مصباح، علی رحمانی صفحه 105
    توریه ریشه در دیدگاه های مطرح شده در حقیقت وضع، حقیقت دلالت و نسبت توریه به ظهور و مراد دارد. فقی هان با نقد نظریه های ارایه شده در ملاک صدق و کذب، تبیینی از حقیقت توریه ارایه نموده اند که عامل اختلاف دیدگاه ها و تفاوت حکم توریه شده است. نویسندگان این اثر با بررسی مقارن و تبیین دیدگاه های فریقین در این موضوع به گستردگی دامنه اختلاف ها اشاره کرده اند؛ به طوی که برخی از امامیه، توریه را از باب کذب حرام شمرده و بسیاری از امامیه و اهل سنت، توریه را به مورد مصلحت اختصاص داده اند. از میان فقی هان امامیه، امام خمینی همانند بسیاری از فقهای فریقین، مقیدنمودن جواز کذب به قدرت نداشتن بر توریه را پذیرفته است. ایشان با نفی وجوب توریه تنها احتیاط را در آن لازم می داند. بر این اساس، امام خمینی نسبت کذب را به ارتباط وضع با معنای مراد و نظریه تعهد، تمام ندانسته و با نقد دیدگاه مخالفان، دخالت فهم مخاطب در تحقق کذب را رد نموده است.
    کلیدواژگان: توریه، معاریض، توریه در شیعه، توریه در اهل سنت، احکام فقهی توریه، صدق و کذب
  • علیرضا هوشیار صفحه 123
    در فقه مذاهب اسلامی بیماری مشرف به موت، اهلیت مریض را متزلزل می کند و تصرفات تبرعی، طلاق و نکاح وی را با سایرین متمایز می سازد. نویسنده با جستجو در آثار فقهای متقدم و متاخر امامیه، اوصاف بیماری مشرف به موت را بررسی کرده تا به ملاک و معیار مشخصی برای این وضعیت بیابد. با توجه به تعاریف و شاخصه های مختلف و متفاوت فقهای امامیه از این نوع بیماری، در ماهیت آن اختلاف نظر وجود دارد و همین سبب اجمال و ابهام در موضوع شده؛ به طوری که در این مسئله از حیث انطباق بر انواع بیماری خصوصا امراض نوظهوری نظیر سرطان و ایدز اشکالاتی به وجود آمده است. نویسنده بر آن است که برای رفع این اشکال و اجمال، ضرورت دارد نظرات فقهای امامیه به صورت نقلی و عقلی بررسی شود تا بتوان تعریفی جامع درباره بیماری مشرف به موت ارائه نمود و بر امراض نوظهور منطبق ساخت. او در این زمینه به سه شاخصه مهم و جامع اشاره کرده است: تحقق بیماری در عرف و عاجزساختن بیمار؛ خطرناک و کشنده بودن بیماری در غالب موارد؛ و منتهی شدن بیماری به مرگ. او در پایان، تعریف جامعی از این مسئله به دست داده است.
    کلیدواژگان: احکام فقهی بیمار، بیماری مشرف به موت، مرگ بیمار، خطرناک و کشنده بودن بیماری
|
  • Ali Akbar Ezadi Fard Page 9
    There is a great controversy on the decree of an imposter’s crime among the jurists. However, by examining the statements by jurists, it is concluded that all imposters in general and even in some specific cases deserve Had (prescribed punishment) for such a crime. They merely disagree in the related clauses of this crime originating from their different understandings of the related traditions on the detailed issues of larceny either from one’s outwears or his underwear. Contrary to all jurists’ opinions, the lawmaker will charge the imposters with Ta’zir (punishment) not prescribed punishment in any condition based on the on the Article 657 of Islamic Punishment Law. Having investigating the jurists’ declarations and indications in this respect and contrary to the popular jurists’ opinion and the Article 657 of Islamic Punishment Law, the authors have come to this conclusion that, as the custom matters in studying the subject of Hirz (shield), the detailed traditions merely focus on stating some instances of theft from shield in pickpocketing. It is feasible to specify these cases from the traditions and consider them as examples merely, as the traditions do not indicate generalization to be obeyed from which theft from shield or non- shield are solely deduced from these traditions. Thus, theft from the outwear merits prescribed punishment given the custom recognizes it as theft from shield. Accordingly, considering the existing instances mentioned in traditions, such decree comes true for the similar crimes such as pilfering (snatching a purse).
    Keywords: pickpocketing, shield, outwear, underwear, Article 657, custom, pilfering (snatching a purse)
  • Balal Shakeri Page 35
    The present paper is to analyze and compare the proposed viewpoints about the precept hierarchy or the stated precepts about the essence of religious precept by the Principle of Jurisprudence scholars. Having discussed the available arguments on the two mentioned issues, the author of this article has addressed the point that if uṣūlīs› viewpoints on the essence of religious precept comply with their precepts on the hierarchy of religious precept. The findings of the study revealed that some perspectives on the reality of religious precept do not comply with the identified hierarchy for the religious precept as mentioned by its believers.
    Keywords: religious precept, the reality of precept, the hierarchy of precept
  • Saieed Ziyyaee Far Page 57
    Undoubtedly, the Holy Qur’ān and Sunnah (Tradition) are two important resources for deducing the jurisprudential rules. Many traditions enjoy features which make the jurists face challenges eliciting the rules in many cases, therefore, they have less practicality in deduction. According to the infallible Imam’s traditions, the solicitants of questions would ask questions from limited scopes. The infallible Imams would answer to those specific questions for some reasons and would give a specific rule or answer to a certain points. Moreover, the Qur’ān has rarely stated the rule for a certain referent or has confined the rules to a limited case. By referring to the methods and rulings for departing a certain referent and confined case mentioned in the verses and traditions,
    the researcher has studied the noteworthy types of text departure as follows: the cases whose causes are stipulated in the Qur’ān and traditions, the analogy of priority, some cases which are certainly expedient are certainly valid such as basis expurgation, finally, some of the cases could not be stated as methods along with other ones such as the unification of two issues methodologically.
    Keywords: departure, the analogy of the cases whose causes are stipulated in the Qur'ān, traditions, the analogy of priority, basis expurgation, substitute generalizability, similarity generalizability
  • Alireza Abedi Sarasiya Page 75
    As a descriptive-analytical research deploying a library and documentary methodology, this study has mentioned the classifications of priority and has stated the problem of the study and has defined the key terms operationally. Finally, four types of priority have been distinctively presented:1. Custom or verbal priority which is divided into two kinds of enunciative and conceptual priority
    2. Rationalistic or definitive priority. Certainty priority is also annexed to this type.
    3. Consensus priority.
    4. Speculative priority or analogical deduction
    To investigate the conditions of the authority of priority reason, it was revealed that affairs such as “lack of disagreement of precept with generality, the rule with the primary principle” and “exclusiveness of the cause” do not matter in this regard, while the following are essential: 1) nullifying the features 2) proving the cause of precept 3) proving the perfectness of the cause 4) proving the existence of the cause in the secondary 5) proving the strength of the cause over the effect in the secondary. Studying the aforementioned factors revealed that among the types of priority, merely the speculative priority or the analogy of priority would be invalid. The main feature of this type is that it is speculative and there is no verbal realization in it.
    Keywords: The address's purport, priority, the concept in agreement, enunciation, analogy
  • Hadi Mesbah, Ali Rahmani Page 105
    Criticizing the theories on the criteria for lie and truth, many jurists have stated the reality of Tawriyah (mispointing information for secrecy), which have become the reason for the disagreements and the issuance of different rules for Tawriyah. To state the reality of Tawriyah, it might be said that it roots in the proposed viewpoints in the reality of waz’ (attributing a sense to a meaning), the reality of indication, and the relationship of Tawriyahto the emergence and intent. In the middle, the existing contradiction between some traditions to the ones which consider Tawriyahto be false and the standpoint believing in Tawriyahto be conventionally false furthers the challenges among the available rules and viewpoints. The contrastive analysis of this issue has broaden the scope of disagreements as well. Focusing on Imam Khomeini’s viewpoints which have criticized many standpoints, the researchers are to analyze this idea comparatively and to state the ordinance for Tawriyah.
    Keywords: Tawriyah, the contradicted issues, Tawriyah in the Shia, Tawriyah in the Sunni, the jurisprudential ordinance for Tawriyah, lie
  • Alireza Hooshyar Page 123
    In Islamic sect’s jurisprudence, the people whose illnesses may lead to their death would enjoy shaky capacity and their contributive appropriations and marriage and divorce make them distinctive from others. Imamiyeh Jurisprudents’ disagree with each other with respect to this issue, and based on the meaning they get from some traditions and their reasoning, they have proposed different opinions and points. With respect to the proposed points and indices, the most challenging issue is whether the illness is a fatal one or not fatal enough. Some of these jurisprudents believe that an illness is deemed to be leading to death while it is considered to be among the fatal and dangerous ones. Believing that such a condition is not mandatory, some other jurisprudents contend that any kind of illness leading to death or may be the reason to death is categorized under the illnesses leading to death, may it be fatal or not. Other reasons for an illness to be named fatal are being too much dangerous, an illness which leads to death less than one year, and if the illness is called an illness by the common. These reasons are among the ones the jurisprudents consider for the ones leading to death. The method of this research is a fundamental study method and data collection using library references.
    Keywords: fatal, dangerous, scary, leading to death, reason for death, fatal