فهرست مطالب

جستارهای فقهی و اصولی - پیاپی 1 (زمستان 1394)
  • پیاپی 1 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/04/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علی الهی خراسانی صفحه 9
    بن نگره «شخصیت گرایی» بر اصول فقه معاصر سایه افکنده است. این بن نگره دارای خاستگاه زبانی و اجتماعی است که سرچشمه آن زبان عربی به عنوان زبان دانش های اسلامی است. در اصول فقه، ساختار امر با اندیشه شخصیت گرایی تحلیل می شود؛ بدین گونه که وقتی آمر/ مولا نسبت به کاری امر می کند، درحقیقت، شخصیت آمر به عملی که بدان امر شده ربط پیدا می کند. درنتیجه، مامور اگر امر را انجام ندهد درواقع به شخصیت آمر و کرامت او ضربه زده و احترام آمر را رعایت نکرده است. در بن نگره شخصیت گرایی، ملاک استحقاق عقاب در مخالفت با امر مولا، زیرپاگذاشتن احترام به مولا، طغیان عبد بر مولای خویش و هتک حرمت شخصیت اوست که بنابر تفسیر عقل عملی صورت می گیرد. نظریه حق الطاعه به عنوان نمونه اعلای بن نگره شخصیت گرایی از این منظر نقد می شود. بن نگره شخصیت گرایی متناسب با جوامع طبقاتی بوده و مانع رشد تفکر قانونی در اصول فقه است. همچنین نقدهایی براساس رویکرد عقلایی و سنجش میان ارزش احتمال و محتمل در برابر نظریه حق الطاعه قرار می گیرد و به دیدگاه پیشنهادی در حجیت احتمال اشاره می شود.
    تازه های تحقیق
    نتیجه
    بن نگره، هویت بخش نظریه است و هرنظریه در منظومه معنایی، مفهومی و هویتی بن نگره تعریف می شود. در فلسفه علم اصول فقه می توان از بن نگره های حاکم بر دانش اصول سخن گفت. در اصول فقه معاصر نیز می توان به بن نگره شخصیت گرایی پرداخت. هویت نظریه حق الطاعه نیز وامدار و وابسته به این بن نگره است. در شخصیت گرایی، ساختار عبد و مولا رقم می خورد و در تمام بخش های اصول به ویژه تحلیل حکم و اعتبار شارع مقدس می توان وابستگی به شخصیت مولا را دید و اینکه تمام ارکان حکم شناسی در رابطه عبد و مولا خلاصه می شود. نقد اساسی به این بن نگره، آن است که این رویکرد مناسب با جوامع طبقاتی و قیبله گرایی است و تناسبی با حاکمیت قانون ندارد.
    کلیدواژگان: فلسفه علم اصول، بن نگره اصولی، شخصیت گرایی، حق الطاعه، رابطه عبد و مولا
  • جواد ایروانی صفحه 35
    دانش اصول فقه بیشترین نقش را در تمهید قواعدفقه دارد. با این حال، مباحث اصول فقه از نظر کارآمدی، در یک سطح نیست؛ برخی بسیار پرکاربرد و برخی کم کاربرد یا فاقد ثمره است. در متون اصولی، گاه بحث های درازدامنی وجود دارد که به تصریح اصولیان، فاقد ثمره فقهی است. کارآمدسازی مباحث این دانش، نیازمند بازنگری مباحث آن است؛ به گونه ای که باید بحث های فاقد ثمره حذف و یا در صورت امکان به مباحثی مفید تبدیل شوند و مبحث حقیقت شرعیه از این دست است. این بحث به گونه فعلی فاقد ثمره است. اما از زاویه ای دیگر می توان آن را مطرح کرد به طوری که به یکی از سودمندترین مباحث این دانش تبدیل شود. در این نوشتار، با رویکرد یادشده، ضمن طرح فرایند بحث، واژه هایی چند ازجمله: صلات، زکات، صدقه، قرض و ربا بررسی شده است.
    کلیدواژگان: حقیقت شرعیه، صلات، زکات، صدقه، قرض، ربا
  • سیدعلی جبار گلباغی صفحه 57
    به گواهی ادبیات مکتوب اصول فقه شیعه، در گذر زمان به ویژه در سده اخیر، درباره استصحاب، پرسش های متفاوتی مطرح شده که هر یک به نوبه خود، بحث و بخش جدیدی و یا تقسیم نویی برای استصحاب گشوده اند.
    واضح است که اجرای استصحاب، بر محور شک در بقای مستصحب قرار دارد؛ اما اینکه آیا بقای مستصحبی که مورد شک قرار می گیرد، باید فعلی باشد و یا بقای تقدیری هم کفایت می کند، پرسشی است که در سده اخیر مطرح شده و بحث تازه ای را به نام استصحاب تقدیری، فراهم ساخته است.چگونگی نگاه دانشیان اصول فقه شیعه به پرسش یادشده و پاسخی که برای آن بیان می نمایند، پرسش اصلی پژوهشی بنیادی را سامان می دهد که نوشتار حاضر به تحلیل آن می پردازد.
    کلیدواژگان: اصول عملیه، استصحاب، استصحاب تقدیری، شک در بقای مستصحب
  • علی محمدیان، محمدتقی فخلعی، محمدرضا علمی سولا صفحه 69
    برخی افراد با دستاویزقراردادن پاره ای از عبارات امام خمینی1 در برخی کتب فقهی ایشان، راجع به جواز غیبت مخالفان و اختصاص حرمت غیبت به مومنان در معنای اخص آن، سعی در تخریب چهره ایشان و به تبع آن تضعیف آموزه های ناب مکتب شیعی دارند. نوشتار حاضر با بازخوانی آرای ایشان بر آن است که اگرچه ایشان در دوران قبل از انقلاب و در آرای اولیه خود در حرمت غیبت، قید «ایمان» را لازم دانسته اند؛ اما اصولا نمی توان این نظر را دیدگاه مذهب امامیه و همچنین نظر نهایی ایشان در مسئله تلقی نمود؛ زیرا بررسی آرای ایشان پس از انقلاب و در دوران رهبری جامعه اسلامی نشان می دهد که ایشان قایل به حرمت غیبت نسبت به همه مسلمانان شده است. بنابراین از آنجا که سخن آخرین هرکس نظر نهایی وی تلقی می گردد، باید رای نهایی ایشان در باب غیبت را، حرمت عام آن نسبت به همه افراد دانست.
    کلیدواژگان: غیبت، مخالف، اسلام، ایمان، آرای فقهی امام خمینی
  • سید محمدهادی قبولی درافشان صفحه 89
    یکی از مسایل مهم در فقه و حقوق، عهدی یا تملیکی بودن بیع کلی است. همان طورکه می دانیم اگر مبیع، عین معین باشد، عقد بیع، تملیکی است و به مجرد انعقاد عقد، انتقال مالکیت صورت می پذیرد؛ اما به موجب ماده 350 قانون مدنی، مبیع ممکن است کلی باشد؛ در این صورت مشهور اندیشمندان حقوق معتقدند که پس از عقد، مالکیتی برای خریدار حاصل نشده و فقط از تاریخ تسلیم یا تعیین است که وی می تواند ادعای مالکیت کند. بنابراین، در موردی که مبیع، کلی است، اثر عقد، تنها ایجاد تعهد برای بایع است. بر این اساس مشهور حقوقدانان، بیع کلی را عقدی عهدی تلقی کرده و آن را مشمول ماده 338 قانون مدنی که عقد بیع را تملیکی تعریف کرده، ندانسته اند؛ درحالی که دانشوران فقه امامی، بیع مذکور را نیز تملیکی دانسته و استدلال های قابل توجهی را در این زمینه ارایه کرده اند. این پژوهش درپی تبیین دیدگاه فقه امامی و حقوق موضوعه در رابطه با تملیکی یا عهدی بودن بیع کلی و تقویت دیدگاه فقی هان امامی مبنی بر تملیکی بودن بیع کلی و بیانگر اختلاف مبنایی فقها و حقوقدانان در نگرش نسبت به مفاهیم مالکیت، مال، عین و همچنین تقسیم عقود به عهدی و تملیکی است.
    کلیدواژگان: عهدی، تملیکی، بیع کلی، مالکیت، عین، فقه امامیه، حقوق موضوعه
  • حمید مسجد سرایی صفحه 119
    وصیت ازجمله تصرفاتی است که شخص برای بعد حیات خود انشا می کند و از این رو در برابر منجزات یعنی تصرفات زمان حیات انسان قرار می گیرد. آنچه عرف و عادت گواهی داده، احسان نهفته در بطن این ماهیت حقوقی است. احسان که در تعریف خود، مقابل عدوان قرار می گیرد؛ عبارت است از فعل یا ترک فعلی اختیاری که قابل ستودن و ستایش باشد. بدیهی است که موصی نیز در زمان انشا این ماهیت، بر پایه احسان به خلق موجود موردنظر خود پرداخته است و به عبارتی، استیفای حق برای بعد از وفات ابتدائا مدنظر موصی بوده است نه استدامتا.
    با نگاهی به سابقه فقهی این ماهیت و مقایسه آن با قانون مدنی حاکم بر نظام حقوقی فعلی، با اختلاف نظراتی در خصوص عقد یا ایقاع بودن ماهیت یادشده، به ویژه در مورد وصیت تملیکی مواجه می شویم که در مواردی، بدون تغییر در قانون مدنی فعلی رخنه کرده است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا ضمن بررسی پیشینه فقهی و دلایل ارایه شده و مقایسه آن با قانون مدنی که در فروض عدیده ای به سکوت برگزار شده است، نظام حقوقی این ماهیت را با قواعد عمومی قراردادها مقایسه کنیم و دلایل و مبانی منطقی بر ایقاع بودن این ماهیت پیچیده و دشوار را ارایه دهیم.
    کلیدواژگان: وصیت تملیکی، وصیت عهدی، ایجاب معلق، اعتبار قبول، احسان، رضای نوعی، ایقاع عینی
|
  • Ali Elahi Khorasani Page 9
    Paradigm of personalism has prevailed the Contemporary Principles of Jurisprudence. This paradigm is located in a linguistic and social source which roots in Arabic as the language of Islamic sciences. In Principles of Jurisprudence, the imperative structure is analyzed with the ideology of individuality, so that while the mawlā (commander or guardian) commands a person to do something, in fact, the personality and individuality of the commander is associated with the commanded. Given the servant refuses to do what is commanded by his mawlā, he has disrespected and disgraced his mawlā. In the individuality paradigm, the criterion for punishment infliction on disobeying the mawlā›s command and disrespecting him is the servant›s rebellion against his mawlā and disgracing him, which is performed based on the practical wisdom interpretation.
    aq al-tā‘a theory as a distinctive sample of paradigm of personalism is criticized from this perspective. This paradigm is in line with social class idea and impedes the legal thought growth in Principles of Jurisprudence. Likewise, based on the intellectual approach and evaluation of the probability value, some criticisms on aq al-tā‘a theory are leveled and a proposed notion in the credibility of probability is referred to.
    Keywords: the philosophy of Principles of Jurisprudence, fundamental (u ūlī) paradigm, personalism, aq al tāa, the commander, servant relation
  • Javad Irvani Page 35
    The Science of Principles of jurisprudence plays the most important role in provision of applicable jurisprudential rules. However, the issues of principles of jurisprudence from the perspective of practicality and functionality are not placed in the same level; some are so practical while others are less or not practical. In the texts pertaining to principles of jurisprudence (uṣūlī texts), there are lengthy discussions occasionally, which are fruitless in jurisprudence, according to uṣūlī scholars. To propose the subjects in this field, we have to revise its related subjects so that the fruitless issues are removed or possibly would turn into useful subjects. The Religious Law Reality is among such subjects, which is fruitless as it goes by present. Nonetheless, this subject can be proposed from another angle so that it turns to one of the most fruitful subjects in this field. This paper attempts to study some terms such as saying prayer, legal alms, charity, debt and usury using the aforementioned approach by proposing the process of discussion.
    Keywords: Religious Law Reality, saying prayer, legal alms, charity, debt, usury
  • Seyyed Ali Jabbar Page 57
    As the written literature of Shī‘a Principles of Jurisprudence suggests, by the pass of time, namely in the recent century, different questions on the issue of presumption of continuity (isti āb) have been raised, each of which has opened a new file of discussion or classification on isti āb. Clearly, the performance of isti āb rests on the issue of skepticism on the continuance of the one who believes in the presumption of continuity called musta ab. Whether the continuance of a musta ab who is doubted should bear the present continuity or would the virtual continuity suffice as well? This question has raised a new issue in the recent century known as virtual isti āb. The quality of Shī‘a Principle of Jurisprudence Scholars› perspectives on the aforementioned question and their answer to this question frames the key fundamental research question of this study. This study is to discuss this issue deploying a library research and descriptive-analytical methodology.
    Keywords: the practical principles, isti āb, virtual isti āb, doubt on the continuity of musta ab
  • Ali Mohmmadiyan, Mohammad Taqi Fakhlaee, Mohammad Reza Elmi Page 69
    Lately, some people have misused some parts of Imam Khomeini’s sayings expressed in some of his jurisprudential books on the permissibility of backbiting the opponents in general, and on sanctity of backbiting the believers in specific. They attempted to injure Imam Khomeini’s reputation and to deteriorate the pure Shiite teachings. Revisiting Imam Khomeini’s opinions, the present writing has concluded that although he expressed his early opinions before the Islamic revolution on the sanctity of backbiting, the criterion of “belief” is compulsory. However, this standpoint could not be known as Imamiyeh’s Sect ideology and could not be considered as Imam Khomeini’s resolute view as well. Studying Imam Khomeini’s perspectives after the Islamic Revolution and the period of his leadership to the Islamic Society reveals that his Excellency expressed very strong views occasionally maintaining backbiting a Muslim is prohibited. As a person’s latest saying would be known as his recent and absolute opinion, we should consider Imam Khomeini’s final attitude on backbiting applicable to the public and general.
    Keywords: Backbiting, opponents, Islam, faith
  • Mohhammad Hadi Qaboli Page 89
    Among the most important issues of law and jurisprudence is whether general sale is promissory or possessory. It goes without saying that if the object of sale is exactly specified, the sale contract would be possessory, and as soon as the contract is concluded, the ownership transfer takes place. However, by the virtue of the article 350 of civil law, the object of sale could be general and a whole. In this case, most law intellectuals and experts believe that after the contract is signed, no ownership is seized by the buyer, and merely, he is able to claim his ownership by the time the sale object is submitted or identified to him. Therefore, in cases in which the sale object is general, the effect of contract solely commits the vendor to the sale. Accordingly, most of lawyers believe that general sale is a promissory contract and did not maintain such a sale to be possessory as included in the article 238 of civil law in contrast. However, Imamiyeh jurisprudence experts and intellectuals substantiated that the aforementioned sale is a possessory one providing irrefutable proofs. The present research attempts to state Imamiyeh jurisprudence and substantive law perspectives with respect to the general sale›s enjoying promissory or possessory nature deploying a library and analytic-descriptive method of research. It highlights Imaiyeh jurists› viewpoints holding that general sale is possessory and reiterates jurists› and lawyers› fundamental disagreement on the concepts of ownership, property, source of property and the classification of contracts to promissory and possessory.
    Keywords: promissory, possessory, general sale, ownership, source
  • Hamid Masjed Saraee Page 119
    Bequest is considered among the general powers of disposition a person jots down before his/her death. Thus, it is compared to the fulfilled properties a person might have possessed during his/her lifetime. According to the custom and practice, a hidden mercy lies in the interior of this legal identity. Mercy is antonym to the word hostility which means doing or not doing an arbitrary action that deserves appraisal and it is taken for granted that the legator has bestowed the position because of his mercy in the time of composing his bequest. In other words, taking possession of the legated property after the legator’s death has been intended by the legator merely by the time of composing the bequest initially and may not be continuous. By taking a look at the jurisprudential background of legacy law and comparing it with the ruling civil law of the present legal system, we come across disagreements with respect to the nature a contract or a unilateral obligation of the above mentioned identity has, namely regarding ownership legacy, which has been utilized in the present civil law unchangeably. Thus, to frame the legal structure of this law, some experts and scholars have considered it as a contract, while others believe it to be a unilateral obligation. Evidently, offer vs. acceptance is an issue which is discussed under contracts, and acceptance would not be positioned in the structure of unilateral obligations as the legal structure devised in the present legal system would be different with respect to contract and unilateral obligation and the ruling government adopts the rules which are considered as general and clear. However legacy law contains regulations and rules which contradicts the general rules in some cases and the ruling conventional system over the contracts entails that legacy, either ownership legacy or pledge is considered as being unilateral obligation. Therefore, the present paper attempts to investigate the jurisprudential background of this law along with the set-out reasons by comparing it with the civil law which has not been paved by many. The authors of the paper will compare legacy with the general rules of contracts and will substantiate why complex concept of legacy rests on being unilateral obligation.
    Keywords: Ownership legacy, pledge legacy, absolute offer, acceptance credit, mercy, generic contentment, personal contentment, objective unilateral obligation