فهرست مطالب

پژوهش نامه علوم حدیث تطبیقی - پیاپی 1 (پاییز و زمستان 1393)
  • پیاپی 1 (پاییز و زمستان 1393)
  • بهای روی جلد: 80,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/01/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد کاظم رحمان ستایش، سید حیدر طباطبایی حکیم صفحه 11
    قاعده تسامح در ادله سنن یکی از قواعد مشهور نزد حدیث پژوهان به ویژه فقهاست و مستند عمده آن روایاتی است که در منابع فریقین به روایات «من بلغ» معروف شده است. مشهورترین تفسیر از این روایات، اسقاط شرایط حجیت خبر در مستحبات است. این روایات سبب تسامح فقها در ادله سنن نیز شده است. برخی معتقدند این تسامح به حوزه روایات فقهی محدود نیست بلکه در روایات عقاید، تاریخ، سیره و تفسیر و نیز روایات فضائل اهل بیت دقت لازم صورت نگرفته است. در این نوشتار به منظور بررسی صحت و سقم ادعای راهیابی تسامح در روایات فضائل اهل بیت، با بیان مستند این قاعده و بر اساس برداشت های اندیشمندان امامیه از آن، اثبات می شود که ثبوتا حجم عمده روایات فضائل از شمول این قاعده خارج بوده، فقط در حجم کمی از روایات فضائل غیر امامتی اهل بیت ادعای تسامح قابل طرح است؛ همچنان که اثباتا نیز شواهدی بر عدم رخداد چنین سهل انگاری در سیره فضائل نگاران فریقین اقامه می شود. این شواهد، از آنچه در مقدمه تالیفاتشان یا در مطالب آغازین آن آمده است، به عنوان آیینه ای برای کشف نگاه آن فضائل نگاران به روایات فضائل اهل بیت، جمع آوری شده است.
    کلیدواژگان: تسامح در ادله، فضائل اهل بیت، فضائل نگاری، روایات من بلغ
  • مهدی مهریزی، غلام حسین میر صفحه 33
    سیره یکی از منابع احکام اسلامی است. مفهوم سیره اخص از فعل بوده و نقش مهمی در در استنباط حکم شرعی دارد. از مسائل مهم در ارتباط با سیره تبیین دقیق مفهوم سیره و مقومات آن و استخراج قواعد شناسایی این مقومات در روایات است. در نوشتار حاضر تلاش شده با تحلیل مفهوم سیره مقومات آن شناسایی شده و با بررسی و مشاهده مصادیق مختلف سیره در روایات، قواعد شناسایی مقومات سیره استخراج گردد. تحلیل مفهوم سیره حکایت از آن دارد که سیره دو مقوم دارد، استمرار فعل و داشتن منطق عملی. برخی از قواعد شناسایی استمرار در روایات عبارت است از: ورود فعل ناقص «کان» و مشتقات آن بر سر فعل مضارع؛ تعبیر فعل ناقص «مازال» و مشتقات آن؛ صفت مشبهه، اسم تفضیل و اسم مبالغه همراه «کان» ناقصه؛ تصریح به لفظ سیره؛ الفاظ تاکیدی دال بر استمرار؛ و قراین دیگر. برخی از قواعد شناسایی منطق عملی عبارت است از: تصریح امام معصوم به منطق عملی در رفتار و سیره خویش؛ تبیین منطق عملی از جانب معاصران معصوم یا افراد نزدیک به عصر آنان؛ علم تجربی؛ رفتار غیر عادی و تکرار آن؛ و تحلیل عقلی.
    کلیدواژگان: شناسایی سیره، مقومات سیره، استمرار سیره، منطق عملی.
  • مهدی رستم نژاد صفحه 55
    با اینکه قانون ممانعت از تدوین حدیث که صد سال به درازا کشید، در ابتدای قرن دوم، از سوی عمر بن عبدالعزیز رسما ملغی شد، همچنان دانشمندان اسلام تا 43 سال بعد از آن، از نوشتن حدیث پرهیز می کردند. نگارنده بر این باور است که حضور علمی امام صادق در حیره در حد فاصل سال های 132 ق. الی 136 ق. و شیوه حوزه داری آن حضرت با تکیه بر إملاء و تدوین و ارائه عملی تدریس تدوین محور، دانشمندان را بر آن داشت تا همانند شیعیان به تدوین علوم روی آورند و از عقب ماندگی بیشتر خویش جلوگیری نمایند. نگارنده با ارائه اسامی نخستین پیشگامان تدوین که عمدتا از شاگردان امام صادق بوده اند معتقد است اینان پس از درک محضر امام با به راه انداختن جنبش تدوین از نابودی بیشتر خویش پیشگیری کردند.
    کلیدواژگان: منع تدوین، تدوین حدیث، امام صادق، مالک بن انس، حوزه حیره
  • حکمت جارح صفحه 67
    اعتقاد راویان از مسائل تاثیر گذار در سنجش اعتبار روایات، به ویژه در روایات وارد شده در فضائل اهل بیت است. این نکته بسیار مورد تاکید محققان اهل سنت قرار گرفته است. همچنین گرایش به فرق و مذاهب مختلف تاثیر بسزایی در توثیق و تضعیف راویان دارد و هر جا برخی از روایان، اعتقاداتی بر خلاف اعتقادات رجالیان (مولفان کتاب های جرح و تعدیل) داشته باشند، «اهل بدعت» نامیده می شوند. همین مسئله سبب انکار روایات منقول در فضائل اهل بیت شده است، سبب آن نیز وجود راویان شیعی یا رافضی در سند آن روایات است، به ویژه اگر این روایات، موافق و موید مذهب راوی نیز باشد. دیدگاه رجالیان اهل سنت درباره روایات «اهل بدعت» متفاوت است. برخی روایات آنان را مطلقا پذیرفته اند، برخی به طور مطلق رد کرده اند، و برخی نیز قائل به تفصیل در مسئله شده اند. در این نوشتار اقوال آنان به صورت تفصیلی بررسی می شود و بر اساس مبانی و دیدگاه اهل سنت، قول صحیح در پذیرش و عدم پذیرش روایات مطرح می شود
    کلیدواژگان: اعتقاد راوی، اهل بدعت، جرح و تعدیل، احادیث فضائل
  • یحیی الدوخی صفحه 91
    حاکم نیشابوری از محدثان و رجالیان بزرگ اهل سنت است که در کتاب های خود روایات متعددی را در ارتباط با فضایل اهل بیت نقل نموده است. برخی از علمای اهل سنت وی را به تساهل در گردآوری احادیث و بررسی راویان متهم نموده اند. بررسی دلایل احتمالی انتساب تساهل به حاکم از قبیل عدم تطابق روایات حاکم با شرایط شیخین؛ تصحیح احادیث ضعیف؛ ذکر فضائل اهل بیت؛ دیدگاه وی درباره معاویه؛ و تشیع وی حکایت از آن دارد که دو عامل ذکر فضایل اهل بیت و دیدگاه وی نسبت به معاویه موجب شده است تا برخی علمای اهل سنت به رغم پایبندی حاکم نیشابوری به مبانی اهل سنت در جرح و تعدیل راویان، وی را به تساهل و تسامح متهم نمایند. بررسی حدیث غدیر حکایت از آن دارد که اسناد این روایت توسط بزرگان اهل سنت تصحیح و حتی متواتر دانسته شده است، در حالی که نقل این حدیث از سوی حاکم، موجب متهم نمودن وی به تساهل شده است .
    کلیدواژگان: حاکم نیشابوری، جرح و تعدیل، تساهل، شیوه های حدیثی، فضائل اهل بیت، حدیث غدیر
  • علی راد، محمد جواد اسکندرلو، طاهر رضا جعفر صفحه 119
    «گوتیر ینبل Gautier H. A. Juynboll (d. 2010)» شخصیت مهمی در عرصه مطالعات حدیثی مستشرقان غربی است که آثار مشهوری در ارتباط با حدیث پژوهی دارد. وی در ارتباط با احادیث دیدگاه های ویژه ای دارد؛ از جمله اینکه بنابر شواهدی، تاریخ ایجاد و آغاز توسعه اسناد را در قرن دوم و همزمان با فتنه ابن زبیر می داند، در حالی که این برداشت صحیح نبوده و مقصود از «فتنه» در تعابیر تاریخی فتنه قتل عثمان در نیمه اول قرن اول است. ینبل اعتبار احادیث متواتر را نیز زیر سوال برده و معتقد است نظریه تواتر قبل از قرن هفتم مطرح نبود. ضمنا تواتر لفظی را تنها نظریه ای می داند که هرگز مصداق خارجی نداشته است. دلیل دیگری که برای اثبات عدم اعتبار حدیث بدان استناد می کند، نظریه «حلقه مشترک» است. این نظریه برای اولین بار توسط «شاخت» مطرح گردید و ینبل به وسیله آن سعی می کند انتساب حدیث به پیامبر و حتی صحابه را رد کند. البته با بررسی دلایل و مثال هایی که بدان تمسک می کند، ضعف نتیجه گیری وی روشن می شود. در این نوشتار به بازشناسی دیدگاه های وی درباره اسناد حدیث و ارزیابی آنها پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: استشراق، ینبل، سند حدیث، تواتر، حجیت، راویان (روات حدیث)
|
  • Muhammad Kazim Rahman Sitayish, Sayyed Haidar Tabatabaei Hakim Page 11
    The well-known principle of leniency in dealing with narrations about recommended actions (al-tasamuh fi adillat al-sunan) that is often referred to by hadith scholars and especially the jurists among them¡ is based on the traditions of (BCCDE FCCG) which can be found in both the Shia and Sunni classical sources. The most common interpretation of these traditions is that there is no need of conducting an extensive investigation into the validity of such reports. Some are of the view that¡ due to this principle¡ not only the juridical reports but also the traditions relevant to beliefs¡ history¡ biographical literature¡ exegesis and the virtues of the family of the Prophet (a) have not been seriously scrutinized and verified. The article at hand tries to evaluate the validity of application of the principle of leniency on traditions about the virtues of the Prophet’s family. By examining the basis of this principle and exploring the views of the Shia scholars¡ it becomes evident that in reality most of the traditions about their virtues are outside the scope and purview of this principle. Only a few of the virtue-traditions that come from non-infallibles may be validated by means of this principle. Similarly¡ it can be evinced from the available evidence that this principle of leniency was never really applied to such traditions by the ‘virtue-recorders’ of the each of the two schools of though. These evidences sometimes take the form of testimonies that the authors of works about the virtues of the family of the Prophet (a) give in their preambles¡ which gives us a clear idea of their views regarding such traditions.
    Keywords: The principle of leniency, virtues of the family of the Prophet, virtue, recorders, traditions of man balagh
  • Mahdi Mehrizi, Ghulam Hussain Mir Page 33
    Sira or “Prophet Muhammad’s way of life” is considered to be one of the sources of Islamic rulings. The concept of sira is more specific than the action of an infallible and is more effective in deduction of religious decrees. Thus¡ it is important to understand the concept of sira¡ along with its main constituents¡ and then deduce the principles by which one would identify the same constituents in the traditions. In this paper an attempt has been made to analyze the concept of sira and identify its main constituents by surveying many different instances [of the sira] in the traditions and then deducing basic principles that may be used to identify the essential components of the sira. Upon investigation and analysis of the sira¡ we find that it consists of two key components: the continuity of an action and the support of pragmatic logic. Some of the means of identifying the continuity of an action in the traditions include: use of the present tense preceded by the word ‘kna’ (was/used to) and its derivatives¡ use of Arabic expressions such as ‘mzala’ (is still) and its derivatives¡ use of comparative and superlative forms of adjectives¡ use of intensives with ‘kna’ (was/used to)¡ the explicit use of the word of ‘sira’¡ emphatic words that signify continuity etc . Some of the ways of recognizing pragmatic logic [in the traditions] are as follows: explicit mention by the infallible Imam about the logic behind his way of life and behavior¡ the description of pragmatic logic by other contemporary infallible figures or their close companions¡ experimental knowledge¡ an unusual behavior that is repeated often¡ and application of rational reasoning.
    Keywords: Identification of sira (way of life), the constituents of sira, the continuity of sira, pragmatic logic
  • Mahdi Rustam Nejad Page 55
    After the demise of the prophet Muhammad (Peace be upon him and his family)¡ the Muslims were prevented from writing¡ recording and disseminating the prophetic traditions. This prohibition lasted for over a century. It was Umar ibn Abd al-Aziz who formally nullified the ruling at the beginning of the second Islamic century. However¡ Muslim scholars refrained from compiling and writing down the prophetic traditions for an additional 43 years after this. The author maintains that the scholarly presence of Imam Ja‘far al-Sadiq (a) in Hirah between the years 132 and 136 A.H. and his didactic methods including his emphasis on writing¡ dictation and offering practical examples of instruction¡ drew other intellectuals to similarly work towards recording and codifying sciences¡ just as the Shias were doing¡ as they did not want to be left behind. By providing the names of the first pioneers who codified traditions¡ most of whom were disciples of Imam Sadiq (a)¡ the author tries to show how these individuals were inspired after being in the blessed presence of the Imam (a) and then commenced a new movement of writing and codification thereby preventing any further decline and loss [of prophetic teachings and traditions].
    Keywords: Preventing codification, codification of traditions, Imam Sadiq (a), Malik ibn Anas, Hirah Seminary
  • Hikmat Jareh Page 67
    The faith of narrators [of traditions] is one of the effective elements in substantiating the validity of traditions¡ particularly those that deal with the virtues of the family of the Prophet (s). This point has been emphatically highlighted by Sunni scholars. Moreover¡ the narrator’s inclination toward a particular religious school of though and denomination has been extremely decisive in approving or disapproving of his traditions. Thus¡ whenever experts in the Science of Rijal [who verify the reliability of transmitters] found their beliefs contrary to their own¡ they accused them of innovation. This was the very reason that reports on the virtues of the family of the Prophet (s) were disregarded¡ under the pretext of the presence of Shias in chains of transmission. The Sunni experts in the Science of Rijal have diverse approaches with respect to the traditions of ‘heretics’. Some have accepted the reports of heretics whereas others have rejected them completely. The third approach is one that follows a middle path. The article at hand tries to study their arguments in detail and determine¡ on the basis of the Sunni foundations and views¡ the most accurate method of evaluating¡ [and then] accepting or rejecting the traditions.
    Keywords: Tradition, the faith of the narrator, heretic, the Sunni, innovation
  • Yahya Al-Dokhi Page 91
    Hakim Nishaburi was one of the great Sunni scholars and leading traditionists of his age. He reported numerous traditions on the virtues of the family of the prophet (s) in his books. Many Sunni scholars¡ however¡ accuse him of being too lenient in his classification and evaluation of traditions and the transmitters of traditions. The possible reasons behind such an accusation against Hakim Nishaburi include the following: his traditions do not comply with the conditions of Bukhari and Muslim (Shaykhain)¡ his approbation of weak traditions¡ reporting the virtues of the family of the Prophet (s)¡ his [negative] views about Muawiyah and his inclination towards the Shia school of thought. Though Hakim Nishaburi remained extremely loyal to the Sunni foundations in approving and disapproving of the transmitters of traditions¡ his views about Muawiyah and his tendency towards the Shia school of law won him Sunni scholars’ accusations that he was overly tolerant. Though the Tradition of Ghadir and its chain of transmission has been deemed authentic by many of the great Sunni scholars¡ and some have even claimed that there is a general consensus among the Muslims in this respect; yet when Hakim just reports this tradition¡ they accuse him of lacking diligence and being too lenient.
    Keywords: Hakim Nishaburi, approval, disapproval, tolerance, leniency, hadith, related methods, the virtues of the family of the Prophet (a), the Tradition of Ghadir.
  • Ali Raad Muhammad, Javad Eskandarlo, Tahir Ridha Jaffer Page 119
    Gautier H. A. Juynboll (d. 2010) was an important figure in Western-Orientalist Hadith Studies. His work gained prominence and he was considered one of the foremost scholars in his field. Juynboll was a Schachtian and as such¡ he generally denied the ‘proof-value’ and authenticity of hadith. He posited opinions about a variety of issues related to hadith¡ ranging from the genesis and development of isnads¡ tawatur¡ the common-link theory etc. Though he only dealt with the Sunni hadith corpus¡ we expect that some of his methods may also be applied to Shia hadith. In the following article¡ we analyze his views on the provenance and development of isnads and the concept of tawatur¡ before proceeding to critically examine his unique perspective on the common-link theory that was initially propounded by Schacht.
    Keywords: Orientalism, Juynboll, tradition, isnad, tawatur, authority, hadith, transmitters