فهرست مطالب

علوم زیستی ورزشی - پیاپی 30 (پاییز 1395)
  • پیاپی 30 (پاییز 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/09/29
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمد فاضل زاده*، ضیاء فلاح محمدی صفحات 295-309
    هدف از این تحقیق بررسی تاثیر مکمل یاری امگا-3 همراه با چهار هفته تمرین پلیومتریک بر تغییرات سرمی BDNF و استرس اکسایشی مردان فعال و ارتباط بین آنها بود. 28 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی (سن 98/1±21/23 سال، قد 34/5±25/174 سانتی متر، وزن 49/7±83/66 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 25/2±03/20 کیلوگرم بر متر مربع) به طور تصادفی به چهار گروه (مکمل+تمرین، مکمل، تمرین و کنترل)، تقسیم شدند. آزمودنی های گروه های ترکیبی و تمرین به مدت چهار هفته برنامه تمرینات منتخب پلیومتریک را در دو یا سه دوره و با شش تا دوازده تکرار اجرا کردند. همچنین روزانه دو گرم مکمل امگا-3 و یک گرم نشاسته به صورت کپسول سه بار در روز پس از هر وعده غذا توسط آزمودنی های گروه های ترکیبی و مکمل طی دوره تحقیق مصرف شد. کپسول های دارونما با همان مقدار حاوی نشاسته همراه زعفران به مقدار ناچیز جهت رنگ دهی با هدف یکسان سازی ظاهر و مزه با کپسول امگا-3 به گروه تمرین داده شد. از آزمون ANOVA برای بررسی تفاوت بین گروه ها و آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی وجود ارتباط بین متغیرها استفاده شد. افزایش معناداری در سطوح سرمی BDNF گروه های مکمل و ترکیب در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (به ترتیب 001/0 P= و 004/0 P=). سطوح سرمی MDAگروه مصرف کننده مکمل در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معناداری یافت (002/0= P). همچنین سطوح سرمی SOD گروه تمرین به طور معناداری در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت (042/0 P=). به علاوه در بررسی ارتباط بین متغیرها، تنها بین مقادیر MDA و SOD گروه مکمل رابطه همبستگی مشاهده شد (759/0 r= ، 048/0P=). مصرف منظم مکمل امگا-3 و ترکیب آن با تمرینات پلیومتریک موجب افزایش BDNF و کاهش MDA می شود. در نتیجه می توان از آن برای افزایش سلامت دستگاه عصبی و مقابله با استرس اکسایشی ناشی از تمرینات ورزشی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: استرس اکسایشی، امگا، 3، پلیومتریک، فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز
  • فهیمه طیبی، محمدرضا حامدی نیا *، سید علیرضا حسینی کاخک صفحات 311-322
    هدف تحقیق حاضر مقایسه اثر یک جلسه تمرین شنا در دماهای مختلف آب (23، 33 و 38 درجه سانتی گراد) بر اشتها، کالری دریافتی، کالری مصرفی، علاقه مندی به غذا و میزان لاکتات خون در دختران دانشجو بود. طرح تحقیق نیمه تجربی بود و 12 داوطلب دختر (میانگین سنی3/1 ± 83/20 سال، شاخص توده بدنی 68/2 ± 46/20 کیلوگرم بر متر مربع، وزن 46/5 ±6/53 کیلوگرم) از دانشجویان دانشگاه، پروتکل شنای کرال سینه را در سه دمای 23، 33 و 38 درجه سانتی گراد (آب سرد، آب طبیعی، آب گرم) به مدت 45 دقیقه با شدت 80 تا 85 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا کردند. میزان اشتها و علاقه مندی به غذا از طریق پرسشنامه اشتها و یادآمد 24 ساعت مواد غذایی توسط خود آزمودنی ها ثبت شد. همچنین کالری دریافتی و انرژی مصرفی در روزهای اجرای پروتکل، قبل و بعد از اجرای پروتکل در پرسشنامه های مربوط توسط خود آزمودنی ها ثبت و به ترتیب با استفاده از کتاب آلبوم مواد غذایی و جدول خلاصه فعالیت بدنی محاسبه شدند. غلظت لاکتات خون قبل، بلافاصله بعد، 3و9 ساعت پس از اجرای پروتکل تحقیق با استفاده از دستگاه لاکتومتر اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که یک جلسه ورزش شنا در دماهای مختلف آب (23، 33 و 38 درجه سانتی گراد) بر اشتها، علاقه مندی به غذا، کالری دریافتی و انرژی مصرفی اثری ندارد و دمای آب به تنهایی نمی تواند روی کاهش یا افزایش وزن در این نوع از شرکت کنندگان اثرگذار باشد.
    کلیدواژگان: اشتها، شنا در دماهای مختلف آب، علاقه مندی به غذا، کالری دریافتی، لاکتات
  • مهلا تشکری زاده، مهدی مقرنسی* صفحات 341-352
    هدف از این پژوهش بررسی تاثیر ده هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی پروتئین شوک حرارتی 70 (HSP70) و مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع دو بود.
    روش
    20 زن مبتلا به دیابت نوع دو به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (10 نفر، میانگین سنی 27/6±13/47 سال و شاخص توده بدنی 32/3±45/28 کیلوگرم بر متر مربع) و گروه کنترل (10 نفر، میانگین سنی 97/9±30/50 سال و شاخص توده بدنی 45/2±78/28 کیلوگرم بر متر مربع) تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل ده هفته تمرین مقاومتی، هر هفته سه جلسه به مدت 90 دقیقه در هشت ایستگاه با شدت 30 تا 80 درصد یک تکرار بیشینه (1RM)بود. خون گیری پس از 12 ساعت ناشتایی، 48 ساعت قبل از شروع پژوهش و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون های شاپیرو- ویلک، t مستقل و وابسته با نرم افزار spss نسخه 21 در سطح معناداری 05/0>α تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد ده هفته تمرین مقاومتی در گروه تجربی، سبب کاهش معناداری در سطوح HSP70، گلوکز و مقاومت به انسولین شد (05/0>P)، درحالی که سطوح انسولین تغییر معنا داری نکرد (05/0P) بنابراین، به نظر می رسد شیوه تمرینات مقاومتی سبب کاهش گلوکز خون ناشتا و مقاومت به انسولین و افزایش سطوح HSP70 در بیماران دیابتی نوع دو می شود، در نتیجه این تمرینات به عنوان درمان کمکی در این بیماران توصیه می شود.
    کلیدواژگان: پروتئین شوک حرارتی70، تمرین مقاومتی، دیابت نوع دو، مقاومت به انسولین
  • رضا قراخانلو*، علی گرزی، زینب نبی اللهی صفحات 353-364
    این پژوهش با هدف تعیین اثر هشت هفته تمرین استقامتی و مقاومتی بر میزان فعالیت استیل کولین استراز نوعG4 در عضلات خم کننده دراز انگشت شست (FHL) و نعلی موش های صحرایی انجام گرفت. تعداد 24 سر موش صحرایی نر ویستار (سن 10 هفته و وزن 961/8±94/171گرم) به صورت تصادفی به سه گروه کنترل، تمرین استقامتی و مقاومتی تقسیم شدند. گروه تمرین استقامتی و مقاومتی به مدت هشت هفته و هفته ای پنج جلسه تمرینات خود را اجرا کردند. تمرینات مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان های مخصوص به ارتفاع 1متر و 26 پله با حمل یک وزنه بود. نتایج نشان داد که میزان فعالیت استیل کولین استرازG4 در عضلات تند گروه های تمرین مقاومتی و استقامتی در مقایسه با گروه کنترل به صورت معنا دار (به ترتیب 045/0=P و 015/0=P) افزایش یافت، ولی تفاوت معنا داری در میانگین میزان فعالیت استیل کولین استرازG4 بین گروه های تمرین مقاومتی و استقامتی در عضله تندانقباض مشاهده نشد (838/0=P). در عضلات کندانقباض نیز میزان فعالیت استیل کولین استرازG4 گروه تمرین مقاومتی به صورتی معنا داری بالاتر از گروه های کنترل و تمرین استقامتی بود (به ترتیب 003/0=P و 005/0=P)؛ ولی تفاوت معنا داری بین میانگین میزان فعالیت استیل کولین استرازG4 گروه های کنترل و تمرین استقامتی مشاهده نشد (958/0=P). به نظر می رسد تمرین مقاومتی پژوهش حاضر تاثیر بارزی در میزان فعالیت استیل کولین استرازG4 در هر دو نوع عضله داشته است که احتمالا حاکی از اهمیت این نوع تمرینات در سازگاری های این عضلات باشد. پاسخ تارهای نوع تندانقباض به هر دو نوع تمرین ممکن است به دلیل تاثیرپذیری بیشتر این عضلات به محرک های تمرینی باشد.
    کلیدواژگان: استیل کولین استراز، تمرینات استقامتی، تمرینات مقاومتی، عضلات FHL و نعلی
  • رحمان سوری*، نیکو خسروی، هانیه یزدان دوست، محمدحسین آیتی صفحات 365-380
    پژوهش حاضر مقایسه دو نوع تمرین هوازی با شدت های مختلف بر سطوح سرمی رزیستین و مقاومت به انسولین در زنان دیابتی نوع دو را مطالعه می کند. 24 زن میانسال مبتلا به دیابت نوع دو (با میانگین و انحراف استاندارد سنی 45/3±8/41 سال، وزن61/3±8/76 کیلوگرم، شاخص توده بدن 02/1±1/31 کیلوگرم بر متر مربع، درصد چربی بدن 38/1±6/41و WHR 05/0 ± 94 /0) به طور هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه تمرین تناوبی با شدت بالا ، تمرین استقامتی با شدت متوسط و گروه کنترل قرار گرفتند. دو گروه تجربی تمرینات را به مدت 16 هفته و 3 روز در هفته دریافت کردند. پس از 12 ساعت ناشتایی خون گیری صورت گرفت و از آن برای سنجش غلظت رزیستین سرم و انسولین استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمون کولموگروف– اسمیرنوف، واریانس یکطرفه،آزمون تعقیبی بانفرنس و، تی زوجی در سطح معنا داری 05/0>P انجام گرفت. یافته ها نشان داد بین دو نوع تمرین، تناوبی با شدت بالا و استقامتی با شدت متوسط، از لحاظ آماری تفاوت معنا داری در میزان رزیستین سرمی و مقاومت به انسولین وجود ندارد و هر دو نوع تمرین کاهش معناداری در سطوح رزیستین، مقاومت به انسولین، BMI و درصد چربی بدن ایجاد کردند (05/0>P). اما تغییر معناداری را در مقادیر WHR ایجاد نکردند (05/0نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن است که بین 16 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و استقامتی با شدت متوسط بر رزیستین و شاخص آنتروپومتریک و مقاومت به انسولین تفاوتی وجود ندارد و هر دو نوع تمرین می توانند سبب بهبود مقاومت به انسولین و کاهش رزیستین سرمی شوند و این کاهش می تواند نشان دهنده کاهش عوامل خطرزای قلبی- عروقی و متابولیکی باشد.
    کلیدواژگان: تمرین تناوبی با شدت بالا، تمرین استقامتی با شدت متوسط، رزیستین، مقاومت به انسولین
  • زینب پورسردار *، محمدرضا صادقیان شاهی، رزا رهاوی صفحات 381-392
    هدف از تحقیق حاضر، بررسی ویژگی های آنتروپومتریک و برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی مردان نخبه اپه، فلوره و سابر تیم ملی شمشیربازی ایران بود. جامعه آماری 30 شمشیرباز عضو تیم ملی با دامنه سنی 67/3 ± 2/22 سال در سه اسلحه (اپه 10 نفر، فلوره 10 نفر و سابر10 نفر) بودند. از ویژگی های آنتروپومتریکی قد نشسته، طول دست ها، شاخص توده بدن و درصد چربی بدن و از فاکتورهای آمادگی جسمانی توان هوازی، توان بی هوازی، نیروی عضلانی، سرعت، چابکی، انعطاف پذیری و زمان واکنش مورد سنجش قرار گرفت. تست ها در مرکز سنجش کمیته ملی المپیک انجام گرفت. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه (ANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد بین ویژگی های آنتروپومتریکی شمشیربازان سه اسلحه مرد نخبه ایران تفاوت معناداری وجود ندارد، اما از نظر فاکتورهای آمادگی جسمانی شمشیربازان فلوره از نیروی عضلانی (پا) و سرعت (40 یارد) بالاتر و شمشیربازان اسلحه سابر از انعطاف پذیری (ران) بهتری نسبت به دو اسلحه دیگر برخوردارند.
    کلیدواژگان: آمادگی جسمانی، آنتروپومتریک، شمشیربازی
  • مرضیه انصاری*، روح الله رنجبر، مسعود نیکبخت صفحات 393-409
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین ترکیبی ایستگاهی بر میزان آدیپونکتین و hs-CRP زنان دارای اضافه وزن بود. در این پژوهش 22 زن دارای اضافه وزن (میانگین ± انحراف معیار، سن 43/4±04/26 سال، وزن 56/6±10/73 کیلوگرم و نمایه توده بدنی 53/2±35/29)، به صورت داوطلبانه شرکت داشتند و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (11=n) و تمرین ترکیبی ایستگا هی (11=n) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرین ترکیبی ایستگاهی به مدت هشت هفته و هر هفته چهار جلسه با شدت 90-70 درصد حداکثر ضربان قلب، تمرین کردند. نمونه خون قبل از شروع تمرین و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین در حالت ناشتا گرفته شد. برای اندازه گیری متغیرهای هورمونی از روش الایزا استفاده شد. همچنین، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. پس از هشت هفته تمرین ترکیبی ایستگاهی، سطوح آدیپونکتین در گروه تجربی به طور معناداری (001/0 P =) افزایش یافت، درحالی که سطوح hs-CRP دراین گروه کاهش یافت (001/0 P =). به نظر می رسد که تمرین ترکیبی ایستگا هی با شدت بالا، به دلیل تاثیرات ضد ا لتهابی شیوه درمانی موثری برای جلوگیری و بهبود عوامل خطر بیماری ها ی مزمن مرتبط با چاقی مانند بیماری قلبی- عروقی، دیابت و... در زنان جوان کم تحرک و دارای اضافه وزن باشد.
    کلیدواژگان: آدیپونکتین، التهاب، تمرین ترکیبی ایستگاهی، hs، CRP
  • بهرام عابدی*، الهام اخوت صفحات 411-425
    دیابت، اختلال متابولیکی است که به وسیله هیپرگلیسمی به دنبال نقص در ترشح انسولین، مقاومت به انسولین یا هر دو مشخص می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر سطوح آدیپونکتین سرمی و مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع دو بود. به همین منظور 35 نفر از زنان دیابتی نوع دو دارای اضافه وزن (BMI بین 30-25 کیلوگرم بر متر مربع) با دامنه سنی 45 تا 60 سال داوطلبانه در تحقیق حاضر شدند و در دو گروه تمرین HIIT (17n=) و کنترل (18n=) قرار گرفتند. گروه HIIT به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته، 6-4 تکرار 30 ثانیه ای با حداکثر تلاش با شدت 250 درصد و استراحت 4 دقیقه ای بین تکرارها) تمرینات چرخ کارسنج را انجام دادند. نتایج تی وابسته نشان داد بین میانگین داده های پیش آزمون و پس آزمون مقاومت به انسولین و درصد چربی بدن گروه HIIT کاهش معنا دار و بین میانگین سطوح آدیپونکتین سرمی و حداکثر اکسیژن مصرفی افزایش معناداری مشاهده شد (05/0P<). همچنین نتایج تحلیل کوواریانس تفاوت معنا داری را بین گروه های تمرینی در میزان آدیپونکتین (026/0P= و 21/3F=)، مقاومت به انسولین (007/0P= و 28/5F=) و درصد چربی (041/0P= و 60/2F=) نسبت به گروه کنترل نشان داد. از طرفی میزان وزن و شاخص توده بدنی آزمودنی ها تغییر معناداری نداشت (05/0< P). احتمالا می توان گفت که انجام هشت هفته تمرینات سرعتی شدید (HIIT) بدون تغییر در مقدار وزن و شاخص توده بدنی می تواند تاثیرات مثبتی بر مقاومت به انسولین، درصد چربی و سطوح آدیپونکتین زنان مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد.
    کلیدواژگان: آدیپونکتین، دیابت نوع دو، مقاومت به انسولین، ورزش
  • سید محمد صادق هاشمی*، رامین شعبانی صفحات 427-445
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر تغییر در ترتیب توالی تمرینات استقامتی و قدرتی همزمان بر توان هوازی و ترکیب بدنی مردان فعال انجام گرفت. 30 مرد با سابقه تمرین استقامتی و قدرتی (با میانگین سن 50/3±8/25 سال) به یکی از سه گروه زیر تقسیم شدند: تمرین استقامتی قبل از تمرین قدرتی (10=n)، تمرین قدرتی قبل از تمرین استقامتی (10=n) و بدون تمرین (10=n). گروه های تمرینی به مدت پنج هفته به تمرین پرداختند. برنامه تمرینی قدرتی در سه روز هفته تقسیم شده بود (3 ست، 85 -70% RM1). برنامه تمرینی استقامتی شامل 5-3 بار دویدن به صورت متناوب با حداقل سرعتی بود که در آن، آزمودنی به حداکثر اکسیژن مصرفی می رسید (max2vVO) و مدت زمان هر بار دویدن معادل 50 درصد زمان رسیدن به واماندگی (Tlim) در سرعت max2vVO بود؛ پیش و پس از اتمام برنامه ترکیبی مقادیر حداکثر اکسیژن مصرفی (max2VO) ، Tlim و درصد چربی بدن تمامی آزمودنی ها تعیین و نتایج بررسی و مقایسه شد. مقدار max2VO و Tlim در هر دو گروه تمرینی افزایش معنا داری داشت (05/0P<). اما اختلاف افزایش max2VO بین دو گروه معنا دار نبود (05/0P>). کاهش درصد چربی بدن در هر دو گروه معنا دار بود، به علاوه اختلاف معنا داری در کاهش درصد چربی بدن بین دو گروه وجود داشت (05/0P<). با توجه به یافته های پژوهش، انجام تمرین قدرتی پس از تمرین استقامتی به کاهش بیشتر درصد چربی بدن در آزمودنی ها منجر شد، اما مقدار توسعه max2VO در دو گروه ترکیبی مشابه بود.
    کلیدواژگان: تمرین ترکیبی، تمرین هوازی متناوب، حداکثر اکسیژن مصرفی و درصد چربی بدن
|
  • Mohammad Fazelzadeh*, Ziya Fallah Mohammadi Pages 295-309
    The aim of this study was to investigate the effect of omega-3 supplementation with 4 weeks of plyometric training on serum changes of brain derived neurotrophic factor (BDNF) and oxidative stress and their relationship in active men. 28 physical education male students (age 23.21±1.98 year, height 174.25±5.34 cm, weight 66.83±7.49 kg, BMI 20.03±2.25 kg/m2) were randomly divided into four groups including training omega-3, omega-3, training, control. The training and trainingꉧ3 (combination) groups performed selected plyometric training for 4 weeks in 2 or 3 sets with 6 to 12 repetitions. Also, supplementary (omega-3) and combination groups daily consumed 2 gr. omega-3 and 1 gr. starch (as a capsule) 3 times per day after their meals. Training group received placebo capsules (starch with similar weight combined by saffron to provide color for an appearance and taste similar to omega-3 capsules). ANOVA was used to examine inter-group differences and Pearson correlation coefficient was applied to investigate the existence of any relationships among variables. A significant increase was observed in BDNF serum levels in combined and supplementation groups compared with the control group (P=0.001, P=0.004 respectively). Serum levels of MDA decreased significantly in supplementation group compared with control group (P=0.002). Also, serum levels of SOD in training group increased significantly compared with control group (P=0.042). Likewise, only a correlation observed was observed between MDA and SOD in supplementation group (P=0.048, r=0.759). Regular consumption of omega-3 supplementation combined with plyometric training increases BDNF and reduces MDA. Consequently, it can be used as a beneficial method to increase the health of the nervous system and to resist oxidative stress induced by exercise training.
    Keywords: brain derived neurotrophic factor, omega, 3, oxidative stress, plyometric
  • Fahimi Tayebi, Mohamadreza Hamediniya*, Alireza Hoseinikakhak Pages 311-322
    The aim of this study was to compare the effect of one swimming session in different water temperatures (23, 33 and 38̊ c) on the appetite, calorie intake, calorie consumption, food liking, and the amount of blood lactate in female students. The research design was semi-experimental and 12 female volunteers (mean age 20.83 ± 1.3 yr, BMI 20.46 ± 2.68 kg/m², weight 53.6 ± 5.46 kg) from university students performed the swimming protocol of front crawl in the three temperatures of 23̊c (cold water), 33̊c (normal water) and 38̊c (warm water) for 45 minutes with intensity of 80-85% of maximum heart rate. The amount of appetite and food-liking were recorded by appetite questionnaire and recall of 24 hours of nutritional materials by the subjects. Also, calorie intake and calorie consumption were recorded in the related questionnaires during, before and after performing the protocol by the subjects and were calculated by the album book of nutritional materials and the summary table of body exercise. The concentration of the blood lactate was measured by a lactometer before, immediately after and 3 and 9 hours after performing the protocol. The results showed that one swimming session in different water temperatures (23, 33 and 38̊ c) had no effects on appetite, food-liking, calorie intake and calorie consumption, and water temperatures cannot have an effect on weight loss or gain alone in this type of participants.
    Keywords: appetite, calorie intake, food, liking, lactate, swimming in different water temperatures
  • Mahla Tashakori Zade, Mahdi Mogharnasi * Pages 341-352
    The aim of this study was to investigate the effect of 10 weeks of resistance training on serum levels of heat shock protein 70 (HSP70) and insulin resistance in type 2 diabetic women. 20 women with type 2 diabetes were selected by purposive sampling method and randomly divided into experimental group (n = 10, mean age 47.13±6.27 year, BMI 28.45±3.32 kg/m²) and control group (n = 10, mean age 50.30±9.97 year, BMI 28.78±2.45 kg/m²). The training program consisted of 10 weeks of resistance training, 3 sessions per week for 90 minutes at 8 stations with 30-80% one repetition maximum (1RM). After 12 hours of fasting, blood samples were collected 48 hours before the study and 48 hours after the last training session. Data were analyzed using theShapiro Wilk test and independent and dependent t tests with SPSS version 21 at significance level (α0.05). HSP70 and glucose changes from pretest to the posttest in the experimental group were significant compared with the control group (P
    Keywords: HSP70_insulin resistance_resistance training_type 2 diabetes
  • R. Ghara Khanlou *, Ali Gorzi, Mahdi Bayati Pages 353-364
    The aim of this study was to investigate the effect of 8 weeks of endurance and resistance training on the activity of G4 acetyl cholinesterase in FHL and soleus muscles of rats. 24 male Wistar rats (age: 10 weeks and weight: 171.94±8.961 gr) were randomly divided into 3 groups (control, endurance training (ET) and resistance training (RT)). ET and RT groups carried out 8 weeks (5 sessions per week) of training programs. Resistancetraining included climbing a 1-m ladder (26 stairs) carrying a weight.Results showed that the activity of this protein in fast twitch muscle of RT and ET groups increased significantly (P=0.045 and P=0.015 respectively) compared to control group, but there were no significant differences between RT and ET groups in the mean activity of this protein in the fast twitch muscle (P=0.838). Activity of this protein in slow muscle of RT group was significantly higher than control and ET group (P=0.003 and P=0.005 respectively) but there were no significant differences between control and ET groups in the mean activity of this protein (P=0.958). It seems that this resistance training protocol had a clear effect on the G4 AChE activity in both slow and fast twitch muscles, suggesting the importance of this type of training for adaptations of these muscles. Response to both types of training by fast twitch muscles could be due to more responsiveness of these muscles to training stimuli.
    Keywords: acetyl cholinesterase, endurance training, FHL muscle, resistance training, soleus muscle
  • R. Souri *, Niko Khosravi Pages 365-380
    The present study intended to compare two types of aerobic training on serum levels of resistin and insulin resistance in type-2 diabetic women. 24 middle-aged type-2 diabetic women (mean age 41.8±3.45 yr, weight 76.8±3.61 kg, BMI 31.1±1.02 kg/m2, body fat percentage 41.6±1.38 and WHR 0.94±0.05) were purposively selected and then randomly assigned to three groups: highly-intensity interval training, moderate-intensity endurance training and control. The two experimental groups performed the training protocol for 16 weeks, 3 sessions per week. After 12 hours of fasting, blood samples were collected and serum resistin concentration and insulin were measured. The data were analyzed by Kolmogorov –Smirnoff test, one-way ANOVA, Bonferroni post hoc test and paired t testat the significance level of P>0.05. Findings showed no significant statistical difference between highly-intensity interval training and moderate-intensity endurance training in serum resistin and insulin resistance. Both types of training significantly reduced resistin, insulin resistance, BMI and body fat percentage (P>0.05), but they could not significantly change WHR (P>0.05). The results showed no significant differences between 16 weeks of highly-intensity interval training and moderate-intensity endurance training in resistin, anthropometric index and insulin resistance. Both types of training can improve insulin resistance and reduce serum resistin. This reduction can signal the reduction of cardiovascular and metabolic risk factors.
    Keywords: high, intensity interval training, insulin resistance, moderate, intensity endurance training, resistin
  • Zeynab Puorsardar *, Reza Sadeghiyan Shahi, Roza Rahavi Pages 381-392
    The aim of the present study was to examine anthropometric characteristics and selected physical fitness factors in male elite athletes (epee, foil, sabre) of Iran national fencing team. The statistical population consisted of 30 athletes of fencing national team (age range 22.2± 3.67 yr) in the three weapons (epee n=10, foil n=10 and sabre n=10). Anthropometric characteristics (sitting height, arm length, body mass index (BMI), body fat percent) and physical fitness factors including aerobic and anaerobic power, muscular strength, speed, agility, flexibility and reaction time were measured. Tests were performed in Olympic National Committee laboratory. Data were analyzed by one-way ANOVA test. Results showed no significant differences in anthropometric characteristics among fencers, but given physical fitness factors, foil fencers had more muscle strength (long jump) and higher speed (40 yards) and sabre fencers had more hip flexibility in comparison with the other groups.
    Keywords: anthropometry, fencing, physical fitness
  • Marzieh Ansari *, Ruhollah Ranjbar, Masuod Nikbakht Pages 393-409
    The aim of this study was to evaluate the effect of 8 weeks of combined station training on the adiponectin and hs-CRP in overweight women. 22 overweight women (mean ± SD, age 26.04±4.43 years; weight 73.10±6.56 kg; body mass index 29.35±2.53) were voluntarily selected and randomly divided into control (n=11) and combined station training (n=11) groups. The subjects of combined station training practiced for 8 weeks, 4 sessions per week with an intensity of 70–90% MHR. Blood samples were collected in a fasting state before practice and 48 hours after the last training session. ELISA was used to measure hormonal variables. For data analysis, ANCOVA analysis was used. After 8 weeks of combined station training, the levels of adiponectin in experimental group increased significantly (P=0.001) while the levels of hs-CRP decreased (P=0.001). It seems that due to anti-inflammatory effects, combined station training with high intensity may be an effective therapy to prevent and improve risk factors for chronic obesity-related diseases such as cardiovascular diseases, diabetes, etc. in sedentary overweight young women.
    Keywords: adiponectin, combined station training, hs, CRP, inflammation
  • Bahram Abedi * Pages 411-425
    Diabetes is a metabolic disorder specified by hyperglycemia following a defect in insulin secretion, insulin resistance or both. The aim of this study was to examine the effect of high-intensity interval training (HIIT) on serum adiponectin levels and insulin resistance of women with type 2 diabetes. For this purpose, 35 overweight women with type 2 diabetes (age range 45-60 years, BMI 25-30 kg/m2) voluntarily participated in this study and were assigned to the HIIT training group (n=17) and control group (n=18). The HIIT group conducted their training on an ergometer for 8 weeks (3 sessions per week, 4-6 30-second repetitions with highest effort and 250% intensity with 4-min. rest intervals). The results of dependent t test showed a significant decrease in the mean scores of pretest and posttest of insulin resistance and body fat percentage in HIIT group and a significant increase in mean scores of serum adiponectin levels and maximal oxygen uptake (P0.05). It may be noted that 8 weeks of high-intensity interval training (HIIT) with no changes in weight and body mass index could have positive effects on insulin resistance, fat percentage and adiponectin levels in women with type 2 diabetes.
    Keywords: adiponectin_insulin resistance_training_type 2 diabetes
  • Syed Mohammad Sadegh Hashemi *, Ramin Shabani Pages 427-445
    The aim of this study was to investigate the effect of a change in the sequence of concurrent endurance and strength training on aerobic power and body composition of active men. 30 men (mean age 25.8 ± 3.50 years) with endurance and strength training history were divided into these groups: endurance training before strength training (ES, n=10), strength training before endurance training (SE, n=10) and no training (control) (C, n=10). Subjects trained for 5 weeks. Strength training protocol was divided into 3 days a week (3 sets, 70-85% 1RM). The endurance training protocol included 3-5 times intermittent running with minimum speed through which the subject reached maximal oxygen consumption (vVO2max). The duration of each running was equal to 50% of time to exhaustion (Tlim) in vVO2max speed. VO2max, Tlim and BF% were measured before and after the training and the results were compared. VO2max and Tlim significantly increased in both training groups (P0.05). BF% decrease was significant in both groups. Also, there was a significant difference in decreased BF% between the two groups (P
    Keywords: body fat percentage, concurrent training, interval aerobic training, VO2max